« سخنی با رضا پهلوی » جمال درودی عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران

۱۵ خرداد ۱۴۰۱

آقای رضا پهلوی انتظارداشتم روزی شما را دریک میزگرد تشکیل شده از گروههای سیاسی با عقاید و افکار و دیدگاههای مختلف به بحث و گفتگو میدیدم به امید آنکه در آن نشست پرده ها کنارزده و حقایق آشکار میگردید. گذشته مورد نقدوبررسی قرارمیگرفت و با ارائه تصویری درست ازایران دیروز و امروز، برای فردای ایرانی آزاد و سرافراز، راهکاری پیشنهاد میشد.تاملت آگاهانه به داوری مینشست وسره را از ناسره تشخیص میداد.
آقای رضا پهلوی امروز بنام یک ایرانی که درد وطن دارد با شما سخن میگویم شمائی که درتمام سخنرانیها وپیامها ومصاحبه های خود ازآزادی و دموکراسی و احترام به حقوق و رای ملت سخن میگویید. البته جای بسی تعجب و خوشبختی است که برای اولین بار صدای آزادی ازخاندان پهلوی شنیده میشود. چون هرگزدرخانواده شما سابقه نداشته که به رای ملت توجهی کرده باشند.
بیاد داریم که پدربزرگتان به خواسته دولت فخیمه انگلیس به سلطنت رسید وبه تصمیم همان دولت از سلطنت خلع شد. نه آمدنش به خواست ملت بود نه رفتنش. و پدرتان نیز درشهریور ۱۳۲۰ بنا به اراده وخواست متفقین که ایران را اشغال و درزیر سیطره خود داشتند به ملت ایران تحمیل شد. پدر را برداشتند و پسر را جایگزین آن کردند بدون آنکه به خواست ملت اهمیتی داده باشند. درکودتای ننگین ۲۸ مرداد این جاسوس سیا (کرمیت روزولت) بود که تاج و تخت از دست رفته را به پدرتان باز گرداند ومورد تفقدشاهانه قرارگرفت.
بنابراین طبق اسناد و مدارک متقن تاریخی ملاحظه میکنیدکه درمدت پنجاه وهفت سال حکومت استبدادی وآزادی کش پهلوی هاآنچه هیچگاه به حساب نیامدخواست و رای ملت بود. البته تنها یک بار ملت توانست با تحمل هزینه ای سنگین اراده توام باخشم ونفرت خود را برخاندان پهلوی حاکم کندکه آن انقلاب سال ۵۷ بودکه پهلوی هاو طرفتارانشان مجبور به فراراز ایران شدند.
آقای رضا پهلوی حال که به هر دلیل از آزادی ودموکراسی و رای مردم سخن میگوییدبهتر آن است که مساله را به خوبی بشکافید و واضحتر بگویید از دیدگاه شما آزادی چگونه تعبیر میشود؟ والگوی شما از آزادی چیست؟ آیا به همان آزادی معتقدیدکه پدربزرگتان زیرچکمه های پلیس خفیفه درسلولهای مخوف زندان قصر با آمپول هوا به ملت ایران هدیه کرد؟ یا آزادی که پدر عاری ازمهرتان زیر سیطره حکومت فاشیستی ساواک برای مردم رنج دیده وستم کشیده ایران به ارمغان آورد؟ صادقانه به مردم ایران بگویید آزادی ازدیدگاه شما چه مفهومی دارد.
خوشبختانه هنوزشمابه جایی نرسیده اید تامردم، آزادی را درحکومت خیالی شما و دوستانتان تجربه کنند. سالیان سال آزادی خواهان وجوانان برومنداین مرزوبوم فریاد آزادی سر دادند و صدای آنان باسفیر گلوله و رگبار مسلسل درهم آمیخت…! ای آزادی چه خونهایی که درپای تو ریخته شدوچه جنایتهایی که بنام تو کردند.!
آقای رضا پهلوی شما یک بار درخلوت خود این سوال را مدنظر قرار دهید. چراملت ایران انقلاب کرد؟ انگیزه اش چه بود؟ مردم چه میخواستندوچه نمیخواستند؟ ازچه رنج میبردند؟ با اطمینان میگویم به این نتیجه خواهید رسیدکه انقلاب ایران تنها وتنها زاده و ثمره پنجاه وهفت سال حکومت استبدادی و خفقان و ضدآزادی رژیم پهلوی ها بود. البته پدرتان درآخرین روزهای حکومت خود به این نتیجه رسیدو رسمادریک حالت درماندگی و یاس گفت: “صدای انقلاب شما را شنیدم و متعهدمیشوم که گذشته را تکرارنکنم” ولی خیلی دیر … اکنون نمیدانم آیا شما هم صدای مردم ایران را شنیده اید؟ یا نه؟ بگذریم.
آقای پهلوی من هم براین اعتقادم که گناه پدررا به حساب فرزند نمیتوان گذاشت ولی بر این باورم اقراربه گناه از بار گناه میکاهد. امروز شما چه بخواهید و چه نخواهید وارث اعمال و کردار وجنایتهای پنجاه وهفت ساله حکومت استبدادی و وابسته خاندان خود هستید. لذا وظیفه دارید به ملت ایران پاسخ دهید.متاسفانه هیچگاه ازگذشته اظهارندامت نکرده ایدوهمیشه دربرابراین سوالات یا سکوت اختیار کرده ایدو یا با سفسطه از کنار آن کذشته اید و در مواردی آنها را تایید کرده اید، در حالی که باید قبل از هر حرکتی و جنبشی و ورود به صحنه سیاسی ایران حساب خود را ازسوء پیشینه خاندانتان جدا میکردید و رسما از ملت بزرگ و بخشنده ایران به خاطر اعمال وکردار ناشایست پدرانتان پوزش میخواستید.
ولی متاسفانه چنین برخوردی ازشما دیده نشده ودرحال حاضربه همان راهی قدم بر میدارید که آنان رفته اند در اینجا بازمجبورم به سوابق تاریخی اشاره ای داشته باشم وبر این باورم که “گذشته چراغ راه آینده است ” تمام افراد خانواده پهلوی برای رسیدن به امیال وخواسته های خود از هیچ توطئه وفریبکاری وجنایتی ابا نداشتند ودرمواقع بحرانی وحساس دست نیاز به بسوی همه کس حتی دشمنان ملت دراز می کردند و از آنان یاری میخواستند واعتقادات مذهبی مردم را به بازی میگرفتند. پدربزرگ درایام عزا داری گل به سرمیمالید وپای برهنه درجلوی دسته جات حرکت میکرد. آیا به آنچه میکرد اعتقاد داشت؟ و پدرتان مرتب اعلام میکرد من نظر کرده هستم وامامان من را ازمرگ نجات داده اند. ازخود شما استفاده ابزاری کردند. یادتان هست که تسبیح دانه درشتی به دستان کوچک شما دادند وبه دور حرم گردانیدند و فیلم آنرا برای فریب مردم ساده اندیش و معتقد به نمایش درآوردند؟ از جمله این نوع اعمال درخانواده شما بسیار اتفاق افتاده است.
متاسفانه این محدوده نوشتاراجازه نمیدهدتابه همه این ماجراهاو زدوبندهای سیاسی با بیگانگان و چگونگی به غارت بردن ثروت این مردم محروم وگرسنه به خارج ازکشور سخن بگویم. باشد تا وقت دگر…
آقای رضا پهلوی همگان میدانند که شما به همان شیوه گذشتگان خود عمل می کنید و برای رسیدن به خواسته های خود به هر عملی دست میزنید چنانکه امروزشاهد آنیم که شما ضمن حفظ وابستگی تاریخی پهلوی ها به بیگانگان طبق سنت خاندان با دشمنان ایران نشست و برخواست دارید و ازآنان یاری میگیرید.وآنان را به اعمال توطئه وفشاربرایران ترقیب میکنید.
آقای رضا پهلوی شما بهترازهرکس میدانیدکه در تمام جوامع، سیاستمداران واحزاب و گروهای سیاسی طی ارائه مرام نامه واساسنامه خط مشی سیاسی خودرا اعلام میکنند ودرآن چهارچوب به فعالیت ادامه می دهند ولی چگونه است درحالی که وارد مبارزات سیاسی شده اید تاکنون هدف وخواست وتمایل خودرا ابرازنکرده اید. تنهابه این پسنده میکنیدکه من تابع رای ملت هستم. البته همه موظف به قبول رای اکثریت ملت هستند. این چیزتازه ای نیست ولی حق ملت ایران است بداند شما سلطنت طلب هستید یا جمهوری خواه یا …؟ هرعقیده ای داشته باشید گناهی متصور شما نیست ولی لااقل این شجاعت را داشته باشید که نظریه وخواسته خودرا اعلام کنید. ما درحال حاضرمیبینیم یاران وطرفداران شما نگران هستند و آنان جلوتراز شما حرکت میکنند واز قبل ردای سلطنت را برای قامت شماپوشانده وشما را “رضاشاه دوم “نامیده اند. وشما که دو سال پس ازانقلاب برسرمزار پدرتان سوگندپادشاهی خوردیدو هیچگاه ازآن تبری نجستید. لااقل به آنها پاسخ دهید وازاین فرصت بدست آمده حداکثراستفاده کرده و تشکیلات سلطنت طلبان را اداره کنید. شاید دری به تخته بخورد و روزی شما و آنان با آمال وآرزوی خود برسید!
آقای رضا پهلوی شما امروز به عنوان یکی از مدافعان تحریم و فشارحداکثری بر ملت ایران سعی میکنیدبرموج ناراحتی واعتراضات مردمی سوار شوید. شمائی که دیروز صدای مرگ بر شاه میلیونها ایرانی درسراسر کشور را نشنیدید، امروز با صدای چند جوان ناامید وناآگاه درچند نقطه ایران جوگیر شده وسعی میکنید رهبری شورشی جدید را، ازآن سوی دنیا به دست گرفته و برای ملت فهیم و بزرگ ایران دستورالعمل صادرمیکنید.
شاید هنوزبر این باورید که جوانان ایران زمین حاضراند با خون خود فرش قرمز زیر قدمهای شما بگسترانند وتاج کیان بر سر شما بگذارند؟! اگر چنین آمال و آرزو درخیال خود پرورانیده اید بدانید کاملا دراشتباهید. متاسفانه شما ملت ایران را نشناخته اید.حق هم دارید. چون هرگزدرمیان مردم ایران نبودید. شما ازدرد ورنج کارگرایرانی، کشاورز ایرانی جوان ایرانی ………چه میدانید؟ از زجروشکنجه وشلاق و زندان چه میدانید؟ ملت رنج دیده ومبارز ایران بیش از یکصد سال برای کسب آزادی مبارزه کرده و دراین راه فرازونشیب ها طی کرده وخونها داده، مطمئن باشید به این آسانی و با درباغ سبز نشان دادن ها باردیگربه دام خاندان پهلوی نخواهند افتاد.
این گفته سعدی را هرگز نباید از یاد برد:
« عاقبت گرگ زاده گرگ شود … گرچه با آدمی بزرگ شود »

پاینده ایران

پانزدهم خرداد ۱۴۰۱