گفتگوی محمود جعفری با آقای جمال درودی عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵

جناب آقای درودی با سلام به شما وسپاسگزاری از این اینکه اجازه میدهید با شما مصاحبه داشته باشیم.

 

ظرف ماههای اخیر نوشته های درونی فراوانی در مورد عملکرد شورای مرکزی جبهه ملی ایران دیده شده ودرماه گذشته در این باره۲ نوشته علنی از سوی آقای اشکان رضوی از فعالان برجسته جبهه ملی ایران منتشر گردیده است. تارنمای جبهه ملی ایران- اروپا نیزاولین نوشته را منتشر نمود که با مخالفت تعدادی از آقایان منجر گردید. از آنجائی که هدف سربلندی ایران است و پویائی جبهه ملی ایران، به عنوان عمده ترین سازمان ملی در خارج از کشور، بر آن شدیم که از چند چهره قدیمی وفعال جبهه ملی ایران سوالاتی در این باب نموده وجهت آگاهی ملت ایران ونیروهای ملی به انتشار آن اقدام نمائیم.

۱- آقای درودی لطفا مختصری درباره خودتان وتاریخچه ارتباط خود با جبهه ملی ایران برای خوانندگان ما توضیح بدهید.

با تشکر از جنابعالی که این فرصت را در اختیار من گذاشتید.

بارها این سئوال به مناسبت هایی از من شده در حالیکه من  تمایل زیاد به پاسخ گویی ان نداشتم، زیرا  همیشه فکر می کنم پاسخ این سئوال ممکن است یک نوع اندیشه خود ستایی از خود در خواننده ایجاد کند ولی در هر صورت برای آنکه سئوال جنابعالی بی جواب نماند خیلی کوتاه و گذرا اشاره ای بگذشته خود می کنم.

من در یک خانوده متدین، وطن دوست، ملی، مبارز سیاسی بر آمده از انقلاب مشروطیت تربیت شدم و از سنین خیلی کم علاقمند به مسائل سیاسی شده و با هدایت و راهنمایی پدر در خط فکری مصدق قرار گرفتم و شیفته آن بزرگمرد آزاده ایران شدم. بزرگترین خاطره سیاسی دوران زندگی من که هر گز فراموش نمی کنم روزی بود که به دعوت آن عزیز و مراد خود در ۲۲ مهر ۱۳۲۸ برای تحصن و اعتراض به نحوه انتخابات در دربار که گفته بود”ای مردم در آنجا ما را تنها و بی نگذارید” در آن اجتماعی پر شکوه شرکت کردم و برای اولین بار در حالیکه اشک شوق از چشمانم جاری بود چهره به چهره مراد خود شدم و از آن روز با خود عهد و پیمان بستم که چون سر بازی ساده در راه اهداف آن آزاده گام بردارم. و می دیدم که آن افکار در جبهه ملی ایران متبلور شده است. و امروز افتخار دارم که بیش از شصت سال است که در صف مقدم و سنگر جبهه ملی ایران همیشه آماده مبارزه بوده ام.

۲- بنا به اساسنامه جبهه ملی ایران، عمر شورای مرکزی مدتی است که به پایان رسیده وتعداد زیادی از اعضای شورا خواهان برگزاری انتخابات جدید میباشند. چه موانعی در این موردعمل میکند که پس از چندین سال این مهم به اجرا در نیامده است؟

همانطور که اشاره فرمودید دوره این شورا ی مرکزی جبهه ملی مدتهاست که به پایان رسیده و باید طبق اساسنامه تجدید انتخابات شود. البته در اساسنامه ماده ۱۱ تبصره ۲ آمده است “شورای مرکزی تا رفع موانع به وظایف خود ادامه خواهد داد”.سئوال این است که آیا شورا برای رفع موانع اقدامی کرده ؟ این موانع در حال حاضر چیست؟ آیا فکر نمی کنید این موانع را خودمان ایجاد کرده ایم؟ ما اعضای شورا چند سال می توانیم یه بهانه موانع به عضویت خود در شورا ادامه دهیم؟ آیا براین باوریم که عضویت مادم العمر است؟ به نظر من تنها مانعی که سر راه انتخابات شورا است ترس عده ای از انتخاب نشدن است.

۳ با توجه به پایان عمردوره ای شورای مرکزی وهیئت اجرائی آن، انتصابات واضافه کردن افراد جدید به شورا چگونه توجیه میگردد؟

طبق نص صریح اساسنامه جبهه ملی مدت زمان قانونی تمامی ارگانهای سازمان، هیدت رهبری و شخصیت ها برای دو سال است و پس از مدت مقرر خود به خود صلاحیت و عضویت آنان خاتمه می یابد. بنا بر این در شرایط حاضر هیچکدام از این ارگانها از جمله هیئت رئیسه رهبری و اجرایی تشکیلات حق هیچ گونه تصمیم گیری را ندارند. چگونه است و به استناد کدامیک از مواد اساسنامه در حالیکه عمرشان پایان یافته به خودشان اجازه می دهند عده ای را به صورت انتصابی به شورا دعوت کنند؟ یکی از مسائل مورد اختلاف همین مورد و دیگر رفتارهای غیر قانونی و بر خلاف اصول دموکراسی این آقایان است.

۴– شایعاتی در سطح ملیون مطرح میباشد که اکثراعضای شورای مرکزی وهیئت رهبری جبهه ملی ایران در جلسات شورا شرکت نمیکنند تا بدینوسیله اعتراض خود را با نحوه مدیریت جبهه ابراز دارند. آیا این امر حقیقت داشته واگر چنیین است این جلسات را که اکثریت اعضا یش در آن شرکت نمیکنند چه میتوان نامید وآیا میتوان تصمیماتش را رسمی تلقی نمود؟

این شایعه نیست بلکه واقعیت دارد. اکثریت هیئت رهبری و عده ای بسیاری از اعضای شورا به دلایل عدیده از جمله رعایت نکردن مواد اساسنامه و نحوه و ضعف مدیریت و تنش های موجود در شورا به عنوان اعتراض در جلسات شورا شرکت نمی کنند و بارها اعتراضات قانونی و پیشنهادات اصلاحی خود را بشورا داده اند که متاسفانه به انها ترتیب اثر داده نشده . تا جاییکه هیئت رهبری برای جلو گیری از هر گونه اختلاف و تنش تفاهم نامه ای را در ۱۴ مورد تصویب کرد و به امضای کلیه افراد هیئت رهبری رساتد، ولی این تفاهم نامه با اعتراض عده ای معدود از دستور کار شورا خارج شد. هم اکنون هیئت رهبری عملا کاری انجام نمی دهد و هیئت اجرایی نیم بند(۲ نفر استعفا داده و یک نفر نیز فوت نموده)غیر قانونی است که به جای شورای مرکزی و هیئت رهبری تصمیم می گیرند. آقایان با کدام اختیارات به خود  اجازه می دهند که بیانیه  سیاسی انتشار دهند؟

۵– شایعاتی است که مسئول سابق سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران با سفارش به آقای برومند تعیین گردیده. آیا این امر صحت دارد؟

بله این مورد صحت داشته و ریاست شورا در یک جمع فرمودند که : این فرد به من تحمیل شده است” ولی همین فرد تحمیل شده با حمایت رئیس تشکیلات در سازمان دانش آموختگان نفوذ پیدا کرده و باعث از هم پاشیدگی و تنش هایی در این سازمان شده تا جایی که ۵ نفر از ارزشمند ترین و فعال ترین اعضای سازمان که بنیان گذاران آن بودند به عنوان اعتراض از آن سازمان کناره گیری کردند ولی خوشبختانه با کمک آن عزیزان توانستیم این سازمان را که یادگار دکتر ورجاوند است بر جایگاه اصلی خود بر گردانیم.

۶ – با توجه به نیاز شدید همکاری واتحاد نیروهای ملی ودمکرات، به نظر شما چرا جبهه ملی نمیتواند سایر سازمانهای ملی از جمله حزب ملت ایران را به خود جذب نماید؟

در سالهای گذشته زنده یاد مرحوم دکتر علی اردلان سعی داشت که جبهه ملی را گسترش داده و احزاب و گروهها و شخصیت های ملی را به آن جذب نماید. حتی در روزهای پایانی عمر خود بزرگترین اجتماع نیروهای ملی را در خانه خود گرد هم آورد و خواستار اتحاد و همبستگی شد. پس از فوت آن بزرگمرد مرحوم ورجاوند ادامه دهنده آن راه شد ولی متاسفانه همیشه این برنامه با مخالفت عده ی معدودی مواجه شده و میشود و آنها شدیدا مخالف هستند با گسترش جبهه ملیون. در این راه موانع و کار شکنی ایجاد می کنند. ما با تماس هایی که با حزب ملت ایران گرفتیم آنها رسما با حضور این افراد در جبهه ملی اعتراض دارند و بر این عقیده هستند که با حضور این اشخاص جبهه ملی هیچگاه نمی تواند به جایگاه واقعی خود باز گردد و در بر گیرنده احزاب ملی باشد.

۷- به عنوان آخرین سوال در نوشته های شما و دیگر دوستان مکرر از کلمه باند استفاده میگردد. منظورچه کسانی هستند وچه اهدافی را دنبال میکنند ؟ چرا شما آنها را فراکسیون نمی نامید؟

 

من بارها در این راستا در مقالات و مصاحبه ها به آن اشاره کرده و تاریخچه “باند” را باز گو کردم مخصوصا در نوشتار {جزوه نقد- جبهه ملی ایران در دهه۶۰} و علاقمندان می توانند به آن نوشته مراجعه کنند. ضمنا در آخرین مصاحبه ام با آقای اشکان رضوی از اعضای جوان جبهه ملی در اسفند ۱۳۸۹ این موضوع را به صورت مفصل مورد بحث قرار دادم ولی از اینکه سئوال فرمودید که چه کسانی هستند باید عنوان کنم که این افراد بازمانده تشکیلاتی هستند که اکنون افراد معدود و انگشت شماری بیش نیستند و خود آنها نیز ابا دارند از اینکه اقرار کنند که عضو باندی هستند که کلیه کارها و اعمال و نظریات و عقاید آنها الگو گرفته از فراماسونرها است. اهداف آنها بر پایه چهار اصل زیر استوار شده:

۱-     جلو گیری از توسعه و گسترش جبهه ملی ایران و نگه داشتن آن در یک چارچوب محدود که قابل کنترل برای باند باشد.

۲-     سیطره و نظارت کامل باند بر کلیه ارگانهای تشکیاتی، اجرایی و سیاسی جبهه ملی.

۳-   سعی برای احاطه کردن شخصیتهای سر شناس و با نفوذ جبهه ملی در راستای اهداف خود و از صحنه خارج کردن شخصیتهایی که زیر نفوذ آنها قرار نمی گیرند.

۴-     جلو گیری از هر گونه تماس با احزاب و دستجات ملی در جهت پیوستن به جبهه ملی و تلاش در انحصار طلبی و خود محوری.

آقای درودی از وقتی که در اختیار ما گذاشتید بسیار سپاسگذاریم.

من هم بار دیگر از جنابعلی  تشکر نموده و برای  همه نیروهایی که زیر پرچم جبهه ملی مبارزه می کنند آرزوی پیروزی دارم و امیدوارم که با کمک هم بتوانیم جبهه ملی را از بحرانی که برایش بوجود آورده و مانع پیشرفت و گسترش آن شده اند به سلامت عبور دهیم.

تهران، هقدهم اردیبهشت ماه ۱۳۹۰