نیایش سال ۱۴۰۰ خورشیدی-کورش زعیم

۲۹ اسفند ۱۳۹۹

ای تویی که خورشید من ایرانی را گرفتی و در تاریکی و ایستایی ذهن عقب افتاده و فاسد خود زندانی کردی،

ای تویی که شیر وجود و پرچم مرا با ناوجودی بیگانه اندیش خود جانشین کردی،

ای تویی که پولاد اراده مرا با سنگ خارای خود میترسانی، و پرچم زیبای سه رنگین من را به رنگ و نقش و زبان بیگانه درآوردی، بدان که رویاروی من ایرانی ایستاده ای!

ای که با ذهن خشکیده و خرافاتی و فاسد در وجود بی تاریخ تو، میهن مرا در سیاهچاله فردا انداختهای و فردای خودت را در زباله دان تاریخ، بدان که من مغز خشکیده در گذشته و نابارور تو را چنان با جنبش آزادگی خود تکان خواهم داد تا زنده و پویا گردد.

من دل سیاه و تاریکت را با فرهنگ ایرانیم چنان روشنایی خواهم بخشید که از تنفر شادی و نیکی و زیبایی دست برداری.

بدان که تو در تحمیل اندیشه تاریک و اهریمنی خود بر من پیروز نتوانی شد.

تو خشونت فرهنگ واپسگرای منفور خود را بر من چیره نتوانی کرد.

تو برادران و خواهران و فرزندان مرا میکُشی، تا در خلوت نبودنشان سرایشان را ویران کنی، و میهن وجودشان را غارت. ولی ما تو را از وجود میهن خود بیرون خواهیم راند و دوباره میهن را خواهیم ساخت.

تو داشتههای ما را غارت کردی تا کاخهایی از نفرت مردم برای خود بسازی، ولی توان سازندگی ما را دزدی نتوانی کرد.

من سرانجام تو را با پرتوی درخشان ایرانی بودن خود روشن خواهم کرد.

من ستم و خشونت تو را با مهربانی خود درهم خواهم شکست.

من ایرانی، تا تو را انسان نکنم از پای نخواهم نشست.

من لذت و افتخار ایرانی بودن را به تو خواهم چشاند، تا دیگر هرگز نخواهی آن وجود نفرت انگیزی که هستی باشی!

۱ فروردین ۱۴۰۰خ