( دروغ تا کی … و تا چند …؟! ) نقدی بر فراخوان اخیر جناب آقای مهندس زعیم-جمال درودی ، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران

۵ بهمن ۱۴۰۰

دروغ درایران باستان یکی ازگناهان بزرگ ونابخشودنی محسوب میشدوشخص دروغگو برای همیشه ازجامعه طرد میشد. البته آقای زعیم که ازدروغ گفتن مبراهستند ولی شایدبه علت سن زیاد فراموشی پیدا کرده‌اندو من جهت آگاهی مطالبی راهرچند مختصروگذرا بیان میکنم. ازسال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۵ آقای زعیم هیچ گونه سمتی ویا فعالیتی درجبهه ملی ایران نداشتند، دلیل این مدعا این است که دردهه ۶۰ کلیه فعالین جبهه ملی تا رده سوم زیرضرب و فشارقرار داشتندواعضای آن یا درزندان و یا فراری بودند. ولی ایشان به گفته خودشان باسپاه پاسداران همکاری میکردندوبه آنها مشاوره میدادند. ازسال ۱۳۶۵ که به اراده زنده یادعلی اردلان هیئت حسن نیت باحضور ۵۰ نفر از شخصیت‌های جبهه ملی تشکیل شد امضای ایشان ذیل بیانیه ها آمده است. مجدداً دراردیبهشت ماه ۱۳۶۹بیانیه ۹۰ امضایی انتشاریافت وباردیگر اعضای جبهه ملی تحت فشارقرارگرفتندوبه زندان گسیل شدند ولی جناب زعیم همچنان آزادانه درشرکت خودبه فعالیت اقتصادی مشغول بودند، هرچندکه موفقیتی نداشتتد.

جناب مهندس زعیم درفراخوان جدید خود آورده اند درسال ۱۳۵۸ نخستین منشور جبهه ملی درکمیته ای مرکب از ( دکترباوند ، دکتر رشیدی ، کوروش زعیم ، زنده یادان حسن لباسچی ودکترمبشری ، تدوین شده بود … ) ولی درآن برهه از زمان شخصیتهای بالاتری چون دکترسنجابی، دکترآذر و … بودندوآقایان دکتر باوندودکتررشیدی هیچگونه فعالیت رسمی در جبهه ملی نداشتندکه بخواهندفراخوان بدهند.

آقای زعیم درمصاحبه ای اظهارداشته‌اند،دکتر ورجاوند خواستارتشکیل جبهه ملی ششم بودند. در حالی که من تاآخرین لحظه حیات برای تنظیم روزنامه پیام جبهه ملی درکنار ایشان بودم وهرگز چنین مطلبی از وی بیان نشنیدم وایشان خواستار یک جبهه ملی واحدومنسجم بودندو حتی درباره مخالفین خوددرشورا اظهارداشتند ( این دوعزیز، دکتر موسویان و دکتر موید زاده بایددرهیئت اجرایی حضور داشته باشند) و مرحوم ورجاوند تااین اندازه به وحدت ویکپارچگی جبهه ملی علاقه‌مند بودند و آن زنده یاد بیش ازصدها مصاحبه و مقاله و بیانیه داشتند که هیچ گونه اثری ازتشکیل جبهه ملی ششم درآنها دیده نمی‌شود و این دروغ بزرگی است که به آن بزرگوارنسبت داده میشود.

جناب مهندس زعیم درسال۱۳۹۷ درانتخابات داخلی شورا انتظارداشتند که به عضویت هیات رهبری دربیایند که ولی تنهاسه رای آوردندو به عضویت هیأت رهبری در نیامدند. فردای آن روزبا من تماس گرفتند وبه دروغ اظهارداشتندکه اکثراعضای شورا با من تماس گرفته و آماده اندکه به مجرداعلام موجودیت جبهه ملی ششم به عضویت آن درآیند ولی جبهه ملی ششم تنها با من وایشان تشکیل شدواولین بیانیه ی آن توسط من باعنوان ( پایان جبهه ملی پنجم وآغازجبهه ملی ششم) انتشار یافت وآقای دکترباوند بعداز یک ماه و نیم شرکت کردن در جلسات شورای پنجم به جبهه ملی ششم پیوستند وآقای دکتررشیدی هم پس ازمدتی به ما گرویدندو سپس آقای زعیم ده نفرازافراد موردتایید خودونامتجانس را به این شورا آوردند.

درفراخوان اخیراظهار داشته اند (… پس ازآغاز به کارشورای ششم درسال ۱۳۹۷ ، نخستین اقدام ما یک فراخوان همگانی خطاب به نخبگان ایرانی سراسرجهان بود که از آنان خواستیم …. ازاین فراخوان استقبال خوبی شد، از برون مرز برخی شخصیت های شناخته شده تماس گرفته …. گروه های سازمان یافته ای تماس گرفتند و ابرازعلاقه برای همکاری کردند که هنوز با برخی از آنها گفتگو و همیاری داریم …. درداخل کشور هم کم کم شخصیت ها و گروههای گروههای سازمان یافته و برخی از فعالان مدنی ، صنفی و حتی روحانی به ما توجه نشان دادند …. و همزمان عضویت ما رو به افزایش نهاد …) این گفته جناب زعیم من را به یاد شوی صمدآقا می‌اندازد که مادراو درمصاحبه ای اظهار داشت(… ما در روستایمان همه چی داریم، ما برق داریم، ماآب داریم ، کشاورزی مارونق دارد، تمام مزارع ما سرسبز است ، به ما پول می دهند،جوانان ما کار میکنند …) وصمد در جواب ننه آقا گفت (ننه این چیزهایی که تو میگویی کجاست؟ چرا ما آنهارا نمی بینیم! مگرما کور هستیم ، ما ازسر نداری وبیکاری توی شهر لوله میکاریم …) حال گفتار آقای زعیم بیشتر با گفتارننه آقا شباهت دارد. آقای زعیم من چون سنی ازشما بیشتر داشته و بیشتر از شما درمسائل سیاسی جبهه ملی حضور داشته و به نوعی تاریخ زنده جبهه ملی هستم به شما توصیه میکنم برای ارضای هوس های خود به دروغ متوسل نشوید چون خیلی زود آنها فاش و شما سرافکنده خواهید شد. پاینده ایران ،

. ۵ بهمن ۱۴۰۰