نوعی جمع بندی و هشدار(جبهه ملی ایران را چه می‌شود)- ضیاء مصباح ؛ جبهه ملی تهران

۳۰ تیر ۱۳۹۷

در شرایطی که ایرانمان بشدت به همدلی و همراهی ملیون وطن «این سخت جانان کوشا و متعهد واقعی خدمت به مردم » نیاز دارد ، تفاوت سلیقه وعقیده ها در امور مختلف حتی موارد جزیی در تشکیلات دیر پا ، ماندگار و معتبر جبهه ملی ایران بسیار پر رنگ مینماید.
تا آنجا که بطور نمونه هر کدام از جریانات شکل گرفته با داشتن هوادارانی بی توجه به آثار منفی این چند اندیشی که از حد طبیعی خارج میشود ، ضمن نفی همراهان قدیم به بهانه های مختلف ، امر را برخود مشتبه و اطلاعیه های جداگانه در مورد اوضاع و مسایل جامعه آنهم در این شرایط بسیار حساس که همراهی ، هماهنگی و وحدت رویه میطلبد، منتشر مینمایند .
تا آنجا که تریبون های موجود خارج از کشوربا همین کم و کیف ، با همه هزینه ها از ابعاد مختلف قابل تقدیس ، بعنوان ملی خواهان – که به دلیل محدودیتهای داخلی منعکس کننده خواسته های هموطنان دل در گرو استقلال و پیشرفت وطن نهاده – میباشند ،آگاهانه بر چند کرداری و گفتاری مید مند .
همزمان با سالگرد واقعه بیاد ماندنی و ستودنی ۳۰ تیر با درود به روان پاک رهبر آزاده ملت در بند ایران ، شهدای آ نروز و تاکید بر ضرورت همدلی و همراهی این یادداشت بعنوان « نقد ونیشتری بخود» به امید اثر گذاری و تعدیل گفتار ، رفتار و از همه مهمتر پندار در این عرصه فرا گیر و پر مسیولیت ارایه میگردد.
نگارنده معتقد است که نظریات و مسائل جزِیی و بی اهمیت را بزرگ و پر رنگ جلوه دادن به عدم وجود دموکراسی، شرایط روان شناسی اجتماع وشرطی شدن حضور در فعالیتهای اجتماعی – سیاسی کشورو چگونگی خواست و برنامه ریزی حکومت برمی گردد.
در نبود دموکراسی نمی توان سخن از تغییرات عمده بر زبان آورد و نگرانی از سرکوبهای اجتماعی و سیاسی با نهادینه شدن تصور شدت عمل نظام موجب می شود که افراد بظاهر فعال در گروههای حزبی در درون کشور به جای مسائل اصلی به مطالب جزیی و غیر مهم بپردازند و ناخواسته خود سانسوری را درگفتار، نوشته ها و حرکات اجتماعی اعمال می کنند.
شاید بتوان گفت بجز حد فاصل سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ حزب گرایی و آزادی احزاب را – جامعه ایران با مفهوم واقعی، بخود ندیده است.
آنانکه درد وطن دارند، در حالیکه کشتی مملکت در طوفان هولناکی گرفتار شده، باید چاره اندیشیده و با تمام قوا، وحدت و یکپارچگی نیروها و همت بلند و اراده ملی، به نجات کشور همت گمارند. عدم اتحاد و نبود همدلی و همگرایی را میتوان به تفاوت دید و نگاه سیاسی به مسائل جامعه و باورها ربط داد .
جبهه ملی ایران در اساسنامه خود دین را از حکومت جدا می داند وبر این عقیده است که آرمان شادروان دکتر مصدق، یعنی آزادی، استقلال و تمامیت ارضی ایران و حاکمیت قانون، پیشرفت، توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور، ازادی انتخابات و مطبوعات ، توجه به رفاه ملت، منزلت و روابط اصولی بادیگر کشورها و…. با عملکرد حکومت در حاشیه قرار گرفته است.
هواداران واعضاء شورای مرکزی جبهه ملی ایران، همانطور که شادروان امیر انتظام میخواست و همسر فدا کارش در صحبتهای بیاد ماندنیش در مزارو مراسم یاد بود با شکوهش در سالن مجموعه فرهنگی رعد گفت : بایستی با یکدیگر دست اتحاد داده و در اندیشه ، نوشتار، گفتار و حرکات سیاسی خود همراه ، متحد و دارای سعه صدر و به فکر منافع ملی کشور باشند.
همچنانکه جوانان پویا، علاقه مند، همراه وعضو جبهه ملی ایران در مراسم خاک سپاری ، بزرگداشت و یادبود امیر انتظام هر چند کنترل شده طی چند روز گذشته در این مسیر بطور هماهنگ و پیوسته همت شایسته ا ی در خور آن چهره ملی زمان و الگوی مقاومت مبذول و ارایه نمودند .

از منظری دیگر برای توجیه یا عادی دانستن این چند گانگی گروهی از دلسوزان وطنمان میگویند :
این پدیده که براستی توان تاثیرگذاری سازمان های ملی را کاهش می دهد در جبهه ملی ایران پیشینه ای در حدود ۷ دهه دارد و بگواه تاریخ معاصر – در بدترین شرایط و خشن ترین حکومتها توانسته منسجم و یکپارچه بماند.
مروری برچگونگی نگرش و عملکردهمراهان رهبر ملی ایران در این برهه مفید بنظر میرسد که نخستین تفاوت سلیقه ها در زمان شادروان دکتر محمد مصدق رخ داد.
پس از ایجاد جبهه ملی و پیوستن حزبها و شخصیت ها،  اختلاف هایی در درون جبهه رخ داد که شخص مصدق از بزرگ شدن آنها جلوگیری می کرد، مانند انتظارات کاشانی برای انتخاب دو وزیر و چند وکیل مجلس، سرکشی برخی یاران آغازین مصدق پس از اینکه به نمایندگی مجلس رسیدند، فریب حسین مکی و مظفر بقایی با قول محرمانه «نخست وزیر شدن » توسط شاه ، که همه پس از خیزش مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تبدیل به اختلافات علنی شد و موفقیت کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲را تضمین کرد.
پیش از کودتا – محمد رضا شاه  قانون اساسی مشروطه را رعایت می کرد و میان او و مصدق رابطه ای شبیه پدر و پسری برقرار بود و حتی در برابر روزولت و سفیران امریکا و انگلستان برای پذیرش کودتا مقاومت می کرد. آنچه شاه را وادار به تمکین کرد، تهدید کرمیت روزولت به ادامه سلطنت بود. پس از فروریختن دولت مردمی شادروان مصدق، اوضاع عوض شد و فعالیت این جبهه ممنوع و به تدریج بسیاری از سران آن زندانی شدند.
در سال ۱۳۳۹ کندی  اصرار بر اصلاحات سیاسی و دموکراسی و کوتاه کردن دست فئودال ها در ایران داشت وبرای موفقیت این اقدامات به یک دولت ملی و مردمی نیاز بود؛ بنابراین بازگشت جبهه ملی ایران مطرح شد.
رهبران جبهه ملی الهیار صالح، کریم سنجابی ، صدیقی ، شاپور بختیارو … بودند. تنها درخواستی را که علی امینی برای تشکیل دولت به سران جبهه ملی انتقال داد، این بود که تا قطعی شدن دولت ،آنان مخالفت علنی با پیمان نظامی سنتو و اصلاحات ارضی که امریکا به آنها دل بسته بود ننمایند
جبهه ملی که تا آن زمان در ممنوعیت گردهمایی و فعالیت بود و سرانش مدتی را در زندان گذرانده بودند، بدون اینکه شورا فرصت کنکاش و تحلیل و تبادل نظر داشته باشد، شتابان گردهمایی بزرگی را در میدان جلالیه «پارک لاله » تر تیب داد.
در آن گردهمایی صدیقی ، صالح و سنجابی در سخنرانی های خود هوشیارانه محدودیت هارا رعایت کردند، ولی بختیار که احساساتی بود نتوانست خود را نگه دارد و بشدت به پیمان سنتو حمله کرد.
همین ناهماهنگی و اختلاف سلیقه تشکیل دولت جبهه ملی را منتفی کرد.
در سال ۷-۱۳۵۶، هم فرصتی دیگر برای تشکیل دولت بو سیله جبهه ملی پیش آمد، شاه در ماههای واپسین حکومت خود با رهبران جبهه ملی به مذاکره پرداخت ، در حالیکه این جبهه حدود ۲۵ سال کمابیش از هر گونه فعالیت، گردهمایی و نشست های شورای مرکزی محروم بود، آنهم در شرایطی که شاه حتی وجود بیش از یک حزب سرسپرده را مشابه متولیان مستولی بر آب و خاکمان ، تحمل نمی کرد .
در این سالهای دیکتاتوری مطلقه که اعضای موثر جبهه ملی ایران دستگیر و زندانی می شدند تشکیل سازمانها و شورای این جبهه غیر ممکن و امکان هرگونه تحلیل سیاسی، بحث و تبادل نظر و گفتگوی آینده نگرانه غیر ممکن و اظهار نظرها تک صدایی شده بود.
رهبران شاخص جبهه در آن زمان یعنی سنجابی، صدیقی و بختیار به علت فشارهای حکومتی -هماهنگی و هم اندیشی لازم را نداشتند و شاه هم زیرکانه آنان را تک تک و محرمانه دعوت میکرد.
نتیجه این شد که هر کدام پیشنهادی متفاوت دادند، وقتی فهمیدند از هر سه دعوت شده، به علت شرایط احتمال فروپاشی ، وقت کافی برای هماهنگی و موضعگیری یگانه نبود.
جبهه ملی برای بار سوم در بازگشت خود به عرصه دولتمندی و خدمت راستین به مملکت ، شکست خورد ومیتوان گفت در هر مرحله اگر دولت را تشکیل می داد و پشتیبانی می شد امروز دچار این وضع فاجعه بار نمی شدیم و پیشرفت ، موقعیت و احترام جهانی ما تثبیت و تقویت می شد.
گروهی از دوستان نیزبحق چنین میپندارد که همراهی و همدلی یقینا در شرایط امروز میهنمان یک ضرورت حتمی و واجب است و گروه های ملی باید تفاوت عقیده در امور جزئی را کنار گذاشته و در حول محور هایی چون آزادی ، استقلال ، حفظ تمامیت ارضی ، عدالت اجتماعی وجدایی دین ازحکومت گرد هم آیند وبا هم تفاهم و همکاری داشته باشند ، ضمنا معتقدند :
وجود برخی بی انضباطی ها و نا هنجاری ها در یک جبهه و حزب سیاسی در وضعیت فعلی سیاسی با بودن مقررات و انضباط تشکیلاتی آنهم در این شرایط پر آب و چشم ، عادی بوده و چندان مشکل لا ینحلی بنظر نمیرسد واصولا در یک نظام حزبی باید مواضعی که از طرف سازمان اعلام می شود با همفکری و اجماع نهاد های منتخب شورای مرکزی از طریق کانالهای رسمی منتشر گردد .
چنانچه هریک از اعضای جبهه بخواهند بدون هماهنگی نظر خود را به نام سازمان منتشر کند جز متشنج کردن تشکیلات وبی اثر کردن برنامه ها که به سود حاکمیت است کاری انجام نداده وکسانی که به این گونه حرکات «حتی اگر حمل بر حسن نیت نیز بشود » مبادرت می نمایند به سازمان صدمه میزنند وبهانه بدست بد خواهان میدهند که شایسته این ماندگار ریشه در تاریخ معاصر بطول بیش از ۷۰ سال قدمت و آوازه نیک نخواهد بود ….
نتیجه اینکه آنانکه واجد شرایط کامل اجتماعی – سیاسی نبوده وبرمبنای پیشینه ای آمیخته با همه گونه رانت و آلودگی به روال متداول همراه با فرصت طلبی از سویی با برنامه – با عناوین اصلاح طلبی و تئوریسین حکومت ، در مسیر انحراف زمینه اعتراضات با استفاده از تریبونهای قوی میکوشند
انانکه با انکارواقعیت و نفی حقیقت ، با ارایه تحلیل نادرست از موقعیت ، با تمام قوا و امکانات هدف خود را دنبال میکنند ، از چند پاره گی ملیون بیشترین بهره را میبرند .
به نمونه ا ی از این ترفندها با توجه به دقت خوانندگان آشنا به این نقش آفرینی ها ، اشاره ای گذرا میشود :
قلم به دستان این وادی اخیرا آنهم بطور گسترد ه در مصاحبه های سازمان یافته گفتند ، نوشتند و خواندیم که مجلس منتصب فعلی با همین طول و عرض ، بایستی با ارایه طرحی « اختیارات شورای نگهبان » را محدود نماید .
بطوریکه اعمال سلیقه « امثال جنتی ها » در رد کردن داوطلبان ورود به عرصه انتخابات مجلس دهم ، که بزعم جماعت برهمین منوال با اندکی تعدیل در اوایل سال آینده انجام خواهد شد – محدود و تحت ضابطه قرار گیرد ( به روزنامه نسبتا پر تیراژ ، ارزان قیمت به دلیل سبک آگهی ، در دسترس در هر کوی و برزن ،غیر سیاسی تحت پوشش شهرداری تهران « همشهری » که بناگهان از کسوت و پیله تجاری خود در آمده گفتگویی با یکی از اصلاح طلبان شناخته شده به اعتباروجهه لرزان برادرش در پایان هفته منتهی به امروز داشته بعنوان نمونه مراجعه فر مایید)و.
این مجموعه پیشنهادات بظاهر خیر خواهانه اما هدف دار و محاسبه شده ، با القاء این نکته همراه است که جنابان حضور و خدمتشان مستدام و ماندنشان بر کرسی حکومت کماکان « البته با اندکی تغییر در سیستم فر ماندهی وگزینش » محرز میباشد .
اعتراضات موجود بر آمده از حاصل عملکرد ها را این متفکرین خودی محدود ، قابل کنترل و مادی دانسته و با طرح وعنوان ضرورت حفظ سر مایه های ملی ، ادامه حکومت انحصار طلبان را که در واقع در آن طیف قرار دارند تبلیغ مینمایند .
این زیرکان وادی سیاست « بدون توجه به عبور آگاهانه ملت از آنان » چنین استدلال میکنند که « زیر ساختها » در صورت کنار رفتن آقایان لطمه میبیند و با تکیه بر وضعیت کنونی لیبی و یا سوریه شدن به تکرار مکررات می پردازند که باید پرتقال فروش را درحاشیه نشینی و ناهماهنگی های نیروهای آگاه جستجو کرد .

این تریبون به دستها با عنوان «اصلاح طلبان معترض و در حاشیه قرار داده شده » با همه سوابق سر سپردگی و رانت جویی از اخذ مدارک دانشگاهی تا حضور در مجلس بعنوان نماینده انتصابی وامتیازات گوناگون شغلی و مادی و خودی بودن از سویی پیوسته حاضر و ناظر در صحنه ، اما متظاهر به حفظ منافع ملی « با تعریفی خاص » با همه تضاد در گفتار بشهادت سوابق موجود ….
درتفکراحیاء تشکیلات سیا سی تضعیف شده و رفع محدودیتهای خود میباشند و در واقع با منافع جریان اصلی حکومت همراه و همگامند و وقوف کامل دارند که «چاقو دسته خود را نمی برد » ووسایل حذف را حتی الامکان بدست ملت نباید داد .
این مکتوب به این دلیل آمد تا ملیون ارجمند ایران گرد آمده در تشکیلات مقاوم و احزاب موجود فعال ملی ، ملی مذهبی واز همه مهمتر جبهه ملی ایران – بیش از این بر طبل اختلاف نا خواسته نکوبند ،که قلندر بیدار است