سیاست راهبردی و امنیت کشور بازیچه همه کس: متن سخنرانی کورش زعیم به مناسبت روز آزادی آذربایجان (که انجام نشد)

۲۳ آذر ۱۳۹۴

دوشنبه ۱۴ دسامبر ۲۰۱۵

در سال پیش رو کشورمان امکان دارد با چالشهای بسیار بزرگی روبرو شود. نفوذ داعش به درون کشور، که من از آغاز هشدار می دادم، اکنون به ابعاد هشداردهنده رسیده است. تهدید اخیر رییس جمهور متوهم ترکیه علیه ایران را باید در معادلات راهبردی منظور کرد. فعالیت جاسوسانش در شهرهای شمالغرب ایران که چند سالیست به نفرت پراکنی، نفاق و تلقین تاریخ و فرهنگی دروغین برای ایجاد زمینه برای آشوب مسلحانه مشغول بوده اند را نباید بی اهمیت دانست. سناریو همان است که شوروی برای تصرف آذربایجان با نصب حکومتی دست نشانده انجام داد. این بار بجای ارتش شوروی باید به پیشباز ارتش رهایی بخش خلیفه مسلمین جهان در امپراتوری عثمانی نو برویم که پس از پانصد سال فترت قصد ایران را دارد. من دو سال پیش نفوذ جاسوسان ترکیه و افراد داعش را از راه آستارا و مرز ترکیه هشدار داده بودم.

عربستان هم در جنوب کشور مشغول سرمایه گذاری برای ایجاد شرایط آشوبهای خیابانی و جنگ مسلحانه است. پس از به خون و ویرانی کشیدن سوریه و عراق و یمن، اکنون با ارسال هزاران داعشی که وارد ایران شده اند، می خواهد قادسیه را تکرار و امپراتوری اسلام را با نفی تقسیم بندی سایکس– پیکو، آنچه را که توماس لارنس (لارنس عربستان) در جنگ اول قول داده بود، یعنی تمامی عراق را تصرف کند. شیخ های جدید حاکم بر عربستان علیه ایران به نفرت پراکنی و ایران هراسی و توطئه مشغولند، و کشور ما را بارها علنی یا تلویحی تهدید کرده اند. باید فعالیت جاسوسان آنها و افراد داعش در کنار مرز و پنهان در جمعیت جنوب غرب ایران را زیر نظر داشته باشیم. لابد جنگ آفرینان نوین عربستان هم منتظر فرصت هستند تا ارتش آزادیبخش خود را پس از ۱۴۰۰ سال فترت وارد خاک ایران کنند.

در درون کشور هم هواداران سیاست مثلث اسراییل–عربستان–ترکیه علیه ایران، با وجود شکست آنها در کنگره امریکا و پارلمان اروپا، در مخالفت با توافق هسته ای و امکان برداشته شدن تحریم ها، به گل آلود کردن آب با تهمت زنی، سنگ اندازی و سختگیریهای امنیتی غیرعادی علیه فعالان مدنی، هنرمندان، کارگران، معلمان، و حتا مسئولان خودی که تلاش می کنند آجری روی آجر بگذارند، و خودی هایی که ادعای اصلاحات می کنند، می پردازند. طرح قتل های زنجیره ای دوم هم در دست تهیه است و تا کنون شش نفر افتخار بودن در این فهرست را دارند. سکوت اسراییل پس از شکست در کنگره امریکا و پارلمان اروپا را هم نباید پایان ماجرا تصور کرد. مثلت شوم عربستان–ترکیه–اسراییل هنوز در حال برنامه ریزی هستند

هر کدام از سران این سه کشور توطئه گر آفریننده و پشتیبان داعش، با یک تلفن به ابوبکر البغدای می توانند بازی را تمام کنند. در این میان تنها اسراییل است که تقریبا به هدف خود رسیده است. آنها توی این شلوغی کرانه غربی را با ویران کردن خانه های فلسطینیان وخانه سازی غیرمجاز و خلاف قطعنامه سازمان ملل، نزدیک به همه کرانه غربی را تصرف و ساکنان آنجا را آواره کرده اند. غزه را هم که با یک یورش دیگر کارش را تمام می کند و به اسراییل می پیونداند. نفت ارزان ده دلاری هم که با کمک ترکیه توسط داعش تامین شده، مقدار زیادی از زمینها و خانه های فراریان و کشته شدگان سوریه را هم که برای الحاق به اسراییل از داعش خریداری کرده اند. قرارداد استخراج نفت از بلندیهای گولان سوریه را هم که با یک شرکت نفتی بسته اند، و بنابراین آنجا را هم برای همیشه جزو خاک اسراییل کرده اند و بازگشت گولان به سوریه دیگر جز خواب و خیال نیست. بنابراین، اسراییل می تواند دیگر دستور آتش بس بدهد و کشتار را متوقف کند. ولی ترکیه و عربستان هنوز مدعی هستند.

در ایران عزیز خودمان هم که سیاست راهبردی کشور در دست هر کس و همه کس است. هر کس در هر شغلی از منبر تا سنگر برای خودش سیاست خارجی اعلام می کند. برخی با سخنان خود آتش افروزی می کنند و کشورهای دیگر را با موشک و غرق ناو و بستن این تنگه و آن تهدید می کنند؛ و برخی دیگر با تهدید عربستان جایگاه موشکهای ایران را لو می دهند. برخی ناو هواپیمابر از حلبی می سازند و برای نشان دادن اقتدار خود به امریکا آنرا با موشک می زنند… داستان درازست.

غارتگران عزیزمان هم در جامگان مختلف در سنگر و منبر نگران حسابرسی دولت کنونی یا آینده هستند. خطر بسته شدن حسابهای بانکی و خزانه ملت به رویشان با رفع دهها تحریم خانمان برانداز بین المللی که خودشان ایجاد کرده اند و، بدتر از همه، صلح ایران با جامعه جهانی و ایجاد روابط سیاسی، کاهش اختناق و امکان بازسازی کشور بشدت نگرانشان کرده است. برخی کماکان مخالفت و جوسازی و سنگ اندازی می کنند و طوری علنی ضد منافع ملی سخن می گویند و عمل می کنند که دیگر نیازی به کار اطلاعاتی برای شناسایی آنان نیست و هر بچه میتواند با انگشت نشانشان بدهد.

دوستان رجب طیب اردوغان (خلیفه و ولی امر آینده مسلمین جهان در امپراتوری اسلامی عثمانی نو) که پشتیبانی تسلیحانی و آموزشی و درمانی او از داعش تا کنون نتیجه مطلوبی بجز بدنامی، بی ثباتی کشورش و تشنج اجتماعی، ولی نفت ارزان، برایش نداشته، اکنون به عراق لشگرکشی کرده و یک پایگاه زرهی در عراق ساخته یا آنجا را که بخشی از عثمانی بشمار می آورد پس گرفته است! اینهم یکی دیگر از اشتباه های سیاسی پس از انتخابات شش ماه پیش اوست که زنجیره وار مرتکب میشود.

الهام علیف، که فاسدترین و از خشنترین رهبران سیاسی جهان شناخته شده، که با تراشیدن نوشته های فارسی و اوستایی سنگ قبرهای هزاران ساله و ترکی کردن آنها و ترویج تاریخ دروغین برای تلقین هویتی دیگر به ملت با فرهنگ و ایرانی تبار اران و شیروان، راه را برای عثمانی نو هموار میکند. مرز آستارا به برکت سر دولت نهم و دهم یکسویه بدون گذرنامه یا ویزا باز شد و شمار زیادی جاسوس و مبلغ عثمانیگری و پان ترکیسم، و البته داعشی، وارد ایران شدند که با شناسنامه جعلی ایرانی با مغزشویی هم میهنان ساده یا ناراضی ما نوید سرزمین امپراتوری عثمانی با خلیفه گری آقای اردوغان را می دهند. همان امپراتوری که بارها در همان مناطق غارت و قتل عام کرد و از جمجمه های هم میهنان ما بسی مناره ساخت.

در داخل کشور هم کسانی که کشور را چاپیده اند و به فقر و سقوط اقتصادی کشانده اند، مشغول تنش زایی هستند، کسانی که باید از کشور دفاع کنند شعارهای جنگ افروزانه و تهدیدآمیزمی دهند، و کسانی که در منبرها باید درس اخلاق و میهن پرستی بدهند درس روابط جنسی می دهند. کسانی که در مجلس باید پیشگامان نوآوری و سیاستگزاری برای پیشرفت کشور باشند، قانونهایی تدوین میکنند که در عصر حجر هم مردم از آنها شرم می داشتند. بهمین دلیل نظام دو پاره شده ودر برابر هم قرار گرفته اند: از یک سو عواملی در نظام که به هزینه فقر و بدبختی و عقب افتادگی مردم ابرثروتمند شده، به آینده ملت بی اعتنا و کشور را برای ایجاد بی ثباتی و عدم تعادل که ضامن ماندگاری آنان است به خشونت و رعب و وحشت کشانده اند؛ و در سوی دیگر کسانی در نظام که از هوشمندی بالاتری برخوردارند، خطر را درک کرده و دست و پا می زنند تا بلکه بتوانند با همین بضاعت اندکی که دارند کشور را از مهلکه نجات دهند.

میهن ما هم در برونمرز و هم در درون دچار بحرانهای بسیار خطرناکی است. در چنین شرایطی کشور باید یک راهبرد منسجم و همه جانبه دفاعی داشته و ابزار اجرای آنرا هم فراهم کرده باشد. آنچه من بینم اینست که هر فرمانده به تنهایی یک سیاستگزار است. من نمی دانم که این آقایان چرا یک سیاست مشترک تدوین نمی کنند، چرا هر کدامشان درباره سیاستهای راهبردی کشور یک جور سخن می گویند، و معلوم نیست چگونه می خواهند از کشور دفاع کنند؟ در مورد خطر داعش، من می گویم که ما هرگز نباید بیش از همین عملیات محدود “نامتقارن” علیه داعش و کمک به ارتش عراق وارد میدان شویم و هرگز نباید به ائتلاف امریکا و اروپا علیه داعش بپیوندیم، زیرا آنها با بمباران به نتیجه نخواهند رسید و بیشتر مردم را آواره و مهاجر اروپا خواهند کرد. ما نباید نیروی زمینی خود را آشکارا و بیش از همان که کرده ایم وارد ماجرا کنیم، زیرا آنگاه جنگ خودبخود به خاک ایران کشانده خواهد شد، و این چیزیست که ترکیه و عربستان میخواهند. آنگاه شاید ما از استیصال خود را به دامان روسیه بیاندازیم.

هر سردار تنها به صرف اینکه چندتا ستاره روی شانه هایش دارد نباید درباره سیاست برومرزی کشور اظهار نظر کند؛ که برخی از آنها متناقض و برخی خلاف منافع ملی و حفظ امنیت مرزی و بیرون نگه داشتن کشور از درگیری و جنگی همه جانبه است. وقتی رییس ستاد نیروهای مسلح اعلام می کند که ما باید مانند روسیه شفاف وارد جنگ شویم، یک سیاست خطرناک را نوید می دهد. ما هرگز نباید در سوریه آشکارا وارد جنگ بشویم. سپاه برای انجام جنگهای “نامتقارن” برنامه ریزی شده، ولی جنگ احتمالی در این منطقه پرآشوب نامتقارن نخواهند بود، و همه خطرات به کشور را نمی توان چریکی پاسخ داد. این کار ارتش است که در اینگونه جنگها تخصص دارد. جنگ تحمیلی آشکارا این برتری را نمایش داد و، با همه فداکاریها و جانبازیهای جوانان ما در سپاه و بسیج، اگر ارتش نبود نه تنها خرمشهر را از دست داده بودیم که کاخ ریاست جمهوری عراق در تهران بر پا می شد. اگر سپاه برای حفظ نظام و سرکوب مخالفان و حفظ آن از هر گونه گزند ایجاد شده، به آن نشانی که اکنون بجای پرداختن به داعش بجان فعالان سیاسی ملی افتاده، از تمامیت ارضی کشور چه نهادی باید دفاع کند؟ فرزندان فداکار ما در سوریه جان خود را فدای جلوگیری از نزدیک شدن خطر به مرزهای ما می کنند، ولی آیا تاکتیکهای ما و فرماندهی ما چنان هست که اینقدر تلفات ندهیم؟

ارتش را که مسئول دفاع از تمامیت ارضی کشور است کوچک کرده اند، انضباط آن زیر استاندارد و جنگ افزارها کهنه و تاریخ گذشته است. ارتش به دستور کدام نهاد کوچک شده و هدف از این کار بشدت خلاف منافع ملی چه بوده است؟ آیا همان شمار لشگرها و تیپ ها هنوز وجود دارند؟ آیا بودجه ارتش با بودجه سپاه قابل مقایسه است؟ اگر سپاه با این بودجه بزرگ و جنگ افزارهای بهتر فقط می خواهد جنگ چریکی کند، یک لشگر را برای این عملیات نگه دارد و بقیه در ارتش ادغام شوند تا ما بتوانیم تا دیر نشده یک ارتش قدرتمند و کارآمد را سازماندهی کنیم. تردید ندارم که اگر مردم براستی نظام را نخواهند و از خانه بیرون بیایند، سپاه با همه اقتدارش نخواهد توانست جلوی مردم بایستد. آیا سران ابرثروتمند شده آن و دیگر سازمانهای نظامی عزیزکرده، که پیوسته امریکا را تهدید می کنند تا کشورمان را یک تهدید جهانی جلوه دهند، سر جای خود خواهند ماند و بدنه را که از میهن پرست ترین و فداکارترین جوانان و درجه داران ما هستند تنها نخواهند گذاشت؟

هرچند ورود قدرتمندانه روسیه به جنگ علیه داعش به سود ماست، و برخلاف دو سال بمباران امریکا که ماهواره هایش می توانند شماره پلاک خودروها را بخوانند و خلبانانش نمی توانستند صف طولانی زره پوشها و تانکها و خودروهای جنگی داعش با صدها جنگجو را در جاده ها شناسایی کنند و تپه های خالی را می زدند، روسها به هدف می زنند؛ ولی آنها برای جلوگیری از نفوذ تروریسم اسلامی به کشور خودشان و حفظ پایگاه خود در سوریه می جنگند. هرگونه رابطه ما با روسیه باید برپایه منافع ملی ما باشد. آنها که اکنون پس از دریافت هزینه اجرای نیروگاههای بوشهر و تحویل سامانه اس–۳٠٠، چند بار در طی سالها عهد شکنی کرده اند، اکنون نباید با قول تحویل سامانه دفاعی اس–۳٠٠، آنهم دو سال دیگر، ما را هیجان زده کنند و بپنداریم که دوستی ما جوش خورده است. آیا آنها اجازه حسابرسی قراردادهای دهها میلیارد دلاری بسته شده و انجام نشده از سال ۱۹۹۱ تا کنون را خواهند داد؟ من در همان سال گفتم که روسها نیروگاهها را “هرگز” براه نخواهند انداخت. البته با این سامانه دفاعی اس–۳٠٠ میتوانیم در برابر عربستان و امارات و بورکینا فاسو در امان باشیم، و با رمز های کنترلی الکترونیک در دست روسیه، همانگونه که امریکا هم رمزهای کنترلی هواپیماهای جنگی پیشرفته خود را به همه مشتریان نمی دهد، تنها می توانیم در برابر دشمنی که با روسیه دوست نباشد موثر باشیم.

اگر روسیه براستی می خواهد دوستی کند، در حالیکه امریکا از فروش تسلیحات و تکنولوژی پیشرفته تفره می رود، از تانکهای تی–۹٠ به ما بدهد، جنگنده سوخوی–۳۵ بدهد، بگذارد موشک کوتاهبرد اسکندر را که جای اسکادها را گرفته کپی کنیم، و البته سامانه دفاعی اس–۴٠٠ را بدهد.

در پایان، من هشدار میدهم که سال آینده ما با چالشهایی روبرو خواهیم شد که تصمیم های راهبردی و نیز تاکتیکی ما سرنوشت ساز خواهند شد. در حالیکه ما باید هشیارانه و با جدیت تمام از نفوذ تروریسم به کشور جلوگیری کنیم تا زمینه برای شیطنت برخی قدرتهای جهانی و برخی همسایگان شیطان فراهم نشود، کشور را باید به سرعت بسوی دموکراسی، آزادیهای مدنی و تامین رضایت همه مردم هدایت کنیم و روابط خود را با همه کشورهای جهان عادی سازی نماییم. در غیر اینصورت ماجراجویی های برخی نابخردان درون نظام جمهوری اسلامی کشور را چنان وارد چالشهای خطرناک خواهند کرد که توطئه آذربایجان و ماجرای ۲۱ آذر در چهارگوشه کشور رخ خواهد داد، و دیگر هری ترومنی وجود نخواهد داشت که متجاوزان را تهدید به خروج کند.

کورش زعیم
هموند شورای مرکزی جبهه ملی ایران
تهران– ۲۱ آذر ۱۳۹۴