خیزش۳۰ تیر نماد دموکراسی خواهی ملت ایران: کورش زعیم

۲۹ تیر ۱۳۹۶


اكنون، بيش از يك سده از خيزش مردمي مشروطيت، بیش از شش دهه از خيزش مردمي ۳٠ تير و بیش از سه دهه از خيزش مردمي ۵۷ مي گذرد. هر خیزش برخاسته از اراده ملت ایران برای کنار گذاشتن نظام هاي استبدادي بود؛ بجز خیزش ۳٠ تیر که برای حفظ یک نظام دموکراتیک مورد علاقه مردم روی داد. این نخستین بار در تاریخ ایران بود که جامعه روحانیت برای “حفظ دموکراسی” با مردم هم آوا شده بود. هر چند که سالی نگذشت تا به طبیعت دیکتاتوری پسند خود بازگشت کند. در خیزش ۵۷ هم جرقه ای از دموکراسی و حاکمیت رای مردم را در دولت موقت مشاهده کردیم، ولی دیری نپایید تا بخشی از جامعه روحانیت کشور را به دیکتاتوری مورد علاقه خود بازگرداند.
ملت ايران اراده خود را در انقلاب مشروطيت براي سرنگوني يك نظام استبدادی ضد ايراني نشان داد. نظامي كه نخبه كشي مي كرد، دست گداييش به سوي بیگانگان دراز بود، انگيزه دفاع از مرزها را نداشت و كشور را به ورشكستي و تجزيه كشاند. ناتواني و بي خردي نظام استبدادي حاكم باعث شد كه در جنگ جهاني اول با وجود بيطرفي ایران، کشور ویرانه و نیمی از جمعيت تلف شوند. در انقلاب مشروطيت، ملت ايران براي رهايي از استبداد و بي فرهنگي حاكم، به ارزشهاي كهن خود بازگشت و نشان داد كه مي خواهد جزو ملتهاي پيشرو جهان سرنوشت خود را به دست خود بگيرد. ملت در خيزش خود پيروز و نظام وادار به تسليم در برابر خواسته ملت شد. مجلس شورای ملی تشکیل شد و برای چند دوره مردم توانستند آزادانه رای بدهند، و نمایندگان مجلس در اندیشه منافع ملی باشند. ولی بخشی از روحانیت که با رای مردم سازگاری نداشت، با بند و بست های داخلی و خارجی استبداد را به کشور باز گرداند.
استبداد پسامشروطیت را جنگ دوم جهانی پایان داد. ملت آزاد شده بود. روشنفكران و فرهيختگان كشور دست بكار ساماندهي يك نظام مردم سالار شدند. انتخابات رنگ آزادي به خود گرفت و سياستمداران وطن پرست و محبوب مردم برگزيده شدند. براي نخستين بار از درون مجلس دولتي شكل گرفت كه راي مردم را داشت و خواسته مردم بود. گستردگي سراسري پشتيباني از دولت آزاده و مردمسالار محمد مصدق در تاريخ كشور سابقه نداشت. كشور ما وارد مرحله نويني شده بود. شاه طبق قانون مشروطه وظايفي فقط تشريفاتي داشت، ولي وزارت جنگ را بر خلاف قانون حفظ كرده بود. دولت ملي مي دانست كه كنترل نيروهاي مسلح در يك نماد تشريفاتي مي تواند براي بازگشت ديكتاتوري وسوسه انگيز باشد. با زور مي توان انتخابات را به سويي دگر كشيد و اعتراض مردم را با خشونت خاموش كرد. خودداري از واگذاري مسئوليت دفاعي به دولت، خيزش ملت ايران را در ۳٠ تير ۱۳۳۱، بوجود آورد. خيزش عليه قدرت نظامي در دست يك نفر كه پاسخگو به ملت نباشد.
خیزش مردمی ۳٠ تیر هنوز تنها نماد دموکراسی خواهی ملت ایران است که مصدق برای مردم به ارمغان آورده بود. مصدق، براي نخستين بار در تاريخ، آزادی بیان، آزادی رسانه ها، آزادی حزب ها و فعالیت های سیاسی و مدنی، حقوق بشر، و یک نظام دموكراتيك راستين را به ما چشاند. در رویداد ۳٠ تیر او که قرباني قدرت طلبي شده بود، مسالمت آمیز کنار رفت تا مردم خود تصميم بگيرند. او مي خواست اين باور خود را بيازمايد كه ملت ايران ديگر زير بار خودكامگي و تمركز قدرت در دست يك نفر ناپاسخگو نمي رود. با خيزش انقلابگونه مردم در پشتيباني از دولت ملي خود، بار ديگر اراده ملت براي حفظ نظام مردم سالار بدست آمده حاكم شد. هرچند كه برخی قدرتهاي بيگانه براي حفظ سلطه و منافع خود به دخالت پرداختند، و روحانيان محافظه كار هم همكاري نمودند تا بار ديگر استبداد بر مردم ايران تحميل شود. يك دولت متكي بر راي مردم به سود منافع هيچكدام نبود.
ما پس از یک سده هنوز در جستجوي آزادي و حاكميت ملي هستيم. چه عاملي در درون جامعه ما وجود دارد كه حقوق فردي و اجتماعي مردم را باور ندارد، به خواست ملت براي استقرار حاكميت ملي بي اعتناست، مردم را فاقد صلاحيت راي دادن و مشاركت در سرنوشت خود مي داند و براي حفظ تك صدايي و استبداد، فساد سياسي و اقتصادي و عقب ماندگي و تحقير ملي را در اين سرزمين اهورايي تحمیل مي كند؟
مصدق رییس دولت یک قانون اساسی دموکرات بود که کامل اجرا نمی شد و او اصرار بر اجرای کامل آن داشت تا دموکراسی برقرار باشد. ولی یک دولت برآمده از یک قانون اساسی سلطه گرا و تبعیضگر هرگز نمی تواند دموکرات باشد و حقوق مردم را تضمین کند، و یک مجلس شورای غربال شده به وسیله این قانون اساسی هرگز نمی تواند یک مجلس شورای “ملی” باشد و برای منافع ملی قانونگزاری کند، کما اینکه هیچکدام از مجلس های جمهوری اسلامی “ملی” نبوده اند و طرحی در راستای منافع “ملی” تصویب نکرده اند. مصوبات این مجلس ها بیشتر برای هموار کردن راه برای هدفهای جناحی یا فرقه ای، حفظ استبداد و کنترل و زهرچشم گرفتن از مردم بوده است.
تهران – ۳٠ تیر ۱۳۹٤