برگی از تاريخ برای نسل های آينده چه عواملی در مرداد سال ۱۳۳۲ تلاش ملت ايران را برای رسيدن به آزادی، استقلال، و حاکميت ملی خنثی کردند؟ رضا قاسميان

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

برگی از تاريخ
برای نسل های آينده

چه عواملی در مرداد سال ۱۳۳۲ تلاش ملت ايران را برای رسيدن
به
آزادی، استقلال، و حاکميت ملی
خنثی کردند؟

رضا قاسميان

پيشگفتار

استيفن کينزر، نويسنده، تحليلگر و خبرنگار نيويورک تايمز که بيش از پنجاه کشور را بازديد وگزارش وتحليل های جامعی درباره سياست گذاران و اثرات آنها تهيه کرده است، درکتاب”همه مردان شاه “درمورد کودتای ايران ديدگاه های مختلفی را از تحليل گران نقل ميکند:
نوشته ای از مجله تايمز در کتاب مردان شاه
روزی، روزگاری درسرزمينی کوهستانی که ميان بغداد ودرياچه خاويار واقع شده است نجيب زاده ای زندگی ميکردکه پس ازيک عمر شکوه وشکايت از حکومت سلطنتی کشورش رئيس دولت شد. او در عرض چند ماه همه دنيا را متوجه کلمات و رفتار و لطيفه ها و خنده ها و کج خلقی های خود کرد. در پشت دلقک بازی های مضحک او نکات متعددی درموردجنگ ياصلح وجودداشت که بسياری از سرزمين های ماورای اين سرزمين کوهستانی را تحت تأثير قرار داد. او محمد مصدق ، نخست وزير ايران در سال ۱۳۳۰ بود. او مرد سال بود. او تجارت نفت را به آشوب کشيد. اشک های او ستون های باقيمانده يک امپراتوری بزرگ را ويران کرد. او با صدای بريده بريده و محزون ، مبارزه ای جسورانه را که مملو از حسرت و نفرت و برای غرب تقريبا غير قابل درک بود منعکس ساخت.
موفقيت بريتانيا درسراسر خاور ميانه نااميد کننده است. آن ها همه جا مورد نفرت و بی اعتمادی اند. رابطه استعماری گذشته به آخر رسيده است و هيچ قدرت ديگری نميتواند جانشين بريتانيا شود. ايالات متحده امريکا چه بخواهد و چه نخواهد ناچار به اتخاذ سياستی برای خاور ميانه است ، هنوز مردد است و تصميمی اتخاذ نکرده است.امريکا درنقش رهبرکشورهای غير کمونيست مسؤليت خطيری برشانه هايش احساس ميکند، يکی از آنها روياروئی با مبارزات اخلاقی است که جادوگری پير و عجيب که در اين سرزمين کوهستانی زندگی ميکند و مرد سال است آغاز نموده است.
آغاز کودتا توسط طرح آژاکس
…. در اين زمان تبليغات منفی عليه مصدق به اوج رسيده بود. مطبوعات بر ضد او حرف ميزدند و مقالاتی که مرکز عمليات ديکته ميکرد در روزنامه ها منعکس ميشد. سازمان سيا با يادداشت های جعلی از جانب حزب توده به رهبران مذهبی هشدار ميداد که اگر با مصدق مخالفت کنند به مجازات سنگينی محکوم ميشوند و تلفن های تهديد کننده به خانه های آنها زده ميشد و در خانه يکی از رهبران مذهبی بطور ساختگی بمب گذاری شد. به زودی خبر رسيد که شاه مستقيما در عمليات ضد مصدق دخالت دارد. اين خبر از طريق مرکز “عمليات روزولت” بر سر زبان ها افتاد.
در ۲۳ مرداد، مرکز عمليات تلگرافی به واشنگتن فرستادواعلام داشت که پس از پايان عمليات آژاکس حکومت زاهدی با خزانه خالی روبرو خواهد بود و نياز به کمک مالی دارد و پنج ميليون دلار پول تقاضا شد که سازمان سيا بايد چند ساعت پس از پايان عمليات اين مبلغ را تهيه ميکرد.
شامگاه ۲۴ مرداد روزولت و ساير عوامل کودتا کاری نداشتند جز اين که منتظر خبر اعلام پيروزی باشند اما خبری که دريافت داشتند نا اميد کننده بود. زيرا آنچه روزولت ازآن وحشت داشت اتفاق افتاد و نه تنها سرتيپ رياحی بازداشت نشد بلکه نصيری که فرمان عزل مصدق را داشت خلع سلاح و بازداشت شد. ولی ۳ روز بعد کودتا با موفقيت انجام و شاه دوباره جايگاهش را بدست آورد اما….
از مجله سياست خارجی امريکا
حقيقت اين است که اگرآن کودتا نبود، ايران ميتوانست از دموکراسی بالغی بهره مند شود. يادآوری آن کودتا آن قدر دردناک بود که در سال ۱۳۵۷ زمانی که شاه ايران را ترک ميکرد بسياری ترس از آن داشتندکه تاريخ تکرار شود و اين يکی از انگيزه های دانشجويان برای اشغال سفارت امريکا در تهران بود. بحران گروگان گيری در مقابل موجب تهاجم عراق به خاک ايران گرديد و ازطرفی انقلاب اسلامی در ايران موجب شد که روسيه به افغانستان حمله کند. حاصل کلام آنکه، بخش وسيعی از تاريخ تنها به دليل عملياتی که فقط يک هفته به طول انجاميد شکل گرفت.
کودتای سال ۱۳۳۲ و پيآمد های آن ، نقطه آغازين صف بندی های سياسی امروز خاور ميانه و درون قاره آسيا بود. آيا کسی ميتواند با انديشيدن به گذشته بگويد که انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ ايران اجتناب ناپذير بود؟ يا اينکه انقلاب به وقوع پيوست زيرا اميد های ملت ايران در سال ۱۳۳۲ برای هميشه به باد رفته بودند؟
با ديد تاريخی آسان است که تأثيرات فاجعه آميز عمليات آژاکس را به عيان ديد. اين تأثيرات سال های طولانی دنيا را به ستوه خواهد آورد. اما اگر کودتا در ايران اجرا نميشد، چه اتفاقی ميافتاد؟
رئيس جمهور ترومن (رئيس جمهور دموکرات) تا آخرين لحظه حضور در کاخ سفيد اصرارداشت که امريکا نبايد درامورداخلی ايران دخالت کند. راستی اگر رئيس جمهور آيزنهاور نيز با ترومن اتفاق نظر داشت، چه اتفاقی ميافتاد؟
ريچارد کاتم: ” تصميم بر براندازی مصدق راستی تصميمی تاريخی بود. ايران درنقطه عطفی قرارگرفته بود که درآن درصد افرادی که وارد جريانات سياسی ميشدند و يا از شرکت در اين جريانات منع می گشتند ، با رشدی سريع افزايش می يافت. اين افراد بيدار شده رهبران خود را به الگوی ارزش ها و سنت های خود می پذيرفتند و از آنها حمايت ميکردند. اگر مصدق، جبهه ملی و رهبران مذهبی که گفته های قرآن را به نحو ملايم تری بيان ميکردند حکومت را در دست خود حفظ مينمودند ، می توانستند در نقش ناجيان اجتماعی به اين ملت بيدار خدمت کنند. اما در عوض پادشاهی ديکتاتور حکومت را بدست گرفت و از مردم جدا ايستاد. سياست امريکا شالوده تاريخ ايران را دگرگون ساخت ، اين سياست کمک کرد تا افراد فرهيخته ملی گرا ، همان هائی که امريکا را دوست خود می پنداشتند و آن را حامی خارجی قابل اعتماد خود تلقی ميکردند از ميدان خارج شوند ».
مارک گازيوفسکی: « با نگاهی به گذشته ، کودتای امريکائی که در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ در ايران روی داد به صورت حادثه ای بحرانی در تاريخ پس از جنگ دوم جهانی به ثبت رسيده است. اگر اين کودتا اجرا نشده بود ، آينده ايران به يقين متفاوت بود. نقش امريکا در تقويت قدرت ديکتاتوری شاه پس از کودتا نيز در ارتباطات آتی ايران با امريکا بسيار سرنوشت ساز بود. دخالت امريکا در اين حوادث به وضوح در حملات تروريستی به امريکا و رويداد هائی که در اوايل دهه ۱۳۵۰ در ايران رخ داد، در طبيعت انقلاب ضد امريکائی سال ۱۳۵۷ و همچنين در ساير عمليات ضد امريکائی که در ايران پس از انقلاب رخ داد و مهم تر از همه در ماجرای گروگان گيری در سفارت امريکا در تهران منعکس شده است. امروز طرفداران اين کودتا ادعا ميکنند که حداقل بيست و پنج سال ثبات و آرامش کشور ايران تحت رهبری حکومتی طرفدار امريکا مديون همين کودتا بوده است ، درحالی که مضرات انقلاب ايران برای منافع امريکا هر روز آشکارتر ميشود، اين سؤال پيش ميآيد که “آيا کودتا ارزش چنين بهای سنگين و طولانی مدتی را داشته است؟”
مری آن هايس : شايد در دراز مدت بپذيريم که ناتوانی بريتانيا در معامله با مصدق، که دارای سياست معتدلی بود ، راه را نه تنها برای شاه و عواملش در طول چند دهه بعدی، بلکه برای حکومت افراطی ضد غربی که پس از سال ۱۳۵۷ روی کار آمد هموار ساخت. دخالت امريکا در کودتای سال ۱۳۳۲ و قرارداد کنسرسيوم در سال ۱۳۳۳ ، ملت ايران را متقاعد ساخت که امريکا کوچکترين توجهی به منافع آنها ندارد و بيشتر نگران تثبيت نظام امپرياليستی بريتانيا است تا خواسته های ملی و استقلال طلبی ايرانيان. اين امر موجب گشت که ملی گرايان ايران امريکا را شيطان بزرگ بخوانند ( نه ملی گرايان، بلکه روحانيون که بار ديگر درنتيجه سياست نا درست جيمی کارتر شکل گرفت) مسبب همه بدبختی های ملت ايران بدانند.
منازعات نفتی دهه ۱۳۳۰ با سرکوبی ايرانيان ملی گرا هسته اصلی انقلاب اسلامی را در دل ايرانيان کاشت که ۲۵ سال بعد منجر به روی کار آمدن حکومتی شد که برخلاف دکتر مصدق احساسات ضد غربی داشت. نتيجه آنکه اين پيآمد ها حتی اکنون بر خليج فارس و ماورای آن سايه ای سنگين افکنده است تعجب آور نميباشد”.
نيکی اورکدی : « کودتای سال ۱۳۳۲ که نتايجش در قرارداد نفت سال بعد ظاهر گشت و محصولات نفتی و بازاريابی و ۵۰ درصد منافع نفت را در اختيار کارتل های نفتی خارجی گذاشت ، تأثيرات دردناکی بر افکار عمومی ايرانيان نهاده که تا به امروز ادامه يافته است. احساس خشم ملت پس از آگاهی از دخالت مستقيم امريکا در کودتای ايران به اوج رسيد. حمايت امريکا از ديکتاتوری شاه به مدت ۲۵ سال به آتش اين خشم دامن زد. اما در هرحال اتهامات گاه مبالغه آميز و افراطی ايرانيان، هم در مورد امريکا و هم انگليس ميتواند ريشه در رويداد های مهم و حقيقی داشته باشد ، به ويژه شرکت در سرکوب حرکت های انقلابی مردمی و حمايت از حکومت های غير مردمی».
ويليام راجرز لوئيس : «ملت ها نيز چون افراد نميتوانند استثمار شوند ، مگر آنکه سر انجام استثمار کننده بايد روزی تصفيه شود… در کوتاه مدت ، دخالت امريکا در کودتای سال ۱۳۳۲ مفيد واقع شد ، اما در طولانی مدت ، شايد درايت سياسی حکم ميکرد که امريکا دستان خود را از ايران کوتاه کند».
اين نگرش ها هم جهت با آرای عمومی است ، و کسانی را که مخالف براندازی مصدق بودند، بطور قابل ملاحظه ای تبرئه ميکند. رئيس جمهور ترومن پيش بينی ميکرد که روش نادرست مقابله با بحران ايران موجب ايجاد « فاجعه ای برای جهان آزاد» ميشود. هنری گريدی، سفيرترومن درتهران هشدار داده بود که اجرای کودتا در ايران «کاملا احمقانه است و موجب تجزيه ايران و عواقب آن ميشود». اگر کسی درطی ربع قرن پس از کودتا در ايران اين کلمات را ميخواند آنها رااشتباه ميدانست، اما اکنون تاريخ درستی آنها را نشان ميدهد. نتايج عمليات آژاکس همان طور که آن ها پيش بينی ميکردند وحشتناک بود. اگر چه ضربات نهائی آن ، بيش از آنچه مردم انتظار داشتند به طول انجاميد.
اگر عوامل انگليس و امريکا آن چنان بی شرمانه در امور داخلی ايران دخالت نکرده بودند، سرانجام صلح، آرامش ورفاه به ايران بازميگشت. نميتوان تصور کرد که هيچ حادثه ديگری چون عمليات آژاکس می توانست اين همه دردو وحشت درطول ۲۵ سال بعد برملت ايران نازل کند.
کودتا ايرانی قابل اعتماد را به مدت ۲۵ سال به ايالات متحده امريکا، انگليس و غرب اهدا کرد و اين يک پيروزی کامل بود، اما با توجه به آنچه بعد ها رخ داد و با پذيرش فرهنگ عمليات پنهانی به صورت بخشی از سياست خارجی امريکا ، پيروزی ای خدشه دار بود. از خيابان های پرهرج و مرج تهران و ساير پايتخت های کشور های اسلامی تا صحنه های حملات تروريستی در سراسر جهان ، اسطوره دردناک و وحشت آفرين عمليات ” آژاکس” به چشم ميخورد.

اشتباه بزرگ امريکا و انگليس در ايران
دکتر گريدی سفير کبير سابق امريکا در ايران درحضور بيش ازچند هزار نفردانشجو و اساتيد دانشگاه “اينديانا” که حدود ۱۵دانشجوی ايرانی نيز درآن دانشگاه به تحصيل مشغول هستند درنطقی به شدت دولت امريکا را مورد انتقاد قرارداد وگفت جای تأسف است که دولت امريکا هنوز هيچگونه کمک عملی به دولت ايران نکرده است ودولت انگليس نيز بدبختانه هنوز با ايران مانند يک کشور مستعمره رفتار ميکند.

وی گفت دولت شوروی بدون تصرف منابع نفت ايران قادر نيست در جنگ با مغرب پيروز شود، لذا نفت ايران ديگرصورت تجارتی ندارد بلکه بايد آنرا يک مسأله سياسی و نظامی دانست که سرنوشت آينده جنگ بين شرق و غرب را تعيين ميکند. اگر در آتيه نزديکی يک نوع توافق بين ايران وانگليس حاصل نشود دورنمای بسيار خطرناکی صلح دنيا را تهديد خواهد کرد.

البته ازنقطه نظر انگليس نفت ايران قسمت اعظم احتياجات نيزو های نظامی انگليس را تأمين ميکرد و فقدان آن باعث شد که چرچيل به امريکا آمده وبرای پيدا کردن راه حلی که مجددا جريان نفت ايران را به انگلستان تضمين کند با ترومن مذاکره نمايد وليکن من فکر ميکنم که انگليس ها در کوتاه کردن نفوذ شوروی در ايران چندان مجاهدت به خرج نميدهند و بطور کلی آنها برای جواب سياسی مسأله نفت ايران اهميت زياد قائل نيستند بلکه بيشتر متوجه اهميت تجارتی اين مسأله هستند.

با وجودی که ازنقطه نظر اصول دموکراسی عمل دولی که مبادرت به ملی کردن صنايع و ثروت های طبيعی خود مينمايند بايد به رسميت شناخته شوند معذالک انگلستان تاکنون سعی کرده که با ايران مانند يک کشور مستعمره رفتار نمايد. اين رفتار انگليس بکلی با اصول دموکراسی مباينت دارد. دولت انگليس مدعی است هروقت وضع مالی ايران دچار تزلزل شد دولت ايران حاضر خواهد شد با کمپانی نفت قراردادی منعقد سازد. انگليس ها و حتی امريکائی ها انتظار نداشتند و بلکه باور نميکردند که ايران برای حفظ حيثيت وآبروی خود حاضر خواهد شد بزرگ ترين فداکاری ها و محروميت ها را متحمل گردد و به قراردادهائی که متناقض با مصالح ملی است تن درندهد.

نميدانم چرا دولت انگليس حاضر نيست اين حقيقت مسلم را قبول کند که هر اقدام انگلستان صد در صد صحيح و کامل و منطقی نيست بايد در سيستم قديم معامله با دول خارجی يک تجديد نظر کلی به عمل آورد.

امريکا تاکنون قدم مثبت ومفيدی به نفع مردم ايران برنداشته است. وزارت امور خارجه امريکا ابتدا نسبت به ايران افکار و عقايد صحيحی داشت وليکن در مذاکرات خود با انگلستان ضعف و عجز عجيبی از خود نشان داد. جای تأسف است که امريکا بزرگترين دول غربی بشمار ميآيد، و معذالک نميتواند نظرو عقايد خود را به ساير دول ضعيف غربی تلقين و يا تحميل کند.

آقای دکتر مصدق نخست وزير ايران برای جبران کمبود بودجه خود که از تعطيل شدن صنعت نفت ايران ناشی شده است از امريکا تقاضای ۱۲۰ ميليون دلار وام کرده است. کمک های مالی ما به فرانسه ، ايتاليا و يونان باعث شده است که کمونيست ها در آن کشورها با شکستهای ممتد مواجه شوند ولی باکمال تأسف بايد گفت مساعی ما در ايران به وضع مفتضحی درآمده و ما هيچگونه موفقيتی در آن کشور بدست نياورديم.

هنگاميکه من به ايران رفتم وزارت خارجه امريکا قول داده بودکه ۵۰ ميليون دلار به ايران وام خواهد داد ، اين وام سپس به ۲۵ ميليون دلار تقليل يافت سپس در سفری که به واشنگتن کردم اوليای وزارت امور خارجه صريحا به وی گفتند که پرداخت اين وام با مشکلات فنی توام شده است. من اعلام ميکنم که ديپلماسی انگليس وامريکا در سال گذشته بزرگترين اشتباه را درايران مرتکب شده اند.

چگونه توطئه سال ۱۹۵۳
در سال ۱۹۷۹ ايران را دگرگون ساخت

نوشته جمز رايزن در سايت نيويورک تايمز
بعد ازپنج دهه، نقش امريکا در کودتای نظامی که منجربه سقوط يک دولت دموکرات و قانونی و بازگشت شاه به قدرت شد هر چند ظاهرا در روند رخداد های تاريخ گم شده است، اما هنوز در ايران به عنوان مسأله ای زنده و فراموش نشدنی در خاطره ها مانده است و در امريکا مسأله با سکوت بر گذار ميشود. شرکت کنندگان در آن حادثه يکی پس از ديگری بازنشسته يا مرده اند بدون اينکه جزئيات کليدی طرح را فاش کرده باشند. سازمان مرکزی اطلاعات «سيا» نيز ميگويد مقداری از اسناد عمليات که نخستين طرح براندازی موفقيت آميز يک دولت خارجی بود بکلی نابود شده است. ولی يک نسخه از تاريخ سری مجری طرح کودتا حقايق را آشکار ميسازد و فاش ميکند که چگونه يک طرح توانسته صحنه را برای شکل گرفتن انقلاب اسلامی آماده سازد و برای يک نسل تفکر ضد امريکائی تبديل به دشمنی در يکی از نيرومند ترين کشور های خاور ميانه گردد.
اسنادی که هنوز به صورت محرمانه مانده اند آشکارا نشان ميدهند که چگونه مقامات اطلاعاتی بريتانيا در تدوين و طرح ريزی کودتا نقش اساسی داشته اند و همچنين نشان ميدهد که واشنگتن و لندن در حفظ منافع خود برای کنترل نفت ايران با يکديگرهمکاری داشتند.
اسرارتاريخ (سيا درايران) نوشته کروميت روزولت رئيس طرح توطئه کودتا درسازمان مرکزی اطلاعات امريکا که در اختيار روزنامه نيويورک تايمز ميباشد ميگويد که موفقيت عمليات را بيشتر ميتوان يک اتفاق دانست.
اسناد همچنين نشان ميدهند مردی که می بايست اختيارات کشور به او واگذار شود کاملا مورد استهزاء مجری طرح بوده است. از نظر او محمدرضا شاه پهلوی ترسوی دو دل و مسخره ای بود. او همچنين برای اولين باررازی را فاش ميکندکه برای راضی کردن شاه به شرکت در توطئه کودتائی که در جهت منافع خود او بوده، چه کوشش های زجر آور و تملقات فريب دهنده ای را بکار برده است. عمليات، که با رمز«تی . پی . آژاکس» نام گذاری شده بود، الگوئی شد برای اجرای طرح های آينده کودتا و بی ثبات کردن دولت ها در دوران جنگ
سرد. ازآنجمله موفقيت در کودتای گواتامالا درسال ۱۹۵۴.
اسرار تاريخ ميگويد که مأمورين سازمان اطلاعاتی برای اجرای کودتا مستقيما با نظاميان طرفدارشاه همکاری کرده و جانشين نخست وزير را از بين آنها انتخاب نمودند ، نمايند گانی برای تشويق شاه به همکاری نزد او فرستادند. ترتيبی دادند که گروهی از ايرانی ها به عنوان اعضای عضو حزب توده در خيابان ها ايجاد بلوا کنند ، و روزنامه هائی برای حمله و دشنام دادن به نخست وزير منتشر سازند.
با همه اين ترتيبات شبی راکه برای براندازی نخست وزيردکتر مصدق درنظرگرفته بودند هيچ يک از ترتيباتی که درطرح پيش بينی شده بود نتوانست موفقيتی بدست آورد. در حقيقت فردای آن روز همه مأمورين سيا قصد فرار از کشور را داشتند. اما تعدادی از افسرانی که توسط مأمورين استخدام شده بودند به ابتکار خود وارد عمل شده رهبری تظاهر کنندگان طرفدار شاه را به عهده گرفته و همان روز دولت را در دست گرفتند.
دو روز بعد ازکودتا مبلغ ۵ ميليون دلار در اختيار دولت کودتا قرارداده شد تا بتواند سلطه خود را مستقر سازد.
طرح امريکا برای اجرای کودتا و نقشی که امريکا در کودتا ايفاد نمود برای ايرانی ها آشکار بود ولی بعد بصورت خاطرات و نشريات توسط مأمورين سيا منتشر شد ، اما بسياری از جزئيات جزو پرونده های محرمانه باقی ماند و وقتی روزنامه نيويورک تايمز توانست بخشی از آن را بدست آورد آن اسناد را در اختيار عموم گذارد.
بعد ازانتشار اين بخش سيا ازانتشار بقيه اسناد خودداری کرد. دو نفر از مديران سيا رابرت گيت و جمس وسلی تصميم گرفتند که اسناد محرمانه کودتا را منتشر سازند اما سازمان اظهار داشت که سه سال پيش دراوايل دهه ۶۰ تمام اوراق پرونده از بين برده شده است. کمی بعد از اين اظهارات يکی از افسران سيا اظهار داشت که پيش از نابود کردن اوراق اصلی يک کپی از آن ها تهيه شده که به عنوان پرونده کاری » در بايگانی نگهداری ميشود.
اسرار تاريخ همراه با ارزيابی عملکرد آن که توسط طراح کودتا نوشته شده بودتوسط يکی از مسؤلين سيا که يک نسخه از آن را در اختيار داشت برای انتشار به نيويورک تايمز واگذار گرديد. اين اوراق را دکتر دونالد ويلبر کارشناس مسائل ايران و خاور ميانه که يکی از نخستين طراحان طرح کودتا بود معتقد است که انتشار عمليات آژاکس اطلاعات سودمندی از تاريخ در اختيار خواهد گذارد که درآينده ميتوان از آنها استفاده کرد.
درخاطرات مختصری که دکتر ويلبر درسال ۱۹۸۶ زير عنوان «حادثه ای در خاورميانه» منتشرکرد ميگويد « کودتای ايران در طرح اوليه با آنچه که سيا انجام داد تفاوت داشت. طراحان امريکائی آن را تغيير داده تبديل به طرح عدم ثبات در ايران کردند و بدين ترتيب برای ايرانی ها فقط دو انتخاب گذاردند، عدم ثبات و نا اامنی يا قبول حاکميت شاه ».
کودتا نقطه عطفی درتاريخ مدرن ايران بودکه بعنوان خاطره دردناکی در روابط تهران – واشنگتن باقی خواهد ماند. کودتا قدرت شاه را مستحکم کردکه برای مدت ۲۶ سال بعنوان ديکتاتور مطلق با روابط نزديکی که باامريکا برقرارکرده بودحکومت کند اما شاه در سال ۱۹۷۹ بوسيله انقلابيون سرنگون گرديد. به دنبال آن اشغال سفارت امريکا و گروگان گرفتن ديپلماتها و اعلام اين که سفارت امريکا لانه جاسوسی امريکا در ايران بود دهه های متمادی درخاطره ايرانی ها باقی خواهد ماند.
دولت اسلامی آيت الله خمينی از تروريست ها حمايت کرد تا منافع امريکائی ها را در جهان به خطر اندازند با اين بهانه که امريکا ساليان دراز از شاه حمايت ميکرده اند. حتی در دولت های به مراتب معتدل ترهنوز اکثرايرانی ها از نقشی که امريکائی ها درکودتائی که در دفاع ازشاه داشت رنجيده خاطر هستند. برای رفع اين کدورت مادلين آلبرايت وزير امور خارجه ايالات متحده امريکا در کابينه کلينتون که توسط کلينتون نيز تکرار گرديد در يک سخنرانی که به منزله پوزش از ملت ايران بود برای شرکت زمامداران گذشته امريکا در براندازی حکومت قانونی دکتر مصدق اظهار ميدارد : « آيزنهاور و همکاران او معتقد بودندکه با توجه به مسائل استراتژيکی حاکم ، براندازی دولت دکتر مصدق توجيه پذير بوده است اما بدين مسأله توجه نداشته اند که کودتا از خاطره ايرانی ها زدوده نخواهد شد وعکس العمل آن در روابط آينده امريکا و ايران باقی خواهد ماند. آنچه مادلين آلبرايت در سخنرانی خويش اظهار داشت با توجه به روابط فعلی ايران و امريکا کاملا قابل فهم ميباشد
دولت بريتانيا برای حفظ منافع خوددرسال ۱۹۵۲ طرح کودتا عليه دکتر مصدق را تدوين نمود اماکابينه ترومن پيشنهادانگلستان را برای اقدام به کودتا ردکرد ولی رئيس جمهورآيزنهاوردرسال ۱۹۵۳ مدت کوتاهی پس ازورود به کاخ سفيد طرح را تصويب نمود زيرا از تسلط کمونيست ها بر منابع نفت ايران نگران بود.»

درآمد

هموطن…
من و تو همدرديم
پس بيا …
تا من و تو، ما بشويم
تا دگر بار، خانه اجدادی را
ز غم و عسرت واماندگی خويش
رهايی بخشيم

هم ميهن، نوروز امسال با دوست نازنينی که از سال اول دبستان، سپس دبيرستان و نهايتا در آخرين سال دانشگاه، دوست و همدم يکديگر بوديم بعد از گذشت ساليان بس دراز اتفاقا موفق به ديدار او شدم. سخنانی ميگفت که درژرفای آن هزاران درد پنهان بود، نه برای خود، بلکه برای بيشتر هم ميهنانی که در زادگاه خودبه سختی لقمه نانی برای ادامه زندگی بدست ميآورند. و با شرايط حاکم بر کشور اميدی به فردای خود نميتوانند درسينه خود داشته باشد.

چه کس يا چه کسانی مقصر هستند؟ دوست نازنين من يکی از قربانيان کودتايی است که روند سرنوشت ما ايرانيان را تغيير داد. او بعد ازکودتای مرداد۳۲ ، سه سال به جرم ملی گرايی با هدف رهايی ميهن خود از سلطه جنايتکارانه انگلستان در زوز ۲۸ آذر ۱۳۳۲ با اعلام محکوميت دکترمصدق درمحکمه نظامی شاه بدون توجه به شرايط در خيابان کاخ روبروی خانه شماره ۱۰۷ با فرياد «زنده باد دکتر مصدق» بازداشت و به سه سال زندان محکوم گرديد.

بعد از پايان دوره زندان، پدر او را برای ادامه تحصيل به خارج از کشور ميفرستد. پعد از پايان تحصيلات با خروج شاه از ايران در سال ۱۳۵۷ برای خدمت به ميهن بازميگردد، پدر با بازگشت او به ايران مخالفت ميورزد. مهندس بازرگان با آگاهی از مدارج تحصيلی او، او را استخدام ميکند. پند روز پس از انقلاب فرهنگی از دانشگاه اخراج ميگردد اما ميهن خود را ترک نميکند، با اين اميد که روزی بتواند آنچه را آموخته است به فرزندان ميهن بياموزد.

بعد ازگذشت ۲۵ سال ازکودتا وقتی محمدرضا پهلوی که از پشتيبانی مردم ايران برخوردار نبود، عليه اربابان خود طغيان ميکند و در اجلاس اوپک سرکشی آغاز مينمايد. ضمن اعلام افزايش بهای نفت، تراست های نفتی را تهديد ميکند که “بعد از پايان قرارداد کنسرسيوم در سال ۱۹۷۹ که بر اساس قرارداد سال ۱۳۳۳ ميبايست سه نوبت پنجساله قرارداد را تمديد ميکرد، اعلام داشت که هرگز قرارداد را تمديد نخواهد کرد، از اينرو به گناه سرکشی از فرامين ازبابان در کنفرانس “گوآدلوپ” با پايه ريزی نظام دينی در ايران، با ديدگانی پر از اشک، اجبارا ميهن خويش را ترک و پس از چند سال دوری از ميهن به ابديت می پيوندد. متأسفانه مرگ به او فرصت نميدهد که ثمره بی تدبيری و خود بينی خويش را بنگرد، و شاهد باشد که ايران تبديل به ويرانه ای شده است که حتی در زمان ايلغاران مغول و تازيان عرب نيز مشابهی نداشته است..

نگاهی بسطور اين نوشتار صرفنظر ازبيان تحريکات بيگانگان عليه ملت ايران دردرخشان ترين نهضت استقلال طلبی آنها، به نسل های امروز و فردای ميهن ما خواهد گفت چگونه گروهی بی وطن به خاطر منافع خويش باکارشکنی درمبارزه رهبروملت ايران در راستای منافع تراست های نفتی، پس از پيروزی در شورای امنيت و ديوان بين المللی دادگستری لاهه بزرگترين جنبش آزادی خواهی و ملی گرايی ملت ايران را مواجه با شکست ميکنند که بازده آن شرايطی است که امروز ميهن ما شاهد آن ميباشد.

زير و بم های اين نوشتار شايد ناقوسی باشد برای کسانی که هنوز بدون توجه به وافعيات حاکم بر کشور طبل هايی مينوازند و ديدگان خود را به حقايقی که آسمان ميهن ما را فرا گرفته هست فرو می بندند، زيرا گذشته درسی عبرت آميزی برای آنها نشده است.

چرا و چگونه چنين شده است؟ آيا همکاری و هم انديشی هيولای جنايتکار انگلستان با امريکا و چند کشور غربی عامل شکست نهضت رهايی بخش مردم ايران بودند؟ يا خود بوديم که در روند خيانت بی وطنانی قرار گرفتيم که در حساس ترين موقعيت تاريخ صد ساله اخير علم مخالفت با دولتی را برافراشتند که صادقانه در انديشه رهايی ميهن و هم ميهنان خود از زندان بزرگ بريتانيا بود. تو و من هر که هستيم و هر مرام و مسلکی که داريم بايد بپذيريم که مردم ميهن برای حفظ حاکميت ملی و حفظ استقلال ميهن، نياز به هم بستگی ملی دارند. چگونه ميتوانيم درد های هموطنان خود را به شادی و ناله های جانگداز آنها را به خنده تبديل کنيم؟

شصت و يکسال از کودتای ننگين مرداد سال ۱۳۳۲ ميگذرد. اما هنوز گروه هايی که مدعی هستند دردوطن وهموطن را دارند در پشت درهای بسته می نشينند، سخنی ميگويند و جوابی می شنوند، اما هيچ گاه اقدام مثبتی که نتيجه ثمر بخشی داشته باشد نداشته ايم. چرا؟ همه ميدانيم چرا؟ زيرا هر کدام سخن خود را ميگوييم و آمادگی آن را نداريم که حرف ديگری را بپذيريم. ولی اکنون با شرايط موجود اجبار داريم به گذشته بينديشيم و شجاعانه راه گريزی از حلقه ای که ميهن ما در آن گرفتار شده است را پيدا کنيم.

گروهی ازما به ياد دارند وگروهی نيز تاريخ را خوانده ايم. آزادی و حفظ حاکميت ملی گوهر گرانبهايی است که رايگان بدست نخواهد آمد. ملت های آزاد جهان برای رسيدن به آزادی از خود گذشتگی کرده و ميکنند. به تاريخ های دور نرويم. در جنگ دوم جهانی ارتش فرانسه پس از مقاومت کوتاهی تسليم نازی ها ميشود. و ژنرال پتن فرمانده ارتش قرارداد تسليم را امضا میکند. هيتلر با غرور به پاريس ميآيد و مفتخرانه در خيابان های پاريس زير چتر حمايتی «اس اس» ها پرسه ميزند و به موزه لوور چشم طمع ميدوزد. اما مردم فرانسه آن قرارداد ننگين را نمی پذيرند.

هرچندفرانسويان باتفکرات وعقايد مختلف وابستکی های احساسی زيادی به انديشه های خود داشتند اما غريزه ميهن دوستی آن ها فرا تر از تفکرات و مسلک های شخصی آنها بود. گروه هايی که تا قبل از جنگ، دشمنان سوگند خورده يکديگر بودند يکباره فارغ از همه تفکرات فردی برای نجات ميهن بهم پيوستند. کمونيست ها، سوسياليست ها، محافظه کاران و بی طرف ها همگی در زير پرچم واحدی که پرچم ميهن آنها بود صرفنظر از همه اختلافات مذهبی و مسلکی زير پرچم رهايی ميهن گرد آمدند و حماسه هايی آفريدند که قرنهای متوالی نه فقط در تاريخ فرانسه بلکه در تاريخ همه ملت هايی که به ميهن خود عشق ميورزند به جای خواهد ماند.

آزادی مردم لهستان از سلطه حاکميت کمونيستی دست نشانده و تحميلی روسيه، مبارزه مردم افريقای جنوبی برای محو آپارتايد و رسيدن به زيستی مسالمت آميز با انگليسی های مهاجر و فارغ شدن از قوانين ظالمانه فرمانداران انگليسی، با همدلی و هم فکری همه افراد ممکن گرديد. در هر دو کشور همچون همه مردم جهان اختلاف عقيده و سليقه وجود داشت، اما فرهيخته گان جامعه به مرحله ای از تکامل فکری رسيده بودند که درآن شرايط خاص مصلحت ملی خودرا فراتر از مسلک ومرام و سنت های قبيله ای خود دانستند و هموطنان خود را به اتحاد و همدلی فرا خواندند. بدين جهت بود که عليرغم برتری فرمانروايان نازی، زوسی، انگليسی همه جهانيان شاهد پيروزی آنها شدند.

هموطن شرايط ميهن به ما اين اجازه رانميدهدکه با عناوين ملی گرا، چپ رو، مذهبی، سکولار، شاهی، سوسياليستی، جبهه ملی، فدائيان اکثريت يا اقليت، آذری، کرد، بلوچ، فارس، عرب، لر، ترکمن، طبری، گيلک، شيعه، سنی، زرتشتی، بهايی، صفی عليشاهی، گنابادی و……. نتوانيم درکنار يکديگر قرار گيريم و برای رهايی ميهن و هم ميهنان خود از فرو رفتن در مرداب نابودی تلاش نکنيم تا چاره ای یينديشيم.

بارديگر ببهانه ای «نو» استقلال ميهن ما درمعرض مخاطره قرار گرفته است. تحريم های جانفرسا همچون آسيابی زجر آور هم ميهنان ما را زير فشار درناکی قرار داده که هر ايرانی را افسرده ميکند.

صرفنظر ازغارت های ميلياردی وابستگان به نطام به بهانه تلاش برای دستيابی به تسليحات هسته ای علاوه براينکه ميلياردها دلار از منابع ملی مردم ايران تلف گرديد، ميليارد دلار نيز به عنوان تحريم در بانک ها و تراست های بين المللی در گردش بهره برداری ميباشند و طبيعی به نظر ميرسد که آنها حاضر نخواهند بود به آسانی سرمايه بر باد آورده را باز پس دهند. و پس از ساليان دراز و فشار تحريم های سخت عليه مردم ايران که منجر به عقب گرد هيأت حاکمه نه برای رهايی مردم ايران از فقر و بی کاری، بلکه برای ادامه فرمانروايی خود حاضر شده اند به ميز مذاکره بنشينند، يکبار ديگر مردم ايران ناچار به صحنه ای پای گذارده اند که خاطره دردناک کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۳ ( قرارداد کنسرسيوم ) را زنده ميکند.

تاريخ نشان داده است نظام هايی که ازپشتيبانی اکثريت شهر وندان خود برخوردار نميباشند نميتوانند در بحران ها و تلاطم های جهانی از موجوديت خود دفاع نمايند. خاورميانه در تلاطمی قرار گرفته که حفظ استقلال و حاکميت کشورهای منطقه جز با برخورداری از پشتيبانی ملت ها امکان پذير نميباشد.

ديدگان مردم دربند ايران و همه جهانيان به گروه های خارج از کشور که آزادی بيشتری دارند دوخته شده که بدانند ما چه اندازه درگفتار و کردارخود صادق می باشيم. تصميم گيری نهايی در مورد آينده ايران و مردم ايران به عهده مردمی است که سی وشش سال در بلاتکليفی گرفتار ميباشند. آنها هستند که در مورد سرنوشت خود بايد تصميم بگيرند، اما ما بعنوان ايرانيانی که درفضای آزاد خارج از کشور زندگی می کنيم، میتوانيم با توجه به پشتيبانی افکار عمومی جهانيان و با نگرش به شرايط و روابط بين دولت ها در جستجوی راه هايی منطقی و عملی برای رهايی ميهن خود از فروپاشی و تجزيه بدون کشتار و خونريزی باشيم تا بتوانيم دين خويش را به مام ميهن اهدا کنيم و زادگاه خود و نياکان خويش را از شرايط موجود بدون آنکه خون هموطنی در دشتها و سطوح خيابانها و کوچه های شهر و روستا فرو ريزد رهايی بخشيم.

ما در خارج از کشور امکانات فراوانی را در اختيار داريم اما نخست بايد همگی خود را ايرانی بدانيم و از تفکرات و علايق فردی بطور موقت با توجه به امکانات و روابط و زير و بم های جهانی چشم بپوشيم و منحصرا به هم ميهنان و ميهن خود بينديشيم.

دراين نوشتار گذری به تاريخ کشور خويش میاندازيم، شايد رمز عدم موفقيت «نهضت رهايی بخش ملی شدن نفت» را صرفنظر از توطئه های برون مرزی، درعملکرد های خودبيابيم تاپندی باشد برای امروز و فردای ما….

نفت و مشکلات آن

درسال ۱۸۷۲ (۱۲۵۱) ناصر الدين شاه زير امتياز نامه ای را امضا ميکند که بر اساس آن استخراج نفت و کليه معادن زير زمينی به استثنای (طلا، نقره و جواهر ) و کشيدن راه آهن به ژوليوس رويتر تبعه انگليس واگذار میشود. اما بدليل مخالفت عمومی با آن، امتيازنامه لغو میگردد

در سال ۱۹۰۱ (۱۲۸۰) مظفرالدين قاجار مجدداً امتياز اجازه اختصاصی و انحصاری اکتشاف ، استخراج ، حمل و فروش گاز طبيعی ، نفت و آسفالت مملکت به استثنای ولايات آذربايجان ، گيلان ، مازندران ، خراسان و استرآباد (که مراکز نفوذ روسيه تزاری بودند) را برای مدت ۶۰ سال به ويليام نوکس دارسی استراليائی که تبعه انگليس بود واگذار ميکند.

حق الامتياز ايران دراين قرارداد شانزده درصد ازسود خالص و ۲۰۰۰ تومان درسال تعيين ميشود و دارنده امتياز از پرداخت هرگونه ماليات و حقوق گمرکی معاف می گردد.

عمليات اکتشاف ازسال ۱۹۰۳ (۱۲۸۲) درناحيه نفتون مسجد سليمان آغاز و در سال ۱۹۰۴ نخستين نشانه وجود نفت پديدار ميشود، اما پس از سه ماه فوران نفت متوقف ميگردد. بعد از قطع فوران نفت و تمام شدن سرمايه شرکت دارسی، عمليات اکتشاف متوقف ميشود. اما با توجه بجای گزينی نفت با زغال سنگ و افزايش سريع مصرف نفت درجهان کميسيون درياداری انگليس ظاهراًبا سهيم کردن شرکت انگليسی برمه با شرکت دارسی به ياری دارسی میشتابد ودستگاه های حفاری دوباره بکار می افتند که تا سال ۱۹۰۸ ادامه مييابد.

با فوران نفت از چاه شماره ۱ نفتون در مسجد سليمان شرکتی به نام شرکت نفت انگليس و ايران در لندن تشکيل و به ثبت ميرسد و به اصرار وينستون چرچيل لرد اول درياداری انگليس به بهانه تأمين منبع قابل اطمينان سوخت برای درياداری انگليس شمار قابل ملاحظه ای از سهام شرکت دارسی و برمه به شرکت نفت انگليس و ايران منتقل ميگردد.

اين نقل و انتقال سهام بلافاصله در پارلمان انگليس تصويب و مقررات قانونی آن بدين ترتيب به تصويب ميرسد :

دوميليون ودويست هزار ليره انگليس دراختيار شرکت نفت قرار ميگيرد که شامل دو ميليون ليره سهام عادی ، هزار ليره سهام ممتاز و ۱۹۹۰۰۰ ليره اوراق قرضه خواهد بود. در ازاء خريد اين سهام دو نفر از مديران هيات مديره شرکت توسط دولت انگليس تعيين ميگردند. درسياست گذاریهای شرکت، دولت انگليس دارای حق وتو میشود. تامين سوخت موردنياز درياداری به بهای نازل تر از قيمت بازار جهانی در اختيار درياداری انگليس قرار میگيرد. ولی دولت ايران که واگذار کننده امتياز و صاحب منابع نفتی میباشد نقشی در اين نقل و انتقالات ندارد.

بدين ترتيب فعاليت شرکت نفت انگليس و ايران همزمان با شروع جنگ جهانی اول آغاز ميشود که تا ملی شدن صنايع نفت در ۲۹ اسفند سال ۱۳۳۰ و خلع يد از شرکت انگليس – ايران در ۳۰ خرداد ۱۳۳۱ ادامه می يابد.

برای آگاهی از ميزان احجاف شرکت نفت انگليس نسبت به صاحبان اصلی نفت ، نگاهی به کتاب “بحران جهانی” نوشته چرچيل در پايان جنگ دوم جهانی می نماييم. دولت بريتانيا در دوره چهار ساله جنگ علاوه براينکه مبلغی بالغ بر هفت ميليون و پانصد هزار ليره از شرکت با کمپانی نفت سود برده است، نفت مورد نياز دريا داری انگليس نيز با بهائی بسيار نازل تر از بازار جهانی به وسيله شرکت نفت تأمين شده است.

در سال ۱۹۲۸ جان کدمن معاون شرکت نفت انگليس و ايران ضمن مذاکره با تيمور تاش وزير دربار درخواست تجديد نظردر قرارداد دارسی را می نمايد. تيمور تاش در نامه ای به شرکت نفت می نويسد که قرارداد دارسی در زمانی منعقد شده است که حکومت قاجار از اهميت نفت و امتيازی را که داده اطلاعی نداشته است و از اينرو دولت ايران مصراً می خواهد اصول قرارداد مورد تجديد نظر قرار گيرد.

درآبان همان سال (۱۳۰۷) رضا شاه بعد ازبازگشت از سفر خوزستان نارضايتی خود از شرکت نفت و ميزان پرداخت ساليانه به دولت ايران را به شرکت نفت اعلام و متذکر ميگردد “چنانچه اوليای شرکت روش و ميزان پرداخت به دولت ايران را تغيير ندهند عواقب سوء آن متوجه خود آنها خواهد بود”.

در آوريل سال ۱۹۲۹ بعد از مذاکرات هيأت ايرانی و سر جان کدمن نماينده شرکت نفت در مورد تغيير شروط قرارداد دارسی ، نمايندگان ايران تجديد قرارداد را منوط به تعهد شرکت به پرداخت مقرری ساليانه دو ميليون وهفتصد هزار ليره به دولت ايران اعلام می دارند . ولی دولت انگليس علاوه بر اينکه از قبول آن به عنوان زياده خواهی ايرانيان سر باز ميزند به بهانه بحران اقتصادی در جهان سهم ساليانه ايران را به مبلغ ۳۰۷،۰۰۰ ليره کاهش ميدهد، در حالی که حقوق پرداخت شده به مديران شرکت در آن سال ۲۲۰،۶۴۸ ليره و ماليات پرداختی به دولت بريتانيا ۸۹۴،۰۲۷ ليره بوده است.

مذاکرات نمايندگان ايران و شرکت نفت از سال ۱۹۲۹ تا سال ۱۹۳۱ ادامه می يابد، بدون آنکه توافقی بين طرفين صورت گيرد. در تمام اين مدت آنچه بيشترين وقت مذاکرات را میگيرد اصرارنمايندگان شرکت نفت به افزايش مدت قرارداد تا سال ۱۹۹۳است .

در جولای ۱۹۳۲ (خرداد۱۳۱۱) شرکت نفت بيلانی منتشر ميکند که شامل پرداخت های شرکت از سال ۱۹۱۵ تا ۱۹۳۱ به دولت ايران میباشد:

سال ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۰ مجموعا ۱۰۰۰۰۰۰
سال ۱۹۲۰ تا سال ۱۹۳۱ مجموعا ۹۹۶۶۰۰۰ ليره
سال ۱۹۲۹ ، ۱۴۳۷۰۰۰ ليره ، بيشترين مبلغ ( زمان شروع مذاکره ) و سال ۱۹۳۱ ،۳۰۷۰۰۰ ليره ، کمترين مبلغ (در سال اعتراض دولت ايران به عمل کرد شرکت) ، درحالیکه توليد نفت در سال ۱۹۳۱ برابر ۶۵۴۰۰۰۰ هزار تن بود.

درآبان سال ۱۳۱۱ (۱۹۳۲) روزنامه ايران درمقاله ای با عنوان سوقات شاهانه مينويسد که “افکار عمومی ازاعليحضرت استدعا می کنند که نسبت به لغو امتياز دارسی اقدام فرمايند”.

با توجه به اينکه اعليحضرت شاهنشاه برای مردم ايران حقی قائل نبودند افکار عمومی نمیتواند اثری در خيمه شب بازی اجرای درخواست دولت بريتانيای کبير برای تمديد قرارداد تا سال ۱۹۹۳ داشته باشد.

علی دشتی در روز سوم آذر ۱۳۱۱ دولت را زيرسؤال میبردکه « چرا در الغاء امتيازنامه دارسی مسامحه می شود؟ »

درهمين زمان لردکدمن برای مذاکره مجدد درمورد نفت به ايران ميآيد. براساس نوشته مهديقلی هدايت (نخست وزير) از شاه درخواست ميکند دوسيه نفت را به هيأت دولت بياورند. شب ششم آذر تيمور تاش دوسيه را به هيأت دولت ميآورد ، شاه دوسيه را گرفته به داخل بخاری می اندازد و ميگويد «حالا امتياز را لغو کنيد».

طبق نوشته مصطفی فاتح دوسيه نفت شامل مدارک با ارزشی بود که ميتوانست در مجامع بين المللی دراختلافات فيمابين به نفع دولت ايران مورد استفاده دولت قرار گيرد که عبارتند بودند:

۱- فروش نفت ارزان به دريا داری انگليس.
۲- عدم پرداخت سهم دولت ايران به ميزان ۱۶ درصدازدرآمد خالص فروش نفت توسط شرکت نفت .
۳- عدم ارائه تراز نامه و ميزان استخراج و توليد نفت به دولت ايران به عنوان شريک و صاحب منابع نفت.

دولت انگليس به جامعه ملل شکايت ميکند. همزمان واسطه هايی برای حل اختلاف مداخله می نمايند ، نهايتاً با ورود نمايندگان عاليرتبه دولت انگليس به عنوان نمايندگان شرکت نفت به ايران ، اعليحضرت در جلسه هيأت دولت بدون مشورت با هيأت دولت به تقی زاده وزير دارائی ، فروغی ، علا و داور دستور ميدهدکه با در نظرگرفتن چهار شلينگ برای هر تن نفت، کار را تمام کنيد. و با اصرار لرد کدمن برای تمديد قرارداد تا آوريل سال ۱۳۱۲، به دستور اعليحضرت رضا شاه، تقی زاده متن قراردادی راکه ازپيش توسط شرکت نفت نوشته شده بود امضا میکند. اين قرار داد بدون هيچ مخالفت در مجلس شورای ملی نيز به تصويب ميرسد

در قرارداد تمديد شده علاوه بر طولانی شدن مدت قرارداد سهم ايران از درآمد نفت به مراتب کمتر از قرارداد دارسی میباشد.

با توجه به اظهارات علی دشتی در روز چهارم مهر ۱۳۲۰ در مجلس ، در مورد دارائی های رضا شاه ، شايد بتوان پاسخ دليل واقعی لغو و تمديد قرارداد را پيدا کرد. بر طبق گفته دشتی «جزء دارائی های رضا شاه مقداری سهام شرکت نفت نيز وجود داشته است» علاوه بر آن رضا شاه ساليانه مبلغ ۱۲۰۰۰ ليره بابت اجاره اراضی باير نفت شاه و خطوط لوله مربوط به آن را از شرکت نفت دريافت میداشته است.
***
يازده سال بعد ازتمديد قرارداد در روز نوزده مرداد ۱۳۲۳ ساعد نخست وزير در پاسخ دو نفر از نمايندگان مجلس ، طوسی نماينده بجنورد و دکتر رادمنش عضو فراکسيون حزب توده ايران درباره مذاکرات دولت با نمايندگان شرکت های نفتی اظهار میدارد: «دو نفر از مديران شرکت نفت شل از لندن و دو نفر از نمايندگان شرکت های امريکايی پيشنهاداتی داير به اخذ امتياز نفت در قسمت جنوب شرقی ايران به دولت تسليم کرده اند که در دست مطالعه ميباشد و به مجرد پايان مطالعات به مجلس گزارش داده خواهد شد».

بعد از فاش شدن مذاکرات محرمانه دولت با نمايندگان شرکت های نفتی، در تاريخ بيست و چهارم شهريور هيأت اقتصادی شوروی به رياست کافتارادزه به ايران وارد و درخواست امتياز نفت در بعضی از مناطق شمالی ايران را مینمايند.

روز يازده آذردکتر مصدق طرحی درچهار ماده بقيد دو فوريت به مجلس شورای ملی ارائه وتصويب آنرادرخواست مینمايد. به موجب اين طرح:

اول – هيچ دولتی نمیتواند با نمايندگان شرکت های نفتی مذاکره يا قرار دادی امضا نمايد.
دوم – نخست وزير و وزيران ميتوانند برای فروش نفت و طرزی که دولت ايران معادن نفت خود را استخراج و اداره کند مذاکره نمايند و از جريان بايد مجلس شورای ملی را مستحضر کنند .
سوم – متخلفين از مواد فوق به حبس مجرد از سه تا هشت سال و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم خواهند شد.
چهارم – تعقيب متخلفين ازسوی دادستان ديوان کشور محتاج به اين نيست که مجلس آنها را تصويب نمايد.
اين طرح با اکثريت آراء به تصويب ميرسد.

در پانزدهم فروردين ۱۳۲۵ درموافقت نامه ای که بين قوام نخست وزير و سادچيکوف سفير دولت شوروی درايران در مورد واگذاری امتياز نفت منعقد میشود ضمن مذاکرات در مورد اصول موافقت نامه ، دولت شوروی بنا به درخواست دولت ايران متعهد میگرددکه ارتش های خود را از ايران خارح کرده و مسأله خود مختاری آذربايجان نيز به عنوان يک مسأله داخلی تلقی گرددکه بايد طرفين ذينفع آنرا حل و فصل نمايند. ضمناً طرفين موافقت میکنند که قرارداد ايجاد شرکت مختلط نفت ايران و شوروی و شرايط آن از تاريخ اسفند ۱۳۲۵ تا انقضای مدت هفت ماه برای تصويب به مجلس پانزدهم ارجاع گردد.

در روز بيست و پنچ تير ماه دوره پانزدهم مجلس شورای ملی افتتاح میگردد. قبل از گشايش مجلس معاون وزارت امور خارجه امريکا در يک مصاحبه مطبوعاتی اظهار ميدارد: «دولت امريکا اميدوار است که لايحه نفت شمال از تصويب مجلس ايران نگذرد».

در روزهای پيش از گشايش مجلس ، نمايندگان که اکثريت منتخبين حزب دموکرات قوام بودند ماده واحده ای را در چهار ماده به منظور کان لم يکن کردن توافقنامه قوام- سادچيکف تنظيم میکنند که بعد از گزارش نخست وزير آن را از تصويب مجلس بگذرانند.

بند های اول و دوم ماده واحده مربوط به لغو مقاوله نامه قوام – سادچيکوف می باشد.

بند سوم «چون ايران درباره نفت جنوب ادعای غبن داردوبا تمديد بدين صورت موافق نيست بدين جهت دولت وظيفه دارد با دولت انگليس در اين مورد مذاکره کند».

بند چهارم درخواست برقراری استقرار حاکميت ايران بر جزيره بحرين ميباشد.

طبق برنامه قبلی قرار بود عصر روز بيست و هشتم مهر جلسه علنی مجلس برای بحث در مورد برنامه دولت تشکيل شود ، ولی به علت عدم حضور گروهی از نمايندگان به علت نرسيدن به حد نصاب جلسه تشکيل نميشود و قوام نيز به مجلس نمیآيد.

طبق نوشته روزنامه ها علت تشکيل نشدن جلسه اين بود که جرج الن سفير امريکا در ايران از قوام ميخواهد قبل ازتشکيل جلسه برای مذاکره در مورد مسائلی که قرار است در مجلس شورا مطرح گردد بديدن او برود، از اينرو قوام بجای حضور در مجلس بديدن سفير میرود! و مذاکرات آنها تا نيمه شب ادامه می يابد ، نتيجه مذاکرات اين است که بند چهارم مربوط به الحاق بحرين از طرح پيشنهادی اکثريت حذف ميشود.

درهمين جلسه عباس اسکندری نماينده مجلس نيزطرحی شامل دو ماده به مجلس ارائه ميکند : قرارداد سال ۱۳۱۲ لغو و ضرر و زيانی که در نتيجه آن به ملت ايران وارد شده جبران شود. در ماده دوم بازپس گرفتن بحرين از دولت انگليس و لغو قرارداد بهره برداری امريکا از چاه های نفت بحرين است.
اين پيشنهاد برای اظهار نظر به کميسيون ارجاع میگردد.

همزمان با مذاکرات مجلس و انعکاس آن در خارج از کشور در بحرين تظاهرات گسترده ای برگذارمیشود و در قطعنامه تظاهرات درخواست می گردد مستشاران انگليسی از بحرين اخراج گردند ، روابط تجارتی با ايران برقرار و مسافرت به ايران آزاد شود و بجای سربازان انگليسی پليس ملی تشکيل گردد.

دولت انگليس بسرعت عکس العمل نشان داده اعلام میدارد بحرين دولت مستقلی است و بنا بر مفاد قرارداد سال ۱۹۲۴ دولت انگليس متعهد است که از استقلال آن دفاع کند.

همزمان هارولد سکی رئيس کميته اجرائی حزب کارگر برای اينکه از حمايت دولت شوروی در مسأله نفت برخوردار گردد در مورد واگذاری امتيازنفت شمال به روسيه در مجلس عوام میگويد «ما در انگلستان راجع به واگذاری امتياز نفت شمال به روسيه اعتراضی نداريم و معتقد هستيم همچنان که انگليسی ها در جنوب ايران اراضی نفت خيز مهمی را در اختيار دارند، شوروی ها نيز حق دارند در شمال ايران نفت داشته باشند. »

بعد از لغو مقاوله نامه قوام – سادچيکوف تا دی ماه ۱۳۲۷ مسائل مربوط به نفت بفراموشی سپرده میشود. در دی ماه که ساعد مجددا به نخست وزيری منصوب میگردد در مصاحبه ای با مخبر خبرگزاری رويتر درتهران اظهار میدارد «ازچند ماه پيش بين دولت ايران و کمپانی نفت مذاکراتی درجريان بوده است و دولت من صميمانه میکوشد که از حقوق ملت ايران دفاع کند و به اجرای پاره ای از مواد کمپانی را مجبور نمايد.»

بعد از پخش اين خبر موجی از اعتراض در روزنامه ها و مجلس بوجود میآيد و عباس اسکندری دولت ساعد را مورد استيضاح قرار می دهد. در همان جلسه تقی زاده که در موقع تمديد قرارداد وزير دارائی و امضا کننده قرارداد بود اظهار میکند: «قرارداد در زمانی تمديد شد که برای هيچ کس در اين مملکت اختياری نبود و هيچ مقاومتی در برابر اراده حاکم مطلق آن عهد نه مقدور بود و نه مفيد، شد آنچه که شد. يعنی کاری که ما چند نفر مسلوب الاختيار به آن راضی نبوديم و بی اندازه و فوق هر تصوری ملول شديم ».

در اوايل بهمن سال ۱۳۲۷ طرح الغای امتيازنامه نفت جنوب تنظيم و به امضای ده نفراز نمايندگان اقليت میرسد. اما چون برای قرارگرفتن يک طرح در دستور کار مجلس می بايست پانزده نفر زير درخواست را امضا نمايند ، پيش از اينکه فعاليت برای جلب موافقت پنج نفر ديگر انجام شود ، در روز پانزده بهمن که قرار بود شاه به دانشگاه برود ، هنگامی که در برابر دانشکده حقوق از ماشين پياده میشود، شخصی به نام ناصر فخرآرائی که دارای کارت خبرنگاری روزنامه پرچم اسلام بود شاه را مورد سوء قصد قرار میدهد.

ضارب با گلوله سرتيپ صفاری که به پايش اصابت می کند اسلحه را به زمين می اندازد . در اين حال با وجودی که هم شاه و هم دکتر متين دفتری فرياد میزنند: «ضارب را نکشيد اما افسران حاضر در محل با شليک يازده گلوله او را از پا درمی آورند.»

بعدازسوء قصد به شاه حکومت نظامی درسراسرکشوربرقرار میگردد. حزب توده ايران بعنوان عامل سوء قصد منحل اعلام میشود. روزنامه هايی که مقالاتی درمورد نفت می نوشتند و يا انتقاداتی از شاه يا دولت میکردند توقيف و مديران آنها بازداشت میگردند. شخصيت های مخالف دولت بر اساس ماده ۵ حکومت نظامی بازداشت و اجتماعات بيش از سه نفر ممنوع اعلام میگردد. با استفاده از فضای بوجود آمده به دستور محمد رضا شاه مجلس مؤسسان تشکيل و اختياراتی برخلاف اصول قانون اساسی، از جمله حق انحلال مجلسين شورا و سنا به شاه تفويض میگردد.

در خفقان حاکم بر کشور استيضاح اسکندری منتفی میشود. در اين شرايط دولت ساعد با نمايندگان شرکت نفت مذاکره و قرارداد الحاقی بين وزيردارائی گلشائيان وگس نماينده تام الاختيارشرکت نفت تنظيم ميشود تا در آخرين روزهای دوره پانزدهم برای تصويب به مجلس داده شود.

با حاکميت نظاميان و ممانعت از فعاليت احزاب و اعتراضات عمومی ، دولت انگليس و هيأت حاکمه بار ديگر رؤيای تکرار فاجعه سال ۱۳۱۲ را مجسم می بينند و اطمينان دارند که قرارداد به آسانی به تصويب خواهد رسيد.

نخستين نماينده ای که در دوره پانزدهم در مورد شرکت نفت سخن ميگويد مهندس رضوی نماينده کرمان است که ضمن مخالفت با برنامه دولت ساعد خلافکاریهای شرکت نفت را بر ملاء میسازد، ولی پس از چند روز در حياط مجلس مورد ضرب و جرح يک سرهنگ ارتش قرار ميگيرد.

با تصويب اکثريت قرارداد الحاقی برای اظهار نظر به کميسيون دارائی و پيشه و هنر ارجاع میگردد درحالیکه میبايست به کميسيون های دارائی، بودجه و خارحه ارجاع می شد. اما لايحه بدون اظهار نظر به درخواست دولت مجددا به مجلس عودت داده میشود.

روزی که قرارداد الحاقی درجلسه علنی مجلس مطرح میشود حسين مکی نماينده اراک به عنوان مخالف برای صحبت پشت تريبون قرار میگيرد. مکی صحبت خود را با خواندن نامه ای از دکتر مصدق خطاب به نمايندگان آغاز میکند که با اين سطور به پايان می رسد:

«آقايانی که در مجلس، اقليت متشتت دارند سکوت نکنند که برخلاف مصالح ايران است و هيچ فرقی بين اين سکوت و رأيی که محلس برای تمديد داد نمی باشد. به دولت رأی منفی بدهيد و ثابت کنيد که شما نماينده افکار ملت ايران هستيد».

بعد از خواندن نامه دکتر مصدق ، مکی در مخالفت با قرارداد الحاقی شروع به صحبت میکند وعليرغم جنجال اکثريت و تذکرات سردار فاخر حکمت رئيس مجلس ، مکی با حمايت دکتر بقائی ، عبدالقدير آزاد، دکتر معظمی و حائری زاده و امير تيمور کلالی به بازگويی و بررسی جزئيات مواد لايحه که با ياری مهندس حسيبی تنظِم میگرديد آنقدر ادامه میدهد تا آنکه درساعت يک بامداد روز ششم مرداد سال ۱۳۲۸ بدون تصميم گيری درباره قرارداد الحاقی عمر مجلس دوره پانزدهم به پايان میرسد.

بعد از عدم موفقيت در مجلس پانزده ، هيأت حاکمه و دولت انگليس همه اميدوار هستند در انتخابات دوره شانزدهم بتوانند با انتخاب مهره های دست چين شده لايحه الحاقی را در جو خفقانی که ساخته اند به تصويب برسانند.
تقلب و اعمال نظر در حوزه های انتخاباتی در دوره شانزده بدان حد میيرسدکه رئيس انجمن نظارت بر انتخابات تبريز در مصاحبه با خبرنگار باختر امروز میگويد« انتخابات تبريز از روی تحميل و تطميع انجام گرفت و اکثريت انجمن نظار رأی بر ابطال انتخابات دادند ، لکن دولت وکلای بی اعتبارنامه شهرتبريز را بعنوان نمايندگان تبريز درمجلس میپذيرد».

با شمارش آراء در تهران به علت اينکه شمارش آراء توسط اعضای سازمان نگهبانان آزادی که به ابتکار دکتر بقائی از جمعی دانشجويان ودانش آموزان بمنظور نظارت درانتخابات تهران تشکيل شده بود کنترل میشود، دکتر مصدق ، اقليت دوره پانزده و جمعی از رجال مورد اعتماد مردم در رأس حائزين اکثريت قرار میگيرند. ولی در روزهای آخر شمارش آرا ببهانه برگذاری مراسم عزاداری ايام محرم دربار و شرکت شاه در روز عاشورا در آن مراسم ، به دستور هژير وزير دربار، صندوق های آراء از مسجد سپهسالار به فرهنگستان منتقل میشوند. در فاصله دو روز و درغياب ناظرين، حائزين اکثريت قبلی به نفرات سيزده به پائين تنزل میکنند. برای اعتراض به نحوه برگذاری انتخابات دکتر مصدق درنامه ای خطاب به ملت ايران اعلام می دارد: «ما تصميم گرفته ايم که روز جمعه ۲۲ مهر ماه دو ساعت قبل از ظهر در جلو در سنگی اعليحضرت حاضرشويم، ای مردم ما را تنها وبی کس نگذاريد»

استقبال آنروزمردم تهران بی سابقه و غرورآفرين بود. پاسخی که آنها به دعوت دکتر مصدق و ياران او میدهند طليعه اميدی برای مردم و زنگ خطری برای دولت بريتانيا و ياران ايرانی آنها میشود.

به منظور هم آهنگ کردن مبارزه، نوزده نفر از جمع حاضر انتخاب و درخواست خود را در ۲ ماده به وزير دربار ارائه ميدهند:

اول – الغای انتخابات کشور
دوم – تعيين دولت بی نظری که درکمال آزادی انتخابات را برگذار کند.
پس از اعلام دو شرط و تصويب آن با همآهنگی کليه شرکت کنندگان تحصن پايان میيابد، و در همان مکان تشکيل جبهه ملی ايران را اعلام میگردد.

دکتر محمد مصدق ، شمس الدين امير علائی ، دکتر شايگان ، دکتر حسين فاطمی ، محمود نريمان ، دکتر سنجابی ، دکتر بقائی ، حسين مکی ، عبدالقدير آزاد ، عباس خليلی ، حايری زاده ، آيت اله غروی ، عميدی نوری ، جلالی نائينی ، احمد ملکی ، ارسلان خلعتبری ، مهندس زيرک زاده ، يوسف مشار ، دکتر کاويانی .

در نيمه دوم آبان انجمن مرکزی نظارت بر انتخابات تهران به استناد گزارش هائی که درباره تخلفات انتخاباتی دريافت کرده بود انتخابات تهران و حومه را باطل اعلام میدارد.

با تجديد انتخابات تهران کانديداهای جبهه ملی حائز اکثريت میگردند. دکترمصدق وکيل اول تهران برنامه کارنمايندگان جبهه ملی در مجلس را مخالفت با قرارداد الحاقی، و حفظ آزادیهای فردی واجتماعی اعلام ميدارد.

چون ساعد نتوانسته بودلايحه الحاقی نفت را به تصويب برساندبرکنار و بجای او منصور به نخست وزيری منصوب ميشود. منصور پيشنهاد میکند کميسيونی به نام کميسيون نفت تشکيل گردد تا لايحه نفت برای بررسی دقيق تر به کميسيون ارجاع گردد. بدين ترتيب لايحه الحاقی به کميسيون نفت که پنج نفر از نه نفر اعضای آن از جبهه ملی هستند ارجاع می گردد.

برخلاف دولت ساعد که دفاع و به تصويب رسانيدن لايحه الحاقی را صدر برنامه های دولت خود قرار داده بود، دولت منصور نه علاقه ای به دفاع از لايحه الحاقی و نه تصويب آن نشان ميدهد.

ازسوی ديگر با توجه به پشتيبانی اکثر ملت ايران ازاهداف جبهه ملی و با توجه به مصر بودن دکتر مصدق و ياران او در دفاع ازحقوق مشروع ملت ايران کنفرانسی درلندن با شرکت وزرای خارجه انگليس امريکا و فرانسه به منظور بررسی رخدادهای ايران تشکيل ميگردد.

نتيجه مذاکرات اين نشست استعفای منصور در روز پنجم تير و چند ساعت بعد از استعفای دولت منصور، رزم آرا رئيس ستاد ارتش بدون تمايل مجلسين به عنوان نخست وزير به مجلس معرفی ميگردد.

جبهه ملی انتصاب رزم آرا را يک شبه کودتا اعلام وبا دولت او مخالفت می ورزد و در روز بيست مهر ۱۳۲۹ دولت رزم آرا را استيضاح مینمايد. دکترمصدق که رياست کميسيون نفت را به عهده دارد در يک مصاحبه مطبوعاتی اعلام میکند « ملت ايران نه قرارداد دارسی و نه قرار داد ۱۹۳۳ و نه قرار داد الحاقی را نمیتواند به رسميت بشناسد و اين نوع اوراق بی ارزش نخواهند توانست وسيله غصب حقوق مردم باشند».

در پاسخ به استيضاح ، رزم آرا اعلام ميدارد که از لايحه الحاقی دفاع خواهد کرد، و درجلسه خصوصی مجلس میگويد:

«آقايان شما که يک کارخانه سيمان را هنوز نمی توانيد با پرسنل خود اداره نماييد، با کدام پرسنل و با کدام وسايل میخواهيد نفت را شخصاً استخراج و ملی نمائيد؟» درمصاحبه با مخبرين جرايد نيزميگويد «ملت ايران شايستگی ساختن لوله هنگ را هم ندارد».

روز چهارم آذر کميسيون نفت پيشنهاد خود را با امضای پنج نفر از نمايندگان جبهه ملی به مجلس شورای ملی ارائه ميدهد:

«به نام سعادت ملت ايران و به منظور کمک به تأمين صلح جهانی امضا کنندگان ذيل پيشنهاد می نمائيم که صنعت نفت ايران در تمام کشور بدون استثناء ملی اعلام شود. يعنی تمام عمليات اکتشاف ، استخراج و بهره برداری در دست دولت ايران باشد»
حايری زاده – الهيار صالح – دکتر شايگان – دکتر مصدق –
حسين مکی

د درروزنوزدهم آذرکميسيون نفت با عنوان اينکه قراردادالحاقی گلشائيان گس کافی برای استيفای حقوق ملت ايران نمی باشد گزارش خود را مبنی بر رد لايحه الحاقی تقديم مجلس شورای ملی میکند. و روز ۱۶ اسفند رزم آرا درصحن مسجد شاه بدست خليل طهماسبی به قتل ميرسد. پس از قتل رزم آرا حسين علا يکی از عاقدين قرارداد ۱۹۳۳ بدون تمايل مجلس شورا با فرمان مستقيم شاه به نخست وزيری منصوب میگردد.
د
در روز نوزده فروردين ۱۳۳۰ جلسه ای در واشنگتن با شرکت سفير انگليس سر اوليور فرانسيس و جرج مک گی نماينده امريکا تشکيل و پيشنهادات زير را به دولت ايران ارائه میدهند:

– دولت انگلستان با ملی شدن نفت موافقت میکند.
– قراردادی با دولت ايران منعقد مینمايد که به موجب آن شرکت نفت به نمايندگی از طرف دولت ايران عمليات شرکت نفت را انجام میدهد.
– منافع حاصله بطور تساوی تقسيم میگردند.
– دولت ايران بعلت نقض قرارداد به دولت انگليس غرامت می پردازد.
– چون دولت ايران قادر به پرداخت غرامت نمی باشد دولت امريکا حاضر میشود مبلغ مزبور را در اختيار دولت ايران بگذارد.

درروز ۲۶ فروردين ۱۳۳۰ کميسيون نفت به رياست دکتر مصدق هفت نفر را انتخاب می نمايد که طرح اجرايی قانون ملی شدن صنعت نفت را تنظِم و در طول دو ماه به مجلس شورای ملی پيشنهاد کند.

دولت انگليس اميدوار است طی اين دو ماه به نحوی مسأله نفت فيصله يابد. زيرا شاه و علا هردو با ملی شدن نفت مخالف ميباشند و دوره دو ماهه مذاکرات کميسيون هفت نفره نفت ممکن است شانسی در اختيار آنها برای کان لم يکن کردن آن بگذارد.

رور پنجم ارديبهشت کميسيون نفت طرح ۹ ماده ای اجرای قانون صنعت نفت را بر اساس خلع يد از شرکت نفت با اکثريت آرا به تصويب ميرساند. و در روز ۶ ارديبهشت علاء به عنوان اعتراض به تصميم مجلس از نخست وزيری استعفا میدهد.

يک روزبعد از استعفای علا سفير انگليس در مصاحبه مطبوعاتی در تهران نقطه نظرات دولت انگليس را در مخالفت با ملی شدن نفت اعلام و ادعا میکند که قرارداد منعقده تا سال ۱۹۵۳ معتبر و غير قابل تغيير است. وبرای اثبات حقانيت شرکت و پرداخت منصفانه بر اساس قراردادبدولت ايران آماری ارائه میدهد که توجه بآنها برای درک ضرورت نهضت ملی مردم ايران لازم میباشد.

استخراج نفت برابر۳،۶۶۶،۶۰۰،۰۰۰ تن پرداخت سود بصاحبان سهام ۱۱۵۰۰۰۰۰۰ ليره پرداخت ماليات به دولت انگليس ۱۷۵۰۰۰۰۰۰ ليره
وجوه برداشتی از درآمد ۵۰۰۰۰۰۰۰۰ ليره
حق الامتياز به دولت ايران ۱۰۵۰۰۰۰۰۰ ليره

بعد از استعفای علاء روز هفتم ارديبهشت جمال امامی در مجلس شورای ملی پيشنهاد مينمايد دکتر مصدق برای حل مسأله نفت با نخست وزيری خود موافقت نمايد. بعد از پايان سخنان امامی مجلس شورای ملی تمايل خود را به نخست وزيری دکتر مصدق اعلام میدارد. اما دکتر مصدق قبولی نخست وزيری را منوط به تصويب لايحه ۹ ماده ای کميسيون نفت ميکند. لايحه خلع يد بلافاصله همانروز در مجلس شورای ملی تصويب و در روز نهم ارديبهشت نيز در مجلس سنا به تصويب ميرسد.

بعد از اعلام تمايل مجلس شورا به نخست وزيری دکتر مصدق راديو لندن اعلام میدارد”دولت انگليس ازاين به بعد در مورد مسائل فيمابين دو دولت مستقيما با شاه تماس خواهد گرفت”.

دکتر مصدق برنامه دولت خود را در دو بند اعلام میدارد. «اجرای قانون ملی شدن نفت در سراسر کشور مصوب نهم ارديبهشت ماه سال ۱۳۳۰ و تخصيص عوايد حاصله از آن به تقويت بنيه اقتصادی کشور و ايجاد موجبات رفاه و آسايش عمومی و اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی و شهرداری ها».

به سوی رهايی از سلطه چند صد ساله بريتانيا

فرمان نحست وزيری رزم آرا بلافاصله بعد از استعفای علاء با تأييد دولتهای بريتانيا و امريکا پيش از رأی تمايل مجلس، توسط شاه صادر ميگردد. ولی رزم آرا در طول چند ماه نخست وزيری خود روی خوشی به امريکا نشان نميدهد و با توجه نکردن به درخواست امريکا برای اعزام سربازان ايران به کره و لغو قرارداد های چند شرکت امريکايی در ايران عملاً در جهت کاهش نفوذ امريکا در راستای منافع بريتانيا اقدام ميکند.

رزم آرا در اين انديشه بود که با اعلام وضعيت غير عادی و درخواست انحلال مجلسين از شاه و برگذاری يک انتخابات فرمايشی و يا سلب مصونيت از نمايندگان طرفدار نهضت ملی و زندانی کردن آنها شرايط لازم را برای تصويب قرارداد الحاقی فراهم سازد.

با توجه به اين طرح و اطمينان کامل از تصويب قرارداد در تاريخ ۱۲ بهمن ۱۳۲۹ مذاکرات محرمانه ای با شرکت نفت انگليس برای دريافت کمک مالی ازشرکت انجام دادکه اسناد مبادله شده بعد ازترور رزم آرا در تاريخ دوم ارديبهشت ۱۳۳۰ فاش گرديد.

اول ارديبهشت ۱۳۲۹
دولت بريتانيا ملی شدن نفت ايران را برسميت می شناسد

خبرگزاری يونايتد پرس از واشنگتن اعلام داشت که نمايندگان تام الاختيار دولت انگلستان در جلسات متوالی کنفرانس واشتگتن اصل ملی شدن صنعت نفت و حق مالکيت ملت ايران را بر منابع نفت کشور خود به رسميت می شناسد.

مذاکرات انجام شده بين امريکا و انگلستان بيشتر بر اين اساس بود که دولت ايران حق کامل حاکميت برنفت خودرا داشته باشدودر عوض نفت را بدون زحمت به بزرکترين مشتری خود که انگلستان ميباشد بفروشد. همچنين مقرر شد شرکت نفت ايران و انگليس در آن کشور منحل و بجای آن يک شرکت مختلط ايران و انگليس با حفظ سرمايه فعلی در ايران تشکيل گردد.

کليه متحصصين وکارشناسان نفت که فعلا درپالايشگاه ويا ساير نقاط نفت خيز مشغول کار هستند پس از انحلال شرکت و تأسيس شرگت مختلط ايران وانگليس کماکان دراين شرکت انجام وظيفه خواهند کرد.

دولت انگليس در مذاکرات آينده خود با دولت ايران سعی خواهد کرد نظريه خود را مبنی بر اينکه « منابع زيرزمينی متعلق به ايران و مؤسسات روی زمين تحت نظارت انگليس هاباشد» برکرسی بنشاند

نطق دکتر مصدق در مجلس شورای ملی

ششم ارديبهشت ۱۳۲۹
آقايان، نمايندگان مجلس شورای ملی
طبق اطلاعاتی که دارم در آتيه ممکن است اتفاقاتی روی دهد که همه کار ها و فداکاری هايی را که شما و ملت ايران کرده ايد عقيم گردد. روی اين اصل هرچه زودتر به اين کار نفت خاتمه دهيم اعمال و افکار آنها کمتر به نتيجه ميرسد، به فرض اينکه اين اخبار صحيح نباشد ازنظر اقتصادی ما هر روز حدود سيصد هزار ليره ضرر میدهيم درحالیکه با اين درآمد می توانيم تعداد زيادی گرسنه را سير نمائيم.

کميسيون نفت با اين رويه ای که دارد موفق نخواهد شد که قبل از حوادثی که ممکن است روی دهد وظيفه خود را تمام کند ، استدعای من از آقايان اعضای کميسيون اين است که آقايان چهار بعد از ظهر تشريف بياورند تا کميسيون را تشکيل بدهيم و اگر کار امروز تمام نشد روز جمعه هم تشريف بياورند در مجلس و اين کار را تمام کنند و جناب آقای رئيس مجلس سنا هم عصر روز شنبه مجلس را تشکيل بدهند تا آنچه را که کميسيون می کند به عنوان يک طرح سه فوريتی بياورند و تصويب کنند تا کار نفت خاتمه يابد.

آقايان شما به اين مملکت خدمتی کرديد و به اتفاق رأيی داديد و مردم هم نهايت فداکاری را کردند.لذا نبايدبگذاريد که فداکاری مردم و خدمت شما به نفع شرکت غاصب نفت به هدر برود.

ممکن است برای از بين بردن کار و فداکاری شما و مردم حوادثی روی دهد که تمام اين مسائل عقيم بماند ، شما اگر اين قدم آخری را برداشتيد میتوانيد فداکاری خود را به مرحله آخر برسانيد و به عايداتی که متجاوز از تمام عايدات مملکت است نايل شويد.

بعضی میگويند اين هيأتی را که ما در نظر داريم از قوه مقننه تشکيل بدهيم دخالت قوه مقننه در مجريه است ، در حاليکه بهيچوجه اينطور نيست زيرا کار اين کميسيون اين است که بلافاصله تأسيسات نفت جنوب را از شرکت سابق نفت تحويل بگيرد ، يعنی خلع يد از آنها بکند و در عايدات نفت جنوب نظارت کند و عده ای را بگمارد تا اين کار را انجام دهند و بعد اساسنامه نفت جنوب را تنظيم و تقديم مجلس شورای ملی نمايند.

۷ ارديبهشت ۱۳۳۰
تصويب طرح اجرائی ملی کردن صنعت نفت
کميسيون نفت که بر اساس قانون ۲۴ و ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ مأمور تهيه اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت درسراسر کشور تشکيل گرديد در روز ۵ ارديبهشت طرحی را باتفاق آراء تصويب و در تاريخ ۷ ارديبهشت برای اظهار نظر نهايی و تصويب به مجلس شورای ملی ارائه داد.

ماده ۱- به منظور ترتيب اجرای قانون مورخه ۲۴ و ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ راجع به ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور هيأت مختلطی مرکب از پنح نفر از نمايندگان مجلس سنا و پنج نفر از نمايندگان مجلس شورای ملی به انتخاب هريک ازمجلسين ووزير دارائی يا قائم مقام او يکنفر به انتخاب دولت نشکيل میشود.

ماده ۲- دولت مکلف است با نظارت هيأت مختلط بلافاصله از شرکت سابق نفت انگليس و ايران خلع يدکند و چنانچه شرکت برای تحويل فوری به عذر وجود ادعايی بر دولت متعرض شود دولت ميتواند تا ميزان ۲۵ درصد از عايدات جاری نفت را پس از وضع مخارج بهره برداری برای تأمين مدعابه شرکت در بانک ملی ايران يا بانک مرضی الطرفين ديگر وديعه گذارد.

ماده ۳- دولت مکلف است با نظارت هيأت مختلط به مطالعات و دعاوی حقه دولت و همچنين به دعاوی حقه شرکت رسيدگی نموده و نظريات حود را به مجلسين گزارش دهد و پس از تصويب مجلسين به موقع اجرا گذارده شود.

ماده ۴- چون از تاريخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ که ملی شدن صنعت نفت به تصويب مجلس سنا نيز رسيده است کليه درآمد نفت و محصولات نفتی حق مسلم ملت ايران است دولت مکلف است با نظارت هيأت مختلط به حساب شرکت رسيدکی کند و نيز هيأت مختلط بايد از تاريخ اجرای اين قانون تا تعيين هيأت عامله در امور بهره برداری دقيقاً نظارت نمايد.

ماده ۵ – هيأت مختلط بايد هرچه زودتر اساسنامه شرکت ملی نفت را که در آن هيأت عامله و هيأت نظارت مختلطی از متحصصين پيش بينی شده باشد تهيه و برای تصويب به مجلسين پيشنهاد کند.

ماده ۶ – برای تبديل تدريجی متخصصين خارجی به متخصصين ايرانی هيأت مختلط مکلف است آئين نامه فرستادن عده ای محصل به طريق مسابقه در هر سال برای فرا گرفتن رشته های مختلف معلومات و تجربيات مربوط به صنايع نفت به کشورهای خارج تدوين و پس از تصويب هيأت وزيران بوسيله وزارت فرهنگ به موقع اجرا گذارد.
(مخارج تحصيل اين محصلين از عوايد نفت پرداخته خواهد شد.)

ماده ۷ – کليه خريداران محصولات معادن انتزاعی از شرکت سابق نفت انگليس و ايران هر مقدار نفتی را که از اول سال ۱۹۴۸ تا تاريخ بيست و نهم اسفند ماه ( ۲۰ مارس ۱۹۵۱ ) از آن شرکت ساليانه خريداری کرده اند ميتوانند از اين ببعد هم به نرخ عادله بين المللی همان مقدار را ساليانه خريداری نمايند و برای مازاد آن مقادير درصورت تساوی شرايط در خريد حق تقدم خواهند داشت.

ماده ۸ – کليه پيشنهاد های هيأت مختلط که برای تصويب مجلس شورای ملی تسليم میشود بايد قبلا به کميسيون نفت مجلس شورای ملی تسليم و درصورت موافقت کميسيون گزارش به مجلس شورای ملی تقديم گردد.

ماده ۹ – هيات مختلط بايد در ظرف سه ماه از تاريخ تصويب اين قانون بکار خود خاتمه دهد و گزارش عمليات خود را طبق ماده ۸ به مجلس تقديم کند و درصورتی که احتياج به تمديد مدت باشد با ذکر دلايل موجه درخواست تمديد نمايد.

شرايط زندگی کارکنان ايرانی در مناطق نفت خيز
منوچهر فرمانفرمائيان که در سال ۱۳۲۸ رئيس اداره نفت در وزارت دارائی بود در مورد کارگران ايرانی صنعت نفت چنين ميگويد :

«حقوق کارگران روزانه ۵۰ سنت بود. آنها در زمان بيماری و يا تعطيلات حقوق دريافت نمیکردند. کارگران در شهر مخروبه ای به نام حلبی آباد زندگی ميکردند که فاقد آب و برق بود. در زمستان سيل جاری ميشد و شهر را دربر ميگرفت. مردم تا زانو در گل و لای فرو ميرفتند و با قايق رفت و آمد ميکردند. پس از توقف باران هجوم مگس ها که از مرداب های درون شهر برميخاسنتد اهالی را به تنگ ميآوردند. دسته های مگس بر لبه ظروف پخت و پز می نشستند ، انگار با چسبی محکم به آنها چسبيده بودند.»

کارمندان دون پايه که دارای ديپلم دبيرستان و يا فارغ التحصيل آموزشگاه شرکت نفت بودند در خانه هايی زندگی ميکردند که تنها وسيله خنک کردن آنها در تابستان يک پنکه سقفی بود از داشتن يخچال محروم بودند. شرکت نفت در روزهای تابستان يک بار در روز با ماشين مقداری يخ به منازل اين کارکنان تحويل ميداد.

در روزنامه جروسالم پست يک اسرائيلی که سال ها در آبادان کار کرده بود مردم آبادان را فقيرترين مخلوقات روی زمين می خواند. «آنها هفت ماه سوزان سال را در زير درخت ها زندگی می کنند. در زمستان اين توده جمعيت به سالن های بزرگی که شرکت نفت ساخته بود انتقال می يافتند و درحدود ۳۰۰ يا ۴۰۰ نفر در هر يک از اين سالن های بهم پيوسته زندگی ميکردند. هر خانواده فضائی به اندازه يک پتو اشغال ميکردند. دستشوئی و توالت وجود نداشت. ما در گفتگو با همکاران انگليسی مان تلاش می کرديم که اشتباهات آنها را به آنها نشان بدهيم و معمولا پاسخ آنها اين بود ” ما انگليس ها تجربه صد ساله در رفتار با ملت ها بدست آورده ايم. در کشور ما سوسياليسم قابل قبول است ، اما اينجا ما بايد ارباب باشيم».

***
با پخش خبر تصويب طرح اجرای اصل ملی شدن نفت در کميسيون نفت در شامگاه روز پنجم ارديبهشت آقای علا بحضور شاه شرفياب و بعد از مذاکرات طولانی استعفای خود را به دليل اينکه مشکلات طوری است که ادامه کار برای دولت ايشان غير ميسر میباشد و بهتر است کنار برود به شاه تقديم ميدارد.

درساعت ۹ روز ۷ ارديبهشت جلسه خصوصی مجلس شورای ملی تشکيل ميگردد.

آقای جمال امامی اظهارمیدارد آقای دکتر مصدق اظهار کردند که آقای علاء را مجبوربه استعفا کردند، من جداً اين اظهار را تکذيب میکنم زيرا مطلع هستم که اعليحضرت همايونی به هيچوجه راضی نبودند که آقای علاء استعفا بدهند وحتی اصرارکردند دراينموقع باريک کشور را دچار بحران نکند. ولی استدلال آقای علا اين بود که کميسيون نفت با عملی که کرده بدون استشاره با دولت عملا به دولت رأی عدم اعتماد داده است. حالا هم دکتر مصدق میفرمايند برويم در مجلس نسبت به رأی کميسيون نفت رأی بگيريم. بنده با اين نظر مخالفم زيرا دولتی وجود ندارد که نظريه خود را ابراز کند و ما نمیتوانيم بدون حضور دولت به اين موضوع رأی بدهيم ، بنابراين در نظری که اظهار ميدارم خدا را شاهد میگيرم که هيچگونه غرضی ندارم ، نظر من اين است که آقايان فی المجلس و متفقاً به آقای دکتر مصدق رأی تمايل بدهند که ايشان زمامدار شده و اگر میخواهند آن لايحه را خود ايشان به مجلس عرضه بدارند و متفقاً رأی بدهيم.

بعد از سخنان اقای جمال امامی در تالار جلسه علنی جلسه سری برای ابرا تمايل به نخست وزير آينده تشکيل شد و آقای حکمت اعلام رأی نمودکه درنتيجه از ۱۰۰ نفرعده حاضر ۷۹ نفر به آقای دکتر مصدق ابراز تمايل نمودند و ۱۷ نفر ورقه سفيد دادند.

دکتر مصدق قبولی پست نخست وزيری را منوط به تصويب طرح اجرائی قانون ملی شدن صنعت نفت اعلام ميدارد.

در مخالفت با نظر دکتر مصدق آشتيانی زاده به عنوان مخالف اظهار داشت: اين امربايد با دقت رسيدگی شودخصوصا اينکه اين امر مواجه با اعلاميه واشنگتن شده است. اين ۹ ماده نفت را ملی نميکند و منافع منافع ملت ايران را تأمين نمینمايد. جناب دکتر مصدق در جلسه گذشته فرمودند يک حوادثی در شرف تکوين است و اين حوادث بی نهايت خطرناک است و اگر ما جلسه فوق العاده تشکيل ندهيم و اين کار را نکنيم ممکن است برای مملکت خطراتی داشته باشد.

می خواستم از جناب دکتر بپرسم اين حوادث چيست که شما اطلاع داريد و ما نداريم؟ آيا اگر با ترور ميخواهيد نمايندگان را مجبور کنيد رأی بدهند اگر حوادثی برای اين ملت و مملکت در آينده رخ دهد و منافع ما را تأمين نکرد شما مسؤل میشويد يا خير؟

ماده هفتم ملی شدن نفت اين معنی را ميدهد که ارتش ايران برود و مؤسسات شرکت نفت را بگيرد و بعد به مزايده گذاشته شود.

آقای فرامرزی درموافقت اظهارداشت ما درمقابل قضيه ای قرار گرفته ايم که تا تمام نشود ممکن است هر روز گرفتار خطراتی شويم که اکنون نمونه هايش را می بينيم ضمناً بايد به عرض برسانم آنچه را که ملت ميخواهد مجلس انجام می دهد برای اينکه مجلس نماينده ملت است.

آقای آشتيانی زاده گفتند اين حوادثی را که آقای دکتر مصدق کفتند ما خبرنداريم، بنده عرض میکنم ما هم ميدانيم وحتی یچشم خود می بينيم. اين آتش زدن انبار مهمات شيراز که ۱۶ ميليون دلار ارزش داشته و اعتصاب خوزستان اينها مسائلی است که ما می بينيم .

ديشب که به من گفتند دولت ساقط شده من باور نکردم برای اينکه تا ساعت ۱۰ پنج شنبه ما با آقای علا بوديم و ايشان ابداً راجع به استعفا صحبت نمیکردند و از مطبوعات استمداد ميکردندکه به دولت مساعدت شود. بعلاوه مسأله نفت که برای آقای علا چيز تازه ای نبود ، آقای علا می گفتند که نفت را به آنها بفروشيم قانع ميشوند و ما گفته ايم که اينکار را میکنيم زيرا نفت را میخواهيم بفروشيم ولی آقای آشتيانی زاده گفتند که هر اتفاقی بيفتد بدست کمپانی است.

متأسفانه اين تصور در رجال ما پيدا شده و همين تصور به پای ما زنجير بسته و يک مأمور عاليرتبه هم خيال میکند که اگر انگليس ها میخواهند آن مأمور می ماند و الا خير!

درشور دوم آقای تيمورتاش بعنوان مخالف گفتند موقعی که مجلس در حال تنفس بود يکی از ارباب جرايد نامه تهديد آميزی برای من نوشته و کفته که عاقبت کار معلوم است که چيست. بنده عرض ميکنم که اگر گلوله ای به سينه من بنشيند من آن را ترجيح ميدهم باينکه ببينم زنم و بچه ام در معرض خطر خواهند افتاد.

از اينکه مجلس شورای ملی تصميمی گرفته که مورد بحث همه دنيا است حرفی نيست ولی نکته ای که برای من غير قابل فهم است اين است که با وجود تمام حسن نيتی که مجلس نشان داد و با وجودی که همه موافق هستند که اين بار سنگين به مقصد برسد چه چيز موجب شده که بايد با عجله و فی البداهه جلسه فوق العاده تشکيل شود و در عرض چند ساعت اين تصميم گرفته شود؟

جناب آقای دکتر مصدق درجلسه گذشته اعلام خطر کرده و گفتند اگر اين گزارش تصويب نشود حوادثی در شرف تکوين است. من خواهش میکنم بفرمائيد که چه حادثه ای مهم ترو خطيرتر از حادثه ای که فعلا دارد در اين مملکت پيش ميآيد هست. در موقعی که دولت استعفا داد انبار مهمات فارس منفجر ميشود. آقايان تأمل کنيد، فکر کنيد ، زيرا بالاخره اين ملت و اين پرچم بايد پايدار بماند.

آقايان در دنيای امروز هيچ دولتی بدون دوست و بدون موافق نمیتواند زندگی کند زيرا دنيا دنيای هم آهنگی و توافق است ، شما آقايان نمايندگان اگرفقط روی احساسات بخواهيدبرويد عاقبتتان وخيم است.

بعدازآقای تيمورتاش آقای دکترشايگان به عنوان موافق اظهار داشتند مجلس شورای ملی چند سال است که درباره نفت فکر میکند ، بنابراين، اين امر يک مسأله تازه نيست. بايد عرض کنم تا ريشه در آب است ، اميد ثمری هست. اين استخوان را بايد از لای زخم درآورد زيرا مخالفين ملی شدن نفت مايلند که اين استخوان هميشه در زخم بماند. جبهه ملی می خواهد هرچه زودتر قطع ريشه فساد را بکند. بنابراين نبايد تأخير کرد و آقايان بايد رأی خود را بدهند و همان نام نيک گذشته را که به اتفاق آرا برای خود کسب کرده اند دوباره تأييد کنند.

مطالبی که آقای آشتيانی زاده گفتند که درست نبود. ايشان گفتند که آقای دکتر مصدق مجلس را تهديد کرده اند در حالی که هر عرضی از طرف جبهه ملی می شود برای جلب توجه آقايان است نه برای تهديد. هر دو ناطق محترم که به عنوان مخالف صحبت کردند خودشان حوادث اخير را ديده اند ولی باز میگويند ما را نسبت به حوادث روشن کنيد و بگوئيد که چه حوادثی رخ ميدهد. بنده در خصوص اين حوادث عرض می کنم که آقايان چرا دولتی که مورد علاقه مجلس بود بدون سابقه يک دفعه رفت و استعفا داد؟ همه ميدانند که رفتن اين دولت بی جهت نبود و ايشان را مجبور کردند که استعفا بدهد.

۸ ارديبهشت ۱۳۳۰
آغاز زمامداری دکتر مصدق
در جلسه امروزمجلس شورای ملی بعد از اظهار نظر نمايندگان موافق و مخالف در مورد لايحه اصول اجرای قانون ملی شدن نفت و انجام تصحيحاتی درآن ، لايحه با حضور هشتاد و پنج نماينده جاضر به اتفاق آرا تصويب گرديد.

مجلس سنا نيز به دولت آقای دکتر مصدق رأی اعتماد داد و با صدور فرمان همايونی دکتر مصدق رسما به نخست وزيری انتخاب ميگردد.
شرکت نفت درمورد ملی شدن نفت و تصويب طرح اجرائی قانون ملی شدن نفت به دولت ايران اعتراض کرد.

۹ ارديبهشت ۱۳۲۹
پيام دکتر مصدق به ملت ايران
هموطنان عزيز
هيچ تصور ميشد موقعی پيش آيد که به عنوان نخست وزير به وسيله راديو با شما صحبت کنم و هيچ تصور نمیکردم با ضعف مزاجی که دارم مسؤليت چنين کار خطيری را قبول نمايم. قضيه نفت سبب شد که من اين بار گران را به دوش بکشم و اکنون تنها خدا ميداند تا کی بتوانم آن را تحمل نمايم.

هموطنان عزيز، رأی بی سابقه وبی شائبه نمايندگان مجلس شورای ملی و مجلس سنا و اظهار تمايل آنها به زمامداری اينجانب سبب شد که از نظر فريضه ملی از قبول زمامداری کوتاهی نکنم و امر اعليحضرت همايون شاهنشاهی را در تشکيل دولت اطاعت نمايم.
هموطنان عزيز، ترديد ندارم که برای قبول اينکار وبارگرانی که به دوش گرفته ام، از بين ميروم چون مزاج من متناسب با قبول چنين وظيفه مهمی نيست ولی در راه شما جان چيز قابلی نيست و از صميم قلب راضی هستم که آن را فدای آسايش شما کنم.

در اينجا از دو دسته از هموطنان عزيزم درخواستی دارم که ناچارم آن را عرض کنم و از حضورشان تقاضا نمايم با قبول آن به من کمک کنند.

تقاضای اول من از بعضی از آقايان ارباب قلم و روزنامه نگاران است که از آزادی سوء استفاده نکنند و عفت قلم را هميشه رعايت نمايند زيرا هيچوقت نمیخواهم ترتيبی پيش آيدکه آنها نتوانند منويات خودرا اظهار کنند ولی اظهار منويات و استفاده از آزادی بايد تا حدی باشد که به آزادی ديگران وحقوق مشروع آنها وبه امنيت مملکت خللی وارد نکند.
تقاضای دوم من از هموطنان عزيزم کارگران است که من آنها را مثل فرزندان حقيقی خود دوست دارم و ميدانم آنها زحمت می کشند و نان میخورند و از کار ديگران سوء استفاده نمی نمايند.

اميدوارم فرداکه به مناسبت روز اول ماه مه که عيد کارگران دنيا است و آنها هم بالطبع در آن جشن بزرگ شرکت میکنند طوری رفتار نمايند که نظم و ترتيب و آرامش آنها برای ديگران سرمشق شود.

گارگران ارجمند وعزيز ما ميدانند که جبهه ملی از ابتدای تشکيل خود برای بسط دموکراسی و تأمين آزادی و مخصوصا برای فراهم کردن موجبات رفاه و آسايش طبقات محروم مملکت مبارزه کرده و در راه نجات ملت ستم ديده ايران و وصول به اين مقاصد ملی را در استقلال اقتصادی و تسلط بر منابع ثروت ملی تشخيص داده است.

اينک که به خواست خداوند متعال و به همت نمايندگان مجلسين بزرگترين منابع ثروت ملی به ملت بازگشته همگی يقين داريم که اگر درست از آن ثروت سرشار استفاده شود ملت ما خواهد توانست در آتيه با نهايت رفاه و آسايش بسر برده و دوش به دوش ملل راقيه وظيفه خود را در کمک به تمدن عالم به انجام برساند ولی واضح است که اگر تفرقه و نفاق و اغتشاش در ميان ما پيدا شود تمام زحمات ملت ايران نقش بر آب خواهد شد زيرا با هرج و مرج و بی نظمی قوای ملی بايد مبارزه با اغتشاش کند و ناچار از بهره برداری از منابع نفت و از هرگونه فعاليت برای عمران و آبادی کشور خود باز خواهد ماند.

ولی اطمينان دارم کارگران هوشيارما با حفظ نظم وآرامش و جلوگيری از بروز اغتشاش اين بهانه را از دست دشمنان خواهند گرفت و به دنيا ثابت خواهند کردکه ملت ايران راه را ازچاه تشخيص ميدهد واينک که می بيند شب تيره کشور رنج ديده آنها به سحر نزديک شده و عنقريب انشاالله آفتاب سعادت ملت ايران طالع میشود به دولتی که جز خدمت به آنها هيچگونه منظور و مقصودی ندارد مجال خواهند داد تا با فراغ بال به وظيفه خطير ملی خود که تقويت استقلال اقتصادی کشور است عمل نموده، عدالت اجتماعی و رفاه و آسايش عموم طبقات مملکت را انشاالله فراهم کند شما را به خدا می سپارم واز باریتعالی مسألت دارم که مرا در مقابل هموطنان عزيزم شرمسار نکند.

۸ ارديبهشت ۱۳۳۰
بزرگنمايی های حزب توده

زد و خورد در کارخانه چيت سازی
برای جلوگيری از دامنه دار شدن اعتراضات کارگران کارخانه چيت سازی امروز مأمورين انتظامی با قصد توقيف عاملين اغتشاشات به کارخانه ميروند. با ورود مأمورين به کارخانه اعتراضات تبديل به حمله بمأمورين میشود و دو نفر از مأمورين با مشت و سنگ کارکران مجروح میگردند ويکی ازبازرسين شهربانی که خود را در ميان کارکران محصور می بيند با شليک تير هوايی با اسلحه کمری موفق ميشود خود را از مهلکه نجات دهد.

با اين عمل، به شدت عمليات کارگران افزوده ميشود. پس از خاتمه غائله شش نفر از کارگران و همچنين سرگرد قطبی معاون کلانتری و يک مأمور ديگر مجروح ميگردند.

۱۰ ارديبهشت ۱۳۳۰
درجلسه فوق العاده مجلس سنا طرح اجرای قانون ملی شدن نفت به اتفاق آراء به تصويب رسيد. با توجه به اين امر سخنگوی وزارت امورخارجه انگليس اظهار داشت: از اين پس برای حل قضيه نفت مستقيماً با شاه ايران تماس خواهند گرفت.

صدای امريکا دربرنامه شامگاهی خوداظهار داشت امروزملت ايران به رهبری شاهنشاه خودآينده ای خوشتر وسعادت بارترخواهند داشت. و در رأس دولت شخصيتی ميهن پرست و دموکرات قرار گرفته است. اين همان سياستمداری است که مجلس پانزدهم را وادار ساخت که بتقاضای شوروی مبنی برگرفتن امتيازبهره برداری نفت شمال جواب منفی بدهد.

روزنامه تايمز لندن درسرمقاله امروز خود می نويسد : نفت ايران برای انگلستان جنبه حياتی دارد و حتی اگر مجلس سنای ايران طرح کميسيون نفت را تصويب و شاه ايران آنرا توشيح کند معذالک دولت انگليس و شرکت نفت با اين طرح موافقت نخواهند کرد.

متن طرح اجرای ملی شدن نفت بعد از تصحيحات مجلسين
ماده ۱- به منظور اجرای قانون مورخ ۲۴ و ۲۹ اسفند ماه ۱۳۲۹ راجع به ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور هيأت مختلطی مرکب از پنج نفر از نمايندگان مجلس سنا و پنج نفر از نمايندگان مجلس شورای ملی به انتخاب هر يک از مجلسين و وزير دارائی وقت و يا قائم مقام او تشکيل ميشود.

ماده ۲ – دولت مکلف است با نظارت هيأت مختلط بلافاصله از شرکت سابق نفت انگليس وايران خلع يدکند وچنانچه شرکت برای تحويل فوری به عذر وجود ادعايی بر دولت متعذر شود دولت میتواند تا ميزان ۲۵ درصد از عايدات جاری نفت را پس از وضع مخارج بهره برداری برای تأمين مدعابه احتمالی شرکت دربانک ملی ايران و يا بانک مرضی الطرفين ديگر وديعه گذارد.

ماده ۳ – دولت مکلف است بانظارت هيأت مختلط به مطالبات و دعاوی حقه دولت و همچنين به دعاوی حقه شرکت رسيدگی نموده نظريات خود را به مجلسين گزارش دهد که پس ازتصويب مجلسين به مورد اجرا گذاشته شود.

ماده ۴ – چون از تاريح ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ که ملی شدن صنعت نفت به تصويب مجلس سنا نيز رسيده است کليه درآمد نفت و محصولات نفتی حق مسلم ملت ايران است ، دولت مکلف است با نظازت هيأت مختلط به حساب شرکت رسيدگی کند و نيز هيأت مختلط بايد از تاريخ اجرای اين قانون تا تعيين هيأت عامله در امور بهره برداری دقيقاً نظازت نمايد.

ماده ۵ – هيأت مختلط بايد هرچه زودتر اساسنامه شرکت ملی نفت ايران را که در آن هيأت عامله و هيأت نظارتی از متخصصين پيش بينی شده باشد تهيه و برای تصويب به مجلسين پيشنهاد کند.

ماده ۶ – برای تبديل تدريجی متخصصين خارجی به متخصصين ايرانی هيأت مختلط مکلف است آئين نامه فرستادن عده ای محصل به طريق مسابقه در هر سال برای فرا گرفتن رشته های مختلف معلومات و تجربيات مربوطه به منابع نفت به کشور های خارج را تدوين و پس از تصويب هيأت وزيران به وسيله وزارت فرهنگ به موقع اجرا گذارد. مخارج تحصيل اين محصلين از عوايد نفت پرداخت خواهد شد.

ماده ۷ – کليه خريداران محصولات معادن انتزاعی از شرکت سابق نفت انگليس و ايران هر مقدار نفتی را که از اول سال مسيحی ۱۹۴۸ تا تاريخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ از آن شرکت ساليانه خريداری کرده اند می توانند از اين ببعد هم به نرخ عادلانه بين المللی همان مقدار را ساليانه خريداری نمايند و برای مازاد آن مقادير درصورت تساوی شرايط در خريدن حق تقدم خواهند داشت.

ماده ۸ – کليه پيشنهادات هيأت مختلط که برای تصويب مجلس شورای ملی تهيه و تقديم مجلس خواهد شد به کميسيون مخصوص نفت ارسال ميگردد.

ماده ۹ – هيأت مختلط بايد در ظرف سه ماه از تاريخ تصويب اين قانون بکار خود خاتمه دهد و گزارش عمليات خود را طبق ماده ۸ به مجلس تقديم کند و درصورتيکه احتياج به تمديد مدت باشد با ذکر دلايل موجه درخواست تمديد نمايد. تا زمانی که تمديد مدت بهرجهتی از جهات از تصويب مجلس نگذشته است هيأت مختلط ميتواندبکارخودادامه دهد.

وزرای دولت دکتر مصدق
آقای باقر کاظمی وزير امور خارجه، آقای وارسته وزير دارائی، آقای سرلشگر زاهدی وزير کشور،آقای دکترحسن ادهم وزير بهداری، آقای علی هيئت وزير دادگستری، آقای سپهبد نقدی وزير جنگ، آقای فرهمند وزير کشاورزی، آقای يوسف مشار وزير پست و تلگراف و تلفن، آقای دکتر سنجابی وزير فرهنگ.

نامه شاه در مورد اجرای قانون ملی شدن نفت
با تأييد خداوند متعال
ما محمد رضا پهلوی شاهنشاه ايران

نظر به اصل بيست و هفتم متمم قانون اساسی مقرر ميداريم:
ماده اول – طرح قانونی دائر بطرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور که در جلسه نهم ارديبهشت ماه ۱۳۳۰ به تصويب مجلس سنا و شورای ملی رسيده و منضم به اين دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم – هيأت دولت مأمور اجرای اين قانون است. درتاريخ دهم ارديبهشت ماه ۱۳۳۰ نيويورک تايمز مینويسد: مسأله ملی شدن نفت و اقدام ايران را بزرگ ترين حادثه جهان در سال ۱۹۵۱ بايد خواند. بايدتصريح کنيم تاچندی قبل انگليس ها نهضت مردم ايران را شوخی تصور ميکردند. برخلاف عده ای که انگليس ها را درتَشخيص حقايق و همراهی و همآهنگی با جريانات جديد سياسی و تاريخی استادی مبرز ميدانند بايد اذعان کنيم که اين ملت يعنی انگليس ها در تشخيص حقايق مربوط به ايران نه تنها هيچگونه استادی نشان نداده اند بلکه هنوز نتوانسته اند به عمق تحولات اجتماعی و جنبش های ملی و فکری ملل ديگر جهان واقف گردند.
باکمال تأسف بايد گفت که هنوزعده زيادی از سياستمداران و روزنامه نگاران، ايران را در رديف کشورهای سودان و سومالی وگينه جديدقرار ميدهند و هنگام بحث از حوادث اخير ايران طوری نام آن کشور را به زبان ميآورند که گويی از ميراث محرز و مسلم امپراطوری گذشته خود صحبت می کنند. مضحک اين است که در قرن بيستم که قرن آزادی و دمکراسی است انگليس ها صحبت از پياده کردن نيرو در ايران و ارسال ناوگان جنگی به آب های آن کشور می کنند و بدينوسيله سعی دارند ازيک جنبش ملی با زورو تهديدچلوگيری کنند.

۱۵ ارديبهشت ۱۳۳۰
امروز آقای دکتر مصدق برنامه دولت را که شامل دو ماده است برای اظهار نظر به مجلس شورای ملی تقديم داشته است:
اول – اجرای قانون طرح ملی شدن صنايع نفت. دوم- اصلاح قانون انتخابات مجلسين شورا و سنا. بعد از اظهارات نمايندگان مخالف و موافق در مورد برنامه دولت مجلس شورای ملی با اکثريت ۹۹ موافق ۱ مخالف و ۲ ممتنع به تصويب رسيد.

نظريات دکتر مصدق ما فکر میکنيم که اصلاحات اين نيست که چند نفر را تغيير و تبديل دهيم بلکه اگر بعضی با حقوق بسيار کم زندگی میکنند و حقوقشان اغلب کفاف کرايه خانه شان را هم نميدهد شايد نتوانند به راستی و درستی به خدمت خود ادامه دهند.

بنابراين تا دولت معاش مستخدمين خود را اداره نکند نميتوان اميدوار بود که مستخدمين به وظيفه خود عمل کنند. اصلاحی که ما به آن معتقد بوديم اين بود که هم از حيث معاش و هم از حيث اخلاق مردم مؤثر باشد و اين اصلاح ملی شدن نفت بود که ما بوسيله آن هم فقر و بدبختی را از مملکت برکنار می کنيم و هم دست شرکت نفت را از مملکت کوتاه مینمائيم. نظر موافق مجلسين درمورد ملی شدن نفت سبب شد نقشه هايی برای عدم پيشرفت موضوع کشيده شود و به همين لحاظ من در يکی از جلسات مجلس شورای ملی اعلام خطر کردم وبعد هم در کميسيون نفت گزارش اجرای طرح ملی شدن نفت گذشت و آنهايی که ميخواستند اين امر انجام نشود نقشه ديگری کشيدند وهمانروز که اين گزارش تصويب شد آقای علاء شب به منزل من آمدند و درباره گزارش با من صحبت کردند و من به ايشان عرض کردم که گزارش اجرای ملی شدن نفت از کميسيون نفت گذشته است.

ايشان يک نسخه از گزارش را گرفتند و در آن موقع به هيچوجه خيال استعفا نداشتند و غرضشان فقط مطالعه گزارش بود ولی بعدکه آن نقشه ميخواست اجرا شود دولت آقای علاء استعفا داد و قرار بود که دولتی تشکيل شود که کار ها را فلج کند و آن نقشه را اجرا ننمايد.

بنابراين در آن موقعی که در جلسه خصوصی مرا بعضی از اشخاص کانديدای نخست وزيری کردند من ديدم اگر قبول نکنم دولتی تشکيل ميشود که تمام فداکاری های ملت ايران را عقيم خواهد گذاشت و شايد مجلس شورای ملی را منحل کند و يا اينکه لااقل در مرحله اجرا به راه راست نرود. اين بود که من با وجود کسالت مزاج خدمت را قبول کردم و بعد هم کوشش کردم که آن گزارش در عرض سه روز از مجلسين گذشت و اعليحضرت همايونی هم با نظريات صادقانه ای که به مملکت دارند تا قانون را ديدند توشيح فرمودند.

حالا ما قانونی داريم که بايد آنرا عملی کنيم و اگر بخواهيم در محيط متشنجی وارد کار شويم به هدف نميرسيم. ما اکنون به اتفاق احتياج داريم. من عرض می کنم اگر به اين هدف برسيم تمام بدبختی های مملکت ازبين رفته است. مسلماً بايدزندگی معلمين خودراتأمين کنيم تا بتوانند فرزندان ما را درست تربيت کنند. ما بايد زندگانی ارتشی های خود را تأمين کنيم تا بتوانند به نفع مملکت خود جنگ نمايند.

۱۸ ارديبهشت ۱۳۳۰
امروز مجلس سنا با اکثريت ۴۸ نفر از ۵۰ نفر سناتور حاضر، به برنامه پيشنهادی دولت رأی موافق داد.

آقای مکی نماينده تهران طی نطق مفصلی در جلسه علنی مجلس شورای ملی اظهار ميدارد:

امروز تمام ملل آزاد جهان ديدند که سياسيون امريکا و وزارت خارجه و دولت امريکا برخلاف آنچه که تاکنون مدعی بودند در امور داخلی ايران که کشوری آزاد و مستقل است، مداخله مينمايند.

ما انتظار داشتيم که بعداز هشت ماه دخالت در حکومت رزم آرا دولت امريکا لااقل از تجربيات تلخ خود عبرت گرفته و ديگر به کمک شرکت غاصب نفت به جنگ ملت ايران نميآمد، ولی متأسفانه چنين نشد و دولت امريکا به کمک شرکت غاصب نفت شتافت. از اينکه امريکا اعلاميه بدهد يا ندهد برای ما کمترين ارزشی را ندارد ، برای اينکه ملت ايران و مجلسين ايران که قانون ملی شدن نفت را به تصويب رسانيدند که ضامن اين تصويب هيجده ميليون نفر ملت ايران است. امريکا و انگليس با اين مانور ها ميخواهند ما را در آغوش شوروی بياندازند. وقتی ملت ايران راه را از هر طرف مسدود ديد آن وقت است که زمينه برای کمونيسم آماده ميشود.

آقای نخست وزير فعلی در يکی از جلسات مجلس شورای ملی قبل ازملی شدن نفت چنين اظهار نمودند«ای کاش نمايندگانی از مجلس شورای ملی انگلستان به ايران ميآمدند و بچشم خود ميديدند که شرکت نفت بروز مردم اين مملکت چه ميآورد و چگونه برخلاف حق و انصاف و عدالت عايدات گزاف سرشار ميبرد و حق مملکت را غصب کرده است.»

رفتار و عمليات شرکت سابق نفت طوری مردم ايران را خشمگين و عصبانی ساخته بودکه اراده واقعی ملت ايران به خاتمه دادن به آن اوضاع و ملی شدن صنعت نفت قرار گرفت و اکنون که قانون مزبور از تصويب مجلسين گذشته است، دولت غير ازاجرای آن تکليفی ندارد و اندک تعلل و مسامحه در اجرای آن خشم و غضب ملت ايران را جلب ميکند. بنابراين انتظار اين است که ملت بزرگ و آزاديخواه امريکا بطوری که در پاره ای از موارد از لحاظ طرفداری از حق و عدالت کمک های معنوی به اجرای مقاصد حقه ايران نموده اند در اين مورد نيز مانند سابق روش بی طرفانه و دوستانه خود را از دست ندهد.

۱۸ خرداد ۱۳۳۰
آقايان دکتر متين دفتری، مکی، و اردلان نمايندگان هيأت خلع يد از شرکت نفت در ميان استقبال بی نظير اهالی اهواز با هواپيما وارد فرودگاه اهوازشدند و قرار است به سوی آبادان حرکت نمايند. شرکت نفت نام چهار نفراز نمايندگان خود را که قرار است در مذاکرات مربوط به نفت در تهران شرکت نمايند به دولت ايران اطلاع داده است. رياست اين گروه با آقای جاکسون معاون شرکت نفت ميباشد.

ترومن رئيس جمهور امريکا در مصاحبه مطبوعاتی خود اظهار داشت اميدوار هستم «دولت های ايران و انگليس بتوانند در موضوع نفت به يک وحدت نظر دوستانه ای نايل گردند و اين مسأله را که مورد توجه خاص دولت های غربی است و با ادامه جريان صنايع و اقتصاد کشور های اروپايی ارتباط مستقيم و محسوس دارد بطور مودت آميزی حل گردد.»

زمزمه های مخالفت با دولت در بحبوحه خلع يد
آقای عبدالغديرآزاد در مجلس شورای ملی اظهار داشت آقايان ميدانند که من عضو جبهه ملی و فراکسيون وطن بودم و مدتی با آقای دکتر مصدق همکاری ميکردم. روزی که آقای دکتر مصدق کابينه خود را معرفی کردمن به ايشان رأی ندادم و بعدازفراکسيون وطن نيز استعفا کردم.

در پروژه ای که برای ملی کردن صنعت نفت نوشته شده ماده اول ميگويد هيأتی مرکب از چهار نفر نمايندگان مجلس سنا ، چهار نفر از نمايندگان مجلس شورای ملی و وزرای ماليه ، دادگستری ، اقتصاد ملی و مدير کل بانک ايران به نام هيأت تصفيه اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت تشکيل ميشود.

خيلی مضحک است که تمامی رفقای جبهه ملی و آقای دکتر مصدق مکرر در اينجا اظهار داشتندکه ميخواهيم قراردادنفت جنوب را ملغی و صنعت نفت را ملی کنيم که دست انگليس ها از دامن ملت کوتاه شود. آنها مکرر در پشت همين تريبون گفتند که ضررسياسی شرکت نفت بيشتر از ضرر مالی است. دولت حق ندارد که نمايندگان دولت انگليس را بپذيرد. من حدس ميزنم ميخواهند مؤسسات نفت را روی کاغذ به ما تحويل بدهند. سه نفرکجا ميتوانند تأسيسات شرکت نفت را تصرف کنند.

۲۲ خرداد۱۳۳۰
پيام دکتر مصدق به کارکنان شرکت ملی نفت ايران
در اين موقع که بحمدالله صنعت نفت ملی شده و نتيجه کار کارکنان شرکت سابق نفت مستقيما عايد مملکت ميشود مناسب ديدم آن برادران عزيز را مطمئن کنم که از وجود آنها استفاده کامل به عمل خواهد آمد و دولت هم در فراهم نمودن اسباب ترقی مادی و معنوی انها از هيچ چيز دريغ نخواهد نمود.

انتظار ملت و دولت از آنها اين است که به دست توانای آنها صنعت نفت روز بروز ترقی کند، و بدين وسيله مملکت از نتيجه زحمات آنها بهره مند شود و برای مصرف کنندگان نفت به هيچوجه نگرانی پيش نيايد. دکتر محمد مصدق

امروز پرچم ايران بعد از ۵۰ سال برفراز ساختمان شرکت سابق نفت انگليس وايران درخرمشهر به اهتزاز درآمد. هيأت مديره موقت شرکت ملی نفت ايران از رئيس شرکت سابق نفت رسماً خواسته است تأسيسات پالايشگاه نفت آبادان را در اختيار نمايندگان هيأت موقت قرار دهد.

دريک رئيس شرکت نفت در روزنامه اخبار روز اعلام داشت که شرکت حاضر نيست ناظر مداخله شما درامور مؤسسات خود باشد واو دراين مورد منتظر دريافت دستور از لندن ميباشد.

طرح چهار ماده تشکيل هيأت مديره موقت و وظايف آنها
اول – هيأت مديره موقت مرکب از آقايان مهندس بازرگان ، دکتر علی آبادی ، مهندس بيات به مجرد ابلاغ از طرف دولت به خوزستان حرکت مينمايند که طبق مواد شش گانه راجع به اجرای ماده ۲ قانون مصوب ۲۹ ارديبهشت ۱۳۳۰ با نظارت هيأت مختلط عمل نمايند.

دوم – درحکم مأموريت هيأت نامبرده که به امضای جناب آقای نخست وزير صادر ميگردد تصريح خواهد شدکه مؤسسات تابع شرکت سابق نفت بايد ازاين تاريخ کليه دستورالعمل های هيأت موقت را اجرا نمايند وحکم مزبور و همچنين حکم عزيمت هيأت نامبرده منتشرخواهد شد.

سوم – درموضوع حقوق و عوارض گمرکی هيأت مديره موقت نظر خود را به اطلاع دولت ميرساند تا دستور مقتضی صادر گردد.

چهارم – هيأت مديره موقت بايد ترتيبی فراهم نمايد که درتوزيع داخله خللی وارد نيايد.

پيام دکتر مصدق به ملت ايران
هموطنان عزيز، درود فراوان و سلام صميمانه خود را برای شما ميفرستم.
بخوبی ميدانيد که در تاريخ حيات ملت ها ندرتاً روزهای درخشان و پر مسؤليت و افتخار و موفقيت پيدا ميشود. ايام عادی و گذران برای همه ملل يکسان است ولی آن ملتی که خوب و شرافتمندانه وظيفه اش را در برابر وطن ، پرچم و تاريخ مملکت ادا کند بيشتر از ديگران قدرت اخلاقی و عظمت روحی از خود نشان داده است.

امروز يکی از آن ايامی است که شما هموطنان ميتوانيد صفحه جديد

و مقدسی در حيات اجتماعی و اقتصادی خود باز کنيد و پس از پنجاه سال که از استقلال و آزادی سياسی ما نامی بيش باقی نمانده بود دوره نوينی را در برابر نژاد معاصر و نسل آينده بوجود بياوريد. رشد و نبوغ سياسی شما ميتواند امروز را مبدأ تحول آينده قرار دهد يا خدای ناکرده موجب سر شکستگی و خجلت و انفعال بشود. پيمودن اين راه اکنون در اختيار عزم و اراده و همت شما است. من ترديد ندارم که شما هموطنان عزيزآن طريقی را انتخاب خواهيد کرد که با شرافت ايرانيت و با غرور ملی و احساسات وطنی مطابقت دارد. بايد يک بار ديگر به دنيايی که چشم دقت به سوی ما دوخته است نشان بدهيم که ما لياقت حفظ مواريث گرانبها و پر عظمت نياکان خود را داريم و ميخواهيم کاملا آزاد و فارغ از تحريکات و دسايس اين و آن زندگانی قرين عزت و احترام و سربلندی را دز پيش گيريم.

آوازه همت و عزم خلل ناپذير شما در گسستن زنجير های استعمار اقتصادی بگوش جهانيان رسيده وخواهد رسيد و همه خواهند دانست که روح ايرانی ار ورای تاريخ کهن چندين هزارساله اش ازنو درخشيدن گرفته و روزهای زبونی و ضعف و ناتوانی خويش را اينک پشت سر گذارده است. هيچ چيز جز اراده آهنين شما نميتوانست اين زنجير های جانفرسا و گران را از ميان بردارد. تقويت و احساسات صميمانه هموطنان غزيزم کار نفت را بدانجا کشانيد که قوه قانون گذاری مملکت به متابعت از افکار عمومی ملی شدن صنعت نفت و قانون اجرايی آن را باتفاق آراء تصويب کرد و آن قانون به توشيح اعليحضرت همايون شاهنشاهی رسيد و مأموريت انجام اين امر خطير به من محول گرديد.

قبول اين مسؤليت برای کسی که به ضعف مزاج مبتلا است و عمر خود را در بستر ميگذراند جز تبعيت از اراده ملت چيز ديگر نبود. من افتخار خدمت گزاری مردم را بالاترين و پر قيمت ترين افتخارات حيات خود محسوب داشته و ميدارم و به غير از اطاعت و امتثال فرمان هموطنان چاره ديگر ندارم. از روز اول زمامداری تمام سعی و مجاهدت اينجانب به حل مسالمت آميز قضيه نفت معطوف گرديد و در تمام مکاتبات و مذاکرات با نمايندگان و وابستگان کمپانی سابق مکرر تذکر دادم که اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت برای اين است که ملت ايران از يک طرف بند های سياسی را از گردن خود بردارد و از طرف ديگر به فقر و بدبختی غلبه کند. آنجه توانستيم تسهيلات فراهم آورديم و طريق حل مشکلات را پيش بينی کرديم و دست خريداران سابق نفت را برای خريدآن بازگذاشتيم و موافقت کرديم آنان همچنان گردش چرخ صنايع مملکت خويش را با نفت خوزستان تأمين کنند ولی ناچار بوديم قانون را اجرا کنيم.

شرکت سابق در جواب اخطار خلع يد که ازطرف دولت ايران به او ابلاغ شد اظهار داشت که پيشنهاد هايی در زمينه قانون ملی شدن نفت دارد و نمايندگان خود را برای بيان مطلب به تهران اعزام ميدارد. دولت شاهنشاهی با حسن نيت کامل ورود آن هيأت و حتی تمديدی را که خواسته بودند پذيرفت ولی ديشب پس ازآنکه پرده از روی پيشنهادات آنها برداشته شد معلوم گرديد که زبان ما را نخواسته اند بفهمند. من مکرر چه در مجلس و چه در يادداشت ها و بيانيه ها و مصاحبه ها اعلام کرده بودم که به هيچوجه در اجرای قانونی که مظهر آرزو و اراده ملت ايران است نميتوانم قصور و مسامحه بکار برم.

گويا نمايندگان شرکت اين حقيقت را نديده گرفته اند و راه ادامه مذاکرات را برما بستند. بنابراين برای اينکه اجرای قانون ادامه پيدا کند ووقفه وتأخيری درکار روی ندهد صبح امروزبا تصويب کميسيون مختلط نفت و هيأت دولت تصميمات لازمه اتخاذ شد و دستور دادم عمليات اجرايی ادامه داده شود.

اکنون به شما هموطنان عزيز که در تهران و ولايات پراکنده ايد اين پيام مخلصانه و صميمانه را ميفرستم و از تقويت و حمايتی که در همه حال از دولت برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت نموده و مينمائيد قبلا تشکر ميکنم و تمنا دارم با آرامش و دور انديشی بيشتری که شأن و شايسته ملت تاريخی ايران است مراقب اوضاع باشيد و صف آهنين وحدت و يگانگی خود را حفظ کنيد و نگداريد عوامل و ايادی حريف کهنه کار بر قدرت روحی و نيروی ايمان شما هجوم آورد.

شرکت سابق نفت ميخواست بدون توحه به حق مسلم حاکميت ملی و قانون مصوب مجلسين ما را با دادن چند ميليون ليره علی الحساب گرم مذاکرات دور و دراز نگهدارد غافل از اينکه من اطمينان دارم فرد فرد شما باديه و کاسه ای را که در خانه داريد حاضريد همه را در راه نجات وطن در اختيار حکومت خدمتگذار خود بگداريد و گليم زير پای خويش را در گذر ها به فروش برسانيد.

در پايان اين پيام حاجت به تذکر نيست که هوشمندی و شرافت کارمندان و کارگران ايرانی مخصوصاً در منطقه نفت خيز در پيشرفت و انجام اين منظور ملی تاکنون بی نهايت مؤثر بوده و يقين دارم اين متانت و خونسردی قابل تحسين تا پايان کار کاملا حفظ خواهد شد و ما را هر روز به مقصد نهايی نزديکتر خواهد ساخت. عرايض خود را با درود قلبی به شما و با اتکاء به حول قوه الهی و باميد موفقيت ملت لايق و رشيد ايران پايان ميدهم.

۱ تير ۱۳۳۰
شکايت انگليس به ديوان داوری لاهه
دولت انگليس از دادگاه بين المللی لاهه درخواست کرده قبل از اينکه دادگاه به ماهيت دعوی ايران وانگليس رسيدگی نمايدبرای جلو گيری ازهرگونه خسارت به مؤسسات آبادان موقتاًاقدامات تأمينی در مناطق نفت خيز آبادان به عمل آورد. دولت انگليس همچنين در تقاضای خود به ديوان دادگستری بين المللی خاطر نشان ساخته است که اگر اشخاص بی تجربه بخواهند تأسيسات و دستگاه های آبادان را مورد استفاده قرار دهند ممکن است خطرات جانی و مالی فوق العاده زيادی دربر داشته باشد. وبرای مازادآن مقاديردر صورت تساوی شرايط حق تقدم خواهند داشت لازم بود از شرکت سابق نفت تحقيقات بعمل آورد. به علاوه چون سعی دولت و هيأت مختلط در اين بود که اجرای قوانين نفت وعمل خلع يد را حتی پيش از پاسخ شرکت نفت اجرا نمايد، اين عمل انجام گرديد.

۶ تير ۱۳۳۰
امروز خلع يد بطور کامل اجرا شد
با توجه به اينکه دريک رئيس شرکت سابق نفت در مناطق نفتخيز به ضرب العجل هيأت مديره موقت درمورد انجام مسؤليت فعلی خود زير نظرهيأت مديره موقت پاسخی نداده است امروزآقای مهندس بازرگان به جای دريک در اطاق کار او قرار گرفت و به اين ترتيب تمام عمليات پالايشگاه و بهره برداری از چاه های نفت زير نظر شرکت ملی نفت ايران قرار گرفته، عمليات اجرائی خلع يد به پايان رسيده است. با عزيمت دريک به کويت و استعفای دو نفر از معاونين او تقريبا اکثريت کارکنان انگليسی از آبادان و مناطق نفتخيز خوزستان و منطقه غرب از ايران خارج شده اند.

کشتیهای نفتکش که برای بارگيری نفت عازم آبادان بودند به علت درخواست دولت ايران که نفتکش ها بايد رسيد های نفت تحويلی را امضاء نمايند در خارج از شط العرب متوقف شده اند. علاوه بر ناو جنگی موريشس که در ۲۰۰ متری آبادان لنگر انداخته، امروز نيزرزمناو
ديگری در بصره قرار گرفته است و کشتی ۴۵۰۰ تنی مسينا که مخصوص حمل تانک است به آب های شط العرب رسيده است. معهذا امروز سفير انگليس در تهران در مصاحبه ای اظهار داشد که ورود رزمناو و ناوشکن های انگليسی به آب های مجاور ايران تهديد به حکومت ايران محسوب نميشود.

پاسخ دولت ايران به ديوان دادگستری لاهه و رد عرضحال دولت انگليس

دادگاه دادگستری بين المللی لاهه
دادگاه دادگستری بين المللی لاهه امروز برای رسيدگی به عرضحال دولت انگليس تشکيل گرديد. هيأت نمايندگی انگلستان شامل دادستان کل انگليس و شش نفر از کارشناسان شرکت نفت انگليس و ايران ميباشند. اين دادگاه بايد به درخواست دولت انگليس مبنی بر تأخير اجرای عمل خلع يد دولت ايران تصميم اتخاذ نمايد.

دولت ايران چون صلاحيت دادگاه را در مورد اتخاذ تصميم در موضوع ملی شدن صنعت نفت قبول ندارد از فرستادن نماينده جهت شرکت در جلسات دادگاه خودداری کرده است ولی امروز آقايان دکتر شايگان و معاونين حقوقی وزارت امور خارجه آقايان حسن صابر و اصغر زاده پارسا توضيحات کتبی دولت ايران را به لاهه ميبرند که به دادگاه تسليم نمايند.

۱۳ تير ۱۳۳۰
متن رأی ديوان دادگستری لاهه
تاريخ ۵ ژوئيه ۱۹۵۱
دادگاه با شرکت ۱۲ قاضی برای بررسی به شکايت دولت انگلستان تشکيل گرديد و با توجه به مواد ۴۱ و ۴۸ اساسنامه ديوان و نطر به ماده ۶۱ آئين نامه ديوان در دعوائی که به موجب عرضحال مورخ ۲۶ می از طرف دولت بريتانيای کبير و ايرلند شمالی برعليه دولت ايران در قضيه شرکت نفت ايران و انگليس در حضور ديوان افتتاح يافته قرار زير را صادر مينمايد :

نظر به درخواست ۲۲ ژوئن ۱۹۵۱ که در همانروز به دفتر ديوان تسليم و ثبت شده و به موجب آن دولت انگليس با اشاره به ماده ۴۱ اساسنامه و ماده ۶۱ آئين نامه و عطف به عرضحال مورخ ۲۶ می که به موجب آن حق تقاضای اقدامات تأمينی را برای خود محفوظ داشته از ديوان درخواست نموده که در انتظار صدور رأی قطعی ديوان در قضيه شرکت نفت ايران و انگليس مقرر دارد که :

الف – دولت شاهنشاهی ايران بايد به شرکت نفت ايران و انگليس محدود و کارکنان و مأمورين آن اجازه دهد که نفت را جستجو و استخراج و حمل و تصفيه نمايند و بهر طريق ديگر مورد عمل قرار دهند و آنرا برای تجارت آماده کنند و نفت استخراجی را بفروشند و يا صادر کنند. بطوری که بهره برداری را که شرکت قبل از اول ماه می ۱۹۵۱ می نمود ادامه دهد و دولت شاهنشاهی ايران و کارمندان يا مأمورين آن يا هر هيأت و کميسيون يا کميته يا دستگاه های ديگر که از طرف دولت نامبرده تعيين شده باشد بايد از هرگونه مداخله که منظور آن ممانعت يا به مخاطره انداختن عمليات شرکت باشد خودداری نمايد.

ب – دولت شاهنشاهی ايران نبايد به وسيله هيچگونه اقدام اجرائی يا قانون گذاری يا از طريق قضائی از اجرای عمليات فوق يا ادامه اجرای آن به توسط شرکت نفت ايران و انگليس جلوگيری و ممانعت نمايد يا سعی در جلوگيری و ممانعت از آن کند.

ج – دولت شاهنشاهی ايران نبايد به وسيله هيچگونه اقدام اجرائی يا قانون گذاری يا از طريق قضائی هيچيک از اموال شرکت نفت ايران و انگليس را توقيف و يا ضبط نمايد يا سعی در توقيف و ضبط آن کند و به هيچوجه به اين قبيل اموال به انضمام اموالی که دولت شاهنشاهی ايران تاکنون ملی کرده يا به نحو ديگری خلع يد نموده لطمه وارد آورد.

د – دولت شاهنشاهی ايران نبايد به وسيله هيچگونه اقدام اجرائی يا قانون گذاری يا از طريق قضائی وجوه تحصيلی شرکت نفت ايران و انگليس يا وجوهی که در تصرف يا تحت نظر شرکت نفت انگليس و ايران است به انضمام وجوهی که دولت شاهنشاهی ايران ملی کرده است يا به نحو ديگری خلع يد کرده توقيف يا ضبط نمايديا سعی در توقيف يا ضبط آن کند.

ه – دولت شاهنشاهی ايران نبايد به هيچگونه اقدام اجرائی يا قانون گداری يا از طريق قضائی به شرکت نفت ايران و انگليس دستور دهد که وجوه مذکور در بند ( د ) فوق مورد استفاده قرار گيرد يا سعی در صدور چنين دستوری کند مگر آنکه استفاده از اين وجوه برطبق مفاد قرار داد ۱۹۳۳ يا بر طبق هر اقدام ديگری که از طرف ديوان معلوم ميشود باشد.

و – دولت شاهنشاهی ايران بايد ترتيبی دهد که هيچ اقدامی به عمل نيايد که به حقوق دولت انگلستان در اجرای رايی که ديوان در ماهيت امر بر له او صادر ميکند اصرار کند.

ز – دولت شاهنشاهی ايران و دولت انگليس بايد ترتيبی دهند که هيچ اقدامی به عمل نيايد که اختلاف مرجوعه به ديوان تشديد يا توسعه يابد من الجمله دولت شاهنشاهی ايران بايد ازهرگونه تبليغات به منظور تهييج افکار عمومی ايرانيان برعليه شرکت نفت انگليس و ايران و دولت انگلستان خودداری کند.

نظر به اينکه روز تسليم درخواست تعيين اقدامات تأمينی ، متن درخواست مزبور به دولت ايران ارسال شده و نيز در همان روز استنتاجات مذکور در آن بوسيله تلگراف به دولت نامبرده مخابره شد.

نظر به اينکه دفتر ديوان عطف به بند ۲ از ماده ۴۱ اساسنامه درخواست مذکور را به دبير کل ملل متحد ابلاغ کرده و برطبق بند ۳ از ماده ۴۰ اساسنامه درخواست مزبور توسط دبير کل به اعضای ملل متحد و ساير دولی که در مقابل ديوان اجازه اقامه دعوا دارند ابلاغ شده است. نظر به پيامی که رئيس ديوان تلگرافا در تاريخ ۲۳ ژوئن به نخست وزيرو وزير امورخارجه ايران به مضمون زيرفرستاده شده است:

«چون ديوان بايد برای رسيدگی به درخواست تعيين اقدامات تأمينی که در تاريخ ۲۲ ژوئن توسط نماينده دولت انگليس تسليم شده تشکيل گردد لذا اينجانب برطبق ماده ۶۱ آئين نامه موظف هستم اقداماتی را که لازم بدانم به عمل آورم تا ديوان بتواند به طرز مفيدی اظهار نظر نمايد. برای اين منظور محترما به آن جنابان پيشنهاد ميکنم که دولت شاهنشاهی ايران به دواير خود دستور دهد که از هرگونه اقداماتی که ممکن است اجرای رأی دادگاه را غير ممکن سازد خودداری نمايد و مراقبت کند که از تشديد اختلاف مرجوع به ديوان جلوگيری شود.

اقداماتی که دولت شاهنشاهی ايران برای اين منظور مقرر خواهد داشت با نظرياتی که دولت نامبرده خواه در رسيدگی نسبت به درخواست اقدامات تأمينی که هر يک از طرفين حق اظهار نظر در جلسه ۳۰ ژوئن را خواهند داشت و خواه بعداً نسبت به عرضحال مورخ ۲۶ می انگلستان مقتضی بداند به دفتر ديوان برساند منافات نخواهد داشت.»

نظر به پاسخ پيام مزبور که در تاريخ ۲۹ ژوئن تلگرافی به سفارت ايران در لاهه مخابره شده و همان روز توسط وزير مختار ايران در لاهه به رئيس ديوان تسليم گرديد و به ثبت رسيده و به نماينده دولت انگليس ابلاغ شده.

نظربه متن قطعی پيام مزبورکه مرکب از پيامی به امضای ب. کاظمی وزير امور خارجه ايران به انضمام شرحی متضمن سه پيوست است و متن مزبور در تاريخ ۳۰ ژوئن توسط وزير مختار ايران به رئيس ديوان تسليم شده و آن نيز به نماينده انگليس ابلاغ گرديده. و نظر به اينکه پاسخ مزبور اشعار ميدارد:

«بنا برملاحظات فوق دولت ايران اميدوار است که ديوان نظريه نقد اختيار قضائی مدعی وباتوجه باينکه اجرای حقوق حاکميت قابل رجوع به ديوان نيست اعلام نمايد که موضوع از صلاحيت اوخارج است، در اين شرايط درخواست تعيين اقدامات تأمينی باالطبع مردود است».

نظر به اينکه روز ۲۳ ژوئن يعنی روز بعد از تسليم درخواست تعيين اقدامات تأمينی دولت انگليس به وسيله نماينده ای که در اين قضيه تعيين کرده و به دولت ايران به وسيله وزير امور خارجه آن اطلاع داده شده که ديوان جلسه خود را روز ۳۰ ژوئن تشکيل خواهد داد تا طرفين بتوانند ملاحظات خود را درباره درخواست اظهار نمايند.

نظر به اينکه در موقع شروع جلسه ای که بدين طريق تعيين شده بود رئيس ديوان مشاهده نمود که نماينده دولت انگليس سر اريک بکت و مشاور حقوقی وزارتخارجه انگليس و جناب سر فرانک ساسکيس دادستان کل و آقای لوئی پاکت استاد حقوق بين الملل دانشگاه کمبريج و آقای ا. ک. راتنی از اداره شرقی وزارت امور خارجه و آقايان فيشر و جانسن مشاورين در ديوان حضور دارند.

نظر به اينکه دولت ايران به اين جلسه نماينده نفرستاده بيانات سر فرانک ساسکيس را درباب ملاحظاتی که به نام دولت انگليس راجع به درخواست تعيين اقدامات تأمينی ابراز نمود استماع کرد.

نظرباينکه استنتاجات درخواست دولت انگليس که در بالا ذکر گرديد در جلسه تأييد گرديد.

نظر به اينکه دولت ايران در پيام ۲۹ ژوئن ۱۹۵۱ خود اظهار داشته که درخواست دولت انگليس مبنی براقدامات تأمينی را رد مينمايد و علل عمده آنرا عدم صلاحيت دولت انگليس در مراجعه به ديوان در قضيه اختلاف حاصله بين دولت ايران و شرکت نفت انگليس و ايران و همچنين کيفيت اين اختلاف که مربوط به اجرای حقوق حاکميت ايران و منحصراً در صلاحيت ملی اين دولت است ذکر نموده و به اين دليل رسيدگی به آن را به علت نوع اختلاف از اصول حق اختلاف مشروحه در منشور خارج ميداند.

نظر باينکه از عرضحال تقاضای رسيدگی دولت انگليس مستفاد می گرددکه دولت نامبرده دراين قضيه برای يک شرکت انگليسی تقاضای تقاضای احقاق حق مينمايد و چون به عنوان حمايت سياسی اقدام ميکند.

نظر به اينکه شکايت مندرجه در عرضحال عبارت از ادعای نقض حقوق بين المللی است که با نقض قرارداد امتياز مورخ ۲۹ آوريل ۱۹۳۳ ايجاد گرديده و همچنين عبارت از استنکاف دادرسی است که به عقيده دولت انگليس ناشی از امتناع دولت ايران از قبول داوری مذکور در اين قرارداد ميباشد وبنابراين نميتوان (پرريو موتو) قبول کرد که درخواستی مبنی برچنين شکايتی باشد بکلی از حيطه قضاوت بين المللی خارج است.

نظر به اينکه ملاحظات فوق کافی است که به ديوان از نظر حقوقی اجازه دهد که درخواست تعيين اقدامات تأمينی را رسيدگی کند.

نظر به اينکه تعيين اين قبيل اقدامات به هيچوجه در صلاحيت ديوان از جهت رسيدگی به ماهيت امر لطمه وارد نميکند و حق مدعی عليه را از حيث اقامه وسايل خود به منظور رد صلاحيت محرز نگاه ميدارد.

نظر به اينکه منظور از اقدامات تأمينی مذکوره در اساسنامه عبارت است ار حفظ حقوق هر يک از طرفين تا زمان صدور رأی ديوان است و از فرمول کلی که در ماده ۴۱ اساسنامه استعمال شده و از حقی که بند ۶ از ماده ۶۱ اين آئين نامه برای ديوان قاعل گرديده که رأساً اقدامات تأمينی را تعيين نمايد چنين نتيجه گرفته ميشود که ديوان بايد با اين قبيل وسائل در حفظ حقوقی که حکم صادره ديوان بعداً خواه برای مدعی و خواه برای مدعی عليه بشناسد اقدام کند.

نظر به اينکه اوضاع فعلی تعيين اقدامات تأمينی را موجه ميسازد بنابراين جهات ديوان درانتظار رأی قطعی دردعوايی که دولت بريتانيای کبير و ايرلند شمالی بر عليه دولت شاهنشاهی ايران تسليم نموده اقدامات موقتی ذيل را که بر اساس رعايت متقابل بايستی اجرا شود تعيين مينمايد که بر اساس احترام متقابل اجرا شود :

اول – دولت ايران و دولت انگلستان بايستی هريک مراقبت نمايند که از هرگونه عمل زيان آور نسبت به حقوق طرف ديگر در اجرای رأيی که ديوان ممکن است در ماهيت امر صادر نمايد جلوگيری کند.

دوم – دولت ايران ودولت انگلستان هرکدام مراقبت نمايندکه از هرگونه عملی از هرقبيل که ممکن است اختلاف مرجوع به ديوان را تشديد يا توسعه دهد جلوگيری کند.

سوم – دولت ايران و دولت انگليس هرکدام مراقبت نمايند که هيچ گونه اقدامی ازهر قبيل به منظور ممانعت ازادامه بهره برداری صنعتی و بازرگانی شرکت نفت انگليس و ايران به نحوی که شرکت نامبرده قبل از اول می ۱۹۵۱ ميکرده اجرا نشود.

چهار – بهره برداری شرکت در ايران تحت رياست اعضای مديره آن به شکلی که قبل از اول می ۱۹۵۱ موجود بود با قيد تغييراتی که ممکن است با موافقت کميسيون نظارت مذکور در بند ۵ بعمل آيد ادامه يابد.

پنج – برای تأمين اجرای مقررات فوق که بهر حال اعتبار خود را حفظ مينمايد با توافق دولت ايران و دولت انگليس کميسيون نظارت مرکب از دوعضو به تعيين هر يک از دول فوق و يک عضو پنجم تبعه يک دولت ثالث که با توافق دول مزبور يا درصورت عدم توافق بنا به تقاضای مشترک طرفين توسط رئيس ديوان تعيين ميشود تشکيل گردد. وظيفه کميسيون اين خواهد بودکه مراقبت نمايد بهره برداری شرکت مطابق آنچه قبلا بوده است ادامه يابد. منجمله وظيفه دار خواهد بود که درآمد ها و هزينه ها را رسيدگی کند و مراقبت نمايد که وجوه حاصله از درآمد های دريافتی که اضافه بر هزينه های ضروری جريان عادی بهره برداری و ساير عوارض عادی متعلق به شرکت نفت انگليس و ايران باشد به مؤسسات بانکی که کميسيون مزبور انتخاب خواهد نمود پرداخت شود و مؤسسات بانکی مزبور تعهد نمايند که آن وجوه را جزبرطبق نتايجی که خواه ازتصميمات ديوان و خواه از موافقت طرفين حاصل شود به مصرف نرسانند.

در کاخ صلح لاهه به تاريخ پنجم ژوئيه به انگليسی و فرانسه (متن انگليسی معتبر است) در چهارنسخه تنظيم شدکه يک نسخه آن به بايگانی ديوان و نسخ ديگر به دولت شاهنشاهی ايران و دولت بريتانيای کبير و ايرلند شمالی و دبير کل ملل متحد برای ارسال به شورای امنيت تسليم حواهد شد.
امضای رئيس ديوان و رئيس دفتر

دکتر مصدق در شورای امنيت
جناب آقای رئيس، اعضای محترم شورای امنيت ، پيش از آغاز سخن لازم می دانم از فرصتی که در اين جلسه به من می دهيد تا پاسخ دولت ايران را به شکايت بدون اساس دولت بريتانيای کبير، به اطلاع آن جنابان برسانم سپاسگزاری کنم. بعقيده دولت ايران و بر اساس دلايلی که متعاقباً به اطلاع خواهم رساند. شورای امنيت سازمان ملل متحد صلاحيت رسيدگی به اين شکايت را ندارد. ولی بايد اذعان دارم که اين شورا مجمع معتبری است که مسؤليت حفظ صلح و امنيت جهان را بعهده دارد، اين مکان مطمئن ترين پناهگاه برای کشور های ضعيف و زير سلطه می باشد و آخرين مدافع حقوق آنها است.
من با ضعف مزاج سفردرازی راطی کرده ام تا دراين مکان بيان کننده احترامات کشورخود باين مجمع محترم باشم. شورای امنيت سازمان ملل متحد با اين اعتقاد تأسيس شده است که کشور های بزرگ و کوچک در کنار يکديگر نشسته تا با همکاری يکديگر بتوانند بر پايه اصولی که سازمان ملل متحد بر اساس آن ها به وجود آمده است از صلح جهان نگهبانی نمايند. اما اگر ابر قدرت ها نخواهند از اصولی که اين سازمان برپايه آن اصول بنا شده پيروی کنند. شورای امنيت قادر نخواهد بود به عنوان پناهگاه کشور های کوچک قلمداد گردد. علاوه بر اين اگر کشوری بخواهد مسأله ای را در شورای امنيت مطرح کند که خارج از صلاحيت شورا باشد ولی شورا به علل سياسی تصميمی درباره آن مسأله اتخاذ کند که اطلاع درست و کاملی از آن نداشته باشد در آن صورت شورا وسيله ای خواهد شد برای دخالت در امور داخلی کشور های ديگر. درنتيجه شورا اعتماد کشور های جهان را ازدست ميدهد و از انجام وظيفه خود که حفظ صلح و امنيت جهان می باشد عاجز می ماند.
جنگ دوم جهانی نقشه جهان را تغييرداده است درهمسايگی کشور من صد ها ميليون نفر آسيائی بعد از قرن ها مستعمره بودن و استثمار شدن، استقلال و آزادی خود را به دست آورده اند. اين باعث خوشحالی است که می بينيم قدرت های اروپايی به حقوق قانونی مردم هند، پاکستان و اندونزی و ملت هايی که در اشتياق به دست آوردن حق ورود به خانواده ملت های آزاد دارای حقوق کامل و برابر هستند احترام میگذارند. اين امر سبب دلگرمی است که می بينيم سازمان ملل متحد برای به ثمر رسانيدن اين آرزو ها از هيچ کمکی دريغ نميکند. ايران درحال حاضر اين حق را ازشورای امنيت درخواست میکند. انتظار اين است که اين دادگاه عالی بين المللی و قدرت های بزرگ و صلح دوست جهان به ما کمک کنند تا استقلال اقتصادی خود را برای رسيدن به ترقيات اجتماعی بدست آوريم تا بتوانيم استقلال سياسی خود را نيز تأمين کنيم. ميهن ما با وسعتی برابر ۱۶۰۰۰۰۰۰ کيلو متر مربع دارای فقط ۱۸۰۰۰۰۰۰ جمعيت می باشد که قربانيان موانع و مشکلات بی شمار طبيعی هستند. هم ميهنان من فاقد کليه امکانات زندگی میباشند. استاندارد زندگی آنها احتمالاً يکی از بدترين استاندارد های زيستی در بين ملتهای جهان است.
بزرگترين سرمايه طبيعی ما نفت است. اين سرمايه بايد صرف توليد کار و تأمين غذا برای ساکنين ايران شود. بهره برداری از نفت بايد صنعت اصلی و ملی ما باشد و عايدات آن ميبايست صرف بهبود شرايط زندگی مردم ايران گردد ، همان طورکه اکنون در اين راستا در حرکت می باشد. صنعت نفت ايران تاکنون عملا نه کاری برای بهبود زندگی ايرانيان کرده و نه سبب توسعه صنايع کشور شده است. شاهدی که برای اثبات اين گفتار می باشد اين است که بعد از پنجاه سال بهره برداری توسط يک کشور خارجی ما هنوز به اندازه کافی کارکنان فنی برای نگهداری و اداره آن نداريم وبايد از متخصصين خارجی استفاده کنيم.
با آنکه ايران سهم نسبتاً زيادی در تأمين نفت مصرفی کشور های جهان دارد و در طول پنجاه سال گذشته مقدار ۳۵۰ ميليون تن نفت از چاه های آن استخراج شده است ولی کل درآمد ايران بر حسب صورت حساب های کمپانی سابق نفت برابر ۱۱۰ ميليون پوند بوده است. برای اينکه ديدی واقعی در مورد درآمد ايران از اين منبع عظيم داشته باشيد به اطلاع ميرسانم که در سال ۱۹۴۸ بر طبق صورت حسابی که شرکت سابق ارائه داده است درآمد خالص کمپانی ۶۱ ميليون پوند است ، اما دريافتی ايران فقط ۹ ميليون پوند بوده است درحالی که خزانه داری دولت بريتانيا مبلغ ۲۸ ميليون پوند به عنوان ماليات از شرکت سابق نفت دريافت کرده است. ارقامی که به استحضار آن جنابان رسيده است ارقامی هستند که از دفاتر مالی شرکت سابق نفت استخراج شده اند و شايد اين موضوع باعث تعجب شودکه در طول پنجاه سال گذشته شرکت نفت سابق اجازه نداده است که نمايندگان دولت ايران دفاتر مالی شرکت را بارزسی و يا حتی آنها را رؤيت نمايند.
من بايد حقيقت ديگری را به استحضار برسانم. در جنوب ايران در مناطق نفت خيز و آبادان که بزرگترين پالايشگاه نفت دنيا در آن قرار دارد کارگران نفت و اهالی که در آن منطقه زندگی می کنند در شرايطی هستند که میتوان آنرا فقر مطلق ناميد. آنها حتی فاقد ابتدائی ترين وسايل روز مره زندگی هستند. با توجه به اين شرايط تصديق خواهيد کرد که اگر بهره برداری از نفت ايران همان طور که در گذشته انجام ميشده ادامه داشته باشد و اين وضع را نيز بپذيريم که ايرانی ها فقط کارهای ساده و غير تخصصی را در مناطق نفتخيز مسجد سليمان، آغاجاری، کرمانشاه و آبادان انجام دهند و کارکنان خارجی همچون گذشته درآمد حاصل از نفت را بخود اختصاص دهند، در آن حالت مردم آن نقاط برای هميشه در فقر مطلق باقی خواهند ماند. با توجه به اين حقايق تلخ بود که پارلمان ايران ( مجلس شورای ملی و سنا) به اتفاق آرا به نفع ملی شدن صنايع نفت ايران در سراسر کشور رأی موافق دادند.
بيان کلمه باتفاق آراء مؤيد اين است که ملی کردن صنايع نفت آرزو و خواست همه ملت ايران بوده است که امروز موضوع شکايتی شده است که در شورای امنيت مطرح ميباشد. جنبش خود جوشی که امروز درايران وجود دارد مردمی هستند که کاملا به حقوق خود واقف میباشند. اين مردم مصمم هستند که از اين منبع حياتی که بخشی از ارثيه ملی آنها به حساب میآيد، برای بهبود زندگی خود استفاده کنند تا عاملی برای توسعه و تداوم صلح در جهان شود. برای نيل به اين اهداف مردم ايران انتظار دارند که از کمک و پشتيبانی سازمان ملل و کشورهای صلح دوستی که اعضای سازمان ملل متحد را تشکيل داده اند برخوردار گردند. با توجه به منشور ملل متحد و اصول والايی که در آن درج شده و بطور مسلم جوهر آن در اعضای تشکيل دهنده بايد متبلور شده باشد ، ملت ايران انتظار دارد دست هايی را که به سوی آن ها دراز کرده اند بفشارند، و اين امر نشانه واقعی همکاری بين المللی برای توسعه و پيشرفت های اجتماعی می باشد که منظور غائی نويسندگان منشور سازمان ملل متحد است.
من آرزو می کنم توانسته باشم توجه اعضای محترم شورای امنيت را باين نکته جلب نمايم که اگر ابر قدرتی درفرستادن چترباز و ناوگان جنگی به کشور کوچکی دچار ترديد ميباشد، علت آن وجود سازمان ملل متحد است و اين امر مؤيد اين است که اين سازمان به خوبی از وظيفه ای که به عهده دارد آگاه بوده و بدان عمل می کند. در اين صورت من اطمينان کافی دارم که اين شورای محترم عدم صلاحيت خود را در رسيدگی به شکايتی که بدان ارجاع شده اعلام خواهد داشت و به اين ترتيب صلح و بهروزی را برای کشور های ضعيف به ارمغان خواهد آورد. درمورد مصالحه بين دو کشور که بريتانيای کبير آن را به شورای امنيت احاله داده است، بايد به اطلاع شورا برسانم که کشور من در نهايت حسن نيت پيشنهاداتی ارزنده بر اساس روش های مختلف برای جبران خسارت و فروش نفت را کراراً به نمايندگان شرکت سابق نفت ارائه کرده است. ولی متأسفانه اين روش مسالمت آميزانه تاکنون بدون نتيجه بوده و فقط اتلاف وقت و جلوگيری از جريان نفت به بازارهای مصرف قبلی شده است که نتيجه آن تشديد مشکلات اقتصادی ايران میباشد. علاقمند هستم يک بارديگر مصراً اعلام دارم که دولت من کاملا برای آغاز گفتگو های مستقيم در مورد دو نکته ای که بدان ها اشاره کرده ام با دولت بريتانيا آمادگی کامل دارد. اما اگر شروع بهره برداری و صدور نفت به بازارهای جهانی به علل مختلف به تأخير بيفتد اقتصاد کشور ما ازبد نيز بدتر خواهد شد. باين علت اميدوار هستم شورای امنيت بپذيرد که صلاحيت دخالت در اين امر را ندارد و برای اين که توافق مشترک بين طرفين را تسريع کند از ابراز هرگونه توصيه در اين مورد خودداری ورزد.
اساسی ترين دليلی که عدم دخالت شورای امنيت را در اين مورد توجيه پذير می کند اين است که منابع نفتی ايران مشابه خاک، رود ها و کوه های ايران هستند که متعلق به مردم ايران میباشند. مردم ايران هستند که حق دارند تصميم بگيرند چگونه ، چه وقت و توسط چه کسی بايد از مايملک خود استفاده کنند. آنها هيچ وقت موافقت نخواهند کردحاکميت و مالکيت خودرا با کسی تقسيم کنند يا کسی را درآن سهيم نمايند.حاکميت و مالکيت ايران انتقال ناپذير می باشد. شايد لازم باشد بار ديگر اعلام دارم که چگونه ملت ايران توسط نمايندگان منتخب خود در مورد باز پس گرفتن منابع نفتی خويش تصميم گرفته اند. در بيستم مارس ۱۹۵۱ قانون گزاران ايران به اتفاق آرا تصميم گرفته اند با تصويب قانونی بهره برداری از منابع نفتی ايران را کاملا ملی اعلام نمايند و بدنبال آن در تاريخ ۳۰ آوريل چگونگی اجرای قانون ملی شدن نفت را نيز به تصويب رسانيدند. جامعيت اين قانون تمام حوزه جغرافيائی ايران را در بر می گيرد.
آقايان اعضای شوری، پاره ای از دلايلی را که ضمن توضيحات خود به اطلاع آن جنابان رسانيده ام کلا درجهتی بودندکه ثابت کنند شکايت دولت بريتانيای کبير دخالت در امور داخلی يک کشور مستقل می باشد و نمی تواند مورد قبول واقع گردد.
به سبب مسؤليت های کاری که اجبار به بازگشت دارم از اين رو از نمايندگان محترم شورای خدا حافظی میکنم و ازآن جنابان درخواست می نمايم در قضاوت خود عدالت را در نظر داشته باشيد. هرچند اطمينان دارم تصميم گيری شما درباره کشور کوچکی که مورد ظلم قرار گرفته با احساس همدردی و رعايت عدالت همراه خواهد بود. مردم ايران اعتماد کامل دارند که اعضای شورای امنيت در مورد شکايت بريتانيا تصميمی اتخاذ نخواهند کرد که سدی در برابر آرزو های ملی آنان ايجاد کند. جنابان آقايان اعضای شورای امنيت به خاطر پذيرانی صميمانه آن جنابان و توجه کاملی که به عرايض بنده نموده ايد ضمن سپاسگزاری به سخنان خود پايان ميدهم.
بعد از پايان سخنان دکتر مصدق، گلادوين جب نماينده انگليس دلايل ارجاع مسأله شکايت دولت انگليس به شورای امنيت را شرح ميدهد که پس از رأی گيری اکثريت اعضای شورای امنيت به عدم صلاحيت شورا رأی ميدهند و مسأله را به ديوان بين المللی داد گستری لاهه ارجاع مينمايند.

انتشار اوراق قرضه ملی

نخست وزير لايحه قرضه ملی را تقديم مجلس ميکند
مجلس شورای ملی، بطوری که خاطر نمايندگان مستحضر است در اثر ملی شدن نفت از طرف طبقات مختلف چه در داخل و چه در خارج کمک های شايان توجهی خواه رايگان و خواه به عنوان قرضه به دولت پيشنهاد و افراد وطنخواه از روی احساسات پاک و صادقانه فکر کمک به دولت را استقبال نمودند، ليکن برای اينکه استمداد از مساعدت ملی به صورت صحيح و منظم انجام شود و از طرفی چون احتمال ميرود تا موقعی که کار فروش نفت به مرحله اجرا درآيد دولت احتياج به کمک موقت مالی پيدا کند چنين مصلجت ديده شد که برای استفاده از کمک مالی مردم به تحصيل اجازه مقدماتی برای اقدام به قرضه عمومی درصورت ضرورت مبادرت نمايد که با آزمايشی که در اين مدت از احساسات خالصانه مردم به عمل آمده دولت اميدواری کامل دارد که عموم افراد ميهن دوست کشور ايران از نيت دولت حسن استقبال نموده و کمک لايقی به اجرای کامل قانون ملی شدن نفت که آرزوی تمام ايرانيان ميباشد به عمل آوردند و روی اين اصل ماده واحده ديل را پيشنهاد و تقاضای تصويب مينمايد.

ماده واحده – به دولت اجازه داده ميشود برای کليه امور مربوط به اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت درصورتی که ضرورت ايجاب نمايد تا حدوددو ميليارد ريال به عنوان قرضه ملی به مدت دو سال برگ های وام دويست ريالی بی اسم و قابل انتقال با بهره صدی شش منتشر نمايد.

تبصره ۱- اوراق قرضه در چهار سری و هر سری پانصد ميليون ريال منتشر خواهد شد و مدت انتشار هر يک از سری ها حداکثر دو ماه خواهد بود.

تبصره ۲ – کوپن های بهره اوراق قرضه مربوط به هر سری از ابتدای سال دوم در باجه های کليه بانک ها به حساب دولت قابل پرداخت است.

تبصره ۳ – از تاريخی که اوراق قرضه به موجب اين قانون قابل پرداخت است دارندگان آنها ميتوانند اوراق مزبور را بابت ماليات و حقوق و عوارض و ساير ديون دولت واگدار نمايند. و مأمورين وصول مکلف به قبول اين اوراق ميباشند.

تبصره ۴ – وچوه پرداختی ازبابت وام و بهره آن از هرگونه ماليات معاف ميباشد.

هريمن نماينده رئيس جمهورامريکا
برای مذاکره به ايران ميآيد

آقای آورل هريمن مشاور رئيس جمهور امريکا در امور بين الملل عازم ايران ميباشد تا درباره موضوع نفت با آقای دکتر مصدق مذاکره کند.

۲۳ تير ۱۳۳۰
مخالفت حزب توده با ملی شدن نفت

برای اينکه به روش وتاکتيکهای حزب توده ايران در نهضت ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور و عواملی که باعث حادثه دردناک ۲۳ تير ماه ۱۳۳۰ شد آگاه گرديم، نگاهی گذرا به نشريات محتلف حزب توده و ديدگاه اين حزب نسبت به جبهه ملی ايران و دکتر مصدق می نمائيم تا از نقش خراب کارانه حزب توده در مردمی ترين نهضت مردم ايران آگاه شويم.

“جمعيت ملی مبارزه با شرکت نفت که پس از رد قرارداد الحاقی گلشائيان – گس در کميسيون مجلس شورای ملی ، توسط حزب توده ايران تشکيل گرديد به بهانه ( يادبود شهدای ۲۳ تير سال ۱۳۲۵ خوزستان) ازهواداران و مردم دعوت مينمايد با شعار«اعلام لغو امتياز نفت ايران و انگليس» در يک راه پيمائی شرکت نمايند.

عليرغم دفاع نمايندگان جبهه ملی ايران در مجلس شورای ملی از زندانيان سياسی که منحصراً شامل رهبران و فعالين حرب توده بودند که پس از حادثه سوء قصد به شاه در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ و اعلام غير قانونی بودن حزب دستگير و محکوم شده بودند در روزنامه بسوی آينده ارگان حزب مينويسد:

«ملی نقاب سياهی است که چهره های ننگين را ميپوشاند. ملی سرپوشی است که قبايح و رذايل را مخفی ميکند. عوام فريبان ، دزدان ، غارتگران ، مزدوران فرومايه استعمار و آخرين تير ترکش استعمار هستند که دکتر مصدق نماينده اين گروه ميباشد.» مردم ارگان مخفی حزب توده نيز در برابر شعار ملی کردن صنعت نفت در سراسر کشور که توسط جبهه ملی داده شده شعار« الغای بی قيد و شرط امتياز نفت جنوب» را اعلام و از همه ميخواهند برای پيشبرد اين شعار در جمعيت ملی مبارزه با شرکت نفت متحد شوند. با اين طرز تفکر در روز ورود اورل هريمن راه پيمائی حزب توده آغاز ميگردد.

راه پيمايان حرکت خود را از اول خيابان استانبول آغاز و بسوی ميدان بهارستان ادامه مييابد. هنگامی که کاميون حامل دکل که نوشته جمعيت ملی مبارزه با شرکت نفت بر روی آن نصب بود ظاهر ميشود عده ای از راه پيمايان به بلندگوی صامت و ساکت حزب ايران حمله ور و با چوب و سنگ آنرا خورد ميکنند و شيشه مغازه های اطراف آن را نيز درهم می شکنند عده ای نيز قصد خورد کردن تابلوی حزب ايران را داشتند که ميسر نشد و جمعيت درحالی که پرچم ها را از چوب ها جداميکنند بطرف حزب زحمتکشان درخيابان اکباتان حمله ور ميشوند.

در اينجا اولين مداخله پاسبان ها شروع ميشود و افراد پليس ابتدا سعی ميکنند تا جلو مهاجمين را سد کنند و چون اين عمل ممکن نميشود ناچار در چهارگوشه ميدان بهارستان به استعمال گازهای اشک آور مبادرت مينمايند.

پخش گازهای اشک آور در فضا و اثر آن بر روی چشم مهاجمين تا اندازه ای از هجوم جمعيت ممانعت به عمل ميآورد ولی مأمورين انتظامات راه پيمائی، پی درپی به تظاهر کنندگان دستور حمله به پاسبان ها را ميدهند. پاسبان ها که ابتدا دستور تيراندازی نداشتند در مقابل سنگ و چوب مهاجمين مجبور به عقب نشينی ميشوند و همين امر باعث تشويق حمله کنندگان و شدت حملات آنها ميگردد.

ساعت هفت و سه ربع بعد ازظهر چون تعداد افراد پليس کافی نبود ارتش به کمک پاسبان ها ميآيند. با پياده شدن سربازان از کاميون ها چون هنوز تظاهر کنندگان آرام نميشوند سربازان ناچار تيرهای هوائی شليک ميکنند. در همين موقع چند تانک از راه شاه آباد و سرچشمه به ميدان بهارستان ميآيند ولی تظاهر کنندگان با سنگ و چوب به تانگ ها حمله و سربازان را مجروح ميکنند.

يکی از تانک ها که با سرعت از خيابان شاه آباد عبور ميکرد به يک کاميون که حامل عده ای از تظاهر کنندگان بود تصادف کرده و کاميون در پياده رو واژگون ميگردد در اين حادثه عده از تظاهر کنندگان مجروح ميگردند. يکی ديگر از تانک ها در اثر هجوم جمعيت نرده های اطراف محوطه چمن ميدان بهارستان را خورد و وارد محوطه گلکاری ميگردد. تانک ها تا ساعت ۱۰ شب درخيابان شاه آباد، سرچشمه و بهارستان درحرکت بودند وعبور و مرور از ساعت ۸ دراين خيابان ها قطع ميگردد.

تظاهر کنندگان بعد از اين جريان پراکنده شده و عده ای از آنها در خانه صلح که محل برگذاری انجمن هواداران صلح ميباشد و در خيابان فردوسی واقع است اجتماع ميکنند ولی از طرف شهربانی برای اينکه اتفاق سوئی رخ ندهد از ازدحام آنها جلوگيری ميکند وجمعيت پراکنده ميشوند.
۱۹ آذر ۳۳۰۱
آغاز مخالفت با دولت دکتر مصدق در مجلس

جنجال و تظاهرات در مجلس
ازساعت ۸ صبح امروز روزنامه نگاران متحصن و عده ای از افراد غير روزنامه نويس در باغ بهارستان اجتماع و در انتظار تشکيل جلسه هستند. موقعی که آقای کشاورز صدر وارد مجلس ميگردد روزنامه نگاران متحصن وعده ای از افراد متفرقه دوراوجمع وبنای پرخاش ميگذارندکه چرا به دولت رأی موافق ميدهی؟

آقای کشاورز صدر در برابر اظهارات آنها ميگويد «دکتر مصدق با اجنبی مبارزه کرده و به نظرمن و تمام وکلا که به او رأی ميدهند اين مرد را خادم مملکت ميدانند و اين تشنجات را هم ايادی شرکت سابق ايجاد ميکند تا اتحاد و اتفاق ما را از بين ببرند.»

پس ازمدتی مباحثه روزنامه نگاران شروع به پرخاش و ادای کلمات رکيک کردند و آقای کشاورز صدر به ناچار به سرسرای مجلس وارد و جريان را به ساير نمايندگان اطلاع ميدهد.

امروز چون قرار بود آقای نخست وزير به مجلس بيايد کارت ورود به تالار مجلس بين تماشاچيان پخش نشد ولی روزنامه نگاران متحصن و همراهان آنها از دری که باغ بهارستان را به تالار جلسه متصل ميکند بالا رفتند و در انتظار نواختن زنگ در راهرو پشت جلسه علنی منتظر ماندند.

ساعت ده آقای نخست وزير از در چاپخانه وارد بهارستان شد و راه سرسرا را پيش گرفت. چند نفر از وزرا نيز قبلا به مجلس آمده بودند. در خارج شايع بود که طرفداران نمايندگان مخالف دولت امروز به جلسه آمده و ميخواهند عليه نخست وزير و موافقين تظاهرات کنند.

ساعت ۱۱:۲۰ زنگ جلسه علنی نواخته شد ورونامه نگاران و طرفداران آنها به سرعت به داخل تالار هجوم برده و همه صندلی ها را اشغال مينمايند.
ساعت يازده وسی دقيقه نمايندگان مخالف با هم به جلسه آمدند و ناگهان ازلژروزنامه نگاران وتماشاچيان فريادزنده بادجمال امامی، زنده باد شوشتری و مرده باد دکتر مصدق، مرده باد نخست وزير سر دادند.
از طرف ديگر عده ای از تماشاچيان طرفدار دولت و کريمپور شيرازی با فرياد زنده باد مصدق مرگ بر جمال امامی به مقابله پرداختند.

چون تعداد تماشاچيانی که با روزنامه نگاران متحصن آمده بودند تعداد زيادی تری بودند با برداشتن صندلی ها به طرفداران دولت حمله کرده به ضرب و جرح آنها پرداختند.

پيراسته نماينده اقليت و عده ای از کسانی که فرياد زنده باد جمال امامی سر داده بودند شروع به زدن کريمپور کردند و در حالی که او را به زمين انداخته بودند با مشت و لگد کتکش ميزدند. ولی سربازان گارد مجلس به کمک کريمپور آمده او را نجات دادند.

عده ای ازمديران روزنامه ها مير اشرافی (آتش) عباس شاهنده (سياسی) عباس پهلوان (سپيد سياه) که درلژ بانوان نشسته بودند هنوزفرياد مرگ بر مصدق و زنده باد جمال امامی سر ميدادند. همزمان در بيرون نيزعده ای که از صبح در خارج بهارستان اجتماع کرده بودند با فرياد زنده باد جمال امامی ليدر اقليت و مرده باد دکتر مصدق با تماشاچيان داخل همزبانی ميکردند.

با شنيدن فريادهای مرگ بر دکترمصدق عده زيادی ازطرفداران دولت که با شنيدن مرگ برمصدق به اطراف بهارستان آمده بودند بطرف طرفداران جمال امامی و اقليت هجوم آوردند ولی در اين زمان چند کاميون سرباز و پاسبان به ميدان بهارستان آمده جمعيت را محاصره نمودند و هر لحظه به تعداد جمعيت در ميدان افزوده ميشد. با آمدن جمعيت به تدريج تعداد طرفداران دولت افزايش می يافت و فرياد مرده باد جمال امامی نوکر انگليس و مرده باد اقليت جای شعارهای قبلی را گرفت. يکی فرياد زد مردم تهران نوکران انگليس با ايجاد واقعه روز ۱۴ آذز و مانور امروز ميخواهند دولت ملی دکتر مصدق را ساقط کنند.

سرتيپ دانشپور مرتب ازجمعيت خواهش ميکردکه متفرق شوند اما چون جمال امامی امروز ۳۰۰ چاقوکش استخدام کرده بود که با گرفتن کارت ورودی و بطور قاچاق وارد تالار شده بودند. چاقو کشان جمال امامی عليه مردی که انگليس ها را از اين مملکت بيرون کرد عربده کشی ميکردند تا از او انتقام بگيرند.

در ساعت دو و نيم بعدازظهر جمعيت کثيری درميدان بهارستان اجتماع کرده و عليه نمايندگان مخالف ابراز احساسات ميکردند. سربازان و پاسبان ها اطراف نرده های بهارستان را مسدود کرده و مانع ورود جمعيت به داخل مجلس ميشدند.

در ساعت سه ربع بعد از ظهر آقای مکی به ميدان بهارستان آمد و بعد از چند دقيقه صحبت از مردم درخواست کرد ميدان را ترک کنند. مردم نيز بتدريج ميدان را ترک کردند. چند دقيقه بعد ميدان به حالت عادی درآمد.

جلسه علنی مجلس
سه ربع بعد از ظهر زنگ جلسه زده شد و نمايندگان به تدريج وارد جلسه شدند. يک ساعت بعد ازظهر نخست وزيرپشت تريبون رفت ولی نمايندگان اقليت يکی بعد از ديگری شروع به اعتراض کردند و با مشت روی ميز های صندلی ميکوبيدند

نخست وزير گفت اگر هر فريادی ميخواهيد بزنيد و تخته ها را خورد کنيد ولی چند دقيقه تحمل کنيد. اگر تحمل نکنيد من ميروم بيرون و نطق خود را ميکنم.

جمال امامی ، بلند شو برو بيرون هر کاری ميخواهی بکن، به جهنم
که رفتی! شما هوچی هستيد، نخست وزير نيستيد!

نخست وزير، شما بفرمائيد حرف خودرا بزنيد بعد من حرفم را ميزنم.

اظهارات جمال امامی
بنده بار ها عرض کردم که مجلس را از کشمکش های خصوصی مصون بداريد ولی اين آقای نخست وزير وقتی در صف اقليت بود اين امر را مراعات نکرد و کشمکش های خارج را به داخل مجلس کشانيد. هر وقت تماشاچيان برای ايشان تظاهرات کردند من اعتراض کردم امروز باز تماشاچيان تظاهرات کردند من اعتراض کردم. در خارج از مجلس من به آقای مکی عرض کردم به آقای نخست وزيربگوئيد امروزصلاح نيست مجلس تشکيل شود نماينده گان احساساتی هستند ممکن است اتفاقات سوئی پيش آيد.

شما هيچوقت در عمرت نخست وزيری که مراعات قانون را بکند نبوده ای اصلا فردی نبوده ای که مراعات قانون را بکنی ، شما مگر نبودی رفتی جلوی مجلس به مردم گفتی آنجا مجلس نيست اينجا مجلس است ؟ (نخست وزير ، حالا هم ميگويم) آقا برو برای چاقو کش ها و چاقوکش های شهربانی صحبت کن ، حالا ما را تهديد ميکنی؟ من ميدانستم اين مرد از زنده باد و مرده باد خوشش ميايد ولی نميدانستم اينطور جاه طلب باشد. يک مرد هفتاد و چند ساله ای که زود بیهوش ميشود ميرود، امريکا شلنگ تخته ميزند يک روز دکان نفت باز ميکند ، اين دکان تخته ميشود دکان انتخابات باز ميکند دکان انتخابات تخته ميشود، دکان خبازی و نعل بندی باز ميکند. در اين مدت ۸ ماه چه کرده ای برای اين ملت؟ خداوند هر وقت بخواهد ملتی را از بين ببرد مرضی بين آن ها شيوع ميدهد، مصدق هم يکی از اين امراض است که خدا برای ملت ايران ايجادکرده است. شما نمايندگان اين ملت هستيد زمام امور مملکت در دست شما است. شما ها تصميم بگيريد من او را ميفرستم به خانه اش !

اگرميخواهی نظرملت را نسبت بخودبدانی استعفا بده برو توی خانه بنشين اگريکی ازاين رفقای اکثريت آمدند دنبالت منهم خواهم آمد.

آقا جان، از جان مملکت چه ميخواهی؟ گفتی آمدم خلع يدکنم ، خوب خلع يد کردی و مملکت را به فلاکت انداختی و چشمه های درآمد مملکت را خشک کردی ، گفتی من نخست وزير انتخابات نيستم و به اين قانون اعتراض کردی بعد آمدی گفتی ميخواهم انتخابات را شروع کنم. اين چه جنگولک بازی است که برای انتخابات درست کردی؟ من کانديد انتخابات نيستم و ديگر به اين قبيل مجالس نخواهم آمد.

آمدی اينجا به ما چه بگوئی؟ شما چه گزارشی داری که بگوئی ؟ چه
صحنه سازی تازه ای ميخواهی بکنی؟ ميخواهی بگوئی من نخست وزير بچه های مردم را کشتم و شهر را غارت کردم. حالا تهديد ميکنی که اگر نگذاريد من صحبت کنم ميروم بيرون با مردم صحبت ميکنم.

آقايان نمايندگان چرا اعتراض نميکنيد شما وکيل هستيد و بايد حيثيت خود را حفظ کنيد. اين مرد تمام عمرش را عوام فريبی کرده اين مرد اينکاره نيست. در حکومت شما مملکت رو به انقراض ميرود والله تمام طرفداران شما همه عقيده شان همين است چون ازاول به اشتباه بشما گرويده اند حالا ديگر رويشان نميشود ازشما روی برگردانند.

آقايان نمايندگان شما بايد نفع و ضرر مملکت را تشخيص بدهيد ديگر برای مملکت چيزی باقی نمانده است. آقايان دکتر حسين فاطمی با من دشمنی دارد. اين آقای دکتر فاطمی رفيق شعبان بی مخ است به من جاسوس ميگويد. آقای دکتر مصدق پول داديد و دزد ها را روزنامه نويس کرديدشما دکتر فاطمی را آورديد که به ما فحش بدهد. اين روزنامه باختر امروز را توی رختخواب بخوان به بين بمن چه نوشته اگر شما خجالت نمی کشيد باشد تا تصفيه حساب با ايشان بکنم.

آقای فولادوند، در کابينه دکتر مصدق من هميشه به ايشان احترام ميگذاشتم.
من به خاطر ايشان به حکومت رزم آرا رأی ندادم و من در دوره ۱۶ مجلس ازآقای دکتر مصدق حمايت کردم ولی نميدانم حالا چه کرده ام که گرفتار چاقوکش های دکتر مصدق شده ايم؟ آنچه مرا وادار به تحصن در مجلس شورای ملی کرد مربوط به امور خصوصی نيست زيرا اگر منظوری برای حفظ منافع شحصی داشتم بخوبی ميتوانستم خود را از هواداران دولت نشان بدهم و آنچه را که ديگران با چاپلوسی وتملق ميخواهند بدست بياورندکسب ميکردم ولی هدف من خيلی بالاتر از مقام وکالت است ، مقصودم صيانت از آزادی است.

روزی که دکتر مصدق ميخواست زمام امور را بدست بگيرد همه از ايشان حمايت ميکرديم زيرا فکر ميکرديم که ايشان در رديف مؤتمن الملک و مستوفی الممالک است و اميدوار بوديم که ايشان نخست وزيری خواهند بود که به آمال وآرمان های ملت احترام بگذارد. آقای دکتر مصدق از قبول زمام داری دو هدف داشتند يکی حفظ اصول پارلمانی و ديگری احيا و حفظ حقوق کشور. در خصوص ملی کردن صنعت نفت به عقيده جمعی ايشان پيروز شده اند و من هم در اين خصوص به ايشان تعرضی ندارم ولی آقای دکتر مصدق و هوا خواهانش ميخواهند آزادی را خفه کنند نسبت به نمايندگان مجلس و سنن پارلمانی اهانت ميکنند.

آقای دکتر مصدق درصدد اجرای انتخابات دوره هفدهم برآمده اند و به قراری که سخنگويان دولت به دنيا اعلام داشته اند ايشان تصميم دارند عمال دولت را ازدخالت درانتخابات ممنوع و به مردم اجازه دهند که آزادانه وکلای خود را به کرسی پارلمان بنشانند ولی اينجانب سؤال ميکنم آيا کسی ميتواند شرافتمندانه بگويد و اطمينان جاصل کند که با وجود عناصری که ما دراطراف دکتر مصدق می بينيم و تمام قدرت دولت را بدست گرفته و سلسله جنبان وقايعی مانند روز ۱۴ آذر بوده اند آيا ممکن است در فلان نقطه دور دست مردم آزادانه رأی خود را به صندوق بريزند؟ وقتی که اين اعمال را درجلو چشم شما بنام مبارزه با حزب توده به حساب شما ميگذارند آيا ميتوانيد باز هم بگوئيد من به ملت ايران خدمت ميکنم ؟ آخر حزب توده با فرض وجود آن چه ميتواند بکند؟

ما در چند ماه گذشته معنی حکومت پارلمانی وآزادی عقيده و حريت افکار را آن طورکه اعضای هيأت دولت استنباط کردند ديديم و مزه آن را چشيديم و همين اکنون معنی آن بهشت موعودی که بايد بدست همين آقايان و نامزد های انتخابات دوره هفدهم تهيه شود ميتوانيم درک کنيم و ملت ايران هم ميتواند به کنه وعده های دکتر مصدق پی ببرد. به هرحال من که زير بار اين حکومت نميروم.

آقای پيراسته ، برای بنده خيلی مشکل و ناگوار است که با ارادتی که به شخص دکتر مصدق با آن مقام علمی که دارند مخالفت کنم ولی چه بايد کرد موضوع مملکت است و ناچارم به خاطر وطن خود با دولت دکتر مصدق مخالفت کنم. اينک دلايل خود را بطور خلاصه عرض ميکنم.

امروز ما ناظر وضع آزادی در ايران ميباشيم و می بينيم با مردم ستم ديده چگونه رفتار ميشود. متأسفانه يا خوشبختانه اين ايام که ملت ايران فاقد آزادی فردی واجتماعی است مصادف با روز تصويب اعلاميه حقوق بشر ميباشد و کشور ما هم يکی از اعضای آن است. حقوق بشر عبارت است از آزادی فکر و عقيده و گفتار و برخوردار بودن از حمايت قانون که در ايران حتی نمايندگان مجلس هم ار آن برخوردار نيستند.

قريب ۸ ماه است که دولت فعلی ما تشکيل شده ، روزی که آقای دکتر مصدق زمام امور را بدست گرفت به مجلس و مردم وعده داد که در ظرف چند روز دست کمپانی غاصب نفت را از ايران کوتاه نموده و روزی ۳۰۰ هزار ليره منافع منابع نفت را به جيب ملت ايران خواهد ريخت مجلسين با اين اميد به دولت رأی اعتماد دادند و مردم ايران هم که نيم قرن از مظالم اين کمپانی غاصب غارتگر به ستوه آمده بود با جان و دل دولت را تأييد کردند. پس از گذشت ضرب العجل معلوم شد گذشته از اينکه روزی سيصد هزار ليره به خزانه دولت وارد نشد عده ای از اطرافيان دولت هم مانند چپاولگران دست تعدی به بيت المال مردم دراز کردند و خود را زير سپر نفت پنهان کردند و اوراقی به نام روزنامه بدست آنها منتشر کردند و آنچه درخور همان نويسندگان و حاميان آنها بود نثار کسانی کردند که با آنها اختلاف عقيده داشتند.

با اين وصف وقتی که قضيه نفت به شورای امنيت مراجعه شد و نخست وزير عازم امريکا شدنمايندگان اقليت با وجود مشاهده هزاران اعمال خلاف قانون سکوت اختيار کردنددولت رفت وبدون کسب جزئی ترين موفقيتی مراجعه کرد و بعد بجای اينکه بيايد جوانمردانه حقيقت را بنمايندگان ملت گزارش دهد بنای اغفال و عوام فريبی را گذارد و مردم را با زنده باد و مرده گفتن سرگرم کرد. شايد خود نخست وزير قصد کناره گيری داشت ولی يک عده هوچی که در اطراف او بودند نگذاشتند آقای نخست وزير کنار بروند. در روز ۱۴ آذر اجامر و اوباش به مدارس دخترانه رفته و به ناموس دختران تجاوز کردند ! منظور دولت از اين واقعه اين بود که نفس ها را در سينه ها حبس کند و آن وقت در اين شرايط انتخابات آراد را انجام دهند. اگر انتخابات آزاد اين است که کسی جرئت نکند از خانه خود بيرون آيد من ميترسم که خدای نخواسته عمال شرکت غاصب نفت با اين وضع ما را به زانو درآورند.

آقای شوشتری، بدو علت تحصن نمايندگان اقليت را معروض ميدارم. من ازنخستين روز با زمامداری دکترصدق مخالف بودم وتعجب ميکنم چطور اين روزها را می بينم! چهل سال آشنائی و سابقه ايشان اين پيش بينی ها را برايم روشن کرده بود. پس از مخالفت اينجانب عده ای از نمايندگان متوجه شدند که ايشان مملکت را به پرتگاه ميبرد و اقليت بوجود آمد در نتيجه دکتر و اطرافيان برخوردند که بيانات اقليت دکان نفتی آنها را که برای مردم ساده لوح باز کرده اند می بندند زيرا دکتر مصدق ميدانست مردم ايران از مداخله خارجی ها ناراضی و منتظر فرصتند که دست رد به سينه آنها هم بزنند. آقای دکتر از اين عدم رضايت استفاده کرده و يکی از لوازم آن بود که انتقاد کنندگان را وابسته به انگليس بدانند ولی خدای ايران نمايندگان اقليت را متوجه کرد که مقاومت کنند نگذارند حقيقت زير ابر جهالت پنهان شود.

دکترو اطرافيان موضوع مسافرت به امريکا را پيش آوردند تا بعد حساب ما را برسند. آن روز نمايندگان اقليت مصلحت ديدند آقای دکتر مصدق را هنگام مسافرت انتقاد نکنند تا نتيجه روشن شود و اگر خدمتی کردند حمله ای به ايشان نکرده باشند و چنانچه نتيجه ای حاصل نشد مجددا در مقام انتقاد برآيند. اقليت تصميم خود را انجام داد پس از ختم شورای امنيت حق آن بود که به ايران بيايند نه آنکه در امريکا بمانند و از جريان اقدامات خود به نمايندگان اطلاعی نداده به مصر بروند. اين اعمال موجبات عدم رضايت مردم را فراهم کرد و استقبال با زور و پول کردند همان موضوع باعث شد که مردم را به فکر تازه ای متوجه نمايند ، انتخابات را پيش آورند و نفت را از بين ببرند درصورتی که ايشان به کرات گفته بودند دولت انتخاباتی نيستند ليکن پس از ورود به تهران گفتند انتخابات را شروع ميکنم هرچه گفتند رأی مجلس را محترم بشماريد قبول نکردند. همه فهميديم که در امريکا بين آقای دکتر مصدق وکمپانی های نفتی که نميخواهم مداخلات آنها را بگويم مذاکراتی شده است و خبر گذاری ها منعکس کردند که دولت در انتخابات توفيق پيدا خواهد کرد و اين مداخله اجنبی در ايران است و روزنامه های دولتی مخالفين را به فحش گرفتند و نتيجه به واقعه ۱۴ آذر منتهی شد نمايندگان اقليت مخفی شدند تا اين جنجال و بلواها را از ميان بردارند و نگذارند نفوذ اجنبی در ايران بکار بيفتد.

نطق آقای نخست وزير
درهر مملکتی که اقليت آزاد نباشد درمجلس صحبت کند آن مملکت به هيچوجه ترقی نخواهد کرد. اقليت بايد حرفهای خود را بزند و مردم قضاوت بکنند. اين آقايان به من شخصا و وارثا محبت داشته اند و من فقط اين مطلب را ميتوانم عرض کنم که با تمام معايبی که جناب آقای امامی برای من ذکر کرده اند ايشان خودشان مرا پيشنهاد نخست وزيری کردند. من نميدانم که اين تقصير با جناب آقای امامی است يا با من که جاه طلب بوده ام و با اين معايب نخست وزيری را قبول کرده ام اميدوارم که ملت ايران قضاوت کند و خودش وضعيت را درک کند.

اکنون استدعا ميکنم آقايان درست به عرايض من گوش بدهند اگر آقايان خسته هستند و ناهار ميل نفرموده اند برای من که ناتوان هستم هيچ اشکال ندارد که در اين مجلس بمانم و آقايان بروند ناهار خود را ميل کنند و بعد بيايند و عقايد را اصغاء کنند. در سوئيس وقتی تحصيل ميکردم شنيدم ميگويند يکی از وکلای شهر نوشاتن وکيل خوبی است چون ميتواند هميشه حرف ناحق را به کرسی حق بنشاند. دولت انگليس به شورای امنيت مراجعه کرد من تصميم گرفتم که در مقابل ادعای انگليس خودم به شورای امنيت بروم و از حقوق حقه ايران دفاع کنم و بعد از اينکه انگليس فهميد که من شخصا برای دفاع ميروم و اشخاصی نيستند که بتواند آنها را آلت دست خود قرار دهد لذا در تقاضای خود تخفيف داد. در بيمارستان عده ای از نمايندگان شورای امنيت از آن جمله آقای تريکولی دبير کل سازمان ملل متحد بديدن من آمدند و پيشنهاد کردند وقتی انگليس تقاضای خود را تجديد کرد و قائل به تخفيف شد سزاوار است که شما هم رويه مسالمت آميزی اختيار کنيد و اين کار را به ترتيب صلح و آشتی انجام بدهيد. من به نمايندگان گفتم اين کار سابقه دارد و در جامعه ملل سابق هم همين پيشنهاد را به نمايندگان ايران کردند و بالاخره منجر به قرارداد ۱۹۳۳ گرديد.

در روز اول شورا من احساس کردم نمايندگان شورای امنيت با نظريات دولت ايران موافق نيستند و روز دوم من به نمايندگان وعده دادم که در روز سوم مدارکی ارائه ميدهم و دلايلی ميگويم که حقانيت ايران را ثابت کند.

در آن روز يعنی در جلسه سوم من گفتم که تمام حرف های شرکت سابق و دولت انگليس که حمايت از آن ميکند مبتنی بر قرارداد ۱۹۳۳ است که اين قرارداد مدرک قانونی ندارد زيرا بر طبق اصول حقوقی هر قرار دادی که بايد منعقد شود طرف قرارداد بايد اهليت داشته باشد و امضا کند و از روی اکراه و اجبار قرارداد را امضا نکند و اکنون من به شما ثابت ميکنم که مجلس شورای ملی که اين قانون را تصويب کرد و وزير دارائی که اين قرار داد را امضا کرد اهليت نداشته و از روی اکرا و اجبار آن را امضا کرده است.

احکامی که ازوزارت کشوربرای انتخاب نمايندگان دوره نهم صادر شده بود قبل از حرکت عکس برداری شد و من بسيار زحمت کشيدم که اين احکام در بين راه از بين نروند و آنها را به سلامت به مقصد برسانم. من تعدادی ازاحکام را در جلسه شورا قرائت کردم و پس ازاينکه شورا ديد مجلس نهم طبق اين احکام تشکيل شده و مجلس نهم بهيچوجه من الوجوه ملاک قانونی نداشته و يک نفر از نمايندگان نماينده حقيقی ملت نبوده اند بکلی رويه خود را تغيير داد و بالاخره حق داد و رأی داد که تقاضای انگليس به هيچوجه مورد توجه وارد نشود و کار در محکمه دادگستری بين المللی که سابقا هم در آنجا مورد قبول واقع شده بود خاتمه يابد.

آنهائی که مي گويند ما در شورای امنيت موفق نشديم، حرفی بی حساب ونظری از روی غرض شخصی اظهارميکنند اگرما موفق نشده بوديم شورا بايدحق بانگليس ميداد و تقاضای انگليس مورد قبول واقع ميشد.
نتيجه اينست که دولت ايران درشورای امنيت موفقيت کامل حاصل کرده است. من يک تعداد از آن احکام وزارت کشور را که در آن وقت دولت صادر کرده و نمايندگان به انتصاب دولت در مجلس شورای ملی وکيل شده اند با خود باينجا آورده ام. من خواستم احکامی را که نسبت به مرده ها صادر شده اينک در اينجا بياورم تا باعث سرشکستگی آن زنده هائی که در اينجا هستند و به قرارداد ۱۹۳۳ رأی داده اند نشود.
اينجا لازم است به عرض آقايان محترم برسانم که اين دولت بهيچوجه غير از صلاح مملکت نظر نداشته و در هرکاری که کرده روی مصالح مملکت بوده و علت اينکه کار ما پيشرفت نکرد سوء سياست شرکت سابق نفت بوده. اگر شرکت سابق دردوره پانزدهم همان ۵۰ درصدی را که حالا حاضر است بدهد آن موقع ميداد من يقين دارم هيچ اختلافی بين ايران و شرکت نفت رخ نميداد و شرکت لجاجت ميکرد.

انتخابات تهران وانتخاب يک عده بخصوص که با قراردادمخالفت داشتند يک رفراندوم بود و نظر ملت ايران را روشن کرد. آقايان توانستند با کمک ملت ايران نفت را ملی کنند و دولت حاضر شد برای مساعدت با شرکت سابق نفت برای حفظ روابط و صميميت با دولت انگليس که داشت و حالا هم دارد و بهيچوجه خللی به آن روابط وارد نشده فقط يک قبض رسيد از کشتی های نفتکش بگيرد که ديديد شرکت با چه لجاجت و سرسختی نخواست اين پيشنهاد ايران را قبول کند. پس از اينکه اين پيشنهاد قبول نشد باز دولت پيشنهاد کرد که متخصصين انگليسی را با همان مزايای سابق استخدام کند ، مع الاسف اين هم يکی از لجاجت ها و سوء سياست بود که دولت انگليس نخواسته به آن توجه کند. بعد دولت ايران مجبور شد به وسيله ابطال جواز اقامت منخصصين را از ايران خارج کند. اکنون که متخصصين انگليسی از مملکت خارج شده اند دولت انگليس نميخواهد از آن نظرياتی که دارد عدول کند و ميخواهد با همان رويه قرن ۱۹ با ما رفتار کند.

اما راجع به اينکه چرا ما موفقيت کاملی حاصل نکرديم لازم است عرض کنم که دولت امريکا گرچه ظاهرا با ايران همکاری ميکند ولی نمايندگان آن دولت بقدری تحت تأثير و نفوذ انگليس هستند که نميتوانند کاری برخلاف ميل آنها بکنند. سفرای کبار امريکا که در ايران بودند همه از سياست وزارت خارجه امريکا انتقاد ميکردند از قبيل آقايان دريفوس ، والاس مری و گريدی ، بنده صاف و پوست کنده عرض ميکنم که آقای ژرژ مک گی در عرض اين ۲۵ روز اقامت در امريکا با من مثل يک برادر صميمی بود و هم آهنگی داشتيم.

ولی همين هم آهنگی باعث شد که او سفير کبير امريکا در ترکيه بشود. ما ناچاريم با هر سختی و تحمل شده است استقلال خود را که بدست آورده ايم حفظ کنيم.

آقايان مردم مصر درسال فقط هفته ای دوروز گوشت خورد و لباس پاره پوشيد. وقتی من با طياره از روی دره نيل ميگذشتم و آن زمين های آباد را ميديدم بخاطرم آمد که اگر ما فقط همين خوزستان را بتوانيم آباد کنيم جبران درآمد نفت را ميکند. بايد ديد درآمد نفت تا بحال بچه مصرفی رسيده ، آنچه که مسلم است ملت ايران از اين درآمد استفاده نميکرده است. مقداری از اين پولها صرف خريد اسلحه شده است که بعد هم اين اسلحه ها را از ما گرفته و رفته اند.

ما بايد بگوئيم اين مملکت نفتی نداردمثل افغانستان و ساير ملل اروپا دارای نفت نيست ما بايد از مخارج خود بکاهيم و بر عايدات بيفزائيم و ملت ايران بايد تحمل هرگونه مشقتی را بکند تا طوق رقيت را به گردن خود نگذارد. برای ما شايسته نيست بگويند دولت ايران دولت عقب افتاده است دولتی که تمدن تاريخی دارد بايد سعی کند که احترام خود را از دست ندهد. اينکه آقايان فرمودند روزی سيصد هزار ليره به دولت ايران ضرر وارد شده حرفی است که بدون تعمل گفتند زيرا ما نفتی نفرستاديم ضرر بکنيم نفت ما در معادن ما باقی مانده تا اگر خود بتوانيم استفاده کنيم و اگر نتوانستيم اعقاب و اولادانمان از آن استفاده کنند. بنابراين اين حرف بی حساب است در اين کشور هرگونه اصلاحی منوط به آزادی انتخابات است. آن مجلسی که با اين احکام نمايندگانش وارد شوند دو پول سياه ارزش ندارد. اين نمايندگان در مقابل چند نفر نماينده حقيقی ملت نميتواند مبارزه کند.

من شنيدم که سفيرانگليس بچند نفر از نمايندگان گفته بود چه شده که شما ۱۲۰ نفر هستيد و نمايندگان جبهه ملی ۷ نفر و شما نميتوانيد در مقابل آنها اقدامی کنيد. جواب داده بودند پشتيبان اين نمايندگان تهران ملت ايران است و ما هم چون وطن پرست هستيم و نميتوانيم با آمال ملت ايران مخالفت کنيم ناچاريم با اين عده همکاری کنيم. آقايان محترم ملاحظه نموديد که در جرايد نوشتند دولت انگليس تادکترمصدق سرکار است حاضر برای هيچ قراردادی نميشود.

اين برای چيست؟ برای اين است که دولت انگليس نميتواند از دکتر مصدق و همکارانش آن چيزی را که ميخواهد تحصيل کند. اگر آقايان ميفرمايند دليل ديگری دارد منطقی نيست. انگليس ميخواهد دولتی بياورد که آن دولت بلا اراده باشد. ما ديديم که دولت انگليس و سفير انگليس در هيأت وزيران حاضر شدند و درباب اين قرارداد الحاقی اظهار نظر نمودند و روی نظريات او اين قرار داد تنظيم گرديد ولی اين دولت حاضرنيست که کوچکترين حرفی از دولت انگليس و دول ديگر بشنود.

آقايان محترم که اظهار وطن پرستی ميکنند، بايد بدانند اگر نفاقی بين دولت و يک عده از وکلا پيدا شد اين به ضرر مملکت تمام ميشود. خارجی ها و آنها که ميخواهند ملت ايران را تحت اسارت بگيرند از اين نفاق استفاده ميکنند. اگر بين نمايندگان مجلس شورای ملی مثل مجلس سنا اتفاق باشد هيچکس باجرای مقصود خود موفق نميشود.

در امريکا که بودم اگر يک سخنی در مجلس ما گفته ميشد روزنامه های نيويورک که هواخواه سياست انگليس بودند آنرا با آب و تاب منتشر ميکردند و ميخواستد بگويند اين دولت در مجلس هوا خواه ندارد ولی اگر کسی نتوانست بگويد که بين آقای شوشتری و دکتر مصدق مخالفت است، ولو اينکه من مقصر باشم و آقای شوشتری از گناهان کبيره من بگذرد آن وقت دنيا خواهد گفت که شوشتری در مجلس شورای ملی با حکومت يکی است. و هيچ خارجی نميتواند در حکومت ايران رخنه کند و عدم رخنه سبب خواهد شد که ما بتوانيم استقلال سياسی خود را خفظ کنيم.

اگر استقلال سياسی خود را حفظ کرديم استقلال اقتصادی خود را هم حفظ خواهيم کرد. اگر اين حرفهائی که مينويسند و ميگويند اين دول توانسته اند نفت خود را از منابع نفتی ديگر بدست آورند صحيح است پس آنها را ديگر با ما چکار. ما که بخيل نيستيم

اما اين حرف صحيح نيست اينها مجبورند که بيايند با ما قراردادی منعقد کنند. پس اگر اختلافی بين ما ديدند قراردادی بنام خود تنظيم ميکنند. اگر ديدند که ملت ايران دست بدست هم داده نه در مجلس و نه درخارج هيچ اختلافی بين مجلس و دولت نيست آنها هم مجبور ميشوند که هرچه ميگوئيم قبول کنند.

بر طبق ماده هفتم قانون چهارم ارديبهشت دولت مکلف است که نفت خود را با مصرف کنندگان سه سال اخير معامله کند که ما نهايت سعی را کرديم که آنها بيايند و با ما معامله کنند. اعلاناتی در ممالک خارج منتشر کرديم ولی من نميخواهم به ساحت مقدس دولت انگليس اسائه ادب کنم بلکه ميخواهم عرض کنم شرکت سابق نفت نگذاشت کسی بيايد و با ما معامله کند برای اينکه دولت ايران را بدبخت و مستأصل کند تا هر شرايطی را ميخواهند تحميل کند ملت ايران آنرا از راه استيصال قبول کند.

من لازم ميدانم عرض کنم که به ترومن گفتم دلايل ملی شدن نفت دو چيز بود. يکی سياسی و ديگری اقتصادی ما در اين ۹ ماده اينطور نوشته ايم که اکتشاف ، استخراج و بهره برداری معادن سرتاسر مملکت بايد در دست دولت ايران باشد برای اينکه اگر کوچکترين فايده ای شرکت نفت ببرد ديگران هم ممکن بود ازما همين تقاضا را بکنند. ما اين صنعت را ملی کرديم تاهيچ دولتی ازما تقاضائی نداشته باشد.

اما درمورد دليل اقتصادی به ترومن گفتم بودجه ما قريب ۳۰۰ تا ۴۰۰ مليون کسر دارد شما چطورتصور ميفرمائيد يک ملتی که تا اين اندازه کسر بودجه دارد بتواند امنيت و انتظامات را درکشور حفظ کند. در بودجه ما ديناری برای امور عمرانی وتوليدی نيست و بدين لحاظ عده زيادی از مردم اين مملکت به ادارات دولتی هجوم آورده اند که ما نمیتوانيم آنها را از ادارات اخراج کنيم ولی اگرما بودجه توليدی داشته باشيم جلوی بيکاری گرفته ميشود. اين بيکاری و عدم رضايت بخودی خود سبب ميشود صلح بين المللی را در مملکت ما دچار خطر کند. آقای ترومن هم کاملا با نظر من موافق بودند.

لازم است از وقايع روز ۱۴ آدر هم توضيحاتی خدمت آقايان عرض کنم. روی همان اصل که عرض کردم اگر نفاقی بين نمايندگان مجلس و دولت باشد کمپانی سابق استفاده ميکند. اگر اختلافی بين يکدسته از مردم اين مملکت باشد خارجی ها هم آن سوء استفاده را ميکنند. عده ای اعلان کردند که ميخواهند متينگ سيار بدهند و جلوی ميدان بهارستان جمع شوند. اين اعلان برخلاف مقررات دولت بود زيرا دولت قبل از مسافرت من ميدان فوزيه را برای متينگ و اجتماع تعيين کرده بود. همچنين مطابق مقررات سه روز قبل بايد به اداره شهربانی خبر ميدادند، اما آقايان نه به شهربانی اطلاع دادند و نه حاضر شدند به ميدان فوزيه بروند.

ما بوسيله چند بيانيه که آخرين آن درساعت ۱۱ شب پنجشنبه صادر شد باطلاع عموم رسانديم که هرکس برخلاف مقررات رفتارکند مورد تعقيب واقع خواهد شد همچنين گفتيم که ميدان فوزيه ميدان متينگ است و حق تظاهرات در غير اين نقطه را ندارند و بعد نقشه دانشگاه را آوردند و شش خيابان مربوط به دانشگاه قرار شد تحت نظارت قوای انتظامی قرار بگيرد و همين طور هم شد و بواسط اقدامات آقای وزير جنگ که من از ايشان خيلی ممنونم و همچنين وزارت کشور همين طور اقدام کرد و قرار شد عده ای پاسبان ونظامی روزپنجشنبه اين نقاط را تصرف کنند. من نميخواهم از رئيس دانشگاه که در واقعه يک ماه قبل ميبايست از تشنج دانشگاه جلوگيری ميکرد گله کنم ولی در اين باب تصميم گرفتم از تشنج جدا جلوگيری کنم.

ولی عده ای ديگر وارد خيابان شاه آباد شدند و در جلو محلس تظاهراتی کردند که منجر به اين شد که آنها را متفرق کنند و بالاخره يکی از صاحب منصبان شريف اين مملکت کشته شود. من ميخواهم بگويم که اگر اين آقايان متينگ دهندگان وطن پرست هستند نبايد دراين موقع که دولت وارد انجام يک امر مهمی است به تظاهر بپردازند. بنابراين اگر به بعضی ازآنها اگر چه صدمه ای هم رسيده باشد به هيچوجه متأسف نيستم. بايد نظامات اجرا شود اين دولت هيچ وقت موافق آشوب طلبی نيست و قويا هرکس را که مخالف انتظامات باشد تنبيه و به محاکم صالحه تحويل ميدهيم. بعد از ظهر روز پنجشنبه اتفاقی رخ داد که به هيچ وجه موافق ميل دولت نبود و باعث تأسف است. البته در هر مملکتی ممکن است اتفاقاتی بيفتد ولی اگر دولت مرتکبين را تنبيه نکرد آنوقت جای ايراد است.

ميخواهم عرض کنم که قضيه بعد ازظهر ۵ شنبه قضيه ای غير مترقبه و غير منتظره بود. به دولت نميتوان گفت چرا بعد از ظهر ۵ شنبه يک عده اوباش جمع شده و غارت کردند و دولت خيلی از اين پيش آمد متأسف است و چند نفر از قضات محترم را مأمور کرده است که در شهربانی مشغول تحقيق بشوند. من ازآقايانی که خسارت ديده اند تقاضا ميکنم نمايندگان خود را بفرستند و خسارت خود را تعيين کنند تا جبران شود.

آقايان دولت تابع مجلس است. اين دولت با يک رأی ميآيد و با يک رأی ميرود من از آقايان اقليت تقاضا دارم مطالب خود را به اکثريت مجلس ثابت کنند اگردولت قضوری نموده آقايان ميتوانند با ورقه کبود برکنارش کنند. من خدا را شاهد ميگيرم که به هيچوجه مايل نبودم دردوره انتخابات باشم و ميخواستم حق انتخاب با کسی باشد که سواد داشته باشد ولی اين وضع انجام نشد.

من روزاولی که خدمت اعليحضرت مشرف شدم گفتم راجع بمجلس مؤسسان استدعا ميکنم اين کار تأخير شود و تقاضا کردم دو لايحه به مجلس داده شود يکی راجع به مطبوعات و ديگری راجع به انتخابات.

اعليحضرت فرمودند منصورالملک را ميفرستم منزل شما اينکار را مطالعه نموده و اقدام کند. لايحه مطبوعات با مشورت آقايان روزنامه نويسان تنظيم شد ولايحه انتخابات را خود تنظيم کردم. بنده دو لايحه برای انتخابات تهيه کرده ام که در بلوکات همان قانون سابق اجرا شود ولی در شهر ها بتوانيم از اصل چهارم قانون انتخابات برای افزايش عده نمايندگان که ۶۴ نفر به عده نمايندگان اضافه شود استفاده کنيم وازاشخاص با سواد برای گرفتن تعرفه استفاده کنيم و برای هيچ کس ضرری نداشت و هر دو دسته ميتوانستند انتخاب شوند و اشخاص شهر نشين راضی شوند ولی متأسفانه لايحه بصورتی درآمد که تصويب نشد. در آن دخالت هائی کردند و نوشتند تمام رأی دهندگان بايستی با سواد باشند. بنده نميتوانم در اين باب عرضی بکنم ولی خدا را به شهادت می طلبم که درانتخابات اين دوره نميخواستم دخالت کنيم. ولی قضيه نفت سبب شد که بيايم و ناچار درانتخابات هم دخالت کنم. بيشتر ازآن جهت درامريکا ماندم که شايد کار نفت تمام شود که در موقع انتخابات نباشم.

اکنون وجدانا فکر میکنم و می بينم اگر من بروم و اين کار نفت مطابق مرام ملی ايران انجام نشود لعنت ابدی برای من خواهد بود و خواهند گفت تو آمدی کاری را شروع کردی و آن را خراب کردی ، بنابراين تا نفسم درميآيد ميمانم تا کارنفت را خاتمه دهم. حالا اگرآقايان تصور ميکنند از من کاری ساخته نيست يک رأی عدم اعتماد بدهيد من هم ميآيم و روی همه آقايان را ميبوسم و ميروم.

در خاتمه لازم است عرض کنم که ماده ۷ اجرای ملی شدن صنعت نفت به مصرف کنندگان سه سال اخير برای استفاده از منابع نفتی ايران مقدم دانسته ولی هيأت مختلط به من نوشتند دولت مختار است بهر کس که ميخواهد نفت را بخردبا مدت و يا بی مدت معامله کند. من فردا به سفارت خانه هائی که در تهران هستند می نويسم که اگر تا ده روز ديگر آمدند و با دولت معامله کردند که معامله ميکنيم وگرنه دولت ميتواند هرکس خواه با مدت يا بی مدت خواست نفت بخرد معامله کند. البته آقايان محترم راضی نخواهند شد که شرکت سابق نفت اين ملت کهنسال را به روزسياه بنشاند ودرمضيقه بگذارد و به روزی دربياورد که هرچه آنها ميگويند قبول کند ومن اين مسأله را به وجدان آقايان واگذار ميکنم و ديگری عرضی ندارم

اظهارات سخنگوی دولت
آقای دکترفاطمی معاون سياسی وسخنگوی دولت، امروز در مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشت:

امروزمتن نامه ای که به امضای آقای دکترمصدق نخست وزيربه سفير يا کاردار و يا وزير مختار وکشورهائی که درتهران هيأت نمايندگی دارند ارسال شده است. برای اجرای ماده هفتم از قانون طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت درسراسرکشور مورخه دهم ارديبهست ۱۳۳۰ دائر براينکه کليه خريداران محصولات معادن انتزاعی از شرکت سابق نفت انگليس وايران هر مقدار نفتی را که از اول سال ۱۹۴۸ تا تاريخ مارس ۲۰ ۱۹۵۱ ازآن شرکت ساليانه خريداری کرده اند ميتوانند ازاين ببعد هم بنرخ عادله بين المللی همان مقدار را ساليانه خريداری نمايند و برای مازاد آن مقادير درصورت تساوی شرايط خريد حق تقدم خواهند داشت. و در تاريخ ۱۰ تير ۱۳۳۰ به موجب دستور هيأت مختلط نفت و هيأت دولت از طرف هيأت مديره موقت شرکت ملی نفت ايران ضمن آگهی مراتب به وسيله مأمورين دولت شاهنشاهی در خارجه باطلاع مشتريان سابق نفت ايران رسيد ولی تا انقضای مدت معين هيچ يک از آنان پيشنهادی نداده و مراجعه ننموده اند.

گرچه با اين ترتيب ديگر مطابق قانون حقی برای آنان باقی نيست معهذا دولت ايران برای ابراز مزيد حسن نيت لازم دانست بار ديگر موضوع را به آن سفارت کبرا برساند تا به دولت متبوعه خود اطلاع دهند که اگر افراد يا شرکت هائی که تابعيت آن کشوررا دارا ميباشند ازتاريخ وصول اين نامه تا ده روز برای معامله خريد نفت مراجعه نکنند دولت ايران آزادی عمل جهت فروش نفت بهر مشتری که تقاضا کند خواهد داشت و در اين صورت حق تقدمی که درصورت تساوی شرايط برای خريداران سابق منظور شده بود ديگر موردی نخواهد داشت.
نخست وزير – دکتر محمد مصدق

۲۴ آذر ۱۳۳۰
پيام نخست وزير راجع به انتخابات
هموطنان عزيزم افتخار ميکنم که متعاقبا روزی با شما صحبت ميکنم که سرلوحه روزهای سال ومبارک ترين ايام جهان است زيرا روز ولادت پيامبراسلام ونجات دهنده بشر ازشرک ونفاق است. اين روز را تبريک ميگويم و برای انتخابات دوره هفدهم آن را طليعه سعادت دانسته و به فال نيک ميگيرم.

هموطنان عزيز اين پيام در شبی به شما ميرسد که فردا در قسمت مهمی از کشور انتخابات عمومی آغاز ميشود. شانزده دوره از مجلس ايران سپری شده و در تمام طول نيم قرن مشروطيت ايران هيچ وقت يک چنين فرصتی نصيب ملت ايران نشده که آزادانه و بدون دخالت عوامل داخلی و خارجی شالوده بنای سعادت و حيات سياسی و اقتصادی خود و نسل های آينده را بريزند. گاهی فرصت های دقيق و حساس نصيب اقوام و ملل ميشود که اگربا هوشياری ونظم و وحدت کلمه از آن حسن استفاده شود بدون شک جريان تاريخ و سيرزمان را به نفع خويش عوض ميکنند وبه قرن ها محروميت و ناکامی و بدبختی خاتمه ميدهند.

هيچکس منکر فرهنگ کهن و تمدن درخشان و افتخارات گذشته ايران نيست. هر کتاب تاريخی را که ورق بزنند از هوش و لياقت و استعداد پدران ما مشحون است. به موزه های دنيا که نظر می افکنند بهتر و روشن تر ميتوانند به ميزان نبوغ و هوشمندی و شخصيت نياکان ما واقف شوند.

اگرحوادثی چند مانع ترقی وپيشرفت ما شده و اگر بی لياقتی و طمع ورزی بعضی از عناصر مؤثر مملکت مجال خرابکاری و سوء استفاده به ديگران داده هرگز نبايد دليل اين فرضيه غلط بشود که روح فعال و احساسات پاک وافکار روشن ايرانی برای هميشه محو و بی اثر شده است. اشتباه سياست هائی که ميخواهند شرق هميشه مطيع و اسير آنها باشد اين است که گمان ميکنند فشارها و زجرها و سختی هائی که به اين ملل وارد آورده اند کافی است که لااقل برای چند قرن ديگرخاورميانه و نزديک درسکوت وخمود بسر برند و هوس زندگی انسانی نکنند و تا زمانی که اقويا بخواهند در حال عقب ماندگی و ناتوانی و ضعف مفرط باقی بمانند.

اگر حافظه شما ياری کند بخوبی ميتوانيد حوادث چند سال اخير را مثل پرده سينما از زير نظر بگذرانيد و مبارزات دو سه ساله اخير خود را نيز جلو چشم بياوريد و آنگاه قضاوت کنيد که چه راه دور و درازی را پيموده و از کجا به کجا رسيده ايد. پرده پوشی را کنار ميگذارم و صريح ميگويم که اراده بيگانگان در امور کلی و اساسی ما دخالت عمده داشت و چنگالهای خون آلود استعمار تا مغز و قلب ملت ايران رسوخ کرده بود.

اين يأس ونا اميدی و حالت غيرعادی که مملکت را بسقوط و بدبختی تهديد ميکرد اگر دوام پيدا نموده بود و اگر کوشش مردانه و توجه عامه در قطع دست اجانب و عمال آنان همت به خرج نميداد بعيد نبود که استقلال مملکت بکلی ازميان برود و حقيقتا جا داشت که نسل های بعدی ما را مسؤل انقراض و انحطاط کشور بشناسد و بی حسی فرزندان امروز موجبات شرمساری و خجالت نسل آينده را فراهم آورد.

من تصديق ميکنم که جماعتی هميشه سعی ميکردند که با فساد مبارزه کنند ولی تلاش های کوچک و کم اثر کافی نبود که آنرا ريشه کن کنند. انتخابات گذشته درحالی که سرنوشت آينده ايران درتاريکی عميقی فرو رفته بود شروع شد ولی مبارزه دليرانه وسر سخت مردم تهران که با کمال تهور و شهامت از حقوق مشروع خود دفاع کردند آن روزنه اميدی را که جامعه هميشه در انتظار آن بود پديد آورد و متجاوزين به آراء مردم شکست خوردند و جبهه ملی با آنکه تشکيلات وسيع و عميق نداشت پيروز شد.

اين فتح ملی اميدواری و دلگرمی مردم را آفزون ساخت و آنها را به تأييد و تقويت نمايندگانی که به مجلس فرستاده بودند وادار کرد. مبارزه آَشتی ناپذير نفت که از دوره ۱۴ و ۱۵ آغاز شده بود از اول اين دوره قوت گرفت و نورانی ترين صفحات جهاد مقدس يک ملت دلير و شجاع در طول ۲۵ ماه گذشته تکوين گرديد. ملل ديگر که بيش از نيم قرن دچار زحمت شده و خون جگر حوذده اند هنوز موفقيتی را که شما در اين مدت کوتاه بدست آورده ايد پيدا نکرده اند. شما در راه تحصيل اين موفقيت براثر موقع شناسی زجر و مرارت زياد متحمل نشده و اين راه را که در زمان عادی پيمودنش خالی از وحشت و اشکال نبوده است درحساس ترين اوقات با قدمهای مطمئن و با شجاعت و جسارت با حساب طی کرده ايد اکنون قدم های آخر را به سوی موفقيت بايد برداشت و قدم آخر اين موفقيت انتخابات دوره هفدهم ميباشد.

آنچه را دولت با هدف تأمين آزادی و تضمين اين مسلم ترين حق مشروع جامعه در اختيار داشت و دارد با نهايت خلوص و صميميت انجام داده و ميدهد. مأمورين مؤثر ولايات را با آنکه نقل و انتقال آنها خالی از اشکال نبود به سرعت تعويض کرد و دست هائی را که ميخواستند از راه نفوذ در دواير دولتی جلوی آزادی عمومی را بگيرند بدين صورت قطع نموده. من مصمم بوده و هستم که بهر قيمت شده آنچه را از پشت تريبون مجلس شورای ملی به مردم گفته و وعده داده ام به مرحله اجرا و عمل درآورم و هر خطری را که در اين راه وجود داشته باشد با جان و دل استقبال کنم. من تشخيص داده ام که بدون يک مجلس ملی که مظهر اراده و تمايلات اکثريت مردم ايران باشد نه تنها کاری از پيش نخواهد رفت و کوشش های بی ريا و صادقانه ملت به باد فنا ميرود بلکه بدون چنين مجلسی موجوديت و استقلال وطن ما در مخاطره عظيم قرار خواهد گرفت.

اين انتخابات در سرنوشت فردای مملکت بقدری مهم و مؤثر است که اگر کسی در دادن رأی يا در اظهارنظر و ابراز عقيده اهمال و مسامحه کند و يا با بی اعتنائی و لاقيدی اين وظيقه وطنی را برگذار نمايد به خانواده و شهر و کشور خود ظلم و ستم روا داشته است. مردمان پاک و وطن پرست که سابقه کار و طرز رفتارشان با خدمت گذاری و صراحت و مبارزه با نفوذ اجنبی توأم است از هر دسته و طبقه ای که باشند خواهند توانست مظهراراده ملت فداکار و قهرمان ما قرار گيرند.

درنظر من همه مردم خدمتگذار و صميمی به مصالح اين آب و خاک يکسان هستند و دولت در موقع انتخابات وظيفه ای ندارد جر اينکه آراء عمومی را از دستبرد و چپاول و تعويض صندوق ها حفظ کند و محتاج به ذکر نيست که دولت برای انتخابات نامزدی ندارد. هر کس را که مردم انتخاب کنند و رأی اعتماد خود را به او بسپارند مورد علاقه و احترام قلبی اين دولت است و تنها آرزوئی که من در ايام آخرعمر خود دارم اين است که موفق بشوم انتخاباتی را که پنجاه سال در راه تحصيل آزاديش مبارزه و مجاهده کرده ام به بهترين صورت به پايان برسانم.

هموطنان عزيز ، حق دارم که برای نيل به يک چنين افتخار و خدمت ملی دست توسل و کمک بسوی شما دراز کنم و از صميم قلب درخواست نمايم که با حفظ نظم و آرامش رعايت آزادی ديگران و احتراز از ماجراجوئی و تشتت در ايامی که دنيا نگران طرز رفتار و نحوه اين انتخابات است نگذاريد کاری شود که دشمنان ما موجبات سر شکستگی و شرمندگی ما را فراهم کنند و دشمنان کينه توز ما فرياد برآورند که ملت ايران آماده برای قبول آزادی نيست.

رعايت نظم و ترتيب و عدم تشتت و تفرقه بايد منظور نظر باشد. به خصوص در اين موقع که دشمنان مملکت ميخواهند بين ما نفاق و تفرقه ايجاد کنند و حوادثی بوجود آورند که ملت ايران را از نيل به مقصود محروم نمايند.

هموطنان عزيز آرزوی من اين بودکه طرح اصلاحی انتخابات که در دوره ۱۴ تقديم مجلس نموده ام در اين دوره به تصويب برسد و انتخابات برطبق آن صورت گيرد و چون اين طرح به تصويب نرسيد هيچ ميل نداشتم با قانون فعلی کار انتخابات را به عهده گيرم ولی کار نفت هنوز به انجام نرسيده و حريف ما پيوسته اميدوار است وضع را دگرگون کند و با اعمال نفوذ درانتخابات نگذارد نمايندگان حقيقی مردم به مجلس هفدهم بروند تا بدين وسيله بتواند هر منظوری دارد در دوره آينده عملی کند. به اين دليل وظيفه ملی خود دانستم که انتخابات را با همه مشکلات آن به انجام رسانم و با تمام قوا برای تأمين آزادی ملت ايران در انتخاب نمايندگان خود مجاهده کنم. اميدوارم به کمک و همت شما نمايندگان حقيقی ملت به مجلس هفدهم بروند و نقشه های حريف نقش برآب شود و اميد هر نوع نفوذ و مداخله اجنبی در امور داخلی ما در آينده قطع گردد.

درپايان اين گفتار بار ديگر لازم ميدانم تصريح کنم که هر يک از مأمورين کشوری و لشگری اگر کوچکترين مداخله نامشروع در انتخابات بکنند يا اعمال نفوذ و توصيه در حقی که مربوط به آحاد و افراد مملکت است بکار برند به شديدترين مجارات قانونی خواهند رسيد و بلافاصله در هر طبقه و مقامی باشند تسليم محاکم ميشوند. يقين دارم در پناه حفظ انتظامات و آرامش واقعی ملت رشيد و عزيز ايران در ايجاد يکی از درخشان ترين ادوار تقنينيه توفيق کامل خواهند يافت. اين نکته را نيز اضافه ميکنم که ماجرا جوئی و تهديد آزادی مردم و تطميع ازطرف هرکس و هرجمعيت که باشد وظيفه مأمورين انتظامی است که با کمال قدرت ازآن جلوگيری نمايند و راه ابراز رأی آزاد را برای همه مردم هموار سازند.

شروع انتخابات در روز ۲۶ آذر

ساعت ۹ و ربع روز ۲۵ آذر ۱۳۳۰
امروزآقايان قضات دادگستری که به سمت بازرسان قضائی انتخابات استان ها و شهرستانها طبق قرعه تعيين شده بودند درمعيت اعضای شورايعالی انتخابات، آقای اخوی دادستان کل و آقای اميرعلائی وزير دادگستری و آقای دکتر فاطمی معاون نخست وزير در منرل آقای نخست وزير حضور يافتند. نخست آقای نخست وزير تصويب نامه انتخابات را قرائت نمود و اظهار داشت من بسيار خوشوقتم که از ميان قضات پاکدامن دادگستری عده ای را برای انجام بزرگترين خدمت ملی به قيد قرعه برگزيده شدند و امروز برای نظارت در قانونی که با سرنوشت ممکمت ما تماس دارد و حقوق آحاد مردم در آنجا تضمين و تأمين است به ولايات اعزام ميشوند.

آقايان مورد اعتماد مردم و افکار عمومی هستيد و به همين جهت به خدمتی مأموريت پيدا ميکنيد که رابطه مستقيم با افکارعامه دارد من يقين دارم که برای انجام اين وظيفه بزرگ ازهرگونه مجاهدتی دريغ نميکنيد و اين مأموريت را آن طوری که هم ميهنان شما انتظار دارند از روی کمال وجدان و عدالت و قانون انجام خواهيد داد.

آقايان محترم، اگر حسن نيت باشد همه کارها به آسانی حل ميشود و مشکلات را يکی بعد ازديگری ازپيش پای خود برميداريد واگرخدای ناکرده حسن نيت در ميان نباشد هيچ کاری بروفق مصالح مملکت و مردم انجام نخواهد شد. درايران قوانين برای همه کار هست اساس مطلب اين است که صلحا مأمورين اجرای قوانين باشند آنوقت بدون ترديد در تمام شئون مملکت اصلاحات انجام ميشود ولی با مجريان فاسد و بد بهترين قوانين مضرترين نتيجه را خواهد داد. ما اگر بخواهيم با افتخار و استقلال و سربلندی زنده بمانيم نبايد از کشته شدن بترسيم ، خدا ميداند خود من هر وقت از خانه بيرون ميروم اميد بازگشت بخانه را ندارم زيرا ازروزی که قبول مسؤليت کردم با تشخيص اين بوده که در راه انجام وظيفه و خدمتگزاری هميشه انواع خطرات موجود است.
اعتراضات مجدد نمايندگان اقليت
تيمورتاش ، نظر باينکه امروز۲۶ آذر انتخابات دوره هفدهم قانون گذاری شروع ميشود و دولت اعلام کرده که راديو برای تبليغات انتخاباتی در اختيار همه دستجات گذارده ميشود نمايندگان اقليت و مديران جرايد مستقل پايتخت که در مجلس شورای ملی متحصن ميباشند تقاضا دارند ساعتی برای فردا شب تعيين وقت کند که آقای جمال امامی به نمايندگی آقايان متحصنين در مجلس مبارزه انتخاباتی را افتتاح کند و يک ساعت وقت راديو در اختيار نماينده اقليت باشد و بعد از آن هم در تمام مدت انتخابات هر شب يک ساعت وقت برای تبليغات انتخاباتی نمايندگان اقليت تخصيص داده شود.

در جلسه گذشته عرض من در مورد ارمغانی بود که آقای دکتر مصدق از شورای امنيت برای ما آوردند آن روز دو نفر از آقايان راجع به اين مسأله اعتراض کردند و گفتند ما صلاحيت ديوان لاهه را به رسميت نشناختيم ولی بعد فرمودند که ما تصور کرديم که اگر خودمان برويم و راجع به عدم صلاحيت دفاع کنيم مؤثر تر است لذا تصميم گرفتيم به لاهه برويم. بنظر من ديوان لاهه محکمه ای است که آن رأی ظالمانه را در مورد ما صادر کرده است. بعد آقايان رفتند به شورای امنيت و از حقوق ما دفاع کردند.

ما از اين بابت متشکريم ولی چيزی را که برای ما ارمغان آوردند اين است که همان محکمه ای که صلاحيت آن را رد کرده بوديم دوباره مأمور رسيدگی به کار ما شد. من نميدانم چه حوادثی پيش آمده که ما بايد تصورکنيم که ديوان بين المللی دادگستری اين بار به نفع ما رأی خواهد داد.

آقای دکتر مصدق چندی قبل فرمودند که نقش انگليس ها اين است که با تضعيف مالی ما را به زانو درآورند و بعد فرمودند که ما ۴ ماه وقت داريم تا در عرض اين مدت کار نفت را تمام کنيم. من از جناب پيشوا ميپرسم با وجود چنين اعترافی چطور شده که ايشان موافقت فرموده اند که مدتی جلسه ديوان لاهه به تأخير افتد تا اين ۴ ماه زودتر تمام شود و ما از لحاظ اقتصادی به زانو درآئيم؟

من و رفقای من از روز اول به ملی شدن نفت رأی داديم زيرا تنها راه برای از بين رفتن قرارداد ۱۹۳۳ ملی شدن نفت است. من نفهميدم چه شد که تا چند ماه خلع يد عملی نشد تا آنکه آقای مکی به خوزستان رفتند وخلع يد نفت را عملی کردند ونميدانم عرض اين مدت انگليس ها چقدر نفت خام ذخيره کردند؟ به نظر من تغيير ماده ۷ قانون ملی شدن نفت سياست کلی کشور را دگرگون ميسازد. حق بود که آقای دکتر مصدق ميآمدند و می گفتند ما ميخواهيم سياست کشور را عوض کرده و خود را به بلوک شرق و جبهه کمونيسم نزديک کنيم.

در دوره چهاردهم کافتارادزه پيشنهادی برای امتياز نفت شمال داد و يکی از افتخارات دکتر مصدق اين است که با اين پيشنهاد مخالفت کردو نگذاشت که اين پيشنهاد تصويب شود. آيا امروزايشان ميفرمايند ما بايد با شوروی معامله کنيم و بلوک شرق را در سرنوشت خود مداخله دهيم؟

من از ايشان تقاضا ميکنم نفت را همان طور زير زمين دفن کنند و اجازه ندهند کشور ما به طرف کمونيسم سوق داده شود.

همه آزاديخواهان جهان اين جمله را ميدانند که « ما به اراده ملت به اينجا آمده ايم و جزبا زور سرنيزه از اينجا خاررج نميشويم » اين جمله ميرابو پدر آزادی فرانسه است. اما بعد اسنادی بدست آمد که گوينده اين جمله با لوئی شانزدهم مظهر استبداد فرانسه بند و بست داشت و به همين جهت ملت فرانسه جسد او را آتش زد. حالا من اميدوارم دربين ما ميرابو وجود نداشته باشد.

شوشتری ، ميگويند چون نميگذارند وکلای اقليت وکيل بشوند آنها متحصن شده اند. اين موضوع صحيح نيست و ما نفع شخصی را در نظر نداريم. ملت ايران که به رشد سياسی و ملی خود رسيده قضاوت صحيح خواهد کرد. آقای دکتر مصدق از روزی که نخست وزير شده تمام قدرت خود را برای فنای منتقدين بکار برده است. ما ميگوئيم در عرض ۸ ماه حکومت مصدق غير از حرف و هوچی گری چيزی تحويل نگرفته ايم. ما مدتی صبر کرديم و بعد که فهميديم عمل آقای مصدق با حرفشان منطبق نيست ناچار گرد هم جمع شديم و عليه ايشان قيام کرديم.

قبل ازعزيمت به ايشان به امريکا ما سکوت کرديم و دم فرو بستيم. پس ازمراجعت ايشان و اظهارات بی اساس ايشان ناچار سکوت را شکستيم و مبارزه را آغاز کرديم زيرا بيم آن ميرفت که عظمت ايران بدست اين مرد مرموز درهم شکسته شود. شما را بخدا جواب ايشان در روز سه شنبه آيا با سؤالات ما وفق ميداد؟ مگر ما پرسيده بوديم شما در امريکا چه کرده بوديد؟ بنده روز اول گفتم که ايشان اهل کار نيست ، کار مثبت عقل سليم و از خود گذشتگی لازم دارد. اين آقا فقط وجاهت خود را ميداند. آيا در عرض اين ۸ ماه غير از تهی شدن خزانه مملکت و خرج چهارده ميليون ليره و هشت مليون دلار و ترويج هرج و مرج و نفاق و شقاق کار ديگری کرده است؟

مصدق همشيره زاده فرمانفرما هرچه ميخواهد بکند وروزی نامه های او هرچه ميخواهند بنويسند ولی ما روزی مبارزه را شروع کرديم که هنوز صحبت ازانتخابات نبود. اگرما فکر انتخابات درسرداشتيم از همان روز اول به اين دولت می چسبيديم. برای برگشت افکار و انحراف مردم از نفت مصدق موضوع انتخابات را پيش کشيد و سعی کرد وکلا را در خوف و رجا نگه دارد. ما مردم را بيدار خواهيم کرد و به عموم مجامع بين المللی اثبات خواهيم کرد که انتخابات دوره هفدهم برخلاف قانون و روی آزادی نيست.

مصدق وآقای کاشانی ميخواهند افرادی رامنصوب بنمايندگی نمايند. من ممکن است يکی چند روز به حوزه انتخاباتی و سايرنقاط بروم و اسناد مداخله را جمع آوری نموده ودردسترس دنيا بگذارم. بيان ايشان در جلسه قبل طوری بود که از واقعه پنجشنبه ۱۴ آذر متأسف نيستند. آيا اين عمل با مملکت داری و مسلمانی وفق ميدهد؟

آقای دکتر مصدق من بخاطر دارم که تقريبا ۳۰ سال قبل آقای خليلی در روزنامه اقدام مقاله ای نوشته بود و درآن مقاله انحراف شما را به استناد کتابی که نوشته بوديد از توحيد ثابت ساخته بود شما در آن تاريخ به عده ای از علما متوسل شديد که فايده نبخشيد بالاخره به آقای سيد اسدالله خرقانی متوسل شديد و آن مرحوم خواست ماست مالی کند ولی نتيجه نداد چون در اين تاريخ اطلاع پيدا کرديد کتاب شما را بدست آورده اند و ميخواهند مردم را به افکار و حقايق شما آشکار سازند پيشدستی کرديد که مبادا انتشار کتاب شما را به جامعه معرفی سازد.

آقای دکتر مصدق آشنايان به دوران شما شايد هنوز از سابقه شما و رياست ماليه شما در خراسان اطلاع داشته باشند ، مگر شما همان کسی نيستيد که با وکيل الملک پدر مرحوم علی اکبر دبير سهرابی همدست شده و با شيخ محمد نام رزاز نوکر مرحوم سيد علی اکبر مجتهد تفرشی اسناد و فرامين قراء قوچان را مثل قريه فرحواز و هی هی و غيره که مرحوم امير سهرابی ۷ سال قبل از فوتش با ارشاد اينجانب به مرحوم اسدی صلح کرد و آن مرحوم وقف برای ساختن بيمارستان نمود جعل نموديد.

مگر شما برای آقاخان محلاتی پدر آقاخان فعلی نشان و حمايل و فرمان مخصوص نفرستاديد؟ و وقتی مظقرالدين شاه باين عمل واقف شد شهرت يافت که ميخواهد دست شما را قطع کند و با توسل به مرحوم سيد علی اکبر تفرشی شاه از شما صرفنظر کرد و در جلو تخت مرمر به فلک بسته شديد و چوب نخورديد و تبعيد به فرنگستان گرديديد؟ آيا هيچ فکر ميکرديد من درتمام زندگانی سياسی و آشنائی شما حاضر نشدم حتی يک مرتبه در خانه شما قدم بگذارم برای چه بود؟ برای اينکه ازپير مردان و معتمدين مکرراين قصه و قصه های ديگر را ازشما شنيده بودم.

ديروز عده زيادی از مردمان محترم که بديدن آقای جمال امامی و متحصنين آمده بودند آقای محترم فاضلی که با شما دو سال قبل در دربار تحصن جسته بود صريحا اظهار داشت شما در مدت تحصن در دربار حتی يک مرتبه نماز نخوانديد. آقای مصدق شما نماز نميخوانيد و خيال ميکنيد ما آنرا فراموش کرده ايم؟ هرقدر ميتوانيد سلب آزادی از ما بنمائيد ما هم ناچاريم شما را به مردم معرفی کنيم. اسنادی از شما در نزد آقای جمال امامی موجود است که همه اصرار دارند فاش شوند و در مجلس بخوانند ولی ديشب ايشان صريحا فرمودند من از خارجی ها خجالت ميکشم که نخست وزير ايران را با اين اسناد معرفی کنم.

آقايان نمايندگان ، شما نطق دکتر مصدق را در راديو شنيديد با هر بيان فريبنده و شيرين بود ولی شما را به خدا آيا سزاوار بود آقای مصدق نمايندگان مجلس شانزدهم را که به اتفاق کلمه به ملی شدن نفت رأی دادند وکلای تحميلی خطاب کنيد؟ درآينده مردم ايران قضاوت خواهند کرد که انتخابات ايشان چه صورت داشته آيا آزاد بوده يا انتصابی؟

دکتر شايگان ، من از اقليت متشکرم که درباب يک مسأله مهم مملکتی خواهان توضيح شده اند و آن مراجعه به ديوان دادگستری بين المللی است. درباب شورای امنيت آقايان محترم نمايندگان اقليت گفتند ما نتيجه ای از شورای امنيت نگرفته ايم. اين مطلب اشتباه است. تقاضائی که دولت انگلستان ازشورای امنيت کرده بوداين بود که آن چيزی که به عنوان اقدام تأمينيه از طرف ديوان بين المللی تعيين شده بود آن را دستور اجرا بدهد و بعد هم که بعون الله ما موفق شديم انگليس ها را اخراج کنيم در آن تغيير داده و گفتند صرفنظر از اين قسمت بقيه اقدامات تأمينيه را شورای امنيت دستور اجرا بدهد. و اما آنچه را که ما ميخواستيم اين بود که شورای امنيت اين مطلب را رد کند و بگويد در صلاحيت ما نيست.

اول کاری که شورای امنيت کرد اين بود که خواسته دولت انگليس را رد کرد ولی از آن جائی که طرفدار زيادی داشت و خود شورا نمی توانست رسما عليه آنها رأی دهد آمد و رائی داد که برای انگلستان نفعی نداشت ولی برای ما مفيد بود. يعنی فرمولی پيدا کرد و گفتند تا وقتی که دادگاه بين المللی دادگستری درباب صلاحيت خود اظهار نظر نکرده ما اين قضيه را مسکوت ميگذاريم. آنها که به جريانات بين المللی آشنا هستند ميدانند که با اين رأی چه پيشرفت عظيمی نصيب دولت ايران شده و حال شايد بفرمائيد که چون من طرفدار دولت دکتر مصدق هستم اين امر را عرض ميکنم ولی اين طور نيست و خود امريکائی ها در مجلات و روزنامه های خود نوشتند که دکتر مصدق فاتح شد و انگلستان شکست خورد.

مجله لايف همان روز عکس دکتر مصدق را کشيد و با يکی از خنده های عميق مخصوص به خود ايشان و بعد هم عکسی از سر گلادوين جپ کشيد که بسيار متأثر است و بعد زير آن نوشته بود که دکتر مصدق از رأی شورای امنيت خندان و جپ گريان است و اما راجع به ديوان دادگستری بين المللی که مطالب در اين امر برای اقليت روشن نيست.

اقدام دولت در مرحله اولی و آخری يکی نبوده است. بايستی عرض کنم که دولت مصدق در سياست داخلی و خارجی خود مايل به استتار نيست و ميل دارد تمام نمايندگان ملت از آن مطلع شوند. در مرحله اولی که اين قضيه شکايت انگليس به دادگاه لاهه پيش آمد ما خوف داشتيم با تسلطی که دولت انگليس در مؤسسات بين المللی دارد ممکن است از آن مؤسسه رأيی صادر شود که مضر با ملی شدن نفت باشد و اين ترس باعث شد که ما بگوئيم به هيچ نحو از انحاء در کار ديوان شرکت نميکنيم ولی ضمنا برای اينکه حرف حق خود را هم به سمع قضات دادگاه رسانيده باشيم آمديم و با از خود گذشتگی کامل و کمی وقت دلايل خود را نوشتيم و آنرا با دو دليل قوی يکی راجع به عدم صلاحيت محکمه و ديگری راجع به عدم اهليت مدعی فرستاديم برای ديوان و چون ما را غافلگير کرده بودند ما تصميم گرفتيم که يک شخص مطمئنی دلايل ما را زودتر به لاهه ببرد و خودش هم شفاها با قضات صحبت کند. بعد از اين اقدام دادگاه نهايت بی انصافی را کرد و قراری صادر کردند که بالاتفاق تصويب نشد چون بی عدالتی کرده بودند. درمورد اينکه آيا ما بايد ميرفتيم در دادگاه شرکت ميکرديم يا نميکرديم بحث درازی شده است. عده ای ميگويند اگر ما ميرفتيم و دفاع ميکرديم و اين رأی صادر ميشد و بعد آنرا اجرا نميکرديم به ضرر ملت ايران تمام ميشد. اما دسته ديگر ميگويند اگر شرکت کرده بوديم و دلايل خود را ميگفتيم اين رأی صادر نميشد.

اما وضع فعلی با وضع سابق تفاوت کلی دارد، چند اتفاق تازه افتاده که سبب ميشود ما برويم و در دادگاه شرکت کنيم. يکی اينکه گفته ميشود اولا امروز خلع يد از آنها شده است. ثانيا اين است که دولت انگليس اصالتا و وکالتا از طرف شرکت نفت ملی شدن صنعت نفت را به رسميت شناخته است و مطلب سوم اين است که به نظر ما تجربه ای هم بدست آمده و در شورای امنيت ديديم اين کار به ضرر انگلستان تمام شد يکی از نظر رأيی که به ضرر آنها بوده و ديگر از نظر اينکه دولت ايران موفق شد مظالم شرکت نفت را به سمع دنيا ارزان و مناسب برساند يعنی کاری را که آقايان ميخواسنتد با ميليونها دلار بکنند با شرکت ما در جلسه شورا عملی شد.

آما اين مطلب که آيا اين دفعه به ديوان برويم يا نرويم هنوز در بحث است و هنوز هيچ نوع تصميمی درباب صلاحيت بلکه حتی در امر شرکت هم گرفته نشده است. يک مرحله اين است که ما تصميم بگيريم که آيا بايد شرکت کنيم يا نکنيم و چون هنوز تصميم گرفته نشده آقايان اقليت ممکن است تشريف بياورند به هيأت مختلط و نظرات خود را بگويند. اما مرحله دوم اين است که تازه اگر شرکت کنيم شرکت ما دال بر شناسائی صلاحيت ديوان بين المللی دادگستری نيست بلکه شرکت ميکنيم تا بگوئيم شما صالح برای رسيدگی به اين کار نيستيد رأيی که در مرحله اول عليه ايران دادند اين بود که اقدامات تأمينيه را ترتيب دادند و حرف ما اين بود که ميگفتيم آقای محکمه تو حق نداری قبل از تعيين صلاحيت قرار تأمينيه صادر نمايی ولی الان وضع اين نيست و امر داير بر اين نيست که آيا اول راجع به صلاحيت حرف بزنند يا امر ديگر بلکه امر داير بر اين است که حالا صحبت از ماهيت دعوا در ميان است و طبق آئين نامه دادگاه اول بايد در صلاحيت تصميم بگيرد و بعد وارد ماهيت دعوی شود.

اما درمورد مخارج مسافرت بنده، باز آقايان حرفهائی زدند وگفتند که يکصد و پنچاه هزار تومان خرج کرده ايم ولی من عرض کردم فقط هشتصد ليره بما دادند و الان هم رسيد دولت مبنی بر اعاده سيصد ليره بقيه اين پول حاضر است که آنرا تقديم مقام رياست ميکنم.

من شنيدم در اينجا گفته شد که بچه مدير روزنامه چلنگر را کشته اند من لرزيدم ولی بعد که رفتم و تحقيق کردم ديدم چنين چيزی صحيح نيست و اصلا حتی در همسايگی مدير چلنگر هم بچه ای کشته نشده است. صبح روز شنبه من در منزل آقای دکتر مصدق بودم و خبر دادند که عده ای رجاله ريخته اند در خانه مدير روزنامه فرمان و آنجا را غارت کرده اند. فورا من و آقای مکی و آقای دکتر فاطمی رفتيم به خانه آقای مدير روزنامه فرمان و معلوم شد حتی يک شيشه از خانه ايشان هم شکسته نشده است. بنابراين آقايان حرف حق بزنيد تا مردم از شما پيروی کنند.

تمام آقايان ميگويند ما ميخواهيم ايجاد يک دمکراسی صحيح بکنيم. اين اقليتی که ميخواهد حکومت کند يا بايد اختيار و قدرت خود را از ديکتاتور بگيرد و حکومت را بدست يک قلدر بسپارد که ملت ايران آنرا ردکرده و آقايان هم اين را قبول ندارند يا اينکه بسوی يک طرز حکومت ديگر روند و قدرت را از ملت بگيرند کسی که ميخواهد از ملت قدرت بگيرد بايد در رفتار و کردارش محتاط باشد. تمام ملت فيلسوف و عالم نيستند و شما بايد مردم را نگهداريد. شما نبايد به ملت فحش بدهيد. شما درس خوانده هستيد، شمائی که ميخواهيد اين ملت پشت سر شما باشند حق نداريد احساسات اين مردم را جريحه دار کنيد. شمائی که ميخواهيد استفاده از آراء مردم بکنيد بايستی با تمام هوش و ذکاوتی که داريد از مردم بد نگوئيد. ما هم اقليتی بوديم در برابر حکومت رزم آرا ، اگر من مقوائی با رزم آرا مبارزه ميکردم برای اين بود که وقتی از اينجا بيرون ميرفتم مردم مرا روی دست بلند ميکردند. شما که نه مردم را قبول داريد نه حکومت را پس با کدام قدرت ميخواهيد حکومت کنيد؟

۲۸ آذر ۱۳۳۰
نامه نمايندگان اکثريت به رئيس مجلس
چون درجلسه اخيرمجلس بعضی ازناطقين اقليت فعلی اهانت وبی ادبی هائی به يکی ازشخصيت های بزرگ عالم اسلام وايران يعنی حضرت آيت الله کاشانی نموده اند بنابراين امضا کنندگان ذيل مادام که جلوگيری از اين قبيل جسارت ها نشود و رفع اهانت به عمل نيايد ديگر در جلسه رسمی شرکت نخواهيم کرد.

۵ ديماه ۱۳۳۰
استيضاح دولت
امضاکنندگان زير دولت مصدق را نسبت به موارد زير استيضاخ ميکنيم.

۱- تخلف از قوانين کشور ۲ – سلب آزادی و امنيت از افراد ملت ۳- سوء سياست اقتصادی، ۴ – عدم مراعات احترام مجلس شورای ملی
جمال امامی، دولتشاهی، شوشتری، سنندجی، تيمور تاش ، فولادوند، پاليزی، پيراسته ، غضنفری ، پناهی ، اعظم زنگنه ، مهدوی

۸ ديماه ۱۳۳۰
مذاکرات نخست وزير با سفير امريکا
نظر به اينکه در هشتم ماه دسامبر يعنی ۲۰ روز قبل موعد قرارداد منعقده بين دولتين ايران و امريکا منقضی شده و هنوز دولت ايران نظر خود را برای تجديد يا تمديد قرارداد مزبور به دولت امريکا اطلاع نداده است لذا آقای هندرسن در ملاقات اخير خويش با آقای دکتر مصدق بدوا نظر دولت ايران را در اين زمينه استفسار کرده است.

همچنين آقای هندرسن برای آنکه نخست وزير از شرايط کمک امريکا به ايران مستحضر گردد متن قانون کمک امريکا را که به تصويب کنگره امريکا رسيده است در اختيار آقای نخست وزير قرار داده است. بر اساس اين قانون کشورهای کمک گيرنده قبلا بايد موافقت خود را با شرايط مزبور اعلام دارند تا بتوانند از کمک های امريکا استفاده کنند.

قانون کمک نظامی و اقتصادی امريکا به کشورهای جهان شامل ۶ ماده است که دول استفاده کننده ناگزير هستند کليه مواد آنرا قبول نمايند و چون در يکی از مواد آن صراحتا اشاره شده است که امضا کنندگان پيمان به منظور حفظ صلح بين المللی بايد از محل کمک های امريکا نيروهای دفاعی خود را تقويت نموده و بدين ترتيب به نيروهای تدافعی بين المللی کمک نمايند. لذا آقای دکتر مصدق قبول اين ماده را چون خلاف مصالح عمومی کشور دانسته و معتقد هستند اجرای قانون مزبور با استقلال سياسی ايران منافات دارد و لذا ادامه مذاکرات فيمابين به بعد موکول خواهد گرديد.

دلايل رد پيشنهاد از طرف نخست وزير ايران به دلايل زير ميباشند.

اول – دولت ايران بنا بر مندرجات منشور سازمان ملل متحد برای مجاهدت در راه تأمين صلح بين المللی تعهداتی دارد.
دوم – ميزان کمکی که امريکا به موجب پيمان مورد بحث به ايران خواهد داد به اندازه ای کم است که حاجتی به قبول چنين تعهدات سنگينی نيست.
سوم – استفاده دولت ايران از کمک امريکا و قبول هرگونه تعهد منوط به تصويب مجلسين ايران ميباشد.

بنا به اظهار سخنگوی وزارت امور خارجه ايران چون مذاکرات فيمابين مقامات ايران و امريکا در زمينه شرايط استفاده از کمک های امريکا در مرحله ابتدائی ميباشد هنوزنميتوان درمورد آن اظهار نظر قاطعی کرد.

۱۷ ديماه ۱۳۳۰
اعتراض به طرح نمايندگان اقليت
تعداد ۱۰۰ نفر ازنمايندگان بازرگانان، اصناف وپيشه وران امروزبه عنوان اعتراض به طرح نمايندگان اقليت در مورد نظارت بر انتخابات با رئيس مجلس شورای ملی ملاقات نمودند. در ابتدای جلسه که به غير از آقای رئيس آقايان دکتر معظمی ، مکی ، ملک مدنی ، شايگان ، حائری زاده ، بقائی و محمد علی مسعودی حضور داشتند محمد حسين راسخ افشار از طرف نمايندگان بازرگانان و اصناف اظهار داشت ما آمده ايم تا از تصميمات گذشته مجلس نسبت به وضع قوانين مفيد تشکر کنيم و همچنين متذکر شويم که اقدامات دولت در امر انتخابات تاکنون مورد قبول ملت ايران بوده و اگر احيانا متصديانی بوده اند که مورد سوء ظن واقع شده اند آنها را هم تعويض کرده اند.

طبق قانون انجمن مرکزی است که ميتواند به صحت و سقم انتخابات نظر بدهد و تاکنون در دنيا قانونی تصويب نشده که به مدعی حق نظارت بدهد. وکيلی که امروز برکرسی مجلس نشسته مدعی است از برای آن کس که ميخواهد دوره بعد وکيل شود بنابراين چطور ميتوان او را در امر انتخابات حاکم نمود و به او اجازه داد که هر انتخاباتی را دلش ميخواهد نقض کند و هر انتخابات ديگر را تأييد نمايد؟

آقای مکی اظهارداشت من خيلی خوشوقتم که ملت ايران بيدار شده و در هر امری از امور کشور اظهار نظر مينمايد. البته بازار هم يک واحد سياسی است که هر وقت خواسته اند مطالب خود را با آقای رئيس مجلس درميان نهاده اند. حربه نماينده در مورد عمليات خلاف قانون دولت بايد استيضاح و سؤال باشد نه اينکه درامور اجرائيه دخالت کند. ما البته از استيضاح هم نگرانی نداريم زيرا در شرايط کنونی استيضاح موقعيتی بدست دولت داده تا مطالب خود را به ملت ايران بگويد و به او نشان دهد که برای نجات از استعمار يک راه بيشتر در جلو ندارد.

روزنامه تريبون دوناسيون اخيرا نوشته در وزارت خارجه انگليس دو فکر هست يا آنکه کاشانی مصدق و مکی را ترور کرده و ازبين ببرند و يا اينکه بدست ساير مقامات حکومت ديکتاتوری برپا کنند.

نامه رئيس مجلس به نخست وزير و پاسخ دکتر مصدق
جناب آقای نخست وزير، چون سه فوريت طرح نمايندگان داير به تعيين يک هيأت نظارت ازطرف مجلس برای رسيدگی بامورانتخاباتی تصويب شده و اينک بايد اصل آن مطرح گردد و از طرف ديگر طبق ماده ۱۱۶ آئين نامه داخلی هنگام طرح لوايح و طرح ها وزير مسؤل يا معاون وی بايد در جلسه حضور داشته باشند و اينک وزير کشور مستعفی و معاون ايشان نيز به مجلس معرفی نشده است لذا متمنی است يک نفر را برای حضور در جلسه علنی و شرکت در دفاع طرح معرفی فرمائيد.

پاسخ نخست وزير
مقام محترم رياست مجلس شورای ملی، نامه جنابعالی عرض وصول ارزانی بخشيد و چون در جلسه ۱۹ آدر که بنده برای شرکت درجلسه علنی به مجلس آمده بودم تماشاچيانی با اسلحه در مجلس حضور داشتند که مقصودشان اجرای توطئه عليه اينجانب بوده و برحسب پيش آمد نقشه آنان عملی نشده و اينجانب از آن جلسه جان سالم بدر بردم اکنون هم که حضور اينجانب ضرورت دارد چون انتظامات داخلی مجلس از وظايف آن جناب است تمنا دارم بفرمائيد بچه ترتيب امنيت جلسه را تأمين خواهيدفرمود تا پيش آمدی نظيرآن روی ندهد؟

پاسخ رئيس مجلس به نخست وزير
چون همانطور که گفته شد طبق ماده ۱۱۶ آئيننامه داخلی رئيس مجلس بايد به وزير مسؤل يا معاون او اطلاع دهد که در موقع مذاکره درباره طرح و لوايح در جلسه علنی شرکت نمايد لذا نامه قبلی صادر شد و منظور اين بود که جنابعالی يکی از اين آقايان را تعيين بفرمائيد.

اما راجع به توطئه ۱۹ آذر ماه که اشاره کرده بوديد عده ای از تماشاچيان اسلحه داشته اند گرچه خود من در آن جلسه مجلس را اداره نميکردم ولی طبق تحقيقاتی که بعمل آمده به هيچ تماشاچی با اسلحه اجاره ورود تاکنون داده نشده است و همانطور که در موقع تحصن جنابعالی انتظامات داخلی مجلس که از وظايف اينجانب است حفظ ميشد خاطر محترم مطمئن باشد که از اين پس نيز هر وقت به مجلس تشريف بياوريد انتظامات مجلس از هرجهت تأمين بوده وانتظار وقوع هيچ پيش آمد سوئی نخواهد بود.

۲۳ ديماه ۱۳۳۰
نوشتاری از دکتر گريدی سفير سابق امريکا در ايران
دکترگريدی سفيرکبير سابق امريکا در تهران که ازنزديک شاهد مبارزه ملت ايران برای ملی شدن صنايع نفت خود بوده است در مجله ساتردی ايونينگ پست در ۵ ژانويه در مقاله زير عنوان « امريکا در ايران چه اشتباه هاتی کرده» نوشته است امروز موقع آن رسيده است که بی پرده بدون هيچگونه ملاحظه درباره اوضاع اخير ايران صحبت کنم. بحران فعلی آن کشور مهم تر از ملی شدن نفت و از کار افتادن بزرگترين پالايشگاه های نفت جهان ميباشد زيرا درنتيجه تحول اوضاع موقعيتی پيش آمده است که هر لحظه ممکن است ايران بدست يک حکومت کمونيست بيفتد و يک کره ثانی بوجود آيد.

در اين مقاله شرح خواهم داد اين وضع دراثر مذاکرات و حوادثی در واشنگتن و لندن و تهران و مسکو بوحود آمده و من در اينجا جريان اين وقايع را که منجر به وضع بحران آميز کنونی شده است صاف و پوست کنده شرح ميدهم.

بنظر من عقب نشينی و شکست از اين جهت نصيب سياست غرب شده است که گفته ميشد توجه به ايران چندان ضروری نيست. انگلستان درموقع حساس خطر آنرا بيان کرد ولی بطور بدی آغاز شد. اگر در ژوئن ۱۹۵۰ که به سمت سفير کبير وارد تهران شدم صورتی از اشتباهاتی که ممکن است روی دهد تنظيم ميکردم هرگز اين همه اشتباهاتی را که در مورد نفت شده نميتوانستم پيش بينی کنم.

اما نبايد فراموش کردکه امريکا هم دراين ميان بايد مورد سرزنش قرار گيرد زيرا اگر چه سياست انگلستان در ايران خودپسندانه و غير عملی بود اما امريکا هم سياستی کاملا نا مفهوم و غير قابل درک داشت. اکنون که قلم بدست گرفته و ازنظر کسی که از نزديک شاهد و مربوط با اين جريانات بوده است وقايع را مينويسم. يگانه هدفم اصلاح است و هرگز قصد تهمت و بدگوئی ندارم.

من کاملا احساس ميکنم که همکاری امريکا و انگلستان برای بهبود وضع جهان ضروری است ولی اين همکاری بايد عميق و صميمانه باشد و متأسفانه در ايران اينطور نيست. شايد بتوان با دولت چرچيل يک همکاری حقيقی برقرار ساخت تا درصورتی که دراين فکر هستيم که مصيبت و حادثه خطرناک ايران را جبران کنيم و از حوادثی نظير آن در آينده جلوگيری نمائيم مورد استفاده ما قرار گيرد.

گرچه وقايع ايران موجد يک سلسله مشکلات ديگری برای انگلستان و کشورهای غرب گرديد و واقعه مصر پيش آمد ، با وجود اين ميتوان درس عبرتی برای امريکا و انگلستان باشد و آنها را در آينده روشن سازد. من به يک معمای بزرگ و مشکل جهانی به مراتب زياد تر از نزاکت سياسی اهميت ميدهم وازاين جهت اطلاعات خود را در اينجا مينويسم و حقايق را فاش ميسازم.

تا زمانی که انگليسها از ايران خارج نشده بودند ايران بيش از تمام کشور های حوزه خليج فارس نفت استخراج ميکرد. اين قسمت از جهان که عراق و عربستان سعودی و نواحی کوچک کويت و بحرين و قطر نيز شامل آن ميباشند متجاوز از ۵۰ درصد ذخاير نفتی جهان را در خاک خود مدفون کرده اند و ۱۷ درصد ارمحصولات نفت جهان را ميدهد درصورتيکه دولت شوروی فقط ۶ درصد از نفت دنيا را استخراج ميکند.

ايران ۱۲۰۰ مايل با روسيه مرز مشترک دارد و مردم آن با آنکه در بد ترين شرايط زندگی می کنند با اينحال از غرور ملی بهره مند هستند. بنابراين معلوم است که چرا دولت روسيه به اين بزرگترين همسايه اش که هنوز تحت تسلط او درنيامده توجه دارد و از آن طرف نشان ميدهد که ايران کشوری نيست که کشورهای غرب در ايران چنين اشتباهاتی درمورد آن بکنند. حتی اگر صاحب معادن نفت نبود و کشورهای هم جوارش نيزنفت نداشتند بازتوجه روسيه را جلب ميکرد تا درهر فرصتی آنرا بدست آورد.

چنانچه روسيه به طرف جنوب سرازير شود ايران در قدم و مرحله اول مورد تجاوز قرار خواهد گرفت و از لحاظ جغرافيائی چون دهليز و راهرو ساختمانی است که از آن ستون پنجم و ارتش ميتواند به اطاقهای آن يعنی کانال سوئز، شمال افريقا و از طرف ديگر پاکستان و هندوستان وارد گردد. روسيه نميخواست با اشغال ايران خود را مسؤل حمله و تجاوری قرار دهد که آتش جنگ سوم را روشن نمايد. ولی اشتباهات انگليس و امريکا چنان زمينه مناسب و جای پاهای خوبی برای کمونيست ها درست کرده است که بدون دخالت ارتش روسيه ايران را در پشت پرده آهنين باشد.

متأسفانه خطری که جريانات نفت ايران بوجود آورده بودبقدری آهسته و ملايم بود که توجه لندن و واشنگتن را تا مدتی جلب نکرد. شرکت نفت انگليس و ايران بدون نظر وزارت خارجه انگليس وضعی بوجود آورد که اگر روسها ميخواستند چنين زمينه ای به نفع خود تهيه کنند به اين خوبی نميتوانستند. دراين مورد دولت امريکا هم کوتاهی کرد که انگلستان را متوجه سياست خطرناک خود ننمود يا لااقل با کمک های اقتصادی خود سياست احمقانه انگلستان و فعاليت کمونيست ها را خنثی ميکرد. کسی نميتواند کوچکترين شکی داشته باشد که کمکهای مالی و نظامی امريکا باعث نجات يونان از چنگال کمونيزم گرديد. به ترکيه کمکهای فراوان نظامی و اقتصادی شد و در ايتاليا و فرانسه برای مقابله با حزب کمونيست کمک های فراوان گرديد و همچنين در تمام کشور های غرب وسايل دفاع فراهم شد و يک فرمول ضد کمونيستی در هرکجا که لازم مينمود انجام گرديد و اما در مورد ايران که دالانی به طرف مناطق حياتی است و بيش از ترکيه و يونان مورد توجه روسيه ميباشد حقيقتا غفلت و اهمال شد.

براستی خيلی دشوار است که علت اين غفلت و مسامحه را درک کرد و من تاکنون موفق به درک اين مطلب نشده ام و به نظر من چنانچه می بايست درهای ايران همينطور باز بماند دليلی برای تقويت ترکيه و يونان نميتوان يافت. شما دربازی فوتبال فقط بيک نقطه ضعيف نيازمند ميباشيد که به آن طرف حمله کنيد و در حقيقت اين همه تقويت و تسليح ارتش ترکيه بزرگترين محرک روسيه در تجاوز از طريق ايران ميباشد.

من اقرار دارم که امريکا در کمک نظامی به ايران به پايه کمکی که به يونان کرد با مشکلاتی روبرو گرديد. ارتش ۱۳۵ هزار نفری ايران نه تنها احتياج به مهمات داشت بلکه به تمرين نيز نيازمند بود. اکنون هر دو را دارد ولی برای اينکه حتی ارتش کوچکی را آماده کرد وقت لازم است. از همه مهمتر عليرغم وعده ای که به ايران داده ايم درباره کمک اقتصادی غفلت و مسامحه کرديم. درست است که از طريق کمک های اصل چهار برای جلوگيری ازآفت ملخ گرد د- د- ت به ايران داديم ولی تمام آن از ۲ ميليون دلار تجاوز نکرد درصورتیکه احتياج ايران به مراتب بيش از اين ارقام است.

صرفنظر از اين قسمت بايد گفت که عدم کمک اساسی به ايران نه تنها اثر منفی داشت بلکه دراثر تبليغات روسيه و اشتباهات انگليس زير بنای بحران فعلی فراهم شد. دولت امريکا هرگز رسما قول نداده است که به ايران کمک اقتصادی کافی بکند. دولت امريکا خسارات زمان جنگ خود را به ايران پرداخت و ازاين راه حسابی نداشت! (دکتر گريدی در اين مورد مرتکب اشتباه فاحشی شده است. دولت امريکا نه تنها کمکی از اين بابت به ايران ننموده است بلکه در مقابل واگذاری ماشين های فرسوده ای که در هنگام اشغال ايران مورد استفاده ارتشهای اشغالگربودند مبلغ ۱۰ ميليون دلار از دولت ايران دريافت داشته است) ولی از لحاظ اينکه ايران يک نقطه خطرناک و مورد هدف روسيه و تجاوز آن کشور بود دلايل فراوانی وجود داشت که اين کمک به ايران بشود ، مخصوصا با توجه به اينکه امريکا به کشورهائی که نه از لحاظ سوق الجيشی ونه موقعيت سياسی قابل مقايسه با ايران نبودند آنقدرکمک نقدی کرد، اين کمک ضروری بود اما همانظور که بارها تکرار کرده ام من از سياست امريکا درباره ايران چيزی نتوانستم درک کنم.

يکسال ونيم قبل رئيس جمهور امريکا ووزير امور خارجه ازمن خواستند که به سمت سفير کبير ورياست هيأت اقتصادی امريکا به ايران بروم و از سياست تجاوزکارانه روسيه جلوگيری کنم. قرار بر اين بود که امريکا زير نظر و به وسيله من نظير همان کمک هائی را که به يونان کرده است به ايران هم بنمايد. از آنجا که من سابقا سفيرکبير امريکا در يونان بودم ايرانيان ورود مرا پيش درآمد يک زندگی راحت تر و روزهای خوشی برای کشور فقير خود شمردند. دولت امريکا درضمن شرايط موافقت قبول اين پست به من اطمينان داد که کمک نظامی را دو برابر خواهد کرد و بانک صادرات و واردات در واشنگتن ۵۰ ميليون دلار به ايران قرض خواهد داد. گرچه من هنوزسوار هواپيما نشده بودم که اين مبلغ به نصف تقليل يافت ولی من اميدوار بودم که اين ۲۵ ميليون دلار بمنزله پيش پرداخت اقساط بعدی باشد. من درباره کمک های نظامی حرفی ندارم ولی ميگويم چنانچه بدون تعلل و سستی مبلغ کافی به ايران کمک ميشد بحران فعلی ايران پيش نميآمد.

مقدمات و وسايل اين قرض به مجرد رسيدن من به تهران در ژوئن سال ۱۹۵۰ آغاز گرديد. لازم بود در همان ملاقات اوليه و ملاقات های بعدی من به نخست وزير بگويم که چنانچه اين ۲۵ ميليون درست مصرف شودمقدمه پرداخت های بعدی خواهد بود. ليکن موافقت نامه اين قرضه تا ژانويه ۱۹۵۱ برای امضای دولت ايران حاضر نشد و در آن موقع رزم آرا نحست وزير وقت ديگر مأيوس شده بود و ميگفت در نظر مردم ايران فعلا اين مبلغ بسيار ناچيز است و ديگر پرداخت آن دير شده است و برای او غير ممکن است بتواند مجلس را راضی کند اين قرضه را تصويب نمايد.

کوشيدم واشنگتن را راضی کنم که اعلام دارد ۲۵ ميليون مزبور پيش پرداخت بوده و برای طرح های مفيدی چون جاده سازی و غيره تا يکصد ميليون دلار پرداخت خواهد شد. ليکن واشنگتن پيشنهاد مرا قبول نکرد زيرا در آن صورت رسما قول يکصد ميليون دلار داده ميشد درصورتيکه ايرانی ها روی ۲۵۰ ميليون دلار حساب ميکردند و من تاکنون هم نفهميدم اين ۲۵۰ ميليون دلار از کجا بر سر زبان ها افتاده است.

درهرحال اين اقدام واشنگتن خيلی برای ما گران تمام شد زيرا قسمت اعظم قدرت رزم آرا را که اميدوار بوديم به وسيله او بتوانيم ايران را با غرب نزديک کنيم از بين برد. از آن طرف عدم قبول پيشنهادات شرکت نفت انگليس و سياست اين شرکت ، چنان موقعيت رزم آرا را متزلزل کرد که سقوط او حتمی بود ولی دراين موقع يعنی در مارس ۱۹۵۱ بدست يکی از افراد افراطی کشته شد.

قرضی که امريکا وعده کرده بود تا هم اکنون که مشغول نوشتن اين مقاله هستم پرداخت نشده است درصورتی که دکتر مصدق که نفت را ملی کرد و انگليس ها را ازايران بيرون راند مدتی است موافقت آنرا از مجلس گرفته است. حالا تازه واشنگتن به اين فکر افتاده است که معلوم کند ايران قرض را به دلار يا ريال پس خواهد داد! آيا توانائی اين کار را دارد يا خير؟ درحالی که اطمينان های لازم و مطالعات کافی در زمان کابينه رزم آرا و قبل از اکتبر سال ۱۹۵۰ تمام مقدمات آن فراهم گرديده بود.

بعد از اين همه تعلل چنين به نظر ميرسد که واشنگتن نميخواهد قدمی بردارد که حمل به پشتيبانی از دولت مصدق بشود زيرا وی در موردنفت خيلی بد رفتار کرده است (اين وام در روز ۳۱ مرداد ۱۳۳۲ در اختيار دولت زاهدی گذارده شد).

انگليس ها فشار اقتصادی را در برکنار کردن دکتر مصدق عامل مهمی ميدانند و انتظار دارند امريکا هم با آنها همکاری کند درصورتی که اين قرضه ارتباط با موضوع نفت ندارد و تشابهی که ميان طرز رفتار و روش انگليس و امريکا وجود دارد اين فکر را درايرانی ها بوجود آورده است که ما هم از سياست اقتصادی انگليس پشتيبانی ميکنيم.

از ابتدا اين فکر غلط که با فشار اقتصادی ميتوان مشکل نفت را حل کرد و ايرانيان را به تسليم واداشت به مغز انگليس ها راه يافته بود و عاقبت هم برای آنها گران تمام شد. اين فکر و عقيده از مغزی تراوش کرده است که هنوز انديشه های مستعمراتی در آن راه دارد و ميخواهد سياستی را که در زمان ملکه ويکتوريا در مستعمرات مؤثر بود امروز بکار برد و نميداند که نه تنها اکنون چنين افکار مفيد نبوده و اشتباه است بلکه خطرناک نيز ميباشد. اين سياستی است که انگلستان با تجربياتی که در هندوستان، برمه ، سيلان و مصر اندوخته ميخواهد درباره ايران هم بکار گيرد.

درمورد ايران ميگفتند « بگذار گدا آنقدر محتاج به پول شود که خودش بزانو درآيد» ( نقل قول از چرچيل ) من اين ضرب المثل بی مزه و خنک را آنقدر شنيده ام که در گوشم چون صفحه گرامافون کار ميکند.

اين روش سياسی انگلستان نتوانست امواج نهضت های ملی و احساسات ضد خارجی مستعمرات و کشورهای نيم مستعمراتی از قبيل ايران را فرونشاند وبا عدم موفقيت روبروگرديد.انگليس ها درست مصدق را نشناخته و به اصطلاح کم برآورد کرده بودند و نميدانستند که نميتوان مردی را که از مجلسين شورا و سنا به اين اندازه رأی اعتماد گرفته و ۹۵ درصد مردم کشور از او پشتيبانی ميکنند به اين آسانی ازکار انداخت. ازاين گذشته باکناررفتن دکترمصدق هم نميتوان مطمئن شدکه به جای وی مرد معتدل و موافق تری روی کار بيايد.

تاريخ نشان داده است که دراين قبيل بحران های اقتصادی هميشه افراطيون بيش از اعتداليون شانس موفقيت دارند. انگلستان برای مدت ۵۰ سال از نفت ايران استفاده برده است ، شرکت نفت انگليس و ايران که ۵۳ درصد از سهام آن به دولت انگليس تعلق دارد بزرگترين پالايشگاه نفت جهان را در آبادان بنا کرد و در سال ۱۹۵۰ تقريبا ۱۰۰ ميليون پوند منفعت داشته است.

شرکت نفت در سال ۱۳ تا ۱۵ ميليون پوند به ايران حق امتياز ميپرداخت که در حقيقت ۱۵ در صد از کل منافع بود و ۴۳ درصد از درآمد ايران را تشکيل ميداد.

در يک موافقت نامه ای که در سال ۱۹۴۹ بين دولت و شرکت نوشته شد و موکول به تصويب مجلس گرديد درآمد ايران از شرکت نفت به ۲۵ تا ۳۰ ميليون ترقی ميکرد درحالی که شرکت های نفت امريکا در عربستان سعودی و شرکت بين المللی نفت عراق امروز روی پايه و اساس ۵۰ ، ۵۰ حق الامتياز ميپردازند و به اين ترتيب ديده ميشود که پرداخت ۲۵ تا ۳۰ درصدی که انگليس ها پيشنهاد داده بودند آنقدر ها گذشت و فداکاری نبود. مطرح شدن اين موافقت نامه جديد در ايران باعث يک سلسله حوادث سياسی گرديد.

جبهه ملی دکتر مصدق که در آن موقع مرکب از ۸ وکيل از ۱۳۶ وکيل مجلس بود چنان خود را خوب برای مقابله آماده ساخته بودند و مخالفت آنها با نفوذ اقتصادی و سياسی بيگانگان با خواسته های ملت ايران جور درآمد که اين عده انگشت شمار سياست ايران را بدست گرفتند.

عدم موفقيت کابينه علی منصور درتصويب قراردادجديد باعث سقوط دولت شد. رزم آرا که بجای وی به نخست وزيری رسيد برای اينکه بتواند موافقت نامه جديد را به تصويب برساند امتيازات زيادتری لازم داشت. آنچه رزم آرا ميخواست عبارت از امتيازات غير پولی بود و به همين جهت فشار زيادی برای اضافه کردن حق الامتياز به شرکت وارد نميکرد. ازجمله چيزهائی که رزم آرا ميخواست يکی اين بود که شرکت عده زيادتری از ايرانيان آشنا به کار را استخدام کند و همچنين تقاضا داشت در قيمت نفتی که در داخل کشور به فروش ميرسد تخفيف داده شود.

ايرانيان برای يک گالن بنزينی که از معادن کشورشان استخراج ميشد ۶۵ سنت ميپرداختند درصورتیکه شهرت دارد نيروی هوائی و دريائی انگلستان نفت و بنزين خود را به يکدهم اين مبلغ از شرکت خريداری ميکردند و در حقيقت ميتوان گفت که مخارج نيروی هوائی و دريائی انگليس از جيب ايرانيان پرداخت ميگرديد و شرکت نفت تاکنون حاضر نشده است قيمت حقيقی بنزينی را که به نيروی دريائی و هوائی انگليس ميفروخته است فاش سازد.

با آنکه فروش شرکت نفت در ايران فقط ۵ درصد از کل فرآورده ها بود و اين تخفيف مبلغ ناچيزی ميشد باز دولت انگلستان حاضر نشد در داخل کشور نفت و بنزين را به همان قيمتی که به نيروی دريائی و هوائی انگليس ميفروشد توزيع نمايد ، اين امتيازات کوچک ممکن بود از مصائب و گرفتاری های فعلی جلوگيری کرده و از يک ضرر کلی ممانعت نمايد، اما سياست انگلستان در تابستان و پائيز ۱۹۵۰ خيلی خود پسندانه بود.

من دراوايل ورود خود به ايران از انگليسها خواستم به عوض اينکه مذاکرات را به رؤسا و کارمندان انگليسی مقيم ايران محول کنند بهتر است يکی ار اعضاء عاليرتبه خود را از لندن برای اين کار روانه سازند ، انگليس ها اين کار را کردند ولی يکسال بعد که خيلی دير شده بود چنين کردند..

من روی تجربياتی که از ملی شدن شرکت های نفت امريکا در ۱۹۳۸ در مکزيک داشتم مکرر رؤسای شرکت را متوجه اين خطر ساختم و حتی قبل از اينکه کميسيون نفت و دکتر مصدق در اين باره اقدام کنند انگليس ها را متوجه خطرملی شدن نفت کردم ولی اين مرتبه هم بگوش آنها فرو نرفت.

شرکت نفت مرتب اعلام ميکردکه شرکت مزبوريک مؤسسه اقتصادی است وبا سياست امريکاوانگليس بستگی نداردولی ازهمان سياست های اقتصادی استفاده ميشد و تصويب قرار دادهايش را موکول به موقعی ميکرد که ايران احتياج مبرم به پول داشت. با تمام اين اعلام های مکرر شرکت نفت وقتی که در سال ۱۹۵۰ موضوع ملی شدن نفت پيش آمد ، دولت انگلستان خودرا به ميان انداخت و نشان دادکه تا چه اندازه علاقمند به اين شرکت ميباشد و وزارت امور خارجه کوشش و فعاليت خود را بکار بست تا از ملی شدن شرکت نفت جلوگيری کرده و نگذارد خسارت هنگفتی به دولت انگليس وارد گردد.

سه روز بعد ازآن روزی که رزم آرا به جلسه کميسيون نفت به مجلس رفت تا با ملی شدن نفت مخالفت کند به جرم و اتهام همکاری با انگلستان به قتل رسيد. قاتل به دسته دکتر مصدق بستگی نداشت بلکه از افراطيون مذهبی بود که ميگفت انگليس ها بايد از ايران خارج شوند. پس از قتل رزم آرا آشوبی درکشور برپا شد که به قتل و خون ريزی منتهی گرديد و در۲۲ مارس اعتصابی درشرکت نفت روی داد که تا ۲۴ آوريل ادامه داشت وعاقبت کارگران باضافه حقوق ودستمزد ايام اعتصاب خود رسيدند.

رزم آرا را عامل و آلت دست سياست انگلستان خواندن غير منطقی و نا معقول است و بايد گفت که او ميخواست به کشورش خدمت کند و همان طوری که ايرانيان مطلع و خارجی هائی که ازدورشاهد هستند درک کرده اند ملی شدن نفت را به نفع ايران نميدانست. ولی ديگر احساسات در اين کار داخل شده بود و حسين علاء سفير کبير سابق امريکا در ايران که بجای رزم آرا نخست وزير شده بود پس از ۴۸ روز به علت عدم تجانس و توافق با مجلس استعفا داد و روز بعد مجلس با ۷۹ رأی از شاه درخواست کرد تا دکتر مصدق را به نخست وزيری انتخاب کند.

پيشوای جبهه ملی اين پيشنهاد را به شرطی قبول کرد که مجلسين سنا و شورا بدون درنگ نفت را ملی سازند و به عمر شرکت نفت خاتمه دهند. مجلس در همان روز موافقت کرد و سنا هم دو روز بعد موافقت خود را اعلام داشت.

مصدق و اطرافيانش خيلی خوشبين بودند و فکر ميکردند که پس از اخراج انگليس ها خواهند توانست به همان اندازه نفت استخراج کنند و تمام آن را به فروش برسانند و از مشکلاتی از قبيل کارشناس و مهندس خارجی و تهيه کشتی های نفتکش و بدست آوردن خريدار تا اندازه ای غافل بودند.

انگليس ها چون از خواب غفلت بيدار شدند و خطر را احساس کردند عده ای را از طرف شرکت نفت به تهران فرستادند ولی پيشنهادات آنها مورد موافقت قرار نگرفت و فرستاده دولت انگليس هم با اينکه هريمن در تهران بود و خيلی کوشيد، اما به نتيجه ای نرسيد. در دفعه اخير به نظر من پيشنهاد انگليس ها تا اندازه ای قابل تحمل بود ولی متأسفانه اين پيشنهاد را خيلی دير تر از موقع به ميدان آورده بودند.

انگليس ها به شورای امنيت شکايت کردند و چون شوری پس از رسيدگی آن را موکول به تأييد صلاحيت دادگاه داوری لاهه نمود شکست تبليغاتی ديگری نصيب انگلستان گرديد و شورای امنيت هم تا اندازه ای از اعتبارش کاسته شد و مذاکرات دکتر مصدق هم در واشنگتن به نتيجه فوری نرسيد. همانطور که نوشتم در آخر کار انگليس ها پيشنهاد معقولانه ای داده بودند که چون خيلی دور بود نتيجه ای از آن نگرفتند ولی خود انگلستان به همان سياست و روش سابق خود باقی بود و حالا هم با فشار و قدرت سياسی ميخواهد بگويد که اگر اين بحران فعلی و فشار اقتصادی به ايران ادامه پيدا کند خواهد توانست شر مصدق را از سرش کوتاه نمايد و همه کار ها رو براه شود.

به همين منظور ازتبديل پوند های ايران به دلار خودداری کردند و از فروش اجناس ضروری به ايران ممانعت نمودند ولی نتوانستند نتيجه ای بدست آورند و يگانه نتيجه ای که گرفتند شهرت و معروفيت فراوان برای دکترمصدق بودکه او را قهرمان خاورميانه و معروف جهان گردانيد.

البته نبايد گفت که اشتباهات انگليس دکتر مصدق را به اين قدرت و مقام رسانيد. او مرد توانائی است که محبوبيت فراوان دارد و حتی دشمنان او نيز اين را قبول دارند. دکتر مصدق را ميتوان يک مرد کاملا با هوش و زيرک و تحصيل کرده خواند. او مرا به ياد گاندی پيشوای هند می اندازد و بايد بگويم مصدق پير مرد ضعيفی است که با اراده آهنين و شور و فعاليت فراوان برای انجام آنچه که به نظرش صرفه و صلاح کشورش در آن ميباشد اقدام ميکند.

اگر اوضاع نامطلوبی پيش آمده و ادامه اين بحران به صرفه روسيه شده است نبايد گفت که او مايل به اينکار بوده است و بايد قبول کرد که مبارزه اصلی و هدف حقيقی او از بين بردن اقدامات تجاورکارانه و سياست اقتصادی انگلستان ميباشد. خوشبختانه در اين ماجرا انگلستان تحت فشاردولت امريکا قرار گرفت و به بهانه حفظ اموال و اتباع خود در آبادان نيرو وارد خاک ايران نکرد زيرا بدون شک برخورد هائی بين ارتش های دولتين روی ميداد و دولت روسيه هم از فرصت استفاده کرده و براساس قرارداد ۱۹۲۱ به عنوان حفظ اقليت نواحی مرزی کشورش قسمت شمال ايران را اشغال مينمود و البته معلوم است که وجود ارتش انگليس وروسيه درايران خيلی زود ميتوانست جنگ جهانگير عمومی را آغاز کند.

آخرين پولی که ايران بابت حق الامتياز از انگليسها گرفت در مارس گذشته بود. اکنون وضع اقتصادی کشور وخيم شده و فرصتی برای قيام کمونيست ها فراهم گرديده است. ما نميخواهم به بينيم که ايران يا هر کشور ديگری جزو پرده آهنين قرار گيرد و يا دست و بال روسيه درآن نواحی بازشود. اگرچه دراين قسمت نظر ما وانگليس ها يکی است ولی تاکنون برای رسيدن به مقصود تقريبا راههای مختلف اختيار کرده ايم.

انگلستان هرگز ازکمکی که بانک جهانی به نام قرضه ميخواست در اختيار ايران بگذارد راضی نبود و همچنين يقين دارم از اين ۲۵ ميليون دلار کمک فنی نيز که اخيرا وعده پرداخت آن داده شده خوشنود نيست. انگليسها توجه زياد امريکا را به ايران به منزله دخالت و ورود در سرزمينی ميدانند که بايد جزو قلمرو آنها باشد.

من نمی فهمم که اصلا چرا بايد اين افکار و نظريات بوجود آيد و اگر امريکا همانطورکه کمک نظامی ميکند کمک اقتصادی نيزبه کشورهای خاور ميانه بنمايد چرا بايد اينطور تعبير شود؟

يکی ازمشکلات بزرگ کاردر امريکا و انگليس حصول توافق و سياست همکاری نزديک ميباشد تا نظاير آنچه در ايران اتفاق افتاده در آينده روی ندهد. امروز امريکا در ميدانهای جنگ سربازان و جوانان خود را به کشتن ميدهد وپول اوبرای مقابله با کمونيزم بی دريغ خرج ميشود تا صلح در دنيا برقرار گردد و انگلستان بايد بداند که قدرت و اقتصاديات امروز بدست امريکا است و انگليس ها ميتوانند به وسيله ما به اين امتيازات برسند.

دکتر مصدق اصرار دارد که شرکت ملی نفت ايران بايد منابع و پالايشگاه نفت را بکار بيندازد وکارشناسان خارجی نيز که برای اين منظور استخدام ميشوند تابع شرکت ملی نفت ايران باشند.

۱۰بهمن ۱۳۳۰
جلسه خصوصی مجلس
آقای شوشتری، من ميدانستم آقای مصدق اداره کننده مملکت نيست وفقط، هم ايشان صرف نگهداری وجاهت مصنوعی خود است. من از هيچ چيز پروا ندارم و بعد از اختتام مجلس هم روزنامه منتشر ميکنم و اسرار هر امری را فاش ميکنم. آقايان ۴۴ نفر در جلسه خصوصی تشريف داريد، آيا ميدانيد که شما چه مسؤليتی را دارا هستيد؟ آخر اگر شما مسلمانيد، مسلمان قوی القلب است و بايد در موقع انجام وطيفه هراس و جبن به دل راه ندهد و اگربه مملکت علاقه داريد اين روشی را که شما پيش گرفته ايد انجام وظيفه نيست بلکه قصور و تقصير است.

هرکسی در مملکت دينی دارد که بايد به موقع ادا کند. وکيل بارش سنگين است وشخص متدين بايد تحمل احکام را بنمايد. مرتبا سکوت کرديد و اکنون کار بجائی رسيده که مصاحبه های متناقض ميخوانيد. آقايان ديروز فرشهای ادارات به فروش رفت و بزودی چيزهائی پيش ميآيد که همه به تعجب خواهيد افتاد. شما که ديگر وکيل نميشويد و نبايد هم وکيل شويد زيرا ۹ ماده قانون نفت را گذرانديد و امضا کرديد و خواهيد ديد که بالاخره مجلس عدول از آن خواهد نمود و تجديد نظر درآن خواهند کرد. ما نميتوانيم از گفته ورأی خود عدول کنيم و سازش های زير پرده بزودی همه را بيدار خواهد ساخت. من به شما ميگويم هنوز وقت نگذشته و ميتوانيد از حالت رکود و جمود بيرون بيائيد و بيدار شويد.

اگر دين برای خود تصور نميکنيد دنيای خود را در نظر بگيريد. من نه از شما ملاحظه ميکنم و نه از مقامات خارج و آنچه گفته و ميگويم با فکر ميگويم و غير از خداوند مستظهر به هيچکس نبوده و از هيچ مقامی ترس ندارم. اين اندازه جبن بس است. مجلس شانزدهم اعمالی کرد که حالا سکوت شما اثر آن اقدامات را دارد زايل ميسازد. لايحه اجرای منع استعمال مشروبات الکلی که در مجلس گفتم بايد مايع و جامد يعنی هرگونه مسکر اعم از شراب و عرق و غيره و ترياک و چرس و بنگ را شامل باشد به مجلس آورده اند ولی ديشب خواندم بصورتی لايحه آن به سنا داده شده که مادر وهب به صورت کنيز هارون درآمده است.

آيا اين است معنی وکالت؟ بدانيد که بعد ازظهر امروز دو روز داريد. يک روز بازپرسی در محضر الهی و يک روز هم قضاوت ملت در موقعی که از خواب غفلت بيدار شود. آقايان اگر بيدار نشويد مملکت را به تجزيه ميکشانيد ، يعنی شمال و جنوب را.

تحريکات در انتخابات

انتخابات لار و فسا به علت اغتشاشات شروع نميشود
نظر باينکه دولت مايل است انتخابات مجلس شورای ملی در نهايت بی نظری ودخالت عوامل سوء استفاده کننده ازآزادی انتخابات صورت گيرد ، چون در لار و فسا اغتشاشاتی روی داده که جريان انتخابات را مختل کرده است که مردم با آرامش نميتوانند به حوزه های انتخاباتی رفته وبه نامزد های مورددلخواه خودرأی دهند واين امرتا استقرار کامل امنيت عملا ميسر نيست، لذا دستور داده شده تا برقراری آرامش انتخابات آن نقاط شروع نشود و درهرنقطه ديگر هم که موجبات اخلال و بی نظمی فراهم شود و مانع جريان انتخابات بطور عادی و طبيعی گردد دولت انتخابات آن نقاط را شروع نخواهد کرد تا اينکه اطمينان برقراری امنيت حاصل نمايد.

۲۰ بهمن ۱۳۳۰
اغتشاش در زابل
ديروزدراثر منازعات انتخاباتی اغتشاشی در زابل روی داد که منجر به قتل فرمانداروبازرس انتخاباتی ويکیاز اعضای انجمن گرديد. درساعت ۸ ديشب آقای نخست وزير تلگرافی را دريافت نمود که در آن واقعه تأسف آوری را برای ايشان فاش ساخت.

«مقدمات انتخابات زابل در کمال آرامش فراهم شد و امروز موقعی که ميخواستند شروع به اخذ رأی کنند ناگهان آرامش بهم خورد وعده ای عليه فرماندار و دسته مخالف قيام کردند و در نتيجه زد و خورد و هجوم مهاجمين فرماندار ، بازرس انتخاباتی و رئيس و يکی از اعضای انجمن به قتل رسيدند. فعلا اوضاع آرام نيست ولی مأمورين انتظامی از توسعه آشوب جلوگيری کرده اند»

بلافاصله بنا بپيشنهاد آقای نخست وزير و هيأت وزيران فی المجلس تصويب کردند که در زابل و زاهدان حکومت نظامی اعلام شود.

محيط وحشت و اضطراب
مخبر روزنامه اطلاعات اين گزارش را به اداره روزنامه مخابره نموده است «از چند روز قبل تمام مقدمات شروع انتخابات فراهم شده بود. اعضای انجمن اصلی و علی البدل در محيطی که توأم با آرامش بود انتخاب شدند و بازرس قضائی و مقامات مربوطه نيز درسراسرجريان امرنظارت داشتند و آرامش درتمام اين مراحل موجود بود تا اينکه نوبت به اخذ رأی رسيد.

طبق تصميم قبلی انجمن مقرر شد اخذ رأی در روز ۱۹ بهمن شروع شود و موقعی که مقدمات رأی گيری فراهم ميشد ناگهان عده ای مسلح دست به اغتشاش زدند و عليه مأمورين اتنظامی و کانديدای مخالف قيام کردند ومأمورين شهربانی و لشگر ودستجات موردهجوم در مقابل مقاومت نمودند و باالنتيجه شهر دچار آشوب و بلوا و ناامنی گرديد. مردم با هراس و وحشت به خانه های خود پناه ميبردند و همه جا در اثر اين اغتشاش اضطراب و وحشت حکومت ميکرد.

مقدمه اين آشوب در پشت پرده از چند روز قبل در حال تکوين بود و دستجاتی که از سه نفر طرفداران خود حمايت ميکنند درصدد بهم ريختن انجمن و آرامش شهر بودند. عده ای از آنها درحالی که اسلحه گرم و سرد با خود همراه داشتند ناگهان به محل فرمانداری حمله بردند و فرماندار، بازرس انتخاباتی وعده ای از کارمندان را محاصره نمودند. دراثر داد و فرياد عده ای در اطراف فرمانداری جمع شدند و له و عليه دو دسته مشغول تظاهرات شدند ولی هيچ کس خيال نميکرد که کار اين اعتراض به قتل و خونريزی منجر شود.

در همين موقع انجمن نظارت انتخابات تشکيل بود و در آنجا هم نظير چنين واقعه ای رخ داد و دسته ديگری با اسلحه به طرف اعضای انجمن حمله ور شدند و قصد اسيرکردن آنها را داشتند. در اين موقع در شهر شايع گرديد که عده ای از اعضای انجمن به قتل رسيده اند بعد اين خبر منتشر شد که فرماندار و بازرس انتخاباتی نيز کشته شده اند.

بالاخره در ساعت يک بعد از ظهر مسلم گرديد که فرماندار آقای کوثر، بازرس انتخاباتی آقای اسحق اشتريه و آقای سردار نظر رئيس انجمن و آقای احسانی يکی از معتمدين محل به قتل رسيدند. رئيس شهربانی ستوان يکم عباس ميناپور نيز دراثر زد و خوردی که بين قوای پليس و مهاجمين رخ داد به سختی مجروح گرديده و در منزل شخصی خود بستری شده است.

آغاز واقعه چگونه بود ؟
از صبح زود عده ای دربرابر فرمانداری اجتماع کرده و راجع به تشکيل انجمن نظارت و انجام ساير مقدمات کار تظاهرات مخالفت آميزی مينمودند. نزديک ساعت ۱۱ بازرس انتخابات و آقای احسانی و چند نفر از معتمدين محل به فرمانداری آمده و قصد داشتند داخل شوند ولی متظاهرين مانع دخول آنها شده عليه آنها دست به تظاهر زدند که با دخالت مأمورين ظاهرا غائله بپايان رسيد دقايقی نگذشته بود که متظاهرينی که از صبح درمقابل فرمانداری اجتماع کرده بودند غفلتا وارد فرمانداری شده فرماندار و بازرس انتخاباتی را به قتل رساندند وعده ای از آنها نيز به محل انجمن رفته سردار خان بلوچ و احسانی رئيس و عضو انجمن را به قتل رساندند. بعد ازاعلام حکومت نظامی شهرآرام و مأمورين فرمانداری نظامی مشغول دستگيری عوامل آشوب و اغتشاش هستند.

۲۲ بهمن ۱۳۳۰
شورش در نيشابور
ساعت يازده و نيم امروز حدود هزار نفر از اهالی نيشابور به عنوان طرفداری از دو کانديدا ها در مسجد جامع شهر اجتماع کردند. آنان به چگونگی جريان انتخابات اعتراض داشتند و پس از مدتی از مسجد جامع بطور دسته جمعی بطرف محل مرکزی انجمن انتخابات حرکت کردند. چون تعداد محافظين صندوق ها زياد نبودند افراد مزبور توانستند حود را به داخل محل انجمن برسانند و به صندوق آرا دست يابند. آنگاه صندوق محتوی آرا را به محل اوليه خود يعنی مسجد جامع بردند و در آنجا آرا محتوی آنرا در مقابل چشم عموم آتش زدندپس ازانجام اين عمل عده ای بسوی صندوق فرعی هجوم بردند و در ضمن راه چون مأمورين انتظامی از اقدامات آنها جلوگيری به عمل ميآوردند وضمنا عده ای نيز عليه آنها تظاهرات مينمودند زد و خوردی روی دا و پليس مجبور به تيراندازی گرديد.

در نتيجه سه نفر از تظاهر کنندگان که يکی از آنها زن بوده است مقتول و ۵ نفر مجروح شدند که يکی از آنها پايش قطع گرديد و افرادی که جراحات مختصری داشتند توسط وسايل نقليه به منازل خود منتقل شدند. وضع بعضی از مجروحين که در بيمارستان بسر ميبرند خطرناک گزارش شده است.

ساعت يک بعد از ظهر هنگامی که صندوق فرعی توسط مأمورين انتظامی به نقطه ديگری حمل ميشد عده ای در صدد ربودن آن برآمدند و مأمورين شهربانی در مسير خيابان برای جلو گيری از وقوع حوادث جديد محبور به تيراندازی هوائی شدند. تعداد تلفات هنوز بطور مشخص معلوم نميباشد. اکنون محل های فرمانداری ، شهربانی ، شهرداری و ژاندارمری توسط مأمورين انتظامی مراقبت ميشوند.

دزفول، عصر روز ۲۳ بهمن زد و خوردی بين عده ای از افراد منسوب به يکی از احزاب (حزب زحمتکسان بقايی) و مخالفين صورت ميگيرد که دامنه آن به کوچه ها و خيابان های دزفول کشيده ميشود. سروان آناررئيس پليس با عده ای پاسبان درصدد متفرق کردن جمعيت ميآيند که مانع عمليات خراب کارانه آنها شوند. در اين موقع شخصی به نام عبده سقا به جمعيت دستور گرفتن اسلحه رئيس پليس را ميدهد ، رئيس پليس ناچار تيراندازی ميکند که درنتيجه آن شخص مزبور مقتول و يک نفر مجروح ميشود. صبح ديروزنيزافراد مزبور مجددا نظام کاظمی و موسی حجازی آموزگاران دبستان پهلوی را که از مخالفين خود ميدانستند مضروب مينمايند.

ديروز عصر جريانات فوق با تلفن از دزفول به اطلاع نخست وزير و وزير کشور رسانيده ميشود.

کرمانشاه ، در چند روزه اخير عده ای در کرمانشاه به بهانه اينکه فرمانده تيپ کرمانشاه و رئيس شهربانی طی تلگراف هائی که به رمز به ستاد ارتش و اداره کل شهربانی مخابره کرده اند به مقامات تهران گزارش داه اند که در آن نسبت چاقوکشی به اهالی کرمانشاه داده شده، بازار کرمانشاه به کلی تعطيل و جمعيتی در حدود ۲۰۰۰ نفر در تلگرافخانه رفته و به اين اهانت اعتراض داشته و مراتب را به مرکز مخابره کرده اند.

زاهدان ، خبرنگار اطلاعات طی گزارشی از زاهدان اطلاع داده است که اوضاع آن شهرستان مستعد تشنجاتی ميباشد. هرچندبا برقراری حکومت نظامی ظاهرا وضع آرام است ولی نگرانی شديدی وجود دارد که لازم است قوای انتظامی اقدامات احتياطی و پيش بينيهای لازم را بنمايند.

جهرم، چهارروزاست که به بهانه نقض قانون ازطرف فرماندار و بازرس انتخابات در مورد دعوت اعضای انجمن وضع شهر متشنج شده و گروهی از اهالی شهر در تلگرافخانه و مسجد جامع و ساير مساجد تحصن اختيار و بازار و دکاکين را تعطيل نموده اند واعتراض دارند که با اعمال نفوذ دو نفر از متنفذين محلی ۱۰۸ نفر از اشخاصی که فاقد صلاحيت قانونی هستند به عضويت انجمن دعوت شده اند.
متحصنين ازدولت تقاضا دارندکه يکنفربازرس مورد اعتماد فورا به جهرم اعزام شود و اگر تا روز ۲۹ بهمن که اخذ آرا شروع ميشود تصميم مقتضی اتخاذ نگردد حوادث شومی به وقوع خواهد پيوست.

جنجال انتخاباتی در شهر ری
برای انتخاب اعضای شورای انتخابات شهر ری امرور در ساعت ۹ بامداد ۱۰۸ نفرافراد دعوت شده به وسيله بخشدار در محل بخشداری حاضر شدند تا از بين آنها به قيد قرعه ۳۶ نفر انتخاب شوند. پس از حضور اکثريت در ساعت ۱۱ قرعه کشی آغاز شد ولی وقتی به نفر بيست و نهم رسيد نوجوانی بنام حسن که در صف تماشاچيان نشسته بود فرياد زد بس است ديگرنخوانيد سپس به طرف ميزی که قرعه ها و دفاتر روی آن بود رفت و دفاتر و صندوق اسامی قرعه ها را به حوض انداخت و يک صندلی برداشته به طرف کميسيون رفت و با آن به سر شهردار آقای علاء الدين معينی کوبيد که موجب خونريری گرديد. شخصی ديگری نيز به نام محمد باقر که ظاهرا همراه جوان اولی بودبا چاقو به پاسبانان حمله کرد و اسناد را از روی ميز برداشته از صحنه فرار کرد.

در همين حال که ميان طرفداران کانديدا ها زد و خورد درگرفت و شخصی که با چاقو حمله ميکرد موقعی که رئيس کلانتری ميخواست چاقو را از او بگيرد دست او را مجروح کرد. بعد از ورود عده ای مأمور انتظامی آرامش برقرار شد و در سه بعد از ظهر قرعه کشی مجددا انجام و ۳۶ نفر انتخاب شدند که قرار است از ميان آنها اعضای اصلی انجمن به قيد قرعه انتخاب گردند.

عده ای از روحانيون و طلبه ها از جمله حجت الاسلام کنی و اعتماد التوليه که به جريان انتخابات معترض بودنددر داخل حرم اجتماع نموده تا تلگرافی غير قانونی بودن انتخاب اعضای انجمن را به آقای نخست وزير اعلام دارند. ضمنا تا روشن شدن قضيه و رسيدگی به خواسته های خود در داخل حرم حضرت عبدالعظيم متحصن خواهند شد و در حرم را بروی زائرين خواهند بست

مصاحبه وزارت کشور درمورد انتخابات
آقای خواجوی معاون وزارت کشور در باره اغتشاشات چند روز اخير به خبرنگاران اظهار داشت باعث کمال تأسف است که چرا حسن نيت دولت در آزادی انتخابات بايستی تا اين حدود مورد سوء استفاده عده ای قرار گيرد و بدون جهت ايجاد هرج و مرج و توليد نگرانی و وحشت درمردم شود.

دولت انتظار دارد در اين موقع خطير عموم مردم وضع حساس مملکت را در نظر بگيرند و رشد سياسی و اجتماعی خود را به دنيا ثابت کنند و عملی انجام دهند که دستاويزبيگانگان قرارنگيرد. نظر آقای نخست وزير اين است که در انجام انتخابات هرچه بيشتر تسريع گردد و در بعضی نقاط که تا بحال انتخابات آن انجام نشده بزودی شروع گردد.

تقديم لايحه دفاعيه ايران به دادگاه لاهه
از صبح امروزکه لايحه جوابيه دولت ايران توسط آقای نواب وزير مختار دولت شاهنشاهی به لاهه رسيد توزيع آنها بين قضات دادگاه طبق مقررات دادگاه لاهه انجام گرديد. نظربه اينکه چند نفر از قضات درلاهه حضور ندارند لايحه جوابيه بوسيله پست هوائی به آدرس آنها ارسال شد. لايحه جوابيه دولت ايران به سه زبان فرانسوی، انگليسی و اسپانيولی تهيه شده است. توزيع لايحه جوابيه بين قضات به موجب مقررات و سنت ديوان لاهه بمنزله ابلاغ رسمی لايحه به دولت طرف دعوا است و در اين قضيه دولت انگليس طبق قوانين قضائی بين المللی ميتواند از اين تاريخ تا يک ماه ديگر کتبا به لايحه دولت ايران پاسخ دهد.

قضات دادگاه فعلا وارد ماهيت دعوی نخواهند شد بلکه اظهارنظر آنها درباره صلاحيت يا عدم صلاحيت ديوان برای رسيدگی به اين قضيه است چون دولت ايران بطرز قابل توجه و با شواهد محکمی استدلال کرده است که ديوان لاهه برای رسيدگی شکايت دولت انگليس صلاحيت ندارد و نميتواند وارد ماهيت قضيه گردد و فقط بايد قرار عدم صلاحيت خود را صادر کند.

از اين حسن تفاهم بهره مند گرديم. اميدوار هستيم مذاکرات ما در تهران ثمر بخش بوده و سرانجام بحل مسأله مهمی که اکنون کشور شما با آن مواجه است منتهی شود.

۲۴ بهمن ۱۳۳۰
کمپانی کروپ و بازرگانان ايتاليائی
نمايندگان کمپانی کروپ که برای انجام معاملات پاياپای با دولت ايران از۲۰ روزقبل در تهران ميباشند پيشنهادی به دولت داده اند که مورد توجه قرار گرفته است. دراين پيشنهاد کمپانی کروپ درخواست نموده است دربرابر ۳۰۰ هزار دلار لوله چدنی که به منظور لوله کشی آب در شهر کرمانشاه مورد نياز ميباشد از ايران نفت دريافت دارند. ولی چون در قرارداد تهاتری ايران با آلمان نفت جزو کالاهای صادراتی ايران به آلمان نميباشد لازم است در متن قرارداد تهاتری تغييراتی داده شود. اين امر در برنامه کار وزارت اقتصاد قرار گرفته و قرار است مذاکرات لازم سريعا انجام گيرد.
همچنين در هفته گذشته دو نفر از بازرگانان ايتاليائی آقايان دکتر پراکر وکنت دلازونکا به منظور معاملات تهاتری وارد تهران شده اند و با آقای دکتر امينی وزير اقتصاد به مذاکره پرداختند. اين مذاکرات در اطراف معامله نفت ايران ميباشد. بازرگانان ايتاليائی پيشنهاد کرده اند که حاضر هستند در مقابل نفت قند و قماش و ماشين آلات نساجی و کشاورزی تحويل دهند و نفت دريافتی را نيز با وسايل متعلق به خود حمل خواهند کرد.

سوء قصد به دکتر حسين فاطمی
عصرامروز بمناسبت پنجمين سال ترور محمد مسعود مراسم يادبودی درمزار او واقع در مقبره ظهير الدوله برپا بود و عده ای از روزنامه نگاران و دوستان مسعود من الجمله دکتر حسين فاطمی حضور داشتند.

در ساعت چهار و ده دقيقه دکترفاطمی در پشت ميکروفون قرار گرفت و در اطراف مبارزات محمد مسعود و تلاش او برای برقراری عدالت و آزادی سخن گفت که ناگاه صدای گلوله ای در فضا طنين افکند که به دکتر فاطمی اصابت کرد و در شکم او جای گرفت و در حالیکه از درد به خود می پيچيد توسط دوستان به بيمارستان نجميه انتقال يافت و بلافاصله به اطاق عمل برده شد و آقايان پروفسور عدل و دکتر نجم آبادی که در بيمارستان حاضر بودند توانستند گلوله را که به قسمت پشت رسيده بود درآورند و جراحی های لازم را انجام دهند.

ضارب دکتر حسين فاطمی
بلافاصله بعد ازشليک گلوله ضارب دستگير و تحويل مأمورين انتظامی داده شد. ضارب بعد از سوء قصد شروع به تلاوت قرآن کرد و دائما با صدای بلند ميگفت “اسلام بالای همه چيزاست، اجرای احکام نورانی اسلام وطيفه کليه برادران است، اسم من عبد فدائی اسلام و شغل من کار برای اجرای احکام حق است”.

در بازجوئی های ثانوی ضارب خود را محمد مهدی فرزند غلامحسين متولد مشهد معرفی کرد تا کلاس پنجم ابتدائی درس خوانده است ، حدود ۶ ماه است که وارد جرگه فدائيان اسلام شده و روزها کارگر ميخ فروشی حاجی کاظم باقر زاده ميباشم و شب ها در محل درسی که معلم فدائيان اسلام در آنجا شاگردان خود را درس ميدهند شرکت می جستم و از روز سه شنبه قبل برای ترور دکتر فاطمی آماده گرديدم و بالاخره امروز به اين کار دست زده ام.

ضارب همچنين اظهار داشت که من ميخواستم نخست وزير و امير علائی وزير سابق دادگستری را نيز ترور کنم ولی به جهتی به اينکار مبادرت نکرده در صدد ترور دکتر فاطمی برآمدم.

در طرف راست اسلحه ای که مورد استفاده ضارب قرار گرفته است نوشته شده “مرگ بر دشمنان اسلام” و بر روی لوله اسلحه “حضرت نواب صفا رهبر فدائيان و حضرت خليل طهماسبی را آزاد نمائيد”

تاريخ صدور حکم دادگاه لاهه
محافل مطلع و نزديک به ديوان بين المللی دادگستری اظهار ميدارند که نظربه اهميت قضيه اختلاف بين ايران وانگليس واستدلال محکمی که دولت ايران درلايحه جوابيه خود نموده است و قضات ديوان لاهه مجبور هستند وقت کافی صرف مطالعه لايحه انگلستان و لايحه جوابيه دولت ايران بنمايند به اين جهت تصور نميشود دادگاه لاهه زودتر از ماه مه فرصت رسيدگی به اين مسأله را داشته باشد و درصورتی که ديوان مزبور در ماه مه به اين موضوع رسيدگی کند نظر به تشريفات و مهلت قانونی برای اطلاع دادن به طرفين و استفسار ازآخرين نظريات آنها حکم دادگاه زودتراز ماه سپتامبرصادر نخواهد شد.

۱۹ اسفند ۱۳۳۰
شرفيابی دکتر مضدق
ساعت ۴ بعد از ظهر امروز آقای دکتر مصدق درکاخ اختصاصی بحضور اعليحضرت همايونی شرفيابی حاصل کرد و اين ملاقات تا ساعت هفت و ربع بعد از ظهر طول کشيد. از اين شرفيابی هيچ کس قبلا استحضار نداشت و اعضای دولت که برحسب معمول برای تشکيل جلسه هيأت وزيران حاضربودند ساعت ها درانتظار نخست وزير بودند.

هرچند اصولا شرفيابی نخست وزير به حضور شاهنشاه از امور جاری مملکتی است ولی بايددرنظرداشت کسالت ممتدنخست وزير موجب شده بود که در يکماه اخير نخست وزير نتوانسته بود شرفيابی حاصل کند بنابراين شرفيابی ديروز با توجه به امورجاری مملکت وموقعيت سياسی ميبايست از اهميت فوق العاده برخوردار باشد و به احتمال زياد در ملاقات امروز مذاکرات دولت با نمايندگان بانک بين المللی و پيشرفت هائی که ممکن است در اين مذاکرات صورت گرفته باشد قسمت عمده گزارش نخست وزير را تشکيل ميداده است و علاوه بر آن مسائل روز از قبيل اوضاع مالی دولت و وضع اقتصادی کشور و سياست عمومی دولت و اقداماتی که برای رفع مشکلات موجود بايد بشود مسائل مورد مذاکره را تشکيل ميداده است.

سياست امريکا در ايران
اخيرا دانشگاه هاروارد در امريکا کتابی به نام “امريکا ، ترکيه ، يونان” به قلم لوئيز توماس و ريچارد فری منتشر کرده که در بخش هائی از آن راجع به ايران نيز نکات قابل ملاحظه ای وجود دارد.

منطقه خاورميانه يکی ازنقاطی است که درچند سال اخير مورد توجه و علاقه خاص امريکا بوده و امنيت و استقلال سياسی کشورهای مختلف اين منطقه برای امريکا ارزش حياتی پيدا کرده است.

بعضی از مقامات امريکا نکات دقيق و حساسی که در تأمين استقلال سياسی خاور ميانه مؤثر است ناديده ميگيرند و بطور قطع اين موضوع ازطرف افکارعمومی درآن منطقه خوشآيند برای سياستهای امريکا در آينده نميباشد. هرگونه سياست ولو اينکه صد در صد بی عيب و دقيق باشد بايد بر پايه افکار عمومی ملت های آن منطقه قرار گيرد.

ترکيه وايران تنها کشورهای خاور ميانه هستندکه با شوروی مرز های مشترک دارند. اين دوکشور دوحلقه از رنجير محاصره دول غربی عليه شوروی بشمار ميروند. موضوع مهمی که کليه ناظرين سياسی و نظامی را بخود مشغول داشته اين است که چرا ترکيه پس از جنگ بين المللی دوم در سازمان دفاعی دول غربی راه يافته و تا سال ۱۹۵۰ درحدوذ ۷۰۰ ميليون دلارازکمک های اقتصادی ونظامی استفاده کرده ولی ايران که به مراتب مهم تر ازترکيه است تاکنون هيچگونه کمکی دريافت نداشته است.

البته وزارت خارجه امريکا در برابر چنين سؤالی سکوت اختيار خواهد کرد. تا ۱۰ سال پيش امريکا از لحاظ سياسی کوچکترين علاقه ای به ايران و ترکيه ابراز نميکرد ولی بعد از قضيه پرل هاربر اين مسأله تغيير کرد در آن وقت امريکا ايران و ترکيه را مانند ساير کشورهای عرب، منطقه نفوذ انگلستان تلقی ميکردلذا حاضر نبود برخلاف ميل انگليس ها در اين کشورها دست به عملی بزند بلکه سعی داشت که وضع دفاعی انگليس را در خاورميانه محکم سازد.

شرکت نفت انگليس و ايران که امتياز استفاده از منابع نفتی ايران را دردست دارد ودرسياست گذاریهای سياسی و اقتصادی ايران مداخله
مينمايد احتمالا مانع دادن کمکهای امريکا به ايران ميباشد.

۲۴ اسفند ۱۳۳۰
توطئه برای قتل نخست وزير
طبق اخباری که از دواير شهربانی بدست آمده است يک روز پس از ترور دکتر فاطمی تلفونچی دادگستری ناگهان می شنود که شاگرد نجاری گفته است ما عده ای هستيم وتصميم گرفته ايم دکتر مصدق نخست وزير را ترورکنيم وخواهيد ديد تا چند روزديگرکار خود را خواهيم کرد. روز بعد تلفونچی وزارت دادگسری مطلبی را که بگوش او رسيده بود به اطلاع آقای نخست وزير رسانيد و دستور تحقيق موضوع به اداره آگاهی داده شد. آگاهی فورا در مقام تحقيق و کشف موضوع برآمد و به دنبال يافتن شاگرد نجار با قرائن و اماراتی که در دست داشت موفق شد شاگرد نجار را پيدا کند و او را توقيف نمايد.

توقيف شاگرد نجار در ۲۷ بهمن ماه دو روز بعد از ترور دکتر فاطمی صورت گرفت و پس از چند جلسه تحقيق و بازجوئی که از او به عمل آمد و تحقيقاتی که از آشنايان او شد بالاخره او اعتراف کرد توطئه ای برای قتل نخست وزير تدوين شده. هويت شاگرد نجار محمد تقی کيانی مقدم ميباشد ۲۰ ساله و ساکن تهران است او اعتراف کرد که مدتی است با جمعيت فدائيان اسلام مربوط بوده و در جلسات سری آنها شرکت ميکند و در يکی از اين جلسات تصميم براين بوده که تا عيد نوروز دکتر مصدق، امير علائی و سرلشگر کوپال رئيس شهربانی را از ميان ببرند و در صدد تهيه وسايل اين کار بوده اند.

بدون درآمد نفت ميتوان بودجه را متعادل کرد
امروز آقای وزير دارائی در مورد متعادل کردن بودجه بدون درآمد نفت به خبرنگاران روزنامه ها گفت برای تعديل بودجه دو کار لازم است يکی توازن تجارت يعنی ايجاد تعادل بين واردات و صادرات و دوم حذف مخارج زائد و وصول ماليات دولت به طريقی که با نظم و ترتيب و حسن نيت توأم باشد.

گمرک و دخانيات بسيار مورد توجه من است زيرا عقيده دارم که اگر دراين دو منبع نظارت بشود و سدی در مقابل قاچاق ايجاد گردد تفاوت سرشاری درستون درآمد بودجه حاصل خواهد شد. اکنون کميسيونی برای مطالعه اوضاع اقتصادی دولت و بررسی راه هائی که در اصلاح اوضاع مؤثر ميباشد تشکيل شده که اميدوارم کار اين کميسيون به نتيجه مطلوب برسد.

من ميتوانم با اطمينان زياد بگويم اگر دولت در محيط امن و امان و با اطمينان و دلگرمی قوانين را اجرا کند و همه مردم حاضر شوند قروض خود را درکمال ميل بدولت بدهند هيچ اشکالی وجودنخواهد داشت که با صرفه نظر کردن از عوايد نفت بودجه تعديل گردد و وضع مالی ما بدون توجه به درآمد نفت برروی اقلام درآمد های داخلی استوار شود.

متن اعلاميه سنا
امروز دوساعت بظهر آقايان ملکزاده ، تقوی و مؤيد ثابتی آقای نخست وزير را ملاقات نموده و ايشان را ازافکار و نظريات همکاران خود نسبت به جريان امور کشور و نگرانی مجلس سنا مستحضر ساختند و بخصوص در دو مورد اقتصاد و امنيت عمومی نظر ايشان را جلب نمودند آقای دکتر مصدق مطالب مفصلی در جواب بيان کردند.

مقارن ظهر آقايان در جلسه خصوصی سنا حضور يافته از مذاکراتی که بين خود وآقای نخست وزير جريان يافته بود نمايندگان حاضر در جلسه را مستحضر ساختند ودراطراف اين ملاقات که تا يکساعت بعد از ظهر ادامه داشت و چون بحث در مسائل مورد نظر محتاج به مطالعه و شور بيشتری بود و وقت گذشته بود و عده ای از نمايندگان هم مسافرت کرده بودند و تعطيل در بين بود تعقيب بحث و مذاکره را به بعد از تعطيلات نوروز محول نمودند و جلسه خصوصی پايان يافت.

۸ فروردين ۱۳۳۱
اعلاميه شهربانی
از طرف کانون جوانان دموکرات تقاضا شده است روز جمعه هشتم ماه جاری دمونستراسيون بدهند. چون دمونستراسيون اصولا برخلاف مقررات و مقتضيات ميباشد با وجودی که کتبا به کانون نامبرده اخطار شده است اينک بدين وسيله نيز اخطار ميشود که از دادن دمونستراسيون بطورکلی صرفنظرنمايند و اگر ميخواهند متينگ بدهند البته مجاز هستند که در ميدان فوزيه با رعايت نظم و انظباط بدون اينکه دسته جمعی در معابر حرکت نمايند متينگ بدهند و چنانچه برخلاف اين ترتيب رفتار شود متخلفين مسؤل هرگونه پيش آمد مخل نظم بوده و طبق مقررات تعقيب خواهند شد
شهربانی کل کشور

با توجه به اين اخطار کانون جوانان دموکرات درميدان فوزيه متينگ برگذار کردند ولی پس ازخاتمه متينگ متظاهرين دسته دسته پشت سرهم از ميدان فوزيه به سوی خيابان شاهرضا حرکت کردند. موقعی که اولين دسته متظاهرين وارد خيابان فردوسی شدند قوای امدادی درچند متری سفارت انگليس مستقرشده بودند نيروی انتظامی برای متفرق کردن آنها اقدام کرد و درگيری مختصری بين آنها و تظاهر کنندگان بوجود آمد.

در ابتدای خيابان نادری قوای انتظامی صف بسته و به کارگردانان جمعيت اخطار ردند که درهمين جا بايد به دمونستراسيون خاتمه داده شود و افراد متفرق شوند ولی چون باخطارپليس توجهی نشد مجددا درگيری و زدوخورد بين پليس و آنان آغاز گرديد. با مشغول شدن پليس عده ای از دختران تظاهر کننده وارد خيابان نادری شده و در حالی که شعار ميدادند به طرف کانون که در کوچه نوبهار واقع است براه افتادند درنتيجه در خيابان نادری وقسمت جنوبی خيابان استانبول درگيری شديدی آغاز گرديد که قريب ۳۰۰ نفرپليس وتقريبا ۱۰۰۰ نفر از تظاهر کنندگان درآن شرکت داشتند که در آن تقريبا ۵۰ نفر مجروح شدند که بوسيله آمبولانس به بيمارستان منتقل شدند.

تا اين موقع هنوز گلوله ای شليک نشده بود اما در حدود ساعت يک و سی دقيقه صفير گلوله ای در فضا پيچيد که بدنبال آن مدت ها ادامه داشت. اعلاميه دوم شهربانی ديروز جمعيت جوانان دموکرات که توده ای هستند قصد داشتند در شهر دمونستراسيون بدهند

برحسب اعلاميه ای که روزقبل ازطرق شهربانی کل کشورصادر شده بود از دمونستراسيون جلوگيری به عمل آمد. از ساعت ۱۰ ديروز جمعيت مزبور در ميدان فوزيه اجتماع نموده و تاساعت ۱۱ و نيم متينگ دادند و از آنجا به حال اجتماع حرکت کردند و ضمن دادن شعار هائی شروع به تظاهرات کردند. از طرف مأمورين پليس چندين مرتبه بآنها اخطار شد که دمونستراسيون را متوقف کنند ولی آنها در مقابل شروع به توهين و سنگ پرانی به طرف پليس نمودند.

پس از اين جريان جمعيت مزبور به مرکز جمعيت در کوچه نوبهار وارد شدند و دو مرتبه سنک و چوب های دستی به مأمورين پليس حمله کردند و ازپشت بام عمارت بطرف پليس تيراندازی نمودند که در نتيجه يک پاسبان مجروح شد. بعد از اين زد وخورد عده ای پليس وارد مرکز جمعيت شده و آنها متفرق و خانه مذکور را تصرف کردند طی اين زد و خورد ۵۰ نفراز طرفين مجروح و دو نفرکشته شدند.

۱۰ فروردين ۱۳۳۱
رفتار امريکا و انگليس درمورد نفت با ايران
روزنامه بوئنوس آيرس هرالد زير عنوان بالا مينويسد واقعا ايران در معامله خود با دموکراسی های خيالی مغرب زمين که خود را ناجی و مدافع صادق تمدن در منطقه خاورميانه ميخوانند تجارب تلخی داشته است. ملی شدن صنعت نفت ايران اين موضوع مهم را افشا کرد که امريکا و انگلستان درمورد تجارت آزاد وحدت منافع دارند و به نظريات و تصميمات ملل ديگر و کمک به کشورهای عقب مانده توجهی ندارند و وقتی که يکی از اين ملل عقب مانده و ضعيف برای حفظ حيثيت خود دست به اقدامی ميزند که ممکن است خطر شروع جنگ در آن باشد انگليس و امريکا داد و فرياد راه مياندازند که آن کشور بسوی روسيه شوروی متمايل شده است.

رويه امريکا و انگلستان نسبت به ايران را بايد يک رويه فراموشکارانه خواند که بنفع خودشان اجرا ميشود و به صراحت ميتوان گفت که اين رفتار در تمام تاريخ وجود داشته است. اين روش صرفنظر از شرايطی که براثر تصميماتی که در مورد نفت ايران اتخاذ ميشود مهمترين عمل سوق الجيشی غرب در برابر شرق خواهد بود.

مسأله نفت ايران ديگر هيچگونه جوانب محرمانه سری ندارد و مسأله مهمی نيست بلکه اين يک نمونه استثمارامپرياليستی است بعبارت مفهوم و ساده يک قدرت مافيائی است که بتوسط قدرت بزرگی انجام ميگيرد. ايران اکنون روی جاده ای قدم ميزند که پر از مشقت و عذاب است و اين موضوع بايد وجدان دنيا را به جوش بياورد. اگر سازمان ملل متحد يک دستگاه پوشالی و دست نشانده نبود و قبل ازاينکه به موضوع تجاوز و تهاجم احتمالی شوروی توجه کند بايد بدون تأخير به آن تجاوز علنی امپرياليسم عليه حق حاکميت و آزادی ايران رسيدگی نمايد.

مصاحبه مطبوعاتی دکتر شايگان درمورد انگلستان
طبق مقررات دادگاه اين لايحه برای اظهار نظر و تهيه جواب برای طرف ديگر دعوی فرستاده ميشود. آقای دکتر شايگان در اين مورد به در چند روزه اخير خبر تقديم لايحه دولت انگليس به دادگاه لاهه به خبرنگاران اظهار داشت :

نامه آقای نواب هنوز بطور رسمی دراين مورد به دولت ايران نرسيده است ولی دادگاه آنرا برای ايشان ارسال داشته است و احتمالا در ظرف چند روز آينده بدست ما خواهد رسيد. قاعدتا اگر مطالب تازه ای عنوان شده باشد اين حق برای ما محفوظ است که بآن جواب بدهيم.

هنوز تاريخ حرکت و اعضای هيأت نمايندگی ايران مشخص نشده اند ولی بطور محرز آقای نخست وزير به اين مسافرت خواهند رفت.

آقای نخست وزيردرتوضيحات شفاهی خودابتدا راجع به عدم صلاحيت دادگاه صحبت خواهند نمود و سندهائی از مداخله انگليس ها در امور داخلی ايران و بی اساس بودن قرار داد ۱۹۳۳ در اختيار دادگاه خواهند گذارد.

لايحه دولت انگليس با وجودی که آنها مايلند از نظر دولت ايران مخفی بماند ازنظر دولت ايران مانعی ندارد ولی نزاکت سياسی ايجاب ميکند که جواب دولت ايران بعد از ارسال به دادگاه منتشر شود.

در۱۶ فروردين ۱۳۳۱ انگليس منکرشناخته شدن اصل ملی شدن نفت شده است.

رونوشت يادداشت سفارت انگليس در تهران شماره ۳۰/۲۲۱/۱۵۳۰ تاريخ ۲۸ اسفند ۱۳۳۰
آقای وزير ، طبق دستور وزير امور خارجه علياحضرت ملکه انگلستان محترما با مراجعه به نامه ۶۳۶۲ آن جناب مورخه ۲۱ ديماه ۱۳۳۰ مراتب ذيل را اشعار ميدارد:

بطوری که دولت علياحضرت ملکه انگليس مشاهده مينمايد دولت شاهنشاهی طبق نامه مورخه ۲۱ ديماه فوق استدلالات قبل را تکرار نموده و متذکر شده اند که ملی شدن صنعت نفت درايران يک امر داخلی است که منحصرا مربوط به حق حاکميت ايران بوده و ربطی به دولت علياحضرت ملکه انگليس در کشور متحده انگليس نداشته و با وجود مراجعه امر ازطرف دولت نامبرده بديوان بين المللی دادگستری، ديوان مزبور صلاحيت قضاوت در آن را ندارد.

دولت علياحضرت ملکه انگلستان تا بحال در چندين مورد اين نکته را درقبال دولت شاهنشاهی تصريح نموده که درموقعی که امتيازشرکت نفت انگليس و ايران به نوعی از آن شرکت سلب شده که برخلاف اصول بين المللی و مخالف مقررات پيمانی است که از طرف کشور ايران در قبال کشور متحده انگليس به عهده گرفته شده. اگر دولت علياحضرت ملکه انگلستان، خود درقضيه شرکت نامبرده دخالت نموده درواقع در امری که منحصرا به حق حاکميت ايران است دخالتی ننموده بلکه به حقی که کليه دول مدعی آن هستند اقدامات آن معطوف به حمايت سياسی از اتباع خود در موردی بوده است که با آنان برخلاف اصول و قوانين بين المللی رفتار شده است.

در تاريخ ۲۸ می ۱۹۵۱ دولت علياحضرت ملکه انگلستان با تقديم درخواست خود به ديوان بين المللی دادگستری اقدامات خود را آغاز و در تاريخ ۱۰ اکتبر ۱۹۵۱ (۱۷ مهر ۱۳۳۰) يادداشتی به ديوان مزبور تسليم و ضمن آن متذکر گرديد به چه علل دولت مشاراليها معتقد است که اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت مورخه اول می ۱۹۵۱ (۱۰ ارديبهشت ۱۳۳۰) در ايران موضوعی نيست که درحدود حاکميت داخلی ايران باشد . بلکه يک موضوع بين المللی است که ديوان دادگستری فوق صلاحيت قضاوت نسبت به آن را دارد.

دولت شاهنشاهی ممکن است مدعی شوندکه ديوان مربورصلاحيت قضاوت در ماهيت اين قضيه را ندارد و با وجود اين دولت شاهنشاهی نميتواند منکر اين مسأله گردد که ديوان مزبور صلاحيت دارد که به صلاحيت خود در رسيدگی به اين موضوع رأی دهد زيرا اين مسأله صريحا در ماده ۳۶/۶ اساسنامه ديوان دادگستری که از ضمائم منشور ملل متفق است قيد گرديده بنابراين دولت علياحضرت ملکه انگلستان لازم ميداند اين نکته را مؤکدا تذکر دهد که نميتواند ادعای دولت شاهنشاهی را که طی نامه مورخه ۲۱ ديماه ۱۳۳۰ اشعار گرديده و مبنی بر اين است که اين امر از موضوعاتی نيست که تحت رسيدگی قضائی تلقی شود بپذيرد.

به نظر دولت علياحضرت ملکه انگلستان از ماده ۳۶ اساسنامه ديوان دادگستری چنين برميآيد که تا ديوان نامبرده رأی خود را صادر ننموده لازم است اين موضوع کاملا تحت رسيدگی قضائی تلقی شود.

دولت شاهنشاهی ضمنا طی نامه فوق الذکر خود اشعار داشته اند که چون دولت علياحضرت ملکه انگلستان به موجب نامه مورخ ۳ اوت ۱۹۵۱ ( ۱۱ مرداد ۱۳۳۰) اصالتا از طرف خود و وکالتا از طرف شرکت نفت انگليس وايران ملی شدن نفت را در سراسرکشور ايران شناخته است بسيار باعث تعجب است که دولت علياحضرت ملکه انگلستان نامه مورخ ۲۲ دسامبر ۱۹۵۱ (۳۰ آذر ۱۳۳۰) خود اشعار داشته است که نميتواند با خريد نفت ايران از طرف اتباع انگليس موافقت نموده و برای دولت ايران حق قانونی نسبت به فروش نفت قائل شود. دولت شاهنشاهی متوجه خواهند بود که شناسائی اصل ملی شدن صنعت نفت در ايران از طرف دولت علياحضرت ملکه انگلستان فقط به منظور انجام مذاکره بوده است و اين موضوع در دو قسمت اول نامه مورخه ۳ اوت ۱۹۵۱ (۱۱ مرداد ۱۳۳۰) که به مضمون ذيل است کاملا روشن ميباشد.

طبق دستور واصله از دولت متبوعه دوستدار اينک محترما باستحضار خاطر آن جناب ميرسانم که دولت مشاراليها به وسيله آقای هاريمن فورمول دولت شاهنشاهی را جهت مذاکرات بين دولت شاهنشاهی و دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان به وکالت از طرف شرکت نفت انگليس وايران و همچنين برای بحث و مذاکره دراموری که مورد علاقه مشترک دولتين ميباشد دريافت نموده است. دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان از اين فرمول مايل است استفاده نموده و حاضر است طبق آن وارد مذاکره شود. وليکن دولت شاهنشاهی تصديق خواهند فرمود که مذاکراتی را که دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان با نهايت حسن نيت آغاز نمود نميتوان به نحو رضايت بخشی از پيش برد مگر اينکه قبلا محيط فعلی تسکين يابد با اطمينان به اينکه دولت شاهنشاهی هم به همين مسأله قائل بوده و با همان روح وارد مذاکرات خواهد شد هيأتی برياست يکی از اعضای کابينه فورا حرکت خواهد نمود.

نه درنامه مورخ ۳ اوت ۱۹۵۱ و نه درهيچ موقع ديگر دولت علياحضرت ملکه انگلستان نگفته که ملی شدن صنعت نفت در ايران قانونی بوده و يا اينکه اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت مورخه اول می ۱۹۵۱ (۱۰ارديبهشت ۱۳۳۰ ) يک عمل قانونی است که مبتنی برحق حاکميت ايران ميباشد. بطوری که دولت شاهنشاهی بخوبی ميدانند دولت علياحضرت ملکه انگلستان طبق قوانين بين المللی همواره به الغای يک طرفه قرارداد ۱۹۳۳ از طرف دولت ايران يعنی قراردادی که تحت نظر جامعه ملل بين دو کشور منعقد گرديده متعرض بوده و ضمن جريانات قانونی هم در ديوان دادگستری بين المللی به عمل آمده و دولت شاهنشاهی حال درآن شرکت دارند ، اين اعتراض خود را تعقيب نموده است.

در يادداشت مورخه ۲ اوت ۱۹۵۱ (۱۱ مرداد ۱۳۳۰) دولت علياحضرت ملکه انگلستان متذکر شده است که حاضر است با دولت شاهنشاهی براين اساس مذاکره نمايد که صنعت نفت که در ايران از طرف شرکت نفت انگليس و ايران اداره ميشود بنحوی ملی شود که مورد قبول دولت مشاراليها و شرکت مزبور باشد.

بطوریکه دولت شاهنشاهی اطلاع دارند پذيرفتن يک فرمول به منزله اساس مذاکرات به هيچوجه عبارت از قبول الزام آور مقررات آن فرمول بدون توجه به نتيجه مذاکرات نميباشد.

بنابراين دولت شاهنشاهی با تفسير کردن نامه مورخه ۳ اوت ۱۹۵۱ به اينکه دولت علياحضرت ملکه انگلستان عمل انجام شده ای را پذيرفته است که نتيجه اجرای تفسير قانونی قانون ملی شدن نفت ايران ميباشد کاملا حقيقت امر را مشتبه نموده اند.

دولت علياحضرت ملکه انگلستان هنوز حاضر است قضيه را از طريق مذاکره حل نمايد و به منظور مذاکرات بيشتر همان فرمول را به عنوان پايه بحث و مذاکره بپذيرد وليکن لزوما تأکيد مينمايد که دولت نامبرده فرمول مزبور را فقط به منزله پايه مذاکرات ميپذيرد بطوری که در صورت عدم موفقيت در مذاکرات لطمه به حقوق هيچ يک از طرفين وارد نسازد. جی . اچ . ميدلتون

پاسخ وزارت امور خارجه به کاردار انگليس
شماره ۱۴۰- ۱۱ فروردين ۱۳۳۱
آقای کاردار ، عطف به نامه شماره۳۰/۱۲۲/۱۵۳۰۱ تاريخ ۲۸ اسفند ماه ۱۳۳۰ جنابعالی اشعار ميدارد:

اولا نظر دولت شاهنشاهی در موضوع دخالت دولت انگليس در قضيه نفت همان است که طی نامه شماره ۶۳۶۲ مورخ ۲۱ ديماه ۱۳۳۰ دوستدار به جناب آقای سفير کبير سابق انگلستان مقيم دربار شاهنشاهی ارسال شده است و دولت شاهنشاهی از اين نظر که مبنی بر اصل مسلم حق حاکميت ملی ايران است به هيچوجه نميتواند عدول کند.

ثانيا تفسيری که دولت انگلستان دائربر نقض اصول قوانين بين المللی از دولت متبوع دوستدار نميتواند مورد قبول دولت شاهنشاهی واقع گردد و دلايل همه موافقت با اين نظر کرارا و مفصلا اظهار و طی جوابيه دولت شاهنشاهی به ديوان بين المللی دادگستری نيز ارسال شده و بنابراين تکرار دلايل و مکاتبه در اين مورد مفيد فايده ای نيست.

ثالثا تفسيری که دولت انگلستان از نامه ۱۰۰ مورخ ۱۱ مرداد ۱۳۳۰ که در آن سفارت کبرای انگلستان بنا به دستور و از طرف دولت متبوعه خود و به وکالت از طرف شرکت سابق نفت اصل ملی شدن صنعت نفت را درسراسرکشور شناخته است نموده مايه تعجب دولت شاهنشاهی گرديد و نظر دولت ايران در اين مورد همان است که طی نامه شماره ۶۳۶۲ مورخ ۲۱ دی ماه ۱۳۳۰ نيز ذکر گرديده ودولت انگلستان با روشن ترين و صريح ترين عبارتی که مجال کوچک ترين تفسير و تأملی باقی نگذاشته و بدون هيچ گونه قيد و شرط اصل ملی شدن صنعت نفت ايران را درسراسر کشورشاهنشاهی پذيرفته است و بنابراين دولت ايران اين شناسائی را از طرف دولت انگلستان غير قابل ترديد تلقی نموده است.

در خاتمه با مراجعه به قسمت اخير نامه آن جناب لزوما تذکر ميدهد که با توجه بمراتب مندرجه در نامه شماره ۶۳۶۲ مورخ ۲۱ ديماه ۱۳۳۰ دوستدار دولت شاهنشاهی ايران حاضر است در حدود قوانين ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ و ازديبهشت ۱۳۳۰ درباره ترتيب غرامت با شرکت سابق نفت يا با وکيل آن و بدون اينکه تفسير مندرج در قسمت اخير نامه شماره ۳۰/۲۲۱/۵۳۰۱ جی مورخ ۲۰ اسفند ماه ۱۳۳۰ جنابعالی را قبول نمايد وارد مذاکره شود.
با احساسات صميمانه باقر کاظمی

سخنان اورل هاريمن درمورد دکتر مصدق
هاريمن دريکی از کميته های فرعی کنگره شرح يکی ازمذاکرات خود را با آقای دکترمصدق چنين بيان ميدارد : طی يکی ازآخرين ملاقات های خودبا آقای دکتر مصدق به ايشان گفتم آيا جنابعالی قبول داريد که به هرصورت نفت ايران بايد از دل خاک خارج شود تا تبديل به پول شده و برای رفع مشکلات عمومی ايران صرف شود؟ پاسخ دکتر مصدق مثبت بود.
سپس گفتم آيا قبول داريدکه نفت ايران بايد درپالايشگاه آبادان تصفيه شود تا در بازار بين المللی قابل فروش باشد؟ اين بار نيز پاسخ دکتر مصدق مثبت بود.

سپس گفتم آيا ميدانيد که شما متخصص برای بهره برداری از نفت نداريد و محتاج استخدام کارشناس خارجی هستيد؟ پاسخ نخست وزير ايران يکبار ديگر مثبت بود.

آنگاه گفتم من که ميانجی بی طرفی هستم و نسبتا به مسائل بين المللی و فنی آشنائی دارم میدانم که تنها راه بهره برداری و تصفيه نفت ايران اين است که به نحوی از انحاء حتی اگر بطور موقت يا تحت کنترل دقيق و شرايط بسيار سنگينی هم که شده دولت ايران از وجود متخصصين انگليسی استفاده کند تا منظورشما عملی شود.

ناگهان آقای دکتر مصدق عصبانی شده و بدون درنگ پاسخ داد من با مقدمه استدلال شما موافق بودم ولی حاضرنيستم به هيچ قيمت با بازگشت انگليس ها موافقت کنم.

کمپانی های نفت امريکا خوشحالند ما اگر ازسناتورهای با نفوذ امريکا مانند سناتور دوگلاس يا سناتورفرگوسن که از ليدرهای با نفوذ سنای امريکا هستند سؤال کنيم چرا دولت امريکا حاضر نيست برای دولت ايران متخصص امريکائی بفرستد بطور صريح پاسخ ميدهند که بازار نفت بين المللی در دست کمپانی های انگليسی و امريکائی است و اين تراست ها حاضر نيستند عالما و عامدا در بازار های بين المللی برای خود رقيب بتراشند حتی بايد گفت بيشتر کمپانی های امريکائی ازاينکه حل قضيه نفت ايران طولانی شودخوشحال هستند.

استفاده کمپانی های نفتی امريکا در نيمه دوم و اول سالهای ۱۹۵۱ و ۱۹۵۲ به مقدار زيادی افزايش يافته است. بنابراين چگونه ميتوان از صاحبان صنايع نفت و مقامات مؤثر امريکا که خود سهمی در سرمايه های عظيم شرکت های نفتی امريکا دارند توقع اعزام کارشناس برای نفت ايران داشت؟

اساس دفاعيات ايران عليه انگليس در لاهه
آقای دکتر مصدق در مصاحبه با يکی از روزنامه های صبح امروز در تهران گفت :

دولت ايران همانطور که در شورای امنيت رفتار کرده در دادگاه لاهه نيز حقانيت خود را ثابت کرده و با اسناد نشان خواهد داد که شرکت سابق نفت فقط يک مؤسسه بازرگانی نبوده و بلکه اين شرکت و بواسطه آن دولت انگليس در کار های ايران مداخله ميکرده است و گرفتاری ها و بدبختی های کنونی زائيده اقدامات و مداخلات دولت انگليس و شرکت نفت است.

۲۶ فروردين ۱۳۳۱
قرارداد ۵ ميليون دلاری معامله پاياپای با ژاپن
هفته گذشته آقای کوباباشی نماينده مؤسسه کمپانی « کوشو» که در بيشترکشورهای دنيا نمايندگی دارد با نمايندگان ايران که از اقتصاد ملی بودند در مورد انعقاد يک قرارداد ۵ ميليون دلاری مذاکره نمودند.

طرح قرارداد مذکور تهيه شده وقرار است درخلال هفته جاری به امضا برسد. کالاهائی که قرار است از ايران صادر گردند عبارتند از پشم، پوست، کتيرا، دانه های روغنی، نمک، سنگ های معدنی، آهن ، آهن قراضه ، برنج چمپا و جو، در مقابل واردات از ژاپون عبارت خواهند بود از پارچه های نخی و پشمی و ابريشمی ، کاغذ ، سيمان ، مواد سيميائی ، ماشين آلات ، چينی و شيشه.

صبح امروزآقای کوباباشی با آقای دکترامينی وزير اقتصاد ملی ملاقات نموده و طرح قرارداد تهيه شده ميان طرفين مبادله گرديد و مقرر گشت پس از انجام تشريفات معمولی طرح مزبور امضا و رونوشت آن به بانک ملی و کميسيون ارز ارسال شود تا برای سفارشات بازرگانان و مؤسسات تجارتی حساب در بانک افتتاح شود.

۳ ارديبهشت ۱۳۳۱
کارخانه روغن سازی آبادان به کار افتاد
هيأت مديره شرکت ملی نفت ايران ضمن تلگرافی به آقای نخست وزير به کار افتادن کارخانه روغن سازی آبادان را بايشان اطلاع دادند.

بنا به اظهار نظر يکی از مهندسينی که در نصب اين کارخانه شرکت داشته است نصب اين کارخانه که يکی از مدرن ترين کارخانه های توليد روغن ماشين ميباشد بلافاصله بعد از جنگ شروع شد ولی نصب و راه اندازی آن هنوز آغاز نشده بود. پس از خلع يد و خروج کارشناسان انگليسی شرکت ملی نفت تصميم گرفت اين کارخانه را تکميل و شروع به بهره برداری از آن بنمايد ، اين مأموريت به آقای دکتر فلاح مشاور هيأت مديره و مهندس اشرف کفيل اداره کل کارخانجات داده شد.

ظرفيت کارخانه ۲۰ هزار تن روغن ماشين درسال ميباشداما طبق نظر متخصصين نبايد انتظار داشت که فورا اين دستگاه بتواند همه ظرفيت خود را توليدکند. درحال حاضر مرحله آزمايشی انجام شده و به مرحله توليد رسيده است. ولی در ضمن کار به تدريج بايد به رفع مشکلات و نقائص جزئی که ممکن است پيش آيد پرداخت. احتمال است که بارفع نواقص ساليانه تا ۴ ميليون دلار ارز از کشور خارج نشود.

مهندس مزبور گفت پس از رفتن انگليس ها دولت با کارخانجات روغن سازی امريکا وارد مذاکره شد و موفق گرديد ۱۱ هزار تن روغن به ارزش دو ميليون دلار خريداری نمايد که ۷ هزارتن ارآن تاکنون به ايران رسيده است .

۶ ارديبهشت ۱۳۳۱
متن نامه های متبادله بين ايران و امريکا
در روز ۴ ارديبهشت آقای دکتر مصدق نامه ای به شرح زير برای سفير کبير امريکا در ايران ارسال داشته است.

جناب آقای لوئی هندرسن سفيرکبير کشورهای متحده امريکا – تهران
درتعقيب مذاکرات شفاهی لازم است به استحضار آن جناب برسانم که دولت اينجانب نظر به وضعيت مالی و اقتصادی کمکی را که دولت متبوعه آن جناب حاضر است به اين کشور بنمايد استقبال ميکند و تا آنجا که منابع ثروت و اوضاع عمومی ايران اجازه دهد از اصول منشور ملل متحد پشتيبانی و دفاع مينمايد و از هر طرفی که مورد حمله قرار گيرد با تمام قوا از آزادی و استقلال خود دفاع خواهد کرد.

موقع را برای تجديد احترامات فائقه مغتنم ميشمارد – نخست وزير

اولين جلسه علنی مجلس شورای ملی
در اولين جلسه مجلس شورای ملی که به منظور بررسی اعتبار نامه های نمايندگان دوره هفدهم تشکيل شد اعتبار نامه ۲۳ نفر از نمايندگان مجلس به علت مخالفت مجددا به کميسيون های مربوطه بازگشت داده شد.

ضمن گزارش شعبات شش گانه مجلس پس از اعلام پرونده گزارش انتخابات مهاباد بنام آقای دکتر حسن امامی امام جمعه تهران و مخالفت آقايان دکتر سنجابی ، زيرک زاده و حسيبی آقای فری پور مديرروزنامه صدای مردم از لژ مطبوعات فرياد زد “نوکران سفارت روس با اعتبار نامه دکترامامی مخالفت ميکنند» و يکی از تماشاچيان فرياد زد « خفه شو نوکرسفارت انگليس» و تماشاچی ديگر فرياد زد «چاقوکشان حزب زحمتکشان نميگذارندمجلس به کارخودادامه دهد» و باين ترتيب بين تماشاچيان مخالف و موافق دعوا و کشمکش شروع شد. در اين موقع ميراشرافی نماينده مشکين شهر در فضای متشنج مجلس از جای خود برخواست و به طرف جايگاه تماشاچيان روی آورد و گفت « اينها را از جلسه بيرون کنيد نوکران مصدق را از جلسه بيرون بريزيد» از ميان تماشاچيان عده ای شروع به هو کردن ميراشرافی کردند. مير اشرافی خود را به وسط تالار جلسه مقابل تريبون رسانيد و درحاليکه دست خود را بطرف تماشاچيان بلند کرده بود فرياد زد « مرده باد مصدق السلطنه ، نابود باد کابينه خائنين مصدق ! مرگ بر نوکران بيگانه ، دوره آقانی مصدق خاتمه يافته ، مصدق و کابينه اش محکوم به فنا هستند”

يک عده از تماشاچيان هم عليه او داد و فرياد ميکردند و کلمات دزد ، خائن و جاسوس از هر طرف به يکديگر داده ميشد. رئيس و دکتر معظمی تلاش ميکردند تماشاچيان و ميراشرافی را ساکت کنند. ولی ناگاه ميراشرافی درحالی که به مصدق و کابينه اش فحاشی ميکرد به طرف صندلی های رديف جلو مجلس که معمولا اعضای دولت می نشينند رفت و با دست محکم روی پيشدستی صندلی ها کوبيد و اينکار را آنقدر تکرار کردکه چهار صندلی از رديف جلو مجلس را شکست و تخته پاره ای را در دست گرفته به طرف تماشاچيانی که عليه او شعار ميدادند حمله ور شد. تذکرات و سخنان مرتب رئيس سنی مجلس نتوانست مانع عربده کشی و زد وخورد ها شود تا بالاخره گاردمجلس مداخله کرده و تماشاچيان را از مجلس بيرون کرد.

پس ازگزارش کميسيونهای شش گانه و بازپس داده شدن اعتبارنامه به کميسيون های مربوطه جلسه بدون حضور تماشاجی ادامه يافت درحالی که قطعات شکسته صندلی ها در وسط تالار ريخته بود و مستخدمين مشغول جمع آوری آنها بودند مجددا جلسه تشکيل گرديد و منشی های کميسيون شروع به قرائت اعتبارنامه ها نمودند در نتيجه اعتبارنامه ۲۳ نفر از ۷۳ نفر نماينده منتخب به کميسيون های مربوطه عودت داده شد و ۵۰ اعتبار نامه به تصويب رسيد.

۲۵ ارديبهشت ۱۳۳۱
بيانيه هيأت نمايندگی ايران درسازمان ملل متحد
دولت ايران قصد دارد ازمقررات قانون عمومی اصلاحی مربوط به حل مسالمت آميزاختلافات بين المللی مصوب ۲۸ آوريل سال ۱۹۴۹ مجمع عمومی ملل متحد پيروی نمايد.

طبق قانون مزبورکليه اختلافات بين دويا چند کشور بايستی با متابعت مقررات صلح جويانه و عدل و انصاف و حکميت حل و فصل گردد. اين امر کاملا با ماهيت واقعی فصل ششم منشور ملل متحد که مقرر ميدارد عموم ملل اختلافات خود را به طريق مسالمت آميز حل کنند مطابقت دارد

اين اقدام دولت ايران نماينده صداقت وحسن نيت دولت ميباشد وثابت ميکند که دولت ايران قصد دارد اختلافات بين المللی را با تبعيت از مقررات و اصول صلح و آشتی حل نمايد.

اولين جلسه دادگاه لاهه امروز تشکيل شد
آمروز دادگاه لاهه به رياست سر آرنولد مک ناير قاضی انگليسی در ساختمان مرکزی دادگاه لاهه تشکيل گرديد. دراين جلسه سه قاضی که به تازگی به عضويت دادگاه منصوب شده بودند به نامهای سر بنگال نارسينگ رائو از هندوستان، واريس فاريرا ازبرزيل، الکساندر ويچ از شوروی معرفی شدند.

به موجب قوانين دادگاه قضات جديد بايد اوراق عضويت را پرکرده و آمادگی خود را برای انجام وظيفه در دادگاه اعلام دارند. تمام قضاتی که در خارج از لاهه بودند برای شرکت در جلسات آينده دادگاه به لاهه آمده اند.

۲۷ ارديبهشت ۱۳۳۱
انعکاس بيانيه هيأت نمايندگی ايران درسازمان ملل
نيويورک – آسوشيتد پرس ، اعلاميه صادره از طرف هيأت نمايندگی ايران در سازمان ملل متحد تأثير فوق العاده ای درنيويورک وسازمان ملل داشته است. اهميت اين اعلاميه بيشر ازآنجهت است که دولت ايران اعلام داشته حاضراست اختلافات خود را بحکميت ارجاع نمايد.

درتاريخ ۵ ماه می گذشته هنگامی که دولت انگليس برای اولين بار نفت ايران را درديوان دادگستری مطرح کرد و دولت ايران حاضر نشد در جريان طرح اين قضيه شرکت کند و فقط با اعزام سه نماينده مستمع آزاد اکتفا کرد مقامات ايران صريحا خاطر نشان کرده بودند که ايران رأی دادگاه را بی اعتبار ميداند و لذا اين رأی ضمانت اجرائی نخواهد داشت. ولی تغيير رويه ايران که دراعلاميه مزبور بطور وضوح ذکرآن رفته است پاره ای ازمحافل سياسی نيويورک را بحل مسالمت آميز بغرنج نفت اميدوار ساخته است. اين محافل ادعا ميکنند ايران که يکی ازاعضاء سازمان ملل متحداست چاره ای ندارد جزاينکه اختلافات خودرا ازطريق اين مرجع بين المللی حل و فصل نمايد.

ديوان دادگستری که يکی از سازمانهای تابع سازمان ملل متحد است ميتواند با قضاوت عادلانه و بدون جانبداری از يکی از طرفين ذينفع مسأله نفت ايران را که برای مردم ايران و همچنين دنيای آزاد جنبه حياتی دارد حل کند.

واشنگتن – خبرگزاری فرانسه، دولت ايران روزپنج شنبه با صدور بيانيه ای که از طرف هيأت نمايندگی ايران در سازمان ملل متحد منتشر شده خاطر نشان ميکند که از اصول منشور ملل متحد برای حل هرگونه اختلاف تبعيت کرده و حاضر است اينگونه اختلافات را به حکميت ارجاع کند.

اين اولين بار نيست که دولت ايران علاقه خود را به حل قضايای بغرنج ازطريق مراجع قانونی ابراز ميدارد بلکه در سال ۱۹۳۳ اختلاف خود را با انگلستان که از مسأله نفت ناشی شده بود به جامعه ملل احاله کرد و در سال ۱۹۵۱ نيز نخست وزير ايران شخصا برای دفاع از حقوق ايران در شورای امنيت حضور يافت.

مقامات مسؤل دولت امريکا اظهار ميدارند که منظور ايران از ذکر نام حکميت در بيانيه خود اشاره ضمنی به نفت ايران ميباشد که به ديوان دادگستری بين المللی احاله شده ولی ايران سعی کرده است آنرا در لفافه قرار دهد.

نفت ايران فعلا معلق است و تا ديوان دادگستری لاهه رأی نهائی خود را درباره آن اعلام نکند احتمال نميرود که ايران بتواند اين قضيه را حل کرده و آنرا منبع درآمد خود قرار دهد. احتمال نميرود که تا تاريخ طرح قضيه نفت در دادگاه لاهه اقدامی برای حل نفت ايران از طرف دولت يا مقامی به عمل آيد.

لندن – آسوشيتد پرس، اعلاميه اخير نمايندگی ايران ازنقطه نظر اينکه اصولا ميبايست ازطرف کليه دولت های جهان رعايت شود بسيار مهم و غير عادی تلقی نشده است. ايران از مدتها قبل خود را برای حضور دردادگاه لاهه آماده ميکرده است و کما اينکه سخنگويان دولت ايران چند بار اين قضيه را تأييد کرده اند و اکنون که دولت ايران مبادرت به انتشار اعلاميه در نيويورک کرده ميرساند که در حل اختلافات خود با انگلستان حسن نيت دارد.

محافل رسمی دولت انگليس نيزاظهار ميدارند که انگلستان چه عملا و چه از لحاظ معنوی علاقه خود را به استقلال ايران و رفاه مردم آن کشور ابراز داشته و اين امر در ۵۰ سال اخير کاملا مشهود و مسلم بوده است. اختلاف نفت در ميزان علاقه انگلستان نسبت به ايران تأثيری نکرده و روابط دو دولت روی اساس دوستی سابق قرار دارد و دولت انگليس همانطوری که بارها آقای چرچيل وايدن در مجلس عوام اين کشورتأييد و تأکيد کرده اند هميشه حاضر است اختلافات خود را از طريق مسالمت آميز و با حفظ مناسبات و مبانی مودت قديمه حل و فصل کند.

۳۰ ارديبهشت ۱۳۳۱
جلسه خصوصی مجلس شورای ملی
آقای راشد ، همه آقايان ميدانند که من در شعب ششگانه مجلس هنگام رسيدگی به اعتبارنامه و حتی جلسه علنی گذشته حضور نيافتم و علت آنهم اين بود که از هر نقطه انتخاباتی خروار ها شکايت و اعتراض به من رسيده بود و من با اين شکايات و عقايد مختلف آقايان نميدانم چه بايد بکنم؟ ولی امروز که ميخواستم عرض بکنم دو چيز است يکی آنکه مجلس بايد حيثيت و اعتبار خود را حفظ کند و مردم را از خود نااميد نکند که با تأسف بايد بگويم درجلسه اول وضع خوشی پيش نيامد و پای اين مجلس را از همان اول لنگ کردند.

اين مردم بطور کلی از هيأت حاکمه خواه مجلس يا دولت يا هر مقام ديگر ناراضی هستند برای اينکه مکرر ديدند که اين دستگاه ها به فکر آنها نميباشند و راستی ديگر طاقت کشيدن اين سختی ها را ندارند. مجلس بجای آنکه نشان دهد که در فکر همه است نبايد گرم اغراض ديگر شود وکيل نبايد تصور کند که او آزاد است و هرکار بخواهد ميکند. وکيل آزاد است در انتقاد بر دولت و در اظهار عقيده موافق با دليل و منطق نه اينکه مبانی اخلاقی و مقررات دينی و اجتماعی را هم رعايت نکند بلکه برعکس وکيل از اين جهات مقيد تر و محدود تر است زيرا عامه مردم به او نگاه ميکنند. شما در اين موقع که وکيل هستيد بايد زبان خود را بيشتر کنترل کنيد. تا آن زمانی که وکيل نبوديد.

مطلب دوم آن است که مجلس بايداستقلال وبی طرفی خود را خفظ کند و تحت تأثير افراد ذی نفوذ خارج از مجلس واقع نشود وکلای ما چون نمايندگان احزاب نيستند طبعا افراد ذی نفوذ در عقايد آنها نفوذ ميکنند ولی شما نبايد فراموش کنيد که نام اينجا مجلس شورای ملی است. بايد به خاطر بياوريد اين مجلس به چه مقصودی بوجود آمده ، شما بايد به فکربدبختی های مردم باشيد. اگر مجلس هفدهم روش جلسه سابق را تغيير داد چه بهتر و اگر نداد الان پيشگوئی ميکنم که مجلس ۱۸ خواهد آمد و کارهائی خواهد کرد که ذکر آن حالا ضرورت نداشته باشد. پس بهتر است که اين افتخار را مجلس ۱۷ کسب کند.

آقای سيد جوادی، ما اکنون در آستانه تحولی هستيم که انظار جهانيان متوجه آن است و در خانه ای نشسته ايم که تمام آن آتش گرفته است. اين مملکت درحال حاضر آتش گرفته است و ما بايد کاری کنيم که اتفاق و همآهنگی ميان تمام طبقات ايجاد گردد و اين آتش جانسوز را بايد با تدبير و درايت خود خاموش کنيم.

آقای ملک مدنی ، ما بايد در مجلس شورای ملی از تشنج جلوگيری کنيم. انتقاد وبحث ومذاکره درمجلس نبايد منتهی بمشاجره و توهين شود. مجلس ممکن است اقليت تند و يا اکثريت تند داشته باشد و سخنانی از هر دو طرف گفته شود. ما اميدواريم بزودی مجلس را بازنموده و برای اصلاحاتی که خيلی ضروری است اقدام کنيم. بنظر من چيزی که خيلی ضرورت دارد اين است که در اولين جلسه مجلس ما بايد برای اشخاص بيکاری که تعداد آنها در تهران و شهرستانها و آذربايجان درحدود ۱۵۰ هزار نفر ميشود فکر عاجلی بکنيم ومردمی که ميگويند ما توانائی کارداريم مجلس ودولت بايد برای آنها توليدکار کند.

انتظارمردم اين است که ما دراين زمينه اقدام بکنيم و بلکه انتظار دارند که مجلس هرچه زودتر تصميمی برای اشخاص بيکار و زحمت کش اتخاذ کند و در پايان از آقايان خواهش ميکنم که فکر ايجاد هم آهنگی بيشتری داشته باشند تا شايد برای اين مردم قدم مفيدی برداشته شود.

آقای اخگر ، همه ما از بدی وضع وخرابی اوضاع صحبت ميکنيم ولی مثل اين است که متوجه نيستيم اين خرابيها مسؤليتش با خود ما است. عقيده من اين است که اگر آقايان نمايندگان اختلاف های کوچک و بی اهميت را کنار بگذارند و با يک روح وحدت و يگانگی گرد هم جمع شوند و مشکلات مملکت را حل و فصل نمايند بيشتر اين گرفتاری های عمومی برطرف ميشود ومجلس هم با اتفاق و يگانگی خواهد توانست بر اوضاع عمومی مسلط شود.

آقای خلخالی، من مطالب زيادی دارم که به علت عدم فرصت و شايد رعايت مصلحت مملکت بيان نميکنم و وقتی که مجلس رسميت يافت عرض خواهد شد. اکنون چون آقای ملک مدنی به آذربايجان و فقر مردم اشاره فرمودند چند کلمه مصدع ميشوم. ما که در نتيجه جنبش غيرتمندانه و شدت مبارزه مردم به نمايندگی انتخاب شده ايم وظيفه قطعی داريم که فريادمظلوميت آنها را در مجلس منعکس کنيم و برای بدبختی ها چاره انديشی کنيم.

هردسته بندی که دور از چشم ملت و برخلاف منافع آنها عملی شود محکوم به فنا است. اينجا صحبت از مماشات و چشم پوشی ميشود هرگاه اين امر تالی فاسدی نداشته باشد شايد آنفدرها زيان بخش نباشد ولی هرگاه خدای نکرده کسانی باشند که در عين اينکه خود را نماينده مردم معرفی ميکنند مبعوث طبقات فاسد باشند و بخواهند چراغ زندگانی ملت و افراد محروم را بيش از اين بی فروغ و مبارزات مردم حق پرست و عدالت خواه را بی اثر نمايند به عقيده من نبايد با غمض عين شريک جرم باشيم و بصورت آفت برای تضييع حقوق مردم دربيائيم. من شخصا در اين جلساتی که حاضر و با اوضاعی که مواجه ميشوم با کمال تأسف اميدم به بهبود اوضاع منقطع ميشود شايد در آينده اگر وضع اينطور ادامه يابد استعفا ميدهم.

آقايان ما آخرين اميد اين ملت هستيم و وجود ما شايد بتواند جلوی انقلاب و خونريزی را بگيرد. انقلاب و عصيانی که در نتيجه فساد اجتماع و بی اعتنائی به حقوق حقه مردم و غفلت و ظلم در کمين ما است.

در مجلس وجود اقليت و اکثريت لازم است تا بتوان حقوق مردم را حفظ کرد و اختلاف موجود در مجلس نبايد در مواردی که دولت با خارجی ها خصوصا در کار نفت مشغول مبارزه است محسوس و مؤثر باشد چون اين مبارزه ای را که دولت شروع کرده امر شوخی و غير جدی نبوده است و ما به خاطر ختم اين جريان به نفع مردم وظيفه داريم مخصوصا در اين موقع حساس که نخست وزير به خارج ايران ميرود بايستی اتحاد و يگانگی خود را برای تأييد نماينده ملت ايران که برای اثّبات حقانيت ايران به لاهه ميرود حفظ کنيم.

آقای دکتر فلسفی ، ما با کمال تأسف وضعی پيدا کرده ايم که تمام وقت گرانبهای خود و مملکت را صرف بحث و لفظ و منازعه ميکنيم بدون اينکه به معنی واقعی خود توجهی داشته باشيم. من عقيده دارم هرکس حق انتقاد را دارد بجز ما نمايندگان که مجاز در انتقاد نيستيم بلکه بايستی وقت خودمان را در اصلاح و رفع نواقص و برطرف کردن مشکلات صرف کنيم. امروز ما با مشکلاتی مواجه هستيم ، مسائل بسيار خطيری در پيش است و در حال حاضر بيش از هر چيز به اتحاد و اتفاق محتاج هستيم. اين گفتگو ها باری از دوش مملکت و ملت بر نميدارد.

دادگاه لاهه
۱۹ خرداد۱۳۳۱
آغاز کار دادگاه لاهه ونامه يک بانوی امريکائی به دکتر مصدق
ساعت دو بعد از ظهر امروز، دادگاه بين المللی لاهه جلسه تاريخی خود را در «کاخ صلح» تشکيل داد.کليه اعضاء هيأت نمايندگی ايران در اين جلسه حضور داشتند.

همزمان با آغاز کار دادگاه نامه ای از يک بانوی امريکانی به نام ولش مقيم امريکا ايالت مريلند شهر کلمبيا که رونوشت آن به سازمان ملل متحد، وزارت امور خارجه امريکا، سفارت انگليس در امريکا و پاره ای از روزنامه ها و خبرگزاری های معروف فرستاده شده به دست آقای دکتر مصدق رسيد.

دکتر مصدق عزيز ، در تقديم توضيحات مربوط به دعوای ايران در لاهه و ضمن مذاکراتی که طبعا پس از صدور حکم انجام خواهد گرديد از شما خواهشمند است مراتب عصبانيت و خشم مردم ايران را که در نتيجه رنج طولانی و برای احقاق حقوق مسلم خود قيام نموده و برای اصلاحات اقتصادی واجتماعی خود ازملت انگليس حقوق خود را درخواست ميکنند باستحضار دادگاه و اشخاص مربوطه برسانيد. البته کسانی که در حال بردگی بسرميبرند بيشتر از آنهائی که آنها را در زنجير اسارت نگاه داشته اند احساس ظلم مينمايند وعدالت هنگامی برقرار ميشود که آزادی کامل حکمفرما گردد.

از شما خواهش ميکنم به نظر بياوريد چه مقدار از نيروی اعضاب خود را بکار برديد تا اينکه با اتکاه به خدا و پشتيبانی ملت خود توانستيد علنا در يک مسأله قيام و اقدام نمائيد. هرگاه برای خواستن آزادی اين اندازه رنج و کوشش لازم بود آيا ممکن است کسانی که دهندگان آن آزادی خواهند بود کمتر فداکاری و رنج تحمل مينمايند نزد خود فکر کنندکه چگونه خواهند توانست به انگليسها اين نيروی بزرگ را بدهند نيروئی که بدون آن هيچکس در واقع آزاد محسوب نميشود.

دفاعيه دکتر مصدق
در رد صلاحيت ديوان داوری لاهه
دررسيدگی به شکايت دولت انگليس در امر ملی شدن صنايع نفت ايران، بشريت مدتی است بفکر افتاده که بجای توسل به زور و فشار اختلافات خود را از طريق حق و عدالت و به وسيله دادگاه های بين المللی حل و تصفيه نمايد. منشأ اين فکر عالی و مقدس تجربيات تلخ و خونينی است که در گذشته به انسان آموخت که هرگز زور و فشار از عکس العمل های تند و وحشت انگيز مصون نخواهد ماند. رشد عقلی و فکری بشريت حکم میکند که اختلافات خود را منحصراً به وسايل مسالمت آميز تصفيه نمايند. يقين داشته باشيد آرزوی نيل به اين آمال دراعماق قلوب ملت ايران که ازروز اول به جامعه ملل و بعد از آن به سازمان ملل متحد ملحق گرديد ريشه گرفته است.

قضات محترم اين ديوان بين المللی تصديق می فرمايند وقتی ملتی میتواند سرنوشت خود را کاملا تسليم حکم دستگاه های بين المللی کند که نه تنها به بی طرفی و استقلال تام کسانی که عهده دار اين مقام عالی هستند ايمان کامل داشته باشد ، بلکه به وقوف آنها از جريان امور و همچنين به تجربه و اصالت رأی آنها نيز معتقد باشد. بنابراين اگر به اين حقيقت اعتراف کنيم که هنوز چنين اعتقاد وسيع و اعتماد محکمی در هيچ نقطه دنيا وجود ندارد ، نبايد آن را به منزله اهانتی نسبت به مؤسسات سازمان ملل تلقی نمود ، چه در تمام منشور ها و مقاولات و پروتکل ها و هر قرارداد ديگری که راجع به مؤسسات بين المللی بسته شده دول سعی کرده اند حدود اختيارات اين مقامات جديد را تعيين و آنچه را که در نظرشان از مختصات اصلی حق حاکميت آنها واساس استقلالشان است ازحدود صلاحيت و سلطه حکومت آن مقامات خارج سازند در جائی که دول بزرگی چون کشورهای متحده امريکا و فرانسه احتياط را به پايه ای ميرسانند که تعيين حدود صلاحيت ملی را موکول به تشخيص خود کرده باشند بر ملت کوچکی مانند ايران چه بحثی خواهد بود اگر صلاحيت ديوان را در حدود منشور ملل متفق و اعلاميه خود محدود نموده اجازه ندهد به هيچ عنوان به آن حدود تخطی شود.

نبايد از آقايان اين حقيقت را پنهان کنم که در نزد ما ايرانيان تشويش جلوگيری از هرگونه عملی که در حکم مداخله در صلاحيت ملی ما باشد شديد تر از ساير ملل است و علت هم اين است که ما ملل شرق ساليان دراز مزه تلخ مؤسسات اختصاصی و استثنائی را که صرفا بمنظور تأمين منافع بيگانگان بوجود آمده بود چشيده و به چشم خود ديده ايم که کشور ما ميدان رقابت سياست های استعماری بوده و ضمنا پی برده ايم که متأسفانه عليرغم آن همه اميد و آرزو ، جامعه ملل و سازمان ملل متحد نتوانسته اند به اين وضع اسفناک که شرکت سابق نفت ايران و انگليس در پنجاه سال اخير مظهر برجسته آن بود خاتمه دهد.

ملت ايران که ازاين وضع به ستوه آمده بود دريک جنبش با ملی کردن صنايع نفت و قبول پرداخت اصل غرامت يکباره به سلطه بيگانگان خاتمه داد. در آن موقع دولت انگليس به يک سلسله عمليات تهديد و ارعاب متوسل شد. چتربازان خود را به مجاورت سرحدات ايران و ناوهای جنگی را به نزديکی آب های ساحلی ما فرستاد. سپس دست به کار محاصره اقتصادی شد و خواست اين منظور را با فشار اقتصادی و توقيف ارزهائی که در انگلستان داشتيم عملی سازد. در داخله ايران به کمک عمال و ايادی خود دسايسی را بر عليه دولت و نهضت ملی ما برپا نمود و در امور اقتصادی ، مالی و صنعتی ما کار شکنی را تشويق کرد. در خارج تبليغات به راه انداخت تا در کشور های ديگر و محافل بين المللی موجبات بدنامی ما را فراهم سازد. در پايان چون از اين فعاليت های شوم نتيجه ای بدست نياورد قيافه مظلومانه بخود گرفت و به دستگاه های ملل متحد از قبيل ديوان بين المللی و شورای امنيت شکايت نمود.

شايد عدول انگلستان ازرويه سابق و توسل به مؤسسات بين المللی به صورت ظاهر پيشرفتی به نظر آيد ولی با سوابق ناگواری که از سياست انگليس در ايران وجود دارد تأثير اين تغيير رويه در اذهان ملت ايران چنين شد که منظور انگلستان از عمل مزبور آن است که با حيله و توسل به وسايل قضائی و مسالمت آميز دوباره همان رقيت سياسی و اقتصادی را که به آن خاتمه داده بوديم بر ما تحميل کند و حال آنکه ملت ايران به احيای وضع سابق ديگرهرگز تن درنخواهد داد.

با کمال اعتمادی که به حقانيت خود داريم و مخصوصا برای اينکه اعتماد ما خلل ناپذير است نميتوانيم قضيه ای را که برای ملت ما حياتی است در معرض خطر رأی نامساعد ولو اينکه آن خطر غير محتمل هم باشد قرار دهيم.

تاريخچه روابط انگليس و ايران طولانی تر از آن است که بخواهيم در اينجا به تفصيل آن را بيان کنم. همين قدر بايد بگويم که در قرن نوزدهم ايران ميدان رقابت دو سياست امپرياليستی روس و انگليس بود. چندی بعد دو حريف با هم کنار آمدند و در ۱۹۰۷ کشور ما را به دو منطقه نفوذتقسيم نمودند.سپس هنگامی که امپراتوری تزاری واژگون گرديد و اتحاد جماهير شوروی گرفتار انقلاب داخلی شد بريتانيای کبير که از ميدان جنگ فاتح بيرون آمده بود و در خاور ميانه بلامنازع و بدون رقيب بود از فرصت استفاده نمود و خواست با عقد قرارداد ۱۹۱۹ که عنان اختيار کشوری و لشگری را بدست افسران و کارشناسان انگليسی می سپرد ايران را منحصراً در تحت اختيار و تسلط سياسی و اقتصادی خودقرار دهد. بالاخره چون آن قرارداد هم با مقاومت شديد آزادیخواهان ووطن پرستان مواجه گرديدديپلماسی انگليس برای اينکه نيات خود را به صورت ديگری عملی سازد رژيم ديکتاتوری را که بيست سال از آن حمايت نمود بر سر کار آورد. منظور اقتصادی سياست انگليس از تمهيد اين وسايل اين بود که انحصار نفت کشور ما را تصاحب کند. باين ترتيب آنچه که می بايست موجب ثروت ملی ما بشود منشأ بليات گوناگون و مصائب طاقت فرسای ما گرديد. اين سلطه بوسيله کمپانی صاحب امتياز عملی گرديد ، يعنی علاوه بر اينکه نفت ما را به سوی انگلستان می کشانيد به ضرر ايران فوايد کثير مالی عايد کشور انگلستان می ساخت.

ميزان اين استفاده ها را نميتوان بطور تحقيق معلوم ساخت، چه ايران هيچ وقت نتوانست اقلامی را که در ترازنامه شرکت منظور شده بود بررسی کند و نه از ميزان و قيمت نفتی که به ثمن بخس و يا حتی به رايگان به نيروی دريائی انگليس فروخته ميشد اطلاع حاصل نمايد و همچنين منافعی را که از راه انحصار حمل و نقل دريائی و معاف ساختن کالاهای وارده به ايران از پرداخت حقوق گمرکی به اقتصاد انگليس رسيده بود نميتوانست تشخيص دهد.

چنانچه ارقام ترازنامه شرکت را حجت بدانيم باز ملاحظه می کنيم که مثلا در سال ۱۹۴۸ از ۶۱ ميليون ليره عوايد خالص شرکت دولت ايران از جميع جهات فقط ۹ ميليون ليره دريافت کرده درصورتی که تنها از بابت ماليات بردرآمد ۲۸ ميليون ليره عايد خزانه داری انگليس شده است.

علاوه بر خسارت مزبور کارگران و متخصصين ايرانی هميشه در مقابل کارمندان خارجی خفيف و در وضع نامساعدی بودند. ده ها هزار کارگر ايرانی را در منازلی که بيشتر شبيه آغل حيوانات بودند جا ميدادند و ايرانيان را همواره از ترس آنکه مبادا روزی برای اداره آن دستگاه آماده شوند از کليه کارهای فنی برکنار ميداشتند. از طرف ديگر شرکت به بهانه حفظ امنيت پليس مخفی واقعی بوجود آورده بود که با کمک اينتليجنت سرويس نه تنها در خوزستان که حوزه اسنخراج نفت است بلکه در کليه نقاط کشور و در بين تمام طبقات رسوخ ميکرد.

ضمنا عمليات خودرا در تمام شئون اجتماعی توسعه ميداد. مطبوعات و افکار عمومی را تحت تأثير قرار داده و عمال انگليسی را اعم از بازرگان و نمايندگان سياسی به دخالت در امور داخلی ايران تشويق ميکرد. به اين ترتيب بدون اينکه از جانب مجلسی که نمايندگان آن را خودشان تعيين کرده بودند مقاومتی به بينند ، شرکت نفت ايران و انگليس که درحقيقت دولتی درداخل دولت تشکيل داده بودند مقدرات کشور را در دست داشت و مدت ۳۰ سال کشور ما را در مقابل وطن پرستان که محکوم به سکوت بودند گرفتار رقيت و فساد نموده و هيچ اعتنائی به آمال ملت ايران که تشنه آزادی است نداشت.

در سال ۱۹۵۱ با ملی کردن صنايع نفت يکباره به اين وضع اسفناک خاتمه داده شد. توضيح آنکه چند سال قبل از آن مجلس شورای ملی با تصويب قانون خاصی دولت را مکلف ساخته بود که از طريق مذاکره استيفای حقوق ملت را از شرکت بکند.

درسال ۱۳۴۹ برای جلوگيری ازخطر قريب الوقوع کمپانی حاضرشد که سهم دولت ايران را از بابت حق الامتياز افزايش دهد و روی همين زمينه پيشنهادی به مجلس داده شد ولی مجلس از تصويب آن خودداری کرد. اين پيشنهاد هم دير داده شده بود و هم کافی نبود و موضوع مالی آن هم اثر مهمی نداشت که رضايت ملت ايران را فراهم کند و لذا جز ملی ساختن صنعت نفت چاره ديگری نمانده بود.

امروز ميخواهند آن عمل را به قضاوت و بررسی شما واگذار کنند، به چه حقی؟

اصل ملی کردن ازحقوق مسلم هرملتی است که تاکنون بسياری ازدول شرق و غرب از آن استفاده کرده اند. اصرار و ادعای انگلستان به اينکه ما را اسير قرار داد خصوصی کند ، آن هم قراردادی که در بی اعتباری آن شک و ترديد نيست ، جای بسی تعجب است ، چه علاوه بر اينکه ايران حاضر به پرداخت غرامت شده و دولت انگليس هم ملی شدن صنايع نفت را دريک سندرسمی که به «فرمول هريمن» معروف شده و متن آن به استحضار ديوان رسيده است شناخته و مطابق اين سند دولت انگلستان به نام خود و به وکالت از طرف شرکت ، اصل ملی شدن نفت را که مطابق قانون تمام عمليات اکتشاف ، استخراج و بهره برداری بايد در دست دولت ايران باشد شناخته است.

اين شناسائی را سر گلادوين جب نماينده دولت انگليس هم در جلسه ۱۵ اکتبر ۱۹۵۱ در شورای امنيت به مضمون ذيل صريحا تأييد نموده است :

« از آنجا که من از اظهارات آقای دکتر مصدق فهميدم مثل اين بود که ميخواهند بگويند که دولت انگلستان اصل ملی شدن صنايع نفت به طريقی که در فرمول هريمن پيش بينی شده طفره رود و عدول نمايد
در چنين موردی فقط موضوع پرداخت غرامت است که ميتواند محل اختلاف واقع شود وچناچه خواهيم ديد در اين باب هم از طرف ما هيچ اشکال و ابهامی باقی نمانده است.»

قانون ملی شدن نفت دولت را بطورصريح موظف ساخته که به دعاوی حقه شرکت سابق برسد. در اين زمينه لازم ميدانم توضيح دهم که به موجب همان قانون دولت ايران موظف است تا ۲۵ درصد از عوايد درصورتی که شرکت آن را تقاضا کند بايد دريک بانک مرضی الطرفين به وديعه گذارده شود.

بر طبق اين قانون توافق راجع به تأمين غرامت برای شرکت مسدود نيست و بر فرض عدم توافق ، محاکم ايران به روی شرکت بازخواهد بود. بنابراين استنکاف ازاحقاق حق که با ما نسبت ميدهند موردندارد.

با اين مقدمات آيا کدام شخص منصفی است که پيشنهادهای ما را به حرف واهی تعبير کند؟ در ۱۹ سپتامبر ۱۹۵۱ دولت ايران راجع به تعيين غرامت پيشنهادی به دولت انگليس داد که متن آن را در اينجا نقل ميکنم.

دولت ايران حاضر است به يکی از روش های سه گانه زير دعاوی و مطالبات حقه شرکت سابق نفت را با رعايت دعاوی ومطالبات دولت ايران تسويه نمايد:
الف – از روی سهام شرکت سابق نفت ( به قيمت قبل از قانون ملی شدن نفت)
ب – بر طبق قوانين و قواعدی که در مورد ملی کردن صنايع در هريک از کشور ها به موقع اجرا گذاشته شده و شرکت سابق نفت آن را به نفع خود ميداند.
ج – به هر روش ديگری که مورد توافق طرفين واقع گردد.

ضمنا برای اينکه وسيله پرداخت غرامت هم تأمين شده باشددرهمان پيشنهاد قيد شده است که :
دولت ايران حاضر است مقدار نفتی را که دولت و ملت انگليس سابقا خريداری ميکرده اند درآينده نيز به قيمت عادله بين المللی درهر سال به قيمت فوب (تحويل در بنادر ايران ) به دولت مذکور بر طبق قرارداد های طويل المدت به فروش برساند. دولت انگليس ميتواند با برداشت نصف خريداری خودغرامات موضوع بند يک اين نامه را استهلاک نمايد.

اگر اين پيشنهاد مورد قبول دولت انگليس واقع نگرديد از اين جهت بود که مساعی دولت مزبور متوجه امر ديگری غير از غرامت بود و به بهانه اينکه تا بهره برداری به طرز مفيدی اداره نشود ، دولت ايران نخواهد توانست غرامات را بپردازد. سعی داشت دولت ايران را مجددا در مقابل يک شرکت جديد انگليسی که بهره برداری نفت را خواه از جهت صنعتی و خواه از جنبه تجارتی عهده دار شود متعهد سازد.

برای من جای ترديد نيست که مقصود از مراجعه به شورای امنيت و ديوان بين المللی آن است که باز از ما تعهدات مشابهی تحصيل کنند و حال آنکه يادگارهای تلخ و اجحافات امتياز سال ۱۹۳۳ هنوز از خاطر ما محو نشده است و اگر بنا بود اداره صنايع ملی شده را دوباره تسليم بيگانگان کنيم اساسا چه حاجتی به ملی کردن صنايع نفت داشتيم؟

رويه دولت و ملت ايران در اين قضيه مولمه به شرحی بود که توضيح دادم و انصافا بايد تصديق کرد که رويه ما معتدل و منصفانه بود. برای من درک اين نکته دشوار است که چرا موضوع ادعای اشخاص راجع به خسارت از جمله دولت انگلستان که صنايع خود را ملی ساخته اند چنين اشکالی پيش نيامده است؟

ما اين طور منصفانه عمل کرده ايم. معذالک با کمال تأسف ملاحظه می کنيم که تراست های بين المللی ما را مورد حمله و بايکوت خود قرار داده و از اين راه خسارات عظيمی به کشور ما وارد ميآورند.

آقايان قضات ،
من يقين دارم اگر رسيدگی به اصل موضوع به شما محول شده بود حقانيت ما را تصديق ميفرموديد و پيشنهادهائی را که به شرکت نفت داده ايم عادلانه تلقی می نموديد ولی بطوری که در ابتدای بيانات خود توضيح دادم اين امر بقدری در نظر ما حياتی و مقدس است که به هيچ صورت نمی توانيم آن را در معرض خطر رسيدگی بيگانه قرار دهيم ولو آنکه آن خطر هم تصور صرف باشد.

تصميم ملی شدن نفت اراده سياسی يک ملت مستقل و آزاد است. تمنی دارم به اين نکته توجه فرمائيد که درخواست ما از شما اين است که به اتکاء مقررات منشور ملل متحد از دخالت در موضوع خودداری فرمائيد.

آقای رئيس ،
موقعی که از تهران حرکت کردم اميدوار بودم مصايبی که به ايران وارد شده بطورکامل بعرض آقايان برسانم و ميخواستم مدارک بی شماری که در اين زمينه دارم و فقط بعضی از آنها را سابقا به استحضار شورای امنيت رسانده بودم به شما ارائه دهم تا به مداخلات شديد شرکت نفت ايران و انگليس درامور داخلی ما بهتر پی ببريد ولی چون مرا محدود ساختيد که از حدود مطالب مربوط به عدم صلاحيت خارج نشوم ، ناچار هستم از خواسته شما تبعيت کنم و از ارائه اسنادی که در دست دارم خودداری نمايم.

آقايان قضات، شما نبايد ملت کوچکی را از دفاع به حقوق خود در برابر حملات مزورانه يک دولت بزرگ که از لخاظ اقتصادی و صنعتی و مالی قوی است بازداريد.

من عرايض خود را به همين جا خاتمه ميدهم و اگر نتوانستم حقانيت و مظلوميت ملت ايران را کلا به معرض افکار عمومی مردم دنيا بگذارم اميدوار هستم که لااقل حقانيت ما به قضات محترم ديوان ثابت شده باشد.

اظهارات دادستان انگلستان
هيأت نمايندگی انگليس به اظهارات اخير دکتر مصدق نخست وزير ايران راجع به اختلاف ايران و انگليس در دادگاه پاسخی نخواهد داد و ادعای ايران مبنی بر اينکه دادگاه برای رسيدگی به قضيه نفت ايران صلاحيت ندارد وارد نيست چون به نظر ما دادگاه در رسيدگی به اين اختلاف کاملا صالح ميباشد.

نطق اخير آقای دکتر مصدق منحصرا مربوط به مسائلی بود که تقريبا ارتباطی با اين قضيه واختلاف نداردودولت انگليس منکراتهاماتی است که در اين دادگاه بوی و شرکت نفت ايران و انگليس نسبت داده شده و شکی نيست دادگاه به موضوعی که ارتباطی به اختلاف ايران و انگليس ندارد رسيدگی و ترتيب اثر نخواهد داد و آن را مردود خواهد شناحت.

هرگونه تصميمی از طرف دادگاه مبنی بر عدم صلاحيت خود در رسيدگی به اين موضوع نمونه ای از شکست و عقب نشينی بشمار ميرود و چنين جلوه گر خواهد شد که دادگاه فقط به احساسات و نظريات يکی ازطرفين دعوی رعايت کرده است. بريتانيا در اين اختلاف و همچنين در ساير اختلافات با مراجعه بدادگاه بين المللی و شورای امنيت جدا طبق قوانين بين المللی رفتار کرده و حال آنکه ايران اين موضوع را رعايت نميکند. ايران مدعی است که طرح موضوع نفت در دادگاه احساسات مردم ايران را بجوش آورده است. بايد تذکر دهم که همين احساسات درانگلستان وجودداردکه دادگاه بايد بدان توجه کند.
ايران تاکنون عملا به رأی ضمنی دادگاه پشت پا زده است. انگلستان تقاضا دارد دادگاه با پذيرفتن صلاحيت خود در رسيدگی به اين اختلاف احترام خود را نسبت به قانون بجا آورد.

با وجودی که بريتانيا مدعی است دادگاه در رسيدگی به اين اختلاف کاملا صالح است معذالک تا ورودبه ماهيت اين اختلاف باهرگونه تأخير درصدور رأی واتخاذ تصميم راجع به صلاحيت دادگاه روی مخالف نشان نخواهد داد. دادگاه به نظر ما فعلا دو راه در پيش دارد:

اول اينکه تصميم قطعی و فوری درمورد صلاحيت خود در رسيدگی به اختلاف اتخاذ کند.
دوم اينکه اعلام نمايد تا ورود به ماهيت اين اختلاف اتخاذ تصميم در رد صلاحيت را به تأخير خواهد انداخت.

حقيقت اين عمل که ايران آن را ملی شدن اعلام ميکند يک اقدام مصادره به شمار ميرود. امتياز نامه ۱۹۳۳ راجع به بهره برداری از نفت ايران نه تنها در روابط ايران و شرکت نفت ايران و انگليس مؤثر بود بلکه در مناسبات دو دولت ايران و بريتانيای کبير بی تأثير نميباشد و لذا اين امتياز نامه دارای تعهدات بين المللی فراوانی است. جای بسی تعجب خواهد بود که دادگاه ملی کردن را تحت هر شرايطی که باشد يک امر داخلی و درحدود حق حاکميت کشوری بداند و در اين قضيه بخصوص ايراد انگلستان بر سر اصل ملی کردن نيست بلکه طرز اجرای آن ميباشد که در واقع عمل ضبط و مصادره بشمار ميرود.
دادگاه به موجب بند ۳۶ ماده دوم اساسنامه خود قادر است به کليه قضايا و اختلافاتی که جنبه بين المللی دارد رسيدگی کند بخصوص اينکه دولت ايران رأی اجباری دادگاه را قبول کرده و در اين زمينه اعلاميه ای صادر کرده است.

دادگاه ضمنا صلاحيت دارد به ادعای انگلستان مبنی بر اينکه دولت ايران با اجرای قانون ملی شدن نفت مصوب اول ماه مه ۱۹۵۱ تعهدات خودرا نسبت به انگلستان نقض کرده است. دولت ايران ضمنا قرار داد ۱۹۳۳ را که با وساطت جامعه ملل تهيه و تنظيم شده و ايران و شرکت نفت به موجب اين قرارداد تعهداتی به يکديگر سپرده اند نقض کرده و ثبت آنرا انکار نموده است درحالی که قوانين مربوط به ثبت اسناد به اين علت وضع شده بود که معاهدات سری بسته نشود. درحالی که عدم ثبت اين قرارداد که علنا انعقادش اعلام شده از اعتبارش نميکاهد.

۳ تير ماه ۱۳۳۱
پيام نخست وزير
از درون هواپيما در فرودگاه مهرآباد به ملت ايران
هموطنان گرامی تبريکات صميمانه خود را برای اين عيد سعيد ( عيد فطر) به قاطبه مسلمين خصوصا بهموطنان عزيزتبريک عرض مينمايم. ازاحساسات محبت آميزی که حين عزيمت بدرقه راه من کرديد و از استقبال گرم و بی سابقه ای که اکنون با آن برخورد ميکنم صميمانه
سپاسگزارم. اينک که از مأموريتی که ملت ايران برای دفاع از حق خود به اينجانب محول کرده بود برميگردم وظيفه خود ميدانم اجمالی از جريان اين مأموريت را به عرض هموطنان گرامی برسانم.

بطوريکه استحضار داريد سال گذشته شورای امنيت رسيدگی به شکايت انگلستان را موکول به اين کرده بود که ديوان دادگستری بين المللی لاهه نسبت به صلاحيت يا عدم صلاحيت خود در اين باب اظهار نظر کند. ديوان مزبور از روز نوزدهم خرداد ماه سال جاری وقت رسيدگی تعيين و دولت ايران را به حضور در دادگاه دعوت کرده بود.

دولت ايران از روز اول يعنی يکسال قبل که طرح اين موضوع در ديوان لاهه به وسيله شکايت انگلستان شروع شد اعلام داشت که مسأله ملی شدن نفت منحصرا درحدود حاکميت ملی و صلاحيت داخلی ايران است و ديوان بين المللی لاهه و ساير سازمان های جهانی صلاحيت مداخله و رسيدگی در اين امر را ندارد. اين بار که مسأله صلاحيت مطرح بود دولت ايران لازم دانست به وسيله اعزام نماينده عدم صلاحيت ديوان را با دلايل محکم و موجهی که دارد حضورا اثبات نمايد.

نظر به جهات فوق اينجانب تصميم گرفتم که شحصا در رأس هيأت نمايندگی ايران به لاهه عزيمت کنم و حقانيت ملت ايران و عدم صلاحيت ديوان بين المللی را در پيشگاه دادگاه و افکار عمومی جهان روشن و اثبات نمايم.

اجمالا برای انجام اين مأموريت من و همکارانم از آنچه در استطاعت داشتيم کوتاهی نکرديم. اميدوارم دادگاهی که خود را از اغراض و مطامع دولت ها بالا تر و برتر ميداند و در نتيجه دفاع کاملی که از حق ايران به عمل آمد به خوبی به حقيقت امرواقع شده عدم صلاحيت خود را در امری که منحصرا مربوط به ملت ايران است اعلام کند و همچنين اين رأی به کار شکنی هائی که در اين مدت با آن مواجه بوده ايم خاتمه بدهد و ملت ايران با مقاومت شجاعانه ای که تاکنون از خود نشان داده بر تمام مشکلات غلبه کند و به حول قوت پروردگار عالم و تحت توجهات اعليحضرت همايون شاهنشاهی به تمام اهداف مشروع خود قائل شود.

۱۰ تير ۱۳۳۱

انتخاب رئيس مجلس شورای ملی
درجلسه امروزمجلس شورای ملی پس ازمشورت های زياد بين گروه های مختلف دونفر آقايان دکر معظمی ودکترحسن امامی (امام جمعه تهران و نماينده مهاباد) به عنوان کانديدا معرفی شدند . پس از رأی گيری نتيجه آرا به اين ترتيب اعلام گرديد:
عده حاضر ۷۶ نفر ، امام جمعه تهران ۳۹ رأی ، دکتر معظمی ۳۵ رأی آقای مکی و يکنفر ديگر ازدادن رأی امتناع نمودند. در نتيجه اقای دکتر حسن امامی به رياست مجلس انتخاب گرديد. بعد از انتخاب همه اعضای هيأت رئيسه و اعلام آمادگی مجلس دولت استعفا ميدهد. مجلس شورای ملی امروز رأی تمايل خود را نسبت به نخست وزيری آقای دکتر مصدق اعلام داشت.

تشنج در بهبهان
در چند روز اخير خبرهائی از زد و خورد و تشنج در بهبهان به تهران
رسيده است که دولت ناچار از فرستادن يک هيأت مأمور رسيدگی در روز ۷ تير به بهبهان شد. گزارشی که امروز از طرف آقای لاريجانی در اختيار دولت قرار گرفت نشان ميدهد که وضع بهبهان در موقعی که هيأت وارد شهر شدند بسيار تشنج آميز بود که علت اساسی دو دستگی انتخاباتی و اختلاف بين مالکين و زارعين نسبت به اراضی ديمی و آبی ميباشد.

آقای لاريجانی درضمن گزارش خود ميگويد اختلاف وتشنج آنقدر زياد است که مخالفين شب و روز خانه های يکديگر را سنگ باران ميکنند. نظر هيأت دولت اين است تا قبل از اينکه دامنه اختلافات بين عشاير نفوذکند بايد بطور موقت انتخابات را متوقف کرد تا تشنج فروکش کرده و کسانی را که حقشان در اراضی ضايع شده احقاق حق شود.

۱۶ تير ۱۳۳۱
بعد از ملاقات هيأت رئيسه مجلس سنا با اعليحضرت امروز مجلس سنا نيز نسبت به نخست وزيری آقای دکترمصدق ابراز تمايل مينمايد.
فرمان نخست وزيری آقای دکترمصدق بعد از ملاقات آقای دکتر مصدق با شاهنشاه صادر ميگردد.

۲۱ تير ۱۳۳۱
جناب دکتر محمد مصدق نخست وزير نظر به اعتمادی که به مراتب کفايت و کاردانی شما داريم به موجب اين دستخط سمت نخست وزيری را به شما محول و مقرر ميداريم که در تعيين هيأت وزيران اقدام نموده و نتيجه را زودتر به اطلاع ما برسانيد.
کاخ سفيد ۱۹ تير ۱۳۳۱
محمد رضا پهلوی

۲۵ تير ۱۳۳۱
پيشگاه مبارک اعليخضرت همايون شاهنشاه
چون در تنيجه تجربياتی که در دولت سابق بدست آمده پيشرفت کار در اينموقع حساس ايجاب ميکندکه پست وزارت چنگ را فدوی شخصاً عهده دار شود واين کار مورد تصويب شاهانه واقع نشد ، البته بهتر آن است که دولت آينده را کسی تشکيل دهدکه کاملا مورداعتماد باشد و بتواند منويات شاهانه را اجرا کند. با وضع فعلی ممکن نيست مبارزه ای را که ملت ايران شروع کرده پيروزمندانه خاتمه دهد.
دکتر محمد مصدق

۲۶ تير۱۳۳۱
اسعفای دکتر مصدق از نخست وزيری
ديروز آقای دکتر مصدق به کاخ سعد آباد رفتند. در اين شرفيابی آقای دکتر مصدق بعرض ملوکانه رساندند که درنظر دارند پست وزارت جنگ را شخصاً عهده دارشوند ولی چون شاهنشاه با اين پيشنهاد موافقت نفرمودند آقای نخست وزيراستعفای خود را به حضورشاهنشاه تقديم داشنتد.

درساعت ۸ بعد از ظهر درجلسه خصوصی مجلس که با شرکت ۴۳ نفرتشکيل شده بود ۴۱ نفر به نخست وزيری آقای قوام ابراز تمايل نمودند. ۳۰ نفر از نمايندگان هنگام اخذ رأی در جلسه حضور نداشتند.

۲۷ تير ۱۳۳۱
فرمان نخست وزيری احمد قوام صادر ميشود

جناب اشرف احمد قوام نخست وزير
نظر به اعتمادی که به مراتب شايستگی و کاردانی شما داريم به موجب اين دستخط سمت نخست وزيری را به شما محول و مقرر ميداريم که در تشکيل هيأت وزيران اقدام نموده و نتيجه را زودتر به اطلاع برسانيد.
کاخ سفيد ۲۷ تير ۱۳۳۱- محمدرضا پهلوی

۲۸ تير ۱۳۳۱
سخنگوی سفارت کبرای انگليس درتهران امروز کفت دولت انگليس از روی کار آمدن دولت جديد در ايران خوشحال است. ضمناً دولت انگليس هر آن برای تجديد مذاکرات نفت با دولت ايران حاضر و آماده است. او همچمين از اظهارات آقای نخست وزير مبنی بر اينکه بايد وسايل استحصال از منابع نفت در کليه نقاط کشور فراهم شود را منطقی و مستدل دانست و اظهار داشت ما نيز طرفدار راه حلی به نفع طرفين هستيم .

بنا به اطلاع خبرگداری رويتر آقای ايدن وزير امور خارجه انگليس به محض بازگشت به محل کار خود از روز دوشتبه موضوع روی کار آمدن آقای قوام السلطنه در ايران و همچنين امکان حل قضيه نفت را با دولت جديد ايران مورد مطالعه قرار خواهد داد.

منچستر گاردين روزنامه چاپ انگليس مينويسد ممکن است نخست وزير جديد ايران قانون ملی شدن صنعت نفت را طوری تعبير و تفسير نمايد که راه برای حل مسأله نفت هموار شود.
امروز سفير کبير امريکا با نخست وزير ملاقات و مدتی مذاکره کرد.

آماد گی نيروهای امنيتی
بعد ازاعلام تمايل نمايندگان مجلس شوراآقای قوام السلطنه بلافاصله آقای سرلشگر کوپال رئيس شهربانی و اقای سرلشگر علوی مقدم فرماندار نظامی و آقای سرلشگر وثوق فرمانده ژاندارمری را به حضور طلبيده و برای خفط انتظامات کشور دستورهای لازم را ابلاغ و تأکيد کردتظاهرکنندگان را شديداً تحت تعقيب قرارداده و به مجازات رسانند.

شرفيابی نمايندگان جبهه ملی
درشرفيابی نمايندگان جبهه ملی به حضورشاهنشاه نمايندگان اظهار داشتند که اعليحضرت فرمودند به وزير دربار دستور داده شد که استعفای آقای دکتر مصدق را به اطلاع نمايندگان برساند. و اعليحضرت اين مطلب را که دليل استعفای دکتر مصدق اختلاف برسر انتخاب وزير جنگ بوده است را تکديب فرمودند.

نمايندگان همچنين به عرض رسانيدند که در جلسه سری دادن رأی تمايل فقط ۴۲ نفر حضور داشتند درحالی که طبق آئين نامه بايد حداقل ۵۲ نفر حاضر باشند تا تصميم متخذه قانونی باشد. خوب بود اعليحضرت قبل از صدور فرمان نخست وزيری آقای قوام به اين نکته توجه ميفرمودند.

اعليحضرت ميفرمايند که گزارشی از مجلس به اطلاع ايشان رسيده و اين موضوع با ايشان ارتباطی ندارد. اعليحضرت تأکيد مينمايند که هميشه طرفدار قانون اساسی هستند و اکنون هم بايد هر مبارزه ای درمورد زمامداری اشخاص در پارلمان و بين نمايندگان باشد و به کوچه و بازار نکشد!

اولين اطلاعيه قوام
ملت ايران!
من بدون اندک ترديد و درنگ دعوت شاهنشاه متبوع و مفخم خود را به مقام رياست دولت پذيرفته وبا وجود کبرسن و نيازبه استراحت اين بازسنگين را بر دوش گرفتم. بی توجهی در مقابل سختی و آشفتگی اوضاع درمذهب يک وطنخواه صميمی کفربودکه به ملاحظات شخصی شانه از خدمتگداری خالی کند و با بی قيدی به پريشانی و سيه بختی مملکت نظاره نمايد. حس مسؤليت و تکليف مرا بر آن داشت که از فرصت مغتنم استفاده کرده و در مقام ترميم ويرانی ها برآيم.

ايران دچار دردی عميق شده و با دارو های مخدر درمان پذير نيست بايد ملت همکاری بی دريغ خويش را از من مضايقه ننمايد تا بتوانم به اين بيماری علاج قطعی دهم مخصوصاً در يک سال اخير موضوع نفت کشور را به آتش کشيده و بی نظمی عدم النظيری را که موجب عدم رضايت عمومی شده بوجود آورده است اين همان موضوعی است که ابتدا من عنوان کردم و هنگامی که لايحه امتيازشمال مطرح بود موقع را غنيمت شمرده و استيفای حق کامل ايران را از کمپانی جنوب در آن لايحه گنجانيدم.

بعضی ها در آن وقت تصور نمودند همين اشاره باعث سقوط حکومت من شد اگر هم فرصاً چنين باشد من از اقدام خود نادم نيستم زيرا چاتشين آينده من جناب آقای مصدق السلطنه آن فکر را با سر سختی بی مانندی دنبال نمود و در مقابل هيچ فشاری از پای ننشست اما بدبختانه در ضمن مذاکرات نوعی بی تدبيری نشان داده شد که هدف را فدای وسيله کردند و مطالبه حق مشروع از يک کمپانی را مبدل به خصومت بين دو ملت ساختند و نتوانستند از زحمات خود کوچکترين نتيجه بدست آورند.

حل اين مسأله يکی از لازم ترين مساعی من خواهد بود بنحوی که منافع مادی و معنوی ايران کاملا تأمين شود بدون آنکه به حسن رابطه دو مملکت خدشه ای وارد آيد البته اين امر مشکل است اما محال نيست و اقدامی که با عقل و درايت توأم باشد مطمئناً به ثمر خواهد رسيد و هرگاه نرسد من نيز از کار برکنار خواهم رفت.

در اينجا تذکر اين نقطه اساسی را لازم ميدانم که من به مناسبات حسنه با عموم ممالک خاصه با دول بزرگ دنيا اهميت بسيار ميدهم و رفتار خود را نسبت به آنها مطابق با مقررات بين المللی مينمايم ولکن به اتباع ايران اجازه نخواهم داد که به اتکاء اجانب اغراض خود را بر دولت من تحميل کنند.

در امور داخلی نخستين کوشش من برقراری نظم و امنيت خواهد بود تا بتوانم در يک محيط سالم مبادرت به رفورم های غريزی نمايم و شالوده نوين برای تأسيسات دولتی بريزم. اصلاح عدليه در رأس کليه ضروريات قرار دارد. هموطنان من به عدل و داد مثل نان و آب نيازمندند بايد قوه قضائيه مستقل باشد و واقعا از دو قوه مجريه و مقننه تفکيک و از زير نفوذ آنها آزاد شود. تمام افراد بدون استثنا بايد دربرابر قانون سر تعظيم فرود آورند و احکام صادره از محاکم بی چون و چرا بموقع اجرا درآيد لکن شبی با وجدان آرام سر بر بالين خواهم نهاد که در زندان های پايتخت و ولايات يکنفر بی گناه با ناله و آه بسر نبرد.

همين که ظلم وستم رخت بربست مردم با آسايش خاطراوضاع مالی و اقتصادی خود را سر و سامان خواهند داد و از نعمتی که خداوند تعالی در زير و روی زمين ايران به آنها بخشيده برخوردار خواهند شد.
ابتکار برنامه ۷ ساله بهمين منظور به مخيله من خطور کرد و در آتيه نيز اين فکر را با استقامت و اصرار دنبال خواهم کرد. من ميخواهم که تمام اهالی اين کشور اعم از مأمور دولت و صنعتگر و کارگر و برزگر و بازرگان غنی و ثروتمند باشند ، از چشم تنگی بعضی رجال که درصدد کسر حقوق کارمندان و مصادره اتوموبيل و فروش ادارات برآمده اند تنفر دارم. ميزان عوايد عموم طبقات را به درجه بالا خواهم برد که همگی بتوانند از کليه مواهب تمدن اين عصر مستفيض شوند.

بهمان اندازه که از عوام فريبی در امور سياسی بيزارم در مسائل سياسی نيز از ريا و سالوس منزجرم. کسانی که به بهانه مبارزه با افراطيون سرخ ارتجاع سياه را تقويت نموده اند لطمه شديدی به آزادی وارد ساخته زحمات بانيان مشروطيت را از نيم قرن به اينطرف به هدر داده اند . من در عين احترام به تعاليم مقدسه اسلام ديانت را از سياست دور نگاه خواهم داشت و از نشر خرافات و عقايد قهقرائی جلوگيری خواهم کرد. ملت ايران من به اتکاء حمايت شما و نمايندگان شما اين مقام را قبول کرده ام و هدف نهائيم رفاه و سعادت شما است.

سوگند ياد ميکنم که شما را حوشبخت خواهم کرد. بگذاريد من با فراغ بال شروع به کار کنم. وای بحال کسانی که دراقدامات مصلحانه من اخلال نمايند و در راهی که در پيش دارم مانع بتراشند يا نظم عمومی را بر هم زنند اينگونه آشوب گران با شديد ترين عکس العمل از طرف من روبرو خواهند شد و چنانکه درگذشته نشان داده ام بدون ملاحظه از احدی و بدون توجه به مقام و موقعيت مخالفين کيفر اعمالشان را در کنارشان ميگذارم حتی ممکن است تا جائی بروم که با تصويب اکثريت پارلمان دست به تشکيل محاکم انقلابی زده روزی صدها تبه کار را از هرطبقه به موجب حکم خشک و بی شفقت قانون قرين تيره روزی سازم.

بعموم اخطار ميکنم که دوره عصيان سپری شده و روز اطاعت از اوامر و نواهی جکومت فرا رسيده است. کشتی بان را سياستی دگر آمد.
تهران ۲۷ تير ۱۳۳۰ رئيس الوزرا قوام السلطنه

اعلاميه شماره يک ۲۸ نفر نمايندگان مجلس
ما امضا کنندگان ذيل نمايندگان مجلس شورا ملی در تأييد سوگندی که برای حفظ مبانی مشروطيت در مجلس شورای ملی ياد کرده ايم و به علت اينکه معتقديم در شرايط فعلی ادامه نهضت جز با زمامداری دکتر مصدق ميسر نيست متعهد ميشويم با تمام قوای خود و با کليه وسايل از دکتر مصدق پشتيبانی نمائيم.

پارسا ، صفائی ، زيرک زاده ، دکتر معظمی ، دکتر شايگان ، دکتر بقائی ، شمس الدين قنات آبادی ، حسين مکی ، خلخالی ، حاج سيد جوادی ، نريمان ، علی زهری ، محمدرضا اقبال ، حايری زاده ، علی اصغر مدرس ، نادعلی کريمی ، شبستری ، احمد اخگر ، محمد علی گنجی ، ميرفخر الدين فرزانه ميلانی ، حسيبی ، خسرو قشقائی ، محمد حسين قشقائی ، باقر جلالی ، شاپوری ، رضوی ، يوسف مشار

اعلاميه شماره ۲
ملت ايران… از جريانات و علت استعفای چناب آقای دکتر مضدق پيشوای نهضت ملی ايران و حافظ منافع شما اطلاع حاصل کرده ايد و ضمن اعلاميه جداگانه سابق گوشزد ملت ايران شد که دسايسی در کار است تا آتش مقدس ملی را در کانون سينه های ملت ايران خاموش کنند.

امروز بعد از ظهر پس از اعلام استعفای نخست ورير به علتی که در استعفا نامه ايشان ذکر شده است برطبق قانون اساسی از رئيس مجلس تقاضای جلسه حصوصی شد که قبل از رأی تمايل اهميت موقع و لزوم حفظ قانون اساسی را به سمع سايرنمايندگان برسانيم متأسفانه رئيس مجلس با وجودی که رسماً دعوت برای جلسه خصوصی نموده بود از تشکيل جلسه خصوصی خودداری کرد و برخلاف قانون اساسی و سنن پارلمانی در جلسه ای مرکب از ۴۲ نفر که کمتر از حد نصاب قانونی بود اخذ رأی تمايل نمود.

چون قانون اساسی و نهضت ملی ايران در خطر است با توکل به خدای متعال به مبارزه و ادامه وظيفه نمايندگی مشغول هستيم و اميدواريم شما هم در اين موقع باريک بيدار و مراقب جريان باشيد و يأس بخود راه ندهيد.

دکتر شايگان ، دکتر معظمی ، اصغر پارسا ، نريمان ، اخگر ، علی اصغر مدرس ، سيد باقر جلالی ، شاپوری ، صفائی ، سيد محمد علی انگجی ، سيد شمس الدين قنات آبادی ، خسرو قشقائی ، محمد حسين قشقائی ، مهندس احمد رضوی ، مهندس حسيبی ، مير فخرالدين فرزانه ميلانی ، نادعلی کريمی ، شبستری ، محمدرضا اقبال ، علی اصغر مدرس ، حسين مکی ، حاج سيد جوادی، علی زهری ، سيد جواد خلخالی ، نادعلی کريمی ، دکتر بقائی ، ميلانی ، دکتر ملکی ، فرزانه ، زيرکزاده

۲۹ تير ۱۳۳۱
بعد از انتخاب احمد قوام به نخست وزيری احزاب و گروه های هوادار نهضت ملی (جبهه ملی،حزب زحمتکشان ملت ايران، حزب ملت ايران بر بنياد پان ايرانيسم ، حزب ايران ، مجمع مسلمانان مجاهد ، اصناف و انجمن های محلی) به منظور همآهمگ نمودن فعاليت های خود در اجتماعی اقدام به تشکيل کميته ای کردند تا بتوانند تظاهرات روزهای آينده را تا رسيدن مجدد دکتر مصدق به نحست وزيری هم اهنگ سازند.

اعلاميه تعطيل عمومی
ملت رشيد ايران ، چون از تمام نقاط کشوربه وسيله تلگراف و تلفن و فرستاده های مخصوص نسبت به جريانات نامطلوب و غير قانونی چند روز اخير سؤال شده امضاء کنندگان امروز صبح در مجلس تجمع و پس از بررسی اوضاع حاضر چنين اظهار نظر مينمائيم :

برای اعلام اين نکته اساسی بجهانيان که نهضت ملی ايران به هيچ دسيسه و نيرنگی خاموش شدنی نيست و ملت قهرمان ايران هرگز مقهور دخالت های استقلال شکنانه بيگانگان نخواهد شد و تا حصول نتيجه قطعی و احقاق حق و رهائی کشور از سياستهای استعماری استقامت خواهد کرد روز دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۳۰ در سراسر کشور تعطيل عمومی اعلام ميشود. اميدواريم هموطنان عزيز که همگی طرفدار قيام حقيقی ملت و ادامه مبارزه در راه نجات کشور ميباشند با نهايت آرامش و متانت در اين جنبش ملی شرکت نمايند. بديهی است نمايندگان شما در ازای وظيفه خطير نمايندگی غفلت نخواهند داشت و جريان امر به استحضار ملت بيدار ايران خواهد رسيد.

ناظرزاده کرمانی ، ميلانی ، دکتر عبدالله معظمی ، دکتر شايگان ، مهندس زيرک زاده ، حسين مکی ، مهندس رضوی، دکتر بقائی ، حاج سيد جوادی ، دکتر ملکی ، اخگر ، قنات آبادی ، شاهپوری ، حايری زاده ، اقبال ، فرزانه ،جلالی موسوی ، کريمی ، خلخالی ، خسرو قشقائی ، محمد حسين قشقائی ، مدرس ، انگجی ، شبستری ، نريمان ، مشار ، زهری ، پارسا ، صفائی ، راشد ، مهندس حسيبی

اعلاميه فرمانداری نظامی درمورد عبور و مرور
فرمانداری نظامی بدين وسيله به استحضار عموم ساکنين محترم تهران و حومه ميرساند که از تاريخ ۲۹ تيرماه ۱۳۳۱ عبور و مرور شبانه از ساعت يازده شب الی ۵ صبح قدغن خواهد بود.

به مأمورين انتظامی دستور اکيد داده شده است که عابرين بی موقع را با هر وسيله ای که باشند جلب و تحت تعقيب فانونی قرار دهند. ضمناً به استحضار ميرساند که رانندگان وسائط نقليه بايستی مستحضر باشند که درصورت تخلف از اخطار مأمورين برای توقف با عکس العمل شديد آنها مواجه و مسؤليت عواقب وخيم حاصله ار آن و پيش آمد های ناگوار متوجه خود آنها خواهد بود .

سی ام تير سال ۱۳۳۱
روزی که بذر های همبستگی شکوفا ميگردند

هنوز سپيده دم سی ام تير آغاز نشده بود که تانکهای ارتش همراه با هزاران سرباز و پاسبان بدستور فرمانداران نظامی و رؤسای شهربانی در مراکز مختلف و استراتژيک تهران و شهرستان ها مستقر گرديدند. نفت گران خوزستان و کرمانشاه که شلاق زيستن در اسارت استعمار گران انگليسی را بر روی شانه های خود هنوز احساس ميکردند نخستين گروهی بودند که از شب پيش با به صدا درآوردن سوت های پالايشگاه ها واحد های بهره برداری نفت به ندای نمايندگان خود پاسخ گفتند.

از صبح امروز کارگران و عشاير خوزستان در مراکز عمده شهرهای آبادان، اهواز و مسجد سليمان اجتماع کرده اند و درخواست بازگشت دکتر مصدق را دارند.

آنچه اجتماعات آبادان را از ساير شهر های کشور متمايز ميسازد اجتماع زنان آبادان ميباشد که دوش بدوش همسران ، بردران و پدران خود در تظاهرات شرکت کرده اند و با شعار های قاطع خود در مورد «آزادی و استقلال»، مردان را به تحرک بيشتر واميدارند.

نخستين جرقه پيروزی
بازار تهران نيز که از شامگاه پنجشنبه تماماً بسته بودند همزمان با اشغال بازار و گذرگاه های اطراف بازاريان دسته جمعی به سوی مرکز شهر و ميدان بهارستان به حرکت درآمدند.

درطول خيابان ناصر خسرو و خيام در نتيجه تيراندازی سربازان چند کشته بر خاک غلطيدند انبوه جمعيت جسد شهدای خود را بر دوش گرفته با صدای مصدق پيروز است بسوی ميدان توپخانه در حرکت بودند در ميدان توپخانه يکی از تانکهايی که برای پراکندن مردم آورده شده بود بسوی مردم پيش ميآيد، اما مردم بدون ترس از غرش تانک به حرکت خود ادامه ميدهند. ناگهان تانک از حرکت باز ميايستاد و سرهنگی از برج آن بيرون آمده خطاب به مردم ميگويد «مردم به ما بدبين نباشيد. ما ايرانی و هم ميهن شما هستيم ما هم ميهن خود را دوست داريم و هرگز به روی شما تير اندازی نخواهيم کرد.»

انبوه مردم سرهنگ پژمان را درآغوش گرفتند و درحالی که روی تانک سوار شدند به طرف ميدان بهارستان به راه افتادند.(سرهنگ پژمان به جرم همکاری با اخلالگران پس از کودتای ۲۸ مرداد محاکمه و از ارتش اخراج ميگردد).

همزمان با تعطيل بازار خطوط اتوبوسرانی تهران نيز به اعتصاب کنندگان می پيوندند. مغازه های شمال تهران در خيابان های شاه رضا، نادری ، سعدی ، فردوسی ، لاله زار ، استانبول و شاه آباد کاملا بسته هستند. در اين خيابان ها مخصوصا در حوالی ميدان بهارستان مملو از جمعيت است و مدام شعارهای زنده باد مصدق نخست وزير ميدهند. ولی مأمورين انتظامی مانع از تظاهرات آنها ميشوند.

احزاب زحمتکشان و پان ايرانيست و حزب ايران به شدت محافظت ميشود و از ورود وخروج افراد بدانها توسط مأمورين انتظامی ممانعت ميگردد. متراکم ترين نقاط حضور مردم و مأمورين انتظامی در برابر حزب زحمتکشان است. بزرگترين نبرد امروز در خيابان اکباتان رخ ميدهد. در اين محل کفن پوشان حزب که از شهرستان ها آمده بودند همراه کفن پوشان ديگر در حرکت بودند. نيروهای اننظامی شديد ترين يورش را به تظاهرات کنندگان مينمايند. در نخستين يورش امير بيجار دانش آموز دبيرستان نظام، در خون خود می غلطد ولی پيش از اينکه چشم فرو بندد با خون خود به ديوار روبروی جزب زحمتکشان می نويسد «زنده باد دکتر مصدق اين خون زحمتکشان ملت ايران است».

مأمورين انتظامی هرجا که مواجه با تظاهر کنندگان و افرادی که شعار ميدادند ميشوند فوراً آنها را دستگير ميکنند. علاوه بر تظاهر کنندگان افرادی که در خيابان ها بودند نيز از ضرب و شتم مأمورين در امان نميباشند.

کشتار ، خون و آتش

صحن مقابل مجلس شورای ملی يک صحنه جنگ ، خون و آتش است عده ای به قتل ميرسند و خون روی اسفالت خيابان جاری است از کنار خيابان اکباتان شعله های آتش و دود از يک ماشين جيپ شهربانی که توسط مردم به آتش کشيده شده همه جا گسترده شده. درساعت ۹ بامداد نعش جوانی که لحظاتی پيش با رگبار گلوله سربازی به قتل رسيده بود بر روی تخته ای وارد ميدان بهارستان ميشود. بوی خون و چهره جوان مقتول ناگهان امواج تنفر از بيداد گری را در ميدان می پراکند و مردم داغديده به سوی در مجلس شورا هجوم ميبرند تا با نمايندگان خود سخن گويند.

صدای رعدآسای رگبارهای هوائی از تفنگ و مسلسل های سربازان بار ديگر هيولای مرگ را در ميدان پديدار ميسازد.

تظاهر کنندگان برای ممانعت از خونريزی هرکدام بسويی فرار ميکنند. جنازه جوان مقتول از روی تخته پاره به زمين ميافتد. با ديدن جنازه بر روی زمين مردم اعصبانی به سوی سربازان هجوم ميبرند. به نظر نميرسد کسی از مرگ بيم داشته باشد. اين صحنه را فقط ميتوان در داستان ها يا فيلم های هاليودی مشاهده کرد. بار ديگر پاسبانها شروع به تيراندازی هوائی ميکنند. اين بار بمب های گاز اشک آور بودند که در هر گوشه ای از ميدان به زمين ميخورد. همزمان گروه بزرگی از مردم جان به لب رسيده از خيابان اکباتان به ميدان سرازير ميشوند. در اين حالت پاسبان ها و سربازان شروع به عقب نشينی از ميدان مينمايند و پاسبان هائی که ميخواستند نعش جوان مقتول را از روی زمين برداشته با خود ببرند در زير چوبدستی های مردم حشمناک نميتوانند کاری بکنند ناچار جنازه را زمين گذاشته و از صحنه فرار ميکنند. آقای راشد واعظ و نماينده تهران در محلس شورا در صحنه نبرد ميگويد “برادران محترم مصيبت های وارده شما را اول به خودم و به ساير نمايندگان و شما برادران عزيز تسليت و با همه شما شريک و هم دردی ميکنم.

اين پيش آمد اگرچه اسف انگيز و موجب تأثر همه است ولی اکنون يکی از مواقع مهمه ايست که در تاريخ حيات ملی شما پيش آمده و هرگاه با هشياری و متانت مراقب باشيد ميتوانيد نتايج بزرگی برای تحکيم مبانی آزادی و استقلال و حکومت ملت بر ملت بدست آوريد.

شما نشان داديدکه نهضت ملت ايران واقعيت داردو با رعايت انتظامات که ديشب از خود بروز داديد رشد و بيداری خود را به ثبوت رسانيديد. شما درحالی که دست های پرخونی داريد با لبان خاموش، شهدای خود را به سوی مدفنشان حرکت دهيد و در مکانی که بنام خود آنها ناميده خواهد شد مدفون سازيد. اميدوار هستم که ملت ايران به عنوان پيشوای آزادی ساير ملل اسلامی شناخته شود.

سخنرانی کريمپور شيرازی مدير روزنامه شورش

خيابان اکباتان يکی ازپرجنب و جوش ترين خيابان های تهران ميباشد. در ساعت ۴ بعد از ظهر جمعيت زيادی در چلوی اداره روزنامه شورش اجتماع کرده اند و آقای کريمپور که به تازگی از زندان که به جرم اهانت به خاندان سلطتنی زندانی شده بود آزاد شده است با حالت نقاهت برای جمعيت سخنرانی ميکند.

برادران و قهرمانان عزيز من، اين نهضت و جنبشی را که امروز شما برای آزادی و استقلال ايران شروع کرده ايد در تاريخ مشروطيت ايران و کشورهای خاور ميانه بی نظير است و شما با اين جنبش قهرمانانه و پر افتخار خود نشان داديد که ملت ايران ملت ۲۱ سال و ۲۴ پيش نيست که حاضر باشد عمليات خائنانه و مزدورانه قوام را تحمل کند. شما دلاوران بی باک ثابت کرديد که نسبت به خادم قهرمان خود دکتر مصدق محبوب تا پای جان وفادار خواهيد بود و سياست انگلستان اگر تصور ميکند که ميتواند مانند مصر با سرنيزه و گلوله ملت ما را به زنجير کشد و نهضت ما را نابود سازد بايد بداند که ما تا به اندازه آبهای سرد و سبز رودخانه نيل خون سرخ و گرم در جوی های ايران جاری نکنيم تسليم اجانب نخواهيم شد و من اکنون در پيشاپيش صفوف مقدس و پولادين شما کفن پوشيده و همه با هم به سوی آزادی و استقلال ملت محبوب و قهرمان ايران پيش ميرويم. پيش بسوی سربلندی و عظمت ايران.

(بعد ازکودتای ۲۸ مرداد کريمپور شيرازی دستگير، زندانی و شکنجه ميشود و در آخرين شب چهارشنبه سال ۱۳۳۲ در جشن چهارشنبه سوری دربار در کاخ اشرف برای تفريح ميهمانان شاهانه درحضور شاه به روی کريمپور بنزين ريخته و روزنامه نگار شجاع را زنده به آتش نشاندند. يادش گرامی و خاطره مبارزاتش جاودانه باد.)

در تجريش نيز تعداد افراد ستگير شده زياد هستند. يبشتر اين افراد جوانان دانشجو و دانش آموز ميباشند که شديداً در برابر يورش سربازان و پاسبان ها مقاومت ميکنند و با حملات ايذائی و جنگ وگريز در دسته های کوچک آنها را سرگردان، خسته و وامانده ميسازند.

طبق گزارش شهربانی تعداد افراد بازداشت شده که به شهربانی انتقال يافتند بيش از ۵۰۰ نفر ميباشند که بنا به اظهار مقامات همه آنها طبق ماده ۵ حکومت نظامی بازداشت شده اند. در گزارش فرماندهان انتظامی به نخست وزير وضع شهر تهران و شهرستان ها از لحاظ تشنجات موجود خوب نيست ولی آنها اظهار داشتند که به وظيفه خود عمل ميکنند و واحد های سيار در تمام قسمت های شهر مرکب از سواره نظام و غيره وجود دارند تا امنيت را حفظ کنند.

آقای نخست وزير دستورميدهندکه قوای انتظامی شديداً از تظاهرات و اغتشاشات جلوگيری کنند. در وزارتخانه ها و ادارات دولتی نيز عملا کار متوقف شده است. شماره کشته شدگان در تهران تا ظهر ۳۰ تير، گزارش شده است. در تظاهرات اهواز مأمورين انتظامی با رگبارهای پياپی مسلسل ۲۰ نفر از تظاهر کنندگان را به قتل ميرسانند.

سازمانهای دست چپی چه ميکنند
جمعيت مبارزه با استعمار طی اعلاميه بسيار مفصل از کليه احزاب و سازمانها و آقايان دکتر مصدق، آيت الله کاشانی، جبهه ملی واحزاب وابسته به آن برای تشکيل يک جبهه واحدضد استعمار دعوت به عمل آورد.

در اين اعلاميه شديداً سياست آقای دکتر مصدق را در طول زمامداری مورد انتقاد قرارداده و از هر جهت پيدايش وضع فعلی و حکومت قوام را ناشی از سياست و تقصير ايشان دانسته و در خاتمه برای انجام مقاصد زير از آنها دعوت به اتحاد کرده است.

سقوط دولت آقای قوام، تأمين آزادیهای دموکراتيک يعنی لغو حکومت نظامی وآزادی احزاب وتأمين آزادی بقيه انتخابات و جلوگيری از دخالت های بی مورد.

نظر روزنامه های انگليس درمورد رخدادهای ايران
روزنامه آبزرور مينويسد که نخست وزير جديد ايران خواهان آن است که مرافعه بين دوکشور حل شود ولی بشرطی که حيثيت دولت ايران لکه دار نگردد . بنظر ميرسد که تا دو هفته ديگر ايران وضع بحرانی خواهد داشت. قوام السلطنه پس از جلوس به مقام نخست وزيری از مخاطراتی سخن رانده ولی وی قادر است که ايران را تدريجاً از گرداب بدبختی برهاند اگر در راه وی موانعی بوجود نيايد.

ساندی تايمز مينويسد به نظر نميرسد دولت سابق ايران اصراری برای حل مسأله نفت باانگلستان ميداشته است زيرا دکتر مصدق سفير ايران را از لندن فرا خواند و سفيری را که انگلستان بجای سير فرانسيس شپرد تعيين کرده نپذيرفت. اين روزنامه همچنين در مورد رأی ديوان داوری لاهه مينويسد حتی اگر دادگاه برای رسيدگی به قضيه ايران خود را صالح بداند حل مرافعه باز چندين ماه بطول خواهد انجاميد ولی با روی کار آمدن دولت جديد در ايران امکان موافقتی بين ايران و انگلستان حاصل گرديده است.

بعد ازپيروزی مردم جمعيتی به تعداد تخمينی ۵۰۰۰ نفربه طرف خانه دکتر مصدق رهسپار ميشوند. با ابراز احساسات مردم دکتر مصدق درحالی که دو نفر بازوی او را گرفته بودند در بالای بالکن عمارت ظاهر شده و از ابراز احساسات مردم تشکر کرد. قريب پانزده دقيقه مردم برای دکتر مصدق هورا کشيده و دست ميزدند.

در ساعت ده شب پيام دکتر مصدق از راديو برای مردم ايران پخش ميگردد.

هم وطنان عزيز… اکنون که برحسب تمايل مجلس شورای ملی و فرمان ملوکانه مأمور تشکيل دولت شده ام بعد از عرض تشکر و امتنان از هموطنان عزيز تمنا دارم که متانت و بردباری هميشگی خود را که در امور مشکل تر و مواقع حساس تر نشان داده اند حفظ کرده رعايت نظم و انضباط را بفرمايند و از وقوع هر حادثه و بی نظمی ممانعت و اجرای منويات ملی را بوسيله دولت جديدی که در شرف تشکيل است تسهيل نمايند. دکتر محمد مصدق

در ساعت ده شب که عده نسبتا زيادی از اعضای حزب زحمتکشان برای يادآدری از شهدای ۳۰ تير و سخنرانی دکتر بقايی در حزب گرد ميآيند، دکتربقايی ضمن چند دقيقه سخنان خوداعلام ميدارد که او از جانب اعضای حزب زخمتکشان ملت ايران اعلام ميدارد که صميميت و حق شناسی ما ازاعليحضرت کمافی السابق پايدار ميباشد. که از فردای آنروز در حوزه های حزبی مورد اعتراض قرار ميگيرد.

۳۱ تير ۱۳۳۱
درحالیکه مردم درشور و هيجان ناشی ازپيروزی هستند جلسه سری مجلس در ساعت ۹ صبح تشکيل و از ۶۴ نماينده حاضر در جلسه ۶۱ نفر به دکتر مصدق رأی اعتماد ميدهنذ.

تنيجه رأی گيری توسط دکترحسن امامی به شاه اطلاع داده ميشود. دربار مقارن ساعت يک بعد از ظهر نتيجه رأی گيری را به دکتر مصدق ابلاغ نمود و دکتر مصدق در جواب اعلام قبولی خود را اعلام ميدارد.

اعلاميه وزارت دربار درباره روز ۳۰ تير
وزارت دربار شاهنشاهی با ابراز اين عقيده که فداکاری شهدای ۳۰ تير برای هميشه در تاريخ ايران جاويدان خواهد بود مراتب تألم و تأثر خاطرمبارک شاهانه را به بازماندگان شهدای اين روزاعلام و از خداوند متعال خواهان است که وحدت و يگانگی ملت ايران را همواره حفظ نمايد.
کفيل وزارت دربار شاهنشاهی – ابوالقاسم امينی

ديوان بين المللی دادگستری به نفع ايران رأی داد
دادگاه بين المللی لاهه امروز در ساعت هفت و سی هشت دقيقه به وقت تهران با اکثريت ۹ رأی در برابر ۵ رأی عدم صلاحيت خود را در بررسی اختلاف انگليس اعلام نمود.

قضاتی که به نفع ايران رأی دادند عبارت بودند از :
عبدالحميد بداوی پاشا قاضی مصری – ژوزه گوستاو گوئرو قاضی سالوادری – دکتر سنجابی قاضی ايرانی – هوسومو قاضی چينی – ميلوان زوريچ قاضی يوگوسلاوی – آرمان اوگون قاضی اروگوئی – هلژ گلاستاد قاضی نروژی – آرندلد يک ناير قاضی انگليسی – بوهدان وينيارسکی قاضی لهستانی

قضاتی که عليه ايران رأی دادند :
ژول بدوان قاضی فرانسوی، گرين هاک ورث قاضی امريکائی – جان ريد قاضی کانادائی، کارترد قاضی برزيلی، لراند رور آلوارز قاضی شيليائی سر بنگال راوی قاضی هندی و کولونسکی قاضی روسی از شرکت در جلسه خودداری کردند.

دادگاه همچنين با اکثريت آرا اعلام داشت که ايران ملزم به قبول قضاوت اجباری نميباشد.

سخنگوی شرکت نفت انگليس گفت شرکت به مراجع ديگر متشبث خواهد شد يا از دادگاه تقاضای تعيين يک حکم مستقل خواهد کرد. مشاور حقوقی وزارت امور خارجه انگليس اظهار داشت انگليس با صدور نفت از ايران مخالفت خواهد ورزيد. جرايد انگليس مينويسند اين حکم ادعا های انگليس را از بين نميبرد.

زمزمه مخالفت با نهضت ملی مردم ايران
توطئه ای با هدف انشقاق در نهضت ملی

۲۱ مهر۱۳۳۱
استعفای دکتر بقائی از حزب زحمتکشان
بدنبال اختلافات متعدد در درون کادر رهبری حزب زحمتکشان ملت ايران که از مرداد ماه امسال در مورد سياست های کلی حزب در مسائل روزمره کشوربوجود آمده بود اقای دکتر بقائی بعد از يک هفته بستری شدن در بيمارستان رضانور امروز اعلام ميدارد که از رهبری حزب استعفا داده است.
آقای دکتر بقائی درپاسخ سؤال خبرنگار کيهان اظهار داشت: آشنائی من با يکی دو نفر از افراد شريف حزب توده که بوسيله انشعاب از حزب جدا شده بودند باعث شد که عده ای از منشعبين حزب توده را داخل حزب زحمتکشان بپذيرم و از وجود آنها که افرادی تشکيلاتی بودند برای پيشرفت و توسعه امور حزبی در ايران استفاده نمايم. به همين دليل اداره کليه امور تشکيلاتی را به آنها واگذار کردم و در عمل آنها را آزاد گذاشتم و همين امر موجب شد که بعضی ازرفقای حزبی به من اعتراض نمايند و از وجود اين عده درداخل حزب ناراضی باشند. البته علت راه دادن آنها به داخل حزب از طرف من اين بود که آنها افرادی بودند که از حزب توده جدا شده و دراجتماع جائی برای خود نداشتند و من وظيفه داشتم که با راهنمائی و داخل کردن اين عده جوان در حزب از وجودشان برای مملکت استفاده کنم.
در ابتدای کار اين افراد و رهبر آنها آقای خليل ملکی طبق مرامنامه و منويات حزب رفتار ميکردند و با عموم اعضای حزب همکاری مينمودند و انحرافی هم در طرز تفکر و نحوه عمل آنها مشاهده نميشد ولی به مرورايام ماهيت تفرقه انداز آنها درداخل حزب آشکار شد و فراکسيون بازی و دسته بندی آغاز گرديد.
مرامنامه موقتی که برای حزب زحمتکشان تدوين شده بود يک مرامنامه سوسياليستی است که با انطباق آن با شرايط موجود مملکت ميبايست به وسيله حزب زحمتکشان در ايران اجرا شود و همه اعضای حزب هم از اين مرامنامه پيروی مينمايند ولی از نظر ايدئولوژيکی اين دسته بخصوص درداخل حزب ايجاد دو دستگی کردند و ظاهرا شروع به پيروی از مکتب تيتوئيسم نمودند و تحريکاتی را در بين اعضا برای تغيير دادن اصول تشکيلات حزب آغازکردند تا اينکه از بستری بودن من در بيمارستان و عدم حضورم در حزب استفاده نموده و ميخواستند آنطور که ميلشان است تغييراتی در حزب بدهند.
چون پيروی از افکار آنها موافق با هدف و آرمان من نبود و بعلاوه نميخواستم ازاختيارات و قدرت خود در حزب استفاده نمايم و آنها را اخراج کنم، زيرا ممکن بود موجب يک شوک روحی برای افرادی که افکارشان بوسيله تبليغات سوء آنها مسموم شده است بشود. لذا خود از رهبری حزب استعفا کردم و قضاوت صحيح جريان و روشی را که بايد اتخاذ شود به عهده افراد شرافتمند حزب واگذار نمودم. البته اين دو دسته گی که در حزب موجود است بصورت انشعاب حزب را به دوقسمت نخواهد کردچون عده طرفداران آقای خليل ملکی بسيار کم و نيروی آنها در داخل حزب بی اندازه بی تاثير است.
ملاقات سپهبد يزدان پناه با نمايندگان امريکا در لندن
بنا به اظهار اوليور فرانکس سفير انگليس در امريکا سپهبد يزدان پناه وزير جنگ سابق ايران با چند نفر از سياستمداران امريکا مذاکراتی نموده است. پس از رد پيشنهاد های اخير امريکا و انگليس از طرف دکتر مصدق با توجه به تمرکز نيروهای امريکائی درنواحی مرزی ايران و ترکيه و پاکستان اين طور به نظر ميرسد که امريکا در نظر دارد به وسيله تغيير وضعيت سياسی ايران حفظ منافع خود در ايران را تأمين نمايد. سفير انگليس در امريکا اظهار عقيده ميکند از قرار معلوم امريکائی ها در نظر دارند در ايران از روش سرهنگ شيشکلی در سوريه و سرتيپ نجيب در مصر استفاده نمايند. (اطلاعات)
احتمال توطئه عليه دولت
صبح امروز آقايان سرلشگر حجازی و قدرت الله رشيديان ، سيف الله رشيديان و حبيب الله رشيديان توسط مأمورين فرمانداری نظامی بازداشت وبه زندان شهربانی انتقال يافتند. هنگام بازرسی از منازل توقيف شدگان مقاديری اوراق و نامه کشف گرديد که ارتباط آنها را با بعضی مقامات خارجی تأييد ميکند. علاوه بر آن منزل آقای سرلشگر زاهدی و بعضی از نمايندگان مجلس و سنا نيز مورد سوء ظن ميباشند. امروز دولت اعلاميه ای در اين مورد انتشار داده است.
اعلاميه دولت
امروزآقای دکتر فاطمی وزير امور خارجه و سخنگوی دولت در مصاحبه مطبوعاتی اين اعلاميه را در اختيار خبزنگاران گذاشتند: «چون گزارش هائی از عمليات سرلشگر بازنشسته عبدالحسين حجازی و برادران رشيديان رسيده بود که به معيت آقای سرلشگرزاهدی و بعضی افراد ديگر که دارای مصونيت پارلمانی هستندبه نفع يک سفارتخانه بيگانه مشغول توطئه و تحريک ميباشند. نامبردگان که مصونيت پارلمانی نداشتند امروزازطرف فرمانداری نظامی بازداشت وبه زندان شهربانی تحويل گرديدند. لازم است تذکر داده شود که از اين پس کليه عناصر و افرادی که به هرصورت موجب تحريک و تشنج کشور يا آلت دست سياست های خارجی قرار گيرند طبق مقررات تعقيب و برای تعيين مجازات قانونی تسليم دادگاه خواهند شد.» (اطلاعات)
۲۲ مهر ۱۳۳۱
توطئه عليه دولت
يک مقام مسؤل دولتی امروز اظهار داشت تقريبا از يک ماه پيش گزارشاتی به شهربانی ميرسيد که همه شب در خانه آقای سر لشگر زاهدی جلساتی تشکيل ميشود وگزارش مزبور توسط مأمورين شهربانی برای آقای نخست وزير ارسال ميگرديد. مأمورين رکن دوم ستاد ارتش نيز با مأمورين شهربانی در تعقيب اين ماجرا بودند و اطلاعات جامعی بدست ميآوردند. براثر اين تحقيقات معلوم شد که دو نفرسرهنگ و سرگرد ستاد ارتش با کسانی که در منزل سرلشگر زاهدی اجتماع ميکنند ارتباط دارند و بعضی مدارک سری و مهم ارتش را دراختيار آنان ميگذارند.
متعاقب اين جريانات ديروز رسما ازطرف شهربانی کل کشور دستور داده شد با همکاری فرمانداری نظامی برادران رشيديان ، سرلشگر حجازی و دو نفر افسر ستاد ارتش توقيف شوند به دنبال اين دستور دو شب پيش برادران حبيب الله ، سيف الله و قدرت الله رشيديان توقيف و اوراق و نامه های موجود در منازل آنها به شهربانی برده شدند. تعداد متهمين تا امروز ۱۹ نفر اعلام شدند که عبارتند از ۷ سناتور ۴ نماينده مجلس ۵ افسر ارشد ارتش ، سرلشگر حجازی فرمانده سابق دانشکده افسری، سرتيپ آريانا فرمانده سابق لشگر گارد ساهنشاهی، آقای سرتيپ حاجی انصاری معاون سابق لشگر گارد شاهنشاهی و يکنفر سرهنگ و يکنفر سرگرد و پدر و برادران رشيديان. (اطلاعات)
بازگشت دکتر بقائی به حزب زحمتکشان
تشکيل حزب نيروی سوم
در شامگاه ۲۱ مهر بعد از اعلام خبر استعفای دکتر بقائی از حزب زحمتکشان که در جلسه مجلس شورای ملی اعلام داشته بود، عده ای از اعضای حزب به سرکردگی احمد عشقی (دوست و همکار شعبان جعفری) جمعی از فعالين حزب را که با سياست های دکتر بقائی موافق نبودند و بعد از شنيدن خبر استعفای دکتر بقائی در حياط حزب اجتماع کرده بودند ازحزب بيرون کرده و با پاره کردن اوراق و نوشته های مجله علم و زندگی و هفته نامه نيروی سوم که بعد از واقعه ۳۰ تير بجای روزنامه جنب و جوش که صاحب امتياز آن آقای دکتر سپهبدی از نزديکان دکتر بقائی است و در چند روزه حکومت قوام بديدن او رفته بود ، منتشر ميشد ، ديروز عده ای ازاعضای حزب زحمت کشان آقای دکتربقائی راازمنزل ايشان به حزب آوردند و آقای دکتر بقائی رهبری حزب را مجددا به عهده گرفتند. طبق تصميم حزب آقای خيلل ملکی و چند نفر ازياران ايشان از حزب اخراج شدند. آقای دکتر سپهبدی نيز از اخراج شده ها ميباشد. ضمنا از امروز صبح اولين شماره روزنامه نيروی سوم بعنوان ارگان حزب زحمتکشان ملت ايران (نيروی سوم) منتشر گرديده است.
۲۳ مهر ماه ۱۳۳۱
درخواست برگذاری جلسه علنی مجلس
امروزبعد ازوصول پاسخ غير رسمی دولت انگليس آقای دکترمصدق با مشاورين خود به تبادل نظر و مشورت پرداختند و چون دولت انگليس نظريات دولت ايران را درمورد حل و فصل مسأله نفت کاملا رد نموده است و با اتلاف وقت و نامه پرانی ميخواهددولت ايران را از پا درآورده تسليم نظريات خود کند، دولت ديگر تأخير را جايزندانسته و تصميم گرفت گزارشی از جريان مذاکرات نفت به مجلس بدهد و طی آن تصميم نهائی خود را اعلام دارد. به دنبال اين تصميم آقای نخست وزير نامه ای به آقای رئيس مجلس شورای ملی برای تشکيل جلسه علنی مجلس مرقوم داشته است.

رياست محترم مجلس شورای ملی ، چون ضرورت دارد گزارشی از آخرين جريانات مربوط به مبادله يادداشت هائی که بين دولتين ايران و انگليس راجع به موضوع نفت صورت گرفته به استحضار مجلس
شورای ملی برسد خواهشمند است آقايان نمايندگان محترم را برای شرکت درجلسه علنی روزپنجشنبه ۲۴ مهرماه جاری دعوت فرمائيد.
نخست وزير – دکتر محمد مصدق
بيانيه سرلشگر زاهدی
هموطنان عزيز، ديروزسخنگوی دولت برای اعلام دستگيری سرلشگر حجازی اظهار داشت که نامبرده به معيت سرلشگر زاهدی و بعضی افراد ديگر که دارای مصونيت پارلمانی هستند به نفع يک سفارت اجنبی مشغول توطئه و تحريک ميباشند. اين جانب چنين نسبت و ادعائی را قويا تکذيب و صريحا اعلام ميکنم که دروغ است و برای
استخضار خاطر ملت شريف ايران توضيح ميدهم که اعضای جبهه ملی بعد از رويه ای که در اواخر دوره ۱۵ مجلس روی نفت و دعوی مبارزه با بيگانگان از خود نشان دادند مورد احترام اينجانب قرار گرفتند و درموقعی ار آنها حمايت کردم که نه ازتاک نشان بودنه ازتاک نشان. افرادی که روی اغراض شخصی و تبليغات سياسی بخود اجازه ميدهند که با حربه فرسوده و زنگ زده تهمت و افترا ناجوانمردانه سرلشگر زاهدی را مورد حمله قرار دهند بايد بدانند که اين دستاويز ها و تهمت ها برعليه کسی که بارها در پيشگاه ملت ايران امتحان وطن پرستی داده و عملا در راه تأمين استقلال ايران قدم برداشته و جان خود را به خطر انداخته است و از طرف انگليسی ها بجرم وطن پرستی سه سال در تبعيد بسر برده مؤثر نيست و در افکار عمومی محکوم به شکست ميباشد. چقدر جای تأسف است که ملت ايران با آن همه اميد و آرزو و قبول انواع محروميت ها امروز از دولت مصدق بغيراز فقر و بيکاری و هرج و مرج و تجاوز به نواميس و جان و مال خود حاصلی ندارد و بايد بجای امنيت و آسايش هر روز هوچی گری و تبليغات تو خالی تحويل گيرد.
کمال آرزوی من انست که درپيشگاه ملت حقيقی ايران من و مصدق محاکمه شويم تا پرده از روی رياکاری ها بردارم و مردم ستمديده و محروم ايران را بر حقايق امور آگاه کنم تا عواقب وخيمی که مقدمات آنرا جاهلانه يا مغرضانه فراهم کرده اند آگاه سازم. ملت ايران بايد آگاه باشد که دولت مصدق با همه دعوی آزادی خواهی کاری کرده که تصور آن هم به خيال کسی نمی گذشت. اين دولت مصدق است که برخلاف نص صريح قانون اساسی اصل تفکيک قوا را که تنها مظهر و مفهوم حکومت ملی و آزادی است زير پا گذاشته و مجلسين را عملا تعطيل ساخت و صريحا گفت که ميدانم اين اختيارات مخالف قانون اساسی است اما آنرا ميخواهم. حاليه سخنگوی او راه زندان را نشان آزاديخواهان ميدهد و نمايندگان ملت را به سلب مصونيت تهديد ميکند، مگرنمايندگان ملت فعلا مصونيتی دارند که از آنها سلب شود؟ اين مصدق است که قضيه اختلاف ايران را با يک شرکت خارجی صورت بين المللی داده و با دول بزرگ رسما مبادله يادداشت روی يک موضوع داخلی و برخلاف استقلال سياسی کشور مينمايد و با همه رجز خوانی ها به داوری دادگاه لاهه که درعدم صلاحيت آن هزاران نطق کرد و پرداخت غرامات به استناد قرارداد مخدوش و لغو شده ۱۹۳۳ وپيشنهاد مردودگس – گلشائيان تن در داد. در اين صورت بيگانه چه حاجت به دسته بندی جديد دارد؟
ای ملت ايران انحلال ارتش و فقر مادی و معنوی و ترويج هرج و مرج و اختلال امنيت ميهن عزيز ما را به اضمحلال و تجزيه تهديد و افتخارات چندين هزار ساله ما را معدوم ميسازد. من با نوشتن اين بيانيه به ملت ايران اعلام خطر ميکنم و با کمال جرئت به شما اطمينان ميدهم که هيچ گونه نقشه ای برای کودتا و عملی که برخلاف حفظ مصالح ايران باشد از طرف افسران با شرف ارتش اعم ازبازنشسته وحاضر به خدمت طرح نشده و نخواهد شد. من صراحتا می نويسم تهمت کودتا و غيره کذب محض و اين افترا کار کارگردانان ناشی دولت است که روی اغراض خود ميسازند و ميگويند. (اطلاعات)
نطريات دکتر بقائی و خليل ملکی درمورد انشقاق در حزب زحمتکشان
امروز خبرنگار روزنامه اطلاعات با آقايان دکتر بقائی و خليل ملکی درمورد انشعاب در حزب زحمتکشان مصاحبه نموده است تا از نظرات وعلل انشعاب درحزب را با دو ديدمختلف به اطلاع علاقمندان برساند.
دکتر بقائی ، در دو سه ماه اخير خصوصا مدتی که من بيمار و در مريضخانه بستری بودم يک سلسله انحرافاتی در جريان امور حزبی پيش آمده بود که نميشد آن را ناشی از اشتباه يا عدم اطلاع از مرامنامه و هدف اصلی حزب دانست بلکه اين عمليات نشان ميداد که نقشه و هدف خاصی برای تضعيف نمودن حزب در پس پرده طرح ريزی ميشود و برای انجام اين نقشه ها آقای خليل ملکی شروع به يک رشته دسته بندی و فراکسيون سازی نموده بودند و با اين کيفيت ادامه همکاری ميسر نبود. البته برای من که سمت رهبری حزب را داشتم طبق مرامنامه حزب ممکن بود از اختيارات خود استفاده و اقدام به اخراج او و دو سه نفر از همدستانش بنمايم ولی خودم نخواستم اين کار را انجام بدهم زيرا ممکن بود اين عمل من برای يک عده از جوانان عضو حزب که آشنا به اعمال ايشان نبودند اين اقدام بر يک نوع ديکتاتوری و اعمال زور و قدرت تلقی بشود که اين اخلاق هم با روح من سازگار نيست. بنابراين مصلحت را در اين ديدم که خودم از حزب کناره گيری کنم تا افراد حزب برای سرپرست حزب هر طوری که خودشان صلاح ميدانند تصميم بگيرند.
البته ميدانيد امور اداره روزنامه شاهد که ارگان حزب ما است تقريبا به عهده آقای ملکی بوده و در اين اواخر روزنامه شاهد به انتشار يک سلسله مطالب دست زده بود و همين وضع يک وسيله تبليغاتی بدست مخالفين داده بود. گذشته از اين موضوع انتشاراتی بود که از طرف آقای ملکی در مدت غيبت من در ميان افراد حزب داده ميشد. اول گفتند فلانی خسته شده و ديگر قادر به کار نيست ، بعد شايع نمودند که دکتر بقائی قصد دارد با همکاری سرلشگر زاهدی اقدام به کودتا بنمايد و بعد گفتند ليدر حزب زحمتکشان برای نخست وزيری خود فعاليت ميکند.
همين شايعات سبب شد که يک ترديد و دو دلی و شک که بزرگترين دشمن تشکيلات حزبی است در ميان افراد حزب زحمتکشان بوجود آيد ، خاصه اينکه اين شايعات در يک ماه گذشته از محوطه داخلی حزب خارج شده و در بين افراد مؤثر و مقامات عاليه کشور هم سوء اثر بخشيده بود که برای اداره سازمان يک حزب اين گونه تبليغات اثر بسيار نامطلوبی خواهد داشت. از حق نبايد گذشت که آقای ملکی مردی با سواد و قابل استفاده است و من هم روزاول ميدانستم که او يک کمونيست منهای مسکواست ولی تصور ميکردم که با سختی هائی که کشيده و تجربياتی که بدست آورده در افکار و عقايد خود تغيير داده است و از چپ روی شديد و عقايد افراطی خود دست برداشته است زيرا او با مطالعه کامل مرامنامه حزب ما که يک حزب سوسياليست منطبق با تمدن و فکر ايرانی است تقاضای عضويت حزب را کرد و من اميدوار بودم که در نتيجه گذشت روزگار افکار تندش را تعديل نموده است ولی متأسفانه او نتوانست خود را تصفيه کند.
من روز پنجشنبه گذشته (۱۹ مهر) استعفای خود را داده بودم ولی افراد حزب تا ظهر ديروز مانع انتشار آن شدند اما ديروز آنها را قانع کردم که ديگر همکاری من با حزب زحمتکشان به اين کيفيت مقدور نيست. درحال حاضر بيش از چهار يا پنج نفر در حزب نيستند که با آقای ملکی و اعمال و رفتار او موافقت داشته باشند. من ازهدف و عقيده سياسی خود دست بر نداشته ام و همان رويه سابق خود را در مجلس و خارج از مجلس تعقيب خواهم کرد. ديشب شنيده ام عده ای از افراد حزب در کميته مرکزی اجتماع نموده و قطعنامه ای مبنی بر پشتيبانی از من صادر کرده اند. اگر عموم افراد حزب مايل به همکاری با من باشند مسلم است بار ديگر حاضرم سرپرستی حزب را عهده دار شوم چون به مرامنامه حزب زحمتکشان معتقد و وفادار هستم.
آقای خليل ملکی ، مفهومی که آقای دکتر بقائی از حزب دارند اين است که حزب آلت و ابزار مطيع و منقادی برای پيشرفت منظورهای سياسی ايشان باشد. اين سعی وکوشش ايشان همواره بامقاومت حزب متشکل زحمتکشان ملت ايران مواجه ميشد و آقای دکتر بقائی کاملا حس کرده بودند که از داخل حزب نميتوانند حزب را منفجر کرده و تحت انقياد خود درآورند. اظهاراتی که آقای زهری از قول ايشان نمود و استعفای رسمی آقای دکتر بقائی مقدمه ای بود که نتيجه آن درحدود ساعت ۷ بعد از ظهر روز يکشنبه ۲۳ مهر مسلم و معلوم شد که کلوب حزب و روزنامه های حزبی و دفتر مجله علم و زندگی اشغال و اعضای حزبی نيز مورد تهديد و ارعاب قرار گرفته و پراکنده شدند.
حزب زحمتکشان از ديشب به منزل من منتقل شده است و کميته ايالتی سازمان جوانان بدون استثناء حاضر و مشغول فعاليت هستند و در اطاق ديگری شورای فعالين حزبی تشکيل جلسه داده اند. هيأت تحريريه نيروی سوم که ارگان سازمان جوانان است هم بدور خود جمع شدند و شايد به عنوان ارگان حزب زحمتکشان ملت ايران روزنامه خود را منتشر نمايند.
يکی از موارد اختلاف با آقای دکتر بقائی مسأله انتخابات در حزب بود که ايشان به هيچوجه باين مسأله تن در نميدادند و حتی پيشنهاد فعالين حزب در چند روز اخير که پيشنهاد کردند خليل ملکی از حزب کناره گيری ميکند مشروط بر اينکه انتخابات درحزب بعمل آيد وقعی نگذاشت. آقای دکتر بقائی اين پيشنهاد را غير عملی دانسته و کار کردن با دار و دسته ملکی را غير ممکن ميدانستند. در تفسيری که آقای زهری از وضع دار و دسته ملکی کرده است هيأت های تحريريه شاهد و نيروی سوم و شورای فعالين حزبی و جلسه گويندگان و کميته ايالتی سازمان و حوزه های دانشجويان و دانش آموزان را تماماً دار و دسته ملکی دانسته و حفظ آنها را به شکل فعلی غير ممکن اعلام کرده اند.
به نظر اين جانب اين اقدام آقای دکتر بقائی در اين موقع عملا بزرگ ترين خدمت به حزب توده و در عين حال انگليس ها ميباشد زيرا تمام سعی و کوشش اين احزاب مخصوصا حزب توده در اين مدت متوجه اين بود که در حزب زحمتکشان اختلافی بوجود بياورند و تشکيلات حزب زحمتکشان را که بزرگترين خطر برای بيگانه پرستان و مفيد ترين راه برای پيشرفت کار دهقانان و کارگران ايران است از بين ببرند. در اين موقع که مسأله نفت در شرف حل شدن است ما به سهم خود تمام سعی خود را بکار برديم که از اين اختلاف و نفاق جلوگيری کنيم ولی آقای دکتر بقائی تصميم خود را گرفته بودند. علت اينکه اين مرض مزمن در اين موقع به شکل حاد ظاهر شده اين است که در دو هفته پيش آقای دکتر بقائی مرا به مريضخانه طلبيدند و از من خواستند که يک اولتيماتومی برای آقای دکتر مصدق ازقول آقای دکتر بقائی تهيه کنم و در اين خصوص با من مشورت کردند. من گفتم با اولتيماتوم موافق نيستم ، ايشان گفتند روی کاغذ نمينويسيم اولتيماتوم است ، گفتم به نظر من در شرايط حاضر عليرغم نقاط ضعف زيادی که دولت از لحاظ اصلاحات داخلی دارد هر نوع مخالفت با دولت به ضرر کشور و حزب و شخص شما است.
درآنروزها اينجانب مطلع شدم که توطئه هائی برعليه دولت ملی دکتر مصدق در کار است و برای حل شدن مسأله نفت منفی بافی هائی ميشود که بلکه دولت را با عدم موفقيت و سقوط مواجه سازند. اين جانب با مشورت هيأت تحريريه شاهد و نيروی سوم پشتيبانی بی دريغ خود را از دولت آقای دکتر مصدق اعلام کرده و تا حدودی پرده از روی بند و بست هائی که عليه مصدق ميشد برداشتم.
نقشه ما برای آينده حزب ، همان است که بود و روحيه من با سابق هيچ فرقی نکرده. متأسفانه با تمام مساعی که بکاربرديم نتوانستيم از وقوع اين عمل آقای دکتر بقائی جلوگيری کنيم زيرا آن را ضربه ای به نهضت ملی ميدانيم. معذالک ما سعی و کوشش خود را بکار خواهيم برد که اين ضربه را به نحو ديگری جبران کنيم يعنی برای آينده اين کار به نفع ما تمام خواهد شد زيرا آقای دکتر بقائی بزرگترين سد و مانع تشکيلاتی بودند و انرژی ما در اصطکاک داخلی دائما از بين ميرفت. احتياجی که حزب به ايشان داشت از لحاظ شخصيت سياسی ايشان بود که هنوز هم به اينگونه شخصيت های سياسی حزب احتياج مبرم دارد. و ما برای پيدا کردن اين پشتيبانی سياسی خواهيم توانست حزب را کماً و کيفاً خيلی بهتر از سابق بسازيم.
آقای دکتر بقائی و يکی دو نفر از دوستانش به هيچ قيمت حاضر نميشدند شخصيت های سياسی ديگر در حزب زحمتکشان شرکت کنند ، حالا حزب زحمتکشان با آغوش باز از تمام عناصر ملی استقبال ميکند. درمورد سرنوشت روزنامه شاهد بايد بگويم ، چون صاحب امتياز روزنامه شاهد آقای زهری ميباشند که از دوستان آقای دکتربقائی هستند وهمچنين باشگاه حزب در اجاره آقای دکتر بقائی است فعلا از طرف ايشان اشغال شده وچون ما هرگونه مبارزه در داخل نهضت ملی را به ضرر کشور ميدانيم ، سعی و کوشش برای اشغال مجدد آن محل نکرده ايم. فعلا شورای فعالين حزب و کميته سازمان جوانان و هيأت های تحريريه روزنامه های حزبی در منزل اينجانب مشغول فعاليت هستند که ميتوان با آنها تماس گرفت و چند نفر مأمور پيدا کردن محلی شده اند و تصميم گرفته شده که هزار نفر هرکدام ۵۰ تومان تهيه کنند که از لحاظ مالی در مضيقه نباشيم.

آغاز توطئه شامگاه نهم اسفند
تلفن به آيت الله کاشانی
نيمه شب ديشب شخص ناشناسی به آقای کاشانی تلفن مينمايد و به آگاهی ايشان ميرساند که اعليحضرت قصد مسافرت به اروپا را دارند و خوب است در مقام رياست مجلس از مسافرت معظم له جلوگيری بعمل آورند. آقای کاشانی اظهار ميدارد در اين موقع حساس مسافرت اعليحضرت همايونی ولو برای معالجه هم باشد به صلاح کشور نيست. آقايان ذوالفقاری نايب رئيس و حايری زاده نيز با آقای کاشانی ملاقات مينمايند. حايری زاده بعد از ۵۰ دقيقه مذاکره با کاشانی درپاسخ خبرنگاران اظهارميدارد «من تصور ميکنم مسافرت شاه به خارج ضرر و زيانی ندارد فقط چون مردم نگران هستند و به علاوه با داشتن اختيارات در دست يکنفر و تمرکز قوه مجريه و مقننه در شخص واحد، ممکن است خطراتی برای مردم و کشور به وجود آورد». ضمنا بقايی نيز به مدت نيمساعت با آقای کاشانی مذاکره مينمايد.
دربار شاهنشاهی تکذيب ميکند
اداره محترم روزنامه کيهان
خبری تحريک آميز که امروز صبح دريکی ازجرايد هفتگی منتشر شده مشعر بر اينکه در هفته گذشته بطور محرمانه شرفيابی هائی صورت گرفت و با جريان مخالفت بعضی از نمايندگان با دولت ارتباط داشته بکلی بی اساس بوده و بدين وسيله تکذيب ميشود. اين نکته را هم اضافه مینمايد که ملاقات وزير دربار با حضرت آيت الله کاشانی موقع مراجعت موکب همايونی از رامسر صرفا برای احوال پرسی بوده است.
خواهشمند است دستور فرمائيد مراتب از لحاظ روشن شدن افکار افکار عامه در اولين شماره آن روزنامه درج گردد. وابسته مطبوعاتی دربار
نامه رئيس مجلس به شاه
خبر مسافرت غير مترقبه اعليحضرت همايون شاهنشاهی موجب
شگفتی و نگرانی فوق العاده قاطبه اهالی مملکت و مردم پايتخت شده وهيئت رئيسه مجلس شورای ملی با استحضارآقايان نمايندگان بعرض ميرساند که دروضع آشفته کنونی بهيچوجه مصلحت و صواب نميداند که اعليحضرت همايونی مبادرت به مسافرت فرمايند و ممکن است در تمام کشور تأثيرات عميق و نامطلوب حاصل نمايد. به اين لحاظ از پيشگاه همايونی استدعا ميشود که قطعا در اين مورد تجديد نظرفرموده و تصميم به مسافرت را به موقع ديگری در سال آينده تبديل فرمايند.
رئيس مجلس شورايملی

نخست وزير و وزيران در حضور شاه
ساعت ده ونيم آقای دکتر مصدق پياده مسافت بين خانه خود و دربار را طی کردو چند دقيقه بعد همه آقايان وزيران درکاخ سلطنتی حاضر شدند ابتدا آقای نخست وزير بعنوان خدا حافظی شرفياب شدند. اعليحضرت در پاسخ نخست وزير و وزيران فرمودند چون کسالت دارم بايد به اين مسافرت اقدام کنم. بعد ذات شاهانه لزوم تأييد دولت و جلب اعتماد عمومی را به اقدامات آقای نخست وزير تأييد کردند. وزرا پس ازشرفيابی از درهای فرعی دربار خارج شدند.
ملاقات هندرسن با علاء در دربار
هنور نيم ساعت از رفتن آقای دکتر مصدق از دربار نگذشته بودکه آقای هندرسن سفير کبير امريکا پس از مذاکره با آقای علاء وزير دربار از کاخ سلطنتی خارج شد. به قرار اطلاع مشاراليه از ساعت ۱۱ صبح به دربا رفته بود و درباره مسافرت شاهنشاه با ايشان مذاکره کرده بود. آقای هندرسن همچنين در ساعت يک بعد از ظهر به ملاقات نخست وزير رفت تا راجع به مسافرت شاهنشاه با ايشان نيز مذاکره نمايد.
خدا حافظی ها انجام شد
سه ربع بعد از ظهر تمام مراسم خدا حافظی انجام پذيرفت ، گذرنامه ها حاضرگرديد و ويزا شد وتسليم وزير دربارگرديد. شاه و ملکه لباس مسافرت خود را پوشيده و در آستانه در آماده حرکت بودند ، اطراف ايشان را رؤسای دربار و چند نفر از وزيران احاطه کرده بودند، اتومبيل سلطنتی جلوی پله های عمارت حاضر بود و اتومبيل سفيد رنگ ديگری پشت سر اين اتومبيل لوازم و مايحتاج مسافرت را داشت و شاه ميخواست آخرين مراسم توديع را بجا آورده و حرکت نمايد که ناگهان فرياد مردم از جلو کاخ به گوش رسيد.
اجتماع زنان در برابر دربار
عده ای از بانوان دربرابر دربار اجتماع کرده و طی نطق هائی مردم را دعوت ميکردند که از مسافرت شاه جلوگيری کنند. آنها خطاب به مردمی که جلو دربار جمع شده و يا عبور ميکردند. فرياد ميکردند مردم نگذاريد شاه برود غيرت و حميت ملی شما کجا رفته است؟
يورش به خانه دکتر مصدق
درساعت ۳ و ربع بعد ازظهر عده ای به طرف منزل دکتر مصدق حمله ور شدند و چون با تذکر سربازان به هجوم خود ادامه دادند و سربازان نيز دستور تيراندازی نداشتند لذا سربازان به کناری رفتند و مردم به درب منزل نخست وزير روی آوردند. جمعيت به در منزل نخست وزير رسيدند ولی در آهنی بسته بود. در اين ميان چند نفر ورزشکار (شعبان جعفری و …) که در جلو بودند با فشار و ضربه سرکوشيدند که در را باز کنند و چون موفق نشدند بايک جيپ ارتشی که برروی آن «سرويس خون» نوشته شده بود به جلوی منزل آقای دکتر مصدق رفتند و جيپ را بدر تکيه دادند و با فشار ماشين و تظاهر کنندگان درب منزل نخست وزير باز شد و در همان حين عده ای به طرف در و پنجره منزل حمله ور شده و شيشه ها را شکستند. پس از بازشدن در جمعيت به داخل خانه هجوم آوردند.

فروردين ۱۳۳۲
خروج نمايندگان عضو فراکسيون آزادی به رهبری حايری زاده از تهران و تقليل عده حاضر در مرکز که موجب عدم تشکيل جلسه علنی گرديد مجلس را در برابر امری مشکلتر از قضيه گزارش هيأت هشت نفری قرارداده است زيرا گرچه عده نمايندگان حاضر طوری است که با خروج اين عده از تهران جلسه امروز مجلس بکلی تعطيل و فلج شده است .

پيدايش وضع جديد در صحنه بهارستان از بعد از ظهر روز پنج شنبه اعضای فراکسيون نهضت ملی و همچنين منفردين مجلس را که فعلا نقش ميانجی را عهده دار هستند بفکر چاره جوئی و صلاح انديشی برای رفع اين محظور بی سابقه و غير منتظره انداخت و هر دو دسته از روز پنجشنبه تا بحال چندين جلسه تشکيل داده و مدتی به تبادل نظر پرداختند تا دربرابر اّن اقدام اقليت روشی اتخاذ نمايند که آن روش منتهی به مراجعت اقليت به تهران و تأمين عده حاضر در تهران برای تشکيل جلسه گردد.

اعضای فراکسيون نهضت ملی دو هيأت پنج نفری انتخاب کرده اند که با نخست وزير و رئيس مجلس ملاقات کرده مشکل مزبور را با آنها در ميان بگذارند. نمايندگان فراکسيون نهضت ملی در پاسخ خبرنگاران بعد ازملاقات با نخست وزير اظهار داشتند اقدام اخير کميسيون آزادی يعنی خروج دسته جمعی از تهران و از اکثريت انداختن مجلس موجب عدم تشکيل جلسات علنی و تعطيل مشروطيت گرديده و ما نميخواهيم با وضع کنونی و بحران فعلی مجلس در تعطيل و دولت در بلاتکليفی بماند برای چاره جوئی جهت حل اين مشکل نظريات مختلفی در فراکسيون به ميان آمد.

ابتدا صحبت از استعفای دسته جمعی شد ولی اين نظر را جمعی نپسنديدند و استدلال ما اين بود که درصورت عدم تصويب گزارش ۸ نفری اقدام به اين کار شود و حال اينکه اين امر هنوز روشن نيست. خاصه اينکه تصميم فراکسيون آزادی و خروج آنها ازتهران نشان داد که مخالفين گزارش اميدی به ردشدن و عدم تصويب آن ندارند و ظن قوی اين است که اگر جلسه علنی مجلس تشکيل شود طرح فراکسيون که مفاد همان گزارش است ازتصويب مجلس خواهد گذشت، بنابراين استعفای دسته جمعی مورد ندارد.

بعد پيشنهاد شد با آقای نخست وزير مذاکره شود تا ايشان دستور شروع بقيه انتخابات را را صادر نمايند، در نتيجه محلس از مشکل اقليت عده نمايندگان رهايی يابد زيرا درحال حاضر ۵۶ کرسی مجلس از ۱۳۶ کرسی آن خالی و بدون نماينده است. بديهی است که اگر بقيه نمايندگان انتخاب شوند مجلس در ادامه کار و اتخاذ تصميمات لازم قدرت بيشتری بدست خواهد آورد.

آقای دکترمصدق اظهارداشتندکه قصد تحميل به مجلس ندارند آقايان اقليت ميتوانند بيايند و مجلس را تشکيل بدهند و اگر گزارش هيأت ۸ نفری را به مصلحت نميدانند دلايل خودشان را بيان نمايند و آن را رد کنند تا هم تکليف دولت معلوم شود و هم مجلس.

در ملاقات با رئيس مجلس آيت الله کاشانی گفتند من از اين وضع کنونی بيش از هرکس متأسف هستم و نميدانم کسانی که به آتش نفاق و دو دستگی دامن ميزنند چه مقصد و نظری دارند آنها وکيل مجلس هستند و عقيده دارند و در عقيده خود هم آزاد ميباشند. من رئيس مجلس نشدم که به نمايندگان دستور بدهم و برای نماينده تعيين تکليف کنم. بر فرض من به آنها توصيه کنم که به تهران مراجعت کنند آنها نخواهند آمد چون ميگويند ما مصونيت نداريم و آزاد نيستيم. ديروز از راديو شنيدم که ميگفت که اگر اقليت به تهران نيايد ما آنها و رئيسشان را به دنبای اربابان قديميشان روانه خواهيم کرد. من از شما انصاف ميخواهم آيا آنها حق ندارند با اين ترتيب به عنوان عدم تأمين جانی و آزادی تهران را ترک کنند؟

آقای مهندس رضوی گفت من اين مسأله را ديروزشنيدم آنرا به اطلاع آقای نخست وزيررسانيدم. ايشان فوراً به رئيس راديو دستور دادند که از پخش اين گونه مسائل در راديو جلوگيری کند.

درمراجعت از منزل رئيس مجلس خبرنگاران از آقای مهندس رضوی نتيجه ملاقات با آيت الله را سؤال کردند ايشان پاسخ دادند هيچ گونه پيشرفتی حاصل نشده . در مجلس نيز هيچگونه وضع خاصی نيست که موجب عدم حضور آقايان حتی در تهران بشود و حالا هم وضع مسافرت آقايان صورت ديگری بخود گرفته يعنی ابتدا رفتند چند فرسنگی تهران و بعد به منازل خود مراجعت کردند و اين خود بهترين دليل تأمين آزادی آنها است. ديروز عصر چند نفر از اين آقايان به قم تشريف بردند.

حالا حرفشان اين است که ما طرح متقابل داريم اگر آنرا قبول ميکنيد ما برميگرديم. پس مغلوم ميشود که موضوع عدم تأمين جانی و آزادی نيست و اصل مسأله اين است که طرح متقابل در ميان است. در اين حالت مخالفتی نميباشد. اگر طرحی دارند بياورند روی آن مداکره ميشود، بحث ميشود و بعد رأی مجلس درباره آن قضاوت خواهد کرد.

امروز وقتی آقای حايری زاده ليدر اقليت قصد خروج ازمجلس را داشت خبرنگاران از او پرسيدند ” کجا بوديد و کجا ميرويد؟” حايری زاده جواب داد روز پنجشتبه به اتفاق رفقا از شهر خارج شديم و به يکی از شهرستان های نزديک تهران رفتيم. ديرور به تهران آمدم و چون مريض هستم به صفحات شمال ميروم که استراحت کنم امروز شنيده ام رفقا رفته اند، آنها از من خواسته اند به آنها ملحق شوم ولی چون من قصد استراحت دارم الان عازم گچسر هستم و به رفقا هم پيغام دادم اگر مايل هستند به آنجا بيايند و حالا آمده ام شخصی را معرفی کنم تا حقوق مرا بگيرد و برايم بفرستد!

از وی سؤال شد چه وقت قصد شرکت در مجلس يا لااقل مراجعت به تهران را داريد؟ چواب داد اين مسأله مربوط به آن است که آيا آنها طرح ما را بپذيرند يا نه امروز به آقای اخگر گفتم اگر آقايان رفقای شما حاضر به قبول اين طرح هستند در مجلس شرکت ميکنيم .

برخورد (اتفاقی!) شاه با حسين مکی در حاده رامسر
روزدوم فروردين درحدودساعت چهاربعد ازظهر درده کيلومتری شاهی و سيصد متری محلی که در آن سکونت داشتم در کنار جاده شوسه قدم ميزدم آقای فقيه زاده استاندار مازندران با لباس رسمی رسيدند و به من گفتند اعليحضرت از اين جاده تشريف ميآورند، بنده به ايشان گفتم که راديو خبر داد که از راه رامسر به مازندران تشريف ميبرند. آقای فقيه زاده گفتند که از اين راه تشريف ميآورند و خداحافظی کرد و رفت. يک ربع بعد اعليحضرت همايونی و همراهان ايشان رسيدند و نزديک بنده توقف فرمودند. بنده جلو رفتم و به اعليحضرت و عليا حضرت تبريک گفتم و از اعليحضرت استدعا کردم برای رفع خستگی به کلبه روستائی بنده تشريف بياوريد ايشان قبول فرموده و پس از صرف چای و رفع خستگی تشريف بردند و هنگام خدا حافظی به من فرمودند در روزهای تعطيل يک روز به کاخ بابل بيائيد. روز ششم فروردين بنده در کاخ بابل حضور شاه شرفياب شدم و ناهار را به اتفاق خانواده سلطنتی صرف نمودم و دو ساعت و نيم بعد از ظهر که اعليحضرت برای استراحت تشريف بردند بنده کاخ را ترک کردم و ضمنا در ملاقات با نخست وزير به ايشان گفتم اصولا زيبنده نيست که وزارت دربار را که يک کار خصوصی و شخصی دربار است رئيس دولت در مورد آن نظر بدهد ، پست وزارت دربار را کسی بايد قبول کند که مورد اطمينان شاه باشد و آقای نخست وزير هم اين نکته را تأييد و تصديق فرمودند.

کارگران پالايشگاه کرمانشاه اعتصاب کردند
ازعصر ديروزکارگران پالايشگاه کرمانشاه اعتصاب نموده اند. درخواست های آنها پرداخت اضافه حقوق، تهيه بهداشت برای خانواده کارگران، مسکن يا اجاره خانه، آزادی بيشتر برابر قانون کار برای کارگران. امروز خانواده های کارگران نيز در مقابل پالايشگاه اجتماع نمودند. پس از گزارش موضوع به آقای نخست وزير ايشان دستور رسيدگی دادند.

۳۱ فروردين ۱۳۳۲
نفت ايران در بازار ژاپن
روزنامه ژاپنی يوميورز مينويسد درحالی که انگليسی ها متوجه شده اند به هيچوجه نميتوانند از ورود نفت ايران به بازارهای نفتی ژاپن جلوگيری کنند درصدد هستند از کمک شرکت های نفتی برای رقابت کردن با قيمت های نفت های خريداری شده از ايران به ياری آنها بپردازند ولی بنابر اطهار نظر کارشناسان نفتی اين اقدام غير محتمل ميباشد و شرکت های نفتی امريکا در شرايطی نيستند که بتوانند مبادرت به اين ريسک کنند.

اغتشاش در دزفول
طبق اطلاع ديروز محله صحرابدر مشرقی برای پشتيبانی از دولت قصد تظاهراتی داشتند ولی اعضای حزب زحمتکشان برای ممانعت از برگزاری متينگ آنها عده ای را در محل برگزاری متينگ اجتماع و فصد اخلال داشتند که در نتيجه رد و خورد شديدی درگرفت که منجر به کشته شدن چهار نفر ومصدوم شدن بيش ازصد نفر گرديد. مجروحين به بيمارستان های اهواز اعزام گرديدند.

سومين مرحله توطئه عليه نهضت ملی

اول ارديبهشت ۱۳۳۲
تسليم ابوالقاسم بختيار
ابوالقاسم بختيار که از چندی پيش در نواحی بختياری با مأمورين دولتی نزاع ميکرد در اضفهان تسليم قوای دولتی شد و به مرکز اعزام گرديد. به دستور ستاد ارتش و دولت مقرر بود درصورت عدم تسليم ابوالقاسم محل سکونت او بمباران گردد و برای اين منظور اعلاميه هائی از طرف ارتش در نواحی استقرار ابوالقاسم و نيروهای او پخش شده بود و از مردم دراين مورد درخواست کمک شده بود.

نظر به اينکه گشت مأمورين در نواحی ای که محل استقرار ابوالقاسم و ياغی های زير فرمان او منتج به نتيجه نشد واحدهای تازه نفسی که از اهواز و دزفول به ايذه ، مسجد سليمان . هفتگل اعزام شده بودند بازگشتند و عمليات نظامی در بختياری متوقف شد اقدام برای دستگيری سردسته ياغيان ادامه داشت تا بالاخره ابوالقاسم بختيار در يکی از نقاط ييلاقی بختياری خود را تسليم قوای دولتی ميکند.

ابوالقاسم بختيار پسرعموی سرهنگ بختيار ميباشد و چندين بار در سالهای گذشته دارای پست های فرمانداری نقاط مختلف بود. طبق اطلاعيه ستاد ارتش ابوالقاسم بختياری در تاريخ ۲۱ فروردين طی تلگرافی به دولت اعلام کرد که حاضر است تسليم شود. در تاريخ ۲۹ فروردين در کوههای بختياری تسليم و به اصفهان اعزام گرديد همراهان وی نيز خلع سلاح شده و در بازداشت بسر ميبرند و بازجوئی از نامبردگان ادامه دارد.

پايان شورش در شيراز
بعد از سرکوب شورشيان در شيراز که به ساختمان های اصل چهار حمله و پس ازغارت اموال موجود مبادرت به خراب کردن ساختمانها پرداخته بودند امروز آقای وارن رئيس اصل چهار به اتفاق نماينده نخست وزير به شيراز عزيمت و از ساختمانهای اداره اصل چهار بازديد نمودند. خسارات وارده حدود صد هزار دلار برآورد شده است.

نظر به اينکه از جمعيت حمله کننده عکسبرداری شده بود با کمک عکس ها قريب ششصد نفر توسط مأمورين فرمانداری نظامی و شهربانی دستگير و قسمتی از اموال مسروقه از اداره اصل چهار و منزل مسکونی آقای وارن نيز در منارل اشخاص دستگير شده کشف گرديد

قتل سرتيپ افشار طوس رئيس شهربانی
ساعت ۹ ديشب سرتيپ محمود افشار طوس رئيس شهربانی در خيابان خانقاه از ماشين خود پياده شد و به راننده خود اظهار داشت که جلو کلانتری درميدان بهارستان توقف کرده منتظر وی باشد. شوفر تمام شب در آن محل منتظر ميماند و چون از رئيس شهربانی خبری نميشود مراتب را به شهربانی گزارش ميدهد.

امروزتمام منازل خيابان های صفی عليشاه وخانقاه که حزب سومکا و کانون افسران بازنشسته درآن واقع است ازطرف کارآگاهان شهربانی بازرسی شد.

افشار طوس ۵ ماه پيش به رياست شهربانی دولت دکتر مصدق منصوب گرديد. او يکی از پست های کليدی قوای انتظامی را به عهده دارد و دارای محبوبيت زيادی در بين افسران جوان است.

سرتيپ افشارطوس از بعد ازشهريور ۱۳۲۰ دارای مشاغل کليدی بسياری درارتش و شهربانی بوده است. او مورد احترام و اعتماد دکتر مصدق نخست وزير ميباشد. از اينرو شايع است که مخالفين دولت عاملين اصلی اين اقدام بوده اند.

در اين قسمت با توجه به اهميت مسأله بدون توجه به روزشمار تاريخ به عنوان بخش جداگانه ای توطئه قتل سرتيپ افشار طوس و اهميتی که اين رخداد در شکل گيری کودتای ۲۸ مرداد داشته است به دنبال يکديگر خواهند آمد.

۲ ارديبهشت ۱۳۳۲
آقای محمد ناصر قشقائی بعد از حوادث اخير شيراز در يک جلسه مطبوعاتی درباغ ارم شيرازاظهارداشت قيام ملی ايران متکی به اراده اکثريت نزديک به اتفاق ملت است. اين قيام ملی را با رهبر عاليقدر اين جنبش عظيم ملی دکتر محمد مصدق مبعوث ملت است و خواست و اراده او همان آرزوی ملت ايران ميباشد. موضوع طرح هيأت هشت نفری نيز مسأله ای است که با سرنوشت مشروطيت اين کشور بستگی دارد و تکليف دولت ملی را تعيين ميکند و درصورت تصويب دست دولت را برای خاتمه دادن به تحريکات و خرابکاری های ايادی اجنبی آزاد خواهد گذاشت. اين است که اراده ملت بر آن قرار گرفته که اين طرح به تصويب برسد.

درپايان مصاجبه آقای ناصرقشقائی اظهار داشتند تا موقعی که تکليف محرکين و مسببين فجايع اخير معلوم نگردد و بر بنده مسلم نشود که ريشه تحريکات ضد ملی از فارس کنده شده است از شيراز و اطراف آن خارج نخواهم شد و اصولا در هر جا و هر محلی که باشم شخصا مانند سربازی ساده آماده فداکاری در راه جنبش ملی ايران هستم.

۳ ارديبهشت ۱۳۳۲
اعلاميه فراکسيون آزادی
سخنگوی فراکسيون نهضت ملی در مصاحبه با مخبرين جرايد ميگويد «اعضای فراکسيون آزادی درنتيجه عدم حضور در مجلس عامداً رکنی از ارکان مشروطيت را در حال تعطيل نگاه ميدارند و به اصول مسلم حکومت های پارلمانی يعنی بحث و طرح مسائل در جلسات مجلس اعتنائی نميکنند و ميگويند آقايان هم در مجلس حاضر ميشوند و هم غايبند» .

فراکسيون نهضت ملی، قوه شنيدن حرف مخالف را ندارد درصورتی که لازمه بحث و جدلی که سخنگوی محترم بآن اشاره مينمايند انتقاد از عقايد مخالف است. گذشته از آن دولت طرف حمايت شما در نتيجه گرفتن اختيارات قانون گذاری از مجلس با زور چاقوکس و رجاله و اشرار برخلاف اصول ۱۶ و ۲۱ و ۳۳ قانون اساسی که تصويب قانون را منحصراً حق قوه قانون گذاری دانسته و برخلاف اصول ۲۷ و ۲۸ راجع به تفکيک قوا، را زير پا گذاشته و قوه های سه گانه را با حمايت شما يک کاسه نموده است.

بنابراين ازمجلس وحکومت پارلمانی چيزی نمانده است که فراکسيون آزادی رکنی ازارکانش را منهدم سازد و اگر دل فراکسيون نهضت ملی به حال حکومت پارلمانی ميسوخت جا داشت کمک نمايندکه اين پايه قانون اساسی پايمال نگردد.

همکاران محترم، دولتی که شما حامی آن هستيد باين قانع نيست و چون ميترسدچيزی ازحکومت ملی وپارلمانی باقیمانده باشد ميخواهد با دست شما به بهانه گزارش هيأت هشت نفری فرماندهی کل قوا را نيز برخلاف اصل پنجاهم قانون اساسی قبضه نموده و راه نفس کشيدن را برای احدی باقی نگذارد.

اگر فراکسيون آزادی درمجلس حاضر نميشود بيمی است که از قانون شکنی و زور گوئی حکومت مورد حمايت شما دارد زيرا اين حکومت هر موقع خواست شکاف تازه ای در قانون اساسی ايجاد کند چون قدرت حکومت و بودجه دولت را در دست دارد فورا يک عده چاقوکش و رجاله تجهيز ميکند که با تهديد مجلس را مجبور به دادن رأی موافق خود کند آيا به عقيده فراکسيون نهضت ملی اين روش دولت صد در صد منطبق با اصول جکومت پارلمانی است ولی فراکسيون آزادی که برای جلوگيری از اين زورگويی و قانون شکنی در مجلس حاضر نميشود برخلاف اصول پارلمانی عمل ميکند؟

آقای مکی نماينده منفردديگر ميگويد بنده دروضع حاضر راه حلی برای مشکل فعلی نمی بينم و متأسف هستم چرا اين دو دسته توجهی به وضع مملکت ندارند.

۴ ارديبهشت ۱۳۳۲
ديشب مأمورين آگاهی بعد از اقرار ربايندگان رئيس شهربانی جسد سرتيپ افشار طوس را در غارتلو پيدا کردند. امروز يکی از مأمورين محافظ سرتيپ افشار طوس اظهار داشت که يک هفته قبل از واقعه رئيس شهربانی در منزل حسين خطيبی مدتی با سرتيپ مزينی و سرتيپ منزه و چند نفر ديگر ملاقات کرده بود. ملاقات دوم در همان شبی بود که تيمسار ربوده شد.

درخواست سلب مصونيت از بقايی
نامه آقای لطفی وزيردادگستری به مجلس شورای ملی
مطابق گزارش وزارت دفاع و دلايل و مدارک پيوست آن، جناب آقای دکتر مظفر بقائی کرمانی نماينده مجلس شورای ملی متهم است به معاونت در قتل تيمسار سر لشگر افشار طوس و چون تحقيقات از نامبرده با مصونيت پارلمانی ميسور نيست برطبق ماده ۱۸۲ آئين نامه داخلی مجلس شورای ملی که مقرر داشته است هر نماينده ای به ارتکاب جنحه يا جنايتی متهم شود اعم از اينکه تاريخ عمل منشأ اتهام زمان نمايندگی و يا قبل از آن باشد وزير دادگستری بايد گزارش مفصلی برموضوع اتهام وبا دليل ومدارک قانونی آن به مجلس شورای ملی تقديم نمايد ، گرازش مزبور در اولين جلسه علنی مجلس قرائت و بدون تأخير به کميسيون قوانين دادگستری ارجاع خواهد شد.

تقاضا دارد مقرر فرمائيد هرچه زودترجلسه علنی محلس شورای ملی تشکيل شده و مفاد ماده ۱۸۲ آئين نامه را در مورد مشاراليه به موقع اجرا گذارند.
وزير دادگستری – لطفی

گزارش وزارت دفاع
به موجب گزارش ۲۲۸۶ مورخ ۲۰ ارديبهشت ۱۳۳۲ فرمانداری نظامی شهرستان تهران مستند به گزارش ۱۸۹۰ هفدهم ارديبهشت ۱۳۳۲ دادستان دادسرای نظامی با ۲۲ برگ پيوست آن جناب آقای دکتر مظفر بقائی کرمانی نماينده مجلس شورای ملی در پرونده قتل تيمسار سرلشگر افشار طوس متهم است به معاونت با مرتکبين قتل و چون لازم است از ايشان بازجوئی به عمل آيد و مصونيت پارلمانی مانع تحقيقات از نامبرده ميشود بنابراين طبق ماده ۱۸۲ آئين نامه مجلس راجع به تعقيب نمايندگان از مجلس شورای ملی تقاضای سلب مصونيت ايشان را درخواست فرمائيد. وزير دفاع ملی

نامه فرمانداری نظامی به وزارت دفاع ملی
بنا برگزارش شماره ۱۹۸ هفدهم ارديبهشت ماه ۱۳۳۲ دادستان دادسرای نظامی مستند ۱۲۰برگ دلايل جناب آقای دکتر مظفر بقائی در پرونده قتل تيمسار سرلشگر افشار طوس متهم ميباشند و دلايل اتهام به نظر دادستان دادسرای نظامی جهت احضارو تعقيب ايشان کافی است. اما چون به موجب اصل ۱۲ قانون اساسی احضار ايشان بدون اطلاع مجلس شورای ملی مانع قانونی دارد مستدعی است امر و مقرر فرمائيد در اين خصوص اقدام لازم معمول دارند فرماندار شهرستان تهران – سرهنگ ستاد اشرفی

۶ ارديبهشت ۱۳۳۲

آغاز سومين سال زمامداری دکتر مصدق
درساعت ۳ بعد ازامروز آقای دکتر فاطمی وزير امور خارجه و سخنگوی دولت اطلاعات زير را در اختيار خبرنگاران داخلی و خارجی قرارداد :

فردا سومين سال زمامداری آقای دکتر مصدق آغاز ميشود. روز هفتم ارديبهشت ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی رأی تمايل خودرا ابراز داشت و دو روزطول کشيد تا قانون طرزاجرای ملی شدن صنعت نفت درمجلس تصويب شد سپس دولت دکتر مصدق تشکيل گرديد. دو سالی که گذشت دو سال پر حادثه ای بود که حتی يک ساعت و يک روز دولت از تحريکات و کار شکنی ها و خرابکاری های سياسی که نيم قرن ملت محروم ما را غارت کرده است ايمن نبود. کشمکش های داخلی و ماجراهای بين المللی که حريف برای حکومت مصدق فراهم آورد هر روز وقت و فرصت مملکت را نوعی به خود مشغول داشته است و هنوزهم با همه تجربه ها که در راه مقاومت ملت قهرمان ايران آزموده است از تعقيب رويه جنايت آميز خود دست بردار نيست و هر لحظه با رنگ و قيافه تازه ای خانه ما را دچار اخلال و هرج و مرج و تشنج ميکند.

۱۳ ارديبهشت ۱۳۳۲
گزارش قتل تيمسار افشار طوس به مجلس
يکی از نمايندگان طرفدار دولت امروز اظهار داشت که دولت در نظر دارد گزارشی از چگونگی ربودن تيمسار افشار طوس و علل قتل وی بطور جامع و کامل و با ذکر دلايل تقديم مجلس کند و محتمل است ضميمه اين گزارش لايحه سلب مصونيت از دکتر بقائی را به مجلس تقديم نمايد. با توجه به اين شايعات آقای دکتر بقائی امروز پس از خاتمه کار خود در کميته تحقيق با چند نفر از نمايندگان مجلس و دوستان خود با توجه به اعلاميه فرماندار نظامی برای تشکيل جلسه علنی مجلس تلاش ميکند. جضور آقای اورنگ در تهران و احتمال ورود آقايان ناظر زاده کرمانی و ريگی تا فردا به تهران و حصول حد نصاب قانونی و علاقه نمايندگان به دفاع دکتر بقائی در قبال اعلاميه ديروز فرماندار نظامی تهران موجب شده که مطلعين امور پارلمانی معتقد شوند احتمال دارد روز سه شنبه جلسه علنی مجلس تشکيل شود و حتی مخالفين گزارش ۸ نفری نيز که تا بحال مانع تشکيل جلسه علنی بودند به اين موضوع اظهار علاقه ميکنند زيرا تصميم دکتر بقائی به دفاع از خود در اولين جلسه علنی محلس وسيله ای است که به نظر آنها مدتی موضوع گزارش هيأت ۸ نفری و طرح فراکسيون نهضت ملی به تأخير خواهد انداخت.

۱۴ ارديبهشت ۱۳۳۲
اعتصاب کارگران دخانيات
از عصر ديروز سنديکای کارگران دخانيات دست به اعتصاب زده اند و درخواست های خود را با اين ترتيب اعلام داشتند : پرداخت اضافه حقوق، عدم پرداخت صدی دوازده به صندوق تعاون، کارگران طبقه بندی شوند. تا آخر وقت امروزکارگران دخانيات همچنان از رفتن بکارگاه ها خودداری کرده و در نهارخانه اجتماع نموده بودند و مأمورين نيز برای اينکه جادثه ای اتفاق نيفتد کليه اشخاصی را که در جلوی دخانيات در خيابان گرد آمده بودند متفرق کردند و از ورود کارگران به داخل محوطه دخانيات ممانعت به عمل آمد. ضمنا به کارگرانی که در داخل بودند اطلاع داده شدکه اگر بخواهند بمنازل خود بروند میتوانند بطور انفرادی از دخانيات خارج شوند.

امروز ساعت يازده اطلاع حاصل شد که کارگران سيلو و چيت سازی نيز برای پشتيبانی از کارگران دخانيات تصميم گرفته اند که دست از کار بکشند. سنديکای کارخانجات فوق وابسته به جمعيت مبارزه با استعمار (حزب توده) هستند.

تحصن سرلشگر زاهدی در مجلس
صبح امروز مقارن ساعت هفت تيمسار سرلشگر بازنشسته فضل الله زاهدی که فرماندار نظامی تهران طی اعلاميه ای از او دعوت نموده بود که در ظرف ۴۸ ساعت خود را معرفی نمايد از در کتابخانه مجلس به اتفاق يکی از نمايندگان فراکسيون آزادی به اطاق کارپردازی وارد و با آقايان مير اشرافی و بهادری نمايندگان عضو فراکسيون آزادی به مذاکره پرداخت و اعلام کرد که قصد تحصن در مجلس را دارد و دراين باره نامه ای به رئيس مجلس خواهد نوشت. در مورد علت تحصن زاهدی اظهار داشت فرماندار نظامی تهران ديروز به موجب اعلاميه ای ابلاغ نموده بود که من خود را به فرمانداری نظامی معرفی نمايم. چون علت اين احضار را نميدانستم و ار طرفی اطمينان نداشتم از قبول اين دعوت خودداری نمودم. اما چون اين مقررات جکومت نظامی که به استناد آن قصد بازداشت مرا دارند هنوز از تصويب مجلس نگذشته و غير قانونی ميباشد به عنوان اعتراض به خانه ملت يعنی مجلس شورا آمده ام و در اينجا برای هرگونه توضيحات و تحقيقاتی آماده ام.

نظربه اينکه تحصن سرلشگر زاهدی بايستی با موافقت هيأت رئيسه مجلس باشد سرلشگر زاهدی روی يادداشت مجلس شرجی به رئيس مجلس نوشت و متن آنرا برای اظهار نظر و يا اصلاح به آقای حايری زاده داده است و حايری زاده بعد از قرائت نامه آنرا تأييد نمود.

نامه زاهدی به کاشانی رئيس مجلس شورای ملی
بطوری که خاطر مبارک مستحضر است در اسفند ماه بدون دليل و برخلاف قانون توقيفم کردند و از فروردين ماه تا بحال سه چهار مرتبه به خانه و باغ شميرانم قوای مسلح نظامی و غير نظامی در شب و بعد از نصف شب ريختند و سلب آزادی و امنيت از خودم و فاميلم کردند. بعد از شکايت تلگرافی به مقامات دادگستری و يأس از جمايت قانونی آنان ناگزير شدم به خانه ملت پناهنده شوم و ضمنا برای اطمينان خاطر آن مقام محترم و وکلای محترم مجلس شورای ملی عرض ميکنم که تا بحال عملی برخلاف مصالح کشورم ننمودم و همواره سربازی خدمتگذار و فداکار برای ميهنم بوده و هستم.

در جلسه هيأت رئيسه آيت الله کاشانی با تحصن وی موافقت کردند و ذيل نامه سرلشگر زاهدی موافقت خود را به اطلاع دفتر مجلس و اداره بازرسی رساندند تا وسايل پديرائی ايشان را فراهم کنند.

۱۵ ارديبهشت ۱۳۳۲
اظهارات کاشانی درمورد تحصن سرلشگر زاهدی
ابوالقاسم کاشانی درمصاحبه با خبرنگاران اظهارداشت«مجلس خانه ملت است وهرکس ميتواند تا هروقت دلش بخواهد آنجا تحصن کند.»

۱۹ ارديبهشت ۱۳۳۲
اعضای کميسيون آزاذی برای عدم تشکيل جلسات علنی مجلس و رسيدگی به امور، مخصوصاً لايحه هيأت ۸ نفری به قم رفته اند تا مانع تشکيل جلسه علنی مجلس گردند. ليدر اقليت حايری زاده در اين مورد گفت مذاکرات ما در قم اين بود که بايد اول مطمئن شد که آيا ميشود يک روج توافق و هم فکری در محيط مجلس به وجود آورد يا خير و آيا اکثريت حاضر است از لجاجت دست بردارد يا نه؟ و درصورتيکه اين اطمينان حاصل تشده آيا ما موفق خواهيم شد هنگام اخذ رأی مجلس را از اکثريت بيندازيم يا نه ؟

در نتيجه پس از مذاکراتی که در اين باره به عمل آمد قرار شد اعضای کميسيون به تهران بيايند و مجددا برای آخرين بار با دستجات مختلف تماس بگيرندو اگرسايرين حاضربه قبول نظريات ما شدندکه در مجلس حاضر شوند و در غير اينصورت يا مانع کار مجلس يعنی نظريات دولت بشوند و يا اگر جلوگيری از عقيده آقايان فراکسيون نهضت ملی نيستند محددا تهران را ترک کنند و اين بار به قزوين يا دماوند بروند.

ما برای مبارزه با دولت وديکتاتوری طرحی تهيه کرده ايم ، يکی مربوط به سلب اختيارات دکتر مصدق و دومی مربوط به انتخاب رؤسای تشکيلات انتظامی کشور از طرف مجلس برای مدت ۵ سال . حرف ما اين است که اختيارات مصدق يک مسأله اختصاصی است و انتخاب فرماندهان قوای انتظامی دخالت در قوه مجريه است. جواب ما اين است که وقتی قرار است رعايت کامل قانون اساسی بشود موضوع اختصاصی بودن يک قضيه منتفی است و بلکه معتبر هم ميباشد و اما درمورد دخالت در قوه مجريه، اين طرح ما مسبوق به سابقه است زيرا در دوره پنجم همين مجلس تصويب نمود که فرماندهی کل قوا برای مدتی در اختيار رضا خان باشد. و هرگاه منظور ما حاصل نشد مجلس را از اکثريت خواهيم انداخت.

۲۰ ارديبهشت ۱۳۳۲
جلسه علنی مجلس شورای ملی بعد از دو ماه
قبل از نواخته شدن زنگ جلسه علنی آقای حايری زاده درخواست تشکيل جلسه خصوصی نمود و در اين مورد اظهار داشت که ما با درخواست جلسه خصوصی ميخواهيم باری از دوش آقايان برداريم و نگذاريم که جناب مصدق السلطنه اميال خود را بر گرده مجلس سوار کند و الا اين طرح هيأت ۸ نفری که الان به مجلس آورده اند بقدری بی اهميت است که برای خاطر آن ما مهاجرت نکرديم زيرا خواندن چند اصول از قانون اساسی هيچ اشکالی ندارد. ولی در پس آن پرده اقدامات خودسرانه و ديکتاتوری جناب دکتر مصدق شروع خواهد شد و طليعه آن همين اقدامات دولت پس از واقعه قتل رئيس شهربانی و استفاده های خلاف قانون دولت از اين واقعه است.

ايجاد اين محيط ترس و وحشت رفقای ما را و همچنين دوستان اعضای فراکسيون نجات نهضت را وادار به اين نمود که درصدد تشکيل جلسه علنی باشند به همين جهت ما به تهران آمديم و حالا هم حاضر به حضور در جلسه علنی هستيم تا مجلس ضمن رسيدگی به کارهای روزانه خود اعمال دولت خصوصا خطاهای او را تحت انتقاد قرار داده و حافظ حدودو ثغورقانون اساسی باشيم وبرای اجرای اين منظور هم طرحهايی داريم که آنها را ارائه خواهيم کرد و نظر ما اين است که طرحهای ما با گزارش هيأت ۸ نفری تلفيق شود و به صورت طرح جامعی درآيد.

در ساعت ۱۱ زنگ جلسه علنی مجلس شورای ملی به صدا درآمد ولی بعلت اعتراض اعضای فراکسيون های آزادی برهبری حايری زاده و نجات نهضت به رهبری بقائی به حضور آقای روحی نماينده سوم منتخب مردم کرمان در مجلس، در حالی که با توجه به حضور دکتر بقائی به عنوان نماينده منتخب مردم تهران در مجلس، آقای روحی به عنوان نماينده دوم کرمان توسط کميسيون به محلس معرفی شده بود ومجلس موظف به بررسی اعتبار نامه او بود ولی مخالفين دولت به اين بهانه که او نماينده نميباشد. پس از ضرب و شتم آقای روحی توسط شمس قنات آبادی و مير اشرافی و بهادری، جلسه علنی تعطيل گرديد.

نامه فراکسيون نهضت ملی
بدنبال حادثه امروز مجلس شورای ملی فراکسيون نهضت ملی نامه زير را به هيأت رئيسه مجلس شورای ملی تقديم داشته است.

هيأت محترم رئيسه مجلس شورای ملی
بطوریکه خاطر آقايان مستحضر ميباشد پس از آنکه تعطيلات فروردين منتفی شد و مجلس آماده برای کارگرديد چند نفر از آقايان نمايندگان به عنوان اينکه امنيت ندارند و نميتوانند مطالب خود را آزادانه به سمع مجلس شورای ملی برسانند خروج خود را از تهران اعلام نمودند.

در اين فاصله که قريب يک ماه بطول انجاميد با وجود اينکه غالبا چند نفر از آقايان را در تهران و حتی در مجلس شورای ملی ملاقات مينموديم ، معذالک به احترام آزادی که برای عموم نمايندگان مجلس قائل ميباشيم انتشار تغيير تصميم آنان را داشتيم و اعضای اين فراکسيون هم بطور دائم در تهران مانديم و در روزهای مقرر برای انعقاد جلسه علنی در مجلس مجتمع گرديدند و مکرر هم اعلام نموديم که نظر ما هميشه بر اين است که بر طبق قانون اساسی و آئين نامه مجلس شورای ملی محيط کار نمايندگان محترم بايد از هرگونه تشنج خالی باشد و جلسات مجلس شورای ملی بايستی صرف بحث در مطالب اساسی و طرح مسائل قانونی بشود و حکميت بين نظرات مختلف در هر امری منوط به رأی نهائی مجلس شورای ملی ميباشد. چنانچه در همين زمينه طرح سه فوريتی هم که قبلا تهيه شده بود انتظار تشکيل جلسه و اعلام رأی نهائی مجلس را داشته ايم.

بديهی است در خصوص تصميم آقايان در خارج شدن از تهران و همچنين مراجعت به تهران، اين فراکسيون هيچ گونه نظری را اظهار نميدارد زيرا قضاوت رويه و اعمال مجلس بر عهده ملت ايران است.

بالاخره امروز صبح يکشنبه ۲۰ ارديبهشت ماه ۱۳۳۲ که جلسه علنی تشکيل گرديد ملاحظه شد که نيت و نظر نمايندگانی که بنام اقليت خود را معرفی می نمايند بر اين نيست که مطالب خود را طبق قانون مطرح و به حکميت مجلس واگدار نمايند بلکه از همان ابتدا بوسيله ايجاد جنجال سعی ميکردند جلسه را متشنج سازند و چون در مقابل فريادهای يکی از آقايان اکثريت قريب به اتفاق مجلس شورای ملی از آنجمله اعضای فراکسيون نهضت ملی با متانت کامل سکوت وآرامش را حفظ نمودند.

دفعتاً آقای ميراشرافی و بهادری که با سمت کارپردازی مجلس قانونا بيشتر از ساير اعضای هيأت رئيسه موظف به حفظ نظم و امنيت مجلس ميباشند به طرف آقای علی روحی حمله نموده و با ادای الفاظ رکيک به ايشان توهين و ايراد ضرب نمودند.

دراين جريان اسف آورهم فراکسيون نهضت ملی بانتظار اقدام قانونی هيأت رئيسه از عمل متقابل خودداری نمود ولی متأسفانه هيچگونه تذکر قانونی به آنان داده نشد و کار به جائی رسيد که آن دو نفر با کمک چند نفر ديگر از اعضای فراکسيون آزادی نسبت به عده ای از نمايندگان مجلس توهين و اهانت نموده جملات زشت و مستهجن ايراد نمودند.

چون حفظ نظم مجلس شورای ملی بر عهده هيأت رئيسه است و بديهی است بدون آنکه هيأت رئيسه با نهايت قدرت آئين نامه مجلس را اجرا نمايد برای هيچ نماينده ای امکان انجام وظِفه باقی نميماند ، لازم دانستيم مراتب را طی اين نامه مشروحاً به اطلاع آن هيأت محترم برسانيم.

اکنون فراکسيون نهضت ملی ايران اجرای بند ماده ۱۰۱ آئين نامه را که مقرر ميدارد “هرگاه نماينده ای نسبت به مجلس يا قسمتی از مجلس يا رئيس توهين کند توبيخ با منع حضور موقت درباره او اجرا ميشود” درباره آقايان ميراشرافی و بهادری درخواست می نمايد.

در خاتمه هيأت رئيسه مجلس شورای ملی به وسيله اجرای صحيح آئين نامه بايستی بملت ايران نشان دهد که چندنفر با هو و جنجنال و بی ادبی نخواهند توانست مجلس ملی را از انجام وظايف قانونی باز دارد.
فراکسيون نهضت ملی

۲۴ ارديبهشت ۱۳۳۲
وزيردادگستری امروزطی نامه ای به مجلس شورای ملی درخواست سلب مصونيت از آقای دکتر بقائی را به اتهام شرکت در توطئه قتل تيمسار افشار طوس رئيس سابق شهربانی را کرده است.

علت اصلی تنظيم گزارش
آقای پارسا عضو فراکسيون نهضت ملی گفت به عقيده من آقايان بايد مسائل را از يکديگر تفکيک کنند زيرا يک مسائل اصولی است که در درجه اول اهميت قرار دارد و قسمتی مسائل فرعی است که در درجه دوم واقع شده . آقايان نبايد مسأله گزارش هشت نفری را که مسأله اساسی است با موضوع مسأله نمايندگی آقای روحی با اهانت به فراکسيون نهضت ملی مخلوط کنند.

آقای مکی ضمن فرمايشات خود طوری فرمودند مثل اينکه گزارش هيأت هشت نفری که به عقيده بنده سند افتخاری برای تنظيم کنندگان و امضا کنندگان آن است فقط ذکر چند اصل از اصول قانون اساسی است و فراکسيون نسبت به آن بهانه جوئی ميکند. بنده بايد عرض کنم که خيلی چيز ها و موضوعات در ساير ممالک مشروطه حل شده ولی هنوز در ايران حل نشده است و دليل آن هم به عقيده بنده اين است که انقلاب مشروطيت ايران بدست توده مردم و فداکاری آنها بوجود آمده و قانون اساسی که منظور نظر آزادیخواهان صدر مشروطيت بود، متأسفانه اجرای آن بدست ايادی استبداد انجام کرفت. يعنی همان هائی که در دوره استبداد شاغل امور حکومت بودند در دوره مشروطيت نيز به عنوان حکومت ملی مشغول حکومت شدند و قانون اساسی را به حال ابهام باقی گذاردند و يا سوء تعبير کردند.

مشکلات امروز ما محصول سوء تعبيرات ايادی استبداد است و طوری شده که الان بنده پدر بزرگم برای تحصيل مشروطيت شهيد راه ملت شده است به عنوان نوه او بعد از چهل و هشت سال مجبورم از رفع ابهامی که توسط گزارش هيأت هشت نفری به عمل آمده از تنظيم کنندگان اين گزارش تشکر کنم.

آقای عبدالرحمن فرامرزی: علت اصلی تنظيم گزارش هيأت ۸ نفری اين بود که بعضی ها تعبيرات و معانی خلاف روح قانون اساسی را از اين سند مشروطيت استنباط کرده بودند و الان آقايان در اين گزارش معنای صحيح آن اصول را بيان کرده اند ، پس اينکه گفته ميشود گزارش هيأت ۸ نفری فقط اگر چند اصل از اصول قانون اساسی است بنظر بنده گويندگان اين جمله دقت کامل در اين گزارش نفرموده اند زيرا پس از ذکر چند اصل قانون اساسی در خاتمه گزارش معنی صحيح آن اصول نوشته شده و تقاضای تأييد آن از مجلس گرديده است و بطوری که آقايان ملاحظه ميفرمائيد اين مسأله جزو اصول مشروطيت است و علت اينکه فراکسيون نهضت ملی اينقدر برای طرح خود پا فشاری ميکند همين اهميت و اصولی بودن مسأله است نه بهانه جوئی.

آقای ناظرزاده مقصود اين است که اعضای فراکسيون نهضت ملی و ساير نمايندگان متوجه شده اند که ادامه اين تشنج در مجلس به صلاح هيچ کس نيست و عواقب وخيم در بردارد که بهتر است زودتر به آن خاتمه داده شود . تشکيل جلسه امروز به همين منظور است.

برای به راه افتادن مجلس لازم است چند اصل مراعات شود وگرنه مجلس تشکيل نميشود و اگر هم تشکيل شود ضرر آن بيش از تشکيل نشدن است ، اين سه اصل عبارت از اين است که اولا در مجلس بايد احترام هر نماينده محفوظ بماند و هيچ نماينده ای نبايد از نماينده ديگر هتک حرمت کند. دوم در مجلس بايد آزادی نطق و بيان و حق ابراز عقيده برای هر نماينده خواه موافق دولت خواه مخالف محفوظ باشد. سوم همه نمايندگان خاصه آنهاکه درامور مؤثر هستند بايد برای رضای خدا و آرامش وجدان امور شخصی و اغراض خصوصی را در مصالح کلی و عمومی مداخله ندهند.

وضع سياست خارجی
آقای مهندس رضوی گفت امشب در اينجا همه مسائل مهم مطرح گرديد ولی فقط يک موضوع مانده است که اهميت کلی دارد و آن سياست خارجی و وضع سياست بين المللی است که آقايان بايد توجه کامل به اين موضوع داشته باشند ، مخصوصا توجهی که اکنون از طرف دول بزرگ به اوضاع خاور ميانه ميشود. بنده تقاضا دارم که با توجه به اين مسائل طوری شود که اتحاد و اتفاق ملت ايران در اين گير و دار سياسی بتواند رهبر ما باشد. راجع به اقليت هم فراکسيون نهضت ملی هيچگونه نظری که مانع از انتقاد و صحبت آنها بشود ندارد و فقط مايل است اصول مشروطيت و حيثيت محلس محفوظ بماند و تنها راه رسيدن به اين مقصود به عقيده بنده اجرای کامل آئين نامه مجلس است.

امروزفراکسيونها نمايندگان خودرا برای عضويت کميسيون رفع اختلاف انتخاب کردند.
منفردين: آقايان نريمان، عبدالرحمن فرامرزی ، ناصر ذوالفقاری فراکسيون نهضت ملی آقايان انگجی ، حاجی سيد جوادی ، مجيد موسوی و مهندس زيرک زاده فراکسيون اتحاد گنجه ای ، نبوی و منصف، فراکسيون آزادی آقايان حايری زاده ، احمد فرامرزی ، حميديه و بهادری فراکسيون نجات نهضت آقايان شمس قنات آبادی و علی زهری.

نامه نمايندگان فراکسيون نهضت ملی به هيأت رئيسه
هيأت محترم رئيسه مجلس شورای ملی، درجلسه گذشته اعضای فراکسيون نهضت ملی به عنوان اعتراض و عدم اجرای آئين نامه از شرکت در جلسه خودداری نموده و طی نامه ای اين موضوع را به هيأت رئيسه محترم تذکر دادند و انتظار داشتند از طرف هيأت رئيسه در اين باب اقدام جدی به عمل آيد. متأسفانه نه تنها اقدامی معمول نگرديد، بلکه نامه فراکسيون نيز بلا جواب گذاشته شد و از طرف ديگر از ميسيونی که برای حصول توافق تشکيل شده بود نتيجه ای حاصل نگرديد و چون در اين روزهای تاريخی تعطيل جلسات مجلس شورای ملی به صلاح کشور نيست فراکسيون نهضت ملی همانطور که امروز صبح نيز اعلام داشت آمادگی خود را برای شرکت در جلسه اعلام و ازهيأت رئيسه جزاجرای کامل آئيننامه تقاضای ديگری نداشته و ندارد. فراکسيون نهضت ملی

آقايان دکتر بقائی و ميراشرافی در ساعت نه و نيم بعد از ظهر به ملاقات سرلشگر زاهدی رفتند و پس از ختم جلسه کميسيون حل احتلاف آقايان نمايندگان اقليت نيز به ملاقات سرلشگر زاهدی رفته و مدتی با ايشان مذاکره نمودند.

۲۹ ارديبهشت ۱۳۳۲
آقای شمس قنات آبادی به عنوان نطق قبل از دستور اظهار داشت اگر دولت واقعا همانطوری که ادعا ميکند متکی به افکار عمومی است هيج مانعی ندارد که مثل دوره شانزدهم اجازه بدهد مذاکرات مجلس به وسيله راديو درسرتاسرکشور پخش شود. راجع به تقاضای فراکسيون های آزادی و نجات نهضت که به وسيله مقام معظم رياست مجلس از رئيس دولت برای پخش مذاکرات مجلس از راديو صورت گرفت تذکری بدهم زيرا آقايان آن را ميدانند و جواب رئيس دولت را هم شنيده اند ولی عرض ميکنم هيچ اشکالی نداشت همانطور که الان برنامه راديو اغلب اوقات وقف کارهای بيهوده ميشود مذاکرت مجلس هم بوسيله راديو منتشر شود. اسم اين عمل دولت زورگوئی است.

آنها که ميگفتند قرارداد ۱۹۳۳ را بايد لغو کنيم و آنهائی که ميگفتند چنگ با انگلستان محال است هر دو شکست خوردند و بعد از اين پيروزی من ميخواهم به ملت ايران عرض کنم که اين دو دسته رويه خود را با بنيان گزاران نهضت عوض کردند يعنی همانطور که در قيام صدر مشروطيت فريب خوردگان مکتب عين الدوله از آزادی خواهان شکست خوردند و بعد ماسک خود را عوض کردند و خودشان را بين آزادی خواهان و قهرمانان جا زدند و با نزديک کردن خود به منابع قدرت آزادی خواهان را طرد کردند اين دو دسته هم بعد از نهضت ملی ايران اين عمل را انجام دادند و خود را داخل در صف اين جهاد اکبر کردند و چون اين ها اشخاص عاليه ای بودند و چون ميخواستند بيايند و مقاماتی را کسب کنند هيچ مانعی نداشت که به رويه ديرين خودشان يعنی چاپلوسی و بندگی متوسل شوند و متوسل هم شدند و دور آقای مصدق السلطنه را محاصره کردند و يک وقت مردم سر از خواب بلند کردند و ديدند مطلب خيلی صحيح . سرراست از آب درآمده و آنها که حبس رفته و زجر ديده بودند و دربدر شده بودند همه آنها جبهه ملی و انگليسی شدند.

درمورد قتل افشار طوس ، اگر من روزی بدانم که واقعاً دکتر بقائی در اين کار دخالت داشته شديداً با او مبارزه خواهم کرد. ولی وقتی من می بينم تمام وازده های اجتماع در اطراف اين موضوع و اتهام دکتر بقائی سر و صدا راه مياندازند در اين کار ترديد ميکنم و تا روشن شدن حقايق پشت سر اين مرد مبارز که در نهضت ملی ايران سهم بسزائی داشته خواهم ايستاد .

روزی که خطيبی را گرفتند آقای دکتر بقائی به من تلفن کردند که به اتفاق نماينده دادستان برويم و حال خطيبی را از نزديک به بينيم. ما رفتيم که به اتفاق دادستان برويم که حال خطيبی را بپرسيم ، آنها ما را به فرماندار نظامی حواله دادند، فرماندار نظامی نبود و افسر نگهبان هم ما را دست بسر کرد.

يک رئيس شهربانی را کشتند ، يک دولتی هم سرکار است و يک عده ای هم مخالف دارد و از اعمال خلاف رويه انتقاد ميکنند ، بديهی است دولت از اين واقعه ميخواهد بسود خود استفاده کند، چرا؟ آخر رئيس شهربانی را بکشند؟ خوب ميرفتند آقای سرتيپ رياحی رئيس ستاد ارتش را می کشتند! که عضو حزب ناسيونال سوسياليست است. يک افسرشرافتمند پيغام داده است که تمام اين قضيه مشوب نمودن فکر مردم است.

دکتر مصدق مأمور انگلستان
سخنران دوم آقای حائری زاده ليدر فراکسيون آزادی اظهار داشت سه موضوع را می بايد امروز توضيح دهم . يک موضوع که چرا اول به دولت اعتماد کردم ، موضوع ديگر اين است که چرا ما به قم رفتيم؟ و ديگر اينکه چطور شد که ما آمديم دو مرتبه مجلس؟

جناب دکتر مصدق من خيلی نميخواهم سير قهقرائی بکنم، چون بديهی است که آقای دکترمصدق از فاميل محترمی هستند و در دربار مظفرالدين شاه منشی بوده و تربيت شدند و حالا حقايق زندگی ايشان را من درست اطلاع ندارم و حرفی از آن نميزنم. ولی چيزی را که خودم مطلع هستم اين است که موقع چنگ بين المللی اول بنده بچه ای بودم که جلو زبانم را نميتوانستم بگيرم مرا بتهران تبعيدکرده بودند. در همان موقع جناب دکتر مصدق از بندر بوشهر وارد شدند و استاندارفارس شدند. بعد کودتا شد و سيد ضيا روی کار آمد، کنسول انگليس به دولت وقت تلگراف کرد که مصدق در فارس خوب کار کرده است و بهتر است به ايشان صدمه ای نرسد ولی ايشان از حکومت مرکز اطمينان نکردند و به بختياری رفتند. حکومت سيد ضياء
چند روزی بيشتر دوام نکرد. آن روز سياستی غير از سياست انگليس در کار نبود و تمام امور با نظر انگلستان انجام ميشد و به اين وضع دولتی که بعد از اين واقعه تشکيل شد جناب دکتر به سمت وزارت دارائی انتخاب شدند.

اينها دلايلی است که روابط ايشان از چه قرار بود ولی يک نوکر اجنبی گردن کلفتی پيدا شد که که همه را کوبيد. از قزاقخانه بلند شد و همه را زير چکمه کشيد و جناب دکتر هم در دوره رضا خان برکنار بودند و خدای ايشان و خدای انگلستان و خدای رضا خان ايشان را به عنوان پيشوا برای امروز نگه داشتند.

من در آن مدت يکساله فکر کردم که چون جناب دکتر در اين حکومت صدمه کشيده تغيير ماهيت داده است و رويه مبارزه را پيش گرفته ، اين بود که من معتقد شدم ايشان وجودش در مجلس برای اداره يک اقليت لازم است و روی اين افکار جناب دکتر به مجلس آمد و حالا هم عقيده راسخ من اين است که خميره جناب دکتر ساخته شده که ليدر اقليت در مجلس باشد و انتقاد کند ولی به درد رياست دولت نميخورد.

در دوره گذشته رحيميان نامی که گويا نماينده قوچان بود طرحی برای الغای قرارداد ۱۹۳۳ ميدهد ولی همين جناب دکتر آنرا امضا نکردند. در دوره ۱۵ چناب دکتر تشريف نداشتند ولی مکی بود، بقائی بود، عبدالقدير آزاد بود .

در آن موقع مبارزه ما با کمپتمی شروع شد ، در آن روزهای خطرناک اراده خداوندی و همت مردم ايران موجب شد که در چند روز آخر عمر مجلس ۱۵ مبارزه شديدما به نتيجه رسيد ونقشه انگلستان شکست خورد و بعد کم کم حوادث دنيا و محيط به نفع حق و حاکميت ملت ايران گشت ، پس از خاتمه دوره ۱۵ اتنخابات شروع شد ما را حبس کردند ، صندوق انتخابات را عوض کردند ، آن روز ها جناب دکتر در ميان ما نبود و کنار نشسته بود ، موقعی که انتخابات تمام شد و ما با جناب دکتر شروع به همکاری کرديم اختلاف سليقه با ايشان بود. در کميسيون نفت برای چگونگی کوتاه کردن دست عمال انگليس بين ما اختلاف سليقه بسيار وجود داشت. جناب دکتر معتقد بودند اگر ما قرارداد ۱۹۳۳ را الغاء کنيم قرارداد دارسی به قوت خودش باقی خواهد بود. بنده مخالف بودم و گفتم قرارداد دارسی با تراضی طرفين لغو شده و وقتی ما مدلل کرديم که قرارداد ۱۹۳۳ تحميلی بوده ديگر دليلی برای برقراری قرارداد دارسی باقی نخواهد بود و يد شرکت در اين مدت يد امانی بوده و حساب آن بايد رسيدگی شود. اين بحث خيلی طول کشيد تا وقتی که مذاکره شد که ما يک اصل ديگری را که خود دولت کارگری انگلستان درداخل مملکت خودش عمل کرده عمل کنيم ، از پيج و تاب محاکم بين المللی نجات خواهيم يافت و آن عمل ملی کردن نفت است.

بنده نظر داشتم اکتشاف واستخراج نفت ملی شود و درباره چگونگی فرم ها بحث و مذاکرات زيادی شد و برای اولين بار در منزل آقای نريمان با حضور آيت الله کاشانی طرح ملی شدن عنوان گرديد ولی دراين جلسه آقای دکتر موافق نبودند و بعد معتقد شدند. فرمهای مختلفی برای ملی شدن تهيه شد يکی از فرمها فرمی بود که من تهيه کردم البته با چند نفری مشورت کرده بودم ولی انشاء آنرا خودم تهيه کردم مهندس حسيبی با چه کسی مشورت فرموديد؟ با آن کسی که بعد پشيمان شد با آقای حسيبی اين طرح تهيه شد. برای اين طرح دو سه موضوع نظر بنده بود يکی قطع دست انگلستان ، يکی فروش نفت به دنيا ، يکی دادن مقداری نفت به همان کسانی که تا آن موقع در کار نفت جنوب دست داشته اند.

طرحی که من تهيه کردم مضمونش اين بودکه ما استخراج و اکتشاف نفت را ملی کنيم و سايرعمليات نفتی ازقبيل تصفيه ، حمل و نقل و فروش کمپانی های مختلف در نظر بگيرند و شرکتی تشکيل بدهند که نصف سهام متعلق به ايران باشد و بقيه متعلق به ساير ممالک و هر مملکتی هم حق نداشته باشد که بيش از صدی ده سهام را صاحب باشد و مليت صاحب سهام را هم مجلس ايران به رسميت شناخته باشد.

اين طرح را بنده تقديم کردم جناب مصدق و شايگان ، الهيار صالح ، عبدالغدير آزاد و بنده وچند نفر ديگر آنرا امضا کرديم. دکتر بقائی نيز زير امضايش تاريخ گذاشته که آن تاريخ نشان ميدهد اين طرح قبل از کشته شدن رزم آرا تهيه شده و به دليل اينکه آنوقت هم مجلس مرعوب دولت وقت بوده ما نتوانستيم اين طرح را به امضای کافی برسانيم. آقايان ما در دروازه خود را به روی هيچ مملکتی نميتوانيم ببنديم ما جنبه اقتصادی نفت را طوری بايد ترتيب بدهيم که ملت ايران از آن منتفع شود نه آنکه وعده های دروغ به مردم بدهيم.

امروز رويه ای حکومت اتخاذ کرده که تمام مردم را با يکديگر خونی کرده است و آن وحدتی که ما درست کرده بوديم بکلی از بين رفته است و همين وسيله استفاده خارجی ها است. ما هيچوقت دکتر مصدق را کانديد نخست وزيری نکرديم و هيچ وقت در جبهه ملی صحبت از نخست وزيری دکتر مصدق نبود زيرا ما ابزار حکومت نداشتيم و کسی هم نبود ، برای اينکه دوره ۲۰ ساله تمام اشخاص حسابی را کشتند و از بين بردند و امروز يک مشت پير و پاتيل مثل بنده باقی مانده اند که بدرد هيچ کاری نميخورند. رضاخان تخم رجال را از اين مملکت برانداخت و يک مشت نوکر تربيت کرد.

بهرحال جناب دکتر را ديگران کانديد نخست وزيری کردند و کسانی که در دوره ۱۵ تا پای جان برای نهضت ايران فداکاری کردند امروز لجن مال ميشوند و کسانی که در زمان رضا خان مشير و مشاء و نايب رئيس مجلس بوده اند حالا زمام شرکت نفت را در دست گرفته اند. بهرحال چون من فکر ميکردم صدماتی که جناب دکتر در زمان حکومت رضا خان کشيده اورا عوض کرده است در موقعی که پيشنهاد نخست وزيری ايشان شد ما با او مخالفتی نکرديم ولی هيجوقت فکر نميکرديم که روزی برسد که دکتر مصدق ملعبه ايادی انگلستان شود. ولی باز هم من فکر ميکردم که اشتباه ميکنم تا موقعی که مسأله اختيارات به ميان آمد من فکر کردم آخر اين آدم که هيجوقت از روی تختخواب بلند نميشود چطور ميتواند اختيارات کامل داشته باشد؟ رضا خان با آنهمه قلدری اين کار را نکرد ولی سنگر نفت که ناندانی عجيبی شده يک مرتبه پناهگاه اعوان وانصار جناب دکتر شد و بلوائی ايجاد کردند ولی من برحسب وظيفه وجدانی خود با آن مخالفت کردم و حالا چرا سلب اعتماد از دکتر مصدق کردم؟ برای اين مطالبی که فهرست وار عرض کردم.

۳۰ ارديبهشت ۱۳۳۲
فروش نفت
ديروز هيأتی مرکب از سه نفر برای مذاکره در مورد خريد نفت به ايران مسافرت کردند. اين هيأت درساعت پنج و نيم بعد از ظهر با آقای نخست وزير ملاقات نمودند. نمايندگان مزبور پيشنهاد کرده اند که نفت خريداری شده را از راه ترانزيت به ترکيه حمل خواهند کرد.

رأی دادگاه توکيو و قراری که درباره امتناع دولت ژاپن از توقيف محموله نفت کشتی ميسومارد صادر کرده سبب شده است که شرکت های نفتی ديگر ژاپن تمايل خود را به خريد نفت ايران به شرکت ملی نفت ايران اعلام دارند.

اکنون شرکت ملی نفت ايران منتظر صدور رأی دادگاه رم ميباشد زيرا چنانچه دادگاه رم نيز به نفع ايران رأی دهد خريداران اروپائی نيز که علاقمند به خريد نفت ايران هستند برای خريد نفت ايران ابراز تمايل خواهندکرد. شرکت انتظار دارد در ماه آينده چهارده کشتی برای حمل نفت به آبادان وارد شوند.

۳۱ ارديبهشت ۱۳۳۲
آقای حايری زاده بدنبال اظهارات خود در روز ۲۹ ارديبهشت با استفاده از وقت آقای ميراشزافی امروز بعد از ذکر خلاصه سخنان خود اظهار داشتند درباره نفت در جلسه گذشته ما ميگفتيم حساب ۵۰ ساله را رسيدگی کنيد ولی ايشان لايحه ۹ ماده را آوردند. از ايشان سؤال کردم اين غرامت چيست در اينجا نوشته ايد؟ ايشان گفتند اين را هم احتمالی نوشتيم . و بالاخره اين قانون را به ضرر ملت درست کردند (مهندس رضوی اظهار داشت آقای حايری زاده اين خبر ها نبوده ، اين حرفها خيانت است) دکتر مصدق دردادگاه لاهه آن قسنت هايی که به نفع ايران بود فراموش نکردند. ما جنگ برای سازش نکرديم! و تا جائی که ما سوء ظن نداشتيم با او کمک ميکرديم ، يا در تحت تأثير جناح چپ انگلستان واقع شد و عمال آن اين پير مرد را برگرداندند.

انگلستان چه ميخواست غير ازبدبختی وبيجارگی اين ملت، انگلستان بايد اختلاف در اين مملکت بيندازد که بتواند حکومت کند. آقای دکتر مصدق از کارهای خود دفاع نميکند و روزنامه های ارگانش هم اقليت را لندنی مينويسند ، حايری زاده لندنی است يا فاطمی؟ کدام لندنی هستند؟ خجالت دارد ، برای کوتاه کردن انگلستان اين قيام را کرديم و ما مقصودمان ازاين عمل اين بودکه وضع زندگی اين ملت خوب شود. اين بازار، اين بيچارگی، اين بدبختی محصول حکومت دوساله او است.

اظهارات آقای دکتر سنجابی
مدتی بود که در اين مجلس عده ای درد افشای حقايق و پرده برداشتن از اسرار عظيم داشنتد و ميگفتند ای ملت ايران هوشيار باشيد که دکتر مصدق و نمايندگان نهضت ملی از افشای خقايق ميترسند و جلوگيری مينمايند. بالاخره پس از تشنج زياد و انتظار بسيار روز موعود افشای حقايق رسيد.

حقايقی راکه آقای حايری زاده مادر يا نامادری آن باشد انتظار داشتند که چيز های تازه و عجيب و شنيدنی باشد ولی ديديم و شنيديم که چه بودند. آقای قنات آبادی ازنهضت مقدس ملت ايران صحبت به ميان آوردند و فرمودند که مبارزين با استعمار انگلستان در ابتدا عده معدودی بودند و اشخاصی که اين نهضت را آغاز کردند افتخار تقدم را دارند. کسی منکر اين امر نميتواند باشد جوانمردی و فداکاری آن اشخاص فراموش شدنی نيست. ملت ايران هم بزرگترين پاداش را به آنها داده است و بزرکترين تقدير را از آنها نموده است ولی مطلب اين است که چه شده که اکنون بعضی از آن اشخاص از صف ملت ايران جدا شده اند؟ اساس اين نهضت همانطور که ايشان بيان فرمودند مبارزه برعليه سياست ديرين استعماری انگليس بوده است آيا نهضت ملت ايران به نتيجه نهائی رسيده است که مبارزين اوليه پس از وصول به هدف هرکس بدنبال کار و متافع و هوس ها و اغراض شخصی خود برود و يا کسی که اداره رهبری اين نهضت بی نظير به او سپرده شده است از اصول آن منحرف گرديده که اکنون با او باين شدت و بی انصافی مخالفت ميشود؟ چه شده است که مخالفين ومعاندين ديروزی جزء ياران ومؤتلفين امروزی شما شده اند؟

انحراف از نهضت ملی يعنی سازش و همکاری با سياست استعماری انگليس ، آيا واقعاً قابل قبول است که دکتر مصدق با آنهمه تدبير و شجاعت و کاردانی قانون ملی شدن نفت و سپس اجرای آنرا رهبری کرد و اکنون با سياست استعماری هرچه و از ناحيه هرکس باشد سازش نمايد؟

دکتر مصدق که حاضر نشد در مذاکره با هيأت نمايندگی شرکت نفت که با جانسون به ايران آمده بودکوچکترين انحرافی ازقانون ملی شدن نفت را قبول نمايد ، مصدقی که در مقابل هريمن و استوکس ايستادگی نمود، مصدقی که فشارهای روز افزون ترومن که به صورت ظاهر فريب، ميانجيگری اظهار ميشد کوچکترين تأثيری در اراده ثابت او نکرد ، مصدقی که با آن شهامت و جوانمردی در شورای امنيت از منافع ملت ايران دفاع کرد و پيروز شد.

مصدقی که جريان دادرسی لاهه را به نفع ملت ايران به پايان رسانيد و به بزرگترين و ارجمندترين پيروزی ها نايل آمد ، مصدقی که در کنسولگری ها يعنی لانه های جاسوسی سياست استعماری انگلستان را بست که هنوز نوکران و مزدوران آن خانه ها با حسرت ياد آن ايام ميکنند و با ندبه و زاری از آن ديوارها معجزه برقراری مجدد بساط جيره خواری را می طلبند. مصدقی که با انگلستان قطع رابطه سياسی کرد ، مصدقی که پيشنهاد ترومن و چرچيل را با سرسختی رد نمود آيا قابل قبول است که چنين مردی که در دوران عمرش کوچکترين خبط و خيانتی نسبت به مصالح ملت خود نکرده اکنون پس از آن همه مبارزات ، پس از اين همه پيروزی ها ، پس از اين همه افتخارات جاودانی با دشمن مکار و غدار ملت ايران سازش نمايد؟

کسانی که چنين حرف هائی ميزنند مخصوصا آنهائی که از همکاران و هم قدمان اوليه دکتر مصدق و يا پيشروان نهضت ملی بوده و اکنون رفيق نيمه راه شدند، بايد برای توضيح عمل و انحراف نابخشودنی خود يکی از اين دو چيز را ثابت نمايند.

يا بايد ثابت کنندکه درمشی مبارزه دکترمصدق با سياست استعماری تغييری حاصل شده و يا بايد ثابت نمايند که از اول در اساس اين نهضت و ملی کردن صنعت نفت انگلستان دست داشته و آنها فريب خورده بودند.

کسانی که مدعی انحراف يا زمينه سازی برای سازش هستند چرا آن را فاش و آَشکار نميکنند؟ چرا پس از اينهمه لاف و گزاف که پرده ها را بالا ميزنيم و حقايق را آشکار ميکنيم چيزی از اين مقوله نمی گويند؟ چون درباره ميهن دوستی و استقامت دکتر مصدق در برابر بيگانگان و سرسختی او در اجرای قانون ملی شدن نفت کوچکترين بهانه ای در دست ندارند مخالفت و کارشکنی غير موجه خود را به اين عنوان توجيه ميکنند که اداره شرکت نفت به کسانی سپرده شده است که مدال وفاداری از دولت انگليس يا شرکت سابق نفت گرفته اند.

هرکسی جزئی انصاف داردبايدتصديق نمايدکه اين حرفها بهانه جوئی است و بهر حال مجوز مخالفت و کارشکنی هائی به اين شدت نميشود ، اين يک يا چند نفری که مورد ايراد هستند خدمات و يا کارهای فنی داشته و اکنون نيز متصدی خدمات فنی ميباشند ، آيا در خدماتی که باين اشخاص ارجاع شده تاکنون خيانتی ظاهر گرديده؟ بعلاوه اين اشخاص در امر ملی کردن و اداره نفت ايران چه اختياری دارند که بتوانند خيانتی بنمايند؟

آيا اختيار بستن قرارداد و تجديد امتياز و يا مداکره درباره غرامت و ساير دعاوی به آنها داده شده است؟ آيا اين اشخاص بدون تصويب دولت ميتوانند معامله ای درباره نفت بنمايند؟ شرکت ملی نفت از کار و تخصص آنها استفاده ميکند بدون اينکه اختياری در امور سياسی و يا تجاری مربوط به نفت به آنها داده شده باشد.

همه ميدانند که يکی از ايرادهای ملت ايران به شرکت نفت اين بود که متخصصين ايرانی به اندازه کافی تربيت نميکرد و بيشتر امور مهم نفت در دست انگليسی ها و خارجی ها بودند ، در آن موقع ما ميخواستيم ايرانيان متصدی همه امور باشند ، اگر چند نفر ايرانی درنتيجه تحصيلات عالی و يا کاردانی خود به درجه ای رسيده باشند که در شرکت نفت سابق متصدی خدمات بالنسبه مهمی بوده و در آن مدت هم صحت عمل و شايستگی نشان داده و مورد تقدير شده باشند بدون اينکه خيانتی به دولت و ملت خود کرده باشند، آيا انصاف خواهد بود که ما آنها را به بهانه اينکه در گذشته مورد تقدير و رضايت کارفرمايان خود بوده اند از خود برانيم و از تخصص و کارشناسی آنها استفاده نکنيم؟

بلی در شرکت سابق نفت اشخاصی بوده اند که مأموريت سياسی داشتند و جاسوسی ميکردند و در امور داخلی مملکت به نفع شرکت مداخله ميکردند ، اين اشخاص بايد از دستگاه شرکت ملی نفت رانده شوند و رانده هم شده اند ، حال با وجود همه اينها فرض کنيم دولت در اين امر اشتباهی کرده باشد ، آيا اين اشتباه کافی خواهد بود تا با دولت مخالفت اصولی بکنيم؟ مگر اين همان دولتی نيست که در دوره گذشته اگر وزراء خود را از رجال دوره سابق انتخاب کرده بود و شما با آن موافق بوديد و به ملت ايران ميگفتيد که ما مجبور هستيم تا مدتی با همان ابزار گذشته کار کنيم ، حال چه شده است که استدلال خود را تغيير داده ايد؟

فروش نفت با تخفيف
موضوع ديگری که در اين روز ها بهانه بدست آقايان داده فروش نفت با تخفيف ۵۰ درصد ميباشد. بعضی آنرا تاراج هستی ملت و جناب آقای دکتر بقائی زمينه سازی برای سازش های بعد معرفی ميکنند ، اين هم از همان تهمت های جمال امامی و شوشتری است که در موقع اقامت استوکس به دکتر مصدق نسبت ميدادند.

آقای دکتر بقائی ، اگر دکتر مصدق اهل چنين سازشی بود تا بحال کرده بود ، اين عمل دولت که برای مدت شش ماه تخفيف فوق العاده در فروش نقدی نفت قائل شده يکی از مهمترين و مؤثرترين سياست های دکتر مصدق است زيرا فقط در نتيجه آن بود که حلقه محاصره سياسی و اقتصادی انگلستان شکسته شد و مقدار قابل توجهی از نفت ايران به بازار های دنيا صادر گرديده و اکنون نيز در حال صدور ميباشد.

کسانی که مسبب اين تحريکات واخلال گری ها در کار حکومت دکتر مصدق بوده اند آنها که در تضعيف حکومت و برای ساقط نمودن او ميکوشند به اين ترتيب دانسته يا ندانسته به سياست انگلستان خدمت ميکنند.

آقايان سياست ما ونظر ما از روز اول درموضوع ملی کردن نفت معلوم بوده و همواره بر آن اصل ثابت و استوار هستيم. ما عليرغم دسته مزدوری که ابطال قرارداد باطل ۱۹۳۳ و يا ملی کردن نفت جنوب را پيشنهاد ميکردند و عليرغم کسانی که طرق سازش ديگری را با دولت انگلستان و شرکت سابق پيشنهاد مينمودند به محکم ترين و استوار ترين اصل حقوقی بين المللی يعنی ملی کردن صنايع نفت در سراسر کشور متوسل شديم و خدا را شکر ميکنيم که در اين راه تشخيص ما درست بوده و اتخاذ همين سياست معقول ملی موجب گرديد که ما را در جهان به پيروزی های درخشان نايل کند و اکنون نيز در برابر خداوند متعال و در برابر ملت ايران بار ديگر عهد و پيمان می بنديم که تا پيروزی نهائی و تا آخرين نفس در اين راه ثابت و پايدار باشيم.

اما اشخاصی هستند که اکنون در صف مخالف ما قرار دارند و خود را از دردکشان روز ازل ميدانند و در اين باره نظرات ديگری داشتند که اکنون به ذکر يک مورد آن ميپردازم و آن نقل از شماره جهارشنبه ۲۲ فروردين ماه ۱۳۲۹ روزنامه صفير به قلم آقای دکتر مظفر الدين بقائی کرمانی استاد اخلاق است که برای راستی و آزادی قيام کرده است. بايد در نظر بگيريم که اين مقاله بعد از مبارزات دوره ۱۵ و بعد از مبارزات انتخابات دوره ۱۶ نوشته شده است ، در سر لوحه اين شماره يک جمله تاريخی بسيار معنی دار و مطابق با خط درشت مرقوم شده وآن اين است «حرف مرد يکی است» و بعد سرمقاله آن تحت عنوان “اندر پس مرگ ، چه دريا جه سراب” ميباشد. در اين مقاله آقای دکتر بقائی درباره ملی کردن نفت مرقوم ميدارند:

«و اين يک امر بديهی است که اگر ما با همان فرض محال نفت را بدست بگيريم ، اداره آن مسلماً بدست رجال عاليقدری مانند جناب آقای گلشائيان، جناب آقای دکتر اقبال ، جناب آقای دکتر زنگنه و يا اشخاص بسيار صلاحيت داری مانند جناب آقای بدر و جناب آقای ابتهاج خواهد بود» …. ما بايد واقع بين باشيم، بايد خوب توجه کنيم که اين دستگاه نميتواند کار کند و نميخواهد مسؤليت قبول کند.

بعداً جناب دکتر بقائی در مقابل سيل احساسات و افکار عمومی و نهضت ملی شدن نفت از اظهار خودشان پوزش خواستند ولی من از ايشان سؤال ميکنم آيا در عقيده خود درباره مهندس حسيبی باقی هستند يا باز هم حرف مرد يکی است؟

در مقدمه اين قسمت عرض کردم مخالفت با دکتر مصدق بايد يکی از دو امر را ثابت کنند ، يا بايد ثابت کنند که ايشان از سياست مبارزه عليه سياست استعماری انگلستان و پيروی از قانون ملی شدن صنعت نفت عدول کرده اند و يا ثابت نمايند که ملی کردن صنعت نفت اصلا و از روز اول سياست خود انگلستان بوده است.

نميدانم عقيده آقای حائری زاده در اين مورد چيست؟ ولی درباره اين نظريه دوم بايد عرض کنم که اين حرف گفته منفی بافان، و مستضعفين و مرعوبين و يا مزدوران و عمال محض انگلستان است . چگونه ميتوان تصور نمود که دولت انگليس و شرکت سابق نفت نشستند و نقشه ای کشيدند که نتايج آن برای انگلستان از اين قرار ميباشد:

از دست دادن حيثيت و مقام و اهميت انگلستان در تمام خاور ميانه و آسيا و تشويق ممالک ديگر خاور ميانه به اقدامی نظير آن .
ار دست دادن يک پايگاه مهم سياسی و ارتباطی در آسيا و خاور ميانه .
از دست دادن سالی متجاوز از يکصد ميليون دلار درآمد .
از دست دادن سالی متجاوز از ششصد ميليون دلار ارز خارجی .
از دست دادن نفت مفت برای بحريه انگلستان .
و محروم نمودن چند هزار نفر انگليسی از حقوق و وسايل بی نظير زندگی در دنيا .

اگر فرض کنيم انگليسی های زيرک ميخواستند نفت ايران را برای خاطرمنافعی که تصور ميکردند از دست بدهند چرا باين طريق متوسل ميشدند که هم در دنيا پرستيژ خود را از دست بدهند و هم منافع هنگفت خود را و هم در همين حال بيست ميليون مردم ايران را از خود متنفر و بدبين سازند؟ و چرا مثل لنين که يکباره الغای امتيازات دوره تزاری را در ايران لغو نمود ، لغو قرارداد ۱۹۳۳ را اعلام نميکردند که محبوبيتی هم در دل ايرانی ها بدست آورده باشند؟

اين جمله را هم برای آقايانی که به او رأی داده ايد و از او در مقابل حملات جمال امامی و شوشتری که عيناً نظير اتهامات امروز شما است حمايت کرده ايد و يا در توطئه و نقشه های او شريک بوده ايد که در اينصورت عالماً و عامداً ملت خود را فريب داده ايد و حق نداريد که برای مبارزات خود در نهضت ملی ايران افتخاری برای خويش قائل باشيد و يا خود شما فريب خورده ايد. در اين صورت اشخاصی که اينقدر گول و ساده و زود باور و مستعد انحراف هستند، برای حايری زاده بايد از خود اضافه کنم شما که ميگوئيد و يا ميخواهيد چنين وانمود کنيد که دکتر مصدق از روز اول در حلقه سياست انگلستان بوده و نقشه های آن دولت را در کشور خود بازی کرده است هرگاه اين ادعای کاذب و بی اساس و توهين آميز شما راست باشد در اينصورت شما و نظاير شما که از اول و سالها در اين مبارزه با دکتر مصدق همراه و همقدم بوده ايد و در جبهه ملی او وارد شده ايد و در ملی کردن صنايع نفت با او شريک بوده ايد فريب خورده باشند حق زعامت و رهبری ملت را نداريد و از کجا معلوم است که گول وسيله و نيرنگ سياست مکار و محيل ديگری را نخورده باشيد؟

قتل مرحوم افشار طوس
درموضوع قتل مرحوم افشار طوس آقايان قنات آبادی و دکتر بقائی اظهاراتی فرمودند ، در قسمتی که مربوط به شخص آقای دکتر بقائی است اينجانب هيچگونه اظهار نظر نميکنم زيرا عضويت کميسيون دادگستری را دارم و به وظيفه وجدانی خود عمل خواهم کرد و هرگونه اظهار نظری را قبل از اينکه مدارک و سوابق رسيدگی شود ممکن است قضاوت قبلی تلقی شود نموده و عرض ميکنم و وجداناً تعهد مينمايم که هرگاه جناب آقای دکتر بقائی يکی ازچهار مطلب زير را ثابت نمايد:

اول – افشار طوس برده و کشته نشده است .
دوم – درصورتيکه برده و کشته شده باشد مربوط به اشخاصی که متهم شده اند نيست ، بلکه اشخاص ديگری عامل آن بوده اند.
سوم – درصورتيکه شرکت و مباشرت متهمين ثابت باشد ولی آقای دکتر بقائی ثابت کنند که موضوع ربودن افشار طوس در منزل حسين خطيبی صحيح نبوده است .
چهارم – درصورتيکه انجام جرم ربودن در منزل خطيبی صورت گرفته باشد ولی ثابت شودکه حسين خطيبی وساير متهمين دراين موضوع ارتباطی با دکتر بقائی نداشته و آقای دکتر بقائی از جريان برکنار و بی اطلاع و دستگاه دولتی به منظور مخالفت سياسی برای ايشان پرونده سازی کرده است .

من نه تنها کوچکترين نظری برخلاف ايشان اظهار نخواهم کرد بلکه از مدافعين جدی ايشان خواهم شد و در اين باب دفاعی از ايشان خواهم کرد که دفاع معروف اميل زولا را از دريفوس تحت الشعاع خود قرار دهد.

آقای قنات آبادی درنطق خود اين طور وانمود کرده اند که دستگاههای دولتی در قتل افشار طوس دخالت داشته اند ، ضمناً گويا خواستند آن را مربوط به تيمسار رياحی بکنند ، ايشان به مردم وعده داده بودند پرده ها را بردارند و اسرار را فاش کنند ولی اين بيان ايشان يک ادعا و تهمت صرف است و کوچکترين دليل و قرينه ای به آن اضافه نکردند و معلوم نيست کی اين حقايق را بيان خواهند کرد و تا موقعی ادعای خود را ثابت نکتتد بر طبق معمول قانون عنوان ديگری غير از مفتری در مورد ايشان صدق نميکند. آقا شما با دولت مخالف هستيد اگر واقعا راست ميگوئيد و دولت اسباب اين قتل و سرقت و جنايت را فراهم کرده است چرا آن را بيان نميفرمائيد؟ چرا آنرا آشکار نميکنيد؟

تا آن درجه اطلاعی که من دارم به وجدانم قسم ميخورم که شکنجه داده نشده است ولی شما اگر راستگو هستيد اول بايد ثابت نمائيد که اين اشخاص عامل ربودن و کشتن مرحوم افشار طوس نبوده اند ، آن وقت بيان و ادعای شما که متهمين بی گناه آزار و شکنجه وارد کرده اند مؤثر و قابل توجيه ميشد. اکنون اين ادعای شما شبيه حرف جيب بری است که جيب شخصی را زده باشد و شکايت نمايد وقتی که دست در جيب آن شخص کرده است دست او را پيچانيده و صدمه به او وارد آورده است.

چرا درمورد شکنجه وآزاری که به افشار طوس وارد آورده اند هيچگونه رقت قلبی پيدا نميکنيد؟ آيا با آن فجايع که خوانده ايد ، بيهوش کردن و طناب پيچ نمودن و چاقو زدن و خفه کردن و نيمه جان در گودال فرو بردن شکنجه و آزار نيست؟ آخر توضيح بفرمائيد چه شده است که آزار وقتل يک بيگناه شما را متأثر نميکند ولی ادعای موهوم وارد کردن شکنجه بر قاتلين و محرمين اين همه حس راستی و آزادی طلبی شما را تحريک کرده است؟

شما بايد بدانيد تا به اين نکته ها جواب ندهيد حرف شما و فرياد شما و مغلطه شما درملت ايران ودرهيچ شخصی را که دارای وجدان سالم باشد مؤثر نخواهد بود.

رسيدگی به سرنوشت ابوالقاسم بختيار در کميسيون امنيت
ساعت ۱۰ امروز آقای سرتيپ امينی با آقای نخست وزير ملاقات کرد وآقای نخست وزيربه آقايان دکترملک اسمعيلی،سرتيپ رياحی رئيس ستاد ارتش، و سرتيپ امينی مأموريت دادند برای رسيدگی به کار ابوالقاسم بختيار برادر سرتيپ بختيار کميسيونی در ستاد ارتش تشکيل دهند و مطالعه خود را در اين باره شروع کنند.

از طرف آقای سرتيپ امينی دستور داده شد پرونده مربوط به اقدامات ابوالقاسم و زدوخورد او با قوای دولتی، همچنين مدارکی که ميرساند او قصد تجاوز به حقوق رعايا و ضرب و جرح آنان را جمع آوری و به کميسيون ارجاع دارند تا در اسرع وقت بدان ها رسيدگی گردد.

دوستان اقليت هم ميگويند اگر ما بيائيم و مجلس را تشکيل دهيم اين مجلسی نخواهد بود که کار مفيدی برای مردم انجام دهد. بدين جهت بنده شخصاً از اصلاح وضع فعلی محلس مأيوس هستم.

آقای مکی نماينده منفردديگر ميگويد بنده دروضع حاضر راه حلی برای مشکل فعلی نمی بينم و متأسف هستم چرا اين دو دسته توجهی به وضع مملکت ندارند.

آقای حايری زاده من معتقدم که جناب دکتر مصدق که شخصاً مرد ديکتاتور و خود پسندی است و هيچ رئيس دولت صلاحيت قانون گذاری و فرماندهی قوای مسلح و سرپرستی قوه مجريه را يکجا ندارد و اين تفکيک قوا حکم قانون اساسی است و هرکس از آن سر بپيچد خائن به مملکت و قيام کننده عليه مشروطيت است. بنا به همين جهت من تفکيک فرماندهی قوا را از پادشاه و سلب اختيارات قانون گزاری را از دکتر مصدق توأم و با هم لازم ميدانم نه اينکه از يکطرف اختيارات فرماندهی قوا از شاه گرفته شود ولی اختيارات قانونگزاری در دست دکتر مصدق بماند به همين جهت تا روزی که آقای دکتر مصدق راضی نشود شخصا به قانون اساسی تمکين کند و از قلدری دست بردارد من مبارزه خواهم کرد.

۱۴ ارديبهشت ۱۳۳۲
تحصن سرلشگر زاهدی در مجلس
صبح امروز مقارن ساعت هفت تيمسار سرلشگر بازنشسته فضل الله زاهدی که فرماندار نظامی تهران طی اعلاميه ای از او دعوت نموده بود که در ظرف ۴۸ ساعت خود را معرفی نمايد از در کتابخانه مجلس به اتفاق يکی از نمايندگان فراکسيون آزادی به اطاق کارپردازی وارد و با آقايان مير اشرافی و بهادری نمايندگان عضو فراکسيون آزادی به مذاکره پرداخت و اعلام کرد که قصد تحصن در مجلس را دارد و دراين باره نامه ای به رئيس مجلس خواهد نوشت. در مورد علت تحصن زاهدی اظهار داشت فرماندار نظامی تهران ديروز به موجب اعلاميه ای ابلاغ نموده بود که من خود را به فرمانداری نظامی معرفی نمايم. چون علت اين احضار را نميدانستم و ار طرفی اطمينان نداشتم از قبول اين دعوت خودداری نمودم. ولی چون اين مقررات جکومت نظامی که به استناد آن قصد بازداشت مرا دارند هنوز از تصويب مجلس نگذشته و غير قانونی ميباشد به عنوان اعتراض به خانه ملت يعنی مجلس شورا آمده ام و در اينجا برای هرگونه توضيحات و تحقيقاتی آماده ام.

نظربه اينکه تحصن سرلشگر زاهدی بايستی با موافقت هيأت رئيسه مجلس باشد سرلشگر زاهدی روی يادداشت مجلس شرجی به رئيس مجلس نوشت و متن آنرا برای اظهار نظر و يا اصلاح به آقای حايری زاده داد و حايری زاده بعد از قرائت نامه آنرا تأييد نمود.

نامه زاهدی به کاشانی رئيس مجلس شورای ملی
بطوری که خاطر مبارک مستحضر است در اسفند ماه بدون دليل و برخلاف قانون توقيفم کردند و از فروردين ماه تا بحال سه چهار مرتبه به خانه و باغ شميرانم قوای مسلح نظامی و غير نظامی در شب و بعد از نصف شب ريختند و سلب آزادی و امنيت از خودم و فاميلم کردند. بعد از شکايت تلگرافی به مقامات دادگستری و يأس از جمايت قانونی آنان ناگزير شدم به خانه ملت پناهنده شوم و ضمنا برای اطمينان خاطر آن مقام محترم و وکلای محترم مجلس شورای ملی عرض ميکنم که تا بحال عملی که برخلاف مصالح کشورم باشد ننموده وهمواره سربازی خدمتگذارو فداکار برای ميهنم بوده و هستم.

در جلسه هيأت رئيسه آيت الله کاشانی با تحصن وی موافقت کردند و ذيل نامه سرلشگر زاهدی موافقت خود را به اطلاع دفتر مجلس و اداره بازرسی رساندند تا وسايل پديرائی ايشان را فراهم کنند.

۱۵ ارديبهشت ۱۳۳۲
اظهارات کاشانی درمورد تحصن سرلشگر زاهدی
ابوالقاسم کاشانی در مصاحبه با خبرنگاران اظهار داشت “مجلس خانه ملت است و هرکس ميتواند تا هر وقت دلش بخواهد آنجا تحصن کند.”

۱۹ ارديبهشت ۱۳۳۲
اعضای کميسيون آزاذی برای عدم تشکيل جلسات علنی مجلس و رسيدگی به امور، مخصوصاً لايحه هيأت ۸ نفری به قم رفته اند تا مانع تشکيل جلسه علنی مجلس گردند. ليدر اقليت حايری زاده در اين مورد گفت مذاکرات ما در قم اين بود که بايد اول مطمئن شد که آيا ميشود يک روج توافق و هم فکری در محيط مجلس به وجود آورد يا خير و آيا اکثريت حاضر است از لجاجت دست بردارد يا نه؟ و درصورتيکه اين اطمينان حاصل تشده آيا ما موفق خواهيم شد هنگام اخذ رأی مجلس را از اکثريت بيندازيم يا نه ؟

ما برای مبارزه با دولت وديکتاتوری طرحی تهيه کرده ايم ، يکی مربوط به سلب اختيارات دکتر مصدق و دومی مربوط به انتخاب رؤسای تشکيلات انتظامی کشور از طرف مجلس برای مدت ۵ سال . حرف ما اين است که اختيارات مصدق يک مسأله اختصاصی است و انتخاب فرماندهان قوای انتظامی دخالت در قوه مجريه است. جواب ما اين است که وقتی قرار است رعايت کامل قانون اساسی بشود موضوع اختصاصی بودن يک قضيه منتفی است و بلکه معتبر هم ميباشد و اما درمورد دخالت در قوه مجريه ، اين طرح ما مسبوق به سابقه است زيرا در دوره پنجم همين مجلس تصويب نمود که فرماندهی کل قوا برای مدتی در اختيار رضا خان باشد. و هرگاه منظور ما حاصل نشد مجلس را از اکثريت خواهيم انداخت.

۲۰ ارديبهشت ۱۳۳۲
جلسه علنی مجلس شورای ملی بعد از دو ماه
قبل از نواخته شدن زنگ جلسه علنی آقای حايری زاده درخواست تشکيل جلسه خصوصی نمود و در اين مورد اظهار داشت که ما با درخواست جلسه خصوصی ميخواهيم باری از دوش آقايان برداريم و نگذاريم که جناب مصدق السلطنه اميال خود را بر گرده مجلس سوار کند و الا اين طرح هيأت ۸ نفری که الان به مجلس آورده اند بقدری بی اهميت است که برای خاطر آن ما مهاجرت نکرديم زيرا خواندن چند اصول از قانون اساسی هيچ اشکالی ندارد. ولی در پس آن پرده اقدامات خودسرانه و ديکتاتوری جناب دکتر مصدق شروع خواهد شد و طليعه آن همين اقدامات دولت پس از واقعه قتل رئيس شهربانی و استفاده های خلاف قانون دولت از اين واقعه است.

ايجاداين محيط ترس ووحشت رفقای ما را وهمچنين دوستان اعضای فراکسيون نجات نهضت را وادار به اين نمود که درصدد تشکيل جلسه علنی باشند به همين جهت ما به تهران آمديم و حالا هم حاضر به حضور در جلسه علنی هستيم تا مجلس ضمن رسيدگی به کارهای روزانه خود اعمال دولت خصوصا خطاهای او را تحت انتقاد قرار داده و حافظ حدود و ثغور قانون اساسی باشيم و برای اجرای اين منظور هم طرحهايی داريم که آنها را ارائه خواهيم کرد و نظر ما اين است که طرحهای ما با گزارش هيأت ۸ نفری تلفيق شود و به صورت طرح جامعی درآيد.

در ساعت ۱۱ زنگ جلسه علنی مجلس شورای ملی به صدا درآمد ولی به علت اعتراض اعضای فراکسيون های آزادی برهبری حايری زاده و نجات نهضت به رهبری بقائی به حضور آقای روحی نماينده سوم منتخب مردم کرمان در مجلس، در حالی که با توجه به حضور دکتر بقائی به عنوان نماينده منتخب مردم تهران در مجلس، آقای روحی به عنوان نماينده دوم کرمان توسط کميسيون به محلس معرفی شده بود ومجلس موظف به بررسی اعتبار نامه او بود ولی مخالفين دولت به اين بهانه که او نماينده نميباشد. پس از ضرب و شتم آقای روحی توسط شمس قنات آبادی و مير اشرافی و بهادری، جلسه علنی تعطيل گرديد.

هيأت محترم رئيسه مجلس شورای ملی
بطوریکه خاطر آقايان مستحضر ميباشد پس از آنکه تعطيلات فروردين منتفی شد ومجلس آماده برای کارگرديد چند نفر از آقايان نمايندگان به عنوان اينکه امنيت ندارند و نميتوانند مطالب خود را آزادانه به سمع مجلس شورای ملی برسانند خروج خود را از تهران اعلام نمودند.

در اين فاصله که قريب يک ماه بطول انجاميد با وجود اينکه غالبا چند نفر از آقايان را در تهران و حتی در مجلس شورای ملی ملاقات مينموديم ، معذالک به احترام آزادی که برای عموم نمايندگان مجلس قائل ميباشيم انتشار تغيير تصميم آنان را داشتيم واعضای اين فراکسيون هم بطور دائم در تهران مانديم و در روزهای مقرر برای انعقاد جلسه علنی در مجلس مجتمع گرديدند و مکرر هم اعلام نموديم که نظر ما هميشه بر اين است که بر طبق قانون اساسی و آئيننامه مجلس شورایملی محيط کارنمايندگان محترم بايد از هرگونه تشنج خالی باشد و جلسات مجلس شورای ملی بايستی صرف بحث در مطالب اساسی و طرح مسائل قانونی بشود و حکميت بين نظرات مختلف درهرامری منوط به رأی نهائی مجلس شورایملی می باشد. چنانچه در همين زمينه طرح سه فوريتی هم که قبلا تهيه شده بود انتظارتشکيل جلسه واعلام رأی نهائی مجلس راداشته ايم.

بديهی است در خصوص تصميم آقايان در خارج شدن از تهران و همچنين مراجعت به تهران، اين فراکسيون هيچ گونه نظری را اظهار نميدارد زيرا قضاوت رويه و اعمال مجلس بر عهده ملت ايران است.

بالاخره امروز صبح يکشنبه ۲۰ ارديبهشت ماه ۱۳۳۲ که جلسه علنی تشکيل گرديد ملاحظه شد که نيت و نظر نمايندگانی که بنام اقليت خود را معرفی می نمايند بر اين نيست که مطالب خود را طبق قانون مطرح و به حکميت مجلس واگدار نمايند بلکه از همان ابتدا بوسيله ايجاد جنجال سعی ميکردند جلسه را متشنج سازند و چون در مقابل فريادهای يکی از آقايان اکثريت قريب به اتفاق مجلس شورای ملی از آنجمله اعضای فراکسيون نهضت ملی با متانت کامل سکوت وآرامش را حفظ نمودند.

دفعتاً آقای ميراشرافی و بهادری که با سمت کارپردازی مجلس قانونا بيشتر از ساير اعضای هيأت رئيسه موظف به حفظ نظم و امنيت مجلس ميباشند به طرف آقای علی روحی حمله نموده و با ادای الفاظ رکيک به ايشان توهين و ايراد ضرب نمودند.

در اين جريان اسف آور هم فراکسيون نهضت ملی به انتظار اقدام قانونی هيأت رئيسه از عمل متقابل خودداری نمود ولی متأسفانه هيچ گونه تذکر قانونی به آنان داده نشد و کار به جائی رسيد که آن دو نفر با کمک چند نفر ديگر از اعضای فراکسيون آزادی نسبت به عده ای از نمايندگان مجلس توهين و اهانت نموده جملات زشت و مستهجن ايراد نمودند.

چون حفظ نظم مجلس شورای ملی بر عهده هيأت رئيسه است و بديهی است بدون آنکه هيأت رئيسه با نهايت قدرت آئين نامه مجلس را اجرا نمايد برای هيچ نماينده ای امکان انجام وظِفه باقی نميماند ، لازم دانستيم مراتب را طی اين نامه مشروحاً به اطلاع آن هيأت محترم برسانيم.

اکنون فراکسيون نهضت ملی ايران اجرای بند ماده ۱۰۱ آئين نامه را که مقرر ميدارد «هرگاه نماينده ای نسبت به مجلس يا قسمتی از مجلس يا رئيس توهين کند توبيخ با منع حضور موقت درباره او اجرا ميشود» درباره آقايان ميراشرافی و بهادری درخواست می نمايد.

در خاتمه هيأت رئيسه مجلس شورای ملی به وسيله اجرای صحيح آئين نامه بايستی به ملت ايران نشان دهد که چند نفر با هو و جنجنال و بی ادبی نخواهند
توانست مجلس ملی را از انجام وظايف قانونی باز دارد. فراکسيون نهضت ملی

پيشنهاد های اخير
آقای دکتر مصدق بعد از شکست مذاکرات مربوط به پيشنهادات اول اسفند برای آنکه حسن نيت خودرا درحل مسأله غرامت نشان بدهد درآخرين ملاقاتی که با آقای هندرسن نمود پيشنهادات جديدی برای حل مسأله غرامت تنظيم و توسط آقای هندرسن تسليم وزارت امور خارجه انگليس نمود که به شرح زير است :

حالا که دولت انگليس حاضر نميشود که غرامت طبق مايملک و يا سهام شرکت به وسيله قضاوت ديوان دادگستری بين المللی حل شود و اصرار دارد که غرامات بطور دربسته و کلی به قضاوت ديوان ارجاع گردد. لذا دولت ايران به شرطی با اين نظر موافقت خواهد کرد که دولت انگليس قبلا حداکثر مبلغی را که شرکت سابق در مورد غرامت و بطور کلی ادعا دارد تعيين کند تا پس از توافق بر سر اين حداکثر دولت ايران موافقت خود را برای قضاوت ديوان نسبت به مبلغ معين شده اعلام نمايد.

آقای دکتر مصدق بدين علت حاضر نيست که بطور دربست قضاوت ديوان داد گستری را نسبت به حل مسأله غرامت بپذيرد زيرا مواجه با اين نگرانی است که پس از آنکه قرارداد قضاوت ديوان دادگستری راجع به غرامت با شرکت سابق به امضا رسيد ، قبل از اجرای آن موجبات سقوط اين دولت را فراهم آورند و بعد دولتی روی کار بياورند که در موقع طرح قرارداد مزبور در ديوان داوری آنطور که بايد و شايد از حقوق ملت ايران دفاع نکند . بر اين اساس برای رفع اين نگرانی دکتر مصدق توسط آقای هندرسن به وزارت امور خارجه انگليس پيشنهاد کرد درصورتی دولت ايران حاضر است قصاوت کلی ديوان دادگستری را نسبت به غرامت قبول کند که حداکثر مدعابه شرکت سابق طی مذاکرات خصوصی قبلا مورد توافق قرار بگيرد.

پيشنهاد دوم نخست وزير
در اين پيشنهاد آقای دکتر مصدق به وزارت امور خارجه انگليس اطلاع داده است که حل مسأله غرامت به قصاوت ديوان دادگستری لاهه ارجاع نگردد بلکه طرفين طی مذاکرات خصوصی موافقت کنند که دولت ايران تا چند سال بايد ۲۵ درصد عوايد خود را به عنوان غرامت تسليم شرکت سابق نمايد. البته قبول اين پيشنهاد از طرف شرکت سابق ادعاهای دولت ايران را عليه شرکت سابق از بين نخواهد برد و اين دعاوی نيز بايد مورد رسيدگی قرار گيرد.

۲۴ ارديبهشت ۱۳۳۲
نطق حسين مکی نماينده تهران وعضو سابق فراکسيون نهضت ملی
در جلسه امروز مجلس شورای ملی آقای حسين مکی اظهار داشت قبل ازبيان هرمطلبی آقايان محترم بايد توجه داشته باشند که اساس وپايه نهضت ملی ما بر اتحاد و اتفاق استوار بود و تمام موفقيت هايی که درطی اين مدت عايد ملت ايران گرديدبراثر وحدت نظر واتفاق کلمه بود و بس. در آن روزهائی که تازه زمزمه مخالفت و اتفاق نظر و دو دستگی درمجلس پيش آمد وهنوز اين تشنجات وحوادث اخير به ميان نيامده بود ، با مصلحت انديشی و مشورت با آقای دکتر معظمی از اقايان منفردين واعضای فراکسيون نهضت ملی يعنی آقايان گنجه ای ، انگجی، دکتر سنجابی، مهندس زيرک زاده و چند نفر ديگر که الان به خاطر ندارم دعوت کرديم که بيايند وبا کدخدا منشی و حسن نيت وسط را بگيرند و نگذارند کار محلس به اينجا بکشد و چون عده ای از نمايندگان محترم از من خواسته بودند که واسطه و ميانجی شوم با قرآن کريم تفالی زدم که آقای حاج سيد جوادی اين آيه را قرائت کرد ( فسجد الملائکه کلهم ابا ابليس ) معهذا از آقايان منفردين و جهار نفر از آقايان فراکسيون نهضت ملی دعوت کردند.

از همان جلسه اول آقايان فراکسيون نهضت ملی با آنکه در جلسه شرکت کرده بودند از خارج پيغامی داشتند و از جلسه خارج شدند و من متوجه آيه شريفه شدم که ابليس در اين کار شيطنت کرده و نميخواهند مجلس با اتحاد و اتفاق بکار خود ادامه دهد. اکنون بعد از چند ماه باد به زخم آقايان خورده و متوجه عرايض آنروز بنده ميشوند و جای کمال خوشوقتی است که هنوز هم کار از کار نگذشته و جلوی ضرر را هر روز بگيرند باز به نفع مملکت است. بهر حال ما کمال کوشش خود را کرديم که مجددا اتحاد و اتفاق بوجود آيد ولی جون عده ای مست باده غرور بودند و خيال ميکردند که هر کاری که بخواهند ميتوانند انجام بدهند نگذاشتند اين کار سر و سامان بخود بگيرد.

حالا که کار به اينجا کشيده به عقيده من با جمله پردازی و عبارت سازی و دست به دست ماليدن نبايد وقت را تلف کرد. اگر معايب را صريح بگوئيم، اگر مچادله و تعارف کنيم مسلم بدانيد که دردی دوا نخواهد شد. نمايندگان محترم مجلس و آنهائی که مسؤليت مملکت را به عهده دارند بايد دور انديش و عاقبت بين باشند و هر عملی را انجام ميدهندبايد هميشه آتيه را در نظر بگيرند زيرا امروز ممکن است بعضی سوابق گذاشته شود که در آتيه از اين سوابق دولتهای آينده سوء استفاده کنند ، شما فکر امروز دولت دکتر مصدق را نکنيد. صد سال آينده را درنظربگيريدکه ازاين سوابق مملکت دچاربدبختی نشود.

ممکن است آخر دوره چهاردهم را در نظر بگيريد اگر يک دولتی مثل دولت قوام السلطنه درآخر دوره چهارده پنجاه سال ديگر روی کار بيايد از اين سوابق و قوانينی که گذاشته است اگر بخواهد سوء استفاده کند ميتواند مملکت ايران راتجزيه و ملتی را دچار بدبختی و بيچارگی کند ، مثلا يک قسمت از تشنجات مولود ابتکارات فراکسيون نهضت ملی است.

آقای کهبد گفتند دولت صد و چند لايحه فرستاده که مجلس بايد تکليف آن را روشن کند ، يکی از همين لوايح اساسنامه شرکت ملی نفت ايران است که مجلس طبق آئيننامه و سوابق شروع به انتخاب اعضای آن کرده وعده زيادی هم انتخاب شده اند ولی چون اکثريت آن از فراکسيون نهضت ملی انتخاب نشده است شروع به مخالفت کردند، منتهی چون من علاقمند به نهضت مقدس ملت ايران هستم نخواستم با لجاج و عناد يک اختلاف جديدی بر اختلافات سابق بيافزايم. آقايان خدا شاهد است اگر زود به اين اختلافات و کشمکش ها خاتمه داده نشود طوری ميشود که سياست خارجی نقشه ای را طرح نمايد که تا صد و پنجاه سال ديگر نه تنها ايران بلکه هيج يک از ملت های خاور ميانه نتواند دم از قيام ملی و نهضت های آزادی خواهانه بزنند و طوری ملت ايران و ملت های خاور ميانه را مأيوس کنند که هيچکس جرأت نکند که دم ار نهضت استقلال طلبانه بزند. مجلس ما طوری ترکيب شده که يک اقليت ده دوازده نفری از هر دسته ای هر وقت بخواهند ميتوانند مجلس را فلج کنند.

درباره گزارش هيأت هشت نفری که اين همه سر و صدا اطراف آن بلند شده ما که بحث تازه ای به ميان نياورده بوديم. آقايان دکتر معظمی و مجد زاده و دکتر سنجابی حضور دارند ، در آن گزارش ما جند اصل از قانون اساسی را ذکر کرده ايم و خلاصه گفته ايم که وزرا در مقابل پارلمان مسؤل هستند و لاغير ، ما حق تغيير قانون اساسی را نداريم زيرا قانون اساسی را مجالس عادی نميتوانند تفسير کنند و اگر تفسير کردند برخلاف قاعده کرده اند زيرا مجلس مؤسسان لازم دارد و اگر بخواهيم اين بدعت را بگذاريم که مجالس عادی قانون اساسی را تفسير کنند ممکن است ده سال يا بيست سال ديگر يک دولت غير ملی از اين سابقه سوء استفاده کند.

علت اصلی تنظيم گزارش
آقای پارسا عضو فراکسيون نهضت ملی گفت به عقيده من آقايان بايد مسائل را از يکديگر تفکيک کنند زيرا يک مسائل اصولی است که در درجه اول اهميت قرار دارد و قسمتی مسائل فرعی است که در درجه دوم واقع شده . آقايان نبايد مسأله گزارش هشت نفری را که مسأله اساسی است با موضوع مسأله نمايندگی آقای روحی با اهانت به فراکسيون نهضت ملی مخلوط کنند.

آقای مکی ضمن فرمايشات خود طوری فرمودند مثل اينکه گزارش هيأت هشت نفری که به عقيده بنده سند افتخاری برای تنظيم کننده گان و امضا کنندگان آن است فقط ذکر چند اصل از اصول قانون اساسی است و فراکسيون نسبت به آن بهانه جوئی ميکند. بنده بايد عرض کنم که خيلی چيز ها و موضوعات در ساير ممالک مشروطه حل شده ولی هنوز در ايران حل نشده است و دليل آن هم به عقيده بنده اين است که انقلاب مشروطيت ايران بدست توده مردم و فداکاری آنها بوجود آمده و قانون اساسی که منظور نظر آزادیخواهان صدر مشروطيت بود، متأسفانه اجرای آن بدست ايادی استبداد انجام کرفت. يعنی همان هائی که در دوره استبداد شاغل امور حکومت بودند در دوره مشروطيت نيز به عنوان حکومت ملی مشغول حکومت شدند و قانون اساسی را به حال ابهام باقی گذاردند و يا سوء تعبير کردند.

مشکلات امروز ما محصول سوء تعبيرات ايادی استبداد است و طوری شده که الان بنده پدر بزرگم برای تحصيل مشروطيت شهيد راه ملت شده است به عنوان نوه او بعد از چهل و هشت سال مجبورم از رفع ابهامی که توسط گزارش هيأت هشت نفری به عمل آمده از تنظيم کنندگان اين گزارش تشکر کنم.

آقای عبدالرحمن فرامرزی: علت اصلی تنظيم گزارش هيأت ۸ نفری اين بود که بعضی ها تعبيرات و معانی خلاف روح قانون اساسی را از اين سند مشروطيت استنباط کرده بودند و الان آقايان در اين گزارش معنای صحيح آن اصول را بيان کرده اند ، پس اينکه گفته ميشود گزارش هيأت ۸ نفری فقط اگر چند اصل از اصول قانون اساسی است بنظر بنده گويندگان اين جمله دقت کامل در اين گزارش نفرموده اند زيرا پس از ذکر چند اصل قانون اساسی در خاتمه گزارش معنی صحيح آن اصول نوشته شده و تقاضای تأييد آن از مجلس گرديده است و بطوری که آقايان ملاحظه ميفرمائيد اين مسأله جزو اصول مشروطيت است و علت اينکه فراکسيون نهضت ملی اينقدر برای طرح خود پا فشاری ميکند همين اهميت و اصولی بودن مسأله است نه بهانه جوئی.

آقای ناظرزاده مقصود اين است که اعضای فراکسيون نهضت ملی و ساير نمايندگان متوجه شده اند که ادامه اين تشنج در مجلس به صلاح هيچ کس نيست و عواقب وخيم در بردارد که بهتر است زودتر به آن خاتمه داده شود . تشکيل جلسه امروز به همين منظور است.

برای به راه افتادن مجلس لازم است چند اصل مراعات شود وگرنه مجلس تشکيل نميشود و اگر هم تشکيل شود ضرر آن بيش از تشکيل نشدن است ، اين سه اصل عبارت از اين است که اولا در مجلس بايد احترام هر نماينده محفوظ بماند و هيچ نماينده ای نبايد از نماينده ديگر هتک حرمت کند. دوم در مجلس بايد آزادی نطق و بيان و حق ابراز عقيده برای هر نماينده خواه موافق دولت خواه مخالف محفوظ باشد. سوم همه نمايندگان خاصه آنهاکه درامور مؤثر هستند بايد برای رضای خدا و آرامش وجدان امور شخصی و اغراض خصوصی را در مصالح کلی و عمومی مداخله ندهند.

وضع سياست خارجی
آقای مهندس رضوی گفت امشب در اينجا همه مسائل مهم مطرح گرديد ولی فقط يک موضوع مانده است که اهميت کلی دارد و آن سياست خارجی و وضع سياست بين المللی است که آقايان بايد توجه کامل به اين موضوع داشته باشند ، مخصوصا توجهی که اکنون از طرف دول بزرگ به اوضاع خاور ميانه ميشود. بنده تقاضا دارم که با توجه به اين مسائل طوری شود که اتحاد و اتفاق ملت ايران در اين گير و دار سياسی بتواند رهبر ما باشد. راجع به اقليت هم فراکسيون نهضت ملی هيچگونه نظری که مانع از انتقاد و صحبت آنها بشود ندارد و فقط مايل است اصول مشروطيت و حيثيت محلس محفوظ بماند و تنها راه رسيدن به اين مقصود به عقيده بنده اجرای کامل آئين نامه مجلس است.

امروزفراکسيونها نمايندگان خودرا برای عضويت کميسيون رفع اختلاف انتخاب کردند.
منفردين آقايان نريمان ، عبدالرحمن فرامرزی ، ناصر ذوالفقاری فراکسيون نهضت ملی آقايان انگجی ، حاجی سيد جوادی ، مجيد موسوی و مهندس زيرک زاده فراکسيون اتحاد گنجه ای ، نبوی و منصف، فراکسيون آزادی آقايان حايری زاده ، احمد فرامرزی ، حميديه و بهادری فراکسيون نجات نهضت آقايان شمس قنات آبادی و علی زهری.

۲۷ ارديبهشت ۱۳۳۲
دادگاه ترکيو عرضحال شرکت سابق نفت ايران و انگليس را مبنی بر تقاضای توقيف ۱۸ هزار تن نفت محموله کشتی ژاپنی را به علت عدم صلاحيت رسيدگی رد کرد.

ناکامی کميسيون حل اختلاف
در جلسه ديشب کميسيون رفع اختلاف فقط ۱۲ نفر از اعضای کميسيون شرکت داشتند. در جلسه پس از اينکه در دو مورد از اختلافات توافق نظرشد و نمايندگان فراکسيون نهضت ملی نظرات فراکسيون آزادی و نجات نهضت را مبنی بر اينکه آقای روحی از شرکت در جلسات خودداری نمايد و همچنين موافقت کردند که دو نوبت نطق قبل از دستور برای هميشه دراختيار اقليت باشد . ولی در مورد دستور جلسه علنی مبنی بر قرائت گزارش کميسيون ۸ نفری نمايندگان اقليت موافقت ننمودند و کميسيون بدون نتيجه به پايان رسيد.

در ساعت ده دقيقه بعد از ظهر از طرف هيأت رئيسه مجلس اعلام گرديد که امروز جلسه علنی تشکيل نخواهد شد.

نامه نمايندگان فراکسيون نهضت ملی
هيأت محترم رئيسه مجلس شورای ملی، درجلسه گذشته اعضای فراکسيون نهضت ملی بعنوان اعتراض وعدم اجرای آئين نامه از شرکت در جلسه خودداری نموده و طی نامه ای اين موضوع را به هيأت رئيسه محترم تذکر دادند و انتظار داشتند از طرف هيأت رئيسه در اين باب اقدام جدی به عمل آيد. متأسفانه نه تنها اقدامی معمول نگرديد، بلکه نامه فراکسيون نيز بلا جواب گذاشته شد و از طرف ديگر ازکميسيونی که برای حصول توافق تشکيل شده بود نتيجه ای حاصل نگرديد و چون در اين روزهای تاريخی تعطيل جلسات مجلس شورای ملی به صلاح کشور نيست فراکسيون نهضت ملی همانطور که امروز صبح نيز اعلام داشت آمادگی خود را برای شرکت در جلسه اعلام و از هيأت رئيسه جز اجرای کامل آئين نامه تقاضای ديگری نداشته و ندارد. فراکسيون نهضت ملی

آقايان دکتربقائی و ميراشرافی درساعت نه ونيم بعد ازظهر به ملاقات سرلشگر زاهدی رفتند و پس از ختم جلسه کميسيون حل احتلاف آقايان نمايندگان اقليت نيز به ملاقات سرلشگر زاهدی رفته و مدتی با ايشان مذاکره نمودند.

۲۹ ارديبهشت ۱۳۳۲
آقای شمس قنات آبادی به عنوان نطق قبل از دستور اظهار داشت اگر دولت واقعا همانطوری که ادعا ميکند متکی به افکار عمومی است هيج مانعی ندارد که مثل دوره شانزدهم اجازه بدهد مذاکرات مجلس به وسيله راديو در سرتاسر کشور پخش شود. راجع به تقاضای فراکسيون های آزادی و نجات نهضت که به وسيله مقام معظم رياست مجلس از رئيس دولت برای پخش مذاکرات مجلس از راديو صورت گرفت تذکری بدهم زيرا آقايان آن را ميدانند و جواب رئيس دولت را هم شنيده اند ولی عرض ميکنم هيچ اشکالی نداشت همانطور که الان برنامه راديو اغلب اوقات وقف کارهای بيهوده ميشود مذاکرت مجلس هم بوسيله راديو منتشر شود. اسم اين عمل دولت زورگوئی است.

آنها که ميگفتند قرارداد ۱۹۳۳ را بايد لغو کنيم و آنهائی که ميگفتند چنگ با انگلستان محال است هر دو شکست خوردند و بعد از اين پيروزی من ميخواهم به ملت ايران عرض کنم که اين دو دسته رويه خود را با بنيان گزاران نهضت عوض کردند يعنی همانطور که در قيام صدر مشروطيت فريب خوردگان مکتب عين الدوله از آزادی خواهان شکست خوردند و بعد ماسک خود را عوض کردند و خودشان را بين آزادی خواهان و قهرمانان جا زدند و با نزديک کردن خود به منابع قدرت آزادی خواهان را طرد کردند اين دو دسته هم بعد از نهضت ملی ايران اين عمل را انجام دادند و خود را داخل در صف اين جهاد اکبر کردند و چون اينها اشخاص عاليه ای بودند و چون ميخواستند بيايند و مقاماتی را کسب کنند هيچ مانعی نداشت که به رويه ديرين خودشان يعنی چاپلوسی و بندگی متوسل شوند و متوسل هم شدند و دور آقای مصدق السلطنه را محاصره کردند و يک وقت مردم سر از خواب بلند کردند و ديدند مطلب خيلی صحيح . سرراست از آب درآمده و آنها که حبس رفته و زجر ديده بودند و دربدر شده بودند همه آنها جبهه ملی و انگليسی شدند.

آقای رئيس دولت مرقوم فرموده بودند بدستگاه دادگستری و انتظامی که اگر روزنامه ای به شخص من بد گفت با او کاری نداشته باَشيد ، اما اگر به کس ديگری بد گفتند و برخلاف قانون مطبوعات عمل کردند قانون را درباره اش اجرا کنيد . من خواهش ميکنم آقايان بروند و در زندان به بينند که اين روزنامه نويس های توقيف شده چه کسانی هستند ، تمام آنها کسانی هستند که از اعمال دولت اتنقاد کرده و به اين جرم زندانی شده اند اينها را گرفته و در زندان انداخته اند اما آن روزنامه هائی که برميدارند و رکيک ترين فحش ها را به ما ميدهند آزادند. مثلا يک بچه روزنامه فروش تحت حمايت مأمورين آگاهی در خيابان فرياد ميکند کاشانی خائن و بقائی دزد و مکی فلان ولی هيچ کس معترض او نميشود.

درمورد قتل افشار طوس ، اگر من روزی بدانم که واقعاً دکتر بقائی در اين کار دخالت داشته شديداً با او مبارزه خواهم کرد. ولی وقتی من می بينم تمام وازده های اجتماع در اطراف اين موضوع و اتهام دکتر بقائی سر و صدا راه مياندازند در اين کار ترديد ميکنم و تا روشن شدن حقايق پشت سر اين مرد مبارز که در نهضت ملی ايران سهم بسزائی داشته خواهم ايستاد .

يک رئيس شهربانی را کشتند ، يک دولتی هم سرکار است و يک عده ای هم مخالف دارد و از اعمال خلاف رويه انتقاد ميکنند ، بديهی است دولت از اين واقعه ميخواهد بسود خود استفاده کند ، بديهی است از اين واقعه ميخواهد به نفع خودش استفاده کند. چرا آخر رئيس شهربانی را بکشند؟ خوب ميرفتند آقای سرتيپ رياحی رئيس ستاد ارتش را می کشتند! که عضو حزب ناسيونال سوسياليست است. يک افسرشرافتمند پيغام داده است که تمام اين قضيه مشوب نمودن فکر مردم است.

دکتر مصدق مأمور انگلستان
سخنران دوم آقای حائری زاده ليدر فراکسيون آزادی اظهار داشت سه موضوع را می بايد امروز توضيح دهم . يک موضوع که چرا اول به دولت اعتماد کردم ، موضوع ديگر اين است که چرا ما به قم رفتيم؟ و ديگر اينکه چطور شد که ما آمديم دو مرتبه مجلس؟

جناب دکتر مصدق من خيلی نميخواهم سير قهقرائی بکنم ، چون بديهی است که آقای دکتر مصدق از فاميل محترمی هستند و در دربار مظفر الدين شاه منشی بوده و تربيت شدند و حالا حقايق زندگی ايشان را من درست اطلاع ندارم و حرفی از آن نميزنم. ولی چيزی را که خودم مطلع هستم اين است که موقع چنگ بين المللی اول بنده بچه ای بودم که جلو زبانم را نميتوانستم بگيرم مرا بتهران تبعيدکرده بودند.

در همان موقع جناب دکتر مصدق از بندر بوشهر وارد شدند و استاندار فارس شدند. بعد کودتا شد و سيد ضيا روی کار آمد ، کنسول انگليس به دولت وقت تلگراف کرد که مصدق در فارس خوب کار کرده است و بهتر است به ايشان صدمه ای نرسد ولی ايشان از حکومت مرکز اطمينان نکردند و به بختياری رفتند. حکومت سيد ضيا صد روزی بيشتر دوام نکرد. آن روز سياستی غير از سياست انگليس در کار نبود و تمام امور با نظر انگلستان انجام ميشد و به اين وضع دولتی که بعد از اين واقعه تشکيل شد جناب دکتر به سمت وزارت دارائی انتخاب شدند.

اينها دلايلی است که روابط ايشان از چه قرار بود ولی يک نوکر اجنبی گردن کلفتی پيدا شد که که همه را کوبيد. از قزاقخانه بلند شد و همه را زير چکمه کشيد و جناب دکتر هم در دوره رضا خان برکنار بودند و خدای ايشان و خدای انگلستان و خدای رضا خان ايشان را به عنوان پيشوا برای امروز نگه داشتند.

من در آن مدت يکساله فکر کردم که چون جناب دکتر در اين حکومت صدمه کشيده تغيير ماهيت داده است و رويه مبارزه را پيش گرفته ، اين بود که من معتقد شدم ايشان وجودش در مجلس برای اداره يک اقليت لازم است و روی اين افکار جناب دکتر به مجلس آمد و حالا هم عقيده راسخ من اين است که خميره جناب دکتر ساخته شده که ليدر اقليت در مجلس باشد و انتقاد کند ولی به درد رياست دولت نميخورد.

در دوره گذشته رحيميان نامی که گويا نماينده قوچان بود طرحی برای الغای قرارداد ۱۹۳۳ ميدهد ولی همين جناب دکتر آنرا امضا نکردند. در دوره ۱۵ چناب دکتر تشريف نداشتند ولی مکی بود، بقائی بود، عبدالقدير آزاد بود .

در آن موقع مبارزه ما با کمپتمی شروع شد ، در آن روزهای خطرناک اراده خداوندی و همت مردم ايران موجب شد که در چند روز آخر عمر مجلس ۱۵ مبارزه شديد ما به نتيجه رسيد و نقشه انگلستان شکست خورد و بعد کم کم حوادث دنيا و محيط به نفع حق و حاکميت ملت ايران گشت ، پس از خاتمه دوره ۱۵ اتنخابات شروع شد ما را حبس کردند ، صندوق انتخابات را عوض کردند ، آن روز ها جناب دکتر در ميان ما نبود و کنار نشسته بود ، موقعی که انتخابات تمام شد و ما با جناب دکتر شروع به همکاری کرديم اختلاف سليقه با ايشان بود. در کميسيون نفت برای چگونگی کوتاه کردن دست عمال انگليس بين ما اختلاف سليقه بسيار وجود داشت. جناب دکتر معتقد بودند اگر ما قرارداد ۱۹۳۳ را الغاء کنيم قرارداد دارسی به قوت خودش باقی خواهد بود. بنده مخالف بودم و گفتم قرارداد دارسی با تراضی طرفين لغو شده و وقتی ما مدلل کرديم که قرارداد ۱۹۳۳ تحميلی بوده ديگر دليلی برای برقراری قرارداد دارسی باقی نخواهد بود و يد شرکت در اينمدت يد امانی بوده و حساب آن بايد رسيدگی شود. اين بحث خيلی طول کشيد تا وقتی که مذاکره شد که ما يک اصل ديگری را که خود دولت کارگری انگلستان در داخله مملکت خودش عمل کرده عمل کنيم ، از پيج و تاب محاکم بين المللی نجات خواهيم يافت و آن عمل ملی کردن نفت است.

بنده نظر داشتم اکتشاف واستخراج نفت ملی شود و درباره چگونگی فرم ها بحث و مذاکرات زيادی شد و برای اولين بار در منزل آقای نريمان با حضور آيت الله کاشانی طرح ملی شدن عنوان گرديد ولی دراين جلسه آقای دکتر موافق نبودند و بعد معتقد شدند. فرمهای مختلفی برای ملی شدن تهيه شد يکی از فرمها فرمی بود که من تهيه کردم البته با چند نفری مشورت کرده بودم ولی انشاء آنرا خودم تهيه کردم مهندس حسيبی باچه کسی مشورت فرموديد؟ با آن کسی که بعد پشيمان شد با آقای حسيبی اين طرح تهيه شد. برای اين طرح دو سه موضوع نظر بنده بود يکی قطع دست انگلستان ، يکی فروش نفت به دنيا ، يکی دادن مقداری نفت به همان کسانی که تا آن موقع در کار نفت جنوب دست داشته اند.

طرحی که من تهيه کردم مضمونش اين بود که ما استخراج و اکتشاف نفت را ملی کنيم و سايرعمليات نفتی ازقبيل تصفيه ، حمل و نقل و فروش کمپانی های مختلف در نظر بگيرند و شرکتی تشکيل بدهند که نصف سهام متعلق به ايران باشد و بقيه متعلق به ساير ممالک و هر مملکتی هم حق نداشته باشد که بيش از صدی ده سهام را صاحب باشد ومليت صاحب سهام را هم مجلس ايران به رسميت شناخته باشد.

اين طرح را بنده تقديم کردم جناب مصدق و شايگان ، الهيار صالح ، عبدالغدير آزاد و بنده وچند نفر ديگر آنرا امضا کرديم. دکتر بقائی نيز زير امضايش تاريخ گذاشته که آن تاريخ نشان ميدهد اين طرح قبل از کشته شدن رزم آرا تهيه شده و به دليل اينکه آنوقت هم مجلس مرعوب دولت وقت بوده ما نتوانستيم اين طرح را به امضای کافی برسانيم. آقايان ما در دروازه خود را به روی هيچ مملکتی نميتوانيم ببنديم ما جنبه اقتصادی نفت را طوری بايد ترتيب بدهيم که ملت ايران از آن منتفع شود نه آنکه وعده های دروغ به مردم بدهيم.

امروز رويه ای حکومت اتخاذ کرده که تمام مردم را با يکديگر خونی کرده است و آن وحدتی که ما درست کرده بوديم بکلی از بين رفته است و همين وسيله استفاده خارجی ها است. ما هيچوقت دکتر مصدق را کانديد نخست وزيری نکرديم و هيچ وقت در جبهه ملی صحبت از نخست وزيری دکتر مصدق نبود زيرا ما ابزار حکومت نداشتيم و کسی هم نبود ، برای اينکه دوره ۲۰ ساله تمام اشخاص حسابی را کشتند و از بين بردند و امروز يک مشت پير و پاتيل مثل بنده باقی مانده اند که بدرد هيچ کاری نميخورند. رضاخان تخم رجال را از اين مملکت برانداخت و يک مشت نوکر تربيت کرد.

بهرحال جناب دکتر را ديگران کانديد نخست وزيری کردند و کسانی که در دوره ۱۵ تا پای جان برای نهضت ايران فداکاری کردند امروز لجن مال ميشوند و کسانی که در زمان رضا خان مشير و مشاء و نايب رئيس مجلس بوده اند حالا زمام شرکت نفت را در دست گرفته اند. بهرحال چون من فکر ميکردم صدماتی که جناب دکتر در زمان حکومت رضا خان کشيده او را عوض کرده است در موقعی که پيشنهاد نخست وزيری ايشان شد ما با او مخالفتی نکرديم ولی هيجوقت فکر نميکرديم که روزی برسد که دکتر مصدق ملعبه ايادی انگلستان شود. ولی باز هم من فکر ميکردم که اشتباه ميکنم تا موقعی که مسأله اختيارات به ميان آمد من فکر کردم آخر اين آدم که هيجوقت از روی تختخواب بلند نميشود چطور ميتواند اختيارات کامل داشته باشد؟ رضا خان با آنهمه قلدری اين کار را نکرد ولی سنگر نفت که ناندانی عجيبی شده يک مرتبه پناهگاه اعوان وانصار جناب دکتر شد و بلوائی ايجاد کردند ولی من برحسب وظيفه وجدانی خود با آن مخالفت کردم و حالا چرا سلب اعتماد از دکتر مصدق کردم؟ برای اين مطالبی که فهرست وار عرض کردم.

۳۱ ارديبهشت ۱۳۳۲
آقای حايری زاده بدنبال اظهارات خود در روز ۲۹ ارديبهشت با استفاده از وقت آقای ميراشزافی امروز بعد از ذکر خلاصه سخنان خود اظهار داشتند درباره نفت در جلسه گذشته ما ميگفتيم حساب ۵۰ ساله را رسيدگی کنيد ولی ايشان لايحه ۹ ماده را آوردند. از ايشان سؤال کردم اين غرامت چيست در اينجا نوشته ايد؟ ايشان گفتند اين را هم احتمالی نوشتيم . و بالاخره اين قانون را به ضرر ملت درست کردند (مهندس رضوی اظهار داشت آقای حايری زاده اين خبر ها نبوده ، اين حرفها خيانت است) دکتر مصدق دردادگاه لاهه آن قسنت هايی که به نفع ايران بود فراموش نکردند. ما جنگ برای سازش نکرديم! و تا جائی که ما سوء ظن نداشتيم با او کمک ميکرديم ، يا در تحت تأثير جناح چپ انگلستان واقع شد و عمال آن اين پير مرد را برگرداندند.

انگلستان چه ميخواست غير از بدبختی و بيجارگی اين ملت، انگلستان بايد اختلاف در اين مملکت بيندازد که بتواند حکومت کند. آقای دکتر مصدق از کارهای خود دفاع نميکند و روزنامه های ارگانش هم اقليت را لندنی مينويسد ، حايری زاده لندنی است يا فاطمی؟ کدام لندنی هستند؟ خجالت دارد ، برای کوتاه کردن انگلستان اين قيام را کرديم و ما مقصودمان از اين عمل اين بود که وضع زندگی اين ملت خوب شود. اين بازار، اين بيچارگی، اين بدبختی محصول حکومت دو ساله او است.

اظهارات آقای دکتر سنجابی
مدتی بود که در اين مجلس عده ای درد افشای حقايق و پرده برداشتن ازاسرار عظيم داشنتد وميگفتند ای ملت ايران هوشيار باشيد که دکتر مصدق و نمايندگان نهضت ملی از افشای خقايق ميترسند و جلوگيری مينمايند. بالاخره پس از تشنج زياد و انتظار بسيار روز موعود افشای حقايق رسيد.

حقايقی را که آقای حايری زاده مادر يا نامادری آن باشد انتظار داشتند که چيز های تازه و عجيب و شنيدنی باشد ولی ديديم و شنيديم که چه بودند.آقای قنات آبادی از نهضت مقدس ملت ايران صحبت به ميان آوردند و فرمودند که مبارزين با استعمار انگلستان در ابتدا عده معدودی بودند و اشخاصی که اين نهضت را آغاز کردند افتخار تقدم را دارند. کسی منکر اين امر نميتواند باشد جوانمردی و فداکاری آن اشخاص فراموش شدنی نيست. ملت ايران هم بزرگترين پاداش را به آنها داده است و بزرکترين تقدير را از آنها نموده است ولی مطلب اين است که چه شده که اکنون بعضی از آن اشخاص از صف ملت ايران جدا شده اند؟ اساس اين نهضت همانطور که ايشان بيان فرمودند مبارزه برعليه سياست ديرين استعماری انگليس بوده است آيا نهضت ملت ايران به نتيجه نهائی رسيده است که مبارزين اوليه پس از وصول به هدف هرکس بدنبال کار و متافع و هوس ها و اقراض شخصی خود برود و يا کسی که اداره رهبری اين نهضت بی نظير به او سپرده شده است از اصول آن منحرف گرديده که اکنون با او باين شدت و بی انصافی مخالفت ميشود؟ چه شده است که مخالفين و معاندين ديروزی جزء ياران و مؤتلفين امروزی شما شده اند؟

انحراف از نهضت ملی يعنی سازش و همکاری با سياست استعماری انگليس ، آيا واقعاً قابل قبول است که دکتر مصدق با آنهمه تدبير و شجاعت و کاردانی قانون ملی شدن نفت و سپس اجرای آنرا رهبری کرد و اکنون با سياست استعماری هرچه و از ناحيه هرکس باشد سازش نمايد؟

دکتر مصدق که حاضر نشد در مذاکره با هيأت نمايندگی شرکت نفت که با جانسون به ايران آمده بودکوچکترين انحرافی ازقانون ملی شدن نفت را قبول نمايد ، مصدقی که در مقابل هريمن و استوکس ايستادگی نمود، مصدقی که فشارهای روز افزون ترومن که به صورت ظاهر فريب، ميانجيگری اظهار ميشد کوچکترين تأثيری در اراده ثابت او نکرد ، مصدقی که با آن شهامت و جوانمردی در شورای امنيت از منافع ملت ايران دفاع کرد و پيروز شد.

مصدقی که جريان دادرسی لاهه را به نفع ملت ايران به پايان رسانيد و به بزرگترين و ارجمندترين پيروزی ها نايل آمد ، مصدقی که در کنسولگری ها يعنی لانه های جاسوسی سياست استعماری انگلستان را بست که هنوز نوکران و مزدوران آن خانه ها با حسرت ياد آن ايام ميکنند و با ندبه و زاری از آن ديوارها معجزه برقراری مجددبساط جيره خواری را می طلبند. مصدقی که با انگلستان قطع رابطه سياسی کرد ، مصدقی که پيشنهاد ترومن و چرچيل را با سرسختی رد نمود آيا قابل قبول اسیت که چنين مردی که در دوران عمرش کوچکترين خبط و خيانتی نسبت به مصالح ملت خود نکرده اکنون پس از آن همه مبارزات ، پس از اين همه پيروزی ها ، پس از اينهمه افتخارات جاودانی با دشمن مکار و غدار ملت ايران سازش نمايد؟

کسانی که چنين حرف هائی ميزنند مخصوصا آنهائی که از همکاران و هم قدمان اوليه دکتر مصدق و يا پيشروان نهضت ملی بوده و اکنون رفيق نيمه راه شدند، بايد برای توضيح عمل و انحراف نابخشودنی خود يکی از اين دو چيز را ثابت نمايند.

يا بايد ثابت کنند که در مشی مبارزه دکتر مصدق با سياست استعماری تغييری حاصل شده و يا بايد ثابت نمايند که از اول در اساس اين نهضت و ملی کردن صنعت نفت انگلستان دست داشته و آنها فريب خورده بودند.

کسانی که مدعی انحراف يا زمينه سازی برای سازش هستند چرا آن را فاش و آَشکار نميکنند؟ چرا پس از اينهمه لاف و گزاف که پرده ها را بالا ميزنيم و حقايق را آشکار ميکنيم چيزی از اين مقوله نمی گويند؟ چون درباره ميهن دوستی و استقامت دکتر مصدق دربرابر بيگانگان و سرسختی او در اجرای قانون ملی شدن نفت کوچکترين بهانه ای در دست ندارند مخالفت و کارشکنی غير موجه خود را به اين عنوان توجيه ميکنند که اداره شرکت نفت به کسانی سپرده شده است که مدال وفاداری از دولت انگليس يا شرکت سابق نفت گرفته اند.

هرکسی جزئی انصافی دارد بايد تصديق نمايد که اين حرف ها بهانه جوئی است و بهر حال مجوز مخالفت و کارشکنی هائی به اين شدت نميشود ، اين يک يا چند نفری که مورد ايراد هستند خدمات و يا کارهای فنی داشته و اکنون نيز متصدی خدمات فنی ميباشند ، آيا در خدماتی که باين اشخاص ارجاع شده تاکنون خيانتی ظاهر گرديده؟ بعلاوه اين اشخاص در امر ملی کردن و اداره نفت ايران چه اختياری دارند که بتوانند خيانتی بنمايند.

آيا اختيار بستن قرارداد و تجديد امتياز و يا مداکره درباره غرامت و ساير دعاوی به آنها داده شده است؟ آيا اين اشخاص بدون تصويب دولت ميتوانند معامله ای درباره نفت بنمايند؟ شرکت ملی نفت از کار و تخصص آنها استفاده ميکند بدون اينکه اختياری در امور سياسی و يا تجاری مربوط به نفت به آنها داده شده باشد.

همه ميدانند که يکی از ايرادهای ملت ايران به شرکت نفت اين بود که متخصصين ايرانی به اندازه کافی تربيت نميکرد و بيشتر امور مهم نفت در دست انگليسها و خارجی ها بودند ، در آن موقع ما ميخواستيم ايرانيان متصدی همه امور باشند ، اگر چند نفر ايرانی درنتيجه تحصيلات عالی و يا کاردانی خود به درجه ای رسيده باشند که در شرکت نفت سابق متصدی خدمات بالنسبه مهمی بوده و در آن مدت هم صحت عمل و شايستگی نشان داده و مورد تقدير شده باشند بدون اينکه خيانتی به دولت و ملت خود کرده باشند ، آيا انصاف خواهد بود که ما آنها را به بهانه اينکه در گذشته مورد تقدير و رضايت کارفرمايان خود بوده اند از خود برانيم و از تخصص و کارشناسی آنها استفاده نکنيم؟

بلی در شرکت سابق نفت اشخاصی بوده اند که مأموريت سياسی داشتند و جاسوسی ميکردند و در امور داخلی مملکت به نفع شرکت مداخله ميکردند ، اين اشخاص بايد از دستگاه شرکت ملی نفت رانده شوند و رانده هم شده اند ، حال با وجود همه اينها فرض کنيم دولت در اين امر اشتباهی کرده باشد ، آيا اين اشتباه کافی خواهد بود تا با دولت مخالفت اصولی بکنيم؟ مگر اين همان دولتی نيست که در دوره گذشته اگر وزراء خود را از رجال دوره سابق انتخاب کرده بود و شما با آن موافق بوديد و به ملت ايران ميگفتيد که ما مجبور هستيم تا مدتی با همان ابزار گذشته کار کنيم ، حال چه شده است که استدلال خود را تغيير داده ايد؟

فروش نفت با تخفيف
موضوع ديگری که در اين روز ها بهانه بدست آقايان داده فروش نفت با تخفيف ۵۰ درصد ميباشد. بعضی آنرا تاراج هستی ملت و جناب آقای دکتر بقائی زمينه سازی برای سازش های بعد معرفی ميکنند ، اين هم از همان تهمت های جمال امامی و شوشتری است که در موقع اقامت استوکس به دکتر مصدق نسبت ميدادند.

کسانی که مسبب اين تحريکات واخلال گری ها در کار حکومت دکتر مصدق بوده اند آنها که در تضعيف حکومت و برای ساقط نمودن او ميکوشند به اين ترتيب دانسته يا ندانسته به سياست انگلستان خدمت ميکنند.

آقايان سياست ما ونظر ما از روز اول درموضوع ملی کردن نفت معلوم بوده و همواره بر آن اصل ثابت و استوار هستيم. ما عليرغم دسته مزدوری که ابطال قرارداد باطل ۱۹۳۳ و يا ملی کردن نفت جنوب را پيشنهاد ميکردند و عليرغم کسانی که طرق سازش ديگری را با دولت انگلستان و شرکت سابق پيشنهاد مينمودند به محکم ترين واستوار ترين اصل حقوقی بين المللی يعنی ملی کردن صنايع نفت در سراسر کشور متوسل شديم و خدا را شکر ميکنيم که در اين راه تشخيص ما درست بوده و اتخاذ همين سياست معقول ملی موجب گرديد که ما را در جهان به پيروزی های درخشان نايل کند واکنون نيز در برابر خداوند متعال و در برابر ملت ايران بار ديگر عهد وپيمان می بنديم که تاپيروزی نهائی وتا آخرين نفس در اين راه ثابت و پايدار باشيم.

اما اشخاصی هستند که اکنون در صف مخالف ما قرار دارند و خود را از دردکشان روز ازل ميدانند و در اين باره نظرات ديگری داشتند که اکنون به ذکر يک مورد آن ميپردازم و آن نقل از شماره جهارشنبه ۲۲ فروردين ماه ۱۳۲۹ روزنامه صفير به قلم آقای دکتر مظفر الدين بقائی کرمانی استاد اخلاق است که برای راستی و آزادی قيام کرده است. بايد در نظر بگيريم که اين مقاله بعد از مبارزات دوره ۱۵ و بعد از مبارزات انتخابات دوره ۱۶ نوشته شده است ، در سر لوحه اين شماره يک جمله تاريخی بسيار معنا دار و مطابق با خط درشت مرقوم شده وآن اين است «حرف مرد يکی است» و بعد سرمقاله آن تحت عنوان “اندر پس مرگ ، چه دريا جه سراب” ميباشد. در اين مقاله آقای دکتر بقائی درباره ملی کردن نفت مرقوم ميدارند:

«واين يک امربديهی است که اگرما باهمان فرض محال نفت را بدست بگيريم ، اداره آن مسلماً بدست رجال عاليقدری مانند جناب آقای گلشائيان، جناب آقای دکتر اقبال ، جناب آقای دکتر زنگنه و يا اشخاص بسيار صلاحيت داری مانند جناب آقای بدر و جناب آقای ابتهاج خواهد بود»…. ما بايد واقع بين باشيم، بايد خوب توجه کنيم که اين دستگاه نميتواند کار کند و نميخواهد مسؤليت قبول کند .

بعداً جناب دکتر بقائی در مقابل سيل احساسات و افکار عمومی و نهضت ملی شدن نفت از اظهار خودشان پوزش خواستند ولی من از ايشان سؤال ميکنم آيا در عقيده خود درباره مهندس حسيبی باقی هستند يا باز هم حرف مرد يکی است؟

در مقدمه اين قسمت عرض کردم مخالفت با دکتر مصدق بايد يکی از دو امر را ثابت کنند ، يا بايد ثابت کنند که ايشان از سياست مبارزه عليه سياست استعماری انگلستان و پيروی از قانون ملی شدن صنعت نفت عدول کرده اند و يا ثابت نمايند که ملی کردن صنعت نفت اصلا و از روز اول سياست خود انگلستان بوده است.

نميدانم عقيده آقای حائری زاده در اينمورد چيست؟ ولی درباره اين نظريه دوم بايد عرض کنم که اين حرف گفته منفی بافان، و مستضعفين و مرعوبين و يا مزدوران و عمال محض انگلستان است . چگونه ميتوان تصور نمود که دولت انگليس و شرکت سابق نفت نشستند و نقشه ای کشيدند که نتايج آن برای انگلستان از اين قرار ميباشد:

از دست دادن حيثيت و مقام و اهميت انگلستان در تمام خاور ميانه و آسيا و تشويق ممالک ديگر خاور ميانه به اقدامی نظير آن .
ار دست دادن يک پايگاه مهم سياسی و ارتباطی در آسيا و خاور ميانه .
از دست دادن سالی متجاوز از يکصد ميليون درآمد .
از دست دادن سالی متجاوز از ششصد ميليون دلار ارز خارجی .
از دست دادن نفت مفت برای بحريه انگلستان .
و محروم نمودن چند هزار نفر انگليسی از حقوق و وسايل بی نظير زندگی در دنيا .

اگر فرض کنيم انگليسی های زيرک ميخواستند نفت ايران را برای خاطرمنافعی که تصور ميکردند از دست بدهند چرا باين طريق متوسل ميشدند که هم در دنيا پرستيژ خود را از دست بدهند و هم منافع هنگفت خود را و هم در همين حال بيست ميليون مردم ايران را از خود متنفر و بدبين سازند؟ و چرا مثل لنين يکباره الغای امتيازات دوره تزاری را در ايران نمود ، لغو قرارداد ۱۹۳۳ را اعلام نميکردند که محبوبيتی هم در دل ايرانی ها بدست آورده باشند؟

اين جمله را هم برای آقايانی که به او رأی داده ايد و از او در مقابل حملات جمال امامی و شوشتری که عيناً نظير اتهامات امروز شما است حمايت کرده ايد و يا در توطئه و نقشه های او شريک بوده ايد که در اينصورت عالماً و عامداً ملت خود را فريب داده ايد و حق نداريد که برای مبارزات خود در نهضت ملی ايران افتخاری برای خويش قائل باشيد و يا خود شما فريب خورده ايد. در اين صورت اشخاصی که اينقدر گول و ساده و زود باور و مستعد انحراف هستند، برای حايری زاده بايد از خود اضافه کنم شما که ميگوئيد و يا ميخواهيد چنين وانمود کنيد که دکتر مصدق از روز اول در حلقه سياست انگلستان بوده و نقشه های آن دولت را در کشور خود بازی کرده است هرگاه اين ادعای کاذب و بی اساس و توهين آميز شما راست باشد دراينصورت شما و نظاير شما که از اول و سالها در اين مبارزه با دکتر مصدق همراه و همقدم بوده ايد و در جبهه ملی او وارد شده ايد و در ملی کردن صنايع نفت با او شريک بوده ايد فريب خورده باشند حق زعامت و رهبری ملت را ندارند و از کجا معلوم است که گول وسيله و نيرنگ سياست مکار و محيل ديگری را نخورده باشيد؟

قتل مرحوم افشار طوس
درموضوع قتل مرحوم افشار طوس آقايان قنات آبادی و دکتر بقائی اظهاراتی فرمودند در قسمتی که مربوط به شخص آقای دکتر بقائی است اينجانب هيچگونه اظهار نظر نميکنم زيرا عضويت کميسيون دادگستری را دارم و به وظيفه وجدانی خود عمل خواهم کرد و هرگونه اظهار نظری را قبل از اينکه مدارک و سوابق رسيدگی شود ممکن است قضاوت قبلی تلقی شود نموده و عرض ميکنم و وجداناً تعهد مينمايم که هرگاه جناب آقای دکتر بقائی يکی ازچهار مطلب زير را ثابت نمايد:

اول – افشار طوس برده و کشته نشده است .
دوم – درصورتيکه برده و کشته شده باشد مربوط به اشخاصی که متهم شده اند نيست ، بلکه اشخاص ديگری عامل آن بوده اند.
سوم – درصورتيکه شرکت و مباشرت متهمين ثابت باشد ولی آقای دکتر بقائی ثابت کنندکه موضوع ربودن افشار طوس درمنزل حسين خطيبی صحيح نبوده است .
چهارم – درصورتيکه انجام جرم ربودن در منزل خطيبی صورت گرفته باشد ولی ثابت شود که حسين خطيبی و ساير متهمين در اين موضوع ارتباطی با دکتر بقائی نداشته و آقای دکتر بقائی از جريان برکنار و بی اطلاع و دستگاه دولتی به منظور مخالفت سياسی برای ايشان پرونده سازی کرده است .

من نه تنها کوچکترين نظری برخلاف ايشان اظهار نخواهم کرد بلکه از مدافعين جدی ايشان خواهم شد و در اين باب دفاعی از ايشان خواهم کرد که دفاع معروف اميل زولا را از دريفوس تحت الشعاع خود قرار دهد.

آقای قنات آبادی درنطق خود اين طور وانمود کرده اند که دستگاههای دولتی درقتل افشار طوس دخالت داشته اند ، ضمناً گويا خواستند آن را مربوط به تيمسار رياحی بکنند ، ايشان به مردم وعده داده بودند پرده ها را بردارند و اسرار را فاش کنند ولی اين بيان ايشان يک ادعا و تهمت صرف است و کوچکترين دليل و قرينه ای به آن اضافه نکردند و معلوم نيست کی اين حقايق را بيان خواهند کرد و تا موقعی ادعای خود را ثابت نکتتد بر طبق معمول قانون عنوان ديگری غير از مفتری در مورد ايشان صدق نميکند. آقا شما با دولت مخالف هستيد اگر واقعا راست ميگوئيد و دولت اسباب اين قتل و سرقت و جنايت را فراهم کرده است چرا آن را بيان نميفرمائيد؟ چرا آنرا آشکار نميکنيد؟

آقای دکتربقائی بحث مفصلی راجع به شکنجه و آزار متهمين کرده اند و از صندلی آهنی مجهولی که با شمع سرخ ميشود صحبت به ميان آوردند ، تمام اين حرفها و اتهامات از ناحيه ايشان ادعا است و به ثبوت نرسيده و بطور مکرر از ناحيه مقامات رسمی و خود متهمين هم تکذيب شده است. حتی خدا شاهد است شوفر مزينی که بعد از دو روز آزاد شده بود به منزل اينجانب آمد و از او پرسيدم که آيا شما را شکنجه کرده اند؟ اظهار داشت به هيچوجه شکنجه ای در کار نبوده است.

تا آن درجه اطلاعی که من دارم به وجدانم قسم ميخورم که شکنجه داده نشده است ولی شما اگر راستگو هستيد اول بايد ثابت نمائيد که اين اشخاص عامل ربودن و کشتن مرحوم افشار طوس نبوده اند ، آن وقت بيان و ادعای شما که متهمين بی گناه آزار و شکنجه وارد کرده اند مؤثر و قابل توجيه ميشد. اکنون اين ادعای شما شبيه حرف جيب بری است که جيب شخصی را زده باشد و شکايت نمايد وقتی که دست در جيب آن شخص کرده است دست او را پيچانيده و صدمه به او وارد آورده است.

چرا درمورد شکنجه وآزاری که به افشار طوس وارد آوده اند هيچگونه رقت قلبی پيدا نميکنيد؟ آيا با آن فجايع که خوانده ايد ، بيهوش کردن و طناب پيچ نمودن و چاقو زدن و خفه کردن و نيمه جان در گودال فرو بردن شکنجه و آزار نيست؟ آخر توضيح بفرمائيد چه شده است که آزار و قتل يک بيگناه شما را متأثر نميکند ولی ادعای موهوم وارد کردن شکنجه بر قاتلين و محرمين اين همه حس راستی و آزادی طلبی شما را تحريک کرده است؟

شما بايد بدانيد تا به اين نکته ها جواب ندهيد حرف شما و فرياد شما و مغلطه شما درملت ايران ودرهيچ شخصی را که دارای وجدان سالم باشد مؤثر نخواهد بود.

افشای حقايق
آقای دکتربقائی ديروز درنطق قبل ازدستورخود متذکر شدکه دو پوشه از پرونده متهمين به قتل افشار طوس مفقود شده است ، از طرف کميسيون دادگستری برای محافظت اين پرونده و دقت در رسيدگی به آن چه تصميمی گرفته خواهد شد؟

آقای ميلانی رئيس کميسيون دادگستری مجلس پاسخ داد که اگر پرونده قتل افشار طوس و متهمين آن بدست من برسد تصرف در پرونده امری محال خواهد بود ولی اين را از همين اکنون بايد بگويم که ما پرونده موجود را رسيدگی ميکنيم ، رسيدگی ما نيز بدون حب و بغض و طرفداری از اين و آن انجام خواهد شد ، من خود به اين مسؤليتی که متوجه ما شده واقف هستم و بهيچوجه و بهيچ قيمتی حاضر نيستم برای آينده خود کوچکترين ناراحتی وجدان خريداری کنم.

۱۷ تير ۱۳۳۲
آقايان دکترصديقی وزير کشور، لطفی وزير دادگستری ، دکتر علی اسمعيلی معاون پارلمانی و سياسی نخست وزير و آقايان پست و تلگراف و وزير اقتصاد ملی به مجلس آمدند.

اقای دکتر صديقی اظهار داشتند دولت برای پاسخ به استيضاح آقای زهری آمادگی دارند، استدعا دارد دراسرع اوقات زمانی تعيين فرمائيد که پاسخ لازم داده شود و ضمنا چون جناب آقای نخست وزير کسالت دارند (حايری زاده – ايشان سالمند و بايد در مجلس بيايند).

بهادری – بله آقا صحيح و سالم است بايد بيايد.

ميراشرافی-آقای ناخوش را ميبرند بيمارستان يا دارالمجانين

وزيرکشورادامه دادچون جناب آقای نخست وزيرکسالت دارند من آقای دکترملکی را به سمت وزارت بهداری و جناب آقای مهندس عطائی را به سمت کفالت وزارت کشاورزی و آقای مبشر را به سمت کفالت دارائی معرفی ميکنم.

رئيس اظهار داشت آقای نخست وزير نامه ای نوشنه اند راجع به تاريخ روز استيضاح وبنده هم که به سوابق مراجعه کرده ام سابقه داردکه وزراء يعنی وزيری که سابقه او بيشتر است از طرف نخست وزير به عنوان پاسخ دهنده معرفی ميشوند.

ميراشرافی – بله ولی جواب استيضاح مرا بايد خودش بيايد بدهد.

حائری زاده – اوسالم است به همه جا ميتواند برود ، به سفارت روس و سفارت امريکا ميرود ولی برای مجلس است که ناخوش است.

بهادری – بله آقا به او بگوئيد بايد به مجلس بيايد.

ميراشرافی- طبق آئيننامه خود نخست وزير بايد به مجلس بيايد و جواب استيضاح را بدهد.
احمد فرامرزی- به او پيغام بدهيد که خودش بايد در مجلس حاضر شود.

مير اشرافی – مملکت را مسخره کرده اند نخست وزيری که به مجلس نيايد چرا نخست وزير شده ؟ مملکت را نميشود از زير پتو اداره کرد ، چرا به او نميگوئيد به مجلس بيايد؟

زهری – طبق مواد ۱۷۳ و ۱۸۳ نظامنامه آقايان وزرائی که مورد استيضاح قرار گرفته اند بايد به مجلس تشريف بياورند ولی آقايان وزير دفاع ونخست وزير که مورد استيضاح هستند الان در مجلس نيستند.

رئيس – برای تعيين وقت به حضور همه وزراء احتياجی نيست.
دکتر بقائی – آئين نامه صراحت دارد.

شمس قنات آبادی – مطابق آئين نامه جديد وزيری که استيضاح ميشود بايد در جلسه حضور داشته باشد، چه روز تعيين و چه روز استيضاح.

بقائی – من ميخواستم همان مطلبی را که آقای زهری فرمودند عرض کنم. بايد وزير مورد استيضاح در جلسه حضور داشته باشد.

فرامرزی – آنچه در اين يکساله ما ميخواهيم به بعضی ازرفقا حالی کنيم اين است که آيا آخر عمر دولت ايران و مشروطيت ايران بعد از عمر مصدق سر ميرود يا بعد هم ما بايد مجلس و دولت و مشروطيتی داشته باشيم اگر آخر عمر ايران و مشروطيت ايران است حرفی نداريم ولی اگر قبول داريم که بعد از اين هم مشروطيت بايد باقی باشد جلوی آنهائی را که خلاف قانون رفتار ميکنند بايد بگيريد. آقای نخست وزير دوسالی است که مريضند و به مجلس نيامده اند و آدم هم تا بيايد تذکر بدهد و علت را سؤال کنند ميگويند خائن است. مشروطيت را فدای يک نفر نکنيد بايد بيايد اينجا و جواب بدهد.

رئيس – آقايان الان استيضاح مطرح نيست ، فقط بحث در تعيين وقت است يعنی تاريخ آن را ميخواهيم تعيين کنيم اگر اجازه بفرمائيد روز سه شنبه را برای استيضاح تعيين کنيم؟

بقائی – اين برخلاف آئين نامه است زيرا روز تعيين استيضاح هم بايد خود وزير استيضاح شده حضورداشته باشد. طبق ماده ۱۷۳ آئين نامه

قنات آبادی – اگر اجازه بفرمائيد آئين نامه خوانده شود مسأله حل است.

احمد فرامرزی – بايد متن آئين نامه خوانده شود.

مير اشرافی – در متن هم نوشته بجز آقای دکتر مصدق

رئيس – برای تعيين روزميتواند يکی ازطرف دولت يا وزير بيايد و مانعی ندارد.

۲۰ تير ۱۳۳۲
توهين به دولت
آقای دکترمصدق در مورد جريانات جلسه ۱۷ تير که طی آن اقليت مجلس جملاتی مشابه « اگر مريض است بايد به دارالمجانين برود» توسط ميراشرافی و يا « جناب دکتر مصدق به سفارت روس ميرود» را توهين نسبت به خود و دولت تلقی کرده و معتقد است مادام که رفع توهين نشودبه وزرای خوداجازه نخواهد داددرمجلس حاضر شوند.

امروز آقای ميراشرافی هنگامی که از اطاق فراکسيون آزادی خارج ميشد به خبرنگاران گفت به نظر بنده همه اش بهانه است من اصلا چندين اعلام جرم دارم. استيضاحی ديگر در مورد سياست خارجی دولت تهيه شده که تا بحال به امضای ۱۲ نفر از نمايندگان رسيده و متتظريم پس از تعيين تکليف استيضاح آقای زهری آنرا تقديم مجلس کنيم و از اين بهانه جوئی های دولت هم باکی نداريم.

روش مخالفين
روشی که اقليت برای تضعيف دولت درنظرگرفته اين است که موضوع استيضاح از دولت را مرتبا ادامه دهند ، بدين معنی که به مجرد اينکه دولت به استيضاح زهری پاسخ داد، استيضاح ديگری از دولت بشود و روی همين نظر هم استيضاح ديگری درباره سياست خارجی دولت تهيه کرده اند که تا بحال به امضای ۱۲ نفر رسيده و قرار است پس از تعيين تکليف استيضاح زهری تقديم مجلس گردد و از طرف ديگر ميخواهند از موضوع قهر دولت از مجلس استفاده نمايند و با توجه به آئين نامه داخلی مجلس بی ميل نيستند که همين وضع ادامه يابد که درروز جلسه عدم حضور دولت را به عنوان عدم توانائی او در جواب دادن به استيضاح تلقی نموده و دولت را ساقط شده بدانند.

رفراندوم
نخست وزير در ملاقات با نمايندگان فراکسيون نهضت ملی اظهار داشت در حال حاضر ۹۰ درصد نيرو و قدرت دولت صرف مبارزه با اقدامات مخالفين و خنثی کردن تحريکات آنها ميشود. در اينموقع که سياست خارجی دولت به مرحله ای رسيده که بايستی از پشتيبانی مجلس کاملا برخوردار باشد تمام توجه دولت معطوف به حملاتی است که مرتبا در مجلس به او ميشود. بدين جهت تصميم نهائی من اين است که طی يک نطق راديوئی مشکلات کنونی دولت و اقدامات مخالفين را در ميان بگدارم و برای ادامه حکومت خود «رفراندم» کنم و نظر ملت را نسبت به خود بخواهم.

به قرار اطلاع نخست وزير در اين تصميم خود کاملا مصمم است و با وجود مذاکرات زيادی که تاکنون با ايشان شده است به هيچوجه حاضر نيست از نظر و تصميم خود عدول کند.

۳۰ تير ۱۳۳۲
نطق دکتر مصدق به مناسبت قيام ۳۰ تير
هموطنان عزيزم
به مناسبت تصادف با روز سی ام تير به ياد بود شهيدانی که جان خود را در راه استقلال و عظمت کشور فدا کرده اند مراسمی بپا خواهيد کرد که هم مراتب تکريم و احترام قلبی خود را به روح پاک اين سربازان مجاهد راه حريت و آزادی تقديم کنيد و هم بدين وسيله ايمان و علاقه باطنی خويش را به ادامه مبارزه ای که اين رادمردان فداکار در راه آن شربت شهادت نوشيدند ابراز و اظهار نمائيد.

روز سی ام تير در تاريخ مبارزات ممتد ملت ايران فراموش شدنی نيست زيرا در اين روز تمام افراد ملت از هر طبقه و مقام در مقابل تحريکات اجانب يکدل و يک زبان قيام و اقدام کرده اند و تا به مقصود نرسيدند از پای ننشستند.

در اين روز تاريخی عده ای از گرامی ترين فرزندان ما به افتخار شهادت نايل شدند و با خون پاک خود نهال آمال ملت را آبياری کرده اند تا به همت آيندگان روزی بارور و سايه گستر شود و ملت ايران از نعمت امن وآسايش و استقلال واقعی و آزادی حقيقی برخوردار گردد.

اگر در آنروز آن مردم بيدار و هوشيار نبودند و اين حادثه را با ايمان و علاقه بی شائبه خود نسبت به ادامه نهضت ملی تلقی نميکردند و زمام سرنوشت خويش را بدست حوادث نامعلوم می سپردند نه تنها آينده خود را دچار خطرات عظيم کرده بودند بلکه به افتخارات گذشته خويش نيز خط محو و بطلان می کشيدند. اما خوشبختانه به عکس آنچه اجانب تصور ميکردند ملت ايران با روشن بينی و بصيرت کامل به آينده خود می نگريست و خويشتن را برای مقابله با هر حادثه ای که او را از ادامه مبارزه باز دارد آماده و مهيا می داشت و از هيچ مشکلی حتی مرگ بيم و هراس به دل راه نمی داد.

حادثه سی ام تير بوته امتحانی شد که ملت ايران را در خود گداخت و زر خالص او را از عيار فساد و تباهی جدا کرد و محک تجربه ای بود که افراد بی اراده و سست عنصر و همچنين خيانتکاران به مصالح ملی و دست نشاندگان سياست اجنبی از آن آلوده و رسوا بيرون آمدند. پس اگر در اين حادثه عده ای از عزيزترين فرزندان ما به درجه شهادت رسيدند برای وصول به هدف مقدسی بود که اين قيام ملی در پيش داشت و فنای ظاهری آنان ضامن بقای استقلال کشور و دوام حيات ملت شد و جون به طيب خاطر برای جهاد در راه حق و حقيقت و تقوی و فضيلت تن به مرگ دادند در اين سودا سرمايه حيات و زندگانی جاويد حاصل کردند و در مقابل اين فداکاری البته تا ايران باقی است نام اين آزاد مردان در سرلوحه و ديباچه تاريخ افتخارات کشور به عظمت و بزرگی ثبت و ضبط خواهد شد و اثری که با خون پاک خود در تحکيم مبانی ملت و اساس استقلال مملکت برجای گذارده اند ياد آن را پيوسته در دلهای ما و نسل های آينده باقی و برقرار خواهد گذاشت.

هموطنان عزيز ،
نهضت مقدس سی ام تير نشان داد که ملت ايران در مبارزه با اجانب به پايداری و استقامت مصمم است و ثابت کرد که اين ملت آنجا که پای شرافت و استقلال مملکت در ميان باشد مرگ را بر زندگی آلوده به ننگ و رسوائی ترجيح ميدهد و به هيچ قيمت از ادامه نهضتی که آن را به بهای خون فرزندان خود خريده است باز نخواهد ايستاد.

لابد بخاطر داريدکه سال گذشته در چنين روزهائی دولت از ادامه خدمتگذاری مأيوس شد زيرا از هر جانب خود را با موانع و مشکلاتی مواجه ميديد که دست سياست اجنبی فراهم کرده بود. در آن ايام نيز مانند اين روزها دست تحريکات و دسايس اجانب از هر جانب در کار بود و دولتی که می بايست تمام کوشش و نيروی خود را در آن دقايق حساس در راه پيشرفت آمال ملت صرف کند بيشتر اوقات خود را برای مقابله و مواجه با اين گونه تحريکات مصروف ميداشت و در نتيجه از هدف اصلی خود که پيشرفت نهضت ملی بود باز میماند و اين تنها آرزوی بيگانگان بود که دولت را خسته و ناتوان کنند و از ميدان مبارزه بدر برند، عاقبت اين گرفتاری ها و کارشکنی ها دولت را در تنگنا و فشار گذاشت که راهی جز کناره گيری در پيش نداشت و ناچار شد بار مسؤليت را که ملتی بر دوش او گذاشته است در نيمه راه مبارزه بر زمين گذارد.

اما بلافاصله معلوم گشت که ملت ايران با کناره گيری اين دولت ازکار موافق نيست وبهرقيمت که ممکن باشدنخواهد گذاشت اين جهادمقدس بی نتيجه وناتمام بماند.

قيام بی نظير سی ام تير و فداکاری بی مانندی که عموم افراد ملت در اين روز از خود نشان دادند نمودار واضحی از عزم راسخ ملت ايران به دوام و بقای نهضت ملی بود که به صورت ابراز عقيده عمومی دائر به بقا و ادامه خدمت گزاری اين دولت درآمد. اين رستاخيز ملی ثابت کرد که مردم ايران با واقع بينی و توجه کامل به مصالح خويش را خود انتخاب کرده و ديگر به هيچ قيمتی از آن باز نخواهد گشت. بيگانگان که در کمين بودند پس از اين واقعه دانستند که اين بار برخلاف انتظار با ملتی بيدار و علاقمند به استقلال خويش سر و کار پيدا کرده اند و ديگر ممکن نيست با حيله و نيرنگ اين ملت را از ادامه طريقی که به دشواری پيموده است بازدارند و او را به همان سر منزل اول برگردانند و مردمی را که برای تأمين مقاصد حقه ملی خود با کمال شهامت و شجاعت حتی تن به مرگ داده اند بفريبند.

امروز هم اگرچه نفع طلبی عده ای معدود روزنه اميدی در پيش چشم آنان گشوده است و در تاريکی ياس و حرمان راهی در پيش پای مطامع خود می بينند ولی چون هنوز اکثريت قريب به اتفاق ملت در عزم خود راسخ و در تصميم خويش پايدار است هرگز به مقصود نخواهند رسيد و از اين غبار کدورت کمترين گردی بر دامان ملت ايران نخواهد نشست.

هموطنان عزيز ،
قيام سی ام تير و جانفشانی و استقامت بی دريغ ملت و قطع اميد اجانب از اينکه بتواند در مبانی اتحاد و اتفاق ما رخنه ای ايجاد کنند در پيشرفت ملت ايران به سوی مقصد و هدف نهائی خود بيش از آنچه بتوان گفت پر ارزش بود و مفيد و مؤثر افتاد ، اکنون بر ما فرض و واجب است اين سرمايه معنوی را که در بهای خون پاک عزيزان بدست آورده ايم و بزرگترين ضامن پيروزی ملت در اين مبارزه و جهاد مقدس خواهد بود مفت و رايگان از دست ندهيم و اتحاد و اتفاق خود را با کمال دور انديشی و خالی از هرگونه شائبه و غرض ورزی و کينه توزی حفظ کنيم و نگذاريم حريف مکار اين حربه قاطع را از دست ما بگيرد و با ايجاد نفاق و پراکندگی ما را چنان بخود سرگرم و مشغول کند که آمال ملی خويش را بکلی فراموش کنيم و از پيشرفت بسوی مقصد نهائی باز مانيم.

ملت ايران اگر خواسته باشد در رديف ساير ملل بزرگ جهان مقام و موقعيتی را که شايسته او و گذشته پر افتخار او است بار ديگر احراز کند بايد ازمحروميت و مشکلات نگريزد و از فداکاری و جانبازی نترسد. ما نبايدزندگی را بهرصورت وبهر کيفيت که به ما عرضه ميشود دوست بداريم و بدان قانع و خرسند باشيم اگر زندگانی توأم با آزادی و استقلال نباشد پشيزی ارزش نخواهد داشت.

برای رسيدن به اين هدف عالی تاريخ زندگی ملل بزرگ عالم شاهد مبارزات و مجاهدات و گذشت ها و فداکاری ها است سرنوشت ملت ايران نيز در طول تاريخ خود همواره با اينگونه محروميت ها و مصائب توأم و همراه بوده است و در همه اين موارد ملت ما موانع و مشکلات را با بردباری و شکيبائی تحمل و تلقی کرده و سرانجام از آن پيروز و سربلند بيرون آمده است.

جای تأسف نيست که جمعی از برادران و فرزندان گرامی ما در واقعه ۳۰ تير جان خود را در راه حفظ سعادت و عظمت ملت ايران فدا کرده اند و با اين فداکاری سرمايه افتخار جاويد برای خود و خاندان خويش اندوخته اند. جای تأسف موقعی خواهد بود که خدای ناخواسته ملت نتواند از اين فداکاری های بی دريغ فرزندان خود نتيجه ای که لازم است بدست آورد و از اين خون های مقدس که ريخته شده بهره ای که شايسته است نتواند تحصيل کند، آنهم يقين دارم که با جسن تشخيص و موقع شناسی ملت ايران هرگز پيش نيايد و آرزوی ما در حفظ استقلال وتجديد دوران مجد و عظمت ديرين اين کشور باستانی هرپه زودتر تحقق پيدا کند.

آموزه ای برای تمام قرون

۵ مرداد ۱۳۳۲
پيام نخست وزير
هموطنان عزيز ، يک سال پيش هنگامی که اينجانب از مسافرت لاهه به خاک وطن عزيز مراجعه کرده بودم و همه در انتظار صدور رأی ديوان بين المللی دادگستری بوديم مشکلاتی در راه دولت بوجود آمد که خدمت گذار ناگزير از کار کناره گرفت ، اما شما ملت رشيد ايران که همواره با واقع بينی خاص متوجه حقايق امور بوديد نگذاشتيد دشمنان نهضت ملی ايران به آرزوی خود برسند و نهالی را که پس از مرارت ها و زحمت های زياد با خون دل مردم ايران آبياری شده بود ريشه کن کند.

از اين رو با يک قيام جانانه و با ايثار خون خود در روز تاريخی سی ام تير دست عمال اجنبی را از کار کوتاه کرديد و ملل دنيا را از اين قوت نفس و قدرت اراده دچار اعجاب و شگفتی ساختيد ، در نتيجه اين دولت بار ديگر با استظهار به حمايت و پشتيبانی بی دريغ شما زمام امور را بدست گرفت و با تأييدات خداوند متعال و به اتکاء شما مردم فداکار توانست با وجود مشکلات فراوان مبارزات خود را با اجانب در راه تأمين استقلال کشورادامه دهد وبقدر امکان درانجام اصلاحات داخلی با وضع و اجرای لوايح قانونی سودمند قدمهايی بردارد.

در طی اين مبارزه و اصلاحات که بنا بر اراده ملت ، دولت بدان دست برد البته منافع عده ای در خطر افتاد و مسلم بود که آنها حاضر نميشدند به آسانی از مطامع خويش صرفنظر کنند و طبعاً هرجه دامنه اصلاحات توسعه می يافت بر عده ناراضی که اين بار برخلاف گذشته نميتوانستند با خدعه و تزوير خود را با وضع موجود تطبيق دهند افزوده ميشد و بيگانگان نيز که از هر فرصتی استفاده ميکنند با تحريک و تقويت اين عده و همآهنگ ساختن فعاليت های آنها می کوشيدند تا هر روز مشکلات تازه ای ايجاد کرده و سر انجام دولت را به زانو درآورند.

حوادث غم انگيز نهم اسفند وتوطئه قتل فجيع سرلشگر افشار طوس و تحريک برای ايجاد بلوا و آشوب در بين عشاير و حملات زننده به خدمتگذاران مملکت و استفاده از تريبون مجلس شورای ملی برای حملات غرض آلود به دولت و تعطيل مشروطيت با منجرف ساختن مجلس از ايفای وظيفه اصلی خود توسط اقليت و بالاخره طرح نقشه سقوط دولت با بکار بردن دسايس اوضاعی بوجود آوردند که سد بزرگی در راه دولت ايجاد شود ، بطوری که قسمت اعظم وقت دولت مصروف آن ميشد که از اين اخلالگريها و کار شکنی ها جلوگيری کند و نگذارد عناصر ضد ملی در کار خويش توفيق حاصل کنند و نهضت ملی ايران را سرنگون سازند.

آنچه در اين ماجرا شايان توجه ميباشد اين است که حملات و اعتراضات مخالفين به تحريک اجانب همواره وقتی رو به شدت می نهاد که ايران از لحاظ سياست خارجی در موقعيت مناسبی قرار گرفته بود چنانکه کارشکنی مخالفين که منجر به انقلاب تاريخی سی ام تير شد نيز هنگامی صورت گرفت که رأی ديوان لاهه در شرف صدور بود. بديهی است تنها وقوع همين حوادث در چنين مواقع خاص کفايت مي نمود که مردم بيدار و هوشيار ايران از منشاء تحريک و منبع الهام مخالفين ادامه نهضت ملی ما بخوبی آگاه شوند.

در ميان اين مشکلات دولت به اتکاء ملت راه خود را با کمال استقامت ادامه ميداد و چون از نعمت اعتماد مردم برخوردار بود از هيچ مشکلی هراس نداشت ودر طی متجاوز از دوسال خدمتگذاری مراحل بسياری از مبارزات ملت ايران را با حسن ختام به انجام رسانيد اما اين موفقيت ها آسان بدست نيامد و در تمام مراحل ملت ايران در خارج و داحل با کارشکنی ها و اخلالگری های اجانب مواجه بوده است و اکنون هم که مراحل چندی از اين مبارزه با موفقيت طی شده و اميد ميرود بزودی با قطع نفوذ اجانب و تأمين استقلال واقعی مملکت آمال ملت ايران جامه عمل بپوشد.

هنوز آن تحريکات و دسايس باقی است و بيگانگان که براثر اتحاد کلمه واتفاق مردم مملکت خود را با اينگونه شکست مواجه می بينند مي کوشند تا اين اتحاد و يگانگی را به اختلاف و نفاق مبدل سازند و مخالفين داخلی را که هر يک به عللی علم مخالفت برداشته اند به يکديگر نزديک نموده و به اين طريق دولت را از ميدان مبارزه بدر و راه را برای تأمين منافع ديرين خود بار ديگر هموار کند.

هموطنان عزيز ، چنانچه عرض شد قدمهائی که تاکنون برداشته شد بعد از مشيت الهی به واسطه اتحاد کلمه و پشتيبانی و حمايت عموم ملت ايران بوده است و هرکس ادعا کند که در اين کار سهمی و حقی بيش از ديگران داشته ادعايش باطل و بی اساس است. ما همه در اين مبارزه با هم همکاری کرديم و نتايجی هم که بدست آمده براثر همين همکاری متقابل و صميمانه بوده است. امروز هم اگر براثر اغراض خصوصی عده ای منحرف شده باشند درصورتی که ملت ايران با منحرف شدگان همکاری نکند و آقايان را از خود براند اقدامات اجانب بجائی نخواهد رسيد و دولت به هدايت ملت بی دغدغه خاطر راه خود را با کمال ثبات و استقامت ادامه خواهد داد.

در ميان مخالفين امروزی عده قليلی هستند که از شروع اين نهضت از همقدمان و همراهان بوده اند ولی به علتی که ترک ذکر آن اولی است اکنون ملت را در آخرين مراحل پيروزی رها ساخته و در تضعيف دولت و جلوگيری از پيشرفت آمال ملی حتی از مخالفين قديم هم پيش افتاده اند. اگر نهال نهضت ملی ايران که با خون پاک فرزندان برومند اين کشور آبياری شده به ثمر رسيده بود ويا در مبارزه دولت با اجانب و تأمين سعادت و استقلال ملت ايران اندک انحرافی حاصل شده بود اينگونه نفاق ها و خصومت های فردی و غرض ورزی های شخصی محملی داشت و ممکن بود مخالفت آنان را بطريقی موجه قلمداد نمود ولی با وضع فعلی هيچ نميتوان گفت که اين عده به کدام دليل قابل قبول در اين دقايق حساس خود را از سرنوشت ملت خويش جدا ساخته و علم مخالفت برافراشته اند؟

آيا مخالفين فعلی تصور نميکنند درصورت ادامه اين وضع ثمره فداکاری ها و جانبازی های چندين ساله ملت ايران که اکنون به آخرين مراحل خودنزديک ميشود بهدر رود لعن ونفرين ابدی برای آنان درتاريخ خواهد ماند؟ در مبارزه ای که اکنون در پيش گرفته ايم دو راه بيشتر وجود ندارد ، يا مقاومت و پايداری که پايان آن سعادت و استقلال واقعی و عظمت ملت ايران است يا انقياد و تسليم که نتيجه اش ننگ و رسوائی ابدی و محروميت از مزايای حکومت ملی و تحمل مقاصد و مظالم حکومت های فردی و ديکتاتوری است.

هموطنان عزيز، اکنون بيگانگان باتمام قوا ميکوشندکه در صفوف متحد ملت ايران رخنه کنند ، متأسفانه در مجلس شورای ملی هم که حقاً ميبايست بزرکترين مرکز مبارزه با اينگونه افکار باشد کانونی برای پيشرفت مقاصد سوء آنها تشکيل شده است. در اين مجلس گروهی از مخالفين با پيروی از سياست بيگانه، با بعضی از منحرف شدگان ميکوشند که زمام امور را به دست دولتی بدهند که بتواند مطامع بيگانگان و منافع آنان را تأمين کند و برای انجام اين منظور تريبون مجلس را وسيله ای برای تبليغات مضره خود قرار داده اند.

با مشکلات فراوانی که در پيش است دولت نميتواند اين کار شکنی ها و دسايس را تحمل کند و به اين عده مجال دهد که با سرنوشت ملت ايران بازی کرده و مجلس شورای ملی را جولانگاه مقاصد شوم خود قرار داده و عرصه را بر اکثريت نمايندگان دلسوز و علاقمند به مصالح کشور تنگ کنند. شايد در هيچ يک از ادوار قانونگداری سابقه نداشته باشد که عده ای از نمايندگان مجلس تا اين حد احترام اين مرجع بزرگ را که کانون آرزوها و آمال ملت است از بين ببرند. کسانی که برای حمله بدولت بيشتر اوقات ازحربه عدم نظم و امنيت استفاده ميکردند و به دولت اعتراض مينمودند خود آنها مرکزقانون گذاری را به صورت بی نظم ترين و نا امن ترين مراکزدرآورده اند وبجای اينکه دولت را در اجرای لوايح قانونی عام المنفعه و سودمند ياری کنند هر روز به نحوی در کار دولت و مجلس شورای ملی کارشکنی ميکنند.

اين آقايان برای آنکه مقاصد خود را جامه عمل پوشانده و بشدت به دولت بتازند موضوع مشکلات مملکت و فقر و بيچارگی مردم را بهانه و دستاويزميکنند و حال اينکه اين مشکلات و فقر و بدبختی چيزی نبوده و نيست که در دوسال اخير بوجود آمده باشد ، بلکه اينها ثمره صد و پنجاه سال تسلط اجنبی بر ايران بوده است. از اينها گذشته اگر در خلال يکی دو سال اخير مشکلاتی از لحاظ مالی و بازرگانی بوجود آمده اين موضوعی است که يک ملت وارد در مبارزه و پيکار بايد آنرا تحمل کند زيرا هيچ کس نيست نداند متجاوز از دو سال است با يکی از مقتدر ترين دول استعماری روی زمين وارد يک مبارزه اقتصادی و سياسی شده ايم و بدون شک در اين پيکار حياتی وضع حريف با همه کمک هايی که متحدينش به او ميکنند از ما بد تر است و هنوز پس از ۸ سال که از جنگ دوم جهانی ميگذرد بسياری از مواد خواربار در آن کشور جيره بندی است و از لحاظ مالی و اقتصادی به تصديق مسؤلين آن کشور در آستانه ورشکستگی قرار دارد.

بنابراين در روزهای جنگ سربازانی که بخاطر مقاصد عالی و هدفهای ملی قدم در ميدان مبارزه ميگذارند بايد انتظار ناملايمات و محروميت هائی را هم داشته باشند و کسانی که تنها راحت و آسايش خود را ميخواهند هيچگاه نبايد قدم به ميدان کارزار بگذارند. ملت هايی که برای احقاق حقوق از دست رفته و در راه آزادی و استقلال خود وارد پيکار شده اند سالها فداکاری و جانبازی و از خود گذشتگی کرده اند تا به مقصود خود نائل شده اند. ملت ايران نيز در طول تاريخ درخشان خود قرن ها با دشمنان خود پيکار کرده و فداکاری ها نموده و قربانی ها داده تا دست اجانب را از خاک وطن کوتاه کرده . مبارزاتی را هم که ملت ايران دو سال است آغاز نموده برای ريشه کن ساختن يک تسلط شوم صد و پنجاه ساله از بيگانگان است که با همه سر سختی و کينه توزی در عرض همين مدت کوتاه موفقيت های بزرگی نصيب آن شده و انعکاس آن حتی در کشور های مختلف گيتی موجب تحسين و تمجيد ملل آزاد گرديده است.

در خلال ۲۷ ماهی که از عمر اين دولت ميگذرد مخالفين نهضت ملی ايران که جز منافع خصوصی و اغراض شخصی منظوری ندارند در همه جا برعليه مصالح مملکت قيام کرده اند. اين مخالفت ها طی ماه های اخير از صفحات بزحی از جرايد و اجتماعات تجاوز کرده و به مجلس شورای ملی کشيده شده است بطوری که ميتوان گفت مجلس در ماه های اخير به صورت هسته مرکزی و پايگاه اصلی اين اخلال گريها درآمده است.

هدف مخالفين و منافقين علاوه بر اخلال درکار دولت اين است که اصالت نهضت ملی ايران را لکه دار کنند و به دنيا اينطور بفهمانند که ديگر کسی طرفدار اين نهضت بزرگ تاريخی نيست ولی مردمی که موجد اين رستاخيز عظيم هستند و با خون خود اوراق اين نهضت مقدس را نگه داشته اند طی تظاهرات پر شور و پر هيجان خود نشان داده اند که نهضت ملی ايران با حيات و موجوديت آنها بستگی دارد و دست هيچ نامحرمی نميتواند نهضت تاريخی مردم ايران را لکه دار کند. ملت ايران با قيام های دليرانه خود بارها عدم رضايت خويش را نسبت باعمال و رفتار دشمنان نهضت ملی ايران و نمايندگان مخالفی که پا بر روی مصالح ملت و مملکت ميگذارند ابراز داشته است.

آن رادمردان و مجاهدينی که در صدر مشروطيت در راه آزادی و مشروطيت ايران نقد جان باختند و آن خونهائی که از پيکر افراد فداکار و از جان گذشته بر خاک وطن ريخته شد برای اين بود که ملت ايران بتواند در سايه آزادی و قانون در خانه خود يعنی در وطن خويش با رفاه و آسايش و سربلندی و سرفرازی زندگی کند. آنها هيچگاه تصور نميکردند که روزی عده ای در پناه قانون اساسی دست به هر بی قانونی بزنند و بنيان مشروطيت و قوانين مملکت را متزلزل سازند و در سايه مصونيت پارلمانی با سرنوشت کشور بازی کنند.

آنها هيچگاه باور نميکردند که پس از مدت کوتاهی عده ای مجلس را به صورت سنگری عليه استقلال و حاکميت ايران درآورند و راهی دنبال کنند که سرانجام آن اضمحلال مشروطيت و فنای آزادی باشد بهمين جهت وقتی دولت احساس کرد با اين همه اخلال گريها و کارشکنی ها نميتواند وظايف خود را انجام دهد و مسؤليت بزرگی را که بر عهده دارد همچنان بدوش بگيرد تصميم گرفت در اين مورد از ملت رشيد ايران استمداد کند. اين نکته را جمعی از آقايان نمايندگان نيز تشخيص داده و چون ديدند که با يک چنين اوضاع نامساعد ادامه خدمت مقدور نيست از مقام نمايندگی استعفا دادند.

هموطنان عزيز ، امروز يکبار ديگر دولت ناچار شده است اين حقايق را بی پرده با شما در ميان بگذارد و در رفع مشکلات خويش از شما استمداد کند زيرا اين رأی و نظر شما است که بايد حق و باطل را از هم جدا سازد و خوب و بد را از يکديگر تشخيص دهد ، شما همه از جريان کار محلس شورای ملی خوب با خبر هستيد و هيچ يک از جزئيات آن از نظر شما پوشيده و پنهان نيست دولت ناچار است صريحاً اعلام کند که با وضع کنونی مجلس، اميد هيچ گونه موفقيتی درمبارزه ملت ايران نيست ناچاراست از شما مردم وطن پرست تقاصا کند عقيده خود را در بقا يا انحلال آن صريحاً اظهار کنيد. درصورتی که بين مجلس و افکار عمومی ملت اختلاف حاصل شود و مجلس به صورت يک دستگاه کارشکنی برعليه دولت درآيدمجلس منحل ميشود و قضاوت امر را به عهده مردم محول مينمايد ، چنانچه افکار عمومی با نظر دولت تطبيق کند نمايندگان ديگری اتنخاب و روانه مجلس شوند و باين ترتيب بين دولت و مجلس همکاری ايجاد شود و چرخ اداره مملکت از کار نيفتد.

بنابراين تنها اراده قاطبه افراد ملت که دولت و مجلس به وجود آنها قائم است ميتواند قضاوت قطعی در اين باب را بنمايد و آن کسانی که ادعا کنند ملت حق ندارد و نميتواند در اين مورد اظهار عقيده کند سخت در اشتباه هستند زيرا تنها ملت است که ميتواند راجع به سرنوشت خود و سرنوشت مملکت اظهار عقيده کند.

پنجاه سال پيش ضرورت تاريخی ايجاب کرد که ملت ايران در راه آزادی و مشروطيت خود قيام نمايد و با ايثار خون خويش به حق خود برسد و قانون اساسی را بوجود آورد ، اکنون نيز در اين لحظات حساس که کشور ما در استانه مرگ و زندگی قرار دارد و دشمنان ايران عليه استقلال و آزادی ما بالاترين تلاش خود را بکار ميبرند مصالح کشور ايجاب ميکند که ملت ايران تصميم خود را درباره نهضت ملی و وضع مجلس و دولت روشن کند. اين تنها ملت ايران يعنی بوجود آورنده قانون اساسی و مشروطيت و مجلس و دولت است که ميتواند در اين باره اظهار نظر کند لاغير ، قانون ها ، مجلس ها و دولت ها همه برای خاطر مردم بوجود آمده اند، نه مردم بخاطر آنها. وقتی مردم يکی از آنها را نخواستند ميتوانند نظر خود را درباره آن ابراز کنند.

درکشورهای دمکراسی و مشروطه هيچ قانونی بالاتر از اراده مردم نيست. بهمين جهت دولت در اين لحظه حساس تاريخی مشکلی را که با آن مواجه شده با ملت در ميان ميگذارد و راجع به اين مجلس از مردم سؤال ميشود که اگر با ادامه وضع کنونی مجلس شورای ملی دوره هفدهم تقنينيه موافقت دارند دولت ديگری روی کار بيايد که بتواند با اين مجلس همکاری کند و اگر با اين دولت و نقشه و هدف آن موافق هستند رأی به انحلال آن بدهند و مجلس ديگری تشکيل شود که بتواند تأمين آمال ملت با دولت همکاری کند. طرز اجرای اين منظور و استنباط از افکار عمومی درمورد انحلال يا ابقای دوره ۱۷ مجلس شورای ملی و مقرراتی که برای اجرای آن پيش بينی شده بعداً به اطلاع هموطنان عزيز خواهد رسيد تا با رعايت آن به ايفای وظايف ملی خود قيام فرمايند و يکبار ديگر ايمان و علاقمندی خود را به اصول و هدف نهضت مقدس ملی به جهانيان ثابت کنند.

۶ مرداد ۱۳۳۲
شمس قنات آبادی که علاوه بر عضويت در فراکسيون نجات نهضت به رهبری دکتر بقائی نقش سخنگوی اقليت را نيز به عهده دارد به خبرنگاران گفت ما نيز از خبرهای آغاز مجدد مذاکرات نفت مستحضر ميباشيم اما حقيقت قضيه اين است که دکتر مصدق در مسأله غرامت که به هيچوجه مورد قبول ملت ايران نبوده و نيست و نخواهد بود قصدسازش با امريکائی ها را دارد و برای اجرای اين منظور مسأله رفراندوم را پيش کشيده است و به اتکاء آن ميخواهد مجلس را منحل کند و بعد به سازش خود با امريکائی ها و انگليس ها در مسأله غرامت صورت قانونی بدهد. بدين جهت اعلام ميکنم که مراجعه دکتر مصدق به آرای عمومی نه مربوط به اعمال اقليت است و نه استيضاح زهری، بلکه دکتر مصدق فقط و فقط از نظر سازش با خارجی در مسأله غرامات شرکت نفت قصد اقدام باين عمل را دارد.

سد ديگری در برابر دولت
نظارت در نشر اسکناس

آقای مکی امروز اظهار داشت آقای نخست وزير از انتخاب اينجانب به سمت نظارت بانک ملی عصبانی است، عصبانيت ايشان به اين علت است که اگر اسکناس اضافی منتشر کرده باشد بيم دارد که اگر من از اين مسأله خبردار شوم ملت ايران را در جريان خواهم گذاشت. اگر ايشان همانطور که هميشه متذکر شده اند مايلند هميشه ملت را در تمام امور بگذارند چرا مايل نيستند که ملت از اين راز که با هستی آنها بستگی دارد مطلغ شود پس عملی برخلاف مصالح ملت شده است که نميخواهد ملت از آن آگاه شود.

ضمنا نامه ای به آقای دکتر نصيری مدير بانک ملی نوشته ام مبنی بر اينکه ازنظر مسؤليتی که مجلس شورای ملی جهت نظارت در اندوخته اسکناس به اينجانب ابلاغ نموده است از نظر اجرای قانون هر نوع فعل و انفعال درنشر اسکناس و همچنين هر نوع فعل و انفعال در پشتوانه اسکناس به عمل آيد بايد با نظارت کامل اينجانب باشد و تخلف از آن موچب مسؤليت خواهد بود. ضمنا رونوشت اين نامه جهت رئيس ديوان عالی کشور و دادستان ديوان عالی کشور و مجلس شورای ملی نيز فرستاده شده است.

اعلاميه فراکسيون آزادی
جناب آقای مصدق السلطنه چون ضمن پيام راديوئی خود برای انحراف افکار عمومی متوسل به تهمت و افترا گرديده و روش ما را در انجام وظايف قانونی تخطئه نموده و خواسته اند با دلايل غير موجه عمل انحلال مجلس را که خود قيام عليه مشروطيت ايران است صحيح و لازم قلمداد کنيد امروز بر هيچکس پوشيده نيست که عمليات و خيالات غير قانونی جنابعالی برای فرار از جواب استيضاح نمايندگان و اغفال افکار عمومی ميباشد ضمن پيام خود فرموده ايد که اعمال و گفتار ما برای حفظ اصول قانون اساسی و حقوق مجلس و مجلسيان موجب اتخاذ چنان تصميم غير قانونی گرديده است. لذا با استظهار به ملت ايران و موکلين خود بدين وسيله به اطلاع آن جناب ميرسانيم که اگر از فاش شدن حقايق باکی نداريد و واقعاً مؤمن به اصول دموکراسی هستيد اجازه فرمائيد ساعتی از وقت خود را در اختيار ما بگذاريذ تا بتوانيم به اتهامات ناروای جنابعالی پاسخ گفته نظريات خود را با ذکر دلايل در معرض قضاوت عامه هموطنان عزيز قرار دهيم.

۷ مرداد ۱۳۳۲
اعلاميه کاشانی
جون راديو که بودجه آن ازمال اين ملت فقير است و بايد صرف تبليغات و مطالب و مباحث مفيد بحال اين ملت بشود فقط و فقط برای مقاصد شخصی و اغراض منافی مساعی ملت و مملکت و اشتباه کاری و بی آبرو نمودن مردم آبرومند و متهم داشتن اشخاص صالح و ميهن پرستی که ميتوانند سدراه ديکتاتوری آقای محمدمصدق بشوند بکار ميرود و ممکن نيست بدان وسيله عقايد خود را به سمع هموطنان عزيز برساند بدين وسيله به اطلاع ميرسانم :

ملت غيور ايران فراموش نکنيد که از ۱۰ سال به اين طرف يک نهضتی درايران پيدا شده و هر روز قوی تر و محکم تر گرديده تا توانست دولت های دست نشانده امثال هژير و رزم آرا را از بين ببرد و نفوذ اجانب را نابود و يا لااقل ضعيف و نفت را ملی سازد و آقای دکتر مصدق از اين نهضت استفاده کرده و همآهنگی با آن نشان داده تا بوسيله آن حريف های خود را از عرصه حکومت دور کرد و خود بر مسند صدارت نشست. اکنون ۲۸ ماه است که ايشان زمامدار است و در تمام اين مدت يک قدم مفيد بحال شما که بتواند آنرا اسم ببرد برنداشته مگر موضوع ملی شدن نفت که با فداکاری و قيام عمومی ملت ايران بوده است.

هر روزوعده های بزرگ ميدهد و فردا عذرميآورد که من ميخواستم اين کار ها را بکنم ولی عمال اجنبی کارشکنی کردند و به ادعای او عامل اجنبی هر کسی است که از او مؤاخذه کند يا بپرسد آن مواعيدی که شما در اين مدت داده ايد کجاست؟ يا چرا يک قدم اصلاحی برنميداريد يا چرا اعمالی را که بديگران ايراد ميگيريد خودتان مرتکب ميشويد.

با اين ترتيب يعنی با هو و جنجال و ادعا و تهمت و افترا تمام قوه های موجود در مملکت را از بين برده و ساعت بساعت راه را برای رسيدن به ديکتاتوری و حکومت فردی و خودسری هموار ساخته تا بر تمام قوای مملکت مسلط گرديد و اکنون به اتکای چند تانک و ارابه جنگی و انواع نظامی و پليس و ژاندارمری که در دست دارد ميخواهد رفراندوم و مجلس را منحل کند.

آقای دکتر مصدق مجلسی را که خودش انتخاب کرده و بيش از صد بار گفته که صدی هشتاد آن ملی است قبول ندارد و برای فرار از استيضاح و راه ندادن به ناظر بانک که از طرف مجلس انتخاب شده تا به حساب اسکناس های زيادی که منتشر ساخته و ظاهرا درحدود ۴۵۰ ميليون تومان است مجلس را با وادار ساختن نوکران خود به استعفا تعطيل و برای انحلال آن رفراندوم ميکند.

اين مجلس وقتی به دکترمصدق اختيارات غير قانونی ميدهد ملی و وقتی او را استيضاح ميکند عامل اجنبی است. رفراندوم مال ممالکی است که دولت آن معلوم نيست و مشروطيت و قانون اساسی ندارد يکبار رفراندوم ميکنند که رژيم مملکت را معين سازند و الا در مملکتی که رژيم آن معين و قانون اساسی دارد و حکومت آن مشروطه است هيچ راهی برای فرار از استيضاح و دست ردن به رفراندوم نيست. در مملکت مشروطه مطابق قانون اساسی برای نخست وزير حدود و ثغوری معين شده و هرکس برخلاف اين قوانين قدمی بردارد اقدام برخلاف مشروطيت و قانون اساسی نموده و از لحاظ خيانت به کشور قابل تعقيب و مستحق شديد ترين مجازات است.

اين نکته را برای اين تذکر ميدهم که وزرا و مأمورين لشگری و کشوری متوجه باشند مخصوصا وزير دارائی از لحاظ پرداخت از بيت المال برای صرف رفراندوم خلاف قانون خصوصا متوجه گردند که در صورت انجام دستور های خلاف قانون در مورد رفراندوم و تضييع حقوق ملت ايران شريک و سهيم هستند و از تعقيب مصون نخواهند بود.

آقای دکتر مصدق خوب ميداند که اگر با آزادی و بطور طبيعی به آراء ملت مراجعه کند صدی نود و هفت مردم عليه او رأی ميدهند ولی جون تمام قوای کشور را در دست دارد و يک قانون من درآوردی امنيت اجتماعی و يک حکومت نظامی دائم مثل شمشير بران بالای سر مردم نگاه داشته و يک مشت اوباش و رجاله و چاقوکش توی کوچه ها راه مياندازد که در حمايت تانک و ارابه جنگی و سرنيزه نظامی به مخالفين او هتاکی کنند رفراندوم ميکند آنهم با ترکيبی که موافق از مخالف معلوم و نام و تمام مشخصات رأی دهنده معين باشد ، با اين ترتيب تنيجه رفراندوم معلوم است.

هرکس چنين رفراندومی بکند نتيجه بکام اوخواهد بود، باز اگر مخالف از موافق معلوم نبود و رأی مخفی بود و مردم با آزادی ميتوانستند رأی بدهند نتيجه عايد او نمی شد، ايشان اگر راست ميگويند و ميخواهند رفراندوم کنند و به عمل خلاف قانون دست بزنند وسايل ارعاب و تشويقی که در دست دارد به زمين بگذارد و خود استعفا بدهد و بعد رفراندوم کند تا بداند که در ميان مردم چقدر موافق دارد.

ملت ايران ما و دکتر مصدق همه ميرويم اين مقام ها زود گذر است ولی مملکت و مردم ايران بايد بماند اجازه ندهيد که دکتر مصدق برای حکومت چند روزه خود راهی باز کند که هميشه قانون اساسی و مشروطيت و حتی استقلال و وحدت ملی شما در خطر باشد زيرا همين عملی که دکتر مصدق ميکند اگر نافذ شد و پيشرفت کرد و شما قبول نموديد هر نخست وزيری بعد از او حق خواهد داشت به مجلس که حکومت بر همه مقامات و قوا دارد اعتماد نکند و اگر خود را از مجلس درفشار ديد رفراندوم کند و مجلس را منحل سازد و با اين ترتيب بجای اينکه اختيار ماندن و رفتن دولت در دست مجلس باشد بقا و عدم مجلس بدست دولت خواهد افتاد.

هموطنان عزيز ۲۸ ماه است که دکتر مصدق با هو و جنجال و عوام فريبی مردم را مشغول کرده و هر روز برای اينکه مردم به حساب گذشته او نرسند و به زمامداری ادامه بدهد حساب نو باز ميکند و هر روز بهانه ميگيرد و وعده نزديکی ميدهد. از روزی که آمده و زمام امور را در دست گرفته تا امروز به نظر بياوريد که چه وعده هايی داده و چطور هر روز حرف خود را عوض کرده و گناه را به گردن کسی انداخته و هر دفعه که تقاضائی داشته گفته اگر اين تقاضای مرا انجام بدهيد درفلان مدت بسيار کوتاه کار را تمام ميکنم. روزی که خواست نخست وزير شود گفت من در يک هفته کار نفت را تمام ميکنم و الان بيش از دو سال از حکومت او گذشته و هنوز اندر خم يک کوچه است.

آقای دکتر مصدق دراين مدت کاری برای مملکت نکرد ولی برای ادامه حکومت خود به خرابکاری های زيادی دست زده از آن جمله نشر محرمانه مقدارزيادی اسکناس است که گفتم درحدود ۴۵۰ ميليون تومان است. به علاوه طبق اطلاعات حاصله آن جناب پشتوانه های موجود در افريقای جنوبی را به امريکا حمل و در آنجا به گرو گذاشته و چون جناب آقای مکی به سمت ناظر بانک ملی انتخاب شده و متوجه گشته است که عنقريب از روی خلافکاری هايش پرده برداشته و رسوا ميشود اقدام به تعطيل مجلس کرده است.

اعمال خلاف دولت چه در مورد نفت بخصوص ۵۰ درصد تخفيف قيمت نفت خام و قبول غرامت و قطع منافع ايران از ۲۳۰ شرکت فرعی و چه درمورد اقتصاديات از قبيل تثبيت ارز به بهای گزاف و زيان مردم و اقدامات خلاف مصلحت او در سياست خارجی و داخلی به انداره ای شديد شده است که آقای دکتر مصدق بخوبی ميداند هرچه زودتر بايد حساب خطا کاريهای خود را به ملت ايران بدهد و چون نه جوابی برای اين اقدامات ناصواب و خلاف قانون دارد و نه جرئت حضور در مجلس را در خود می بيند چون غريقی به هر عمل خلاف قانون متشبث شده از جواب استيضاحات که خقا قانون اساسی برای نمايندگان معين نموده طفره ميرود و برای مشوب کردن اذهان و افکار عمومی دست به تبليغات غير واقع زده به عنوان اينکه از طرف نمايندگان به من توهين و يا بنام اينکه برای کشتنم توطئه چيده اند از حضور در مجلس خودداری ميکند.

شما هموطنان عزيز می بينيد که تا امروز چه کسی به نفع اجنبی قدم برداشته و آنچه تا امروز کرده مستقيما به مصلحت اجنبی و زيان مملکت بوده است. شما مردم غيور ايران موظفيد که از استقلال مملکت و وحدت ملی و آزادی مشروطيت دفاع کنيد و اجازه ندهيد با عوام فريبی و هو و جنجال راهی باز کنند که زوال مشروطيت و آزادی و زيان استقلال مملکت و وحدت ملی شما باشد.
سيد ابوالقاسم کاشانی

تحصن نمايندگان اقليت در مجلس
نمايندگان غيرمستعفی مجلس که ازدو هفته پيش به عنوان مخالفت با رفراندوم و غير قانونی جلوه دادن آن درخارج مجلس فعاليت داشتند پس از نطق راديوئی نخست وزير و قطعيت يافتن رفراندوم چون برای آينده خويش مخاطراتی تصور ميکنند پس از يک جلسه سه ساعته در حضور ابوالقاسم کاشانی مصلحت را در اين ديدند که بطور اجماع در مجلس متحصن شوند.

اطاعيه وزارت کشور در مورد برگذاری رفراندم
به کليه فرمانداران و بخشداران ، در اجرای تصويب نامه شماره ۱۴۱۶۰ هيأت وزيران راجع به مراجعه به آراء عمومی درباره ابقا يا انحلال مجلس شورای ملی که جداگانه ابلاغ شده است مراقبت و دقت لازم بفرمائيد که اين امر در کمال بی طرفی و صخت انجام يافته و مقررات تصويب نامه بطور صحيح و کامل به موقع اجرا گذاشته شود. برای آشنائی آقايان فرمانداران و بخشداران به طرز عمل جزئيات امور را واضخ و روشن در اين بخشنامه بيان نموده تا جای هيچگونه ابهام برای آقايان باقی نماند و چون پس ار ۷ روز از اخذ آرائ در شهر تهران درساير شهرها و مراکزبخش ها اخذ رأی به عمل خواهد آمد مقدمات کار بايد طوری فراهم شود که به محض تعيين روز اخد رأی در تهران در شهرستانها و بخشها برای تشکيل انجمن های نظارت اقدام شود و در روز قبل از اخذ رأی انجمن ها معين شوند و در روز مقرر اخذ آراء به عمل آيد. لذا مقتضی است آقايان قرمانداران و بخشداران دستورهای ذيل را با دقت هرچه تمام تر نصب العين قرار داده بموقع اجرا بگذرند.

اول – پس از تعيين روز اخذ رأی در مرکز که از طرف اين وزارتخانه اعلام خواهد شد فرمانداران و بخشداران بايد در تشکيل کميسيون دو نفری برطبق ماده (۱) تصويب نامه اقدام فوری معمول دارند.

دوم – پس از تشکيل کميسيون دو نفری در هر شهر يا بخش بايد بلافاصله در محلی که گنجايش کافی داشته باشد يکی برای رأی دهندگان موافق با انحلال، ديگری برای رأی دهندگان مخالف با انحلال در نظر گرفته شود و برای اجرای اين امر ممکن است از ميدان ها و يا تکيه ها و يا مساجد استفاده نمود و بالای درهای ورودی به قطع بزرگ روی کاغذ يا پارچه نوشته شده باشد محل برای رأی دهندگان موافق با انحلال مجلس هفدهم يا محل برای رأی دهندگان مخالف با انحلال مجلس هفدهم. و قبل از اخذ آرا فرماندار يا بخشدار بايد موقعيت هريک از دو محل را برای اهالی محل آگهی کنند.

سوم – کميسيون دو نفری به تناسب رأی دهندگان دو يا چند انجمن که اعضای هرکدام ۷ نفر است بدين ترتيب تشکيل خواهد داد. عده ای مساوی ۵ برابر عده اعضای انجمن ها از بين قضات دادگستری و استادان (اگر وجود داشته باشند) و کارمندان دولت و يا معتمدين طبقات ديگر دعوت خواهند شد. مثلا چنانچه با در نظر گرفتن جمعيت محل ايجاب نمايد که در يک شهر يا بخش فقط دو انجمن يکی برای موافقين و ديگری برای مخالفين انحلال تشکيل گردد بايد پنج برابر افراد انجمن که ۷ نفر ميباشند يعنی ۳۵ نفر دعوت شوند. پس از حضور در محل از دعوت شدگان درخواست شود از ميان عده حاضر به تعداد لازم برای تشکيل انجمن ها از طريق قرعه کشی افراد لازم تعيين گردند.

چهارم – از طرف وزارت کشور روز اخذ رأی در شهر تهران و ساير شهر ها وبخشهای کشور که ۷ روز پس از اخذ آرا در مرکز خواهد بود اعلام خواهد گرديد وبرای اطلاع عموم اهالی محل پس از اينکه انجمن های نظارت تعيين شدند فرماندار يا بخشدار بايد روزاخذ آرا را که فردای همان روز است که انجمن ها تشکيل شده اند آگهی خواهد کرد.

پنچ – فرمانداران يا بخشداران بايد عده کافی مأمورين انتظامی برای حفظ انتخابات در محل منظور دارند.

شش – انجمن های نظارت بايد قبل از ساعت مقرر برای اخذ آراء در نقاط معين حاضر و آماده کار باشند. رأی دهندگان بعد ازانداختن رأی در صندوق انگشت خود را در مرکب مخصوصی که در حوزه اخذ رأی قبلا گذاشته شده است فرو ميکند.

هفت – اوراق آراء چاپی با توجه به تعداد افرادی که احتمالا ميتوانند رأی بدهند بايد به مقدار کافی در انجمن ها وجود داشته باشند .

هشت – صندوق های آراء پس از پايان اخذ رأی بايد با مهر اعضای انجمن مربوطه لاک و مهر شده و در فرمانداری يا بخشداری باقی ميماند و پس از آنکه وزارت کشور نتيجه کل آراء را اعلام نمود فرماندار يا بخشدار محل آراء را معدوم حواهند ساخت.

تبصره – وزارت کشور بازرسانی برای نظارت در صحت اخذ رأی به نقاط مختلف کشور اعزام مينمايد.

نامه آيت الله بهبهانی
حضرت اشرف آقای دکترمصدق، محترما بعرض ميرساند غوغای رجوع بافکار عمومی که يک مملکت را متشنج و افکار را متزلزل کرده و ايجاد يک انقلاب روحی در تمام طبقات نموده است اين ضعيف را هم مثل ساير افراد ملت متحير نموده است. اينکه تاکنون عرضی نکرده بودم تصور ميشد که خود حضرت عالی با حسن نيت از اين کار منصرف و اقدام به چنين امر خطيری که مستلزم مراتب وخيمه است نخواهند فرمود و اگر گاهی اظهاراتی ميشده حمل بر تصميم قطعی نميکرد.

اينک مشاهده ميشود که حقيقتا بنا به انجام اين کار داريد ، تصور ميکنم حضرتعالی با ملاحظه حالت اينجانب که مراحل پايان عمر را ميگذراند بيانات داعی را که محض خيرخواهی و مصالح ملت و مملکت است حمل بر غير حقايق بفرمائيد. با اختياراتی که داريد و با تعطيل قهری مجلس و تسلط بر عموم اوضاع مملکت موجبی تصور نميشد که اقذام به انحلال مجلس از راهی که در قوانين مملکت پيش بينی نشده و سابقه ندارد و مخالف افکارعامه مردم است بفرمائيد. با آنکه اينجانب مدتی است از دخالت در امور سياسی خودداری دارم ولی به جهت حفظ نواميس دينی و ملت و مملکت و ايفاء به وصيت مقامی عرض ميکنم که اين عمل اساس مشروطيت را متزلزل و باعث ضعف و انحلال ابدی مجلس و قانون اساسی است و به نحوی که اطلاع دارم در نظر مردم نظير مجلس مؤسسان اخير است.
محمد الموسوی بهبهانی

نامه چند نفر از روحانيون مقيم نجف
حضور محترم حضرت مستطاب آيت الله مير سيد محمد بهبهانی دامت برکاته العالی

اخيراً مسموع شده است بعضی از اشخاص که هدفی جز لطمه وارد ساختن بعالم اسلامی و علماء اسلامی ندارند بوسيله های مختلف نسبت بمقام شامخ روحانيت مخصوصا حضرت مستطاب آيت الله حاج سيدابوالقاسم کاشانی دامت برکاته العالی مطالب توهين آور و جسارت آميزی گفتند و منتشر کردند و مسؤلين امر درصدد رفع و منع برنيامده اند ، حقا باعث تأثر و تألم است نسبت به مردی که عمری فداکاری و از خودگذشتگی برای سعادت وعظمت ملت مسلمان ايران نموده و اين همه خدمات بزرگ به مسلمانی کرده است مورد حمله يک مشت مردم مفرض و معلوم الحال واقع شوند وعواطف دينی و احساسات ملت مسلمان ايران را جريجه دار سازند. اين حوادث و انتشارات باعث تأثر شديد اينجانبان شده است و از حضرت مستطاب عالی خواهشمند هستيم که به مسؤلين امر، امر اکيد فرموده که بشدت از بروز اين انتشارات و تبليغات جلوگيری نمايند و جامعه روحانيت ادامه اين امر را غير قابل اغماض ميداند.

الاحقر جمال الموسوی الگلپايگانی ، الاحقر عبدالهادی الحسينی الشيرازی ، محمد حسين آل کاشف الغطاء ، الاحقر ابراهيم الحسينی الشيرازی الاصطهباناتی

۱۱ مرداد ۱۳۳۲
اعلاميه کاشانی درمورد تحريم رفراندوم
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
هموطنان و برادران عزيزم ضمن اعلاميه قبلی از مفاسد و مضار رفراندم شرحی متذکر و همه مستحضر گرديده و توجه داريد که عمل به آنچه ضررهايی برای ديانت و ملت و مشروطيت و مملکت در بر دارد. با اين حال دوران خود را دوره انقراض ديانت و استقلال مملکت و ملت قرار ندهيد و طوق رقيت و اسارت و بندگی را به گردن خود نگذاريد. شرکت در رفراندوم خانه برانداز که با فتنه اجانب طرح ريزی شده مبغوض حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه و حرام است.

البته والبته هيچ مسلمان وطن خواهی شرکت نخواهد کرد گرچه ممکن است بعضی اشخاص غافل و بی اطلاع از حقايق و مضرات آن وخائنين وطنفروش برای انجام مقاصد شوم ديگران دررفراندوم شرکت کنند و يا اينکه دولت صندوق را از آرای قلابی پر کند علی ايحال عمل به رفراندوم خلاف قانون اساسی و مصلحت کشور و ملت بوده و هيچگونه اثر قانونی ندارد.

اعلاميه حزب ايران
مردم قهرمان تهران، ای پيشقراولان آزادگی و شرف ميهن ، ملت ايران بکوشيم فردا ميدان سپه را به جلوه گاه اراده عظيم ملت تبديل کنيم، بکوشيم که دراين روز بزرگ به اراده ملت جان دهيم و مفهوم حکومت مردم ، مردمی آزاده و بند گسسته را که ديگربه قيمت خون خودهم حاضر به تجديد دوران اسارت نيستند در معرض مشاهده بگذاريم.

هم ميهنان، در روز دوشنبه ۱۲ مرداد فردا نام ميدان سپه را عملا و با تجلی نيروهای عظيم خود به ميدان ملت تبديل کنيم.
جاويد باد ايران – کميته مرکزی حزب ايران

اعلاميه جمعيت آزادی مردم ايران
کارگران ، زحمتکشان ، روشنفکران ، مردم ضد استعمار تهران برای درهم شکستن آخرين تلاش عمال بيگانه با شرکت آگاهانه خود در رفراندوم ثابت نمائيد ملت ايران زنده و تا آخرين مرحله مبارزه ضد استعماری يار با وفای دکتر مصدق خواهند بود.

دو سال مبارزه پی گير و ثمر بخش شما عليه ارتجاع خارجی و عمال سرشناس داخلی آن امروز نتايجی به بار آورده است که ارتجاع به ناچار برای مقابله با اين پيروزی ها و برای درهم شکستن پيکار شما متوسل به وامانده ترين نوکران فرومايه خود شده است. عمليات غير قانونی و روش ضد دموکراتيک وکلای جاه طلب و خائن مجلس امروز دکتر مصدق مظهر مبارزه ملت ما را وادار نموده است برای ادامه راه عليه استعمار به آراء عمومی مراجعه نموده و از شما مردم قهرمان بخواهد که نظر خود را در مورد انحلال مجلس هفدهم اعلام داريد.

جمعيت آزادی مردم ايران به پيروی از خواست اکثريت قريب به اتفاق مردم ايران از کليه هم مسلکان و جميع مردم ايران دعوت مينمايد برای خاتمه دادن به تشبثات بيگانگان و عوامل مزدور آنها و ادامه نهضت مقدس ملی همگان در روز دوشنبه ۱۲ مرداد در ميدان سپه در رفراندوم شرکت نموده و صراحتا اعلام نمائيد که مردم ايران تا آخرين نفس پشتيبان دکتر مصدق بوده و هرنوع عمل ضد دموکراتيک را با اتکاء به اراده مستحکم خود نابود خواهند کرد.
هيأت اجرائيه جمعيت آزادی مردم ايران

اطلاعيه و استعفای دکتر معظمی
شرح حوادث وجريانات يک ماه اخيرمجلس شورای ملی بطور مفصل در اعلاميه مورخه ۲۶ تير ماه ۱۳۳۲ به استحضار هم ميهنان عزيز رسيد. اينجانب بر حسب وظيفه قانونی نمايندگی و رياست مجلس شورای ملی برای وصول توافق و پيدا کردن راه حل جهت رفع اختلافات موجود بين افراد و دستجات مختلف پارلمانی و دعوت آقايان نمايندگان محترم به همکاری و اشتراک مساعی و تشکيل جلسات مجلس و حفظ حقوق مجلس آنچه در قوه داشتم بکار بردم متأسفانه زحمات شبانه روزی اينجانب به نتيجه نرسيد و آقايان نمايندگان مستعفی حاضر به استرداد استعفای خود نشدند. با اينحال در روز ۲۵ تير ماه پس از وصول استعفا نامه دسته جمعی ۲۶ نفر از آقايان نمايندگان برای تشکيل جلسه خصوصی از عموم آقايان نمايندگان دعوت کردم ولی بيش از عده معدودی حاضر نشدند ، متدرجا تعداد استعفا نامه ها هم زياد شد و به ۵۶ شماره رسيد اين بود که بنا به دستور آئين نامه داخلی مجلس شورای ملی در روز ۲۸ تير ماه رسما از عموم آقايان نمايندگان حاضر در مرکز برای تشکيل جلسه علنی دعوت کردم که در مجلس حضور بهمرسانند تا طبق ماده ۲۱۴ آئين نامه استعفا نامه ها قرائت و به عرض مجلس برسد اما به مناسبت عدم حصول اکثريت و حضور عده کمی در مجلس جلسه تشکيل نگرديد و آقايان مستعفی تأييد نمودند که در استعفای خود باقی و مصمم هستند.

در خلال اين اجوال عده زيادی از نمايندگان از تهران خارج و به شهرستان ها مسافرت نمودند و با اين ترتيب حد نصاب قانونی برای تشکيل جلسه علنی از بين رفت. بدين سبب وسايل و موجبات انجام وطيفه ديگر با اين وضع برای رئيس مجلس باقی نمانده است.

در وضع حاضر گرچه از نظر قانونی قطعی شدن استعفا که پس از انقضای ۱۵ روز از تاريخ قرائت آن در جلسه علنی است و از وضعی نظير آنچه اکنون پيش آمده است در آئين نامه پيش بينی نشده معذالک پس از آنکه با وجود دعوتی که برای تشکيل جلسه خصوصی و جلسه علنی شده بود جلسه تشکيل نگرديد و متجاوز از پانزده روز هم از نظر احتياط و احتمال اينکه شايد نظر آقايان نمايندگان تغيير کند به انتظار گذراند و چون هيچ يک از آقايان استعفا نامه خود را مسترد نکردند لذا انجام تکاليف و وظايف مقرره در قانون اساسی و آئين نامه داخلی مجلس چه از نظر مقام نمايندگی و چه از لحاظ رياست مجلس شورای ملی با توجه به مشکلات و موانع فوق برای اينجانب غير ممکن و غير مقدور ميباشد.
دکتر عبدالله معظمی

۱۲ مرداد ۱۳۳۲
رفراندوم برای انحلال يا ابقاء مجلس دوره ۱۷
از ساعت ۸ بامداد امروز در تهران رأی گيری برای انحلال و يا ابقاء مجلس شورای ملی و مناطق ده گانه حومه تهران رأی گيری به عمل آمد وبلافاصله پس از پايان رأی گيری در ساعت ۱۱ شمارش آرا شروع گرديد . بعد از شمارش کامل آرا در هرمحل صورت جلسه نتظيم و به امضای کليه اعضای نظارت کننده صورت جلسه ها به فرمانداری تهران تحويل داده شدند.

۱۳ مرداد ۱۳۳۲
نتيجه رفراندوم تهران و حومه
نتايج شمارش آراء در تهران حومه نشان ميدهد که ۱۵۵۵۴۴ رأی موافق با انحلال مجلس دوره ۱۷ و ۱۱۵ رأی مخالف با انحلال ميباشد.

۱۵ مرداد ۱۳۳۲
نطق آيزنهاور رئيس جمهور امريکا
تهديد کمونيست ها نسبت به کشورهای آسيا برای امريکا بسيار خطرناک است. ايران نيز از اين لحاظ با ساير کشورهای آسيا دريک رديف و دارای همان وضعيت ميباشد. اگر جبهه دموکراسی کشور های آسيا و منابع خام کشورهای نظير هنئوچين و غيره را از دست بدهد چطور ممکن است سرزمين پر ثروت اندونزی و موادخام هنگفت آن کشور را که برای دنيای آزادکمال اهميت را دارد نگاهداری نمايد؟

در ضمن اخبار ايران را که در جرايد صبح چاپ شده خوانده ايد که آقای دکتر مصدق توانست بر پارلمان فايق آيد و توانست خود را از مخالفت های پارلمان خلاص و آسوده سازد. آقای دکتر مصدق البته در اين اقدام خود از حزب کمونيست ايران استفاده کرد و کمک گرفت.

۱۸ مرداد ۱۳۳۲
با نزديک شدن اثر عملی رفراندوم و شرکت مردم در رفراندوم اقليت مجلس آخرين مراحل مبارزه خود را ميگذراند و تلاش دارد با هر وسيله ممکن که در اختيار دارد در راه تضعيف دولت کوشش کند. پس از نطق آيزنهاور و سخنان رئيس جمهور امريکا در مخالفت با رفراندوم اقليت جنب و جوش چشم گيری از خود نشان ميدهد بطوری که علاوه بر دو فراکسيون آزادی و نجات نهضت چند نفر از منفردين از جمله آقايان مکی و عبدالرحمن فرامرزی نطز با آنها همکاری نزديکتری را شروع کرده اند.

بر اين اساس امروز بعد از جلسه اقليت با منفردين آقای مير اشرافی گفت اقليت بالاخره تصميم گرفت به سازمان ملل شکايت کند.

تلگراف فراکسيون آزادی به دبير کل سازمان ملل
جناب آقای داک هامرشولد دبير کل سارمان ملل ، چون سازمان ملل متحد به منزله پارلمان دنيای آزاد و متعلق به تمام ملل شيفته آزادی است فراکسيون آزادی مجلس شورا ملی ايران لازم دانست اوضاع تحمل ناپذير و دردناکی را که بر سر ملت ما ميگذرد بدين وسيله به اطلاع ملل شيفته آزادی برساند.

آقای دکتر مصدق که به موجب رأی مجلس ايران به نخست وزيری انتخاب شده بود در تاريخ ۱۰ خرداد ماه ۱۳۳۲ طبق اختياراتی که درقانون اساسی ايران به مجلس داده شده باتهام ايراد شکنجه و آزار بدنی زندانيان و پايمال ساختن اعلاميه حقوق بشر مورد استيضاح قرار گرفته و برای جوابگوئی به مجلس خوانده شد ولی نامبرده چون احساس نمود که در مجلس شورای ملی فاقد اکثريت است برخلاف قانون اساسی ايران از حضور در مجلس استنکاف و اعلام داشت که پارلمان را منحل خواهد کرد و برای اجرای مقصود خود و جلوگيری از قيام ملت مخالفان سياسی خود را دستگير و زندانی نمود و مطبوعات آزاد را توقيف و مديران آنها را تبعيد ساخت و درحالی که هيچگونه آزادی عقيده و عمل برای هيچکس وجود نداشت درسايه فدرت جکومت پليسی و نظامی با کمک حزب کمونيست ( توده ) و تمام وسايل دولتی به مفتضح ترين صورتی اقدام به رفراندوم عجيبی نمود وکيسه های رأی را مانند کشورهای ديکتاتوری ديگر به نفع خود پر ساخت و اکنون قصد دارد به اتکای اين عمل خلاف قانون اساسی ايران يک رژيم ديکتاتوری کمونيستی را بر ملت ايران مسلط کند.

ما اعضای فراکسيون نهضت آزادی مجلس شورای ايران درحالی که جان نمايندگان در خطر است به دنيای آزاد اعلام ميکنيم که آقای دکتر مصدق رئيس يک حکومت ياغی است زيرا با توسل به زور عليه پارلمان و قانون اساسی ايران و اعلاميه حقوق بشر قيام و طغيان نموده است و هرگونه اقدام او برای ملت ايران الزام آور نيست.
۱۷ مرداد ۱۳۳۲ مجلس شورای ملی ايران –
ليدر اقليت ابوالحسن حائری زاده

۲۰ مرداد ۱۳۳۲
صبح امروزاعليحضرت همايونی و عليا حضرت ملکه ثريا برای استراحت با هواپيمای اختصاصی به رامسر عزيمت نمودند. بقرار اطلاع اين مسافرت ممکن است يک هفته تا ده روز طول بکشد و شاهنشاه برای سلام عيد قزبان به تهران مراجعت ميفرمايند.

مقامات مسؤل وزارت دربار در مورد علت مسافرت شاه و ملکه اظهار داشتند چون هوای تهران برای کسالت علياحضرت ملکه مساعد نيست و سبب تشديد آن ميگردد، بنابراين اين مسافرت به منظور تغيير آب وهوا و بهبود ملکه ثريا انجام گرفت.

۲۳ مرداد ۱۳۳۲
اعلاميه وزارت کشور درباره نتيجه انتخابات رفراندم در سراسرسراسر کشور

در اجرای تصويب نامه شماره ۱۴۱۶۰ مورخ ۴ مرداد ۱۳۳۲ دولت ايران مربوط به مراجعه به آراء عمومی درباره انحلال يا ابقاء مجلس هفدهم وزارت کشور به اطلاع هم ميهنان محترم ميرساند که نتيجه اخذ آراء همه پرسی نقاط کشور به استثنای دو بخش دشتياری و پژمان بلوچستان تاکنون به اين وزارت اعلام نگرديده است. چون در نقاط مذکور وسايل مخابرات موجود نيست وصول گزارش اخذ رأی در آن دو جا به مراکزی که واجد وسايل مخابرات باشند مدتی طول ميکشد و آراء دو محل مذکور تأثيری در نتيجه امر ندارد وزارت کشور به استناد تصميمی که هيأت محترم وزيران در جلسه ۲۱ مرداد ۱۳۳۲ در اين باب اتخاذ کرده اند اعلام ميدارد:

درمراجعه به آراء عمومی در شهرستان تهران و ساير شهرستان های کشور دو ميليون چهل و چهار هزار و پانصد و نود شش رأی اخذ شده است که دو ميليون چهل و چهار هزار سيصد و هشتاد ونه رأی موافق با انحلال مجلس هفدهم و هزار و دويست و هفت رأی مخالف با انحلال مجلس هفدهم ميباشد.

قطعنامه سوسياليست های آسيا
رويتر – کنفرانس سوسياليست های آسيائی که درحيدرآباد هنوستان تشکيل شده بود درقطعنامه پايان کنفرانس که باتفاق آراء کليه اجزاب سوسياليست به تصويب رسيد از دول آسيائی درخواست نمودند که از نهضت ملی ايران پشتيبانی کنند و برای پشتيبانی اقتصادی نفت مورد احتياج خود را از ايران خريداری نمايند.

۲۴ مرداد ۱۳۳۲
ديروز آقای حائری زاده که برای تشکيل جبهه واحدی عليه دولت فعاليت ميکند و با اين هدف بيانيه ای از طرف عده ای از نمايندگان غير مستعفی تدوين کرده است در ساعت ۷ بعد از ظهر به ديدن آيت الله کاشانی ميرود و پس از ارائه مضمون نوشته شده از ايشان درخواست مينمايد درصورتی که با آن موافقت دارند آنرا امضا نمايند ولی آيت الله کاشانی در عين ايکه صدور اين اعلاميه را از طرف نمايندگان اقليت مضلحت دانستند از امضای آن خودداری نمودند و گفتند انتشار اين اعلاميه از طرف نمايندگان اقليت مانعی ندارد ولی اگر لازم باشد در تأييد آن به منظور همآهنگی با آقايان از طرف من مطالبی انتشار يابد بصورت اعلاميه يا بيانيه در آينده منتشر خواهد شد.

۲۴ مرداد ۱۳۳۲
کودتا عليه نهضت ملی ملت ايران
اطلاعيه دولت
درساعت۷ بامداد امروزآقای بشير فرهمند سرپرست اداره کل تبليغات اين اعلاميه شخصاً در راديو قرائت کرد :

هموطنان عزيز … از ساعت يازده و نيم ديشب يک کودتای نظامی به وسيله افسران و افراد گارد شاهنشاهی به مرحله اجرا گذارده شد. بدين ترتيب که ابتدا از ساعت مذکور نفرات نظامی مسلح به شصت تير و تپانچه دستی وزير امور خارجه ، وزير راه و مهندس زيرک زاده را در شميران توقيف کردند و برای توقيف رئيس ستاد ارتش نيز به منزلشان مراجعه نمودند ولی چون تيمسار رياحی در ستاد ارتش مشغول کار بودند به دستگيری ايشان موفق نشدند.

در ساعت يک بعد از نيمه شب نيز سرهنگ نصيری رئيس گارد شاهنشاهی با چهار کاميون نظامی مسلح و دو جيپ و يک زره پوش به منزل آقای نخست وزير آمده به عنوان اينکه ميخواهد نامه ای بدهد قصداشغال خانه را داشته است ولی چون محافظين منزل آقای نخست وزي مراقب کار خود بودند بلافاصله سرهنگ مزبور را توقيف کردند.

توطئه کنندگان قبل از توقيف اشخاص تلفون های منازل آنان را قطع کرده بودند ، همچنين ارتباط تلفنی ستاد ارتش را با پادگان گارد شاهنشاهی باغشاه قطع وتلفن خانه بازار را بوسيله سرهنگ آزموده و همراهان مسلح اشغال کرده بودند و معاون ستاد ارتش را که برای سرکشی به باغشاه رفته بود همان جا توقيف نمودند.

وزيرخارجه و وزيرراه ومهندس زيرک زاده را از توقيف گاه سعد آباد به وسيله چهار کاميون مسلح به شهر آورده به ستاد ارتش به تصور اينکه که همکارانش قبلا آنجا را اشغال کرده اند بردند ولی چون در آنجا وضع را مساعد نديدند آنان را مجددا به سعد آباد ميبرند و در توقيفگاه گارد شاهنشاهی تا ساعت ۵ صبح نگاه داشتند. در اين ساعت که نقشه کودتا فاش شده بود تيمسار سرتيپ کيانی معاون ستاد ارتش که از توقيف باغشاه رهائی يافته بود به سعد آباد رفته آقايان را به منزلشان برگردانيد.
مأمورين انتظامی از اين ساعت ابتکار عمليات را بدست گرفتند و اکنون چند تن از توطئه کنندگان را دستگير کرده اند.

توضيحات رئيس ستاد ارتش
ساعت ۹ صبح امروز در يک مصاحبه مطبوعاتی تيمسار رياحی رئيس ستاد به خبرنگاران داخلی و خارجی اظهار داشت:

ساعت ۱۰ ديشب بدون قصد و اراده از منزلم که در شميران است تصميم گرفتم به ستاد ارتش بيايم در صد قدمی منزل خود در جاده شميران يک جيپ ارتش را ديدم که به طرف بالا ميرفت، اين همان جيپی بود که برای دستگيری بنده فرستاده شده بود. افرادی که در اين جيپ سوار بوده اند پس از اينکه به منزل بنده ميرسند چون بنده را در منزل نمی بينند آقايان مهندس زيرک زاده و مهندس حقشناس را که با بنده هم منزل هستند دستگير می کنند و گماشته منزل را هم به سختی کتک ميزنند و مقداری از اوراق و نوشته های موجود در منزل را هم با خود ميبرند.

مقارن ساعت ده و ربع شب بود که من به ستاد ارتش رسيدم و ساعت ۱۱ آقای سرتيپ کيانی معاون خود را برای سرکشی به باغشاه که پادگان گارد مستقل شاهنشاهی در آنجا است فرستادم. سرتيپ کيانی به محض اينکه وارد باغشاه ميشود از طرف سرهنگ نصيری دستگير ميگردد.

چون مراجعت سرتيپ کيانی به ستاد ارتش به تأخيرافتاد بنده حدس زدم که بايد اتفاقی افتاده باشد لذا با تلفن به سرهنگ ممتاز فرمانده تيپ دوم کوهستانی که ديشب در کلانتری يک مأموريت داشت و سرهنگ شاهرخ فرمانده تيپ زرهی دستور دادم که با نفرات خود به باغشاه بروند و سرهنگ ممتاز هنگامی که از خيابان جشمت الدوله به باغشاه ميرفته است با سرهنگ نصيری که به طرف منزل آقای نخست وزير ميرفته برخورد ميکند و چون نفرات و تجهيزات سرهنگ ممتاز بيشتر بوده است موفق به تسليم نمودن و خلع سلاح سرهنگ نصيری و افراد او ميشود و او را دستگير کرده به ستاد ارتش ميآورند.

سرهنگ نصيری درستاد ارتش پس ازبازجوئی مختصری به زندان دژبان منتقل گرديد و چهار کاميون سربازان گارد که همراه سرهنگ نصيری بوده اند طبق دستور به سعد آباد منتقل و به وسيله واحد های پادگان مرکز خلع اسلحه شدند و به آنها ابلاغ گرديد چون فرمانده آنها سرهنگ نصيری عمل خائنانه ای انجام داده است اين عمل درباره آنها صورت گرفته است. آنها هم بلافاصله اسلحه های خود را تحويل سربازان پادگان مرکز دادند و اکنون نگهبانی کاخ های سلطنتی به عهده افراد پادگان و افراد گارد ميباشد.

البته اين اطلاعاتی که بنده به آقايان دادم مختصری از جريان ديشب است. آقای سرتيپ رياحی سپس گفت آقای نخست وزير قبلا اطلاعاتی از اينکه ممکن است عده ای از افسران کودتا نمايند به وسيله مأمورين مخصوص کسب نموده بودند. ساعت ۵ بعد از ظهر ديروز بنده خدمت ايشان بودم اجمالا موضوع را به بنده فرمودند و روی همين اطلاعات ما تقريبا آماده برای جلوگيری و حنثی نمودن اقدامات کودتا چيان بوديم. سابقا هم چندين مرتبه پيش بينی اين عمل شده بود ولی احتمالا به جهاتی اقدام نکردند.

سرهنگ دوم آزموده هنگام شب در حال قطع تلفن های ناحيه بازار دستگير گرديد و در ايستگاه راديو هم زد و خوردی روی نداد. توطئه کنندگان قصد اين کار را داشتند ولی نتوانستند.

کودتا گران افسر نگهبان و ده نفر از پاسبانان کلانتری يک را نيز پس از خلع سلاح کردن بازداشت و به بازداشتگاه سعد آباد منتقل کردند.

طبق نظر يکی از افسران ستاد ارتش اغلب افسران و سربازان گارد شاهنشاهی از موضوع کودتا اطلاعی نداشتند زيرا سرهنگ نصيری برای آنها گفته بود امشب فداکاری کنيم زيرا کاخ سعد آباد در خطر است و عده ای قصد تصرف ان را دارند و افسران بايد ازکاخ دفاع کنند.

جلسه وزراء در خانه نخست وزير
بعد از گزارش آقای مهندس حقشناس در مورد چگونگی دستگيری و بازداشنت شب گذشته اين بحث مطرح گرديد که شرکت کنندگان در توطئه ديشب چگونه بايد به مجازات برسند و عمل آنها منطبق با کدام قسمت از قوانين جاريه است؟ چند نفر از وزرا عقيده داشتند که بايد با تشکيل دادگاه های صحرائی توطئه کنندگان را محاکمه و مجازات کرد زيرا اگر آنها موفق به انجام نقشه خود شده بودند عملی غير از اين نميکردند ولی سايرين با اين نظر مخالفت کردند و پس از مذاکرات مفصل قرار شد آقای لطفی وزير دادگستری و دکتر صديقی وزير کشور از لحاظ انطباق عمل توطئه کنندگان با قوانين مجازات کشور مطالعاتی بکنند و نتيجه را در جلسه دولت به اطلاع برسانند.

محافظت از ايستگاه راديو
ديشب به محض اطلاع از جريان توطئه مراکز حساس از جمله ايستگاه فرستنده راديو مورد مراقبت و محافظت کامل قرار گرفت و آقای سرهنگ امير غفاری آشتيانی با يک گردان سرباز از هنگ اقدسيه در ساعت يک بعد از نيمه شب در اطراف ايستگاه راديو مستقر گرديدند. آقای بشير فرهمند سرپرست راديو تهران در تمام مدت ديشب مرتباً با آقای نخست وزير و اداره بی سيم و راديو تهران با تلفن در تماس بود.

خبر خبرگزاری آسوشيتد پرس
آقای شون خبرنگار امريکائی خبرگزاری آسوشيتد پرس در تهران طی خبری که از تهران مخابره کرده اطلاع ميدهد در ملاقاتی که با آقای سرلشگر زاهدی داشته نامبرده فرمانی را که به امضای اعليحضرت همايون شاهنشاه در روز ۲۲ مرداد رسيده است به وی نشان داده و اظهار داشته است که سرهنگ نصيری مأمورابلاغ فرمان عزل نخست وزيری آقای دکتر مصدق بوده است.

دعوت فراکسيون نهضت ملی از مردم برای شرکت در متينگ
هموطنان عزيز
از شما مردم رشيد تهران دعوت ميشود که برای استماع مطالبی در باب توطئه ديشب و وقايع جاری کشور و شرکت در متينگ ملی در ساعت پنج و نيم بعد از ظهر در ميدان بهارستان اجتماع فرمائيد. در تعقيب اين اعلاميه از طرف احزاب ايران ، نيروی سوم ، ملت ايران بر بنياد پان ايرانيسم ، جنعيت آزادی مردم ايران و کميته های محلی ، جامعه بازرگانی و اصناف و پيشه وران و کليه اهالی تهران دعوت ميشود که ضمن تعطيل عمومی در ساعت ۵ بعد از ظهر در ميدان بهارستان حضور بهمرسانند.

متينگ ميدان بهارستان
ميدان بهارستان و خيابان های اطراف آن مملو از جمعيت است. امواج انسان های خشمناک در سراسر خيابانها منتهی به ميدان بهارستان موج ميزند ، درساعت پنج و نيم بعد از ظهر آقای جلالی موسوی عضو فراکسيون نهضت ملی متينگ را با سخنرانی خود آغاز کرد:

…. در نيمه شب گذشته دشمنان ملت ايران ميخواستند با يک کودتای نظامی نهضت ملی ما را از مسير خود برگردانند و چند تن از ياران نهضت ملی را توقيف نمايند. سربازان مسلح به خانه پيشوای ملت ايران رفتند و ميخواستند با کمال وقاحت مردی را که ۵۰ سال مبارزات خود را در راه وطن پشت سر گذاشته و پاکدامن و سرفراز بيرون آمده بازداشت کنند و بدست دژخيمان برسانند و بساط چياول شرکت سابق نفت را دوباره برقرار سازند ولی هوشياری مردم ستمديده ايران و بيداری دولت ملی نقشه های آنها را نقش برآب کرد.

بيانات دکتر شايگان
….از دير زمانی نمايندگان شما و شخص دکتر مصدق ميدانستند که بيگانگان نقشه هائی کشيده اند به مقاماتی منوسل ميشوند و او را وادار به اجرای نقشه خود ميکنند ، آنها سعی کردند دربار را در مقابل نهضت ملی علم کنند ، دکتر مصدق و نمايندگان آنجه در عهده داشتند به عمل آوردند تا اين اشتباه را رفع کنند و از خطری که نزديک بود متوجه ملت ايران شود جلوگيری کنند. سياست دکتر مصدق اين بود که شاه مشروطه در چهارچوب قانون اساسی محدود باشد و دخالتی در کارهای مملکت نکند چرا برای اينکه دخالت شاه در امور مملکت وضع مشروطيت را مختل ميکرد و نه تنها به مشروطيت لطمه ميخورد بلکه وسيله سهلی بود که خارجی ها مطامع خود را دانسته يا ندانسته وسيله دربار به ملت تحميل کنند.

اگر دکترمصدق و نمايندگان اصرار داشتند که شاه آلوده به اين مطامع نشود و مواد هشتگانه را تنظيم کردند به خير مملکت و نهضت ملی ايران و بخير آن کسی که قدر ندانسته بود ميخواستند او در مملکت زندگی کند ولی حکومت نکند. اجانب ديدند که اگر نهضت ملی ايران نضج گيرد پيشرفت مقاصد آنها ميسر نيست کوشيدند تا درباررا مقابل نهضت قرار دهند، يک نکته کوچک درهمين قضايا يعنی درکشمکشی که بين مليون و دربار پيش آمد به عرض شما ميرسانم پس از وقايعی که به خاطر داريد و پس از اقدامات ناشايسته ای که از طرف اطرافيان دربار شد خود دربار تصميم گرفت برای اينکه مردم مطلب را فراموش کنند شاه مسافرتی به خارج نمايد ، هموطنان گرامی اين عرضی را که ميکنم از مسموعات بنده نيست از چيزهائی است که خودم به شخصه ديده ام. نمايندگان نهضت ملی که برای همين قصد به دربار رفته بودند وزير دربار بطور نجوا به آنها گفت آقايان شما آيا صلاج ميدانيد به واسطه اينکه اعليحضرت مريض هستند مسافرتی به خارج بکنند؟ نمايندگان نهضت ملی با کمال ادب به عرض ايشان رسانيدند ما تکليف شاه مملکت را نميخواهيم تعيين کنيم اگر ميل دارند خودشان تصميم خواهند گرفت.

اين نمونه ای از وضع مماشات نمايندگان نهضت ملی و شخص دکتر مصدق است. شاهی که مکرر بدون مقدمه به جاهای بسيار ناشايسته به خارج از مملکت مسافرت کرده بود اين سفر مصلحتی را بهانه کرده و آن غوغای عظيم را برپا کردند.

از چهار پنج روز پيش خارجی ها و ايادی داخلی آنها درصدد برآمدند دکتر مصدق را توقيف و سران تهضت ملی ايران را بازداشت و سپس اعدام کنند. اين بيچاره ها تصور ميکنند با از بين برداشتن نمايندگان ، شما ملت ايران دست از مبارزه خود برميداريد زهی تصور باطل زهی خيال محال ، جان من و امثال من فدای شما بشود تا شما پا برجا باشيد ( جمعيت ما شاه نميخواهيم) از هر قطره خون ما درختی برای نهضت ملی ايران به ثمر خواهد رسيد ، کودتا چيان از گاردی که دولت ملی دکتر مصدق برای حفظ جان سلطان وقت گمارده بود استفاده کردند و خواستند به همين وسيله دولت را ساقط کنند ، نقشه اين بود که عده ای به خانه پيشوای ما بروند او را توقيف کنند عده ای ديگر رئيس ستاد را توقيف کنند، جمعی ديگر اعضای فراکسيون را دستگير کنند ولی خداوند نخواست. خداوند چنان هوشياری به دکتر مصدق داده است که از پنج روز قبل از نقشه خائنانه آنها مطلع بود و همه ما کم و بيش از اين توطئه ها اطلاع داشتيم ولی پيشوای شما همه چيز را ميدانست و بحمدالله در ظزف ۲۲ دقيقه تمام آن افراد تحت توقيف دولت درآمدند.

قرار براين بود که اگراين ايادی خائن در توطئه خود موفق گردند راديوی تهران را امروز بکلی ساکت نگهدارند تا خبری عليه نهضت ملی و دکتر مصدق منتشر نشود. ثانيا اين علامتی بود برای شاه مملکت که بداند آيا توطئه به نتيجه رسيده است يا نه و اين علامتی باشد که اگر کودتا انجام گرفته باشد شاه يکسره به تهران بيايد و مليون را تار و مار کند ولی خدای بزرگ نگذاشت اين توطئه انجام گيرد و وقتی که آنها در رامسر و کلاردشت مترصد بودند راديو تهران ساکت باشد راديو خبر داد که مليون بر توطئه کنندگان غلبه کرده اند طبق مثل معروف متاعی که بايد به تهران بيايد به بغداد رفت.

هموطنان عزيز، به حول و قوه الهی دست رد به سينه اجانب زد و بيگانگان دانستند که با احساسات يک ملت بازی نميتوان کرد. اينک ما نمايندگان نهضت ملی تقاضا ميکنيم که دولت مصدق فوراً شورای سلطنتی تشکيل دهد و تکليف آينده مملکت را تعيين کند.

مهندس زيرک زاده
من و دو نفر ديگر يعنی دکتر فاطمی و مهندس حقشناس و سران دولت شما را در قصر پادشاهی شاهنشاه ايران حبس کردند. آفرين بر چنين دشمنی، هرچه دشمن بيشتر بتازد طالع بلند مردم ايران افتضاح دشمنان را بيشتر ثابت ميکند. کودتای مفتضح ديشب به جائی نرسيد و يکبار ديگر ملت ايران فاتح گرديد. مگر ملت ايران چه ميگويد؟ مگر شما مردم چه ميخواهيد؟ مگر چز اخقاق حق خود چيز ديگری خواسته ايد؟

انصافا بايد گفت آنها که با حکومت دکتر مصدق سر جنگ دارند کمک به خارجی ميکنند ولی اگر توطئه های آنها ملت ايران را دچار مشکل ساخت و در مقابل عده ای از دشمنان روز به روز بيشتر خود را معرفی کردند تا ماسک های خود را برداشتند و علنا وارد مبارزه با مردم ايران شدند و از طالع بزرگ ملت و از وجود رهبری مانند مصدق دشمنان خرد شدند (جمعيت مصدق پيروز است) آری مصدق پيروز است و از اين احساسات بايد حداکثر استفاده را بکنيم. آقايان دولتی را که اکنون برسر کار نگهداشته ايد امروز بيشتر از همه وقت به کمک شما محتاج است ، به او کمک کنيد برای اينکه دولت شما دشمن زياد دارد. آنها کودتائی کردند و شکست خوردند و به خارج پناه بردند ، ما کار نداريم که سرنوشت آنها چه خواهد شد ملت ايران علت اصلی پيروزی های ما است.

ما راه خود را می پيمائيم و آنها که در جهت مخالف ما ميخواهند قدم بردارند با ما نيستند ما حساب گذشته را خوب داريم و برای فردا رفتار ديروز را در نظر ميگيريم دولت فعلی ما بايد رفته را معرفی کند يعنی شاه را مستعفی بشناسد و شورای سلطنتی را تشکيل دهد.

نطق دکتر فاطمی
مردم قهرمان تهران من به اين احساسات پاک شما تعظيم ميکنم. وفاداری وثبات شما مردم قهرمان تهران موجب اين پيروزیها ميباشد. هموطنان وضع مزاجی من طوری نيست که بتوانم زياد صحبت کنم و من درمقابل احساسات سرشار شما چندکلمه به عنوان تشکر عرض ميکنم.

هموطنان عزيز«چو تيره شود مرد را روزگار- همه آن کند کش نبايد بکار» ديشب وقتی تفنگ های گارد شاهنشاهی بطرف من نشانه روی ميکرد من چون به اراده شما ايمان داشتم ميدانستم که نهضت ملی نخواهد مرد.

هموطنان فرزند آن پدری که قرارداد سال ۱۹۳۳ را ۶۰ سال تمديد کرد عليه نهضت ملی قيام نمود. پدرش بيست سال عامل کمپانی جنوب بود و چهل سال ديگر را برای پسرش باقی گذاشت. امروز شما بايد نشان بدهيد که روی پای خود می ايستيد و هرکس که با شما مخالفت کند اورا از بين برميداريد ، به آنها که ميگويند نهضت شما رنگ خارجی دارد بگوئيد آنکسی که خارج از مرز شما است خارجی است.

برای شما استعمار سياه سفيد ، سياه و سرخ علی السويه است. هموطنان جنايات دربار پهلوی روی جنايات ملک فاروق را سفيد کرد. هموطنان از اسلحه ای که با قيمت خون شما تهيه شده بود فرزند عاقد قرارداد ۱۹۳۳ ميخواست عليه شما بکار برد.

روزی که صدای راديو تهران بلند شد و گفت نقش کودتاچيان نقش بر آب شده وی راه اولين سفارتی را که انگلستان در خارج از ايران دارد در پيش گرفت ، امروز روزی است که فرد فرد شما مانند سرباز بايد بيدار باشيد. امروز شما بايد دست به دست فرزند رشيد وطن دکتر مصدق بدهيد و برای ايران نو از تحريکات اجنبی جلوگيری کنيد. دربار پهلوی آنچنان منقرض شد که اراده خداوند اراده ديگری نميتوانست بدون اينکه خون از دماغ کسی برود اين کابوس مرگ نابود شد، هموطنان وظيفه سنگين خود را فراموش نکنيد ار اين دقيقه به بعد مواظب تر ، مراقب تر از هميشه باشيد.

خدای ايران بزرگ است. خدای ايران نخواست نهضت شما واژگون شود. فرزند عامل قرارداد ۳۳ ميخواست بجنگ خدا برود ، ميخواست به جنگ ملت و اجتماع که مظهر اراده خدا است برود ولی شما آنچنان او را بر زمين زديد که هيچکس در مخيله خود تصور نميکرد.

نطق مهندس رضوی
هموطنان عزيزمن ، باز هم وقايع و حوادث ما را بر آن داشت که از شما مردم غيور و رشيد تهران تقاضای حضور در اين ميدان تاريخی را بنمائيم. همانطور که ميدانيد ما هرگز برای خودمان موجوديت و شخصيتی را خارج از اراده و خواست ملت ايران نخواسته ايم و افتخار داريم که همواره سربلندی وسرفرازی شما مردم غيور ايران را هدف خود قرار دهيم. ديشب در پايتخت کشور يکی از نقشه های ارتجاعی به معرض آزمايش گذاشته شد و سعی کردند نظامی و افسر را وادار به عمليات قدرت نمائی و ديکتاتور تراشی بنمايند بحمدالله به منظور خود نائل نشدند.

هموطنان من امروز ديگر اراده يکنفر هرکسی که باشد سرنوشت مملکت را نميتواند تغيير دهد امروز اراده ملت ايران به صورت نهضت ملی ظاهر شده و ارابه سياست مملکت را در دست دکتر مصدق نخست وزيرسالخورده و با تدبير ما داده است وهيچ قوه ای نيز ازاراده و خواست ملت ايران در سرنوشت مملکت تأثير ندارد. اکنون ما استقلال حقيقی خود را بدست آورده ايم ديگر تحريکات بيگانگان و عمال آنها نميتواند چرخ مملکت ما را از گردش باز دارد.

اما تکليف مملکت اکنون که پادشاه از کشور خارج شده است به وسيله دولت بايد تعيين گردد و برای شما مردم رشيد در اينجا وظيفه حساس تری است و آن توجه کامل به مصالح کشور است و من فقط به همين مختصر قناعت ميکنم و همين قدر مجددا ميگويم که کمال مطلوب ما آن است که استقلال سياسی و اقتصادی کامل ملت ايران تأمين گردد. خلاصه آنکه امروز ما از دولت ميخواهيم که اولا انفصال پادشاهی که پشت به ملت ايران کرده و با اين اقدام خود سعی کرده از منافع خارجی ها حمايت کند به ملت اعلام گردد. ثانيا در بالا بردن وسايل معاش طبقات ايران کوشش عملی و حقيقی بکار برده و بالاخره با نهايت قدرت حکومت کرده مخالفان نهضت ملی را از هر دسته و طبقه که باشد سرکوب نمايد.

اکنون مجلس دوره هفدهم با آراء آزاد مردم منحل شده است بر عهده دولت است که هرچه زودتر اصلاحات لازم را در قانون انتخابات به عمل آورده وسايل انتخابات مجلس ۱۸ را فراهم سازد.

قطعنامه متينگ
ما شرکت کنندگان در متينگ روز يکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ ميدان بهارستان به پيروی از افکار ملت ايران مواد ذيل را تصويب می نمائيم:
اول – چون کودتای خيانتکارانه نيمه شب ۲۵ مرداد سال ۱۳۳۲ به دستور بيگانگان برای سقوط دولت ملی دکتر محمد مصدق و از بين بردن نهضت مقدس ملت ايران بوجود آمده از دولت ملی دکتر مصدق ميخواهيم تا هرچه زودتر مسببين و محرکين را به شديد ترين مجازات محکوم نمايند.
دوم – از دولت مصراً خواهانيم تا هرچه زودتر به تشکيل محکمه ملی اقدام و خنايتکاران به نهضت ملی ايران را مجازات نمايد.
سوم – چون شاه فراری است از دولت ملی دکتر مصدق ميخواهيم که به فوريت به تشکيل شورای سلطنت اقدام و با نهايت قوت و قدرت بi تکاليف قانونی خود عمل نمايد.

شاه و ملکه از بغداد عازم رم شدند
شاه در ملاقات با حسن صدر رئيس مجلس سنا و فاضل جمالی رئيس مجلس نمايندگان عراق و آيت الله شهرستانی اظهار داشت جون مصدق قانون شکنی ميکرد او را معزول و سرلشگر زاهدی را به نخست وزيری تعيين کردم. شاه همچنين گفت کودتايی در بين نبوده و از مقام خود نيز استعفا نداده ام.

اظهارات شاه
رهبران سياسی و مذهبی عراق ديروز پس از ملاقات با شاه اظهار داشتند که شاه ايران به آنها گفته است که پس از عزل دکتر مصدق و انتصاب ژنرال زاهدی بجای او به سمت نخست وزيری ايران بنا به ميل و اراده خود ايران را ترک کرده است.

آنها هم چنين گفتند که شاه از اينکه دکتر مصدق از انجام آرزو ها و اميال وی و مردم ايران مبنی براينکه آقای دکتر مصدق بايد کناره گيری کند سرباز زده است اظهار تأسف کرد. شاه اضافه کرد که ژنرال زاهدی کودتای نظامی انجام نداده و فقط سعی کرده که دکتر مصدق را از تصميم شاه مستحضر نمايد. شاه تأکيد کرد من هنوز زاهدی نه دکتر مصدق را نخست وزير قانونی ايران ميدانم ، من ازحق قانونی خود برای حفظ منافع ملی ايرانيان استفاده کرده ام هدف اساسی من هميشه حفظ قانون اساسی است و در مملکت ما اين را نميتوان به عنوان پشت پا زدن به قانون اساسی تلقی کرد.

شاه گفت نميتوان بدکتر مصدق اجازه داد که به عنوان يگانه ديکتاتور مطلق العنان در ايران حکومت کند.

سياست امريکا در انقياد انگلستان
روزنامه المصری در گزارشی از واشنگتن مينويسد محافل رسمی امريکا عقيده دارند وضع ايران فوق العاده نگران کننده شده است. در ماه های اخير ديپلوماسی امريکا در ايران کاملا تحت انقياد سياست انگليس درآمده و اين سياستی است که ايران را مجبور به صبر و انتظار ميگذارد تا پشتوانه ارزی او بکلی پايان يابد تا براثر وخامت مالی خود ناچار با تسليم خواسته های انگلستان و امريکا شود و مسأله نفت را بخواست آنها حل و فصل نمايد.

تظاهرات امروز
مقارن ساعت ۹ بامداد گروهی های متشکلی از خيابان های جنوب شهر درحالیکه شعارهای « زنده باد شاه مرگ بر حزب توده» ميدادند به طرف ميدان سپه حرکت کردند. درحوالی ميدان سپه عده ای ديگر که اکثرا با چوب دستی های بزرگ مجهز بودند به جمعيت قبلی که در ميدان سپه مستقر شده بودند پيوسته از طرف خيابان های فردوسی به استانبول و شاه آباد به طرف ميدان بهارستان حرکت کردند و شعارهائی بر ضد دولت و زنده باد شاه ميگفتند. اين گروه تظاهر کنندگان را چهار کاميون حامل سرباز و پاسبان که در جلو هريک از کاميون ها مسلسلی قرار داشت از جلو و عقب تظاهر کنندگان حرکت ميکردند و شعاهای آنها را تکرار مينمودند.

حمله تظاهر کنندگان به احزاب و روزنامه های طرفدار دولت
درخدود ساعت ۱۰ درحاليکه تظاهر کنندگان طرفدار مشروطيت و شاه چوبدستی های خود را بلند کرده و فرياد زنده باد پادشاه ومرگ بر جمهوری ميدادند به حزب ايران نزديک شدند و از ديوار بالا رفته و تابلوی حزب مزبور را پائين آورده وارد حياط حزب شدند و کليه صندلی ها و در وپنجره و اثاثيه جزب را شکسته اوراق را پاره کرده و آتش زدند و چند نفری را که در حزب بودند به شدن مضروب و مجروح کردند.

تظاهرکنندگان که بنظر ميرسيد اداره کنندگانی دارند به قصد حمله به حزب ملت ايران بربنياد پان ايرانيسم در خيابان صفی عليشاه حرکت کردند. پان ايرانيست ها که قبلا خود را آماده کرده بودند در پشت بام حزب رفته و با انداختن پاره آجر به طرف تظاهر کنندگان مانع ورود آنها به داخل حزب شدند ، تظاهر کنندگان که اين وضع را ديدند شروع به دادن شعار کردند و آنقدر اين وضع را ادامه دادند تا سنگ هائی که روی بام جمع شده بود به پايان رسيد سپس چند تن از سردسته های تظاهر کنندگان از تير چراغ برق بالا رفته و تابلو و پرچم ها را از بالای حزب پائين آوردند عده ای از آنها نيز بداخل حياط حزب وارد شدند همه اثاثيه و صندلی ها را شکسته و پس از جنگ تن به تن با اعضای حزب که بيش از چند نفر نبودند با چند نفر مجروح و زخمی از خود و چند نفر از پان ايرانيست ها از حزب خارج شده بطرف اداره روزنامه باختر امروز که در غرب ميذان بهارستان بود رهسپار شدند و بعد از به آتش کشيدن دفتر روزنامه بطرف خيابان اکباتان حرکت کرده در مقابل وزارت فرهنگ مجددا شعار و تظاهرات آنها افزايش يافت و به بهانه اينکه کارمندان فرهنگ توده ای و مخالفين شاه و مشروطيت هستند، قصد حمله به وزارت فرهنگ را داشتند که با شليک چند تير هوائی عقب نشينی کرده به طرف دفتر روزنامه شورش به راه افتادند وضمن دادن شعارهای زنده بادشاه دفترروزنامه شورش را نيز به آتش کشيدند.

بعد از به آتش کشيده شدن دفتر روزنامه شورش تظاهر کنندگان که عده ای از پرسنل نيروی هوائی شاهنشاهی نيز به آنها اضافه شده بودند از خيابان اکباتان واردخيابان سعدی شده به طرف چهارراه مخبرالدوله براه افتادند. در خيابان مخبرالدوله نيز عده ای از افراد ارتش با آنها هم صدا شده بطرف خيابان سعدی شمالی براه افتادند اين گروه در مسير خود وارد بازارمهران شده دفتر روزنامه حاجی بابا را بعد از غارت آنجا با با خاک يکسان کردند سپس به مسير خود ادامه داده وارد خيابان ساهرضا واز آنجا به طرف حزب زحمتکشان ملت ايران ( نيروی سوم) روانه شدند و آنجا رانيز به آتش کشيدند و چندين نفر را که در داخل حزب بودند با ضرب چوب و مشت و لگد مضروب و شديدا مجروح نمودند، سپس از طريق خيابان لاله زار وارد ميدان سپه شدند.
در تمام طول اين مسير با وجود متمرکز بودن نيروهای انتظامی با هيچ گونه عکس العمل آنها مواجه نشدند.

حرکت به سوی بازار
تظاهرکنندگان بعد از عبور از گلوبندک به طرف بازار حرکت کردند ، بازاريان و رهگذران به اين وضع و تظاهرات غيرعادی با حالت تعجب و نگرانی شديد آنها را تماشا ميکردند و تعجب بيشتر برای آنها اين بود که مأمورين انتظامی هيچگونه عکس العملی از خود نشان نميدادند. تظاهرکنندگان با شعار های زنده باد شاه مجددا به طرف ميدان سپه براه افتادند.

حمله به ستاد ارتش و شهربانی ووزارت خارجه
تظاهرکنندگان درحالیکه عده ای از افسران بازنشسته درلباس سويل رهبری آنها را به عهده داشتند برای تصرف شهربانی و ستاد ارتش به راه افتادند. در ساعت ۱۲ مجددا در ميان سپه اجتماع کردند و چند عکس بزرگ شاه را بالای مجسمه شاه سابق که چند روز پيش سرنگون شده بود قرار دادند. دراين وقت مأمورين مستقر در ميدان شروع به تيراندازی هوائی کردند و جمعيت تظاهر کننده پا به فرار گذاردند و در خيابان های کوچه های مجاور پناهنده شدند.

همزمان شليک تير در خيابان های ثبت و سوم اسفند شروع شد زيرا با بودن وزارت امور خارجه ، شهربانی و ستاد ارتش و دژبانی مأمورين اتنظامی ميخواستند به هر وسيله ازکشيده شدن تظاهرات بآن حدود جلوگيری نمايند.

در ساعت ۱۲ و سی دقيقه گروهی از تظاهر کنندگان درحالی که عکس هائی از شاه در دست داشتند با فريادهای زنده باد شاه قصد عبور به داخل شهربانی را داشتند که با مشاهده نيروهای مسلح انتظامی دراطراف شهربانی از تصرف شهربانی منصرف شده به طرف وزارت امورخارجه به راه افتادند، عده ای از آنها نيز بطرف باشگاه افسران رفتند و جمعی نيز بقصد تصرف ستاد ارتش بدان سو رفتند.

گروه های مسلح وارد عمل ميشوند
فرماندارنظامی تهران سرهنگ ستاد حسينقلی اشرفی ميباشد و همه سربازانی که برای حفظ نظم در خيابان های تهران هستند ابوابجمعی فرماندار نظامی تهران هستند اما به نظر ميرسد که فرماندار نظامی تهران دستور شليک به تظاهر کنندگان را نداده است و ابوابجمعی او با تظاهر کنندگان همراهی و همکاری ميکنند.

ساعت دو بعد از ظهر شهربانی و ستاد ارتش از طرف شش تانک و چند کاميون حامل سرباز محاصره شد و تظاهر کنندگان نيز اطراف آنها را گرفتند و قصد اشغال ستاد ارتش و شهربانی را داشتند ولی بعد از چند دقيقه اين محاصره شکسته شد وچهار تانک و چند کاميون حامل سرباز و چهار اتوبوس که تظاهر کنندگان در آنها نشستند به طرف ميدان سپه حرکت کردند و در آنجا توقف کرده ومجددا شعارهايی به نفع شاه و عليه دولت دادند. فرماندهی اين گروه نظاميان و تانک ها با سرهنگ صمصام بود.

بعد از چند دقيقه نيروی مزبور وارد پست و تلگراف شده و عکس های شاه را بالای در آن وزارتخانه نصب کردند ، بعدا جمعيت در معيت تانک ها و زره پوشها به اداره انتشارات و تبليغات رفته و آنجا را نيز متصرف شدند. جمعيت بداخل اداره تبليغات رفته تمام اوراق و مطبوعات را بيرون ريخته و عکس شاه را در بالای اين اداره نصب کردند.
جمعيت بعدا سوار تانک ها شده و بطرف بی سيم رفتند تا آنجا را اشغال کنند.

اشغال ايستگاه راديو
مقارن دو بعد از ظهر بعد از اشغال اداره انتشارات و تبليغات تظاهر کنندگان همراه عده ای از زنان که به آنها ملحق شده بودند سوار بر تانک ها و در معيت سربازان بطرف بی سيم پهلوی حرکت کردند تا ايستگاه راديو را تصرف کنند.

يکی از تانک ها به داخل محوطه ايستگاه راديو آمد. برق ايستگاه فرستنده قطع شده بود با زحمت برق راديو وصل شد. در ساعت ۳ ميراشرافی اعلام کرد هموطنان عزيز تهران بوسيله مردم تسخير شده است يکساعت است که راديو کار ميکند ولی احساسات مردم اجازه نميدهد از استوديو با شما صحبت کنم مردم پايتحت در انتظار بازگشت شاهنشاه هستند مملکت را حفظ کنيد. به همت زنان و مردم شاهدوست و پشتيبانی ارتش شاهنشاهی تهران تصرف شد و حکومت مصدق السلطنه ساقط گرديد.

آقايان پيراسته و احمد فرامرزی ضمن اعلام نخست وزيری سرلشگر زاهدی و قرائت فرمان نخست وزيری ايشان به زمامداری مصدق حمله کردند. و اعلام کردند که ستاد ارتش به وسيله مردم ، سربازان و افسران تصرف شده است. شاهنشاه به وسيله تلگراف ازجريان مطلع شده اند مردم نگذاريد مصدق و طرفداران او از دست شما فرار کنند.

گوينده راديو اعلام داشت که آقای سرلشگر زاهدی نخست وزير برای ابلاغ پيام اعليحضرت به مردم به استوديو آمده اند . زاهدی اظهار داشت :
به نام خداوند قادر متعال ، ملت رشيد و هموطنان عزيزم برحسب امر اعليحضرت همايون شاهنشاهی سمت نخست وزيری را پذيرفته ام و در قبول اين خدمت بعد از اميد به خداوندی و به نيروی شما متکی هستم. دولت های گذشته خيلی به شما وعده داده اند ولی اميدوارم اين خدمتگزاربرخلاف آنها به وعده های خودعمل کنم. برنامه اينجانب بطور اجمال چنين است

حکومت قانون، بالا بردن سطح زندگی مردم، موتوريزه کردن کشاورزی پائين آوردن هزينه زندگی، بالا بردن مزدکارگران ، بهداشت عمومی و مجانی برای همه ، تقويت بنيه مالی کشاورزان، تعميم وحفظ امنيت عمومی، تأمين آزاديهای فردی اجتماعی.
دردو بی پايان من به شما مردم ايران.
هموطنان نخست وزيرقانونی به امراعليحضرت تا مجلس روی کار بيايد اينجانب هستم.

يورش به خانه دکتر مصدق
ازساعت ۱۲ يورش جمعيت به طرف خانه دکترمصدق شروع شد ولی هرگاه تيری هوائی شليک ميشد مهاجمين برای مدتی عقب نشينی ميکردند و در خيابانهای اطراف خيابان کاخ پنهان ميشدند. در ساعت چهار و نيم بعد از ظهر چند تانک به کمک تظاهر کنندگان آمدند در نتيجه مهاجمين که در سه راه شاه تا خيابان آقا شيخ هادی پراکنده بودند مجددا به طرف خيابان کاخ حرکت کردند. مدافعين خانه دکتر مصدق در ساختمانی در مدخل خيابان کاخ سنگر گرفته و از خيابان کاخ دفاع ميکردند فرمانده مدافعين سرهنگ ممتاز است.

با ورود تانک به صحنه مدافعين شروع به تيراندازی نمودند و در حالی که مهاجمين مجددا از صخنه نبرد فرار ميکردند يکی از تانک ها با شکيک توپ تانکها يکی از طبقات ساختمان را ويران کرد ولی هنوز مدافعين با تفنگ و مسلسل به طرف تانک و مردمی که بر آن سوار شده بودند شليک ميکردند. به تدريج تعداد تانک ها که تعداد آنها به ۲۷ ميرسيد وارد خيابان کاح شده به طرف منزل دکتر مصدق سرازير شدند. مدافعين درساختمان روبروی خانه دکترمصدق نيز سنگر گرفته بودند و وقتی تانک ها و تظاهر کنندگان قصد شکستن درخانه و حمله بخانه را داشتند بار ديگر صدای شليک از خانه مقابل به طرف مهاجمين آغاز شد که تا ساعت هفت و نيم شب ادامه داشت با شليک آخرين فشنگ خانه به تصرف تانک ها و مهاجمين قرار گرفت. هنگاميکه محافظين خانه با دادن سلاحهای خود تسليم شدند مهاجمين به بردن اثاثه خانه پرداختند. بعد از چند دقيقه خانه به ويرانه ای تبديل گرديد. دو نفر از خادمين خانه که هنوز دز خانه بودند به فرمان افسر فرمانده تانک ها با دو شليک آنها را از پا درآوردند و خانه را به آتش کشيدند.

بعد از غارت خانه دکتر مصدق متوجه خانه های اطراف که منزل فرزندان آقای دکتر مصدق بود شدند وآنجا را نيز درمدت کوتاهی غارت کرده و آتش زدند. در ساعت ۸ شب وقتی مهاجمين از خيابان کاخ خارج شدند ، سکوت همه جا را فرا گرفته بود فقط شعله های آتش از دو خانه آن زبانه می کشيد.

اعلاميه سرلشگر زاهدی خطاب به آقای دکتر مصدق
چون از طرف ذات شاهانه دستور اکيد برای حفظ جان جناب آقای دکتر مصدق صادر شده است مقتضی است خودشان را در ظرف ۲۴ ساعت به اداره کل شهربانی يا فرمانداری نظامی معرفی سازند و برحسب اراده ملوکانه تا وقتی که تکليف ايشان از طرف ملت معلوم نشده باشد کاملا در حفظ جان ايشان جديت به عمل خواهد آمد.

۲۹ مرداد ۱۳۳۲
فرمان دستگيری وزرای سابق
هرچه زودتر صورت اسامی افسران و درجه دارانی را که ديروز به نفع مليون کارکرده اند تهيه شود تا ترتيب تشويق و تقدير آنها داده شود و حتی به بعضی از آنها جايزه نقدی داده شود.
عموم وزرای سابق دستگير و در شهربانی توقيف شوند و درباره آنها از رئيس شهربانی کسب تکليف شود.
کليه زعمای قوم و نزديکان نخست وزير سابق از قبيل دکتر شايگان ، مهندس زيرک زاده ، مهندس رضوی ، و سايرين که برخلاف قوانين جاريه عملياتی کرده اند و مخالف منويات ملت ايران قيام نموده اند تحت پيگردقانونی قراردهند. همچنين سرتيپ محمد حسين جهانبانی احضار شوند.
رئيس شهربانی کل کشور – سرتيپ دفتری

دستخط شاه به سرلشگر زاهدی
به نام قادر متعال من از پشتيبانی مردم ايران نسبت به من و دفاع از قانون اساسی صميمانه سپاسگزارم ، من از کليه افراد ارتش و تمام مأموران غير نظامی و همه مردم ايران را به متابعت از اوامر جناب آقای فضل الله زاهدی که طبق قانون اساسی به رياست حکومت ملی و قانونی ايران از طرف من تعيين شده دعوت ميکنم. من بيدرنگ به ايران و ملتم برميگردم. خدا حافظ ايران و مردم ايران
محمد رضا پهلوی

تلگراف نخست وزير
پيشگاه اعليحضرت همايون شاهنشاه، مردم شاه دوست و ارتش فداکار در انتظار موکب همايونی با بی صبری دقيقه شماری ميکنند. از خاکپای مبارک استدعای تسريع در عزيمت و ابلاغ ساعت نزول اجلال را داردتا احساسات پاک مردم مطابق آرزوی خودشان ايثار قدوم مبارک گردد. چاکر – فضل الله زاهدی

تلکراف شاه به آيت الله بهبهانی
آيت الله بهبهانی تهران بنام خداوند تبارک وتعالی ، از محبتی که ملت ايران به من و حفظ قانون اساسی انجام داده است صميمانه سپاسگزارم. بدينوسيله از تمام قوای مسلح و تمام مسؤلين کشوری و ملت ايران خواستارم دستورات نخست وزير جناب فضل الله زاهدی که بر طبق اختيارات قانون اساسی از طرف من برای رياست دولت قانونی و ملی ايران انتخاب شده اند اطاعت کنند. هرچه زود تر به ايران عزيز و ايرانيان برخواهم گشت خداوند بزرگ ايران و ملت ايران را حفظ کند.
پاسخ آيت الله به شاه
پيشگاه بندگان اعليحضرت همايون شاهنشاهی ، دستخط تلگرافی مبارک زيب وصول يافت ازخداوند سلامتی وجودمبارک وبقای سلطنت عظمی اسلامی را خواهانم. اشاالله عين تلگراف مبارک را به عرض عامه رسانيده همه انتظار زيارت پادشاه معظم و محبوب خود را دارند و با اميدواری کامل به عطوفت ملوکانه مستدعی است در اين موقع که الحمدالله موکب همايونی به مقرسلطنت معاودت ميفرمايند امر عفو عمومی صادر فرمايند موجب مزيد تشکر خواهد بود.
محمدالموسوی بهبهانی

اطلاعيه شماره ۲ نخست وزير
در اينموقع خطير که با عنايت خداوند توانا و امر اعليحضرت همايون شاهنشاه و نيروی لايزال ملت و فداکاری افراد وطن دوست و ارتش ملی زمام امورکشور را بدست گرفته و درقبول اين خدمت هدفی جز حفظ استقلال ايران عزيز و تشييد مبادی دين مقدس اسلام و تأمين آسايش و رفاه واقعی مردم و احترام به اراده آزاد آنها ندارم ، از قاطبه هم ميهنان گرامی و استانداران و فرمانداران و کليه مأمورين دولت انتظار دارم با درايت و متانت مراقب اوضاع بوده و مطمئن باشند تشويق خدمت گداران و مجازات خيانتکاران برطبق قانون و مقررات مورد نظر و عمل خواهد شد.
نخست وزير – سرلشگر زاهدی

سرلشگر زاهدی در وزارت امور خارجه
آقای سرلشگر زاهدی نخست وزير ساعت ۱۱ صبح امروز به وزارت امور خارجه رفته و پس از معرفی شدن اظهار داشتند :

اينجانب که در تحت توجهات اعليحضرت همايون شاهنشاهی زمام امور را بدست گرفتم اميدوارم با کمک هم ميهنان عزيز مخصوصا شما ها روابط دوستانه با کليه کشور ها مخصوصا دول دوست و همسايه محفوظ ودر تشييد آن کوشش وافر نمائيم. بطوری که ميدانيد حکومت سابق دراثر سوء سياست اغلب کشورها را از خود رنجانده بود و اکنون وظيفه دولت و مخصوصا شما ها است که در ايجاد حسن تفاهم و روابط دوستانه بين کشور ايران و همه دول کوشيده تا جبران گذشته بشود.

مجلس و نمايندگان اقليت
امروزصبح تقريبا تمام نمايندگان اقليت مجلس هفدهم درمجلس بودند آقايان دکتر بقائی، حائری زاده ، قنات آبادی ، کريمی ، حميديه ، بهادری ، افشار صادقی ، کريمی ، حميديه ، هدی ، پور سرتيپ و ميراشرافی و همچنين چند نفر از نمايندگان دوره شانزدهم که مخالف دکتر مصدق بودند از جمله آقايان شوشتری و صفائی در سرسرای مجلس اجتماع نمود بودند. اين نمايندگان با ديدن يکديگر نسبت به يکديگر ابرازاحساسات کرده و به يکديگر تبريک می گفتند. نمايندگان مزبور هنوز خود را نماينده ميدانند.

آقای حايری زاده اظهار داشتند چون دولت از ما درباره وضع موجود و کابينه خود نظر خواسته درمنزل آيت الله کاشانی تشکيل جلسه داده و تبادل نظر نموده ايم اما نظر قاطع به جلسه امروزعصر موکول گرديد.

دکتر مصدق در شهربانی
براساس گزارش سرهنگ ممتاز فرمانده گارد محافظ دکتر مصدق در مورد محل اختفای دکتر مصدق و همراهان مأمورين انتظامی طبق نشانی که در اختيار داشتند برای بازداشت آنان به منزل مهندس معظمی در خيابان ارديبهشت رهسپار شدند. درآن خانه آقايان دکتر مصدق، دکترشايگان ، دکتر صديقی و مهندس معظمی بودند.

چهارنفر آقايان مزبور با ديدن مأمورين خود را در اختيار مأمورين قرار دادند. هريک از آنها درجيپ جداگانه ای نشسته و با مأمورين محافظ به طرف شهربانی حرکت نمودند. به محض رسيدن به شهربانی ابتدا آقای دکتر صديقی پياده شده سپس دکتر مصدق و متعاقباً دکتر شايگان و دکتر معظمی پياده شده باطاق سرتيپ دادستان فرماندار نظامی وارد شدند. پس از اطلاع به آقای نخست وزير ايشان دستور دادندکه آقای دکتر مصدق و همراهان را به باشگاه افسران انتقال دهند. موقعی که آقای دکتر مصدق از پله های عمارت باشگاه افسران بالا رفتند آقای سرلشگر زاهدی بالای پله ها ايستاده بودند.
آقای دکتر مصدق وقتی آقای سرلشگر زاهدی را ديدند گفتند قربان تبريک عرض ميکنم. آقای سرلشگر زاهدی به آقای دکتر مصدق سلام نظامی داده روی ايشان را بوسيد و دست ايشان را فشرد. آقای سرلشگر زاهدی ضمنا به آقای دکتر مصدق گفتند مطمئن باشيدکه اعليحضرت دستور داده اند موئی از سرشما کم نخواهد شد.

ملاقات سرلشگر زاهدی با کاشانی
با توجه به احترامی که آيت الله کاشانی در مدت تحصن سرلشگر زاهدی در مجلس نسبت به ايشان نموده بود آقای نخست وزير به آيت الله اطلاع دادند که قصد ملاقات ايشان را دارند.

آيت الله منزلی را در تجريش معين کردند تا درآنجا ملاقات صورت گيرد. در اين جلسه آقايان دکتر بقائی ، حائری زاده ، نادعلی کريمی و شمس قنات آبادی حضور داشتند. آيت الله کاشانی در مورد مسأله نفت از نخست وزير سؤال کردند و اصرار داشتند نظر ايشان را در مورد مسأله غرامت بدانند.

آقای سرلشگرزاهدی اظهار مينمايندکه من به هيچوجه تسليم نظرات انگليس نخواهم شد و غرامت تأسيسات نفت را هم به آنها نخواهم پرداخت.

در مورد تعقيب آقای دکتر مصدق آيت الله سؤال کردند. سرلشگر زاهدی پاسخ دادند که دکتر مصدق از دو نظر قابل تعقيب است. اول از جهت اقدامات خلاف قانون ايشان در زمان نخست وزيری و ديگر براثر اقداماتی که ايشان در زمانی که از نظر قانونی سمتی نداشته اند انجام داده اند و با اينکه صدور فرمان نخست وزيری من به اطلاع ايشان رسيده بود اقداماتی کردند و از آن جمله مردم را به گلوله بستند.

۱۷ آذر ۱۳۳۲

در بيدادگاه استعمار

آخرين دفاع دکتر مصدق
ساعت ۴ بعد ازظهر سال ۱۳۳۲ در سلطنت آباد آخرين جلسه محاکمه دکتر محمد مصدق با آخرين دفاع دکتر مصدق بيايان خواهد رسيد. دکتر مصدق در آخرين دفاع خود اعلام ميدارد:
آری تنها گناه من و گناه بسيار بزرگ وبزرگ من اين است که صنعت نفت ايران را ملی کرده ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سياسی و اقتصادی عظيم ترين امپراتوری های جهان را از اين مملکت برچيده ام و پنجه در پنجه مخوف ترين سازمان های استعماری و جاسوسی بين المللی درافکندم و به قيمت از بين رفتن خود و خانواده ام و به قيمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفيق عطا فرمود تا با همت و اراده مردم آزاده اين مملکت بساط اين دستگاه وحشت انگيز را درنوردم.
من طی اين همه فشار و ناملايمات ، اين همه تهديد و تضييقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خود غافل نيستم و به خوبی ميدانم که سرنوشت من بايد مايه عبرت مردانی شود که ممکن است در آتيه در سراسر خاورميانه درصدد گسيختن زنجير بندگی و بردگی استعمار برآيند. روز نهم اسفند سال قبل طنابی را که برای انداختن به گردن من آورده بودند همه ديدند. آن روز هم اگر موفق می شدند می گفتند مردان مسلمان وطن پرست و شاهدوست سزای يک مرد خائن را کف دستش گذاشتند.
من ميخواهم از افتخاری که نصيب آن مرد (آزموده دادستان محکمه) شده يعنی توانسته است متهم لجوج و عنود رديف يک را که برای اولين بار از روی لجاج و خيره سری به جنگ با استعمار برخاسته ، بر کرسی جرم و جنايت نشانيده استفاده کنم و شايد برای آخرين بار در زندگی خود ملت رشيد ايران را از حقايق اين نبرد وحشت انگيز مطلع سازم
حيات و عرض و مال و موجوديت من و امثال من در برابر حيات و استقلال و عظمت و سر فرازی ميليون ها ايرانی و نسل های متوالی اين ملت کوچک ترين ارزشی ندارد و از آن چه برايم پيش آورده اند هيچ تأسف ندارم. وظيفه تاريخی خود را تا سرحد امکان انجام داده ام. من به حس و عيان می بينم که اين نهال برومند در خلال تمام مشقت هايی که امروز گريبان همه را گرفته به ثمر رسيده است و خواهد رسيد. عمر من و شما و هر کس چند صباحی دير يا زود به پايان ميرسد ولی آنچه می ماند حيات و سرفرازی يک ملت مظلوم و ستمديده است.
آن مرد گفت که من و اقدامات دولتم سبب شد که آبروی ايران و ايرانيان در انظار خارجيان ريخته شود و لابد الان که من و همفکران و همکاران مرا به نام مجرم و جانی و خائن می نامند و روی کرسی اتهام می نشانند آبروی ريخته شده باز ميگردد. آن مرد بايد بداند که اقداماتش برای بازگشت حيثيت از دست رفته در انظار جهانيان کافی نيست و بايد صبر کند تا پس از افتتاح مجدد سفارت و کنسولگری هايی که بسته شده اند ، و پس از استقرار مجدد کمپانی سابق نفت جنوب به همان لباس يا به لباس يک کمپانی بين المللی، آن وقت ادعا کند که لکه ننگ ملی شدن صنعت نفت ، ملی شدن شيلات و و …. از دامان او و حاميانش زدوده شده است.
چون از مقدمات کار و طرز تعقيب و جريان دادرسی ، معلوم است که در گوشه زندان خواهم مرد و اين صدا و حرارت را که هميشه در خير مردم به کار برده ام خاموش خواهند شد و ديگر جز اين لحظه نمی توانم با هموطنان عزيز صحبت کنم.
از مردم رشيد و عزيز ايران مرد و زن توديع می کنم و تأکيد می نمايم که در راه پرافتخاری که قدم برداشته اند ازهيچ حادثه ای نهراسند و يقين بدانند که خدا يار و مددکار آنها خواهد بود.
(همانطور که کروميت روزولت در آخرين ملاقات خود به اعليحضرت همايون شاهنشاه آريا مهر توصيه کرده بود محکمه نظامی شاه دکتر مصدق را به سه سال حبس در زندان سلطنت آباد و اقامت اجباری تا آخرين روزهای عمر در دهکده احمد آباد محکوم ميکند).