روز جهانی صلح در سال جنگ و خونریزی : کورش زعیم ـ جبهه ملی ایران

۱۳ آذر ۱۳۹۴

۲۱ سپتامبر ۲٠۱۵م – ۳٠ شهریور ۱۳۹٤خ
در مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۳۸۲، روز بین المللی صلح با اتفاق رای به تصویب رسید. هر سال امروز، ۲۱ سپتامبر، دبیرکل سازمان ملل زنگ صلح را می نوازد. این زنگ از سکه هایی ساخته شده که کودکان از سراسر جهان به این منظور فرستاده بوده اند. زنگ در ژاپن ساخته و توسط انجمن سازمان ملل ژاپن به عنوان یادآوری هزینه های جنگ به سازمان ملل در نیویورک هدیه شده است. سکه های کودکان به امید صلح جهانی، نبود جنگ و خشونت، و یا آتش بس در مناطق جنگی و درگیری ها مسلحانه وقف شده بود.
درگیری های مسلحانه آدمیان با هم کمتر از بیماری های واگیرداری چون ایدز و سرطان، و مصیبت های طبیعی چون توفان ها و زمین لرزه ها و تصادفات رانندگی و هوایی و دریایی، و همچنین خودکشی ها و جنایت های خصوصی تلفات ندارند. ولی جنگ ساخته دست بشر است و پرهیز از آن باید آسانتر از مصیبت های طبیعی و اجتماعی باشد. اگر قتل و خودکشی جنایت های اجتماعی یا شخصی است، جنگ یک جنایت سیاسی و زاده زیاده خواهی دولت هاست که باید جلوگیری از آن آسانتر باشد، زیرا سیاستگزاری خرد جمعی است. سبب های درگیری انسانها باهم و خشونتگرایی را می توان فقر، بی عدالتی، نابرابری، تعصب و افراطگرایی شمرد، که از شرایط اجتماعی و آموزش نادرست به کوکان سرچشمه می گیرد. ولی دولتها چه بهانه هایی برای اعمال خشونت و جنگ دارند؟

از سال ۱۹۸۲، که سازمان ملل بر پایه قطعنامه ٦۷/٦٦ روز بین المللی صلح را با رای همه کشورهای عضو اعلام کرد تا کنون جهان درگیر سدها درگیری مسلحانه دولتی در جنگهای داخلی و مرزی و فرامرزی بوده که تنها ٦٤ فقره آن در امریکای جنوبی و شمار زیادتری در افریقا و آسیا رخ داده و بسیاری از آنها هنوز ادامه دارند. ولی از جنگهایی از سال ۱۹۸۲ که می توان آنها را جنگهای بین المللی خواند مهمترین آنها به شرح زیرند:
سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹: حمله شوروی به افغانستان، با شرکت مجاهدین افغانستان، و پشتیبانی امریکا، عربستان، بریتانیا، پاکستان، ایران، مصر، اندونزی، کانادا، چین و هندوستان.
سال ۱۹۸٠ تا ۱۹۸۸: جنگ تحریک شده توسط غرب علیه ایران، با کمک نظامی و اطلاعاتی ۲۱ کشور به عراق از جمله، شوروی، امریکا، کویت، عربستان، مصر، لیبی، اردن، امارات متحده و آلمان.
سال ۱۹۸۲: حمله بریتانیا به آرژانتین برای تصرف جزیره مالویناس (فالکلند) متعلق به آرژانتین.
سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۸٤: جنگ لبنان با مشارکت امریکا، بریتانیا، ایتالیا و فرانسه.
سال ۱۹۸۲ تا ۲٠٠٠: حمله اسراییل به لبنان.
سال ۱۹۸۳: حمله امریکا به گرانادا.
سال ۱۹۸٦ تا ۱۹۸۸: حمله هوایی امریکا به تانکرهای ایران در خلیج پارس و دریای هند.
سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹٠: حمله امریکا به پاناما.
سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۲: جنگ خلیج پارس علیه عراق بعلت حمله به کویت، با شرکت امریکا، کویت، بریتانیا، عربستان سعودی، فرانسه، کانادا، مصر، سوریه، قطر، بحرین، امارات متحده، عمان و بنگلادش.
سال ۱۹۹۱ تا ۲٠٠۳: حمله هوایی به عراق، با شرکت امریکا، بریتانیا، فرانسه، استرالیا، بلژیک، هلند، عربستان سعودی و ترکیه.
سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵: حمله به سومالی، با شرکت امریکا، بریتانیا، اسپانیا، مالزی، پاکستان، ایتالیا، هندوستان، یونان، آلمان، فرانسه، کانادا، بوستوانا، بلژیک و استرالیا.
سال ۱۹۹٤ تا ۱۹۹۵: حمله به هائیتی، با شرکت امریکا، لهستان و آرژانتین.
سال ۱۹۹٤ تا ۱۹۹۵: جنگ در یوگوسلاوی، با شرکت امریکا، بلژیک، کانادا، دانمارک، فرانسه، آلمان، ایتالیا، لوکزامبورگ، هلند، نروژ، پرتغال، اسپانیا، ترکیه و بریتانیا.
سال ۱۹۹۸: حمله به عراق در جنگ روباه صحرا، با شرکت امریکا و بریتانیا.
سال ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹: جنگ در سربستان، با شرکت کوسوو، آلبانی، کرواسی، امریکا، بلژیک، کانادا، چک، دانمارک، فرانسه، آلمان، مجارستان، ایتالیا، لوکزامبورگ، هلند، نروژ، پرتغال، لهستان، اسپانیا، ترکیه و بریتانیا.
سال ۲٠٠٠ تا ۲٠٠۲: جنگ داخلی سیرا لیون، با شرکت بریتانیا و سیرا لیون.
سال ۲٠٠۱ تا امروز: جنگ در افغانستان علیه طالبان، با شرکت افغانستان، امریکا، بریتانیا، آلمان، ایتالیا، دانمارک، فرانسه، کانادا، استرالیا، زلاند نو، ال سالوادور، ارمنستان، گرجستان، نروژ، سوئد، لهستان، استونی، رومانی، ترکیه، بلغارستان، مجارستان، لوکزامبورگ، پرتغال، اتریش، اردن، آلبانی و ایسلند.
سال ۲٠٠۳ تا ۲٠۱۱: جنگ علیه عراق، با شرکت امریکا، بریتانیا، کره جنوبی، ایتالیا، لهستان، استرالیا، گرجستان، اوکراین، استونی، هلند، اسپانیا و دانمارک.
سال ۲٠٠٤ تا کنون: جنگ علیه ترویستهادر پاکستان، با شرکت امریکا، پاکستان.
سال ۲٠٠٦: حمله اسراییل به لبنان
سال ۲٠٠۹ تا کنون: جنگ سپر اقیانوس در شاخ افریغا و خلیج عدن و سومالی، با شرکت امریکا، بریتانیا، دانمارک، هلند، اسپانیا، یونان، آلمان، بلژیک، کانادا، ایتالیا، پرتغال، ترکیه، نروژ، استرالیا، هندوستان، ژاپن، زلاند نو، عربستان، اوکراین، سومالی و کره جنوبی.
سال ۲٠۱۱: جنگ داخلی لیبی، با شرکت ارتش آزادیبخش لیبی، قطر، امریکا، بلژیک، بلغارستان، کانادا، دانمارک، فرانسه، یونان، ایتالیا، هلند، نروژ، رومانی، اسپانیا، ترکیه، بریتانیا، سوئد، اردن، امارات متحده.
سال ۲٠۱٤ تا کنون: جنگ علیه داعش (به نیابت آشکار از سوی اسراییل و عربستان و ترکیه و قطر و امارات) در کشورهای لیبی، سوریه، عراق و نیجریه، با شرکت امریکا، عراق، بریتانیا، کانادا، اردن، مراکش، استرالیا، بلژیک، دانمارک، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، زلاند نو، نروژ، پرتغال، اسپانیا، بحرین، مصر، کامرون، چاد، نیجر، مخالفان سوریه و ایران.
بنابراین، پرشمار بودن درگیری های مسلحانه در جهان و میلیون ها کشته و زخمی و آسیب های شمارش ناپذیر مالی و ویرانی کشورها نشان می دهد که روز بین المللی صلح مصوب سازمان ملل فریبی بیش برای مردم جهان از آب در نیامده است. بنظر می رسد که چالش جهانی برای صلح سخت تر و دورتر از دسترس است تا در اوج دوران جنگ سرد. هنوز دروغ و فریب و شهوت پول و زیاده خواهی جان مردم بیگناه اعم از بیدفاع و پیر و جوان و زن و کودک را می گیرد تا اقلیتی زیاده خواه به انحصار و ثروتی بیشتر و تکه زمینی بیشتر دست یابند. هر چه تولید کنندگان اسلحه به تکنولوژی پیشرفته تر برای تولید سلاح دست می یابند، بازارهای بیشتری را طلب می کنند و سیاستمداران خودخواه و زیاده خواه را تحریک می کنند تا به کمی بیشتر از رویاهای ضد بشری خود دست یابند.
امروز بنظر می رسد که صلح جهانی رویایی دست نیافتنی بیش نیست، و اینگونه قطعنامه های ناشدنی تنها مردم ناآگاه را امیدوار نگه می دارد تا در اقدامات لازم برای دفاع از خود خوش خیالانه کوتاهی کنند. کوفی عنان روزی گفت، “هیچ اعتمادی مقدستر از اعتماد کودکان به ما نیست که منافع آنان را نگهبانی کنیم و زندگی آنان را از ترس آزاد کنیم تا در صلح پرورش یابند.”
چرا ما نمی توانیم به آن درجه از عقلانیت برسیم که همه ما در این کیهان یکی هستیم؟ صلح برای مردم جهان که بجز رنج و عذاب جنگ را، حتا از دولتهای خود در زمان صلح تجربه کرده اند چیزی جز نان و سرپناه و تندرستی و آموزش نیست؛ و اینها کمینه خواست بیشنیه مردم جهان است. زور هرگز نمی تواند آفرینندگی کند مگر مرگ و ویرانی را. ناپلئون بناپارت گفت، “اگر صلح می خواهید، ملت ها باید برای جلوگیری از شلیک توپها از آزار یکدیگر و زیاده خواهی خودداری کنند”، و آلبر کامو گفت که، “صلح تنها نبردیست که ارزش دارد”.
ما در سازماندهی برای جنگ تجربه داریم و آبدیده شده ایم، ولی آیا براستی می دانیم وقتی شرایط صلح روی می دهد چگونه با آن رویارو شویم و عمل کنیم؟ ما آدمیان بیشتر در کاربرد جنگ برای رسیدن به خواستهایمان مهارت داریم تا در صلح. موشه دایان روزی گفت، “اگر ما خواهان صلح هستیم نباید با دوستانمان گفتگو کنیم [که چگونه دشمن را شکست بدهیم]، باید با دشمنانمان گفتگو کنیم [که چگونه از جنگ پرهیز کنیم]. صلح را نمی توان با زور نگاهداشت، ولی با تفاهم می شود (اینشتین). همین جمله از امرسون هم شنیده شده است.
به گفته بنجامین فرانکلین، “هرگز یک صلح بد و یک جنگ خوب وجود ندارد”. توافق اخیر ایران با ۱+۵ تنها نمونه بارزی از خردورزی در رویارویی با احتمال جنگ است که در دوران جمهوری اسلامی شاهد آن بوده ایم. آیا ما به آن شعور رسیده ایم که یک صلح بد بهتر از یک جنگ خوب است؟ صلح فرصت گفتگو و رفع دلایل جنگ را به ما می دهد. جنگ برای سیاستگزارانی که قدرت اندیشیدن ندارند و برای ابتکار عمل نه اعتماد به نفس بسنده و نه هوشمندی بسنده دارند، یک گزینه آسان است. این کاریست که لاتهای خیابانگرد می کنند، تنها زورشان را به رخ طرف می کشند نه هوشمندی خود را. سیاستگزاران کشورها باید شهوت قدرت و ماجراجویی و تحمیل آزمندیهای خود بوسیله جنگ را با عشق به صلح و هوشمندی برای جلوگیری از جنگ و ویرانی جانشین کنند. من باور دارم و امروز آشکارا می بینیم که ناهوشمندترین رهبران کشورها طبل جنگ می زنند، و هوشمندترین در پی صلح هستند. اگر ملت ها می توانستند بجای نازش به قدرت ویرانگری و کشتار خود، به قدرت سازندگی، دانش و هوشمندی خود می نازیدند.
باید باور کنیم، و تجربه هزاران ساله به ما باید آموخته باشد، که جنگ وسیله کارآمدی برای رسیدن به صلح نیست. صلح برآمده از جنگ آتش بس نام دارد، یعنی بزودی از سر گرفته خواهد شد. صلحی که بر پایه تحریم و تهدید به جنگ و تحمیل و تحریک قشرهای ناراضی برپا شده باشد پایدار نخواهد بود. ما باید در درون کشورهایمان هم صلح برقرار کنیم، صلح با برابری همگان و برخورداری همگان از همه امکانات کشور، باید دانش آموختن را اجباری کنیم که بیسوادی، فقر دانشیک، فقر مالی، تبعیض، خفقان، بی عدالتی، مردم را بیشتر تحت تاثیر دروغ و تهدید و قولهای مدینه فاضله اشخاص فریبکار و کشورهای آزمند قرار میدهد. صلح با احترام به حقوق دیگران آغاز می شود. جان کندی گفت، “صلح تنها بر پایه منشورها و قطعنامه ها بدست نمی آید، صلح باید در قلب و ذهن همه مردم باشد.” پاپ جان بیست و سوم گفته بود که، “صلح راستین و مستحکم ملت ها در کیفیت جنگ افزارشان نیست، بلکه تنها در اعتماد متقابل است.” یعنی صلح برآمده از تهدید و ترس نیست، صلح از خاموشی گورستانها نیست، صلح نافرمانی خاموش زیر خفقان و خشونت نیست، … (اسکار رومرو)
هیچ چیز گرانبهاتر از صلح نیست، صلح کشورها با هم و صلح دولتها با مردمشان، و فقط آنگاه است که روند پیشرفت تمدن بشری تدام می یابد. فرانکلین روزولت گفته است که، “ساختار صلح جهانی نمی تواند کار یک تن یا یک حزب یا یک ملت باشد. صلح باید استوار بر کوشش و همیاری همه جهان باشد.”
دولتها دارایی و درآمد مردمشان را صرف جنگ می کنند، در نتیجه مردم از رفاه و پیشرفت باز می مانند؛ و پس از پایان جنگ باقیمانده دارایی و درآمد کاهش یافته ملت را صرف بازسازی ویرانی های همان جنگ می کنند، و بنابراین مردمشان را بیشتر در محرومیت و فقر فرو می برند. آنگاه باز جیب ملت را می تکانند که با آن پایان جنگ را هر ساله جشن بگیرند! آیا این دولتها دیوانگان نیستند؟ همه برای حل اختلافاتشان بر زور و توان جنگی خود حساب میکنند نه بر توان گفتمان و خردورزی. آیا ما آدمها هرگز آدم خواهیم شد؟
کورش زعیم
تهران-۳٠ شهریور ۱۳۹٤خ-۲۱ شهریور ۲٠۱۵م