در ضرورت اختلاف زدایی و بازسازی جبهه ملی ایران-هرمیداس باوند – مرتضی بدیعی- امیررزاقی – ضیاء مصباح

۶ دی ۱۴۰۰

به نام آنکه جان را فکرت آموخت :
کم و بیش دوستان عضو « جبهه ملی ایران » و دیگر هوا داران رهبر ملی ایرانیان« شادروان دکتر محمد مصدق »در جریان چگونگی فعالیتها در مسیر زدودن اختلاف بینش آنهم در درون سازمانی با قدمت بیش از هفت دهه میباشند و از نیت واقعی ،نحوه استدلال و مهمتراز همه « ضرورتها در این باب » مطلع اند .
منادیان وحدت پیوسته با ادبیاتی گونه گون با میانسالانی دارای انگیزه های متفاوت ،بر ضرورت همراه بودن دوستداران وطن در قامت « جبهه ملی ایران » در دوجریان – و تدریجا در آنسوی مرزها با نام «سازمانهای جبهه ملی خارج از کشور » واخیرا «در بخشی که بنظر اصلی ترو منسجم تر می آید »با انتصخاب چندین پزشک در راس ( با تصور توانائی درمان این مریض رو به انتحار ! ) با بکار گیری امکانات بس گسترده دنیای مجازی «بی در و پیکر» که در نوع خود در این وانفسا «با همه اما و اگرها و چند و چون» نعمت بشمار تواند رفت – هر کدام در حد وسع خود در واقع با نوعی رقابت به انتشار دیدگاهها – تفسیرها و اخبار همت میگمار ند .
*با توجه به «نقش نارسای جبهه ملی ایران » در برخورد با مسائل پیش آمده در سالهای نه چندان دور- و «ایفای وظیفه تاریخی تمامی دلسوزان این وادی » ایجاب مینماید در مسیر رفع چند گانگی و….. خط مشی جدید و مناسبی در پیش گرفته شود :
۱ / ارزیابی مسائل براساس مقتضیات روز و چگونگی تحلیل و حل آنها در راستای منافع ملی ، ضرورتهای اجتماعی – فرهنگی که سیاسی برآن نام بنهاده اند .
۲/ بی توجهی و بی تفاوتی مفرط نسل جوان نسبت به مسائل اساسی و حیاتی کشور، تا آنجا که تنها قصد آنان را معطوف به خروج از کشورشان و ادامه زندگی اجتماعی در جوامع غربی نموده است .
۳/ تا زمانی که نظام فاقد نظم و برنامه – بر مبنای «ارزشهای قرون وسطائی مدیریت نا بخردانه امور ملی و اجتماعی »راعهده دارباشد ، این رویه یعنی برنامه ریزی برای ترک کشور و نبود انگیزه خدمت به همنوع ،بطور روز افزون ادامه خواهد یافت .
۴/ توجه به نارسائی ها در مدیریت امور داخلی و سیاست خارجی حاکی از آنست که حکومت با این بینش و برخورد با مسائل بسیار حساس البته برخلاف منافع ملی – با همه تغیرات بنیادی در نگاه به چگونگی سیاست های منطقه ای ،رو به افول میباشد و «برای اداره امور اجتماعی و سیاسی بعد آن » آلتر نا تیوی بنظر نمیرسد .
۵ / در حال حاضر « جبهه ملی » با توجه به اعتبار تاریخی می بایست عهده دار این رسالت گردد اما : از آنجا که این تشکیلات سیاسی ریشه دار منزه از آلودگی و خود محوری ، در حال حاضر با عناوینی چند گانه به فعالیت کم رمق خود به دلایل : «نبود مدیریت واحد و متمرکز ، عدم هماهنگی و وحدت رویه ،در ضمن نا توانی دربرنامه ریزی مناسب زمان و مکان «بدلایل مختلف منجمله بکارنگرفتن متخصصان علوم مدیریت و جامعه شناسی » ونداشتن روحیه پاسخگو ئی ادامه میدهند …..طبعا انجام وظیفه اصلی -آنهم با این کم و کیف درونی و شرایط خاص کشورمان با حضور بعنوان مثال « پزشکان گرفتار درمان و در مواردی آلوده به طب تجاری !در بخشی از این تشکیلات»یا «مهندسین معتقد به محاسبات دقیق و قابل پیش بینی » یقینا عملی نخواهد بود .
۶/ تنها راه حل این معضل خود ساخته و بر خلاف همه اصول : ایجاد انسجام ، یکپارچگی ،وحدت و همراهی اعضاء پاک دست مجرب این سازمان سیاسی توام با بازنگری در رویه های موجود با برخورداری از افکار ونیات نیک پنداران وطن خواه – مردم دوست بدور از جاه طلبی ها ی رایج میباشد.
**باشد که خرد سیاسی و حفظ منافع فراموش شده ملی همراه با نقش آفرینی در مسیر رسالت تاریخی ، مورد توجه جدی و بیشتری قرار گیرد و این سازمان معتبر با تابلو واحد قادر به ایفای مسئولیت ملی و تاریخی خود جهت بقاء و اعتلای جامعه ایران ،با پرهیز از هر گونه خود محوری بشود.
ز ، در پی نام ونشان بودن ،ورود به حواشی ، گفتگوهای بی حاصل تکراری و محفلی ،از سوئی نوعی محدود نگری همراه با اتلاف وقت و انرژی و بقولی حرکات بچه گانه و ناشیانه میباشد.
که :با کم دقتی و مدیریت ضعیف چهره های برتر و مطرح البته سالمند فاقد تحمل و صبوری ، منافع و عرق ملی را نا خواسته اما در عمل منطبق با خواست رژیم – به هیچ می شمرند و برتوهم خود با این کم و کیف میفزایند . … که چنین مباد!
( دیماه ۱۴۰۰ )
با ادب فراوان :
هرمیداس باوند – مرتضی بدیعی- امیررزاقی – ضیاء مصباح