کلاغ ها در کنار پرستو ها! عبدالحمید شمس معلم دانشگاه

۲۶ دی ۱۳۹۹

 


وقتی یک خبر نگار مثل روح الله زم و یا یک سیاستمدار و فعال سیاسی، با کمک یک خانم زیبا به دام نهاد های اطلاعاتی- امنیتی می افتد، فورن از نام پرستو برای توصیف آن خانم استفاده می شود. افکار عمومی آنقدر محو حضور پرستو ها شده اند که متوجه کلاغ ها نیستند!
▪️کلاغ ها کیستند؟
کلاغ های افراد مطلع و صاحب نفس و یا «دست به قلم» و در عین حال «مزدبگیرانی» هستند که اغلب در شبکه های ماهواره ای، مستقیم و یا غیر مستقیم، از مواضع و جنایت های نظام دفاع می کنند. آنها عمدتن چهره های دارند که با «ظاهر اسلامی» سازگاری ندارد، بطوریکه گاه برخی از این افراد از کراوات و یا پاپیون و دستمال پوش هم استفاده می کنند. اصولن مسئولان سفارت ها به آنها تأکید می کنند که با این ظاهر جلوی دور بین ها ظاهر شوند، تا ایرانیان با ضریب هوش متوسط تصور کنند که در میان «ایرانیان غرب گرا» هم کسانی هستند که از نظام دفاع می کنند! کلاغ ها اغلب به صورت شخصیت های مدعو در برنامه های کانال ۱، ایران فردا، بی بی سی و یا ایران اینترناسیونال… شرکت می کنند، اما گاه نیز «خود مجری برنامه»، «مأموریت کلاغی!» دارد.

نوع دیگری از کلاغ ها که تعدادشان بسیار کم می باشد، کسانی هستند که جزئی از مجموعه حاکمیت بوده اند، اما به دلایلی با مواضع نظام زاویه پیدا کرده، از کشور خارج شده اند. اما با مواضع مناسبی که در سالهای اخیر اتخاذ کردند، زاویه آنها با نظام کم شده، اما به دلیل قدرت تحلیل بالایی که دارند، نظام ترجیح می دهد که آنها در خارج از کشور بمانند و در مقابل «دشمن»(!)، از مواضع نظام دفاع کنند.

گروه سوم از کلاغ ها، پیاده نظام هایی هستند که با مأموریت و یا داوطلبانه وارد گروه های مجازی می شوند تا با مردم عاصی از جور نظام، مقابله کنند. برخی از این ها که از رانت هایی نیز برخوردارند، بعضن از «اتاقهای فکر» و لجستیک نیز برای مقابله و ارائه تحلیل کمک می گیرند.

در این رابطه دوستی از اساتید دانشگاه که حدود ۱۴ سال در فرانسه اقامت داشت و در این فاصله در کنار درس، فعالیت های سیاسی هم می کرد و با مواضع و ایدئولوژی اغلب احزاب مخالف آشنایی داشت، می‌گفت:« سه بار از طرف وزارت خارجه از من خواستند تا به کانادا بروم و در مقابل دریافت مبلغ بسیار خوبی در ماه، و برخورداری از یک آپارتمان، با سفارت همکاری کنم». او اضافه کرد « وقتی از مسئولان وزارت یاد شده پرسیدم که در آنجا من چکاری باید انجام دهم گفتند: «شما در جلسات هفتگی سفارت شرکت خواهید کرد، همراه با نوشتن مقالات در دفاع از جمهوری اسلامی، در نشریات کانادا، و آمریکا و بویژه شرکت در مصاحبه های تلویزیونی برای مقابله با اپوزیسیون در تمام کشور های غربی». این دوست که آدم با عزت و با شرفی بود، می گفت:« در این رابطه حتی یکبار سفیر متوفی ی ایران در یونان آقای ب و چند بار از معاونت مالی وزارت امور خارجه آقای م به دیدار من آمدند و تماس گرفتند، اما علیرغم اغوا کننده بودن پیشنهاد، نتوانستم مأموریت مبارزه علیه چند ملیون هموطن آواره ایرانی را بپذیرم».