رابطه ایران و اعراب به رابطه ایران و آمریکا پیوند خورده – سیاست تنش زدایی جواب می دهد: گفت و گوی زهراخدایی با دکتر داود هرمیداس باوند

۱۲ آذر ۱۳۹۴

داود هرمیداس باوند می‌گوید: هر زمان که امکان فضای مساعدی در روابط ایران-آمریکا عملی شده، کشورهای عربی منطقه به سمت ما نزدیکتر شده‌اند.

گفت و گوی زهراخدایی با دکتر داود هرمیداس باوند
خبرآنلاین

رابطۀ ایران با همسایگان عربی به رغم اهمیت و همۀ اشتراکات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی فیمابین در سطحی که باید باشد، نیست. این دیدگاه بسیاری از ناظران، کارشناسان حوزۀ دیپلماسی کشورمان است. از سویی تحولات دو سال اخیر جهان عرب فاصلۀ ایران با همسایگان عربی را بیشتر کرده آنهم در حالیکه در فضای فعلی ضرورت نزدیکی با آنها به شدت خودنمایی می‌کند. هم اکنون دولت یازدهم مسئولیت سنگین‌تری برای تلطیف فضای فعلی دارد. اما در این مسیر باید چه کرد؟ چه رویکرد می‌تواند رابطۀ کشورمان را با همسایگان‌ عربی بهتر کند؟

داود هرمیداس باوند، کارشناس روابط بین‌الملل به این پرسش پاسخ داده است که در ادامه می‌خوانید:

موضوعات که زمینه‌های تنش در روابط میان ایران با همسایگان را تشدید می‌کند، کدام است؟
مجموعه‌ای از مسائل منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای میان ما و کشورهای عربی به خصوص کشورهای عضو شورای همکاری‌ خلیج فارس وجود دارد که زمینه‌های تنش و نگرانی را ایجاد کرده است. می‌توان آنها را به شرح ذیل برشمرد:
*دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای: کشورهای عرب منطقۀ خلیج فارس به خصوص عربستان همسو و همراه با اقداماتی بود که در این زمینه علیه ایران صورت گرفته است و حتی گزارشاتی وجود دارد مبنی بر اینکه عربستان از آمریکا خواسته است که اقدامات سخت افزاری علیه ایران صورت دهد.
*مسائل سیاسی فیمابین پیرامون طرح خطر هلال شیعی که از سوی عربستان، اردن و (سابقاً) مصر مطرح شده بود مبنی بر اینکه هلال شیعی ایران، عراق و سوریه و(تا حدودی) لبنان خطری است برای منطقه و بخش غیرشیعه جهان عرب.
*بحرین: عربستان، بحرین را حیات خلوت خود می‌داند و جنبش پدیدارشده در این کشور که منجر به ارسال نیروی نظامی سعودی به این کشور شد، بیانگر حساسیت این امر است. ایران نیز نسبت به بحرین نیز حساسیت‌هایی دارد.
* و در نهایت سوریه که مهمترین مسئله‌ای است که وارد رقابت‌های منطقه‌ای شده است. سوریه محکی است میان ترکیه، ایران، عربستان و مصر. البته سایر کشورهای کوچکتر از جمله قطر، اردن و.. نیز در بحران حضور دارند(اما اصلی‌ترین بازیگران همان ۴ کشور است) به یک معنا بحران سوریه به حیثیت و رقابت منطقه‌ای تبدیل شده است. در واقع مجموعۀ این کشورها در گروه اکثریت قرار دارد و ایران(در کنار روسیه) در اقلیت است.
فی الواقع فضایی سیاسی-امنیتی-نظامی در منطقه به وجود آمده است که موجب این برودت و تیردگی روابط شده است؛ مضافاً اینکه این کشورها، تحریم‌های شورای امنیت و فراتر از آن تحریم‌های یکجانبه مضاعف را از پذیرا شدند و از این لحاظ تنش با جمهوری اسلامی بیشتر شده است.

در تشدید و تضعیف این خصومت‌ها، نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای چقدر است؟
به نظر من اگر بخواهیم فضایی برای بهبود روابط ایجاد کنیم این مسئله به نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای به خصوص آمریکا نیز بازمی‌گردد. همانطور که می‌دانید کشورهای عربی منطقۀ خلیج فارس قبلاً در پرتو امنیت Pax Britannica (امنیت بریتانیا) قرار داشتند و حتی در سال ۱۹۶۸ زمانی که بریتانیا اعلام کرد که به دلیل مشکلات مالی قصد خروج از خلیج فارس را دارد، آنها حاضر شدند تمام خواسته‌های مالی بریتانیا را تأمین کنند تا نظامیان آنها از این منطقه خارج نشود.
بعد از خروج بریتانیا از خلیج فارس آنها بیش از همه خواستار حضور یک قدرت فرامنطقه‌‌ای به نام آمریکا در منطقه بوده و هستند و بنابراین از این حیث با ایران وجه اختلافی دارند.

برای اعتمادسازی باید چه کرد؟
با تمام نکاتی که اشاره کردم و به رغم تیرگی فضای موجود میان ما و همسایگان عربی، اگر آقای روحانی سیاست خارجی خود را بر تنش زدایی و گفتگوی سازنده قرار دهد، می‌تواند با کشورهای منطقه‌ای و همچنین کشورهای فرامنطقه‌ای به نتیجه برسد.
مشکلات فیمابین در صورت تعدیل شدن فضای موجود می‌تواند جو روابط با همسایگان را برای تعامل مساعدتر کند ولی فراتر از همه رابطۀ ایران با آمریکاست. اگر ما موفق شویم براساس گفتگوهای سازنده با امریکا وارد عرصۀ جدیدی شویم، به هر میزانی که رابطۀ ایران و آمریکا جنبۀ مثبت پیدا کند، بارتاب آن در روابط ما با کشورهای عربی است. بدین معنا که تجربه نشان داده است هر زمان که امکان فضای مساعدی در روابط ایران-آمریکا خواه به صورت حقوقی، دو ژوره و یا دوفاکتو عملی شده، کشورهای عربی منطقه به سمت ما نزدیکتر شده‌اند. ولی بالعکس هر زمان که مشکلات‌مان با آمریکا تشدید شده است، آنها نیز مواضع سرد و موضع‌گیری‌هایشان در قبال جمهوری اسلامی ایران جسورانه‌تر برخورد کرده‌اند.
من کلید بهبود روابط ایران با همسایگان عربی را در گروی چگونگی روابط با آمریکا و حل مسائل و مشکلات فیمابین با آمریکا می‌دانم. چون فی الواقع همسایگان عربی ایران دنباله‌روی آمریکا هستند و در حال حاضر در راستای نظر آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بسیج شده‌اند. برخوردهای آنها با اتباع ایرانی، سخت‌گیری در سرمایه‌گذاری‌های ایرانی‌ها که متعاقباً منجر به انتقال سرمایه‌ها به ترکیه و مشکلاتی از این دست شد، مصداق بارز آنست.
باز هم تأکید می‌کنم اگر بخواهیم فضای مساعدی در رابطه با همسایگان عربی ایجاد کنیم که بتواند در بهبود روابط کارساز باشد ضمن اینکه باید سیاست تنش‌زدایی و گفتگو را در پیش بگیریم فراتر از آن این مسئله به چگونگی روابط ما با آمریکا بستگی دارد. من فکر می‌کنم گفتگوی دوجانبه میان ایران و آمریکا و طی آن در صورت ایجاد فرایند مثبت، بازتاب دو چندان مثبت بیشتری بر فضای روابط ما با کشورهای عربی منطقه دارد.