حقوق دان های کلاش» و ملت شدن اقوام! عبدالحمید شمس

۲ آذر ۱۳۹۹

این داستان «ملت شدن» هم وطنان ترک و کرد هم از اون ترفند های حقوقیست که برخی حقوقدان های کلاش انداخته اند در زبان تجزیه طلبان قومی! واقعیت این است که «اصل تعیین سرنوشت» از اصولی است که در در سالهای بعد از جنگ دوم در «منشور سازمان ملل متحد» گنجانده شد. با تکیه بر این اصل حقوق بین الملل مبارزهحتی مسلحانه «ملت» های تحت استعمار و اشغال، مثل الجزایر ، علیه دولت های استعماری و اشغالگر چون فرانسه، برای مستقل شدن و بیرون کردن استعمار گران و اشغالگران – را مشروع اعلام نمود. اما این تفسیر از اصل«حق تعیین سرنوشت، فقط و فقط برای ملت های تحت استعمار بیگانه صورت گرفت و حقوق بین الملل آنرا برای اقوام داخلی یک کشور به رسمیت نشناخت. اما همین اصل «حق تعیین سرنوشت» در سال ۱۹۶۶ با میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، برای اقوام داخلی کشور ها راه حل های دیگری را پیش بینی کرد: از این تاریخ به بعد با تکیه بر ماده ۲۷ میثاق حقوق مدنی و سیاسی، این اصل بیشتر از گذشته مورد استفاده اقلیت های قومی، نژادی، دینی و زبانی نیز قرار گرفت. به عبارت دیگر اصل «حق تعیین سرنوشت» دو تفسیر در حقوق بین الملل دارد: یک تفسیر برای ملت های تحت اشغال و استعمار، همراه با مبارزه برای جدایی از یوغ استعمار، و یک تفسیر برای اقوام داخلی هر کشور، که میثاق حقوق بین المللی مدنی سیاسی(۱۹۶۶) و ماده ۲۷ آن مربوط است به حقوق اقوام داخلی هر کشور(که ۱۸۹کشور هستند). لازم به تأکید است که این میثاق همراه با عهد نامه بین‌المللی حقوق اشخاص متعلق به اقلیت های قومی، مصوب ۱۹۹۲ مجمع عمومی سازمان ملل، ضمن قرار دادن «اصل تمامیت ارضی» در برابر اصل« حق تعیین سرنوشت»، تأکید دارند که به هیچ عنوان به اقوام اجازه اعلام استقلال و زیر سؤال بردن تمامیت ارضی کشوری که در آن زندگی می کنند را نداده و نمی دهند. به عبارت روشنتر از نظر قوانین بین الملل سقف «حق تعیین سرنوشت» برای اقلیت های قومی، زبانی و مذهبی عبارت است از ۵ حق :۱) تکلم و آموزش زبان مادری،۲) تقویت هویت محلی با پشتیبانی حکومت مرکزی،۳) مشارکت در تصمیمات ملی و محلی،۴ حق ایجاد انجمن های مختلف در سطح محلی و ملی،۵) برقراری ارتباط با همزبانان در داخل و خارج از کشور. به عبارت دیگر، اقلیت های قومی نمی توانند همانند «ملت» های تحت استعمار و اشغال تحت سلطه بیگانه، علیه تمامیت ارضی کشور خود ادعایی را مطرح کنند. در واقع همینجاست که برخی «حقوق خوانهای» جدایی طلب، با القاء این توهم به بخشی از اقوام نا آگاه ایرانی، که «شما قوم نیستید، بلکه یک ملت هستید»! می خواهند این ذهنیت را استحکام بخشند که دولت های حاکم بر ایران سرزمین های این به اصطلاح ملت ها را اشغال کرده و در نتیجه آنان(با تکیه بر تفسیر نخست از حق تعیین سرنوشت مبتنی بر مبارزه علیه استعمار)، می توانند با تکیه بر منشور سازمان ملل، ضمن تجزیه ایران، اعلام استقلال کنند.
شمس عبدالحمید. ۲۷/ ۰۷/ ۱۳۹۹