برگی از تاریخ برای نسل‌های آینده – چه عواملی در مرداد سال ۱۳۳۲ تلاش ملت ایران را برای رسیدن به آزادی، استقلال و حاکمیت ملی خنثی کردند؟ – رضا قاسمیان

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

برگی از تاریخ
برای نسل های آینده

چه عواملی در مرداد سال ۱۳۳۲ تلاش ملت ایران را برای رسیدن
به
آزادی، استقلال، و حاکمیت ملی
خنثی کردند؟

رضا قاسمیان

پیشگفتار

استیفن کینزر، نویسنده، تحلیلگر و خبرنگار نیویورک تایمز که بیش از پنجاه کشور را بازدید وگزارش وتحلیل های جامعی درباره سیاست گذاران و اثرات آنها تهیه کرده است، درکتاب”همه مردان شاه “درمورد کودتای ایران دیدگاه های مختلفی را از تحلیل گران نقل میکند:
نوشته ای از مجله تایمز در کتاب مردان شاه
روزی، روزگاری درسرزمینی کوهستانی که میان بغداد ودریاچه خاویار واقع شده است نجیب زاده ای زندگی میکردکه پس ازیک عمر شکوه وشکایت از حکومت سلطنتی کشورش رئیس دولت شد. او در عرض چند ماه همه دنیا را متوجه کلمات و رفتار و لطیفه ها و خنده ها و کج خلقی های خود کرد. در پشت دلقک بازی های مضحک او نکات متعددی درموردجنگ یاصلح وجودداشت که بسیاری از سرزمین های ماورای این سرزمین کوهستانی را تحت تأثیر قرار داد. او محمد مصدق ، نخست وزیر ایران در سال ۱۳۳۰ بود. او مرد سال بود. او تجارت نفت را به آشوب کشید. اشک های او ستون های باقیمانده یک امپراتوری بزرگ را ویران کرد. او با صدای بریده بریده و محزون ، مبارزه ای جسورانه را که مملو از حسرت و نفرت و برای غرب تقریبا غیر قابل درک بود منعکس ساخت.
موفقیت بریتانیا درسراسر خاور میانه ناامید کننده است. آن ها همه جا مورد نفرت و بی اعتمادی اند. رابطه استعماری گذشته به آخر رسیده است و هیچ قدرت دیگری نمیتواند جانشین بریتانیا شود. ایالات متحده امریکا چه بخواهد و چه نخواهد ناچار به اتخاذ سیاستی برای خاور میانه است ، هنوز مردد است و تصمیمی اتخاذ نکرده است.امریکا درنقش رهبرکشورهای غیر کمونیست مسؤلیت خطیری برشانه هایش احساس میکند، یکی از آنها رویاروئی با مبارزات اخلاقی است که جادوگری پیر و عجیب که در این سرزمین کوهستانی زندگی میکند و مرد سال است آغاز نموده است.
آغاز کودتا توسط طرح آژاکس
…. در این زمان تبلیغات منفی علیه مصدق به اوج رسیده بود. مطبوعات بر ضد او حرف میزدند و مقالاتی که مرکز عملیات دیکته میکرد در روزنامه ها منعکس میشد. سازمان سیا با یادداشت های جعلی از جانب حزب توده به رهبران مذهبی هشدار میداد که اگر با مصدق مخالفت کنند به مجازات سنگینی محکوم میشوند و تلفن های تهدید کننده به خانه های آنها زده میشد و در خانه یکی از رهبران مذهبی بطور ساختگی بمب گذاری شد. به زودی خبر رسید که شاه مستقیما در عملیات ضد مصدق دخالت دارد. این خبر از طریق مرکز “عملیات روزولت” بر سر زبان ها افتاد.
در ۲۳ مرداد، مرکز عملیات تلگرافی به واشنگتن فرستادواعلام داشت که پس از پایان عملیات آژاکس حکومت زاهدی با خزانه خالی روبرو خواهد بود و نیاز به کمک مالی دارد و پنج میلیون دلار پول تقاضا شد که سازمان سیا باید چند ساعت پس از پایان عملیات این مبلغ را تهیه میکرد.
شامگاه ۲۴ مرداد روزولت و سایر عوامل کودتا کاری نداشتند جز این که منتظر خبر اعلام پیروزی باشند اما خبری که دریافت داشتند نا امید کننده بود. زیرا آنچه روزولت ازآن وحشت داشت اتفاق افتاد و نه تنها سرتیپ ریاحی بازداشت نشد بلکه نصیری که فرمان عزل مصدق را داشت خلع سلاح و بازداشت شد. ولی ۳ روز بعد کودتا با موفقیت انجام و شاه دوباره جایگاهش را بدست آورد اما….
از مجله سیاست خارجی امریکا
حقیقت این است که اگرآن کودتا نبود، ایران میتوانست از دموکراسی بالغی بهره مند شود. یادآوری آن کودتا آن قدر دردناک بود که در سال ۱۳۵۷ زمانی که شاه ایران را ترک میکرد بسیاری ترس از آن داشتندکه تاریخ تکرار شود و این یکی از انگیزه های دانشجویان برای اشغال سفارت امریکا در تهران بود. بحران گروگان گیری در مقابل موجب تهاجم عراق به خاک ایران گردید و ازطرفی انقلاب اسلامی در ایران موجب شد که روسیه به افغانستان حمله کند. حاصل کلام آنکه، بخش وسیعی از تاریخ تنها به دلیل عملیاتی که فقط یک هفته به طول انجامید شکل گرفت.
کودتای سال ۱۳۳۲ و پیآمد های آن ، نقطه آغازین صف بندی های سیاسی امروز خاور میانه و درون قاره آسیا بود. آیا کسی میتواند با اندیشیدن به گذشته بگوید که انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ ایران اجتناب ناپذیر بود؟ یا اینکه انقلاب به وقوع پیوست زیرا امید های ملت ایران در سال ۱۳۳۲ برای همیشه به باد رفته بودند؟
با دید تاریخی آسان است که تأثیرات فاجعه آمیز عملیات آژاکس را به عیان دید. این تأثیرات سال های طولانی دنیا را به ستوه خواهد آورد. اما اگر کودتا در ایران اجرا نمیشد، چه اتفاقی میافتاد؟
رئیس جمهور ترومن (رئیس جمهور دموکرات) تا آخرین لحظه حضور در کاخ سفید اصرارداشت که امریکا نباید درامورداخلی ایران دخالت کند. راستی اگر رئیس جمهور آیزنهاور نیز با ترومن اتفاق نظر داشت، چه اتفاقی میافتاد؟
ریچارد کاتم: ” تصمیم بر براندازی مصدق راستی تصمیمی تاریخی بود. ایران درنقطه عطفی قرارگرفته بود که درآن درصد افرادی که وارد جریانات سیاسی میشدند و یا از شرکت در این جریانات منع می گشتند ، با رشدی سریع افزایش می یافت. این افراد بیدار شده رهبران خود را به الگوی ارزش ها و سنت های خود می پذیرفتند و از آنها حمایت میکردند. اگر مصدق، جبهه ملی و رهبران مذهبی که گفته های قرآن را به نحو ملایم تری بیان میکردند حکومت را در دست خود حفظ مینمودند ، می توانستند در نقش ناجیان اجتماعی به این ملت بیدار خدمت کنند. اما در عوض پادشاهی دیکتاتور حکومت را بدست گرفت و از مردم جدا ایستاد. سیاست امریکا شالوده تاریخ ایران را دگرگون ساخت ، این سیاست کمک کرد تا افراد فرهیخته ملی گرا ، همان هائی که امریکا را دوست خود می پنداشتند و آن را حامی خارجی قابل اعتماد خود تلقی میکردند از میدان خارج شوند ».
مارک گازیوفسکی: « با نگاهی به گذشته ، کودتای امریکائی که در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ در ایران روی داد به صورت حادثه ای بحرانی در تاریخ پس از جنگ دوم جهانی به ثبت رسیده است. اگر این کودتا اجرا نشده بود ، آینده ایران به یقین متفاوت بود. نقش امریکا در تقویت قدرت دیکتاتوری شاه پس از کودتا نیز در ارتباطات آتی ایران با امریکا بسیار سرنوشت ساز بود. دخالت امریکا در این حوادث به وضوح در حملات تروریستی به امریکا و رویداد هائی که در اوایل دهه ۱۳۵۰ در ایران رخ داد، در طبیعت انقلاب ضد امریکائی سال ۱۳۵۷ و همچنین در سایر عملیات ضد امریکائی که در ایران پس از انقلاب رخ داد و مهم تر از همه در ماجرای گروگان گیری در سفارت امریکا در تهران منعکس شده است. امروز طرفداران این کودتا ادعا میکنند که حداقل بیست و پنج سال ثبات و آرامش کشور ایران تحت رهبری حکومتی طرفدار امریکا مدیون همین کودتا بوده است ، درحالی که مضرات انقلاب ایران برای منافع امریکا هر روز آشکارتر میشود، این سؤال پیش میآید که “آیا کودتا ارزش چنین بهای سنگین و طولانی مدتی را داشته است؟”
مری آن هایس : شاید در دراز مدت بپذیریم که ناتوانی بریتانیا در معامله با مصدق، که دارای سیاست معتدلی بود ، راه را نه تنها برای شاه و عواملش در طول چند دهه بعدی، بلکه برای حکومت افراطی ضد غربی که پس از سال ۱۳۵۷ روی کار آمد هموار ساخت. دخالت امریکا در کودتای سال ۱۳۳۲ و قرارداد کنسرسیوم در سال ۱۳۳۳ ، ملت ایران را متقاعد ساخت که امریکا کوچکترین توجهی به منافع آنها ندارد و بیشتر نگران تثبیت نظام امپریالیستی بریتانیا است تا خواسته های ملی و استقلال طلبی ایرانیان. این امر موجب گشت که ملی گرایان ایران امریکا را شیطان بزرگ بخوانند ( نه ملی گرایان، بلکه روحانیون که بار دیگر درنتیجه سیاست نا درست جیمی کارتر شکل گرفت) مسبب همه بدبختی های ملت ایران بدانند.
منازعات نفتی دهه ۱۳۳۰ با سرکوبی ایرانیان ملی گرا هسته اصلی انقلاب اسلامی را در دل ایرانیان کاشت که ۲۵ سال بعد منجر به روی کار آمدن حکومتی شد که برخلاف دکتر مصدق احساسات ضد غربی داشت. نتیجه آنکه این پیآمد ها حتی اکنون بر خلیج فارس و ماورای آن سایه ای سنگین افکنده است تعجب آور نمیباشد”.
نیکی اورکدی : « کودتای سال ۱۳۳۲ که نتایجش در قرارداد نفت سال بعد ظاهر گشت و محصولات نفتی و بازاریابی و ۵۰ درصد منافع نفت را در اختیار کارتل های نفتی خارجی گذاشت ، تأثیرات دردناکی بر افکار عمومی ایرانیان نهاده که تا به امروز ادامه یافته است. احساس خشم ملت پس از آگاهی از دخالت مستقیم امریکا در کودتای ایران به اوج رسید. حمایت امریکا از دیکتاتوری شاه به مدت ۲۵ سال به آتش این خشم دامن زد. اما در هرحال اتهامات گاه مبالغه آمیز و افراطی ایرانیان، هم در مورد امریکا و هم انگلیس میتواند ریشه در رویداد های مهم و حقیقی داشته باشد ، به ویژه شرکت در سرکوب حرکت های انقلابی مردمی و حمایت از حکومت های غیر مردمی».
ویلیام راجرز لوئیس : «ملت ها نیز چون افراد نمیتوانند استثمار شوند ، مگر آنکه سر انجام استثمار کننده باید روزی تصفیه شود… در کوتاه مدت ، دخالت امریکا در کودتای سال ۱۳۳۲ مفید واقع شد ، اما در طولانی مدت ، شاید درایت سیاسی حکم میکرد که امریکا دستان خود را از ایران کوتاه کند».
این نگرش ها هم جهت با آرای عمومی است ، و کسانی را که مخالف براندازی مصدق بودند، بطور قابل ملاحظه ای تبرئه میکند. رئیس جمهور ترومن پیش بینی میکرد که روش نادرست مقابله با بحران ایران موجب ایجاد « فاجعه ای برای جهان آزاد» میشود. هنری گریدی، سفیرترومن درتهران هشدار داده بود که اجرای کودتا در ایران «کاملا احمقانه است و موجب تجزیه ایران و عواقب آن میشود». اگر کسی درطی ربع قرن پس از کودتا در ایران این کلمات را میخواند آنها رااشتباه میدانست، اما اکنون تاریخ درستی آنها را نشان میدهد. نتایج عملیات آژاکس همان طور که آن ها پیش بینی میکردند وحشتناک بود. اگر چه ضربات نهائی آن ، بیش از آنچه مردم انتظار داشتند به طول انجامید.
اگر عوامل انگلیس و امریکا آن چنان بی شرمانه در امور داخلی ایران دخالت نکرده بودند، سرانجام صلح، آرامش ورفاه به ایران بازمیگشت. نمیتوان تصور کرد که هیچ حادثه دیگری چون عملیات آژاکس می توانست این همه دردو وحشت درطول ۲۵ سال بعد برملت ایران نازل کند.
کودتا ایرانی قابل اعتماد را به مدت ۲۵ سال به ایالات متحده امریکا، انگلیس و غرب اهدا کرد و این یک پیروزی کامل بود، اما با توجه به آنچه بعد ها رخ داد و با پذیرش فرهنگ عملیات پنهانی به صورت بخشی از سیاست خارجی امریکا ، پیروزی ای خدشه دار بود. از خیابان های پرهرج و مرج تهران و سایر پایتخت های کشور های اسلامی تا صحنه های حملات تروریستی در سراسر جهان ، اسطوره دردناک و وحشت آفرین عملیات ” آژاکس” به چشم میخورد.

اشتباه بزرگ امریکا و انگلیس در ایران
دکتر گریدی سفیر کبیر سابق امریکا در ایران درحضور بیش ازچند هزار نفردانشجو و اساتید دانشگاه “ایندیانا” که حدود ۱۵دانشجوی ایرانی نیز درآن دانشگاه به تحصیل مشغول هستند درنطقی به شدت دولت امریکا را مورد انتقاد قرارداد وگفت جای تأسف است که دولت امریکا هنوز هیچگونه کمک عملی به دولت ایران نکرده است ودولت انگلیس نیز بدبختانه هنوز با ایران مانند یک کشور مستعمره رفتار میکند.

وی گفت دولت شوروی بدون تصرف منابع نفت ایران قادر نیست در جنگ با مغرب پیروز شود، لذا نفت ایران دیگرصورت تجارتی ندارد بلکه باید آنرا یک مسأله سیاسی و نظامی دانست که سرنوشت آینده جنگ بین شرق و غرب را تعیین میکند. اگر در آتیه نزدیکی یک نوع توافق بین ایران وانگلیس حاصل نشود دورنمای بسیار خطرناکی صلح دنیا را تهدید خواهد کرد.

البته ازنقطه نظر انگلیس نفت ایران قسمت اعظم احتیاجات نیزو های نظامی انگلیس را تأمین میکرد و فقدان آن باعث شد که چرچیل به امریکا آمده وبرای پیدا کردن راه حلی که مجددا جریان نفت ایران را به انگلستان تضمین کند با ترومن مذاکره نماید ولیکن من فکر میکنم که انگلیس ها در کوتاه کردن نفوذ شوروی در ایران چندان مجاهدت به خرج نمیدهند و بطور کلی آنها برای جواب سیاسی مسأله نفت ایران اهمیت زیاد قائل نیستند بلکه بیشتر متوجه اهمیت تجارتی این مسأله هستند.

با وجودی که ازنقطه نظر اصول دموکراسی عمل دولی که مبادرت به ملی کردن صنایع و ثروت های طبیعی خود مینمایند باید به رسمیت شناخته شوند معذالک انگلستان تاکنون سعی کرده که با ایران مانند یک کشور مستعمره رفتار نماید. این رفتار انگلیس بکلی با اصول دموکراسی مباینت دارد. دولت انگلیس مدعی است هروقت وضع مالی ایران دچار تزلزل شد دولت ایران حاضر خواهد شد با کمپانی نفت قراردادی منعقد سازد. انگلیس ها و حتی امریکائی ها انتظار نداشتند و بلکه باور نمیکردند که ایران برای حفظ حیثیت وآبروی خود حاضر خواهد شد بزرگ ترین فداکاری ها و محرومیت ها را متحمل گردد و به قراردادهائی که متناقض با مصالح ملی است تن درندهد.

نمیدانم چرا دولت انگلیس حاضر نیست این حقیقت مسلم را قبول کند که هر اقدام انگلستان صد در صد صحیح و کامل و منطقی نیست باید در سیستم قدیم معامله با دول خارجی یک تجدید نظر کلی به عمل آورد.

امریکا تاکنون قدم مثبت ومفیدی به نفع مردم ایران برنداشته است. وزارت امور خارجه امریکا ابتدا نسبت به ایران افکار و عقاید صحیحی داشت ولیکن در مذاکرات خود با انگلستان ضعف و عجز عجیبی از خود نشان داد. جای تأسف است که امریکا بزرگترین دول غربی بشمار میآید، و معذالک نمیتواند نظرو عقاید خود را به سایر دول ضعیف غربی تلقین و یا تحمیل کند.

آقای دکتر مصدق نخست وزیر ایران برای جبران کمبود بودجه خود که از تعطیل شدن صنعت نفت ایران ناشی شده است از امریکا تقاضای ۱۲۰ میلیون دلار وام کرده است. کمک های مالی ما به فرانسه ، ایتالیا و یونان باعث شده است که کمونیست ها در آن کشورها با شکستهای ممتد مواجه شوند ولی باکمال تأسف باید گفت مساعی ما در ایران به وضع مفتضحی درآمده و ما هیچگونه موفقیتی در آن کشور بدست نیاوردیم.

هنگامیکه من به ایران رفتم وزارت خارجه امریکا قول داده بودکه ۵۰ میلیون دلار به ایران وام خواهد داد ، این وام سپس به ۲۵ میلیون دلار تقلیل یافت سپس در سفری که به واشنگتن کردم اولیای وزارت امور خارجه صریحا به وی گفتند که پرداخت این وام با مشکلات فنی توام شده است. من اعلام میکنم که دیپلماسی انگلیس وامریکا در سال گذشته بزرگترین اشتباه را درایران مرتکب شده اند.

چگونه توطئه سال ۱۹۵۳
در سال ۱۹۷۹ ایران را دگرگون ساخت

نوشته جمز رایزن در سایت نیویورک تایمز
بعد ازپنج دهه، نقش امریکا در کودتای نظامی که منجربه سقوط یک دولت دموکرات و قانونی و بازگشت شاه به قدرت شد هر چند ظاهرا در روند رخداد های تاریخ گم شده است، اما هنوز در ایران به عنوان مسأله ای زنده و فراموش نشدنی در خاطره ها مانده است و در امریکا مسأله با سکوت بر گذار میشود. شرکت کنندگان در آن حادثه یکی پس از دیگری بازنشسته یا مرده اند بدون اینکه جزئیات کلیدی طرح را فاش کرده باشند. سازمان مرکزی اطلاعات «سیا» نیز میگوید مقداری از اسناد عملیات که نخستین طرح براندازی موفقیت آمیز یک دولت خارجی بود بکلی نابود شده است. ولی یک نسخه از تاریخ سری مجری طرح کودتا حقایق را آشکار میسازد و فاش میکند که چگونه یک طرح توانسته صحنه را برای شکل گرفتن انقلاب اسلامی آماده سازد و برای یک نسل تفکر ضد امریکائی تبدیل به دشمنی در یکی از نیرومند ترین کشور های خاور میانه گردد.
اسنادی که هنوز به صورت محرمانه مانده اند آشکارا نشان میدهند که چگونه مقامات اطلاعاتی بریتانیا در تدوین و طرح ریزی کودتا نقش اساسی داشته اند و همچنین نشان میدهد که واشنگتن و لندن در حفظ منافع خود برای کنترل نفت ایران با یکدیگرهمکاری داشتند.
اسرارتاریخ (سیا درایران) نوشته کرومیت روزولت رئیس طرح توطئه کودتا درسازمان مرکزی اطلاعات امریکا که در اختیار روزنامه نیویورک تایمز میباشد میگوید که موفقیت عملیات را بیشتر میتوان یک اتفاق دانست.
اسناد همچنین نشان میدهند مردی که می بایست اختیارات کشور به او واگذار شود کاملا مورد استهزاء مجری طرح بوده است. از نظر او محمدرضا شاه پهلوی ترسوی دو دل و مسخره ای بود. او همچنین برای اولین باررازی را فاش میکندکه برای راضی کردن شاه به شرکت در توطئه کودتائی که در جهت منافع خود او بوده، چه کوشش های زجر آور و تملقات فریب دهنده ای را بکار برده است. عملیات، که با رمز«تی . پی . آژاکس» نام گذاری شده بود، الگوئی شد برای اجرای طرح های آینده کودتا و بی ثبات کردن دولت ها در دوران جنگ
سرد. ازآنجمله موفقیت در کودتای گواتامالا درسال ۱۹۵۴.
اسرار تاریخ میگوید که مأمورین سازمان اطلاعاتی برای اجرای کودتا مستقیما با نظامیان طرفدارشاه همکاری کرده و جانشین نخست وزیر را از بین آنها انتخاب نمودند ، نمایند گانی برای تشویق شاه به همکاری نزد او فرستادند. ترتیبی دادند که گروهی از ایرانی ها به عنوان اعضای عضو حزب توده در خیابان ها ایجاد بلوا کنند ، و روزنامه هائی برای حمله و دشنام دادن به نخست وزیر منتشر سازند.
با همه این ترتیبات شبی راکه برای براندازی نخست وزیردکتر مصدق درنظرگرفته بودند هیچ یک از ترتیباتی که درطرح پیش بینی شده بود نتوانست موفقیتی بدست آورد. در حقیقت فردای آن روز همه مأمورین سیا قصد فرار از کشور را داشتند. اما تعدادی از افسرانی که توسط مأمورین استخدام شده بودند به ابتکار خود وارد عمل شده رهبری تظاهر کنندگان طرفدار شاه را به عهده گرفته و همان روز دولت را در دست گرفتند.
دو روز بعد ازکودتا مبلغ ۵ میلیون دلار در اختیار دولت کودتا قرارداده شد تا بتواند سلطه خود را مستقر سازد.
طرح امریکا برای اجرای کودتا و نقشی که امریکا در کودتا ایفاد نمود برای ایرانی ها آشکار بود ولی بعد بصورت خاطرات و نشریات توسط مأمورین سیا منتشر شد ، اما بسیاری از جزئیات جزو پرونده های محرمانه باقی ماند و وقتی روزنامه نیویورک تایمز توانست بخشی از آن را بدست آورد آن اسناد را در اختیار عموم گذارد.
بعد ازانتشار این بخش سیا ازانتشار بقیه اسناد خودداری کرد. دو نفر از مدیران سیا رابرت گیت و جمس وسلی تصمیم گرفتند که اسناد محرمانه کودتا را منتشر سازند اما سازمان اظهار داشت که سه سال پیش دراوایل دهه ۶۰ تمام اوراق پرونده از بین برده شده است. کمی بعد از این اظهارات یکی از افسران سیا اظهار داشت که پیش از نابود کردن اوراق اصلی یک کپی از آن ها تهیه شده که به عنوان پرونده کاری » در بایگانی نگهداری میشود.
اسرار تاریخ همراه با ارزیابی عملکرد آن که توسط طراح کودتا نوشته شده بودتوسط یکی از مسؤلین سیا که یک نسخه از آن را در اختیار داشت برای انتشار به نیویورک تایمز واگذار گردید. این اوراق را دکتر دونالد ویلبر کارشناس مسائل ایران و خاور میانه که یکی از نخستین طراحان طرح کودتا بود معتقد است که انتشار عملیات آژاکس اطلاعات سودمندی از تاریخ در اختیار خواهد گذارد که درآینده میتوان از آنها استفاده کرد.
درخاطرات مختصری که دکتر ویلبر درسال ۱۹۸۶ زیر عنوان «حادثه ای در خاورمیانه» منتشرکرد میگوید « کودتای ایران در طرح اولیه با آنچه که سیا انجام داد تفاوت داشت. طراحان امریکائی آن را تغییر داده تبدیل به طرح عدم ثبات در ایران کردند و بدین ترتیب برای ایرانی ها فقط دو انتخاب گذاردند، عدم ثبات و نا اامنی یا قبول حاکمیت شاه ».
کودتا نقطه عطفی درتاریخ مدرن ایران بودکه بعنوان خاطره دردناکی در روابط تهران – واشنگتن باقی خواهد ماند. کودتا قدرت شاه را مستحکم کردکه برای مدت ۲۶ سال بعنوان دیکتاتور مطلق با روابط نزدیکی که باامریکا برقرارکرده بودحکومت کند اما شاه در سال ۱۹۷۹ بوسیله انقلابیون سرنگون گردید. به دنبال آن اشغال سفارت امریکا و گروگان گرفتن دیپلماتها و اعلام این که سفارت امریکا لانه جاسوسی امریکا در ایران بود دهه های متمادی درخاطره ایرانی ها باقی خواهد ماند.
دولت اسلامی آیت الله خمینی از تروریست ها حمایت کرد تا منافع امریکائی ها را در جهان به خطر اندازند با این بهانه که امریکا سالیان دراز از شاه حمایت میکرده اند. حتی در دولت های به مراتب معتدل ترهنوز اکثرایرانی ها از نقشی که امریکائی ها درکودتائی که در دفاع ازشاه داشت رنجیده خاطر هستند. برای رفع این کدورت مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه ایالات متحده امریکا در کابینه کلینتون که توسط کلینتون نیز تکرار گردید در یک سخنرانی که به منزله پوزش از ملت ایران بود برای شرکت زمامداران گذشته امریکا در براندازی حکومت قانونی دکتر مصدق اظهار میدارد : « آیزنهاور و همکاران او معتقد بودندکه با توجه به مسائل استراتژیکی حاکم ، براندازی دولت دکتر مصدق توجیه پذیر بوده است اما بدین مسأله توجه نداشته اند که کودتا از خاطره ایرانی ها زدوده نخواهد شد وعکس العمل آن در روابط آینده امریکا و ایران باقی خواهد ماند. آنچه مادلین آلبرایت در سخنرانی خویش اظهار داشت با توجه به روابط فعلی ایران و امریکا کاملا قابل فهم میباشد
دولت بریتانیا برای حفظ منافع خوددرسال ۱۹۵۲ طرح کودتا علیه دکتر مصدق را تدوین نمود اماکابینه ترومن پیشنهادانگلستان را برای اقدام به کودتا ردکرد ولی رئیس جمهورآیزنهاوردرسال ۱۹۵۳ مدت کوتاهی پس ازورود به کاخ سفید طرح را تصویب نمود زیرا از تسلط کمونیست ها بر منابع نفت ایران نگران بود.»

درآمد

هموطن…
من و تو همدردیم
پس بیا …
تا من و تو، ما بشویم
تا دگر بار، خانه اجدادی را
ز غم و عسرت واماندگی خویش
رهایی بخشیم

هم میهن، نوروز امسال با دوست نازنینی که از سال اول دبستان، سپس دبیرستان و نهایتا در آخرین سال دانشگاه، دوست و همدم یکدیگر بودیم بعد از گذشت سالیان بس دراز اتفاقا موفق به دیدار او شدم. سخنانی میگفت که درژرفای آن هزاران درد پنهان بود، نه برای خود، بلکه برای بیشتر هم میهنانی که در زادگاه خودبه سختی لقمه نانی برای ادامه زندگی بدست میآورند. و با شرایط حاکم بر کشور امیدی به فردای خود نمیتوانند درسینه خود داشته باشد.

چه کس یا چه کسانی مقصر هستند؟ دوست نازنین من یکی از قربانیان کودتایی است که روند سرنوشت ما ایرانیان را تغییر داد. او بعد ازکودتای مرداد۳۲ ، سه سال به جرم ملی گرایی با هدف رهایی میهن خود از سلطه جنایتکارانه انگلستان در زوز ۲۸ آذر ۱۳۳۲ با اعلام محکومیت دکترمصدق درمحکمه نظامی شاه بدون توجه به شرایط در خیابان کاخ روبروی خانه شماره ۱۰۷ با فریاد «زنده باد دکتر مصدق» بازداشت و به سه سال زندان محکوم گردید.

بعد از پایان دوره زندان، پدر او را برای ادامه تحصیل به خارج از کشور میفرستد. پعد از پایان تحصیلات با خروج شاه از ایران در سال ۱۳۵۷ برای خدمت به میهن بازمیگردد، پدر با بازگشت او به ایران مخالفت میورزد. مهندس بازرگان با آگاهی از مدارج تحصیلی او، او را استخدام میکند. پند روز پس از انقلاب فرهنگی از دانشگاه اخراج میگردد اما میهن خود را ترک نمیکند، با این امید که روزی بتواند آنچه را آموخته است به فرزندان میهن بیاموزد.

بعد ازگذشت ۲۵ سال ازکودتا وقتی محمدرضا پهلوی که از پشتیبانی مردم ایران برخوردار نبود، علیه اربابان خود طغیان میکند و در اجلاس اوپک سرکشی آغاز مینماید. ضمن اعلام افزایش بهای نفت، تراست های نفتی را تهدید میکند که “بعد از پایان قرارداد کنسرسیوم در سال ۱۹۷۹ که بر اساس قرارداد سال ۱۳۳۳ میبایست سه نوبت پنجساله قرارداد را تمدید میکرد، اعلام داشت که هرگز قرارداد را تمدید نخواهد کرد، از اینرو به گناه سرکشی از فرامین ازبابان در کنفرانس “گوآدلوپ” با پایه ریزی نظام دینی در ایران، با دیدگانی پر از اشک، اجبارا میهن خویش را ترک و پس از چند سال دوری از میهن به ابدیت می پیوندد. متأسفانه مرگ به او فرصت نمیدهد که ثمره بی تدبیری و خود بینی خویش را بنگرد، و شاهد باشد که ایران تبدیل به ویرانه ای شده است که حتی در زمان ایلغاران مغول و تازیان عرب نیز مشابهی نداشته است..

نگاهی بسطور این نوشتار صرفنظر ازبیان تحریکات بیگانگان علیه ملت ایران دردرخشان ترین نهضت استقلال طلبی آنها، به نسل های امروز و فردای میهن ما خواهد گفت چگونه گروهی بی وطن به خاطر منافع خویش باکارشکنی درمبارزه رهبروملت ایران در راستای منافع تراست های نفتی، پس از پیروزی در شورای امنیت و دیوان بین المللی دادگستری لاهه بزرگترین جنبش آزادی خواهی و ملی گرایی ملت ایران را مواجه با شکست میکنند که بازده آن شرایطی است که امروز میهن ما شاهد آن میباشد.

زیر و بم های این نوشتار شاید ناقوسی باشد برای کسانی که هنوز بدون توجه به وافعیات حاکم بر کشور طبل هایی مینوازند و دیدگان خود را به حقایقی که آسمان میهن ما را فرا گرفته هست فرو می بندند، زیرا گذشته درسی عبرت آمیزی برای آنها نشده است.

چرا و چگونه چنین شده است؟ آیا همکاری و هم اندیشی هیولای جنایتکار انگلستان با امریکا و چند کشور غربی عامل شکست نهضت رهایی بخش مردم ایران بودند؟ یا خود بودیم که در روند خیانت بی وطنانی قرار گرفتیم که در حساس ترین موقعیت تاریخ صد ساله اخیر علم مخالفت با دولتی را برافراشتند که صادقانه در اندیشه رهایی میهن و هم میهنان خود از زندان بزرگ بریتانیا بود. تو و من هر که هستیم و هر مرام و مسلکی که داریم باید بپذیریم که مردم میهن برای حفظ حاکمیت ملی و حفظ استقلال میهن، نیاز به هم بستگی ملی دارند. چگونه میتوانیم درد های هموطنان خود را به شادی و ناله های جانگداز آنها را به خنده تبدیل کنیم؟

شصت و یکسال از کودتای ننگین مرداد سال ۱۳۳۲ میگذرد. اما هنوز گروه هایی که مدعی هستند دردوطن وهموطن را دارند در پشت درهای بسته می نشینند، سخنی میگویند و جوابی می شنوند، اما هیچ گاه اقدام مثبتی که نتیجه ثمر بخشی داشته باشد نداشته ایم. چرا؟ همه میدانیم چرا؟ زیرا هر کدام سخن خود را میگوییم و آمادگی آن را نداریم که حرف دیگری را بپذیریم. ولی اکنون با شرایط موجود اجبار داریم به گذشته بیندیشیم و شجاعانه راه گریزی از حلقه ای که میهن ما در آن گرفتار شده است را پیدا کنیم.

گروهی ازما به یاد دارند وگروهی نیز تاریخ را خوانده ایم. آزادی و حفظ حاکمیت ملی گوهر گرانبهایی است که رایگان بدست نخواهد آمد. ملت های آزاد جهان برای رسیدن به آزادی از خود گذشتگی کرده و میکنند. به تاریخ های دور نرویم. در جنگ دوم جهانی ارتش فرانسه پس از مقاومت کوتاهی تسلیم نازی ها میشود. و ژنرال پتن فرمانده ارتش قرارداد تسلیم را امضا میکند. هیتلر با غرور به پاریس میآید و مفتخرانه در خیابان های پاریس زیر چتر حمایتی «اس اس» ها پرسه میزند و به موزه لوور چشم طمع میدوزد. اما مردم فرانسه آن قرارداد ننگین را نمی پذیرند.

هرچندفرانسویان باتفکرات وعقاید مختلف وابستکی های احساسی زیادی به اندیشه های خود داشتند اما غریزه میهن دوستی آن ها فرا تر از تفکرات و مسلک های شخصی آنها بود. گروه هایی که تا قبل از جنگ، دشمنان سوگند خورده یکدیگر بودند یکباره فارغ از همه تفکرات فردی برای نجات میهن بهم پیوستند. کمونیست ها، سوسیالیست ها، محافظه کاران و بی طرف ها همگی در زیر پرچم واحدی که پرچم میهن آنها بود صرفنظر از همه اختلافات مذهبی و مسلکی زیر پرچم رهایی میهن گرد آمدند و حماسه هایی آفریدند که قرنهای متوالی نه فقط در تاریخ فرانسه بلکه در تاریخ همه ملت هایی که به میهن خود عشق میورزند به جای خواهد ماند.

آزادی مردم لهستان از سلطه حاکمیت کمونیستی دست نشانده و تحمیلی روسیه، مبارزه مردم افریقای جنوبی برای محو آپارتاید و رسیدن به زیستی مسالمت آمیز با انگلیسی های مهاجر و فارغ شدن از قوانین ظالمانه فرمانداران انگلیسی، با همدلی و هم فکری همه افراد ممکن گردید. در هر دو کشور همچون همه مردم جهان اختلاف عقیده و سلیقه وجود داشت، اما فرهیخته گان جامعه به مرحله ای از تکامل فکری رسیده بودند که درآن شرایط خاص مصلحت ملی خودرا فراتر از مسلک ومرام و سنت های قبیله ای خود دانستند و هموطنان خود را به اتحاد و همدلی فرا خواندند. بدین جهت بود که علیرغم برتری فرمانروایان نازی، زوسی، انگلیسی همه جهانیان شاهد پیروزی آنها شدند.

هموطن شرایط میهن به ما این اجازه رانمیدهدکه با عناوین ملی گرا، چپ رو، مذهبی، سکولار، شاهی، سوسیالیستی، جبهه ملی، فدائیان اکثریت یا اقلیت، آذری، کرد، بلوچ، فارس، عرب، لر، ترکمن، طبری، گیلک، شیعه، سنی، زرتشتی، بهایی، صفی علیشاهی، گنابادی و……. نتوانیم درکنار یکدیگر قرار گیریم و برای رهایی میهن و هم میهنان خود از فرو رفتن در مرداب نابودی تلاش نکنیم تا چاره ای ییندیشیم.

باردیگر ببهانه ای «نو» استقلال میهن ما درمعرض مخاطره قرار گرفته است. تحریم های جانفرسا همچون آسیابی زجر آور هم میهنان ما را زیر فشار درناکی قرار داده که هر ایرانی را افسرده میکند.

صرفنظر ازغارت های میلیاردی وابستگان به نطام به بهانه تلاش برای دستیابی به تسلیحات هسته ای علاوه براینکه میلیاردها دلار از منابع ملی مردم ایران تلف گردید، میلیارد دلار نیز به عنوان تحریم در بانک ها و تراست های بین المللی در گردش بهره برداری میباشند و طبیعی به نظر میرسد که آنها حاضر نخواهند بود به آسانی سرمایه بر باد آورده را باز پس دهند. و پس از سالیان دراز و فشار تحریم های سخت علیه مردم ایران که منجر به عقب گرد هیأت حاکمه نه برای رهایی مردم ایران از فقر و بی کاری، بلکه برای ادامه فرمانروایی خود حاضر شده اند به میز مذاکره بنشینند، یکبار دیگر مردم ایران ناچار به صحنه ای پای گذارده اند که خاطره دردناک کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۳ ( قرارداد کنسرسیوم ) را زنده میکند.

تاریخ نشان داده است نظام هایی که ازپشتیبانی اکثریت شهر وندان خود برخوردار نمیباشند نمیتوانند در بحران ها و تلاطم های جهانی از موجودیت خود دفاع نمایند. خاورمیانه در تلاطمی قرار گرفته که حفظ استقلال و حاکمیت کشورهای منطقه جز با برخورداری از پشتیبانی ملت ها امکان پذیر نمیباشد.

دیدگان مردم دربند ایران و همه جهانیان به گروه های خارج از کشور که آزادی بیشتری دارند دوخته شده که بدانند ما چه اندازه درگفتار و کردارخود صادق می باشیم. تصمیم گیری نهایی در مورد آینده ایران و مردم ایران به عهده مردمی است که سی وشش سال در بلاتکلیفی گرفتار میباشند. آنها هستند که در مورد سرنوشت خود باید تصمیم بگیرند، اما ما بعنوان ایرانیانی که درفضای آزاد خارج از کشور زندگی می کنیم، میتوانیم با توجه به پشتیبانی افکار عمومی جهانیان و با نگرش به شرایط و روابط بین دولت ها در جستجوی راه هایی منطقی و عملی برای رهایی میهن خود از فروپاشی و تجزیه بدون کشتار و خونریزی باشیم تا بتوانیم دین خویش را به مام میهن اهدا کنیم و زادگاه خود و نیاکان خویش را از شرایط موجود بدون آنکه خون هموطنی در دشتها و سطوح خیابانها و کوچه های شهر و روستا فرو ریزد رهایی بخشیم.

ما در خارج از کشور امکانات فراوانی را در اختیار داریم اما نخست باید همگی خود را ایرانی بدانیم و از تفکرات و علایق فردی بطور موقت با توجه به امکانات و روابط و زیر و بم های جهانی چشم بپوشیم و منحصرا به هم میهنان و میهن خود بیندیشیم.

دراین نوشتار گذری به تاریخ کشور خویش میاندازیم، شاید رمز عدم موفقیت «نهضت رهایی بخش ملی شدن نفت» را صرفنظر از توطئه های برون مرزی، درعملکرد های خودبیابیم تاپندی باشد برای امروز و فردای ما….

نفت و مشکلات آن

درسال ۱۸۷۲ (۱۲۵۱) ناصر الدین شاه زیر امتیاز نامه ای را امضا میکند که بر اساس آن استخراج نفت و کلیه معادن زیر زمینی به استثنای (طلا، نقره و جواهر ) و کشیدن راه آهن به ژولیوس رویتر تبعه انگلیس واگذار میشود. اما بدلیل مخالفت عمومی با آن، امتیازنامه لغو میگردد

در سال ۱۹۰۱ (۱۲۸۰) مظفرالدین قاجار مجدداً امتیاز اجازه اختصاصی و انحصاری اکتشاف ، استخراج ، حمل و فروش گاز طبیعی ، نفت و آسفالت مملکت به استثنای ولایات آذربایجان ، گیلان ، مازندران ، خراسان و استرآباد (که مراکز نفوذ روسیه تزاری بودند) را برای مدت ۶۰ سال به ویلیام نوکس دارسی استرالیائی که تبعه انگلیس بود واگذار میکند.

حق الامتیاز ایران دراین قرارداد شانزده درصد ازسود خالص و ۲۰۰۰ تومان درسال تعیین میشود و دارنده امتیاز از پرداخت هرگونه مالیات و حقوق گمرکی معاف می گردد.

عملیات اکتشاف ازسال ۱۹۰۳ (۱۲۸۲) درناحیه نفتون مسجد سلیمان آغاز و در سال ۱۹۰۴ نخستین نشانه وجود نفت پدیدار میشود، اما پس از سه ماه فوران نفت متوقف میگردد. بعد از قطع فوران نفت و تمام شدن سرمایه شرکت دارسی، عملیات اکتشاف متوقف میشود. اما با توجه بجای گزینی نفت با زغال سنگ و افزایش سریع مصرف نفت درجهان کمیسیون دریاداری انگلیس ظاهراًبا سهیم کردن شرکت انگلیسی برمه با شرکت دارسی به یاری دارسی میشتابد ودستگاه های حفاری دوباره بکار می افتند که تا سال ۱۹۰۸ ادامه مییابد.

با فوران نفت از چاه شماره ۱ نفتون در مسجد سلیمان شرکتی به نام شرکت نفت انگلیس و ایران در لندن تشکیل و به ثبت میرسد و به اصرار وینستون چرچیل لرد اول دریاداری انگلیس به بهانه تأمین منبع قابل اطمینان سوخت برای دریاداری انگلیس شمار قابل ملاحظه ای از سهام شرکت دارسی و برمه به شرکت نفت انگلیس و ایران منتقل میگردد.

این نقل و انتقال سهام بلافاصله در پارلمان انگلیس تصویب و مقررات قانونی آن بدین ترتیب به تصویب میرسد :

دومیلیون ودویست هزار لیره انگلیس دراختیار شرکت نفت قرار میگیرد که شامل دو میلیون لیره سهام عادی ، هزار لیره سهام ممتاز و ۱۹۹۰۰۰ لیره اوراق قرضه خواهد بود. در ازاء خرید این سهام دو نفر از مدیران هیات مدیره شرکت توسط دولت انگلیس تعیین میگردند. درسیاست گذاریهای شرکت، دولت انگلیس دارای حق وتو میشود. تامین سوخت موردنیاز دریاداری به بهای نازل تر از قیمت بازار جهانی در اختیار دریاداری انگلیس قرار میگیرد. ولی دولت ایران که واگذار کننده امتیاز و صاحب منابع نفتی میباشد نقشی در این نقل و انتقالات ندارد.

بدین ترتیب فعالیت شرکت نفت انگلیس و ایران همزمان با شروع جنگ جهانی اول آغاز میشود که تا ملی شدن صنایع نفت در ۲۹ اسفند سال ۱۳۳۰ و خلع ید از شرکت انگلیس – ایران در ۳۰ خرداد ۱۳۳۱ ادامه می یابد.

برای آگاهی از میزان احجاف شرکت نفت انگلیس نسبت به صاحبان اصلی نفت ، نگاهی به کتاب “بحران جهانی” نوشته چرچیل در پایان جنگ دوم جهانی می نماییم. دولت بریتانیا در دوره چهار ساله جنگ علاوه براینکه مبلغی بالغ بر هفت میلیون و پانصد هزار لیره از شرکت با کمپانی نفت سود برده است، نفت مورد نیاز دریا داری انگلیس نیز با بهائی بسیار نازل تر از بازار جهانی به وسیله شرکت نفت تأمین شده است.

در سال ۱۹۲۸ جان کدمن معاون شرکت نفت انگلیس و ایران ضمن مذاکره با تیمور تاش وزیر دربار درخواست تجدید نظردر قرارداد دارسی را می نماید. تیمور تاش در نامه ای به شرکت نفت می نویسد که قرارداد دارسی در زمانی منعقد شده است که حکومت قاجار از اهمیت نفت و امتیازی را که داده اطلاعی نداشته است و از اینرو دولت ایران مصراً می خواهد اصول قرارداد مورد تجدید نظر قرار گیرد.

درآبان همان سال (۱۳۰۷) رضا شاه بعد ازبازگشت از سفر خوزستان نارضایتی خود از شرکت نفت و میزان پرداخت سالیانه به دولت ایران را به شرکت نفت اعلام و متذکر میگردد “چنانچه اولیای شرکت روش و میزان پرداخت به دولت ایران را تغییر ندهند عواقب سوء آن متوجه خود آنها خواهد بود”.

در آوریل سال ۱۹۲۹ بعد از مذاکرات هیأت ایرانی و سر جان کدمن نماینده شرکت نفت در مورد تغییر شروط قرارداد دارسی ، نمایندگان ایران تجدید قرارداد را منوط به تعهد شرکت به پرداخت مقرری سالیانه دو میلیون وهفتصد هزار لیره به دولت ایران اعلام می دارند . ولی دولت انگلیس علاوه بر اینکه از قبول آن به عنوان زیاده خواهی ایرانیان سر باز میزند به بهانه بحران اقتصادی در جهان سهم سالیانه ایران را به مبلغ ۳۰۷،۰۰۰ لیره کاهش میدهد، در حالی که حقوق پرداخت شده به مدیران شرکت در آن سال ۲۲۰،۶۴۸ لیره و مالیات پرداختی به دولت بریتانیا ۸۹۴،۰۲۷ لیره بوده است.

مذاکرات نمایندگان ایران و شرکت نفت از سال ۱۹۲۹ تا سال ۱۹۳۱ ادامه می یابد، بدون آنکه توافقی بین طرفین صورت گیرد. در تمام این مدت آنچه بیشترین وقت مذاکرات را میگیرد اصرارنمایندگان شرکت نفت به افزایش مدت قرارداد تا سال ۱۹۹۳است .

در جولای ۱۹۳۲ (خرداد۱۳۱۱) شرکت نفت بیلانی منتشر میکند که شامل پرداخت های شرکت از سال ۱۹۱۵ تا ۱۹۳۱ به دولت ایران میباشد:

سال ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۰ مجموعا ۱۰۰۰۰۰۰
سال ۱۹۲۰ تا سال ۱۹۳۱ مجموعا ۹۹۶۶۰۰۰ لیره
سال ۱۹۲۹ ، ۱۴۳۷۰۰۰ لیره ، بیشترین مبلغ ( زمان شروع مذاکره ) و سال ۱۹۳۱ ،۳۰۷۰۰۰ لیره ، کمترین مبلغ (در سال اعتراض دولت ایران به عمل کرد شرکت) ، درحالیکه تولید نفت در سال ۱۹۳۱ برابر ۶۵۴۰۰۰۰ هزار تن بود.

درآبان سال ۱۳۱۱ (۱۹۳۲) روزنامه ایران درمقاله ای با عنوان سوقات شاهانه مینویسد که “افکار عمومی ازاعلیحضرت استدعا می کنند که نسبت به لغو امتیاز دارسی اقدام فرمایند”.

با توجه به اینکه اعلیحضرت شاهنشاه برای مردم ایران حقی قائل نبودند افکار عمومی نمیتواند اثری در خیمه شب بازی اجرای درخواست دولت بریتانیای کبیر برای تمدید قرارداد تا سال ۱۹۹۳ داشته باشد.

علی دشتی در روز سوم آذر ۱۳۱۱ دولت را زیرسؤال میبردکه « چرا در الغاء امتیازنامه دارسی مسامحه می شود؟ »

درهمین زمان لردکدمن برای مذاکره مجدد درمورد نفت به ایران میآید. براساس نوشته مهدیقلی هدایت (نخست وزیر) از شاه درخواست میکند دوسیه نفت را به هیأت دولت بیاورند. شب ششم آذر تیمور تاش دوسیه را به هیأت دولت میآورد ، شاه دوسیه را گرفته به داخل بخاری می اندازد و میگوید «حالا امتیاز را لغو کنید».

طبق نوشته مصطفی فاتح دوسیه نفت شامل مدارک با ارزشی بود که میتوانست در مجامع بین المللی دراختلافات فیمابین به نفع دولت ایران مورد استفاده دولت قرار گیرد که عبارتند بودند:

۱- فروش نفت ارزان به دریا داری انگلیس.
۲- عدم پرداخت سهم دولت ایران به میزان ۱۶ درصدازدرآمد خالص فروش نفت توسط شرکت نفت .
۳- عدم ارائه تراز نامه و میزان استخراج و تولید نفت به دولت ایران به عنوان شریک و صاحب منابع نفت.

دولت انگلیس به جامعه ملل شکایت میکند. همزمان واسطه هایی برای حل اختلاف مداخله می نمایند ، نهایتاً با ورود نمایندگان عالیرتبه دولت انگلیس به عنوان نمایندگان شرکت نفت به ایران ، اعلیحضرت در جلسه هیأت دولت بدون مشورت با هیأت دولت به تقی زاده وزیر دارائی ، فروغی ، علا و داور دستور میدهدکه با در نظرگرفتن چهار شلینگ برای هر تن نفت، کار را تمام کنید. و با اصرار لرد کدمن برای تمدید قرارداد تا آوریل سال ۱۳۱۲، به دستور اعلیحضرت رضا شاه، تقی زاده متن قراردادی راکه ازپیش توسط شرکت نفت نوشته شده بود امضا میکند. این قرار داد بدون هیچ مخالفت در مجلس شورای ملی نیز به تصویب میرسد

در قرارداد تمدید شده علاوه بر طولانی شدن مدت قرارداد سهم ایران از درآمد نفت به مراتب کمتر از قرارداد دارسی میباشد.

با توجه به اظهارات علی دشتی در روز چهارم مهر ۱۳۲۰ در مجلس ، در مورد دارائی های رضا شاه ، شاید بتوان پاسخ دلیل واقعی لغو و تمدید قرارداد را پیدا کرد. بر طبق گفته دشتی «جزء دارائی های رضا شاه مقداری سهام شرکت نفت نیز وجود داشته است» علاوه بر آن رضا شاه سالیانه مبلغ ۱۲۰۰۰ لیره بابت اجاره اراضی بایر نفت شاه و خطوط لوله مربوط به آن را از شرکت نفت دریافت میداشته است.
***
یازده سال بعد ازتمدید قرارداد در روز نوزده مرداد ۱۳۲۳ ساعد نخست وزیر در پاسخ دو نفر از نمایندگان مجلس ، طوسی نماینده بجنورد و دکتر رادمنش عضو فراکسیون حزب توده ایران درباره مذاکرات دولت با نمایندگان شرکت های نفتی اظهار میدارد: «دو نفر از مدیران شرکت نفت شل از لندن و دو نفر از نمایندگان شرکت های امریکایی پیشنهاداتی دایر به اخذ امتیاز نفت در قسمت جنوب شرقی ایران به دولت تسلیم کرده اند که در دست مطالعه میباشد و به مجرد پایان مطالعات به مجلس گزارش داده خواهد شد».

بعد از فاش شدن مذاکرات محرمانه دولت با نمایندگان شرکت های نفتی، در تاریخ بیست و چهارم شهریور هیأت اقتصادی شوروی به ریاست کافتارادزه به ایران وارد و درخواست امتیاز نفت در بعضی از مناطق شمالی ایران را مینمایند.

روز یازده آذردکتر مصدق طرحی درچهار ماده بقید دو فوریت به مجلس شورای ملی ارائه وتصویب آنرادرخواست مینماید. به موجب این طرح:

اول – هیچ دولتی نمیتواند با نمایندگان شرکت های نفتی مذاکره یا قرار دادی امضا نماید.
دوم – نخست وزیر و وزیران میتوانند برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران معادن نفت خود را استخراج و اداره کند مذاکره نمایند و از جریان باید مجلس شورای ملی را مستحضر کنند .
سوم – متخلفین از مواد فوق به حبس مجرد از سه تا هشت سال و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم خواهند شد.
چهارم – تعقیب متخلفین ازسوی دادستان دیوان کشور محتاج به این نیست که مجلس آنها را تصویب نماید.
این طرح با اکثریت آراء به تصویب میرسد.

در پانزدهم فروردین ۱۳۲۵ درموافقت نامه ای که بین قوام نخست وزیر و سادچیکوف سفیر دولت شوروی درایران در مورد واگذاری امتیاز نفت منعقد میشود ضمن مذاکرات در مورد اصول موافقت نامه ، دولت شوروی بنا به درخواست دولت ایران متعهد میگرددکه ارتش های خود را از ایران خارح کرده و مسأله خود مختاری آذربایجان نیز به عنوان یک مسأله داخلی تلقی گرددکه باید طرفین ذینفع آنرا حل و فصل نمایند. ضمناً طرفین موافقت میکنند که قرارداد ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی و شرایط آن از تاریخ اسفند ۱۳۲۵ تا انقضای مدت هفت ماه برای تصویب به مجلس پانزدهم ارجاع گردد.

در روز بیست و پنچ تیر ماه دوره پانزدهم مجلس شورای ملی افتتاح میگردد. قبل از گشایش مجلس معاون وزارت امور خارجه امریکا در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار میدارد: «دولت امریکا امیدوار است که لایحه نفت شمال از تصویب مجلس ایران نگذرد».

در روزهای پیش از گشایش مجلس ، نمایندگان که اکثریت منتخبین حزب دموکرات قوام بودند ماده واحده ای را در چهار ماده به منظور کان لم یکن کردن توافقنامه قوام- سادچیکف تنظیم میکنند که بعد از گزارش نخست وزیر آن را از تصویب مجلس بگذرانند.

بند های اول و دوم ماده واحده مربوط به لغو مقاوله نامه قوام – سادچیکوف می باشد.

بند سوم «چون ایران درباره نفت جنوب ادعای غبن داردوبا تمدید بدین صورت موافق نیست بدین جهت دولت وظیفه دارد با دولت انگلیس در این مورد مذاکره کند».

بند چهارم درخواست برقراری استقرار حاکمیت ایران بر جزیره بحرین میباشد.

طبق برنامه قبلی قرار بود عصر روز بیست و هشتم مهر جلسه علنی مجلس برای بحث در مورد برنامه دولت تشکیل شود ، ولی به علت عدم حضور گروهی از نمایندگان به علت نرسیدن به حد نصاب جلسه تشکیل نمیشود و قوام نیز به مجلس نمیآید.

طبق نوشته روزنامه ها علت تشکیل نشدن جلسه این بود که جرج الن سفیر امریکا در ایران از قوام میخواهد قبل ازتشکیل جلسه برای مذاکره در مورد مسائلی که قرار است در مجلس شورا مطرح گردد بدیدن او برود، از اینرو قوام بجای حضور در مجلس بدیدن سفیر میرود! و مذاکرات آنها تا نیمه شب ادامه می یابد ، نتیجه مذاکرات این است که بند چهارم مربوط به الحاق بحرین از طرح پیشنهادی اکثریت حذف میشود.

درهمین جلسه عباس اسکندری نماینده مجلس نیزطرحی شامل دو ماده به مجلس ارائه میکند : قرارداد سال ۱۳۱۲ لغو و ضرر و زیانی که در نتیجه آن به ملت ایران وارد شده جبران شود. در ماده دوم بازپس گرفتن بحرین از دولت انگلیس و لغو قرارداد بهره برداری امریکا از چاه های نفت بحرین است.
این پیشنهاد برای اظهار نظر به کمیسیون ارجاع میگردد.

همزمان با مذاکرات مجلس و انعکاس آن در خارج از کشور در بحرین تظاهرات گسترده ای برگذارمیشود و در قطعنامه تظاهرات درخواست می گردد مستشاران انگلیسی از بحرین اخراج گردند ، روابط تجارتی با ایران برقرار و مسافرت به ایران آزاد شود و بجای سربازان انگلیسی پلیس ملی تشکیل گردد.

دولت انگلیس بسرعت عکس العمل نشان داده اعلام میدارد بحرین دولت مستقلی است و بنا بر مفاد قرارداد سال ۱۹۲۴ دولت انگلیس متعهد است که از استقلال آن دفاع کند.

همزمان هارولد سکی رئیس کمیته اجرائی حزب کارگر برای اینکه از حمایت دولت شوروی در مسأله نفت برخوردار گردد در مورد واگذاری امتیازنفت شمال به روسیه در مجلس عوام میگوید «ما در انگلستان راجع به واگذاری امتیاز نفت شمال به روسیه اعتراضی نداریم و معتقد هستیم همچنان که انگلیسی ها در جنوب ایران اراضی نفت خیز مهمی را در اختیار دارند، شوروی ها نیز حق دارند در شمال ایران نفت داشته باشند. »

بعد از لغو مقاوله نامه قوام – سادچیکوف تا دی ماه ۱۳۲۷ مسائل مربوط به نفت بفراموشی سپرده میشود. در دی ماه که ساعد مجددا به نخست وزیری منصوب میگردد در مصاحبه ای با مخبر خبرگزاری رویتر درتهران اظهار میدارد «ازچند ماه پیش بین دولت ایران و کمپانی نفت مذاکراتی درجریان بوده است و دولت من صمیمانه میکوشد که از حقوق ملت ایران دفاع کند و به اجرای پاره ای از مواد کمپانی را مجبور نماید.»

بعد از پخش این خبر موجی از اعتراض در روزنامه ها و مجلس بوجود میآید و عباس اسکندری دولت ساعد را مورد استیضاح قرار می دهد. در همان جلسه تقی زاده که در موقع تمدید قرارداد وزیر دارائی و امضا کننده قرارداد بود اظهار میکند: «قرارداد در زمانی تمدید شد که برای هیچ کس در این مملکت اختیاری نبود و هیچ مقاومتی در برابر اراده حاکم مطلق آن عهد نه مقدور بود و نه مفید، شد آنچه که شد. یعنی کاری که ما چند نفر مسلوب الاختیار به آن راضی نبودیم و بی اندازه و فوق هر تصوری ملول شدیم ».

در اوایل بهمن سال ۱۳۲۷ طرح الغای امتیازنامه نفت جنوب تنظیم و به امضای ده نفراز نمایندگان اقلیت میرسد. اما چون برای قرارگرفتن یک طرح در دستور کار مجلس می بایست پانزده نفر زیر درخواست را امضا نمایند ، پیش از اینکه فعالیت برای جلب موافقت پنج نفر دیگر انجام شود ، در روز پانزده بهمن که قرار بود شاه به دانشگاه برود ، هنگامی که در برابر دانشکده حقوق از ماشین پیاده میشود، شخصی به نام ناصر فخرآرائی که دارای کارت خبرنگاری روزنامه پرچم اسلام بود شاه را مورد سوء قصد قرار میدهد.

ضارب با گلوله سرتیپ صفاری که به پایش اصابت می کند اسلحه را به زمین می اندازد . در این حال با وجودی که هم شاه و هم دکتر متین دفتری فریاد میزنند: «ضارب را نکشید اما افسران حاضر در محل با شلیک یازده گلوله او را از پا درمی آورند.»

بعدازسوء قصد به شاه حکومت نظامی درسراسرکشوربرقرار میگردد. حزب توده ایران بعنوان عامل سوء قصد منحل اعلام میشود. روزنامه هایی که مقالاتی درمورد نفت می نوشتند و یا انتقاداتی از شاه یا دولت میکردند توقیف و مدیران آنها بازداشت میگردند. شخصیت های مخالف دولت بر اساس ماده ۵ حکومت نظامی بازداشت و اجتماعات بیش از سه نفر ممنوع اعلام میگردد. با استفاده از فضای بوجود آمده به دستور محمد رضا شاه مجلس مؤسسان تشکیل و اختیاراتی برخلاف اصول قانون اساسی، از جمله حق انحلال مجلسین شورا و سنا به شاه تفویض میگردد.

در خفقان حاکم بر کشور استیضاح اسکندری منتفی میشود. در این شرایط دولت ساعد با نمایندگان شرکت نفت مذاکره و قرارداد الحاقی بین وزیردارائی گلشائیان وگس نماینده تام الاختیارشرکت نفت تنظیم میشود تا در آخرین روزهای دوره پانزدهم برای تصویب به مجلس داده شود.

با حاکمیت نظامیان و ممانعت از فعالیت احزاب و اعتراضات عمومی ، دولت انگلیس و هیأت حاکمه بار دیگر رؤیای تکرار فاجعه سال ۱۳۱۲ را مجسم می بینند و اطمینان دارند که قرارداد به آسانی به تصویب خواهد رسید.

نخستین نماینده ای که در دوره پانزدهم در مورد شرکت نفت سخن میگوید مهندس رضوی نماینده کرمان است که ضمن مخالفت با برنامه دولت ساعد خلافکاریهای شرکت نفت را بر ملاء میسازد، ولی پس از چند روز در حیاط مجلس مورد ضرب و جرح یک سرهنگ ارتش قرار میگیرد.

با تصویب اکثریت قرارداد الحاقی برای اظهار نظر به کمیسیون دارائی و پیشه و هنر ارجاع میگردد درحالیکه میبایست به کمیسیون های دارائی، بودجه و خارحه ارجاع می شد. اما لایحه بدون اظهار نظر به درخواست دولت مجددا به مجلس عودت داده میشود.

روزی که قرارداد الحاقی درجلسه علنی مجلس مطرح میشود حسین مکی نماینده اراک به عنوان مخالف برای صحبت پشت تریبون قرار میگیرد. مکی صحبت خود را با خواندن نامه ای از دکتر مصدق خطاب به نمایندگان آغاز میکند که با این سطور به پایان می رسد:

«آقایانی که در مجلس، اقلیت متشتت دارند سکوت نکنند که برخلاف مصالح ایران است و هیچ فرقی بین این سکوت و رأیی که محلس برای تمدید داد نمی باشد. به دولت رأی منفی بدهید و ثابت کنید که شما نماینده افکار ملت ایران هستید».

بعد از خواندن نامه دکتر مصدق ، مکی در مخالفت با قرارداد الحاقی شروع به صحبت میکند وعلیرغم جنجال اکثریت و تذکرات سردار فاخر حکمت رئیس مجلس ، مکی با حمایت دکتر بقائی ، عبدالقدیر آزاد، دکتر معظمی و حائری زاده و امیر تیمور کلالی به بازگویی و بررسی جزئیات مواد لایحه که با یاری مهندس حسیبی تنظِم میگردید آنقدر ادامه میدهد تا آنکه درساعت یک بامداد روز ششم مرداد سال ۱۳۲۸ بدون تصمیم گیری درباره قرارداد الحاقی عمر مجلس دوره پانزدهم به پایان میرسد.

بعد از عدم موفقیت در مجلس پانزده ، هیأت حاکمه و دولت انگلیس همه امیدوار هستند در انتخابات دوره شانزدهم بتوانند با انتخاب مهره های دست چین شده لایحه الحاقی را در جو خفقانی که ساخته اند به تصویب برسانند.
تقلب و اعمال نظر در حوزه های انتخاباتی در دوره شانزده بدان حد مییرسدکه رئیس انجمن نظارت بر انتخابات تبریز در مصاحبه با خبرنگار باختر امروز میگوید« انتخابات تبریز از روی تحمیل و تطمیع انجام گرفت و اکثریت انجمن نظار رأی بر ابطال انتخابات دادند ، لکن دولت وکلای بی اعتبارنامه شهرتبریز را بعنوان نمایندگان تبریز درمجلس میپذیرد».

با شمارش آراء در تهران به علت اینکه شمارش آراء توسط اعضای سازمان نگهبانان آزادی که به ابتکار دکتر بقائی از جمعی دانشجویان ودانش آموزان بمنظور نظارت درانتخابات تهران تشکیل شده بود کنترل میشود، دکتر مصدق ، اقلیت دوره پانزده و جمعی از رجال مورد اعتماد مردم در رأس حائزین اکثریت قرار میگیرند. ولی در روزهای آخر شمارش آرا ببهانه برگذاری مراسم عزاداری ایام محرم دربار و شرکت شاه در روز عاشورا در آن مراسم ، به دستور هژیر وزیر دربار، صندوق های آراء از مسجد سپهسالار به فرهنگستان منتقل میشوند. در فاصله دو روز و درغیاب ناظرین، حائزین اکثریت قبلی به نفرات سیزده به پائین تنزل میکنند. برای اعتراض به نحوه برگذاری انتخابات دکتر مصدق درنامه ای خطاب به ملت ایران اعلام می دارد: «ما تصمیم گرفته ایم که روز جمعه ۲۲ مهر ماه دو ساعت قبل از ظهر در جلو در سنگی اعلیحضرت حاضرشویم، ای مردم ما را تنها وبی کس نگذارید»

استقبال آنروزمردم تهران بی سابقه و غرورآفرین بود. پاسخی که آنها به دعوت دکتر مصدق و یاران او میدهند طلیعه امیدی برای مردم و زنگ خطری برای دولت بریتانیا و یاران ایرانی آنها میشود.

به منظور هم آهنگ کردن مبارزه، نوزده نفر از جمع حاضر انتخاب و درخواست خود را در ۲ ماده به وزیر دربار ارائه میدهند:

اول – الغای انتخابات کشور
دوم – تعیین دولت بی نظری که درکمال آزادی انتخابات را برگذار کند.
پس از اعلام دو شرط و تصویب آن با همآهنگی کلیه شرکت کنندگان تحصن پایان مییابد، و در همان مکان تشکیل جبهه ملی ایران را اعلام میگردد.

دکتر محمد مصدق ، شمس الدین امیر علائی ، دکتر شایگان ، دکتر حسین فاطمی ، محمود نریمان ، دکتر سنجابی ، دکتر بقائی ، حسین مکی ، عبدالقدیر آزاد ، عباس خلیلی ، حایری زاده ، آیت اله غروی ، عمیدی نوری ، جلالی نائینی ، احمد ملکی ، ارسلان خلعتبری ، مهندس زیرک زاده ، یوسف مشار ، دکتر کاویانی .

در نیمه دوم آبان انجمن مرکزی نظارت بر انتخابات تهران به استناد گزارش هائی که درباره تخلفات انتخاباتی دریافت کرده بود انتخابات تهران و حومه را باطل اعلام میدارد.

با تجدید انتخابات تهران کاندیداهای جبهه ملی حائز اکثریت میگردند. دکترمصدق وکیل اول تهران برنامه کارنمایندگان جبهه ملی در مجلس را مخالفت با قرارداد الحاقی، و حفظ آزادیهای فردی واجتماعی اعلام میدارد.

چون ساعد نتوانسته بودلایحه الحاقی نفت را به تصویب برساندبرکنار و بجای او منصور به نخست وزیری منصوب میشود. منصور پیشنهاد میکند کمیسیونی به نام کمیسیون نفت تشکیل گردد تا لایحه نفت برای بررسی دقیق تر به کمیسیون ارجاع گردد. بدین ترتیب لایحه الحاقی به کمیسیون نفت که پنج نفر از نه نفر اعضای آن از جبهه ملی هستند ارجاع می گردد.

برخلاف دولت ساعد که دفاع و به تصویب رسانیدن لایحه الحاقی را صدر برنامه های دولت خود قرار داده بود، دولت منصور نه علاقه ای به دفاع از لایحه الحاقی و نه تصویب آن نشان میدهد.

ازسوی دیگر با توجه به پشتیبانی اکثر ملت ایران ازاهداف جبهه ملی و با توجه به مصر بودن دکتر مصدق و یاران او در دفاع ازحقوق مشروع ملت ایران کنفرانسی درلندن با شرکت وزرای خارجه انگلیس امریکا و فرانسه به منظور بررسی رخدادهای ایران تشکیل میگردد.

نتیجه مذاکرات این نشست استعفای منصور در روز پنجم تیر و چند ساعت بعد از استعفای دولت منصور، رزم آرا رئیس ستاد ارتش بدون تمایل مجلسین به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی میگردد.

جبهه ملی انتصاب رزم آرا را یک شبه کودتا اعلام وبا دولت او مخالفت می ورزد و در روز بیست مهر ۱۳۲۹ دولت رزم آرا را استیضاح مینماید. دکترمصدق که ریاست کمیسیون نفت را به عهده دارد در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام میکند « ملت ایران نه قرارداد دارسی و نه قرار داد ۱۹۳۳ و نه قرار داد الحاقی را نمیتواند به رسمیت بشناسد و این نوع اوراق بی ارزش نخواهند توانست وسیله غصب حقوق مردم باشند».

در پاسخ به استیضاح ، رزم آرا اعلام میدارد که از لایحه الحاقی دفاع خواهد کرد، و درجلسه خصوصی مجلس میگوید:

«آقایان شما که یک کارخانه سیمان را هنوز نمی توانید با پرسنل خود اداره نمایید، با کدام پرسنل و با کدام وسایل میخواهید نفت را شخصاً استخراج و ملی نمائید؟» درمصاحبه با مخبرین جراید نیزمیگوید «ملت ایران شایستگی ساختن لوله هنگ را هم ندارد».

روز چهارم آذر کمیسیون نفت پیشنهاد خود را با امضای پنج نفر از نمایندگان جبهه ملی به مجلس شورای ملی ارائه میدهد:

«به نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تأمین صلح جهانی امضا کنندگان ذیل پیشنهاد می نمائیم که صنعت نفت ایران در تمام کشور بدون استثناء ملی اعلام شود. یعنی تمام عملیات اکتشاف ، استخراج و بهره برداری در دست دولت ایران باشد»
حایری زاده – الهیار صالح – دکتر شایگان – دکتر مصدق –
حسین مکی

د درروزنوزدهم آذرکمیسیون نفت با عنوان اینکه قراردادالحاقی گلشائیان گس کافی برای استیفای حقوق ملت ایران نمی باشد گزارش خود را مبنی بر رد لایحه الحاقی تقدیم مجلس شورای ملی میکند. و روز ۱۶ اسفند رزم آرا درصحن مسجد شاه بدست خلیل طهماسبی به قتل میرسد. پس از قتل رزم آرا حسین علا یکی از عاقدین قرارداد ۱۹۳۳ بدون تمایل مجلس شورا با فرمان مستقیم شاه به نخست وزیری منصوب میگردد.
د
در روز نوزده فروردین ۱۳۳۰ جلسه ای در واشنگتن با شرکت سفیر انگلیس سر اولیور فرانسیس و جرج مک گی نماینده امریکا تشکیل و پیشنهادات زیر را به دولت ایران ارائه میدهند:

– دولت انگلستان با ملی شدن نفت موافقت میکند.
– قراردادی با دولت ایران منعقد مینماید که به موجب آن شرکت نفت به نمایندگی از طرف دولت ایران عملیات شرکت نفت را انجام میدهد.
– منافع حاصله بطور تساوی تقسیم میگردند.
– دولت ایران بعلت نقض قرارداد به دولت انگلیس غرامت می پردازد.
– چون دولت ایران قادر به پرداخت غرامت نمی باشد دولت امریکا حاضر میشود مبلغ مزبور را در اختیار دولت ایران بگذارد.

درروز ۲۶ فروردین ۱۳۳۰ کمیسیون نفت به ریاست دکتر مصدق هفت نفر را انتخاب می نماید که طرح اجرایی قانون ملی شدن صنعت نفت را تنظِم و در طول دو ماه به مجلس شورای ملی پیشنهاد کند.

دولت انگلیس امیدوار است طی این دو ماه به نحوی مسأله نفت فیصله یابد. زیرا شاه و علا هردو با ملی شدن نفت مخالف میباشند و دوره دو ماهه مذاکرات کمیسیون هفت نفره نفت ممکن است شانسی در اختیار آنها برای کان لم یکن کردن آن بگذارد.

رور پنجم اردیبهشت کمیسیون نفت طرح ۹ ماده ای اجرای قانون صنعت نفت را بر اساس خلع ید از شرکت نفت با اکثریت آرا به تصویب میرساند. و در روز ۶ اردیبهشت علاء به عنوان اعتراض به تصمیم مجلس از نخست وزیری استعفا میدهد.

یک روزبعد از استعفای علا سفیر انگلیس در مصاحبه مطبوعاتی در تهران نقطه نظرات دولت انگلیس را در مخالفت با ملی شدن نفت اعلام و ادعا میکند که قرارداد منعقده تا سال ۱۹۵۳ معتبر و غیر قابل تغییر است. وبرای اثبات حقانیت شرکت و پرداخت منصفانه بر اساس قراردادبدولت ایران آماری ارائه میدهد که توجه بآنها برای درک ضرورت نهضت ملی مردم ایران لازم میباشد.

استخراج نفت برابر۳،۶۶۶،۶۰۰،۰۰۰ تن پرداخت سود بصاحبان سهام ۱۱۵۰۰۰۰۰۰ لیره پرداخت مالیات به دولت انگلیس ۱۷۵۰۰۰۰۰۰ لیره
وجوه برداشتی از درآمد ۵۰۰۰۰۰۰۰۰ لیره
حق الامتیاز به دولت ایران ۱۰۵۰۰۰۰۰۰ لیره

بعد از استعفای علاء روز هفتم اردیبهشت جمال امامی در مجلس شورای ملی پیشنهاد مینماید دکتر مصدق برای حل مسأله نفت با نخست وزیری خود موافقت نماید. بعد از پایان سخنان امامی مجلس شورای ملی تمایل خود را به نخست وزیری دکتر مصدق اعلام میدارد. اما دکتر مصدق قبولی نخست وزیری را منوط به تصویب لایحه ۹ ماده ای کمیسیون نفت میکند. لایحه خلع ید بلافاصله همانروز در مجلس شورای ملی تصویب و در روز نهم اردیبهشت نیز در مجلس سنا به تصویب میرسد.

بعد از اعلام تمایل مجلس شورا به نخست وزیری دکتر مصدق رادیو لندن اعلام میدارد”دولت انگلیس ازاین به بعد در مورد مسائل فیمابین دو دولت مستقیما با شاه تماس خواهد گرفت”.

دکتر مصدق برنامه دولت خود را در دو بند اعلام میدارد. «اجرای قانون ملی شدن نفت در سراسر کشور مصوب نهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۰ و تخصیص عواید حاصله از آن به تقویت بنیه اقتصادی کشور و ایجاد موجبات رفاه و آسایش عمومی و اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی و شهرداری ها».

به سوی رهایی از سلطه چند صد ساله بریتانیا

فرمان نحست وزیری رزم آرا بلافاصله بعد از استعفای علاء با تأیید دولتهای بریتانیا و امریکا پیش از رأی تمایل مجلس، توسط شاه صادر میگردد. ولی رزم آرا در طول چند ماه نخست وزیری خود روی خوشی به امریکا نشان نمیدهد و با توجه نکردن به درخواست امریکا برای اعزام سربازان ایران به کره و لغو قرارداد های چند شرکت امریکایی در ایران عملاً در جهت کاهش نفوذ امریکا در راستای منافع بریتانیا اقدام میکند.

رزم آرا در این اندیشه بود که با اعلام وضعیت غیر عادی و درخواست انحلال مجلسین از شاه و برگذاری یک انتخابات فرمایشی و یا سلب مصونیت از نمایندگان طرفدار نهضت ملی و زندانی کردن آنها شرایط لازم را برای تصویب قرارداد الحاقی فراهم سازد.

با توجه به این طرح و اطمینان کامل از تصویب قرارداد در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۲۹ مذاکرات محرمانه ای با شرکت نفت انگلیس برای دریافت کمک مالی ازشرکت انجام دادکه اسناد مبادله شده بعد ازترور رزم آرا در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۳۰ فاش گردید.

اول اردیبهشت ۱۳۲۹
دولت بریتانیا ملی شدن نفت ایران را برسمیت می شناسد

خبرگزاری یونایتد پرس از واشنگتن اعلام داشت که نمایندگان تام الاختیار دولت انگلستان در جلسات متوالی کنفرانس واشتگتن اصل ملی شدن صنعت نفت و حق مالکیت ملت ایران را بر منابع نفت کشور خود به رسمیت می شناسد.

مذاکرات انجام شده بین امریکا و انگلستان بیشتر بر این اساس بود که دولت ایران حق کامل حاکمیت برنفت خودرا داشته باشدودر عوض نفت را بدون زحمت به بزرکترین مشتری خود که انگلستان میباشد بفروشد. همچنین مقرر شد شرکت نفت ایران و انگلیس در آن کشور منحل و بجای آن یک شرکت مختلط ایران و انگلیس با حفظ سرمایه فعلی در ایران تشکیل گردد.

کلیه متحصصین وکارشناسان نفت که فعلا درپالایشگاه ویا سایر نقاط نفت خیز مشغول کار هستند پس از انحلال شرکت و تأسیس شرگت مختلط ایران وانگلیس کماکان دراین شرکت انجام وظیفه خواهند کرد.

دولت انگلیس در مذاکرات آینده خود با دولت ایران سعی خواهد کرد نظریه خود را مبنی بر اینکه « منابع زیرزمینی متعلق به ایران و مؤسسات روی زمین تحت نظارت انگلیس هاباشد» برکرسی بنشاند

نطق دکتر مصدق در مجلس شورای ملی

ششم اردیبهشت ۱۳۲۹
آقایان، نمایندگان مجلس شورای ملی
طبق اطلاعاتی که دارم در آتیه ممکن است اتفاقاتی روی دهد که همه کار ها و فداکاری هایی را که شما و ملت ایران کرده اید عقیم گردد. روی این اصل هرچه زودتر به این کار نفت خاتمه دهیم اعمال و افکار آنها کمتر به نتیجه میرسد، به فرض اینکه این اخبار صحیح نباشد ازنظر اقتصادی ما هر روز حدود سیصد هزار لیره ضرر میدهیم درحالیکه با این درآمد می توانیم تعداد زیادی گرسنه را سیر نمائیم.

کمیسیون نفت با این رویه ای که دارد موفق نخواهد شد که قبل از حوادثی که ممکن است روی دهد وظیفه خود را تمام کند ، استدعای من از آقایان اعضای کمیسیون این است که آقایان چهار بعد از ظهر تشریف بیاورند تا کمیسیون را تشکیل بدهیم و اگر کار امروز تمام نشد روز جمعه هم تشریف بیاورند در مجلس و این کار را تمام کنند و جناب آقای رئیس مجلس سنا هم عصر روز شنبه مجلس را تشکیل بدهند تا آنچه را که کمیسیون می کند به عنوان یک طرح سه فوریتی بیاورند و تصویب کنند تا کار نفت خاتمه یابد.

آقایان شما به این مملکت خدمتی کردید و به اتفاق رأیی دادید و مردم هم نهایت فداکاری را کردند.لذا نبایدبگذارید که فداکاری مردم و خدمت شما به نفع شرکت غاصب نفت به هدر برود.

ممکن است برای از بین بردن کار و فداکاری شما و مردم حوادثی روی دهد که تمام این مسائل عقیم بماند ، شما اگر این قدم آخری را برداشتید میتوانید فداکاری خود را به مرحله آخر برسانید و به عایداتی که متجاوز از تمام عایدات مملکت است نایل شوید.

بعضی میگویند این هیأتی را که ما در نظر داریم از قوه مقننه تشکیل بدهیم دخالت قوه مقننه در مجریه است ، در حالیکه بهیچوجه اینطور نیست زیرا کار این کمیسیون این است که بلافاصله تأسیسات نفت جنوب را از شرکت سابق نفت تحویل بگیرد ، یعنی خلع ید از آنها بکند و در عایدات نفت جنوب نظارت کند و عده ای را بگمارد تا این کار را انجام دهند و بعد اساسنامه نفت جنوب را تنظیم و تقدیم مجلس شورای ملی نمایند.

۷ اردیبهشت ۱۳۳۰
تصویب طرح اجرائی ملی کردن صنعت نفت
کمیسیون نفت که بر اساس قانون ۲۴ و ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ مأمور تهیه اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت درسراسر کشور تشکیل گردید در روز ۵ اردیبهشت طرحی را باتفاق آراء تصویب و در تاریخ ۷ اردیبهشت برای اظهار نظر نهایی و تصویب به مجلس شورای ملی ارائه داد.

ماده ۱- به منظور ترتیب اجرای قانون مورخه ۲۴ و ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ راجع به ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور هیأت مختلطی مرکب از پنح نفر از نمایندگان مجلس سنا و پنج نفر از نمایندگان مجلس شورای ملی به انتخاب هریک ازمجلسین ووزیر دارائی یا قائم مقام او یکنفر به انتخاب دولت نشکیل میشود.

ماده ۲- دولت مکلف است با نظارت هیأت مختلط بلافاصله از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران خلع یدکند و چنانچه شرکت برای تحویل فوری به عذر وجود ادعایی بر دولت متعرض شود دولت میتواند تا میزان ۲۵ درصد از عایدات جاری نفت را پس از وضع مخارج بهره برداری برای تأمین مدعابه شرکت در بانک ملی ایران یا بانک مرضی الطرفین دیگر ودیعه گذارد.

ماده ۳- دولت مکلف است با نظارت هیأت مختلط به مطالعات و دعاوی حقه دولت و همچنین به دعاوی حقه شرکت رسیدگی نموده و نظریات حود را به مجلسین گزارش دهد و پس از تصویب مجلسین به موقع اجرا گذارده شود.

ماده ۴- چون از تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ که ملی شدن صنعت نفت به تصویب مجلس سنا نیز رسیده است کلیه درآمد نفت و محصولات نفتی حق مسلم ملت ایران است دولت مکلف است با نظارت هیأت مختلط به حساب شرکت رسیدکی کند و نیز هیأت مختلط باید از تاریخ اجرای این قانون تا تعیین هیأت عامله در امور بهره برداری دقیقاً نظارت نماید.

ماده ۵ – هیأت مختلط باید هرچه زودتر اساسنامه شرکت ملی نفت را که در آن هیأت عامله و هیأت نظارت مختلطی از متحصصین پیش بینی شده باشد تهیه و برای تصویب به مجلسین پیشنهاد کند.

ماده ۶ – برای تبدیل تدریجی متخصصین خارجی به متخصصین ایرانی هیأت مختلط مکلف است آئین نامه فرستادن عده ای محصل به طریق مسابقه در هر سال برای فرا گرفتن رشته های مختلف معلومات و تجربیات مربوط به صنایع نفت به کشورهای خارج تدوین و پس از تصویب هیأت وزیران بوسیله وزارت فرهنگ به موقع اجرا گذارد.
(مخارج تحصیل این محصلین از عواید نفت پرداخته خواهد شد.)

ماده ۷ – کلیه خریداران محصولات معادن انتزاعی از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران هر مقدار نفتی را که از اول سال ۱۹۴۸ تا تاریخ بیست و نهم اسفند ماه ( ۲۰ مارس ۱۹۵۱ ) از آن شرکت سالیانه خریداری کرده اند میتوانند از این ببعد هم به نرخ عادله بین المللی همان مقدار را سالیانه خریداری نمایند و برای مازاد آن مقادیر درصورت تساوی شرایط در خرید حق تقدم خواهند داشت.

ماده ۸ – کلیه پیشنهاد های هیأت مختلط که برای تصویب مجلس شورای ملی تسلیم میشود باید قبلا به کمیسیون نفت مجلس شورای ملی تسلیم و درصورت موافقت کمیسیون گزارش به مجلس شورای ملی تقدیم گردد.

ماده ۹ – هیات مختلط باید در ظرف سه ماه از تاریخ تصویب این قانون بکار خود خاتمه دهد و گزارش عملیات خود را طبق ماده ۸ به مجلس تقدیم کند و درصورتی که احتیاج به تمدید مدت باشد با ذکر دلایل موجه درخواست تمدید نماید.

شرایط زندگی کارکنان ایرانی در مناطق نفت خیز
منوچهر فرمانفرمائیان که در سال ۱۳۲۸ رئیس اداره نفت در وزارت دارائی بود در مورد کارگران ایرانی صنعت نفت چنین میگوید :

«حقوق کارگران روزانه ۵۰ سنت بود. آنها در زمان بیماری و یا تعطیلات حقوق دریافت نمیکردند. کارگران در شهر مخروبه ای به نام حلبی آباد زندگی میکردند که فاقد آب و برق بود. در زمستان سیل جاری میشد و شهر را دربر میگرفت. مردم تا زانو در گل و لای فرو میرفتند و با قایق رفت و آمد میکردند. پس از توقف باران هجوم مگس ها که از مرداب های درون شهر برمیخاسنتد اهالی را به تنگ میآوردند. دسته های مگس بر لبه ظروف پخت و پز می نشستند ، انگار با چسبی محکم به آنها چسبیده بودند.»

کارمندان دون پایه که دارای دیپلم دبیرستان و یا فارغ التحصیل آموزشگاه شرکت نفت بودند در خانه هایی زندگی میکردند که تنها وسیله خنک کردن آنها در تابستان یک پنکه سقفی بود از داشتن یخچال محروم بودند. شرکت نفت در روزهای تابستان یک بار در روز با ماشین مقداری یخ به منازل این کارکنان تحویل میداد.

در روزنامه جروسالم پست یک اسرائیلی که سال ها در آبادان کار کرده بود مردم آبادان را فقیرترین مخلوقات روی زمین می خواند. «آنها هفت ماه سوزان سال را در زیر درخت ها زندگی می کنند. در زمستان این توده جمعیت به سالن های بزرگی که شرکت نفت ساخته بود انتقال می یافتند و درحدود ۳۰۰ یا ۴۰۰ نفر در هر یک از این سالن های بهم پیوسته زندگی میکردند. هر خانواده فضائی به اندازه یک پتو اشغال میکردند. دستشوئی و توالت وجود نداشت. ما در گفتگو با همکاران انگلیسی مان تلاش می کردیم که اشتباهات آنها را به آنها نشان بدهیم و معمولا پاسخ آنها این بود ” ما انگلیس ها تجربه صد ساله در رفتار با ملت ها بدست آورده ایم. در کشور ما سوسیالیسم قابل قبول است ، اما اینجا ما باید ارباب باشیم».

***
با پخش خبر تصویب طرح اجرای اصل ملی شدن نفت در کمیسیون نفت در شامگاه روز پنجم اردیبهشت آقای علا بحضور شاه شرفیاب و بعد از مذاکرات طولانی استعفای خود را به دلیل اینکه مشکلات طوری است که ادامه کار برای دولت ایشان غیر میسر میباشد و بهتر است کنار برود به شاه تقدیم میدارد.

درساعت ۹ روز ۷ اردیبهشت جلسه خصوصی مجلس شورای ملی تشکیل میگردد.

آقای جمال امامی اظهارمیدارد آقای دکتر مصدق اظهار کردند که آقای علاء را مجبوربه استعفا کردند، من جداً این اظهار را تکذیب میکنم زیرا مطلع هستم که اعلیحضرت همایونی به هیچوجه راضی نبودند که آقای علاء استعفا بدهند وحتی اصرارکردند دراینموقع باریک کشور را دچار بحران نکند. ولی استدلال آقای علا این بود که کمیسیون نفت با عملی که کرده بدون استشاره با دولت عملا به دولت رأی عدم اعتماد داده است. حالا هم دکتر مصدق میفرمایند برویم در مجلس نسبت به رأی کمیسیون نفت رأی بگیریم. بنده با این نظر مخالفم زیرا دولتی وجود ندارد که نظریه خود را ابراز کند و ما نمیتوانیم بدون حضور دولت به این موضوع رأی بدهیم ، بنابراین در نظری که اظهار میدارم خدا را شاهد میگیرم که هیچگونه غرضی ندارم ، نظر من این است که آقایان فی المجلس و متفقاً به آقای دکتر مصدق رأی تمایل بدهند که ایشان زمامدار شده و اگر میخواهند آن لایحه را خود ایشان به مجلس عرضه بدارند و متفقاً رأی بدهیم.

بعد از سخنان اقای جمال امامی در تالار جلسه علنی جلسه سری برای ابرا تمایل به نخست وزیر آینده تشکیل شد و آقای حکمت اعلام رأی نمودکه درنتیجه از ۱۰۰ نفرعده حاضر ۷۹ نفر به آقای دکتر مصدق ابراز تمایل نمودند و ۱۷ نفر ورقه سفید دادند.

دکتر مصدق قبولی پست نخست وزیری را منوط به تصویب طرح اجرائی قانون ملی شدن صنعت نفت اعلام میدارد.

در مخالفت با نظر دکتر مصدق آشتیانی زاده به عنوان مخالف اظهار داشت: این امرباید با دقت رسیدگی شودخصوصا اینکه این امر مواجه با اعلامیه واشنگتن شده است. این ۹ ماده نفت را ملی نمیکند و منافع منافع ملت ایران را تأمین نمینماید. جناب دکتر مصدق در جلسه گذشته فرمودند یک حوادثی در شرف تکوین است و این حوادث بی نهایت خطرناک است و اگر ما جلسه فوق العاده تشکیل ندهیم و این کار را نکنیم ممکن است برای مملکت خطراتی داشته باشد.

می خواستم از جناب دکتر بپرسم این حوادث چیست که شما اطلاع دارید و ما نداریم؟ آیا اگر با ترور میخواهید نمایندگان را مجبور کنید رأی بدهند اگر حوادثی برای این ملت و مملکت در آینده رخ دهد و منافع ما را تأمین نکرد شما مسؤل میشوید یا خیر؟

ماده هفتم ملی شدن نفت این معنی را میدهد که ارتش ایران برود و مؤسسات شرکت نفت را بگیرد و بعد به مزایده گذاشته شود.

آقای فرامرزی درموافقت اظهارداشت ما درمقابل قضیه ای قرار گرفته ایم که تا تمام نشود ممکن است هر روز گرفتار خطراتی شویم که اکنون نمونه هایش را می بینیم ضمناً باید به عرض برسانم آنچه را که ملت میخواهد مجلس انجام می دهد برای اینکه مجلس نماینده ملت است.

آقای آشتیانی زاده گفتند این حوادثی را که آقای دکتر مصدق کفتند ما خبرنداریم، بنده عرض میکنم ما هم میدانیم وحتی یچشم خود می بینیم. این آتش زدن انبار مهمات شیراز که ۱۶ میلیون دلار ارزش داشته و اعتصاب خوزستان اینها مسائلی است که ما می بینیم .

دیشب که به من گفتند دولت ساقط شده من باور نکردم برای اینکه تا ساعت ۱۰ پنج شنبه ما با آقای علا بودیم و ایشان ابداً راجع به استعفا صحبت نمیکردند و از مطبوعات استمداد میکردندکه به دولت مساعدت شود. بعلاوه مسأله نفت که برای آقای علا چیز تازه ای نبود ، آقای علا می گفتند که نفت را به آنها بفروشیم قانع میشوند و ما گفته ایم که اینکار را میکنیم زیرا نفت را میخواهیم بفروشیم ولی آقای آشتیانی زاده گفتند که هر اتفاقی بیفتد بدست کمپانی است.

متأسفانه این تصور در رجال ما پیدا شده و همین تصور به پای ما زنجیر بسته و یک مأمور عالیرتبه هم خیال میکند که اگر انگلیس ها میخواهند آن مأمور می ماند و الا خیر!

درشور دوم آقای تیمورتاش بعنوان مخالف گفتند موقعی که مجلس در حال تنفس بود یکی از ارباب جراید نامه تهدید آمیزی برای من نوشته و کفته که عاقبت کار معلوم است که چیست. بنده عرض میکنم که اگر گلوله ای به سینه من بنشیند من آن را ترجیح میدهم باینکه ببینم زنم و بچه ام در معرض خطر خواهند افتاد.

از اینکه مجلس شورای ملی تصمیمی گرفته که مورد بحث همه دنیا است حرفی نیست ولی نکته ای که برای من غیر قابل فهم است این است که با وجود تمام حسن نیتی که مجلس نشان داد و با وجودی که همه موافق هستند که این بار سنگین به مقصد برسد چه چیز موجب شده که باید با عجله و فی البداهه جلسه فوق العاده تشکیل شود و در عرض چند ساعت این تصمیم گرفته شود؟

جناب آقای دکتر مصدق درجلسه گذشته اعلام خطر کرده و گفتند اگر این گزارش تصویب نشود حوادثی در شرف تکوین است. من خواهش میکنم بفرمائید که چه حادثه ای مهم ترو خطیرتر از حادثه ای که فعلا دارد در این مملکت پیش میآید هست. در موقعی که دولت استعفا داد انبار مهمات فارس منفجر میشود. آقایان تأمل کنید، فکر کنید ، زیرا بالاخره این ملت و این پرچم باید پایدار بماند.

آقایان در دنیای امروز هیچ دولتی بدون دوست و بدون موافق نمیتواند زندگی کند زیرا دنیا دنیای هم آهنگی و توافق است ، شما آقایان نمایندگان اگرفقط روی احساسات بخواهیدبروید عاقبتتان وخیم است.

بعدازآقای تیمورتاش آقای دکترشایگان به عنوان موافق اظهار داشتند مجلس شورای ملی چند سال است که درباره نفت فکر میکند ، بنابراین، این امر یک مسأله تازه نیست. باید عرض کنم تا ریشه در آب است ، امید ثمری هست. این استخوان را باید از لای زخم درآورد زیرا مخالفین ملی شدن نفت مایلند که این استخوان همیشه در زخم بماند. جبهه ملی می خواهد هرچه زودتر قطع ریشه فساد را بکند. بنابراین نباید تأخیر کرد و آقایان باید رأی خود را بدهند و همان نام نیک گذشته را که به اتفاق آرا برای خود کسب کرده اند دوباره تأیید کنند.

مطالبی که آقای آشتیانی زاده گفتند که درست نبود. ایشان گفتند که آقای دکتر مصدق مجلس را تهدید کرده اند در حالی که هر عرضی از طرف جبهه ملی می شود برای جلب توجه آقایان است نه برای تهدید. هر دو ناطق محترم که به عنوان مخالف صحبت کردند خودشان حوادث اخیر را دیده اند ولی باز میگویند ما را نسبت به حوادث روشن کنید و بگوئید که چه حوادثی رخ میدهد. بنده در خصوص این حوادث عرض می کنم که آقایان چرا دولتی که مورد علاقه مجلس بود بدون سابقه یک دفعه رفت و استعفا داد؟ همه میدانند که رفتن این دولت بی جهت نبود و ایشان را مجبور کردند که استعفا بدهد.

۸ اردیبهشت ۱۳۳۰
آغاز زمامداری دکتر مصدق
در جلسه امروزمجلس شورای ملی بعد از اظهار نظر نمایندگان موافق و مخالف در مورد لایحه اصول اجرای قانون ملی شدن نفت و انجام تصحیحاتی درآن ، لایحه با حضور هشتاد و پنج نماینده جاضر به اتفاق آرا تصویب گردید.

مجلس سنا نیز به دولت آقای دکتر مصدق رأی اعتماد داد و با صدور فرمان همایونی دکتر مصدق رسما به نخست وزیری انتخاب میگردد.
شرکت نفت درمورد ملی شدن نفت و تصویب طرح اجرائی قانون ملی شدن نفت به دولت ایران اعتراض کرد.

۹ اردیبهشت ۱۳۲۹
پیام دکتر مصدق به ملت ایران
هموطنان عزیز
هیچ تصور میشد موقعی پیش آید که به عنوان نخست وزیر به وسیله رادیو با شما صحبت کنم و هیچ تصور نمیکردم با ضعف مزاجی که دارم مسؤلیت چنین کار خطیری را قبول نمایم. قضیه نفت سبب شد که من این بار گران را به دوش بکشم و اکنون تنها خدا میداند تا کی بتوانم آن را تحمل نمایم.

هموطنان عزیز، رأی بی سابقه وبی شائبه نمایندگان مجلس شورای ملی و مجلس سنا و اظهار تمایل آنها به زمامداری اینجانب سبب شد که از نظر فریضه ملی از قبول زمامداری کوتاهی نکنم و امر اعلیحضرت همایون شاهنشاهی را در تشکیل دولت اطاعت نمایم.
هموطنان عزیز، تردید ندارم که برای قبول اینکار وبارگرانی که به دوش گرفته ام، از بین میروم چون مزاج من متناسب با قبول چنین وظیفه مهمی نیست ولی در راه شما جان چیز قابلی نیست و از صمیم قلب راضی هستم که آن را فدای آسایش شما کنم.

در اینجا از دو دسته از هموطنان عزیزم درخواستی دارم که ناچارم آن را عرض کنم و از حضورشان تقاضا نمایم با قبول آن به من کمک کنند.

تقاضای اول من از بعضی از آقایان ارباب قلم و روزنامه نگاران است که از آزادی سوء استفاده نکنند و عفت قلم را همیشه رعایت نمایند زیرا هیچوقت نمیخواهم ترتیبی پیش آیدکه آنها نتوانند منویات خودرا اظهار کنند ولی اظهار منویات و استفاده از آزادی باید تا حدی باشد که به آزادی دیگران وحقوق مشروع آنها وبه امنیت مملکت خللی وارد نکند.
تقاضای دوم من از هموطنان عزیزم کارگران است که من آنها را مثل فرزندان حقیقی خود دوست دارم و میدانم آنها زحمت می کشند و نان میخورند و از کار دیگران سوء استفاده نمی نمایند.

امیدوارم فرداکه به مناسبت روز اول ماه مه که عید کارگران دنیا است و آنها هم بالطبع در آن جشن بزرگ شرکت میکنند طوری رفتار نمایند که نظم و ترتیب و آرامش آنها برای دیگران سرمشق شود.

گارگران ارجمند وعزیز ما میدانند که جبهه ملی از ابتدای تشکیل خود برای بسط دموکراسی و تأمین آزادی و مخصوصا برای فراهم کردن موجبات رفاه و آسایش طبقات محروم مملکت مبارزه کرده و در راه نجات ملت ستم دیده ایران و وصول به این مقاصد ملی را در استقلال اقتصادی و تسلط بر منابع ثروت ملی تشخیص داده است.

اینک که به خواست خداوند متعال و به همت نمایندگان مجلسین بزرگترین منابع ثروت ملی به ملت بازگشته همگی یقین داریم که اگر درست از آن ثروت سرشار استفاده شود ملت ما خواهد توانست در آتیه با نهایت رفاه و آسایش بسر برده و دوش به دوش ملل راقیه وظیفه خود را در کمک به تمدن عالم به انجام برساند ولی واضح است که اگر تفرقه و نفاق و اغتشاش در میان ما پیدا شود تمام زحمات ملت ایران نقش بر آب خواهد شد زیرا با هرج و مرج و بی نظمی قوای ملی باید مبارزه با اغتشاش کند و ناچار از بهره برداری از منابع نفت و از هرگونه فعالیت برای عمران و آبادی کشور خود باز خواهد ماند.

ولی اطمینان دارم کارگران هوشیارما با حفظ نظم وآرامش و جلوگیری از بروز اغتشاش این بهانه را از دست دشمنان خواهند گرفت و به دنیا ثابت خواهند کردکه ملت ایران راه را ازچاه تشخیص میدهد واینک که می بیند شب تیره کشور رنج دیده آنها به سحر نزدیک شده و عنقریب انشاالله آفتاب سعادت ملت ایران طالع میشود به دولتی که جز خدمت به آنها هیچگونه منظور و مقصودی ندارد مجال خواهند داد تا با فراغ بال به وظیفه خطیر ملی خود که تقویت استقلال اقتصادی کشور است عمل نموده، عدالت اجتماعی و رفاه و آسایش عموم طبقات مملکت را انشاالله فراهم کند شما را به خدا می سپارم واز باریتعالی مسألت دارم که مرا در مقابل هموطنان عزیزم شرمسار نکند.

۸ اردیبهشت ۱۳۳۰
بزرگنمایی های حزب توده

زد و خورد در کارخانه چیت سازی
برای جلوگیری از دامنه دار شدن اعتراضات کارگران کارخانه چیت سازی امروز مأمورین انتظامی با قصد توقیف عاملین اغتشاشات به کارخانه میروند. با ورود مأمورین به کارخانه اعتراضات تبدیل به حمله بمأمورین میشود و دو نفر از مأمورین با مشت و سنگ کارکران مجروح میگردند ویکی ازبازرسین شهربانی که خود را در میان کارکران محصور می بیند با شلیک تیر هوایی با اسلحه کمری موفق میشود خود را از مهلکه نجات دهد.

با این عمل، به شدت عملیات کارگران افزوده میشود. پس از خاتمه غائله شش نفر از کارگران و همچنین سرگرد قطبی معاون کلانتری و یک مأمور دیگر مجروح میگردند.

۱۰ اردیبهشت ۱۳۳۰
درجلسه فوق العاده مجلس سنا طرح اجرای قانون ملی شدن نفت به اتفاق آراء به تصویب رسید. با توجه به این امر سخنگوی وزارت امورخارجه انگلیس اظهار داشت: از این پس برای حل قضیه نفت مستقیماً با شاه ایران تماس خواهند گرفت.

صدای امریکا دربرنامه شامگاهی خوداظهار داشت امروزملت ایران به رهبری شاهنشاه خودآینده ای خوشتر وسعادت بارترخواهند داشت. و در رأس دولت شخصیتی میهن پرست و دموکرات قرار گرفته است. این همان سیاستمداری است که مجلس پانزدهم را وادار ساخت که بتقاضای شوروی مبنی برگرفتن امتیازبهره برداری نفت شمال جواب منفی بدهد.

روزنامه تایمز لندن درسرمقاله امروز خود می نویسد : نفت ایران برای انگلستان جنبه حیاتی دارد و حتی اگر مجلس سنای ایران طرح کمیسیون نفت را تصویب و شاه ایران آنرا توشیح کند معذالک دولت انگلیس و شرکت نفت با این طرح موافقت نخواهند کرد.

متن طرح اجرای ملی شدن نفت بعد از تصحیحات مجلسین
ماده ۱- به منظور اجرای قانون مورخ ۲۴ و ۲۹ اسفند ماه ۱۳۲۹ راجع به ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور هیأت مختلطی مرکب از پنج نفر از نمایندگان مجلس سنا و پنج نفر از نمایندگان مجلس شورای ملی به انتخاب هر یک از مجلسین و وزیر دارائی وقت و یا قائم مقام او تشکیل میشود.

ماده ۲ – دولت مکلف است با نظارت هیأت مختلط بلافاصله از شرکت سابق نفت انگلیس وایران خلع یدکند وچنانچه شرکت برای تحویل فوری به عذر وجود ادعایی بر دولت متعذر شود دولت میتواند تا میزان ۲۵ درصد از عایدات جاری نفت را پس از وضع مخارج بهره برداری برای تأمین مدعابه احتمالی شرکت دربانک ملی ایران و یا بانک مرضی الطرفین دیگر ودیعه گذارد.

ماده ۳ – دولت مکلف است بانظارت هیأت مختلط به مطالبات و دعاوی حقه دولت و همچنین به دعاوی حقه شرکت رسیدگی نموده نظریات خود را به مجلسین گزارش دهد که پس ازتصویب مجلسین به مورد اجرا گذاشته شود.

ماده ۴ – چون از تاریح ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ که ملی شدن صنعت نفت به تصویب مجلس سنا نیز رسیده است کلیه درآمد نفت و محصولات نفتی حق مسلم ملت ایران است ، دولت مکلف است با نظازت هیأت مختلط به حساب شرکت رسیدگی کند و نیز هیأت مختلط باید از تاریخ اجرای این قانون تا تعیین هیأت عامله در امور بهره برداری دقیقاً نظازت نماید.

ماده ۵ – هیأت مختلط باید هرچه زودتر اساسنامه شرکت ملی نفت ایران را که در آن هیأت عامله و هیأت نظارتی از متخصصین پیش بینی شده باشد تهیه و برای تصویب به مجلسین پیشنهاد کند.

ماده ۶ – برای تبدیل تدریجی متخصصین خارجی به متخصصین ایرانی هیأت مختلط مکلف است آئین نامه فرستادن عده ای محصل به طریق مسابقه در هر سال برای فرا گرفتن رشته های مختلف معلومات و تجربیات مربوطه به منابع نفت به کشور های خارج را تدوین و پس از تصویب هیأت وزیران به وسیله وزارت فرهنگ به موقع اجرا گذارد. مخارج تحصیل این محصلین از عواید نفت پرداخت خواهد شد.

ماده ۷ – کلیه خریداران محصولات معادن انتزاعی از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران هر مقدار نفتی را که از اول سال مسیحی ۱۹۴۸ تا تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ از آن شرکت سالیانه خریداری کرده اند می توانند از این ببعد هم به نرخ عادلانه بین المللی همان مقدار را سالیانه خریداری نمایند و برای مازاد آن مقادیر درصورت تساوی شرایط در خریدن حق تقدم خواهند داشت.

ماده ۸ – کلیه پیشنهادات هیأت مختلط که برای تصویب مجلس شورای ملی تهیه و تقدیم مجلس خواهد شد به کمیسیون مخصوص نفت ارسال میگردد.

ماده ۹ – هیأت مختلط باید در ظرف سه ماه از تاریخ تصویب این قانون بکار خود خاتمه دهد و گزارش عملیات خود را طبق ماده ۸ به مجلس تقدیم کند و درصورتیکه احتیاج به تمدید مدت باشد با ذکر دلایل موجه درخواست تمدید نماید. تا زمانی که تمدید مدت بهرجهتی از جهات از تصویب مجلس نگذشته است هیأت مختلط میتواندبکارخودادامه دهد.

وزرای دولت دکتر مصدق
آقای باقر کاظمی وزیر امور خارجه، آقای وارسته وزیر دارائی، آقای سرلشگر زاهدی وزیر کشور،آقای دکترحسن ادهم وزیر بهداری، آقای علی هیئت وزیر دادگستری، آقای سپهبد نقدی وزیر جنگ، آقای فرهمند وزیر کشاورزی، آقای یوسف مشار وزیر پست و تلگراف و تلفن، آقای دکتر سنجابی وزیر فرهنگ.

نامه شاه در مورد اجرای قانون ملی شدن نفت
با تأیید خداوند متعال
ما محمد رضا پهلوی شاهنشاه ایران

نظر به اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسی مقرر میداریم:
ماده اول – طرح قانونی دائر بطرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور که در جلسه نهم اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ به تصویب مجلس سنا و شورای ملی رسیده و منضم به این دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم – هیأت دولت مأمور اجرای این قانون است. درتاریخ دهم اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ نیویورک تایمز مینویسد: مسأله ملی شدن نفت و اقدام ایران را بزرگ ترین حادثه جهان در سال ۱۹۵۱ باید خواند. بایدتصریح کنیم تاچندی قبل انگلیس ها نهضت مردم ایران را شوخی تصور میکردند. برخلاف عده ای که انگلیس ها را درتَشخیص حقایق و همراهی و همآهنگی با جریانات جدید سیاسی و تاریخی استادی مبرز میدانند باید اذعان کنیم که این ملت یعنی انگلیس ها در تشخیص حقایق مربوط به ایران نه تنها هیچگونه استادی نشان نداده اند بلکه هنوز نتوانسته اند به عمق تحولات اجتماعی و جنبش های ملی و فکری ملل دیگر جهان واقف گردند.
باکمال تأسف باید گفت که هنوزعده زیادی از سیاستمداران و روزنامه نگاران، ایران را در ردیف کشورهای سودان و سومالی وگینه جدیدقرار میدهند و هنگام بحث از حوادث اخیر ایران طوری نام آن کشور را به زبان میآورند که گویی از میراث محرز و مسلم امپراطوری گذشته خود صحبت می کنند. مضحک این است که در قرن بیستم که قرن آزادی و دمکراسی است انگلیس ها صحبت از پیاده کردن نیرو در ایران و ارسال ناوگان جنگی به آب های آن کشور می کنند و بدینوسیله سعی دارند ازیک جنبش ملی با زورو تهدیدچلوگیری کنند.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۳۰
امروز آقای دکتر مصدق برنامه دولت را که شامل دو ماده است برای اظهار نظر به مجلس شورای ملی تقدیم داشته است:
اول – اجرای قانون طرح ملی شدن صنایع نفت. دوم- اصلاح قانون انتخابات مجلسین شورا و سنا. بعد از اظهارات نمایندگان مخالف و موافق در مورد برنامه دولت مجلس شورای ملی با اکثریت ۹۹ موافق ۱ مخالف و ۲ ممتنع به تصویب رسید.

نظریات دکتر مصدق ما فکر میکنیم که اصلاحات این نیست که چند نفر را تغییر و تبدیل دهیم بلکه اگر بعضی با حقوق بسیار کم زندگی میکنند و حقوقشان اغلب کفاف کرایه خانه شان را هم نمیدهد شاید نتوانند به راستی و درستی به خدمت خود ادامه دهند.

بنابراین تا دولت معاش مستخدمین خود را اداره نکند نمیتوان امیدوار بود که مستخدمین به وظیفه خود عمل کنند. اصلاحی که ما به آن معتقد بودیم این بود که هم از حیث معاش و هم از حیث اخلاق مردم مؤثر باشد و این اصلاح ملی شدن نفت بود که ما بوسیله آن هم فقر و بدبختی را از مملکت برکنار می کنیم و هم دست شرکت نفت را از مملکت کوتاه مینمائیم. نظر موافق مجلسین درمورد ملی شدن نفت سبب شد نقشه هایی برای عدم پیشرفت موضوع کشیده شود و به همین لحاظ من در یکی از جلسات مجلس شورای ملی اعلام خطر کردم وبعد هم در کمیسیون نفت گزارش اجرای طرح ملی شدن نفت گذشت و آنهایی که میخواستند این امر انجام نشود نقشه دیگری کشیدند وهمانروز که این گزارش تصویب شد آقای علاء شب به منزل من آمدند و درباره گزارش با من صحبت کردند و من به ایشان عرض کردم که گزارش اجرای ملی شدن نفت از کمیسیون نفت گذشته است.

ایشان یک نسخه از گزارش را گرفتند و در آن موقع به هیچوجه خیال استعفا نداشتند و غرضشان فقط مطالعه گزارش بود ولی بعدکه آن نقشه میخواست اجرا شود دولت آقای علاء استعفا داد و قرار بود که دولتی تشکیل شود که کار ها را فلج کند و آن نقشه را اجرا ننماید.

بنابراین در آن موقعی که در جلسه خصوصی مرا بعضی از اشخاص کاندیدای نخست وزیری کردند من دیدم اگر قبول نکنم دولتی تشکیل میشود که تمام فداکاری های ملت ایران را عقیم خواهد گذاشت و شاید مجلس شورای ملی را منحل کند و یا اینکه لااقل در مرحله اجرا به راه راست نرود. این بود که من با وجود کسالت مزاج خدمت را قبول کردم و بعد هم کوشش کردم که آن گزارش در عرض سه روز از مجلسین گذشت و اعلیحضرت همایونی هم با نظریات صادقانه ای که به مملکت دارند تا قانون را دیدند توشیح فرمودند.

حالا ما قانونی داریم که باید آنرا عملی کنیم و اگر بخواهیم در محیط متشنجی وارد کار شویم به هدف نمیرسیم. ما اکنون به اتفاق احتیاج داریم. من عرض می کنم اگر به این هدف برسیم تمام بدبختی های مملکت ازبین رفته است. مسلماً بایدزندگی معلمین خودراتأمین کنیم تا بتوانند فرزندان ما را درست تربیت کنند. ما باید زندگانی ارتشی های خود را تأمین کنیم تا بتوانند به نفع مملکت خود جنگ نمایند.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۰
امروز مجلس سنا با اکثریت ۴۸ نفر از ۵۰ نفر سناتور حاضر، به برنامه پیشنهادی دولت رأی موافق داد.

آقای مکی نماینده تهران طی نطق مفصلی در جلسه علنی مجلس شورای ملی اظهار میدارد:

امروز تمام ملل آزاد جهان دیدند که سیاسیون امریکا و وزارت خارجه و دولت امریکا برخلاف آنچه که تاکنون مدعی بودند در امور داخلی ایران که کشوری آزاد و مستقل است، مداخله مینمایند.

ما انتظار داشتیم که بعداز هشت ماه دخالت در حکومت رزم آرا دولت امریکا لااقل از تجربیات تلخ خود عبرت گرفته و دیگر به کمک شرکت غاصب نفت به جنگ ملت ایران نمیآمد، ولی متأسفانه چنین نشد و دولت امریکا به کمک شرکت غاصب نفت شتافت. از اینکه امریکا اعلامیه بدهد یا ندهد برای ما کمترین ارزشی را ندارد ، برای اینکه ملت ایران و مجلسین ایران که قانون ملی شدن نفت را به تصویب رسانیدند که ضامن این تصویب هیجده میلیون نفر ملت ایران است. امریکا و انگلیس با این مانور ها میخواهند ما را در آغوش شوروی بیاندازند. وقتی ملت ایران راه را از هر طرف مسدود دید آن وقت است که زمینه برای کمونیسم آماده میشود.

آقای نخست وزیر فعلی در یکی از جلسات مجلس شورای ملی قبل ازملی شدن نفت چنین اظهار نمودند«ای کاش نمایندگانی از مجلس شورای ملی انگلستان به ایران میآمدند و بچشم خود میدیدند که شرکت نفت بروز مردم این مملکت چه میآورد و چگونه برخلاف حق و انصاف و عدالت عایدات گزاف سرشار میبرد و حق مملکت را غصب کرده است.»

رفتار و عملیات شرکت سابق نفت طوری مردم ایران را خشمگین و عصبانی ساخته بودکه اراده واقعی ملت ایران به خاتمه دادن به آن اوضاع و ملی شدن صنعت نفت قرار گرفت و اکنون که قانون مزبور از تصویب مجلسین گذشته است، دولت غیر ازاجرای آن تکلیفی ندارد و اندک تعلل و مسامحه در اجرای آن خشم و غضب ملت ایران را جلب میکند. بنابراین انتظار این است که ملت بزرگ و آزادیخواه امریکا بطوری که در پاره ای از موارد از لحاظ طرفداری از حق و عدالت کمک های معنوی به اجرای مقاصد حقه ایران نموده اند در این مورد نیز مانند سابق روش بی طرفانه و دوستانه خود را از دست ندهد.

۱۸ خرداد ۱۳۳۰
آقایان دکتر متین دفتری، مکی، و اردلان نمایندگان هیأت خلع ید از شرکت نفت در میان استقبال بی نظیر اهالی اهواز با هواپیما وارد فرودگاه اهوازشدند و قرار است به سوی آبادان حرکت نمایند. شرکت نفت نام چهار نفراز نمایندگان خود را که قرار است در مذاکرات مربوط به نفت در تهران شرکت نمایند به دولت ایران اطلاع داده است. ریاست این گروه با آقای جاکسون معاون شرکت نفت میباشد.

ترومن رئیس جمهور امریکا در مصاحبه مطبوعاتی خود اظهار داشت امیدوار هستم «دولت های ایران و انگلیس بتوانند در موضوع نفت به یک وحدت نظر دوستانه ای نایل گردند و این مسأله را که مورد توجه خاص دولت های غربی است و با ادامه جریان صنایع و اقتصاد کشور های اروپایی ارتباط مستقیم و محسوس دارد بطور مودت آمیزی حل گردد.»

زمزمه های مخالفت با دولت در بحبوحه خلع ید
آقای عبدالغدیرآزاد در مجلس شورای ملی اظهار داشت آقایان میدانند که من عضو جبهه ملی و فراکسیون وطن بودم و مدتی با آقای دکتر مصدق همکاری میکردم. روزی که آقای دکتر مصدق کابینه خود را معرفی کردمن به ایشان رأی ندادم و بعدازفراکسیون وطن نیز استعفا کردم.

در پروژه ای که برای ملی کردن صنعت نفت نوشته شده ماده اول میگوید هیأتی مرکب از چهار نفر نمایندگان مجلس سنا ، چهار نفر از نمایندگان مجلس شورای ملی و وزرای مالیه ، دادگستری ، اقتصاد ملی و مدیر کل بانک ایران به نام هیأت تصفیه اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت تشکیل میشود.

خیلی مضحک است که تمامی رفقای جبهه ملی و آقای دکتر مصدق مکرر در اینجا اظهار داشتندکه میخواهیم قراردادنفت جنوب را ملغی و صنعت نفت را ملی کنیم که دست انگلیس ها از دامن ملت کوتاه شود. آنها مکرر در پشت همین تریبون گفتند که ضررسیاسی شرکت نفت بیشتر از ضرر مالی است. دولت حق ندارد که نمایندگان دولت انگلیس را بپذیرد. من حدس میزنم میخواهند مؤسسات نفت را روی کاغذ به ما تحویل بدهند. سه نفرکجا میتوانند تأسیسات شرکت نفت را تصرف کنند.

۲۲ خرداد۱۳۳۰
پیام دکتر مصدق به کارکنان شرکت ملی نفت ایران
در این موقع که بحمدالله صنعت نفت ملی شده و نتیجه کار کارکنان شرکت سابق نفت مستقیما عاید مملکت میشود مناسب دیدم آن برادران عزیز را مطمئن کنم که از وجود آنها استفاده کامل به عمل خواهد آمد و دولت هم در فراهم نمودن اسباب ترقی مادی و معنوی انها از هیچ چیز دریغ نخواهد نمود.

انتظار ملت و دولت از آنها این است که به دست توانای آنها صنعت نفت روز بروز ترقی کند، و بدین وسیله مملکت از نتیجه زحمات آنها بهره مند شود و برای مصرف کنندگان نفت به هیچوجه نگرانی پیش نیاید. دکتر محمد مصدق

امروز پرچم ایران بعد از ۵۰ سال برفراز ساختمان شرکت سابق نفت انگلیس وایران درخرمشهر به اهتزاز درآمد. هیأت مدیره موقت شرکت ملی نفت ایران از رئیس شرکت سابق نفت رسماً خواسته است تأسیسات پالایشگاه نفت آبادان را در اختیار نمایندگان هیأت موقت قرار دهد.

دریک رئیس شرکت نفت در روزنامه اخبار روز اعلام داشت که شرکت حاضر نیست ناظر مداخله شما درامور مؤسسات خود باشد واو دراین مورد منتظر دریافت دستور از لندن میباشد.

طرح چهار ماده تشکیل هیأت مدیره موقت و وظایف آنها
اول – هیأت مدیره موقت مرکب از آقایان مهندس بازرگان ، دکتر علی آبادی ، مهندس بیات به مجرد ابلاغ از طرف دولت به خوزستان حرکت مینمایند که طبق مواد شش گانه راجع به اجرای ماده ۲ قانون مصوب ۲۹ اردیبهشت ۱۳۳۰ با نظارت هیأت مختلط عمل نمایند.

دوم – درحکم مأموریت هیأت نامبرده که به امضای جناب آقای نخست وزیر صادر میگردد تصریح خواهد شدکه مؤسسات تابع شرکت سابق نفت باید ازاین تاریخ کلیه دستورالعمل های هیأت موقت را اجرا نمایند وحکم مزبور و همچنین حکم عزیمت هیأت نامبرده منتشرخواهد شد.

سوم – درموضوع حقوق و عوارض گمرکی هیأت مدیره موقت نظر خود را به اطلاع دولت میرساند تا دستور مقتضی صادر گردد.

چهارم – هیأت مدیره موقت باید ترتیبی فراهم نماید که درتوزیع داخله خللی وارد نیاید.

پیام دکتر مصدق به ملت ایران
هموطنان عزیز، درود فراوان و سلام صمیمانه خود را برای شما میفرستم.
بخوبی میدانید که در تاریخ حیات ملت ها ندرتاً روزهای درخشان و پر مسؤلیت و افتخار و موفقیت پیدا میشود. ایام عادی و گذران برای همه ملل یکسان است ولی آن ملتی که خوب و شرافتمندانه وظیفه اش را در برابر وطن ، پرچم و تاریخ مملکت ادا کند بیشتر از دیگران قدرت اخلاقی و عظمت روحی از خود نشان داده است.

امروز یکی از آن ایامی است که شما هموطنان میتوانید صفحه جدید

و مقدسی در حیات اجتماعی و اقتصادی خود باز کنید و پس از پنجاه سال که از استقلال و آزادی سیاسی ما نامی بیش باقی نمانده بود دوره نوینی را در برابر نژاد معاصر و نسل آینده بوجود بیاورید. رشد و نبوغ سیاسی شما میتواند امروز را مبدأ تحول آینده قرار دهد یا خدای ناکرده موجب سر شکستگی و خجلت و انفعال بشود. پیمودن این راه اکنون در اختیار عزم و اراده و همت شما است. من تردید ندارم که شما هموطنان عزیزآن طریقی را انتخاب خواهید کرد که با شرافت ایرانیت و با غرور ملی و احساسات وطنی مطابقت دارد. باید یک بار دیگر به دنیایی که چشم دقت به سوی ما دوخته است نشان بدهیم که ما لیاقت حفظ مواریث گرانبها و پر عظمت نیاکان خود را داریم و میخواهیم کاملا آزاد و فارغ از تحریکات و دسایس این و آن زندگانی قرین عزت و احترام و سربلندی را دز پیش گیریم.

آوازه همت و عزم خلل ناپذیر شما در گسستن زنجیر های استعمار اقتصادی بگوش جهانیان رسیده وخواهد رسید و همه خواهند دانست که روح ایرانی ار ورای تاریخ کهن چندین هزارساله اش ازنو درخشیدن گرفته و روزهای زبونی و ضعف و ناتوانی خویش را اینک پشت سر گذارده است. هیچ چیز جز اراده آهنین شما نمیتوانست این زنجیر های جانفرسا و گران را از میان بردارد. تقویت و احساسات صمیمانه هموطنان غزیزم کار نفت را بدانجا کشانید که قوه قانون گذاری مملکت به متابعت از افکار عمومی ملی شدن صنعت نفت و قانون اجرایی آن را باتفاق آراء تصویب کرد و آن قانون به توشیح اعلیحضرت همایون شاهنشاهی رسید و مأموریت انجام این امر خطیر به من محول گردید.

قبول این مسؤلیت برای کسی که به ضعف مزاج مبتلا است و عمر خود را در بستر میگذراند جز تبعیت از اراده ملت چیز دیگر نبود. من افتخار خدمت گزاری مردم را بالاترین و پر قیمت ترین افتخارات حیات خود محسوب داشته و میدارم و به غیر از اطاعت و امتثال فرمان هموطنان چاره دیگر ندارم. از روز اول زمامداری تمام سعی و مجاهدت اینجانب به حل مسالمت آمیز قضیه نفت معطوف گردید و در تمام مکاتبات و مذاکرات با نمایندگان و وابستگان کمپانی سابق مکرر تذکر دادم که اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت برای این است که ملت ایران از یک طرف بند های سیاسی را از گردن خود بردارد و از طرف دیگر به فقر و بدبختی غلبه کند. آنجه توانستیم تسهیلات فراهم آوردیم و طریق حل مشکلات را پیش بینی کردیم و دست خریداران سابق نفت را برای خریدآن بازگذاشتیم و موافقت کردیم آنان همچنان گردش چرخ صنایع مملکت خویش را با نفت خوزستان تأمین کنند ولی ناچار بودیم قانون را اجرا کنیم.

شرکت سابق در جواب اخطار خلع ید که ازطرف دولت ایران به او ابلاغ شد اظهار داشت که پیشنهاد هایی در زمینه قانون ملی شدن نفت دارد و نمایندگان خود را برای بیان مطلب به تهران اعزام میدارد. دولت شاهنشاهی با حسن نیت کامل ورود آن هیأت و حتی تمدیدی را که خواسته بودند پذیرفت ولی دیشب پس ازآنکه پرده از روی پیشنهادات آنها برداشته شد معلوم گردید که زبان ما را نخواسته اند بفهمند. من مکرر چه در مجلس و چه در یادداشت ها و بیانیه ها و مصاحبه ها اعلام کرده بودم که به هیچوجه در اجرای قانونی که مظهر آرزو و اراده ملت ایران است نمیتوانم قصور و مسامحه بکار برم.

گویا نمایندگان شرکت این حقیقت را ندیده گرفته اند و راه ادامه مذاکرات را برما بستند. بنابراین برای اینکه اجرای قانون ادامه پیدا کند ووقفه وتأخیری درکار روی ندهد صبح امروزبا تصویب کمیسیون مختلط نفت و هیأت دولت تصمیمات لازمه اتخاذ شد و دستور دادم عملیات اجرایی ادامه داده شود.

اکنون به شما هموطنان عزیز که در تهران و ولایات پراکنده اید این پیام مخلصانه و صمیمانه را میفرستم و از تقویت و حمایتی که در همه حال از دولت برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت نموده و مینمائید قبلا تشکر میکنم و تمنا دارم با آرامش و دور اندیشی بیشتری که شأن و شایسته ملت تاریخی ایران است مراقب اوضاع باشید و صف آهنین وحدت و یگانگی خود را حفظ کنید و نگدارید عوامل و ایادی حریف کهنه کار بر قدرت روحی و نیروی ایمان شما هجوم آورد.

شرکت سابق نفت میخواست بدون توحه به حق مسلم حاکمیت ملی و قانون مصوب مجلسین ما را با دادن چند میلیون لیره علی الحساب گرم مذاکرات دور و دراز نگهدارد غافل از اینکه من اطمینان دارم فرد فرد شما بادیه و کاسه ای را که در خانه دارید حاضرید همه را در راه نجات وطن در اختیار حکومت خدمتگذار خود بگدارید و گلیم زیر پای خویش را در گذر ها به فروش برسانید.

در پایان این پیام حاجت به تذکر نیست که هوشمندی و شرافت کارمندان و کارگران ایرانی مخصوصاً در منطقه نفت خیز در پیشرفت و انجام این منظور ملی تاکنون بی نهایت مؤثر بوده و یقین دارم این متانت و خونسردی قابل تحسین تا پایان کار کاملا حفظ خواهد شد و ما را هر روز به مقصد نهایی نزدیکتر خواهد ساخت. عرایض خود را با درود قلبی به شما و با اتکاء به حول قوه الهی و بامید موفقیت ملت لایق و رشید ایران پایان میدهم.

۱ تیر ۱۳۳۰
شکایت انگلیس به دیوان داوری لاهه
دولت انگلیس از دادگاه بین المللی لاهه درخواست کرده قبل از اینکه دادگاه به ماهیت دعوی ایران وانگلیس رسیدگی نمایدبرای جلو گیری ازهرگونه خسارت به مؤسسات آبادان موقتاًاقدامات تأمینی در مناطق نفت خیز آبادان به عمل آورد. دولت انگلیس همچنین در تقاضای خود به دیوان دادگستری بین المللی خاطر نشان ساخته است که اگر اشخاص بی تجربه بخواهند تأسیسات و دستگاه های آبادان را مورد استفاده قرار دهند ممکن است خطرات جانی و مالی فوق العاده زیادی دربر داشته باشد. وبرای مازادآن مقادیردر صورت تساوی شرایط حق تقدم خواهند داشت لازم بود از شرکت سابق نفت تحقیقات بعمل آورد. به علاوه چون سعی دولت و هیأت مختلط در این بود که اجرای قوانین نفت وعمل خلع ید را حتی پیش از پاسخ شرکت نفت اجرا نماید، این عمل انجام گردید.

۶ تیر ۱۳۳۰
امروز خلع ید بطور کامل اجرا شد
با توجه به اینکه دریک رئیس شرکت سابق نفت در مناطق نفتخیز به ضرب العجل هیأت مدیره موقت درمورد انجام مسؤلیت فعلی خود زیر نظرهیأت مدیره موقت پاسخی نداده است امروزآقای مهندس بازرگان به جای دریک در اطاق کار او قرار گرفت و به این ترتیب تمام عملیات پالایشگاه و بهره برداری از چاه های نفت زیر نظر شرکت ملی نفت ایران قرار گرفته، عملیات اجرائی خلع ید به پایان رسیده است. با عزیمت دریک به کویت و استعفای دو نفر از معاونین او تقریبا اکثریت کارکنان انگلیسی از آبادان و مناطق نفتخیز خوزستان و منطقه غرب از ایران خارج شده اند.

کشتیهای نفتکش که برای بارگیری نفت عازم آبادان بودند به علت درخواست دولت ایران که نفتکش ها باید رسید های نفت تحویلی را امضاء نمایند در خارج از شط العرب متوقف شده اند. علاوه بر ناو جنگی موریشس که در ۲۰۰ متری آبادان لنگر انداخته، امروز نیزرزمناو
دیگری در بصره قرار گرفته است و کشتی ۴۵۰۰ تنی مسینا که مخصوص حمل تانک است به آب های شط العرب رسیده است. معهذا امروز سفیر انگلیس در تهران در مصاحبه ای اظهار داشد که ورود رزمناو و ناوشکن های انگلیسی به آب های مجاور ایران تهدید به حکومت ایران محسوب نمیشود.

پاسخ دولت ایران به دیوان دادگستری لاهه و رد عرضحال دولت انگلیس

دادگاه دادگستری بین المللی لاهه
دادگاه دادگستری بین المللی لاهه امروز برای رسیدگی به عرضحال دولت انگلیس تشکیل گردید. هیأت نمایندگی انگلستان شامل دادستان کل انگلیس و شش نفر از کارشناسان شرکت نفت انگلیس و ایران میباشند. این دادگاه باید به درخواست دولت انگلیس مبنی بر تأخیر اجرای عمل خلع ید دولت ایران تصمیم اتخاذ نماید.

دولت ایران چون صلاحیت دادگاه را در مورد اتخاذ تصمیم در موضوع ملی شدن صنعت نفت قبول ندارد از فرستادن نماینده جهت شرکت در جلسات دادگاه خودداری کرده است ولی امروز آقایان دکتر شایگان و معاونین حقوقی وزارت امور خارجه آقایان حسن صابر و اصغر زاده پارسا توضیحات کتبی دولت ایران را به لاهه میبرند که به دادگاه تسلیم نمایند.

۱۳ تیر ۱۳۳۰
متن رأی دیوان دادگستری لاهه
تاریخ ۵ ژوئیه ۱۹۵۱
دادگاه با شرکت ۱۲ قاضی برای بررسی به شکایت دولت انگلستان تشکیل گردید و با توجه به مواد ۴۱ و ۴۸ اساسنامه دیوان و نطر به ماده ۶۱ آئین نامه دیوان در دعوائی که به موجب عرضحال مورخ ۲۶ می از طرف دولت بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی برعلیه دولت ایران در قضیه شرکت نفت ایران و انگلیس در حضور دیوان افتتاح یافته قرار زیر را صادر مینماید :

نظر به درخواست ۲۲ ژوئن ۱۹۵۱ که در همانروز به دفتر دیوان تسلیم و ثبت شده و به موجب آن دولت انگلیس با اشاره به ماده ۴۱ اساسنامه و ماده ۶۱ آئین نامه و عطف به عرضحال مورخ ۲۶ می که به موجب آن حق تقاضای اقدامات تأمینی را برای خود محفوظ داشته از دیوان درخواست نموده که در انتظار صدور رأی قطعی دیوان در قضیه شرکت نفت ایران و انگلیس مقرر دارد که :

الف – دولت شاهنشاهی ایران باید به شرکت نفت ایران و انگلیس محدود و کارکنان و مأمورین آن اجازه دهد که نفت را جستجو و استخراج و حمل و تصفیه نمایند و بهر طریق دیگر مورد عمل قرار دهند و آنرا برای تجارت آماده کنند و نفت استخراجی را بفروشند و یا صادر کنند. بطوری که بهره برداری را که شرکت قبل از اول ماه می ۱۹۵۱ می نمود ادامه دهد و دولت شاهنشاهی ایران و کارمندان یا مأمورین آن یا هر هیأت و کمیسیون یا کمیته یا دستگاه های دیگر که از طرف دولت نامبرده تعیین شده باشد باید از هرگونه مداخله که منظور آن ممانعت یا به مخاطره انداختن عملیات شرکت باشد خودداری نماید.

ب – دولت شاهنشاهی ایران نباید به وسیله هیچگونه اقدام اجرائی یا قانون گذاری یا از طریق قضائی از اجرای عملیات فوق یا ادامه اجرای آن به توسط شرکت نفت ایران و انگلیس جلوگیری و ممانعت نماید یا سعی در جلوگیری و ممانعت از آن کند.

ج – دولت شاهنشاهی ایران نباید به وسیله هیچگونه اقدام اجرائی یا قانون گذاری یا از طریق قضائی هیچیک از اموال شرکت نفت ایران و انگلیس را توقیف و یا ضبط نماید یا سعی در توقیف و ضبط آن کند و به هیچوجه به این قبیل اموال به انضمام اموالی که دولت شاهنشاهی ایران تاکنون ملی کرده یا به نحو دیگری خلع ید نموده لطمه وارد آورد.

د – دولت شاهنشاهی ایران نباید به وسیله هیچگونه اقدام اجرائی یا قانون گذاری یا از طریق قضائی وجوه تحصیلی شرکت نفت ایران و انگلیس یا وجوهی که در تصرف یا تحت نظر شرکت نفت انگلیس و ایران است به انضمام وجوهی که دولت شاهنشاهی ایران ملی کرده است یا به نحو دیگری خلع ید کرده توقیف یا ضبط نمایدیا سعی در توقیف یا ضبط آن کند.

ه – دولت شاهنشاهی ایران نباید به هیچگونه اقدام اجرائی یا قانون گداری یا از طریق قضائی به شرکت نفت ایران و انگلیس دستور دهد که وجوه مذکور در بند ( د ) فوق مورد استفاده قرار گیرد یا سعی در صدور چنین دستوری کند مگر آنکه استفاده از این وجوه برطبق مفاد قرار داد ۱۹۳۳ یا بر طبق هر اقدام دیگری که از طرف دیوان معلوم میشود باشد.

و – دولت شاهنشاهی ایران باید ترتیبی دهد که هیچ اقدامی به عمل نیاید که به حقوق دولت انگلستان در اجرای رایی که دیوان در ماهیت امر بر له او صادر میکند اصرار کند.

ز – دولت شاهنشاهی ایران و دولت انگلیس باید ترتیبی دهند که هیچ اقدامی به عمل نیاید که اختلاف مرجوعه به دیوان تشدید یا توسعه یابد من الجمله دولت شاهنشاهی ایران باید ازهرگونه تبلیغات به منظور تهییج افکار عمومی ایرانیان برعلیه شرکت نفت انگلیس و ایران و دولت انگلستان خودداری کند.

نظر به اینکه روز تسلیم درخواست تعیین اقدامات تأمینی ، متن درخواست مزبور به دولت ایران ارسال شده و نیز در همان روز استنتاجات مذکور در آن بوسیله تلگراف به دولت نامبرده مخابره شد.

نظر به اینکه دفتر دیوان عطف به بند ۲ از ماده ۴۱ اساسنامه درخواست مذکور را به دبیر کل ملل متحد ابلاغ کرده و برطبق بند ۳ از ماده ۴۰ اساسنامه درخواست مزبور توسط دبیر کل به اعضای ملل متحد و سایر دولی که در مقابل دیوان اجازه اقامه دعوا دارند ابلاغ شده است. نظر به پیامی که رئیس دیوان تلگرافا در تاریخ ۲۳ ژوئن به نخست وزیرو وزیر امورخارجه ایران به مضمون زیرفرستاده شده است:

«چون دیوان باید برای رسیدگی به درخواست تعیین اقدامات تأمینی که در تاریخ ۲۲ ژوئن توسط نماینده دولت انگلیس تسلیم شده تشکیل گردد لذا اینجانب برطبق ماده ۶۱ آئین نامه موظف هستم اقداماتی را که لازم بدانم به عمل آورم تا دیوان بتواند به طرز مفیدی اظهار نظر نماید. برای این منظور محترما به آن جنابان پیشنهاد میکنم که دولت شاهنشاهی ایران به دوایر خود دستور دهد که از هرگونه اقداماتی که ممکن است اجرای رأی دادگاه را غیر ممکن سازد خودداری نماید و مراقبت کند که از تشدید اختلاف مرجوع به دیوان جلوگیری شود.

اقداماتی که دولت شاهنشاهی ایران برای این منظور مقرر خواهد داشت با نظریاتی که دولت نامبرده خواه در رسیدگی نسبت به درخواست اقدامات تأمینی که هر یک از طرفین حق اظهار نظر در جلسه ۳۰ ژوئن را خواهند داشت و خواه بعداً نسبت به عرضحال مورخ ۲۶ می انگلستان مقتضی بداند به دفتر دیوان برساند منافات نخواهد داشت.»

نظر به پاسخ پیام مزبور که در تاریخ ۲۹ ژوئن تلگرافی به سفارت ایران در لاهه مخابره شده و همان روز توسط وزیر مختار ایران در لاهه به رئیس دیوان تسلیم گردید و به ثبت رسیده و به نماینده دولت انگلیس ابلاغ شده.

نظربه متن قطعی پیام مزبورکه مرکب از پیامی به امضای ب. کاظمی وزیر امور خارجه ایران به انضمام شرحی متضمن سه پیوست است و متن مزبور در تاریخ ۳۰ ژوئن توسط وزیر مختار ایران به رئیس دیوان تسلیم شده و آن نیز به نماینده انگلیس ابلاغ گردیده. و نظر به اینکه پاسخ مزبور اشعار میدارد:

«بنا برملاحظات فوق دولت ایران امیدوار است که دیوان نظریه نقد اختیار قضائی مدعی وباتوجه باینکه اجرای حقوق حاکمیت قابل رجوع به دیوان نیست اعلام نماید که موضوع از صلاحیت اوخارج است، در این شرایط درخواست تعیین اقدامات تأمینی باالطبع مردود است».

نظر به اینکه روز ۲۳ ژوئن یعنی روز بعد از تسلیم درخواست تعیین اقدامات تأمینی دولت انگلیس به وسیله نماینده ای که در این قضیه تعیین کرده و به دولت ایران به وسیله وزیر امور خارجه آن اطلاع داده شده که دیوان جلسه خود را روز ۳۰ ژوئن تشکیل خواهد داد تا طرفین بتوانند ملاحظات خود را درباره درخواست اظهار نمایند.

نظر به اینکه در موقع شروع جلسه ای که بدین طریق تعیین شده بود رئیس دیوان مشاهده نمود که نماینده دولت انگلیس سر اریک بکت و مشاور حقوقی وزارتخارجه انگلیس و جناب سر فرانک ساسکیس دادستان کل و آقای لوئی پاکت استاد حقوق بین الملل دانشگاه کمبریج و آقای ا. ک. راتنی از اداره شرقی وزارت امور خارجه و آقایان فیشر و جانسن مشاورین در دیوان حضور دارند.

نظر به اینکه دولت ایران به این جلسه نماینده نفرستاده بیانات سر فرانک ساسکیس را درباب ملاحظاتی که به نام دولت انگلیس راجع به درخواست تعیین اقدامات تأمینی ابراز نمود استماع کرد.

نظرباینکه استنتاجات درخواست دولت انگلیس که در بالا ذکر گردید در جلسه تأیید گردید.

نظر به اینکه دولت ایران در پیام ۲۹ ژوئن ۱۹۵۱ خود اظهار داشته که درخواست دولت انگلیس مبنی براقدامات تأمینی را رد مینماید و علل عمده آنرا عدم صلاحیت دولت انگلیس در مراجعه به دیوان در قضیه اختلاف حاصله بین دولت ایران و شرکت نفت انگلیس و ایران و همچنین کیفیت این اختلاف که مربوط به اجرای حقوق حاکمیت ایران و منحصراً در صلاحیت ملی این دولت است ذکر نموده و به این دلیل رسیدگی به آن را به علت نوع اختلاف از اصول حق اختلاف مشروحه در منشور خارج میداند.

نظر باینکه از عرضحال تقاضای رسیدگی دولت انگلیس مستفاد می گرددکه دولت نامبرده دراین قضیه برای یک شرکت انگلیسی تقاضای تقاضای احقاق حق مینماید و چون به عنوان حمایت سیاسی اقدام میکند.

نظر به اینکه شکایت مندرجه در عرضحال عبارت از ادعای نقض حقوق بین المللی است که با نقض قرارداد امتیاز مورخ ۲۹ آوریل ۱۹۳۳ ایجاد گردیده و همچنین عبارت از استنکاف دادرسی است که به عقیده دولت انگلیس ناشی از امتناع دولت ایران از قبول داوری مذکور در این قرارداد میباشد وبنابراین نمیتوان (پرریو موتو) قبول کرد که درخواستی مبنی برچنین شکایتی باشد بکلی از حیطه قضاوت بین المللی خارج است.

نظر به اینکه ملاحظات فوق کافی است که به دیوان از نظر حقوقی اجازه دهد که درخواست تعیین اقدامات تأمینی را رسیدگی کند.

نظر به اینکه تعیین این قبیل اقدامات به هیچوجه در صلاحیت دیوان از جهت رسیدگی به ماهیت امر لطمه وارد نمیکند و حق مدعی علیه را از حیث اقامه وسایل خود به منظور رد صلاحیت محرز نگاه میدارد.

نظر به اینکه منظور از اقدامات تأمینی مذکوره در اساسنامه عبارت است ار حفظ حقوق هر یک از طرفین تا زمان صدور رأی دیوان است و از فرمول کلی که در ماده ۴۱ اساسنامه استعمال شده و از حقی که بند ۶ از ماده ۶۱ این آئین نامه برای دیوان قاعل گردیده که رأساً اقدامات تأمینی را تعیین نماید چنین نتیجه گرفته میشود که دیوان باید با این قبیل وسائل در حفظ حقوقی که حکم صادره دیوان بعداً خواه برای مدعی و خواه برای مدعی علیه بشناسد اقدام کند.

نظر به اینکه اوضاع فعلی تعیین اقدامات تأمینی را موجه میسازد بنابراین جهات دیوان درانتظار رأی قطعی دردعوایی که دولت بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی بر علیه دولت شاهنشاهی ایران تسلیم نموده اقدامات موقتی ذیل را که بر اساس رعایت متقابل بایستی اجرا شود تعیین مینماید که بر اساس احترام متقابل اجرا شود :

اول – دولت ایران و دولت انگلستان بایستی هریک مراقبت نمایند که از هرگونه عمل زیان آور نسبت به حقوق طرف دیگر در اجرای رأیی که دیوان ممکن است در ماهیت امر صادر نماید جلوگیری کند.

دوم – دولت ایران ودولت انگلستان هرکدام مراقبت نمایندکه از هرگونه عملی از هرقبیل که ممکن است اختلاف مرجوع به دیوان را تشدید یا توسعه دهد جلوگیری کند.

سوم – دولت ایران و دولت انگلیس هرکدام مراقبت نمایند که هیچ گونه اقدامی ازهر قبیل به منظور ممانعت ازادامه بهره برداری صنعتی و بازرگانی شرکت نفت انگلیس و ایران به نحوی که شرکت نامبرده قبل از اول می ۱۹۵۱ میکرده اجرا نشود.

چهار – بهره برداری شرکت در ایران تحت ریاست اعضای مدیره آن به شکلی که قبل از اول می ۱۹۵۱ موجود بود با قید تغییراتی که ممکن است با موافقت کمیسیون نظارت مذکور در بند ۵ بعمل آید ادامه یابد.

پنج – برای تأمین اجرای مقررات فوق که بهر حال اعتبار خود را حفظ مینماید با توافق دولت ایران و دولت انگلیس کمیسیون نظارت مرکب از دوعضو به تعیین هر یک از دول فوق و یک عضو پنجم تبعه یک دولت ثالث که با توافق دول مزبور یا درصورت عدم توافق بنا به تقاضای مشترک طرفین توسط رئیس دیوان تعیین میشود تشکیل گردد. وظیفه کمیسیون این خواهد بودکه مراقبت نماید بهره برداری شرکت مطابق آنچه قبلا بوده است ادامه یابد. منجمله وظیفه دار خواهد بود که درآمد ها و هزینه ها را رسیدگی کند و مراقبت نماید که وجوه حاصله از درآمد های دریافتی که اضافه بر هزینه های ضروری جریان عادی بهره برداری و سایر عوارض عادی متعلق به شرکت نفت انگلیس و ایران باشد به مؤسسات بانکی که کمیسیون مزبور انتخاب خواهد نمود پرداخت شود و مؤسسات بانکی مزبور تعهد نمایند که آن وجوه را جزبرطبق نتایجی که خواه ازتصمیمات دیوان و خواه از موافقت طرفین حاصل شود به مصرف نرسانند.

در کاخ صلح لاهه به تاریخ پنجم ژوئیه به انگلیسی و فرانسه (متن انگلیسی معتبر است) در چهارنسخه تنظیم شدکه یک نسخه آن به بایگانی دیوان و نسخ دیگر به دولت شاهنشاهی ایران و دولت بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی و دبیر کل ملل متحد برای ارسال به شورای امنیت تسلیم حواهد شد.
امضای رئیس دیوان و رئیس دفتر

دکتر مصدق در شورای امنیت
جناب آقای رئیس، اعضای محترم شورای امنیت ، پیش از آغاز سخن لازم می دانم از فرصتی که در این جلسه به من می دهید تا پاسخ دولت ایران را به شکایت بدون اساس دولت بریتانیای کبیر، به اطلاع آن جنابان برسانم سپاسگزاری کنم. بعقیده دولت ایران و بر اساس دلایلی که متعاقباً به اطلاع خواهم رساند. شورای امنیت سازمان ملل متحد صلاحیت رسیدگی به این شکایت را ندارد. ولی باید اذعان دارم که این شورا مجمع معتبری است که مسؤلیت حفظ صلح و امنیت جهان را بعهده دارد، این مکان مطمئن ترین پناهگاه برای کشور های ضعیف و زیر سلطه می باشد و آخرین مدافع حقوق آنها است.
من با ضعف مزاج سفردرازی راطی کرده ام تا دراین مکان بیان کننده احترامات کشورخود باین مجمع محترم باشم. شورای امنیت سازمان ملل متحد با این اعتقاد تأسیس شده است که کشور های بزرگ و کوچک در کنار یکدیگر نشسته تا با همکاری یکدیگر بتوانند بر پایه اصولی که سازمان ملل متحد بر اساس آن ها به وجود آمده است از صلح جهان نگهبانی نمایند. اما اگر ابر قدرت ها نخواهند از اصولی که این سازمان برپایه آن اصول بنا شده پیروی کنند. شورای امنیت قادر نخواهد بود به عنوان پناهگاه کشور های کوچک قلمداد گردد. علاوه بر این اگر کشوری بخواهد مسأله ای را در شورای امنیت مطرح کند که خارج از صلاحیت شورا باشد ولی شورا به علل سیاسی تصمیمی درباره آن مسأله اتخاذ کند که اطلاع درست و کاملی از آن نداشته باشد در آن صورت شورا وسیله ای خواهد شد برای دخالت در امور داخلی کشور های دیگر. درنتیجه شورا اعتماد کشور های جهان را ازدست میدهد و از انجام وظیفه خود که حفظ صلح و امنیت جهان می باشد عاجز می ماند.
جنگ دوم جهانی نقشه جهان را تغییرداده است درهمسایگی کشور من صد ها میلیون نفر آسیائی بعد از قرن ها مستعمره بودن و استثمار شدن، استقلال و آزادی خود را به دست آورده اند. این باعث خوشحالی است که می بینیم قدرت های اروپایی به حقوق قانونی مردم هند، پاکستان و اندونزی و ملت هایی که در اشتیاق به دست آوردن حق ورود به خانواده ملت های آزاد دارای حقوق کامل و برابر هستند احترام میگذارند. این امر سبب دلگرمی است که می بینیم سازمان ملل متحد برای به ثمر رسانیدن این آرزو ها از هیچ کمکی دریغ نمیکند. ایران درحال حاضر این حق را ازشورای امنیت درخواست میکند. انتظار این است که این دادگاه عالی بین المللی و قدرت های بزرگ و صلح دوست جهان به ما کمک کنند تا استقلال اقتصادی خود را برای رسیدن به ترقیات اجتماعی بدست آوریم تا بتوانیم استقلال سیاسی خود را نیز تأمین کنیم. میهن ما با وسعتی برابر ۱۶۰۰۰۰۰۰ کیلو متر مربع دارای فقط ۱۸۰۰۰۰۰۰ جمعیت می باشد که قربانیان موانع و مشکلات بی شمار طبیعی هستند. هم میهنان من فاقد کلیه امکانات زندگی میباشند. استاندارد زندگی آنها احتمالاً یکی از بدترین استاندارد های زیستی در بین ملتهای جهان است.
بزرگترین سرمایه طبیعی ما نفت است. این سرمایه باید صرف تولید کار و تأمین غذا برای ساکنین ایران شود. بهره برداری از نفت باید صنعت اصلی و ملی ما باشد و عایدات آن میبایست صرف بهبود شرایط زندگی مردم ایران گردد ، همان طورکه اکنون در این راستا در حرکت می باشد. صنعت نفت ایران تاکنون عملا نه کاری برای بهبود زندگی ایرانیان کرده و نه سبب توسعه صنایع کشور شده است. شاهدی که برای اثبات این گفتار می باشد این است که بعد از پنجاه سال بهره برداری توسط یک کشور خارجی ما هنوز به اندازه کافی کارکنان فنی برای نگهداری و اداره آن نداریم وباید از متخصصین خارجی استفاده کنیم.
با آنکه ایران سهم نسبتاً زیادی در تأمین نفت مصرفی کشور های جهان دارد و در طول پنجاه سال گذشته مقدار ۳۵۰ میلیون تن نفت از چاه های آن استخراج شده است ولی کل درآمد ایران بر حسب صورت حساب های کمپانی سابق نفت برابر ۱۱۰ میلیون پوند بوده است. برای اینکه دیدی واقعی در مورد درآمد ایران از این منبع عظیم داشته باشید به اطلاع میرسانم که در سال ۱۹۴۸ بر طبق صورت حسابی که شرکت سابق ارائه داده است درآمد خالص کمپانی ۶۱ میلیون پوند است ، اما دریافتی ایران فقط ۹ میلیون پوند بوده است درحالی که خزانه داری دولت بریتانیا مبلغ ۲۸ میلیون پوند به عنوان مالیات از شرکت سابق نفت دریافت کرده است. ارقامی که به استحضار آن جنابان رسیده است ارقامی هستند که از دفاتر مالی شرکت سابق نفت استخراج شده اند و شاید این موضوع باعث تعجب شودکه در طول پنجاه سال گذشته شرکت نفت سابق اجازه نداده است که نمایندگان دولت ایران دفاتر مالی شرکت را بارزسی و یا حتی آنها را رؤیت نمایند.
من باید حقیقت دیگری را به استحضار برسانم. در جنوب ایران در مناطق نفت خیز و آبادان که بزرگترین پالایشگاه نفت دنیا در آن قرار دارد کارگران نفت و اهالی که در آن منطقه زندگی می کنند در شرایطی هستند که میتوان آنرا فقر مطلق نامید. آنها حتی فاقد ابتدائی ترین وسایل روز مره زندگی هستند. با توجه به این شرایط تصدیق خواهید کرد که اگر بهره برداری از نفت ایران همان طور که در گذشته انجام میشده ادامه داشته باشد و این وضع را نیز بپذیریم که ایرانی ها فقط کارهای ساده و غیر تخصصی را در مناطق نفتخیز مسجد سلیمان، آغاجاری، کرمانشاه و آبادان انجام دهند و کارکنان خارجی همچون گذشته درآمد حاصل از نفت را بخود اختصاص دهند، در آن حالت مردم آن نقاط برای همیشه در فقر مطلق باقی خواهند ماند. با توجه به این حقایق تلخ بود که پارلمان ایران ( مجلس شورای ملی و سنا) به اتفاق آرا به نفع ملی شدن صنایع نفت ایران در سراسر کشور رأی موافق دادند.
بیان کلمه باتفاق آراء مؤید این است که ملی کردن صنایع نفت آرزو و خواست همه ملت ایران بوده است که امروز موضوع شکایتی شده است که در شورای امنیت مطرح میباشد. جنبش خود جوشی که امروز درایران وجود دارد مردمی هستند که کاملا به حقوق خود واقف میباشند. این مردم مصمم هستند که از این منبع حیاتی که بخشی از ارثیه ملی آنها به حساب میآید، برای بهبود زندگی خود استفاده کنند تا عاملی برای توسعه و تداوم صلح در جهان شود. برای نیل به این اهداف مردم ایران انتظار دارند که از کمک و پشتیبانی سازمان ملل و کشورهای صلح دوستی که اعضای سازمان ملل متحد را تشکیل داده اند برخوردار گردند. با توجه به منشور ملل متحد و اصول والایی که در آن درج شده و بطور مسلم جوهر آن در اعضای تشکیل دهنده باید متبلور شده باشد ، ملت ایران انتظار دارد دست هایی را که به سوی آن ها دراز کرده اند بفشارند، و این امر نشانه واقعی همکاری بین المللی برای توسعه و پیشرفت های اجتماعی می باشد که منظور غائی نویسندگان منشور سازمان ملل متحد است.
من آرزو می کنم توانسته باشم توجه اعضای محترم شورای امنیت را باین نکته جلب نمایم که اگر ابر قدرتی درفرستادن چترباز و ناوگان جنگی به کشور کوچکی دچار تردید میباشد، علت آن وجود سازمان ملل متحد است و این امر مؤید این است که این سازمان به خوبی از وظیفه ای که به عهده دارد آگاه بوده و بدان عمل می کند. در این صورت من اطمینان کافی دارم که این شورای محترم عدم صلاحیت خود را در رسیدگی به شکایتی که بدان ارجاع شده اعلام خواهد داشت و به این ترتیب صلح و بهروزی را برای کشور های ضعیف به ارمغان خواهد آورد. درمورد مصالحه بین دو کشور که بریتانیای کبیر آن را به شورای امنیت احاله داده است، باید به اطلاع شورا برسانم که کشور من در نهایت حسن نیت پیشنهاداتی ارزنده بر اساس روش های مختلف برای جبران خسارت و فروش نفت را کراراً به نمایندگان شرکت سابق نفت ارائه کرده است. ولی متأسفانه این روش مسالمت آمیزانه تاکنون بدون نتیجه بوده و فقط اتلاف وقت و جلوگیری از جریان نفت به بازارهای مصرف قبلی شده است که نتیجه آن تشدید مشکلات اقتصادی ایران میباشد. علاقمند هستم یک باردیگر مصراً اعلام دارم که دولت من کاملا برای آغاز گفتگو های مستقیم در مورد دو نکته ای که بدان ها اشاره کرده ام با دولت بریتانیا آمادگی کامل دارد. اما اگر شروع بهره برداری و صدور نفت به بازارهای جهانی به علل مختلف به تأخیر بیفتد اقتصاد کشور ما ازبد نیز بدتر خواهد شد. باین علت امیدوار هستم شورای امنیت بپذیرد که صلاحیت دخالت در این امر را ندارد و برای این که توافق مشترک بین طرفین را تسریع کند از ابراز هرگونه توصیه در این مورد خودداری ورزد.
اساسی ترین دلیلی که عدم دخالت شورای امنیت را در این مورد توجیه پذیر می کند این است که منابع نفتی ایران مشابه خاک، رود ها و کوه های ایران هستند که متعلق به مردم ایران میباشند. مردم ایران هستند که حق دارند تصمیم بگیرند چگونه ، چه وقت و توسط چه کسی باید از مایملک خود استفاده کنند. آنها هیچ وقت موافقت نخواهند کردحاکمیت و مالکیت خودرا با کسی تقسیم کنند یا کسی را درآن سهیم نمایند.حاکمیت و مالکیت ایران انتقال ناپذیر می باشد. شاید لازم باشد بار دیگر اعلام دارم که چگونه ملت ایران توسط نمایندگان منتخب خود در مورد باز پس گرفتن منابع نفتی خویش تصمیم گرفته اند. در بیستم مارس ۱۹۵۱ قانون گزاران ایران به اتفاق آرا تصمیم گرفته اند با تصویب قانونی بهره برداری از منابع نفتی ایران را کاملا ملی اعلام نمایند و بدنبال آن در تاریخ ۳۰ آوریل چگونگی اجرای قانون ملی شدن نفت را نیز به تصویب رسانیدند. جامعیت این قانون تمام حوزه جغرافیائی ایران را در بر می گیرد.
آقایان اعضای شوری، پاره ای از دلایلی را که ضمن توضیحات خود به اطلاع آن جنابان رسانیده ام کلا درجهتی بودندکه ثابت کنند شکایت دولت بریتانیای کبیر دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل می باشد و نمی تواند مورد قبول واقع گردد.
به سبب مسؤلیت های کاری که اجبار به بازگشت دارم از این رو از نمایندگان محترم شورای خدا حافظی میکنم و ازآن جنابان درخواست می نمایم در قضاوت خود عدالت را در نظر داشته باشید. هرچند اطمینان دارم تصمیم گیری شما درباره کشور کوچکی که مورد ظلم قرار گرفته با احساس همدردی و رعایت عدالت همراه خواهد بود. مردم ایران اعتماد کامل دارند که اعضای شورای امنیت در مورد شکایت بریتانیا تصمیمی اتخاذ نخواهند کرد که سدی در برابر آرزو های ملی آنان ایجاد کند. جنابان آقایان اعضای شورای امنیت به خاطر پذیرانی صمیمانه آن جنابان و توجه کاملی که به عرایض بنده نموده اید ضمن سپاسگزاری به سخنان خود پایان میدهم.
بعد از پایان سخنان دکتر مصدق، گلادوین جب نماینده انگلیس دلایل ارجاع مسأله شکایت دولت انگلیس به شورای امنیت را شرح میدهد که پس از رأی گیری اکثریت اعضای شورای امنیت به عدم صلاحیت شورا رأی میدهند و مسأله را به دیوان بین المللی داد گستری لاهه ارجاع مینمایند.

انتشار اوراق قرضه ملی

نخست وزیر لایحه قرضه ملی را تقدیم مجلس میکند
مجلس شورای ملی، بطوری که خاطر نمایندگان مستحضر است در اثر ملی شدن نفت از طرف طبقات مختلف چه در داخل و چه در خارج کمک های شایان توجهی خواه رایگان و خواه به عنوان قرضه به دولت پیشنهاد و افراد وطنخواه از روی احساسات پاک و صادقانه فکر کمک به دولت را استقبال نمودند، لیکن برای اینکه استمداد از مساعدت ملی به صورت صحیح و منظم انجام شود و از طرفی چون احتمال میرود تا موقعی که کار فروش نفت به مرحله اجرا درآید دولت احتیاج به کمک موقت مالی پیدا کند چنین مصلجت دیده شد که برای استفاده از کمک مالی مردم به تحصیل اجازه مقدماتی برای اقدام به قرضه عمومی درصورت ضرورت مبادرت نماید که با آزمایشی که در این مدت از احساسات خالصانه مردم به عمل آمده دولت امیدواری کامل دارد که عموم افراد میهن دوست کشور ایران از نیت دولت حسن استقبال نموده و کمک لایقی به اجرای کامل قانون ملی شدن نفت که آرزوی تمام ایرانیان میباشد به عمل آوردند و روی این اصل ماده واحده دیل را پیشنهاد و تقاضای تصویب مینماید.

ماده واحده – به دولت اجازه داده میشود برای کلیه امور مربوط به اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت درصورتی که ضرورت ایجاب نماید تا حدوددو میلیارد ریال به عنوان قرضه ملی به مدت دو سال برگ های وام دویست ریالی بی اسم و قابل انتقال با بهره صدی شش منتشر نماید.

تبصره ۱- اوراق قرضه در چهار سری و هر سری پانصد میلیون ریال منتشر خواهد شد و مدت انتشار هر یک از سری ها حداکثر دو ماه خواهد بود.

تبصره ۲ – کوپن های بهره اوراق قرضه مربوط به هر سری از ابتدای سال دوم در باجه های کلیه بانک ها به حساب دولت قابل پرداخت است.

تبصره ۳ – از تاریخی که اوراق قرضه به موجب این قانون قابل پرداخت است دارندگان آنها میتوانند اوراق مزبور را بابت مالیات و حقوق و عوارض و سایر دیون دولت واگدار نمایند. و مأمورین وصول مکلف به قبول این اوراق میباشند.

تبصره ۴ – وچوه پرداختی ازبابت وام و بهره آن از هرگونه مالیات معاف میباشد.

هریمن نماینده رئیس جمهورامریکا
برای مذاکره به ایران میآید

آقای آورل هریمن مشاور رئیس جمهور امریکا در امور بین الملل عازم ایران میباشد تا درباره موضوع نفت با آقای دکتر مصدق مذاکره کند.

۲۳ تیر ۱۳۳۰
مخالفت حزب توده با ملی شدن نفت

برای اینکه به روش وتاکتیکهای حزب توده ایران در نهضت ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور و عواملی که باعث حادثه دردناک ۲۳ تیر ماه ۱۳۳۰ شد آگاه گردیم، نگاهی گذرا به نشریات محتلف حزب توده و دیدگاه این حزب نسبت به جبهه ملی ایران و دکتر مصدق می نمائیم تا از نقش خراب کارانه حزب توده در مردمی ترین نهضت مردم ایران آگاه شویم.

“جمعیت ملی مبارزه با شرکت نفت که پس از رد قرارداد الحاقی گلشائیان – گس در کمیسیون مجلس شورای ملی ، توسط حزب توده ایران تشکیل گردید به بهانه ( یادبود شهدای ۲۳ تیر سال ۱۳۲۵ خوزستان) ازهواداران و مردم دعوت مینماید با شعار«اعلام لغو امتیاز نفت ایران و انگلیس» در یک راه پیمائی شرکت نمایند.

علیرغم دفاع نمایندگان جبهه ملی ایران در مجلس شورای ملی از زندانیان سیاسی که منحصراً شامل رهبران و فعالین حرب توده بودند که پس از حادثه سوء قصد به شاه در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ و اعلام غیر قانونی بودن حزب دستگیر و محکوم شده بودند در روزنامه بسوی آینده ارگان حزب مینویسد:

«ملی نقاب سیاهی است که چهره های ننگین را میپوشاند. ملی سرپوشی است که قبایح و رذایل را مخفی میکند. عوام فریبان ، دزدان ، غارتگران ، مزدوران فرومایه استعمار و آخرین تیر ترکش استعمار هستند که دکتر مصدق نماینده این گروه میباشد.» مردم ارگان مخفی حزب توده نیز در برابر شعار ملی کردن صنعت نفت در سراسر کشور که توسط جبهه ملی داده شده شعار« الغای بی قید و شرط امتیاز نفت جنوب» را اعلام و از همه میخواهند برای پیشبرد این شعار در جمعیت ملی مبارزه با شرکت نفت متحد شوند. با این طرز تفکر در روز ورود اورل هریمن راه پیمائی حزب توده آغاز میگردد.

راه پیمایان حرکت خود را از اول خیابان استانبول آغاز و بسوی میدان بهارستان ادامه مییابد. هنگامی که کامیون حامل دکل که نوشته جمعیت ملی مبارزه با شرکت نفت بر روی آن نصب بود ظاهر میشود عده ای از راه پیمایان به بلندگوی صامت و ساکت حزب ایران حمله ور و با چوب و سنگ آنرا خورد میکنند و شیشه مغازه های اطراف آن را نیز درهم می شکنند عده ای نیز قصد خورد کردن تابلوی حزب ایران را داشتند که میسر نشد و جمعیت درحالی که پرچم ها را از چوب ها جدامیکنند بطرف حزب زحمتکشان درخیابان اکباتان حمله ور میشوند.

در اینجا اولین مداخله پاسبان ها شروع میشود و افراد پلیس ابتدا سعی میکنند تا جلو مهاجمین را سد کنند و چون این عمل ممکن نمیشود ناچار در چهارگوشه میدان بهارستان به استعمال گازهای اشک آور مبادرت مینمایند.

پخش گازهای اشک آور در فضا و اثر آن بر روی چشم مهاجمین تا اندازه ای از هجوم جمعیت ممانعت به عمل میآورد ولی مأمورین انتظامات راه پیمائی، پی درپی به تظاهر کنندگان دستور حمله به پاسبان ها را میدهند. پاسبان ها که ابتدا دستور تیراندازی نداشتند در مقابل سنگ و چوب مهاجمین مجبور به عقب نشینی میشوند و همین امر باعث تشویق حمله کنندگان و شدت حملات آنها میگردد.

ساعت هفت و سه ربع بعد ازظهر چون تعداد افراد پلیس کافی نبود ارتش به کمک پاسبان ها میآیند. با پیاده شدن سربازان از کامیون ها چون هنوز تظاهر کنندگان آرام نمیشوند سربازان ناچار تیرهای هوائی شلیک میکنند. در همین موقع چند تانک از راه شاه آباد و سرچشمه به میدان بهارستان میآیند ولی تظاهر کنندگان با سنگ و چوب به تانگ ها حمله و سربازان را مجروح میکنند.

یکی از تانک ها که با سرعت از خیابان شاه آباد عبور میکرد به یک کامیون که حامل عده ای از تظاهر کنندگان بود تصادف کرده و کامیون در پیاده رو واژگون میگردد در این حادثه عده از تظاهر کنندگان مجروح میگردند. یکی دیگر از تانک ها در اثر هجوم جمعیت نرده های اطراف محوطه چمن میدان بهارستان را خورد و وارد محوطه گلکاری میگردد. تانک ها تا ساعت ۱۰ شب درخیابان شاه آباد، سرچشمه و بهارستان درحرکت بودند وعبور و مرور از ساعت ۸ دراین خیابان ها قطع میگردد.

تظاهر کنندگان بعد از این جریان پراکنده شده و عده ای از آنها در خانه صلح که محل برگذاری انجمن هواداران صلح میباشد و در خیابان فردوسی واقع است اجتماع میکنند ولی از طرف شهربانی برای اینکه اتفاق سوئی رخ ندهد از ازدحام آنها جلوگیری میکند وجمعیت پراکنده میشوند.
۱۹ آذر ۳۳۰۱
آغاز مخالفت با دولت دکتر مصدق در مجلس

جنجال و تظاهرات در مجلس
ازساعت ۸ صبح امروز روزنامه نگاران متحصن و عده ای از افراد غیر روزنامه نویس در باغ بهارستان اجتماع و در انتظار تشکیل جلسه هستند. موقعی که آقای کشاورز صدر وارد مجلس میگردد روزنامه نگاران متحصن وعده ای از افراد متفرقه دوراوجمع وبنای پرخاش میگذارندکه چرا به دولت رأی موافق میدهی؟

آقای کشاورز صدر در برابر اظهارات آنها میگوید «دکتر مصدق با اجنبی مبارزه کرده و به نظرمن و تمام وکلا که به او رأی میدهند این مرد را خادم مملکت میدانند و این تشنجات را هم ایادی شرکت سابق ایجاد میکند تا اتحاد و اتفاق ما را از بین ببرند.»

پس ازمدتی مباحثه روزنامه نگاران شروع به پرخاش و ادای کلمات رکیک کردند و آقای کشاورز صدر به ناچار به سرسرای مجلس وارد و جریان را به سایر نمایندگان اطلاع میدهد.

امروز چون قرار بود آقای نخست وزیر به مجلس بیاید کارت ورود به تالار مجلس بین تماشاچیان پخش نشد ولی روزنامه نگاران متحصن و همراهان آنها از دری که باغ بهارستان را به تالار جلسه متصل میکند بالا رفتند و در انتظار نواختن زنگ در راهرو پشت جلسه علنی منتظر ماندند.

ساعت ده آقای نخست وزیر از در چاپخانه وارد بهارستان شد و راه سرسرا را پیش گرفت. چند نفر از وزرا نیز قبلا به مجلس آمده بودند. در خارج شایع بود که طرفداران نمایندگان مخالف دولت امروز به جلسه آمده و میخواهند علیه نخست وزیر و موافقین تظاهرات کنند.

ساعت ۱۱:۲۰ زنگ جلسه علنی نواخته شد ورونامه نگاران و طرفداران آنها به سرعت به داخل تالار هجوم برده و همه صندلی ها را اشغال مینمایند.
ساعت یازده وسی دقیقه نمایندگان مخالف با هم به جلسه آمدند و ناگهان ازلژروزنامه نگاران وتماشاچیان فریادزنده بادجمال امامی، زنده باد شوشتری و مرده باد دکتر مصدق، مرده باد نخست وزیر سر دادند.
از طرف دیگر عده ای از تماشاچیان طرفدار دولت و کریمپور شیرازی با فریاد زنده باد مصدق مرگ بر جمال امامی به مقابله پرداختند.

چون تعداد تماشاچیانی که با روزنامه نگاران متحصن آمده بودند تعداد زیادی تری بودند با برداشتن صندلی ها به طرفداران دولت حمله کرده به ضرب و جرح آنها پرداختند.

پیراسته نماینده اقلیت و عده ای از کسانی که فریاد زنده باد جمال امامی سر داده بودند شروع به زدن کریمپور کردند و در حالی که او را به زمین انداخته بودند با مشت و لگد کتکش میزدند. ولی سربازان گارد مجلس به کمک کریمپور آمده او را نجات دادند.

عده ای ازمدیران روزنامه ها میر اشرافی (آتش) عباس شاهنده (سیاسی) عباس پهلوان (سپید سیاه) که درلژ بانوان نشسته بودند هنوزفریاد مرگ بر مصدق و زنده باد جمال امامی سر میدادند. همزمان در بیرون نیزعده ای که از صبح در خارج بهارستان اجتماع کرده بودند با فریاد زنده باد جمال امامی لیدر اقلیت و مرده باد دکتر مصدق با تماشاچیان داخل همزبانی میکردند.

با شنیدن فریادهای مرگ بر دکترمصدق عده زیادی ازطرفداران دولت که با شنیدن مرگ برمصدق به اطراف بهارستان آمده بودند بطرف طرفداران جمال امامی و اقلیت هجوم آوردند ولی در این زمان چند کامیون سرباز و پاسبان به میدان بهارستان آمده جمعیت را محاصره نمودند و هر لحظه به تعداد جمعیت در میدان افزوده میشد. با آمدن جمعیت به تدریج تعداد طرفداران دولت افزایش می یافت و فریاد مرده باد جمال امامی نوکر انگلیس و مرده باد اقلیت جای شعارهای قبلی را گرفت. یکی فریاد زد مردم تهران نوکران انگلیس با ایجاد واقعه روز ۱۴ آذز و مانور امروز میخواهند دولت ملی دکتر مصدق را ساقط کنند.

سرتیپ دانشپور مرتب ازجمعیت خواهش میکردکه متفرق شوند اما چون جمال امامی امروز ۳۰۰ چاقوکش استخدام کرده بود که با گرفتن کارت ورودی و بطور قاچاق وارد تالار شده بودند. چاقو کشان جمال امامی علیه مردی که انگلیس ها را از این مملکت بیرون کرد عربده کشی میکردند تا از او انتقام بگیرند.

در ساعت دو و نیم بعدازظهر جمعیت کثیری درمیدان بهارستان اجتماع کرده و علیه نمایندگان مخالف ابراز احساسات میکردند. سربازان و پاسبان ها اطراف نرده های بهارستان را مسدود کرده و مانع ورود جمعیت به داخل مجلس میشدند.

در ساعت سه ربع بعد از ظهر آقای مکی به میدان بهارستان آمد و بعد از چند دقیقه صحبت از مردم درخواست کرد میدان را ترک کنند. مردم نیز بتدریج میدان را ترک کردند. چند دقیقه بعد میدان به حالت عادی درآمد.

جلسه علنی مجلس
سه ربع بعد از ظهر زنگ جلسه زده شد و نمایندگان به تدریج وارد جلسه شدند. یک ساعت بعد ازظهر نخست وزیرپشت تریبون رفت ولی نمایندگان اقلیت یکی بعد از دیگری شروع به اعتراض کردند و با مشت روی میز های صندلی میکوبیدند

نخست وزیر گفت اگر هر فریادی میخواهید بزنید و تخته ها را خورد کنید ولی چند دقیقه تحمل کنید. اگر تحمل نکنید من میروم بیرون و نطق خود را میکنم.

جمال امامی ، بلند شو برو بیرون هر کاری میخواهی بکن، به جهنم
که رفتی! شما هوچی هستید، نخست وزیر نیستید!

نخست وزیر، شما بفرمائید حرف خودرا بزنید بعد من حرفم را میزنم.

اظهارات جمال امامی
بنده بار ها عرض کردم که مجلس را از کشمکش های خصوصی مصون بدارید ولی این آقای نخست وزیر وقتی در صف اقلیت بود این امر را مراعات نکرد و کشمکش های خارج را به داخل مجلس کشانید. هر وقت تماشاچیان برای ایشان تظاهرات کردند من اعتراض کردم امروز باز تماشاچیان تظاهرات کردند من اعتراض کردم. در خارج از مجلس من به آقای مکی عرض کردم به آقای نخست وزیربگوئید امروزصلاح نیست مجلس تشکیل شود نماینده گان احساساتی هستند ممکن است اتفاقات سوئی پیش آید.

شما هیچوقت در عمرت نخست وزیری که مراعات قانون را بکند نبوده ای اصلا فردی نبوده ای که مراعات قانون را بکنی ، شما مگر نبودی رفتی جلوی مجلس به مردم گفتی آنجا مجلس نیست اینجا مجلس است ؟ (نخست وزیر ، حالا هم میگویم) آقا برو برای چاقو کش ها و چاقوکش های شهربانی صحبت کن ، حالا ما را تهدید میکنی؟ من میدانستم این مرد از زنده باد و مرده باد خوشش میاید ولی نمیدانستم اینطور جاه طلب باشد. یک مرد هفتاد و چند ساله ای که زود بیهوش میشود میرود، امریکا شلنگ تخته میزند یک روز دکان نفت باز میکند ، این دکان تخته میشود دکان انتخابات باز میکند دکان انتخابات تخته میشود، دکان خبازی و نعل بندی باز میکند. در این مدت ۸ ماه چه کرده ای برای این ملت؟ خداوند هر وقت بخواهد ملتی را از بین ببرد مرضی بین آن ها شیوع میدهد، مصدق هم یکی از این امراض است که خدا برای ملت ایران ایجادکرده است. شما نمایندگان این ملت هستید زمام امور مملکت در دست شما است. شما ها تصمیم بگیرید من او را میفرستم به خانه اش !

اگرمیخواهی نظرملت را نسبت بخودبدانی استعفا بده برو توی خانه بنشین اگریکی ازاین رفقای اکثریت آمدند دنبالت منهم خواهم آمد.

آقا جان، از جان مملکت چه میخواهی؟ گفتی آمدم خلع یدکنم ، خوب خلع ید کردی و مملکت را به فلاکت انداختی و چشمه های درآمد مملکت را خشک کردی ، گفتی من نخست وزیر انتخابات نیستم و به این قانون اعتراض کردی بعد آمدی گفتی میخواهم انتخابات را شروع کنم. این چه جنگولک بازی است که برای انتخابات درست کردی؟ من کاندید انتخابات نیستم و دیگر به این قبیل مجالس نخواهم آمد.

آمدی اینجا به ما چه بگوئی؟ شما چه گزارشی داری که بگوئی ؟ چه
صحنه سازی تازه ای میخواهی بکنی؟ میخواهی بگوئی من نخست وزیر بچه های مردم را کشتم و شهر را غارت کردم. حالا تهدید میکنی که اگر نگذارید من صحبت کنم میروم بیرون با مردم صحبت میکنم.

آقایان نمایندگان چرا اعتراض نمیکنید شما وکیل هستید و باید حیثیت خود را حفظ کنید. این مرد تمام عمرش را عوام فریبی کرده این مرد اینکاره نیست. در حکومت شما مملکت رو به انقراض میرود والله تمام طرفداران شما همه عقیده شان همین است چون ازاول به اشتباه بشما گرویده اند حالا دیگر رویشان نمیشود ازشما روی برگردانند.

آقایان نمایندگان شما باید نفع و ضرر مملکت را تشخیص بدهید دیگر برای مملکت چیزی باقی نمانده است. آقایان دکتر حسین فاطمی با من دشمنی دارد. این آقای دکتر فاطمی رفیق شعبان بی مخ است به من جاسوس میگوید. آقای دکتر مصدق پول دادید و دزد ها را روزنامه نویس کردیدشما دکتر فاطمی را آوردید که به ما فحش بدهد. این روزنامه باختر امروز را توی رختخواب بخوان به بین بمن چه نوشته اگر شما خجالت نمی کشید باشد تا تصفیه حساب با ایشان بکنم.

آقای فولادوند، در کابینه دکتر مصدق من همیشه به ایشان احترام میگذاشتم.
من به خاطر ایشان به حکومت رزم آرا رأی ندادم و من در دوره ۱۶ مجلس ازآقای دکتر مصدق حمایت کردم ولی نمیدانم حالا چه کرده ام که گرفتار چاقوکش های دکتر مصدق شده ایم؟ آنچه مرا وادار به تحصن در مجلس شورای ملی کرد مربوط به امور خصوصی نیست زیرا اگر منظوری برای حفظ منافع شحصی داشتم بخوبی میتوانستم خود را از هواداران دولت نشان بدهم و آنچه را که دیگران با چاپلوسی وتملق میخواهند بدست بیاورندکسب میکردم ولی هدف من خیلی بالاتر از مقام وکالت است ، مقصودم صیانت از آزادی است.

روزی که دکتر مصدق میخواست زمام امور را بدست بگیرد همه از ایشان حمایت میکردیم زیرا فکر میکردیم که ایشان در ردیف مؤتمن الملک و مستوفی الممالک است و امیدوار بودیم که ایشان نخست وزیری خواهند بود که به آمال وآرمان های ملت احترام بگذارد. آقای دکتر مصدق از قبول زمام داری دو هدف داشتند یکی حفظ اصول پارلمانی و دیگری احیا و حفظ حقوق کشور. در خصوص ملی کردن صنعت نفت به عقیده جمعی ایشان پیروز شده اند و من هم در این خصوص به ایشان تعرضی ندارم ولی آقای دکتر مصدق و هوا خواهانش میخواهند آزادی را خفه کنند نسبت به نمایندگان مجلس و سنن پارلمانی اهانت میکنند.

آقای دکتر مصدق درصدد اجرای انتخابات دوره هفدهم برآمده اند و به قراری که سخنگویان دولت به دنیا اعلام داشته اند ایشان تصمیم دارند عمال دولت را ازدخالت درانتخابات ممنوع و به مردم اجازه دهند که آزادانه وکلای خود را به کرسی پارلمان بنشانند ولی اینجانب سؤال میکنم آیا کسی میتواند شرافتمندانه بگوید و اطمینان جاصل کند که با وجود عناصری که ما دراطراف دکتر مصدق می بینیم و تمام قدرت دولت را بدست گرفته و سلسله جنبان وقایعی مانند روز ۱۴ آذر بوده اند آیا ممکن است در فلان نقطه دور دست مردم آزادانه رأی خود را به صندوق بریزند؟ وقتی که این اعمال را درجلو چشم شما بنام مبارزه با حزب توده به حساب شما میگذارند آیا میتوانید باز هم بگوئید من به ملت ایران خدمت میکنم ؟ آخر حزب توده با فرض وجود آن چه میتواند بکند؟

ما در چند ماه گذشته معنی حکومت پارلمانی وآزادی عقیده و حریت افکار را آن طورکه اعضای هیأت دولت استنباط کردند دیدیم و مزه آن را چشیدیم و همین اکنون معنی آن بهشت موعودی که باید بدست همین آقایان و نامزد های انتخابات دوره هفدهم تهیه شود میتوانیم درک کنیم و ملت ایران هم میتواند به کنه وعده های دکتر مصدق پی ببرد. به هرحال من که زیر بار این حکومت نمیروم.

آقای پیراسته ، برای بنده خیلی مشکل و ناگوار است که با ارادتی که به شخص دکتر مصدق با آن مقام علمی که دارند مخالفت کنم ولی چه باید کرد موضوع مملکت است و ناچارم به خاطر وطن خود با دولت دکتر مصدق مخالفت کنم. اینک دلایل خود را بطور خلاصه عرض میکنم.

امروز ما ناظر وضع آزادی در ایران میباشیم و می بینیم با مردم ستم دیده چگونه رفتار میشود. متأسفانه یا خوشبختانه این ایام که ملت ایران فاقد آزادی فردی واجتماعی است مصادف با روز تصویب اعلامیه حقوق بشر میباشد و کشور ما هم یکی از اعضای آن است. حقوق بشر عبارت است از آزادی فکر و عقیده و گفتار و برخوردار بودن از حمایت قانون که در ایران حتی نمایندگان مجلس هم ار آن برخوردار نیستند.

قریب ۸ ماه است که دولت فعلی ما تشکیل شده ، روزی که آقای دکتر مصدق زمام امور را بدست گرفت به مجلس و مردم وعده داد که در ظرف چند روز دست کمپانی غاصب نفت را از ایران کوتاه نموده و روزی ۳۰۰ هزار لیره منافع منابع نفت را به جیب ملت ایران خواهد ریخت مجلسین با این امید به دولت رأی اعتماد دادند و مردم ایران هم که نیم قرن از مظالم این کمپانی غاصب غارتگر به ستوه آمده بود با جان و دل دولت را تأیید کردند. پس از گذشت ضرب العجل معلوم شد گذشته از اینکه روزی سیصد هزار لیره به خزانه دولت وارد نشد عده ای از اطرافیان دولت هم مانند چپاولگران دست تعدی به بیت المال مردم دراز کردند و خود را زیر سپر نفت پنهان کردند و اوراقی به نام روزنامه بدست آنها منتشر کردند و آنچه درخور همان نویسندگان و حامیان آنها بود نثار کسانی کردند که با آنها اختلاف عقیده داشتند.

با این وصف وقتی که قضیه نفت به شورای امنیت مراجعه شد و نخست وزیر عازم امریکا شدنمایندگان اقلیت با وجود مشاهده هزاران اعمال خلاف قانون سکوت اختیار کردنددولت رفت وبدون کسب جزئی ترین موفقیتی مراجعه کرد و بعد بجای اینکه بیاید جوانمردانه حقیقت را بنمایندگان ملت گزارش دهد بنای اغفال و عوام فریبی را گذارد و مردم را با زنده باد و مرده گفتن سرگرم کرد. شاید خود نخست وزیر قصد کناره گیری داشت ولی یک عده هوچی که در اطراف او بودند نگذاشتند آقای نخست وزیر کنار بروند. در روز ۱۴ آذر اجامر و اوباش به مدارس دخترانه رفته و به ناموس دختران تجاوز کردند ! منظور دولت از این واقعه این بود که نفس ها را در سینه ها حبس کند و آن وقت در این شرایط انتخابات آراد را انجام دهند. اگر انتخابات آزاد این است که کسی جرئت نکند از خانه خود بیرون آید من میترسم که خدای نخواسته عمال شرکت غاصب نفت با این وضع ما را به زانو درآورند.

آقای شوشتری، بدو علت تحصن نمایندگان اقلیت را معروض میدارم. من ازنخستین روز با زمامداری دکترصدق مخالف بودم وتعجب میکنم چطور این روزها را می بینم! چهل سال آشنائی و سابقه ایشان این پیش بینی ها را برایم روشن کرده بود. پس از مخالفت اینجانب عده ای از نمایندگان متوجه شدند که ایشان مملکت را به پرتگاه میبرد و اقلیت بوجود آمد در نتیجه دکتر و اطرافیان برخوردند که بیانات اقلیت دکان نفتی آنها را که برای مردم ساده لوح باز کرده اند می بندند زیرا دکتر مصدق میدانست مردم ایران از مداخله خارجی ها ناراضی و منتظر فرصتند که دست رد به سینه آنها هم بزنند. آقای دکتر از این عدم رضایت استفاده کرده و یکی از لوازم آن بود که انتقاد کنندگان را وابسته به انگلیس بدانند ولی خدای ایران نمایندگان اقلیت را متوجه کرد که مقاومت کنند نگذارند حقیقت زیر ابر جهالت پنهان شود.

دکترو اطرافیان موضوع مسافرت به امریکا را پیش آوردند تا بعد حساب ما را برسند. آن روز نمایندگان اقلیت مصلحت دیدند آقای دکتر مصدق را هنگام مسافرت انتقاد نکنند تا نتیجه روشن شود و اگر خدمتی کردند حمله ای به ایشان نکرده باشند و چنانچه نتیجه ای حاصل نشد مجددا در مقام انتقاد برآیند. اقلیت تصمیم خود را انجام داد پس از ختم شورای امنیت حق آن بود که به ایران بیایند نه آنکه در امریکا بمانند و از جریان اقدامات خود به نمایندگان اطلاعی نداده به مصر بروند. این اعمال موجبات عدم رضایت مردم را فراهم کرد و استقبال با زور و پول کردند همان موضوع باعث شد که مردم را به فکر تازه ای متوجه نمایند ، انتخابات را پیش آورند و نفت را از بین ببرند درصورتی که ایشان به کرات گفته بودند دولت انتخاباتی نیستند لیکن پس از ورود به تهران گفتند انتخابات را شروع میکنم هرچه گفتند رأی مجلس را محترم بشمارید قبول نکردند. همه فهمیدیم که در امریکا بین آقای دکتر مصدق وکمپانی های نفتی که نمیخواهم مداخلات آنها را بگویم مذاکراتی شده است و خبر گذاری ها منعکس کردند که دولت در انتخابات توفیق پیدا خواهد کرد و این مداخله اجنبی در ایران است و روزنامه های دولتی مخالفین را به فحش گرفتند و نتیجه به واقعه ۱۴ آذر منتهی شد نمایندگان اقلیت مخفی شدند تا این جنجال و بلواها را از میان بردارند و نگذارند نفوذ اجنبی در ایران بکار بیفتد.

نطق آقای نخست وزیر
درهر مملکتی که اقلیت آزاد نباشد درمجلس صحبت کند آن مملکت به هیچوجه ترقی نخواهد کرد. اقلیت باید حرفهای خود را بزند و مردم قضاوت بکنند. این آقایان به من شخصا و وارثا محبت داشته اند و من فقط این مطلب را میتوانم عرض کنم که با تمام معایبی که جناب آقای امامی برای من ذکر کرده اند ایشان خودشان مرا پیشنهاد نخست وزیری کردند. من نمیدانم که این تقصیر با جناب آقای امامی است یا با من که جاه طلب بوده ام و با این معایب نخست وزیری را قبول کرده ام امیدوارم که ملت ایران قضاوت کند و خودش وضعیت را درک کند.

اکنون استدعا میکنم آقایان درست به عرایض من گوش بدهند اگر آقایان خسته هستند و ناهار میل نفرموده اند برای من که ناتوان هستم هیچ اشکال ندارد که در این مجلس بمانم و آقایان بروند ناهار خود را میل کنند و بعد بیایند و عقاید را اصغاء کنند. در سوئیس وقتی تحصیل میکردم شنیدم میگویند یکی از وکلای شهر نوشاتن وکیل خوبی است چون میتواند همیشه حرف ناحق را به کرسی حق بنشاند. دولت انگلیس به شورای امنیت مراجعه کرد من تصمیم گرفتم که در مقابل ادعای انگلیس خودم به شورای امنیت بروم و از حقوق حقه ایران دفاع کنم و بعد از اینکه انگلیس فهمید که من شخصا برای دفاع میروم و اشخاصی نیستند که بتواند آنها را آلت دست خود قرار دهد لذا در تقاضای خود تخفیف داد. در بیمارستان عده ای از نمایندگان شورای امنیت از آن جمله آقای تریکولی دبیر کل سازمان ملل متحد بدیدن من آمدند و پیشنهاد کردند وقتی انگلیس تقاضای خود را تجدید کرد و قائل به تخفیف شد سزاوار است که شما هم رویه مسالمت آمیزی اختیار کنید و این کار را به ترتیب صلح و آشتی انجام بدهید. من به نمایندگان گفتم این کار سابقه دارد و در جامعه ملل سابق هم همین پیشنهاد را به نمایندگان ایران کردند و بالاخره منجر به قرارداد ۱۹۳۳ گردید.

در روز اول شورا من احساس کردم نمایندگان شورای امنیت با نظریات دولت ایران موافق نیستند و روز دوم من به نمایندگان وعده دادم که در روز سوم مدارکی ارائه میدهم و دلایلی میگویم که حقانیت ایران را ثابت کند.

در آن روز یعنی در جلسه سوم من گفتم که تمام حرف های شرکت سابق و دولت انگلیس که حمایت از آن میکند مبتنی بر قرارداد ۱۹۳۳ است که این قرارداد مدرک قانونی ندارد زیرا بر طبق اصول حقوقی هر قرار دادی که باید منعقد شود طرف قرارداد باید اهلیت داشته باشد و امضا کند و از روی اکراه و اجبار قرارداد را امضا نکند و اکنون من به شما ثابت میکنم که مجلس شورای ملی که این قانون را تصویب کرد و وزیر دارائی که این قرار داد را امضا کرد اهلیت نداشته و از روی اکرا و اجبار آن را امضا کرده است.

احکامی که ازوزارت کشوربرای انتخاب نمایندگان دوره نهم صادر شده بود قبل از حرکت عکس برداری شد و من بسیار زحمت کشیدم که این احکام در بین راه از بین نروند و آنها را به سلامت به مقصد برسانم. من تعدادی ازاحکام را در جلسه شورا قرائت کردم و پس ازاینکه شورا دید مجلس نهم طبق این احکام تشکیل شده و مجلس نهم بهیچوجه من الوجوه ملاک قانونی نداشته و یک نفر از نمایندگان نماینده حقیقی ملت نبوده اند بکلی رویه خود را تغییر داد و بالاخره حق داد و رأی داد که تقاضای انگلیس به هیچوجه مورد توجه وارد نشود و کار در محکمه دادگستری بین المللی که سابقا هم در آنجا مورد قبول واقع شده بود خاتمه یابد.

آنهائی که می گویند ما در شورای امنیت موفق نشدیم، حرفی بی حساب ونظری از روی غرض شخصی اظهارمیکنند اگرما موفق نشده بودیم شورا بایدحق بانگلیس میداد و تقاضای انگلیس مورد قبول واقع میشد.
نتیجه اینست که دولت ایران درشورای امنیت موفقیت کامل حاصل کرده است. من یک تعداد از آن احکام وزارت کشور را که در آن وقت دولت صادر کرده و نمایندگان به انتصاب دولت در مجلس شورای ملی وکیل شده اند با خود باینجا آورده ام. من خواستم احکامی را که نسبت به مرده ها صادر شده اینک در اینجا بیاورم تا باعث سرشکستگی آن زنده هائی که در اینجا هستند و به قرارداد ۱۹۳۳ رأی داده اند نشود.
اینجا لازم است به عرض آقایان محترم برسانم که این دولت بهیچوجه غیر از صلاح مملکت نظر نداشته و در هرکاری که کرده روی مصالح مملکت بوده و علت اینکه کار ما پیشرفت نکرد سوء سیاست شرکت سابق نفت بوده. اگر شرکت سابق دردوره پانزدهم همان ۵۰ درصدی را که حالا حاضر است بدهد آن موقع میداد من یقین دارم هیچ اختلافی بین ایران و شرکت نفت رخ نمیداد و شرکت لجاجت میکرد.

انتخابات تهران وانتخاب یک عده بخصوص که با قراردادمخالفت داشتند یک رفراندوم بود و نظر ملت ایران را روشن کرد. آقایان توانستند با کمک ملت ایران نفت را ملی کنند و دولت حاضر شد برای مساعدت با شرکت سابق نفت برای حفظ روابط و صمیمیت با دولت انگلیس که داشت و حالا هم دارد و بهیچوجه خللی به آن روابط وارد نشده فقط یک قبض رسید از کشتی های نفتکش بگیرد که دیدید شرکت با چه لجاجت و سرسختی نخواست این پیشنهاد ایران را قبول کند. پس از اینکه این پیشنهاد قبول نشد باز دولت پیشنهاد کرد که متخصصین انگلیسی را با همان مزایای سابق استخدام کند ، مع الاسف این هم یکی از لجاجت ها و سوء سیاست بود که دولت انگلیس نخواسته به آن توجه کند. بعد دولت ایران مجبور شد به وسیله ابطال جواز اقامت منخصصین را از ایران خارج کند. اکنون که متخصصین انگلیسی از مملکت خارج شده اند دولت انگلیس نمیخواهد از آن نظریاتی که دارد عدول کند و میخواهد با همان رویه قرن ۱۹ با ما رفتار کند.

اما راجع به اینکه چرا ما موفقیت کاملی حاصل نکردیم لازم است عرض کنم که دولت امریکا گرچه ظاهرا با ایران همکاری میکند ولی نمایندگان آن دولت بقدری تحت تأثیر و نفوذ انگلیس هستند که نمیتوانند کاری برخلاف میل آنها بکنند. سفرای کبار امریکا که در ایران بودند همه از سیاست وزارت خارجه امریکا انتقاد میکردند از قبیل آقایان دریفوس ، والاس مری و گریدی ، بنده صاف و پوست کنده عرض میکنم که آقای ژرژ مک گی در عرض این ۲۵ روز اقامت در امریکا با من مثل یک برادر صمیمی بود و هم آهنگی داشتیم.

ولی همین هم آهنگی باعث شد که او سفیر کبیر امریکا در ترکیه بشود. ما ناچاریم با هر سختی و تحمل شده است استقلال خود را که بدست آورده ایم حفظ کنیم.

آقایان مردم مصر درسال فقط هفته ای دوروز گوشت خورد و لباس پاره پوشید. وقتی من با طیاره از روی دره نیل میگذشتم و آن زمین های آباد را میدیدم بخاطرم آمد که اگر ما فقط همین خوزستان را بتوانیم آباد کنیم جبران درآمد نفت را میکند. باید دید درآمد نفت تا بحال بچه مصرفی رسیده ، آنچه که مسلم است ملت ایران از این درآمد استفاده نمیکرده است. مقداری از این پولها صرف خرید اسلحه شده است که بعد هم این اسلحه ها را از ما گرفته و رفته اند.

ما باید بگوئیم این مملکت نفتی نداردمثل افغانستان و سایر ملل اروپا دارای نفت نیست ما باید از مخارج خود بکاهیم و بر عایدات بیفزائیم و ملت ایران باید تحمل هرگونه مشقتی را بکند تا طوق رقیت را به گردن خود نگذارد. برای ما شایسته نیست بگویند دولت ایران دولت عقب افتاده است دولتی که تمدن تاریخی دارد باید سعی کند که احترام خود را از دست ندهد. اینکه آقایان فرمودند روزی سیصد هزار لیره به دولت ایران ضرر وارد شده حرفی است که بدون تعمل گفتند زیرا ما نفتی نفرستادیم ضرر بکنیم نفت ما در معادن ما باقی مانده تا اگر خود بتوانیم استفاده کنیم و اگر نتوانستیم اعقاب و اولادانمان از آن استفاده کنند. بنابراین این حرف بی حساب است در این کشور هرگونه اصلاحی منوط به آزادی انتخابات است. آن مجلسی که با این احکام نمایندگانش وارد شوند دو پول سیاه ارزش ندارد. این نمایندگان در مقابل چند نفر نماینده حقیقی ملت نمیتواند مبارزه کند.

من شنیدم که سفیرانگلیس بچند نفر از نمایندگان گفته بود چه شده که شما ۱۲۰ نفر هستید و نمایندگان جبهه ملی ۷ نفر و شما نمیتوانید در مقابل آنها اقدامی کنید. جواب داده بودند پشتیبان این نمایندگان تهران ملت ایران است و ما هم چون وطن پرست هستیم و نمیتوانیم با آمال ملت ایران مخالفت کنیم ناچاریم با این عده همکاری کنیم. آقایان محترم ملاحظه نمودید که در جراید نوشتند دولت انگلیس تادکترمصدق سرکار است حاضر برای هیچ قراردادی نمیشود.

این برای چیست؟ برای این است که دولت انگلیس نمیتواند از دکتر مصدق و همکارانش آن چیزی را که میخواهد تحصیل کند. اگر آقایان میفرمایند دلیل دیگری دارد منطقی نیست. انگلیس میخواهد دولتی بیاورد که آن دولت بلا اراده باشد. ما دیدیم که دولت انگلیس و سفیر انگلیس در هیأت وزیران حاضر شدند و درباب این قرارداد الحاقی اظهار نظر نمودند و روی نظریات او این قرار داد تنظیم گردید ولی این دولت حاضرنیست که کوچکترین حرفی از دولت انگلیس و دول دیگر بشنود.

آقایان محترم که اظهار وطن پرستی میکنند، باید بدانند اگر نفاقی بین دولت و یک عده از وکلا پیدا شد این به ضرر مملکت تمام میشود. خارجی ها و آنها که میخواهند ملت ایران را تحت اسارت بگیرند از این نفاق استفاده میکنند. اگر بین نمایندگان مجلس شورای ملی مثل مجلس سنا اتفاق باشد هیچکس باجرای مقصود خود موفق نمیشود.

در امریکا که بودم اگر یک سخنی در مجلس ما گفته میشد روزنامه های نیویورک که هواخواه سیاست انگلیس بودند آنرا با آب و تاب منتشر میکردند و میخواستد بگویند این دولت در مجلس هوا خواه ندارد ولی اگر کسی نتوانست بگوید که بین آقای شوشتری و دکتر مصدق مخالفت است، ولو اینکه من مقصر باشم و آقای شوشتری از گناهان کبیره من بگذرد آن وقت دنیا خواهد گفت که شوشتری در مجلس شورای ملی با حکومت یکی است. و هیچ خارجی نمیتواند در حکومت ایران رخنه کند و عدم رخنه سبب خواهد شد که ما بتوانیم استقلال سیاسی خود را خفظ کنیم.

اگر استقلال سیاسی خود را حفظ کردیم استقلال اقتصادی خود را هم حفظ خواهیم کرد. اگر این حرفهائی که مینویسند و میگویند این دول توانسته اند نفت خود را از منابع نفتی دیگر بدست آورند صحیح است پس آنها را دیگر با ما چکار. ما که بخیل نیستیم

اما این حرف صحیح نیست اینها مجبورند که بیایند با ما قراردادی منعقد کنند. پس اگر اختلافی بین ما دیدند قراردادی بنام خود تنظیم میکنند. اگر دیدند که ملت ایران دست بدست هم داده نه در مجلس و نه درخارج هیچ اختلافی بین مجلس و دولت نیست آنها هم مجبور میشوند که هرچه میگوئیم قبول کنند.

بر طبق ماده هفتم قانون چهارم اردیبهشت دولت مکلف است که نفت خود را با مصرف کنندگان سه سال اخیر معامله کند که ما نهایت سعی را کردیم که آنها بیایند و با ما معامله کنند. اعلاناتی در ممالک خارج منتشر کردیم ولی من نمیخواهم به ساحت مقدس دولت انگلیس اسائه ادب کنم بلکه میخواهم عرض کنم شرکت سابق نفت نگذاشت کسی بیاید و با ما معامله کند برای اینکه دولت ایران را بدبخت و مستأصل کند تا هر شرایطی را میخواهند تحمیل کند ملت ایران آنرا از راه استیصال قبول کند.

من لازم میدانم عرض کنم که به ترومن گفتم دلایل ملی شدن نفت دو چیز بود. یکی سیاسی و دیگری اقتصادی ما در این ۹ ماده اینطور نوشته ایم که اکتشاف ، استخراج و بهره برداری معادن سرتاسر مملکت باید در دست دولت ایران باشد برای اینکه اگر کوچکترین فایده ای شرکت نفت ببرد دیگران هم ممکن بود ازما همین تقاضا را بکنند. ما این صنعت را ملی کردیم تاهیچ دولتی ازما تقاضائی نداشته باشد.

اما درمورد دلیل اقتصادی به ترومن گفتم بودجه ما قریب ۳۰۰ تا ۴۰۰ ملیون کسر دارد شما چطورتصور میفرمائید یک ملتی که تا این اندازه کسر بودجه دارد بتواند امنیت و انتظامات را درکشور حفظ کند. در بودجه ما دیناری برای امور عمرانی وتولیدی نیست و بدین لحاظ عده زیادی از مردم این مملکت به ادارات دولتی هجوم آورده اند که ما نمیتوانیم آنها را از ادارات اخراج کنیم ولی اگرما بودجه تولیدی داشته باشیم جلوی بیکاری گرفته میشود. این بیکاری و عدم رضایت بخودی خود سبب میشود صلح بین المللی را در مملکت ما دچار خطر کند. آقای ترومن هم کاملا با نظر من موافق بودند.

لازم است از وقایع روز ۱۴ آدر هم توضیحاتی خدمت آقایان عرض کنم. روی همان اصل که عرض کردم اگر نفاقی بین نمایندگان مجلس و دولت باشد کمپانی سابق استفاده میکند. اگر اختلافی بین یکدسته از مردم این مملکت باشد خارجی ها هم آن سوء استفاده را میکنند. عده ای اعلان کردند که میخواهند متینگ سیار بدهند و جلوی میدان بهارستان جمع شوند. این اعلان برخلاف مقررات دولت بود زیرا دولت قبل از مسافرت من میدان فوزیه را برای متینگ و اجتماع تعیین کرده بود. همچنین مطابق مقررات سه روز قبل باید به اداره شهربانی خبر میدادند، اما آقایان نه به شهربانی اطلاع دادند و نه حاضر شدند به میدان فوزیه بروند.

ما بوسیله چند بیانیه که آخرین آن درساعت ۱۱ شب پنجشنبه صادر شد باطلاع عموم رساندیم که هرکس برخلاف مقررات رفتارکند مورد تعقیب واقع خواهد شد همچنین گفتیم که میدان فوزیه میدان متینگ است و حق تظاهرات در غیر این نقطه را ندارند و بعد نقشه دانشگاه را آوردند و شش خیابان مربوط به دانشگاه قرار شد تحت نظارت قوای انتظامی قرار بگیرد و همین طور هم شد و بواسط اقدامات آقای وزیر جنگ که من از ایشان خیلی ممنونم و همچنین وزارت کشور همین طور اقدام کرد و قرار شد عده ای پاسبان ونظامی روزپنجشنبه این نقاط را تصرف کنند. من نمیخواهم از رئیس دانشگاه که در واقعه یک ماه قبل میبایست از تشنج دانشگاه جلوگیری میکرد گله کنم ولی در این باب تصمیم گرفتم از تشنج جدا جلوگیری کنم.

ولی عده ای دیگر وارد خیابان شاه آباد شدند و در جلو محلس تظاهراتی کردند که منجر به این شد که آنها را متفرق کنند و بالاخره یکی از صاحب منصبان شریف این مملکت کشته شود. من میخواهم بگویم که اگر این آقایان متینگ دهندگان وطن پرست هستند نباید دراین موقع که دولت وارد انجام یک امر مهمی است به تظاهر بپردازند. بنابراین اگر به بعضی ازآنها اگر چه صدمه ای هم رسیده باشد به هیچوجه متأسف نیستم. باید نظامات اجرا شود این دولت هیچ وقت موافق آشوب طلبی نیست و قویا هرکس را که مخالف انتظامات باشد تنبیه و به محاکم صالحه تحویل میدهیم. بعد از ظهر روز پنجشنبه اتفاقی رخ داد که به هیچ وجه موافق میل دولت نبود و باعث تأسف است. البته در هر مملکتی ممکن است اتفاقاتی بیفتد ولی اگر دولت مرتکبین را تنبیه نکرد آنوقت جای ایراد است.

میخواهم عرض کنم که قضیه بعد ازظهر ۵ شنبه قضیه ای غیر مترقبه و غیر منتظره بود. به دولت نمیتوان گفت چرا بعد از ظهر ۵ شنبه یک عده اوباش جمع شده و غارت کردند و دولت خیلی از این پیش آمد متأسف است و چند نفر از قضات محترم را مأمور کرده است که در شهربانی مشغول تحقیق بشوند. من ازآقایانی که خسارت دیده اند تقاضا میکنم نمایندگان خود را بفرستند و خسارت خود را تعیین کنند تا جبران شود.

آقایان دولت تابع مجلس است. این دولت با یک رأی میآید و با یک رأی میرود من از آقایان اقلیت تقاضا دارم مطالب خود را به اکثریت مجلس ثابت کنند اگردولت قضوری نموده آقایان میتوانند با ورقه کبود برکنارش کنند. من خدا را شاهد میگیرم که به هیچوجه مایل نبودم دردوره انتخابات باشم و میخواستم حق انتخاب با کسی باشد که سواد داشته باشد ولی این وضع انجام نشد.

من روزاولی که خدمت اعلیحضرت مشرف شدم گفتم راجع بمجلس مؤسسان استدعا میکنم این کار تأخیر شود و تقاضا کردم دو لایحه به مجلس داده شود یکی راجع به مطبوعات و دیگری راجع به انتخابات.

اعلیحضرت فرمودند منصورالملک را میفرستم منزل شما اینکار را مطالعه نموده و اقدام کند. لایحه مطبوعات با مشورت آقایان روزنامه نویسان تنظیم شد ولایحه انتخابات را خود تنظیم کردم. بنده دو لایحه برای انتخابات تهیه کرده ام که در بلوکات همان قانون سابق اجرا شود ولی در شهر ها بتوانیم از اصل چهارم قانون انتخابات برای افزایش عده نمایندگان که ۶۴ نفر به عده نمایندگان اضافه شود استفاده کنیم وازاشخاص با سواد برای گرفتن تعرفه استفاده کنیم و برای هیچ کس ضرری نداشت و هر دو دسته میتوانستند انتخاب شوند و اشخاص شهر نشین راضی شوند ولی متأسفانه لایحه بصورتی درآمد که تصویب نشد. در آن دخالت هائی کردند و نوشتند تمام رأی دهندگان بایستی با سواد باشند. بنده نمیتوانم در این باب عرضی بکنم ولی خدا را به شهادت می طلبم که درانتخابات این دوره نمیخواستم دخالت کنیم. ولی قضیه نفت سبب شد که بیایم و ناچار درانتخابات هم دخالت کنم. بیشتر ازآن جهت درامریکا ماندم که شاید کار نفت تمام شود که در موقع انتخابات نباشم.

اکنون وجدانا فکر میکنم و می بینم اگر من بروم و این کار نفت مطابق مرام ملی ایران انجام نشود لعنت ابدی برای من خواهد بود و خواهند گفت تو آمدی کاری را شروع کردی و آن را خراب کردی ، بنابراین تا نفسم درمیآید میمانم تا کارنفت را خاتمه دهم. حالا اگرآقایان تصور میکنند از من کاری ساخته نیست یک رأی عدم اعتماد بدهید من هم میآیم و روی همه آقایان را میبوسم و میروم.

در خاتمه لازم است عرض کنم که ماده ۷ اجرای ملی شدن صنعت نفت به مصرف کنندگان سه سال اخیر برای استفاده از منابع نفتی ایران مقدم دانسته ولی هیأت مختلط به من نوشتند دولت مختار است بهر کس که میخواهد نفت را بخردبا مدت و یا بی مدت معامله کند. من فردا به سفارت خانه هائی که در تهران هستند می نویسم که اگر تا ده روز دیگر آمدند و با دولت معامله کردند که معامله میکنیم وگرنه دولت میتواند هرکس خواه با مدت یا بی مدت خواست نفت بخرد معامله کند. البته آقایان محترم راضی نخواهند شد که شرکت سابق نفت این ملت کهنسال را به روزسیاه بنشاند ودرمضیقه بگذارد و به روزی دربیاورد که هرچه آنها میگویند قبول کند ومن این مسأله را به وجدان آقایان واگذار میکنم و دیگری عرضی ندارم

اظهارات سخنگوی دولت
آقای دکترفاطمی معاون سیاسی وسخنگوی دولت، امروز در مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشت:

امروزمتن نامه ای که به امضای آقای دکترمصدق نخست وزیربه سفیر یا کاردار و یا وزیر مختار وکشورهائی که درتهران هیأت نمایندگی دارند ارسال شده است. برای اجرای ماده هفتم از قانون طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت درسراسرکشور مورخه دهم اردیبهست ۱۳۳۰ دائر براینکه کلیه خریداران محصولات معادن انتزاعی از شرکت سابق نفت انگلیس وایران هر مقدار نفتی را که از اول سال ۱۹۴۸ تا تاریخ مارس ۲۰ ۱۹۵۱ ازآن شرکت سالیانه خریداری کرده اند میتوانند ازاین ببعد هم بنرخ عادله بین المللی همان مقدار را سالیانه خریداری نمایند و برای مازاد آن مقادیر درصورت تساوی شرایط خرید حق تقدم خواهند داشت. و در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۳۰ به موجب دستور هیأت مختلط نفت و هیأت دولت از طرف هیأت مدیره موقت شرکت ملی نفت ایران ضمن آگهی مراتب به وسیله مأمورین دولت شاهنشاهی در خارجه باطلاع مشتریان سابق نفت ایران رسید ولی تا انقضای مدت معین هیچ یک از آنان پیشنهادی نداده و مراجعه ننموده اند.

گرچه با این ترتیب دیگر مطابق قانون حقی برای آنان باقی نیست معهذا دولت ایران برای ابراز مزید حسن نیت لازم دانست بار دیگر موضوع را به آن سفارت کبرا برساند تا به دولت متبوعه خود اطلاع دهند که اگر افراد یا شرکت هائی که تابعیت آن کشوررا دارا میباشند ازتاریخ وصول این نامه تا ده روز برای معامله خرید نفت مراجعه نکنند دولت ایران آزادی عمل جهت فروش نفت بهر مشتری که تقاضا کند خواهد داشت و در این صورت حق تقدمی که درصورت تساوی شرایط برای خریداران سابق منظور شده بود دیگر موردی نخواهد داشت.
نخست وزیر – دکتر محمد مصدق

۲۴ آذر ۱۳۳۰
پیام نخست وزیر راجع به انتخابات
هموطنان عزیزم افتخار میکنم که متعاقبا روزی با شما صحبت میکنم که سرلوحه روزهای سال ومبارک ترین ایام جهان است زیرا روز ولادت پیامبراسلام ونجات دهنده بشر ازشرک ونفاق است. این روز را تبریک میگویم و برای انتخابات دوره هفدهم آن را طلیعه سعادت دانسته و به فال نیک میگیرم.

هموطنان عزیز این پیام در شبی به شما میرسد که فردا در قسمت مهمی از کشور انتخابات عمومی آغاز میشود. شانزده دوره از مجلس ایران سپری شده و در تمام طول نیم قرن مشروطیت ایران هیچ وقت یک چنین فرصتی نصیب ملت ایران نشده که آزادانه و بدون دخالت عوامل داخلی و خارجی شالوده بنای سعادت و حیات سیاسی و اقتصادی خود و نسل های آینده را بریزند. گاهی فرصت های دقیق و حساس نصیب اقوام و ملل میشود که اگربا هوشیاری ونظم و وحدت کلمه از آن حسن استفاده شود بدون شک جریان تاریخ و سیرزمان را به نفع خویش عوض میکنند وبه قرن ها محرومیت و ناکامی و بدبختی خاتمه میدهند.

هیچکس منکر فرهنگ کهن و تمدن درخشان و افتخارات گذشته ایران نیست. هر کتاب تاریخی را که ورق بزنند از هوش و لیاقت و استعداد پدران ما مشحون است. به موزه های دنیا که نظر می افکنند بهتر و روشن تر میتوانند به میزان نبوغ و هوشمندی و شخصیت نیاکان ما واقف شوند.

اگرحوادثی چند مانع ترقی وپیشرفت ما شده و اگر بی لیاقتی و طمع ورزی بعضی از عناصر مؤثر مملکت مجال خرابکاری و سوء استفاده به دیگران داده هرگز نباید دلیل این فرضیه غلط بشود که روح فعال و احساسات پاک وافکار روشن ایرانی برای همیشه محو و بی اثر شده است. اشتباه سیاست هائی که میخواهند شرق همیشه مطیع و اسیر آنها باشد این است که گمان میکنند فشارها و زجرها و سختی هائی که به این ملل وارد آورده اند کافی است که لااقل برای چند قرن دیگرخاورمیانه و نزدیک درسکوت وخمود بسر برند و هوس زندگی انسانی نکنند و تا زمانی که اقویا بخواهند در حال عقب ماندگی و ناتوانی و ضعف مفرط باقی بمانند.

اگر حافظه شما یاری کند بخوبی میتوانید حوادث چند سال اخیر را مثل پرده سینما از زیر نظر بگذرانید و مبارزات دو سه ساله اخیر خود را نیز جلو چشم بیاورید و آنگاه قضاوت کنید که چه راه دور و درازی را پیموده و از کجا به کجا رسیده اید. پرده پوشی را کنار میگذارم و صریح میگویم که اراده بیگانگان در امور کلی و اساسی ما دخالت عمده داشت و چنگالهای خون آلود استعمار تا مغز و قلب ملت ایران رسوخ کرده بود.

این یأس ونا امیدی و حالت غیرعادی که مملکت را بسقوط و بدبختی تهدید میکرد اگر دوام پیدا نموده بود و اگر کوشش مردانه و توجه عامه در قطع دست اجانب و عمال آنان همت به خرج نمیداد بعید نبود که استقلال مملکت بکلی ازمیان برود و حقیقتا جا داشت که نسل های بعدی ما را مسؤل انقراض و انحطاط کشور بشناسد و بی حسی فرزندان امروز موجبات شرمساری و خجالت نسل آینده را فراهم آورد.

من تصدیق میکنم که جماعتی همیشه سعی میکردند که با فساد مبارزه کنند ولی تلاش های کوچک و کم اثر کافی نبود که آنرا ریشه کن کنند. انتخابات گذشته درحالی که سرنوشت آینده ایران درتاریکی عمیقی فرو رفته بود شروع شد ولی مبارزه دلیرانه وسر سخت مردم تهران که با کمال تهور و شهامت از حقوق مشروع خود دفاع کردند آن روزنه امیدی را که جامعه همیشه در انتظار آن بود پدید آورد و متجاوزین به آراء مردم شکست خوردند و جبهه ملی با آنکه تشکیلات وسیع و عمیق نداشت پیروز شد.

این فتح ملی امیدواری و دلگرمی مردم را آفزون ساخت و آنها را به تأیید و تقویت نمایندگانی که به مجلس فرستاده بودند وادار کرد. مبارزه آَشتی ناپذیر نفت که از دوره ۱۴ و ۱۵ آغاز شده بود از اول این دوره قوت گرفت و نورانی ترین صفحات جهاد مقدس یک ملت دلیر و شجاع در طول ۲۵ ماه گذشته تکوین گردید. ملل دیگر که بیش از نیم قرن دچار زحمت شده و خون جگر حوذده اند هنوز موفقیتی را که شما در این مدت کوتاه بدست آورده اید پیدا نکرده اند. شما در راه تحصیل این موفقیت براثر موقع شناسی زجر و مرارت زیاد متحمل نشده و این راه را که در زمان عادی پیمودنش خالی از وحشت و اشکال نبوده است درحساس ترین اوقات با قدمهای مطمئن و با شجاعت و جسارت با حساب طی کرده اید اکنون قدم های آخر را به سوی موفقیت باید برداشت و قدم آخر این موفقیت انتخابات دوره هفدهم میباشد.

آنچه را دولت با هدف تأمین آزادی و تضمین این مسلم ترین حق مشروع جامعه در اختیار داشت و دارد با نهایت خلوص و صمیمیت انجام داده و میدهد. مأمورین مؤثر ولایات را با آنکه نقل و انتقال آنها خالی از اشکال نبود به سرعت تعویض کرد و دست هائی را که میخواستند از راه نفوذ در دوایر دولتی جلوی آزادی عمومی را بگیرند بدین صورت قطع نموده. من مصمم بوده و هستم که بهر قیمت شده آنچه را از پشت تریبون مجلس شورای ملی به مردم گفته و وعده داده ام به مرحله اجرا و عمل درآورم و هر خطری را که در این راه وجود داشته باشد با جان و دل استقبال کنم. من تشخیص داده ام که بدون یک مجلس ملی که مظهر اراده و تمایلات اکثریت مردم ایران باشد نه تنها کاری از پیش نخواهد رفت و کوشش های بی ریا و صادقانه ملت به باد فنا میرود بلکه بدون چنین مجلسی موجودیت و استقلال وطن ما در مخاطره عظیم قرار خواهد گرفت.

این انتخابات در سرنوشت فردای مملکت بقدری مهم و مؤثر است که اگر کسی در دادن رأی یا در اظهارنظر و ابراز عقیده اهمال و مسامحه کند و یا با بی اعتنائی و لاقیدی این وظیقه وطنی را برگذار نماید به خانواده و شهر و کشور خود ظلم و ستم روا داشته است. مردمان پاک و وطن پرست که سابقه کار و طرز رفتارشان با خدمت گذاری و صراحت و مبارزه با نفوذ اجنبی توأم است از هر دسته و طبقه ای که باشند خواهند توانست مظهراراده ملت فداکار و قهرمان ما قرار گیرند.

درنظر من همه مردم خدمتگذار و صمیمی به مصالح این آب و خاک یکسان هستند و دولت در موقع انتخابات وظیفه ای ندارد جر اینکه آراء عمومی را از دستبرد و چپاول و تعویض صندوق ها حفظ کند و محتاج به ذکر نیست که دولت برای انتخابات نامزدی ندارد. هر کس را که مردم انتخاب کنند و رأی اعتماد خود را به او بسپارند مورد علاقه و احترام قلبی این دولت است و تنها آرزوئی که من در ایام آخرعمر خود دارم این است که موفق بشوم انتخاباتی را که پنجاه سال در راه تحصیل آزادیش مبارزه و مجاهده کرده ام به بهترین صورت به پایان برسانم.

هموطنان عزیز ، حق دارم که برای نیل به یک چنین افتخار و خدمت ملی دست توسل و کمک بسوی شما دراز کنم و از صمیم قلب درخواست نمایم که با حفظ نظم و آرامش رعایت آزادی دیگران و احتراز از ماجراجوئی و تشتت در ایامی که دنیا نگران طرز رفتار و نحوه این انتخابات است نگذارید کاری شود که دشمنان ما موجبات سر شکستگی و شرمندگی ما را فراهم کنند و دشمنان کینه توز ما فریاد برآورند که ملت ایران آماده برای قبول آزادی نیست.

رعایت نظم و ترتیب و عدم تشتت و تفرقه باید منظور نظر باشد. به خصوص در این موقع که دشمنان مملکت میخواهند بین ما نفاق و تفرقه ایجاد کنند و حوادثی بوجود آورند که ملت ایران را از نیل به مقصود محروم نمایند.

هموطنان عزیز آرزوی من این بودکه طرح اصلاحی انتخابات که در دوره ۱۴ تقدیم مجلس نموده ام در این دوره به تصویب برسد و انتخابات برطبق آن صورت گیرد و چون این طرح به تصویب نرسید هیچ میل نداشتم با قانون فعلی کار انتخابات را به عهده گیرم ولی کار نفت هنوز به انجام نرسیده و حریف ما پیوسته امیدوار است وضع را دگرگون کند و با اعمال نفوذ درانتخابات نگذارد نمایندگان حقیقی مردم به مجلس هفدهم بروند تا بدین وسیله بتواند هر منظوری دارد در دوره آینده عملی کند. به این دلیل وظیفه ملی خود دانستم که انتخابات را با همه مشکلات آن به انجام رسانم و با تمام قوا برای تأمین آزادی ملت ایران در انتخاب نمایندگان خود مجاهده کنم. امیدوارم به کمک و همت شما نمایندگان حقیقی ملت به مجلس هفدهم بروند و نقشه های حریف نقش برآب شود و امید هر نوع نفوذ و مداخله اجنبی در امور داخلی ما در آینده قطع گردد.

درپایان این گفتار بار دیگر لازم میدانم تصریح کنم که هر یک از مأمورین کشوری و لشگری اگر کوچکترین مداخله نامشروع در انتخابات بکنند یا اعمال نفوذ و توصیه در حقی که مربوط به آحاد و افراد مملکت است بکار برند به شدیدترین مجارات قانونی خواهند رسید و بلافاصله در هر طبقه و مقامی باشند تسلیم محاکم میشوند. یقین دارم در پناه حفظ انتظامات و آرامش واقعی ملت رشید و عزیز ایران در ایجاد یکی از درخشان ترین ادوار تقنینیه توفیق کامل خواهند یافت. این نکته را نیز اضافه میکنم که ماجرا جوئی و تهدید آزادی مردم و تطمیع ازطرف هرکس و هرجمعیت که باشد وظیفه مأمورین انتظامی است که با کمال قدرت ازآن جلوگیری نمایند و راه ابراز رأی آزاد را برای همه مردم هموار سازند.

شروع انتخابات در روز ۲۶ آذر

ساعت ۹ و ربع روز ۲۵ آذر ۱۳۳۰
امروزآقایان قضات دادگستری که به سمت بازرسان قضائی انتخابات استان ها و شهرستانها طبق قرعه تعیین شده بودند درمعیت اعضای شورایعالی انتخابات، آقای اخوی دادستان کل و آقای امیرعلائی وزیر دادگستری و آقای دکتر فاطمی معاون نخست وزیر در منرل آقای نخست وزیر حضور یافتند. نخست آقای نخست وزیر تصویب نامه انتخابات را قرائت نمود و اظهار داشت من بسیار خوشوقتم که از میان قضات پاکدامن دادگستری عده ای را برای انجام بزرگترین خدمت ملی به قید قرعه برگزیده شدند و امروز برای نظارت در قانونی که با سرنوشت ممکمت ما تماس دارد و حقوق آحاد مردم در آنجا تضمین و تأمین است به ولایات اعزام میشوند.

آقایان مورد اعتماد مردم و افکار عمومی هستید و به همین جهت به خدمتی مأموریت پیدا میکنید که رابطه مستقیم با افکارعامه دارد من یقین دارم که برای انجام این وظیفه بزرگ ازهرگونه مجاهدتی دریغ نمیکنید و این مأموریت را آن طوری که هم میهنان شما انتظار دارند از روی کمال وجدان و عدالت و قانون انجام خواهید داد.

آقایان محترم، اگر حسن نیت باشد همه کارها به آسانی حل میشود و مشکلات را یکی بعد ازدیگری ازپیش پای خود برمیدارید واگرخدای ناکرده حسن نیت در میان نباشد هیچ کاری بروفق مصالح مملکت و مردم انجام نخواهد شد. درایران قوانین برای همه کار هست اساس مطلب این است که صلحا مأمورین اجرای قوانین باشند آنوقت بدون تردید در تمام شئون مملکت اصلاحات انجام میشود ولی با مجریان فاسد و بد بهترین قوانین مضرترین نتیجه را خواهد داد. ما اگر بخواهیم با افتخار و استقلال و سربلندی زنده بمانیم نباید از کشته شدن بترسیم ، خدا میداند خود من هر وقت از خانه بیرون میروم امید بازگشت بخانه را ندارم زیرا ازروزی که قبول مسؤلیت کردم با تشخیص این بوده که در راه انجام وظیفه و خدمتگزاری همیشه انواع خطرات موجود است.
اعتراضات مجدد نمایندگان اقلیت
تیمورتاش ، نظر باینکه امروز۲۶ آذر انتخابات دوره هفدهم قانون گذاری شروع میشود و دولت اعلام کرده که رادیو برای تبلیغات انتخاباتی در اختیار همه دستجات گذارده میشود نمایندگان اقلیت و مدیران جراید مستقل پایتخت که در مجلس شورای ملی متحصن میباشند تقاضا دارند ساعتی برای فردا شب تعیین وقت کند که آقای جمال امامی به نمایندگی آقایان متحصنین در مجلس مبارزه انتخاباتی را افتتاح کند و یک ساعت وقت رادیو در اختیار نماینده اقلیت باشد و بعد از آن هم در تمام مدت انتخابات هر شب یک ساعت وقت برای تبلیغات انتخاباتی نمایندگان اقلیت تخصیص داده شود.

در جلسه گذشته عرض من در مورد ارمغانی بود که آقای دکتر مصدق از شورای امنیت برای ما آوردند آن روز دو نفر از آقایان راجع به این مسأله اعتراض کردند و گفتند ما صلاحیت دیوان لاهه را به رسمیت نشناختیم ولی بعد فرمودند که ما تصور کردیم که اگر خودمان برویم و راجع به عدم صلاحیت دفاع کنیم مؤثر تر است لذا تصمیم گرفتیم به لاهه برویم. بنظر من دیوان لاهه محکمه ای است که آن رأی ظالمانه را در مورد ما صادر کرده است. بعد آقایان رفتند به شورای امنیت و از حقوق ما دفاع کردند.

ما از این بابت متشکریم ولی چیزی را که برای ما ارمغان آوردند این است که همان محکمه ای که صلاحیت آن را رد کرده بودیم دوباره مأمور رسیدگی به کار ما شد. من نمیدانم چه حوادثی پیش آمده که ما باید تصورکنیم که دیوان بین المللی دادگستری این بار به نفع ما رأی خواهد داد.

آقای دکتر مصدق چندی قبل فرمودند که نقش انگلیس ها این است که با تضعیف مالی ما را به زانو درآورند و بعد فرمودند که ما ۴ ماه وقت داریم تا در عرض این مدت کار نفت را تمام کنیم. من از جناب پیشوا میپرسم با وجود چنین اعترافی چطور شده که ایشان موافقت فرموده اند که مدتی جلسه دیوان لاهه به تأخیر افتد تا این ۴ ماه زودتر تمام شود و ما از لحاظ اقتصادی به زانو درآئیم؟

من و رفقای من از روز اول به ملی شدن نفت رأی دادیم زیرا تنها راه برای از بین رفتن قرارداد ۱۹۳۳ ملی شدن نفت است. من نفهمیدم چه شد که تا چند ماه خلع ید عملی نشد تا آنکه آقای مکی به خوزستان رفتند وخلع ید نفت را عملی کردند ونمیدانم عرض این مدت انگلیس ها چقدر نفت خام ذخیره کردند؟ به نظر من تغییر ماده ۷ قانون ملی شدن نفت سیاست کلی کشور را دگرگون میسازد. حق بود که آقای دکتر مصدق میآمدند و می گفتند ما میخواهیم سیاست کشور را عوض کرده و خود را به بلوک شرق و جبهه کمونیسم نزدیک کنیم.

در دوره چهاردهم کافتارادزه پیشنهادی برای امتیاز نفت شمال داد و یکی از افتخارات دکتر مصدق این است که با این پیشنهاد مخالفت کردو نگذاشت که این پیشنهاد تصویب شود. آیا امروزایشان میفرمایند ما باید با شوروی معامله کنیم و بلوک شرق را در سرنوشت خود مداخله دهیم؟

من از ایشان تقاضا میکنم نفت را همان طور زیر زمین دفن کنند و اجازه ندهند کشور ما به طرف کمونیسم سوق داده شود.

همه آزادیخواهان جهان این جمله را میدانند که « ما به اراده ملت به اینجا آمده ایم و جزبا زور سرنیزه از اینجا خاررج نمیشویم » این جمله میرابو پدر آزادی فرانسه است. اما بعد اسنادی بدست آمد که گوینده این جمله با لوئی شانزدهم مظهر استبداد فرانسه بند و بست داشت و به همین جهت ملت فرانسه جسد او را آتش زد. حالا من امیدوارم دربین ما میرابو وجود نداشته باشد.

شوشتری ، میگویند چون نمیگذارند وکلای اقلیت وکیل بشوند آنها متحصن شده اند. این موضوع صحیح نیست و ما نفع شخصی را در نظر نداریم. ملت ایران که به رشد سیاسی و ملی خود رسیده قضاوت صحیح خواهد کرد. آقای دکتر مصدق از روزی که نخست وزیر شده تمام قدرت خود را برای فنای منتقدین بکار برده است. ما میگوئیم در عرض ۸ ماه حکومت مصدق غیر از حرف و هوچی گری چیزی تحویل نگرفته ایم. ما مدتی صبر کردیم و بعد که فهمیدیم عمل آقای مصدق با حرفشان منطبق نیست ناچار گرد هم جمع شدیم و علیه ایشان قیام کردیم.

قبل ازعزیمت به ایشان به امریکا ما سکوت کردیم و دم فرو بستیم. پس ازمراجعت ایشان و اظهارات بی اساس ایشان ناچار سکوت را شکستیم و مبارزه را آغاز کردیم زیرا بیم آن میرفت که عظمت ایران بدست این مرد مرموز درهم شکسته شود. شما را بخدا جواب ایشان در روز سه شنبه آیا با سؤالات ما وفق میداد؟ مگر ما پرسیده بودیم شما در امریکا چه کرده بودید؟ بنده روز اول گفتم که ایشان اهل کار نیست ، کار مثبت عقل سلیم و از خود گذشتگی لازم دارد. این آقا فقط وجاهت خود را میداند. آیا در عرض این ۸ ماه غیر از تهی شدن خزانه مملکت و خرج چهارده میلیون لیره و هشت ملیون دلار و ترویج هرج و مرج و نفاق و شقاق کار دیگری کرده است؟

مصدق همشیره زاده فرمانفرما هرچه میخواهد بکند وروزی نامه های او هرچه میخواهند بنویسند ولی ما روزی مبارزه را شروع کردیم که هنوز صحبت ازانتخابات نبود. اگرما فکر انتخابات درسرداشتیم از همان روز اول به این دولت می چسبیدیم. برای برگشت افکار و انحراف مردم از نفت مصدق موضوع انتخابات را پیش کشید و سعی کرد وکلا را در خوف و رجا نگه دارد. ما مردم را بیدار خواهیم کرد و به عموم مجامع بین المللی اثبات خواهیم کرد که انتخابات دوره هفدهم برخلاف قانون و روی آزادی نیست.

مصدق وآقای کاشانی میخواهند افرادی رامنصوب بنمایندگی نمایند. من ممکن است یکی چند روز به حوزه انتخاباتی و سایرنقاط بروم و اسناد مداخله را جمع آوری نموده ودردسترس دنیا بگذارم. بیان ایشان در جلسه قبل طوری بود که از واقعه پنجشنبه ۱۴ آذر متأسف نیستند. آیا این عمل با مملکت داری و مسلمانی وفق میدهد؟

آقای دکتر مصدق من بخاطر دارم که تقریبا ۳۰ سال قبل آقای خلیلی در روزنامه اقدام مقاله ای نوشته بود و درآن مقاله انحراف شما را به استناد کتابی که نوشته بودید از توحید ثابت ساخته بود شما در آن تاریخ به عده ای از علما متوسل شدید که فایده نبخشید بالاخره به آقای سید اسدالله خرقانی متوسل شدید و آن مرحوم خواست ماست مالی کند ولی نتیجه نداد چون در این تاریخ اطلاع پیدا کردید کتاب شما را بدست آورده اند و میخواهند مردم را به افکار و حقایق شما آشکار سازند پیشدستی کردید که مبادا انتشار کتاب شما را به جامعه معرفی سازد.

آقای دکتر مصدق آشنایان به دوران شما شاید هنوز از سابقه شما و ریاست مالیه شما در خراسان اطلاع داشته باشند ، مگر شما همان کسی نیستید که با وکیل الملک پدر مرحوم علی اکبر دبیر سهرابی همدست شده و با شیخ محمد نام رزاز نوکر مرحوم سید علی اکبر مجتهد تفرشی اسناد و فرامین قراء قوچان را مثل قریه فرحواز و هی هی و غیره که مرحوم امیر سهرابی ۷ سال قبل از فوتش با ارشاد اینجانب به مرحوم اسدی صلح کرد و آن مرحوم وقف برای ساختن بیمارستان نمود جعل نمودید.

مگر شما برای آقاخان محلاتی پدر آقاخان فعلی نشان و حمایل و فرمان مخصوص نفرستادید؟ و وقتی مظقرالدین شاه باین عمل واقف شد شهرت یافت که میخواهد دست شما را قطع کند و با توسل به مرحوم سید علی اکبر تفرشی شاه از شما صرفنظر کرد و در جلو تخت مرمر به فلک بسته شدید و چوب نخوردید و تبعید به فرنگستان گردیدید؟ آیا هیچ فکر میکردید من درتمام زندگانی سیاسی و آشنائی شما حاضر نشدم حتی یک مرتبه در خانه شما قدم بگذارم برای چه بود؟ برای اینکه ازپیر مردان و معتمدین مکرراین قصه و قصه های دیگر را ازشما شنیده بودم.

دیروز عده زیادی از مردمان محترم که بدیدن آقای جمال امامی و متحصنین آمده بودند آقای محترم فاضلی که با شما دو سال قبل در دربار تحصن جسته بود صریحا اظهار داشت شما در مدت تحصن در دربار حتی یک مرتبه نماز نخواندید. آقای مصدق شما نماز نمیخوانید و خیال میکنید ما آنرا فراموش کرده ایم؟ هرقدر میتوانید سلب آزادی از ما بنمائید ما هم ناچاریم شما را به مردم معرفی کنیم. اسنادی از شما در نزد آقای جمال امامی موجود است که همه اصرار دارند فاش شوند و در مجلس بخوانند ولی دیشب ایشان صریحا فرمودند من از خارجی ها خجالت میکشم که نخست وزیر ایران را با این اسناد معرفی کنم.

آقایان نمایندگان ، شما نطق دکتر مصدق را در رادیو شنیدید با هر بیان فریبنده و شیرین بود ولی شما را به خدا آیا سزاوار بود آقای مصدق نمایندگان مجلس شانزدهم را که به اتفاق کلمه به ملی شدن نفت رأی دادند وکلای تحمیلی خطاب کنید؟ درآینده مردم ایران قضاوت خواهند کرد که انتخابات ایشان چه صورت داشته آیا آزاد بوده یا انتصابی؟

دکتر شایگان ، من از اقلیت متشکرم که درباب یک مسأله مهم مملکتی خواهان توضیح شده اند و آن مراجعه به دیوان دادگستری بین المللی است. درباب شورای امنیت آقایان محترم نمایندگان اقلیت گفتند ما نتیجه ای از شورای امنیت نگرفته ایم. این مطلب اشتباه است. تقاضائی که دولت انگلستان ازشورای امنیت کرده بوداین بود که آن چیزی که به عنوان اقدام تأمینیه از طرف دیوان بین المللی تعیین شده بود آن را دستور اجرا بدهد و بعد هم که بعون الله ما موفق شدیم انگلیس ها را اخراج کنیم در آن تغییر داده و گفتند صرفنظر از این قسمت بقیه اقدامات تأمینیه را شورای امنیت دستور اجرا بدهد. و اما آنچه را که ما میخواستیم این بود که شورای امنیت این مطلب را رد کند و بگوید در صلاحیت ما نیست.

اول کاری که شورای امنیت کرد این بود که خواسته دولت انگلیس را رد کرد ولی از آن جائی که طرفدار زیادی داشت و خود شورا نمی توانست رسما علیه آنها رأی دهد آمد و رائی داد که برای انگلستان نفعی نداشت ولی برای ما مفید بود. یعنی فرمولی پیدا کرد و گفتند تا وقتی که دادگاه بین المللی دادگستری درباب صلاحیت خود اظهار نظر نکرده ما این قضیه را مسکوت میگذاریم. آنها که به جریانات بین المللی آشنا هستند میدانند که با این رأی چه پیشرفت عظیمی نصیب دولت ایران شده و حال شاید بفرمائید که چون من طرفدار دولت دکتر مصدق هستم این امر را عرض میکنم ولی این طور نیست و خود امریکائی ها در مجلات و روزنامه های خود نوشتند که دکتر مصدق فاتح شد و انگلستان شکست خورد.

مجله لایف همان روز عکس دکتر مصدق را کشید و با یکی از خنده های عمیق مخصوص به خود ایشان و بعد هم عکسی از سر گلادوین جپ کشید که بسیار متأثر است و بعد زیر آن نوشته بود که دکتر مصدق از رأی شورای امنیت خندان و جپ گریان است و اما راجع به دیوان دادگستری بین المللی که مطالب در این امر برای اقلیت روشن نیست.

اقدام دولت در مرحله اولی و آخری یکی نبوده است. بایستی عرض کنم که دولت مصدق در سیاست داخلی و خارجی خود مایل به استتار نیست و میل دارد تمام نمایندگان ملت از آن مطلع شوند. در مرحله اولی که این قضیه شکایت انگلیس به دادگاه لاهه پیش آمد ما خوف داشتیم با تسلطی که دولت انگلیس در مؤسسات بین المللی دارد ممکن است از آن مؤسسه رأیی صادر شود که مضر با ملی شدن نفت باشد و این ترس باعث شد که ما بگوئیم به هیچ نحو از انحاء در کار دیوان شرکت نمیکنیم ولی ضمنا برای اینکه حرف حق خود را هم به سمع قضات دادگاه رسانیده باشیم آمدیم و با از خود گذشتگی کامل و کمی وقت دلایل خود را نوشتیم و آنرا با دو دلیل قوی یکی راجع به عدم صلاحیت محکمه و دیگری راجع به عدم اهلیت مدعی فرستادیم برای دیوان و چون ما را غافلگیر کرده بودند ما تصمیم گرفتیم که یک شخص مطمئنی دلایل ما را زودتر به لاهه ببرد و خودش هم شفاها با قضات صحبت کند. بعد از این اقدام دادگاه نهایت بی انصافی را کرد و قراری صادر کردند که بالاتفاق تصویب نشد چون بی عدالتی کرده بودند. درمورد اینکه آیا ما باید میرفتیم در دادگاه شرکت میکردیم یا نمیکردیم بحث درازی شده است. عده ای میگویند اگر ما میرفتیم و دفاع میکردیم و این رأی صادر میشد و بعد آنرا اجرا نمیکردیم به ضرر ملت ایران تمام میشد. اما دسته دیگر میگویند اگر شرکت کرده بودیم و دلایل خود را میگفتیم این رأی صادر نمیشد.

اما وضع فعلی با وضع سابق تفاوت کلی دارد، چند اتفاق تازه افتاده که سبب میشود ما برویم و در دادگاه شرکت کنیم. یکی اینکه گفته میشود اولا امروز خلع ید از آنها شده است. ثانیا این است که دولت انگلیس اصالتا و وکالتا از طرف شرکت نفت ملی شدن صنعت نفت را به رسمیت شناخته است و مطلب سوم این است که به نظر ما تجربه ای هم بدست آمده و در شورای امنیت دیدیم این کار به ضرر انگلستان تمام شد یکی از نظر رأیی که به ضرر آنها بوده و دیگر از نظر اینکه دولت ایران موفق شد مظالم شرکت نفت را به سمع دنیا ارزان و مناسب برساند یعنی کاری را که آقایان میخواسنتد با میلیونها دلار بکنند با شرکت ما در جلسه شورا عملی شد.

آما این مطلب که آیا این دفعه به دیوان برویم یا نرویم هنوز در بحث است و هنوز هیچ نوع تصمیمی درباب صلاحیت بلکه حتی در امر شرکت هم گرفته نشده است. یک مرحله این است که ما تصمیم بگیریم که آیا باید شرکت کنیم یا نکنیم و چون هنوز تصمیم گرفته نشده آقایان اقلیت ممکن است تشریف بیاورند به هیأت مختلط و نظرات خود را بگویند. اما مرحله دوم این است که تازه اگر شرکت کنیم شرکت ما دال بر شناسائی صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری نیست بلکه شرکت میکنیم تا بگوئیم شما صالح برای رسیدگی به این کار نیستید رأیی که در مرحله اول علیه ایران دادند این بود که اقدامات تأمینیه را ترتیب دادند و حرف ما این بود که میگفتیم آقای محکمه تو حق نداری قبل از تعیین صلاحیت قرار تأمینیه صادر نمایی ولی الان وضع این نیست و امر دایر بر این نیست که آیا اول راجع به صلاحیت حرف بزنند یا امر دیگر بلکه امر دایر بر این است که حالا صحبت از ماهیت دعوا در میان است و طبق آئین نامه دادگاه اول باید در صلاحیت تصمیم بگیرد و بعد وارد ماهیت دعوی شود.

اما درمورد مخارج مسافرت بنده، باز آقایان حرفهائی زدند وگفتند که یکصد و پنچاه هزار تومان خرج کرده ایم ولی من عرض کردم فقط هشتصد لیره بما دادند و الان هم رسید دولت مبنی بر اعاده سیصد لیره بقیه این پول حاضر است که آنرا تقدیم مقام ریاست میکنم.

من شنیدم در اینجا گفته شد که بچه مدیر روزنامه چلنگر را کشته اند من لرزیدم ولی بعد که رفتم و تحقیق کردم دیدم چنین چیزی صحیح نیست و اصلا حتی در همسایگی مدیر چلنگر هم بچه ای کشته نشده است. صبح روز شنبه من در منزل آقای دکتر مصدق بودم و خبر دادند که عده ای رجاله ریخته اند در خانه مدیر روزنامه فرمان و آنجا را غارت کرده اند. فورا من و آقای مکی و آقای دکتر فاطمی رفتیم به خانه آقای مدیر روزنامه فرمان و معلوم شد حتی یک شیشه از خانه ایشان هم شکسته نشده است. بنابراین آقایان حرف حق بزنید تا مردم از شما پیروی کنند.

تمام آقایان میگویند ما میخواهیم ایجاد یک دمکراسی صحیح بکنیم. این اقلیتی که میخواهد حکومت کند یا باید اختیار و قدرت خود را از دیکتاتور بگیرد و حکومت را بدست یک قلدر بسپارد که ملت ایران آنرا ردکرده و آقایان هم این را قبول ندارند یا اینکه بسوی یک طرز حکومت دیگر روند و قدرت را از ملت بگیرند کسی که میخواهد از ملت قدرت بگیرد باید در رفتار و کردارش محتاط باشد. تمام ملت فیلسوف و عالم نیستند و شما باید مردم را نگهدارید. شما نباید به ملت فحش بدهید. شما درس خوانده هستید، شمائی که میخواهید این ملت پشت سر شما باشند حق ندارید احساسات این مردم را جریحه دار کنید. شمائی که میخواهید استفاده از آراء مردم بکنید بایستی با تمام هوش و ذکاوتی که دارید از مردم بد نگوئید. ما هم اقلیتی بودیم در برابر حکومت رزم آرا ، اگر من مقوائی با رزم آرا مبارزه میکردم برای این بود که وقتی از اینجا بیرون میرفتم مردم مرا روی دست بلند میکردند. شما که نه مردم را قبول دارید نه حکومت را پس با کدام قدرت میخواهید حکومت کنید؟

۲۸ آذر ۱۳۳۰
نامه نمایندگان اکثریت به رئیس مجلس
چون درجلسه اخیرمجلس بعضی ازناطقین اقلیت فعلی اهانت وبی ادبی هائی به یکی ازشخصیت های بزرگ عالم اسلام وایران یعنی حضرت آیت الله کاشانی نموده اند بنابراین امضا کنندگان ذیل مادام که جلوگیری از این قبیل جسارت ها نشود و رفع اهانت به عمل نیاید دیگر در جلسه رسمی شرکت نخواهیم کرد.

۵ دیماه ۱۳۳۰
استیضاح دولت
امضاکنندگان زیر دولت مصدق را نسبت به موارد زیر استیضاخ میکنیم.

۱- تخلف از قوانین کشور ۲ – سلب آزادی و امنیت از افراد ملت ۳- سوء سیاست اقتصادی، ۴ – عدم مراعات احترام مجلس شورای ملی
جمال امامی، دولتشاهی، شوشتری، سنندجی، تیمور تاش ، فولادوند، پالیزی، پیراسته ، غضنفری ، پناهی ، اعظم زنگنه ، مهدوی

۸ دیماه ۱۳۳۰
مذاکرات نخست وزیر با سفیر امریکا
نظر به اینکه در هشتم ماه دسامبر یعنی ۲۰ روز قبل موعد قرارداد منعقده بین دولتین ایران و امریکا منقضی شده و هنوز دولت ایران نظر خود را برای تجدید یا تمدید قرارداد مزبور به دولت امریکا اطلاع نداده است لذا آقای هندرسن در ملاقات اخیر خویش با آقای دکتر مصدق بدوا نظر دولت ایران را در این زمینه استفسار کرده است.

همچنین آقای هندرسن برای آنکه نخست وزیر از شرایط کمک امریکا به ایران مستحضر گردد متن قانون کمک امریکا را که به تصویب کنگره امریکا رسیده است در اختیار آقای نخست وزیر قرار داده است. بر اساس این قانون کشورهای کمک گیرنده قبلا باید موافقت خود را با شرایط مزبور اعلام دارند تا بتوانند از کمک های امریکا استفاده کنند.

قانون کمک نظامی و اقتصادی امریکا به کشورهای جهان شامل ۶ ماده است که دول استفاده کننده ناگزیر هستند کلیه مواد آنرا قبول نمایند و چون در یکی از مواد آن صراحتا اشاره شده است که امضا کنندگان پیمان به منظور حفظ صلح بین المللی باید از محل کمک های امریکا نیروهای دفاعی خود را تقویت نموده و بدین ترتیب به نیروهای تدافعی بین المللی کمک نمایند. لذا آقای دکتر مصدق قبول این ماده را چون خلاف مصالح عمومی کشور دانسته و معتقد هستند اجرای قانون مزبور با استقلال سیاسی ایران منافات دارد و لذا ادامه مذاکرات فیمابین به بعد موکول خواهد گردید.

دلایل رد پیشنهاد از طرف نخست وزیر ایران به دلایل زیر میباشند.

اول – دولت ایران بنا بر مندرجات منشور سازمان ملل متحد برای مجاهدت در راه تأمین صلح بین المللی تعهداتی دارد.
دوم – میزان کمکی که امریکا به موجب پیمان مورد بحث به ایران خواهد داد به اندازه ای کم است که حاجتی به قبول چنین تعهدات سنگینی نیست.
سوم – استفاده دولت ایران از کمک امریکا و قبول هرگونه تعهد منوط به تصویب مجلسین ایران میباشد.

بنا به اظهار سخنگوی وزارت امور خارجه ایران چون مذاکرات فیمابین مقامات ایران و امریکا در زمینه شرایط استفاده از کمک های امریکا در مرحله ابتدائی میباشد هنوزنمیتوان درمورد آن اظهار نظر قاطعی کرد.

۱۷ دیماه ۱۳۳۰
اعتراض به طرح نمایندگان اقلیت
تعداد ۱۰۰ نفر ازنمایندگان بازرگانان، اصناف وپیشه وران امروزبه عنوان اعتراض به طرح نمایندگان اقلیت در مورد نظارت بر انتخابات با رئیس مجلس شورای ملی ملاقات نمودند. در ابتدای جلسه که به غیر از آقای رئیس آقایان دکتر معظمی ، مکی ، ملک مدنی ، شایگان ، حائری زاده ، بقائی و محمد علی مسعودی حضور داشتند محمد حسین راسخ افشار از طرف نمایندگان بازرگانان و اصناف اظهار داشت ما آمده ایم تا از تصمیمات گذشته مجلس نسبت به وضع قوانین مفید تشکر کنیم و همچنین متذکر شویم که اقدامات دولت در امر انتخابات تاکنون مورد قبول ملت ایران بوده و اگر احیانا متصدیانی بوده اند که مورد سوء ظن واقع شده اند آنها را هم تعویض کرده اند.

طبق قانون انجمن مرکزی است که میتواند به صحت و سقم انتخابات نظر بدهد و تاکنون در دنیا قانونی تصویب نشده که به مدعی حق نظارت بدهد. وکیلی که امروز برکرسی مجلس نشسته مدعی است از برای آن کس که میخواهد دوره بعد وکیل شود بنابراین چطور میتوان او را در امر انتخابات حاکم نمود و به او اجازه داد که هر انتخاباتی را دلش میخواهد نقض کند و هر انتخابات دیگر را تأیید نماید؟

آقای مکی اظهارداشت من خیلی خوشوقتم که ملت ایران بیدار شده و در هر امری از امور کشور اظهار نظر مینماید. البته بازار هم یک واحد سیاسی است که هر وقت خواسته اند مطالب خود را با آقای رئیس مجلس درمیان نهاده اند. حربه نماینده در مورد عملیات خلاف قانون دولت باید استیضاح و سؤال باشد نه اینکه درامور اجرائیه دخالت کند. ما البته از استیضاح هم نگرانی نداریم زیرا در شرایط کنونی استیضاح موقعیتی بدست دولت داده تا مطالب خود را به ملت ایران بگوید و به او نشان دهد که برای نجات از استعمار یک راه بیشتر در جلو ندارد.

روزنامه تریبون دوناسیون اخیرا نوشته در وزارت خارجه انگلیس دو فکر هست یا آنکه کاشانی مصدق و مکی را ترور کرده و ازبین ببرند و یا اینکه بدست سایر مقامات حکومت دیکتاتوری برپا کنند.

نامه رئیس مجلس به نخست وزیر و پاسخ دکتر مصدق
جناب آقای نخست وزیر، چون سه فوریت طرح نمایندگان دایر به تعیین یک هیأت نظارت ازطرف مجلس برای رسیدگی بامورانتخاباتی تصویب شده و اینک باید اصل آن مطرح گردد و از طرف دیگر طبق ماده ۱۱۶ آئین نامه داخلی هنگام طرح لوایح و طرح ها وزیر مسؤل یا معاون وی باید در جلسه حضور داشته باشند و اینک وزیر کشور مستعفی و معاون ایشان نیز به مجلس معرفی نشده است لذا متمنی است یک نفر را برای حضور در جلسه علنی و شرکت در دفاع طرح معرفی فرمائید.

پاسخ نخست وزیر
مقام محترم ریاست مجلس شورای ملی، نامه جنابعالی عرض وصول ارزانی بخشید و چون در جلسه ۱۹ آدر که بنده برای شرکت درجلسه علنی به مجلس آمده بودم تماشاچیانی با اسلحه در مجلس حضور داشتند که مقصودشان اجرای توطئه علیه اینجانب بوده و برحسب پیش آمد نقشه آنان عملی نشده و اینجانب از آن جلسه جان سالم بدر بردم اکنون هم که حضور اینجانب ضرورت دارد چون انتظامات داخلی مجلس از وظایف آن جناب است تمنا دارم بفرمائید بچه ترتیب امنیت جلسه را تأمین خواهیدفرمود تا پیش آمدی نظیرآن روی ندهد؟

پاسخ رئیس مجلس به نخست وزیر
چون همانطور که گفته شد طبق ماده ۱۱۶ آئیننامه داخلی رئیس مجلس باید به وزیر مسؤل یا معاون او اطلاع دهد که در موقع مذاکره درباره طرح و لوایح در جلسه علنی شرکت نماید لذا نامه قبلی صادر شد و منظور این بود که جنابعالی یکی از این آقایان را تعیین بفرمائید.

اما راجع به توطئه ۱۹ آذر ماه که اشاره کرده بودید عده ای از تماشاچیان اسلحه داشته اند گرچه خود من در آن جلسه مجلس را اداره نمیکردم ولی طبق تحقیقاتی که بعمل آمده به هیچ تماشاچی با اسلحه اجاره ورود تاکنون داده نشده است و همانطور که در موقع تحصن جنابعالی انتظامات داخلی مجلس که از وظایف اینجانب است حفظ میشد خاطر محترم مطمئن باشد که از این پس نیز هر وقت به مجلس تشریف بیاورید انتظامات مجلس از هرجهت تأمین بوده وانتظار وقوع هیچ پیش آمد سوئی نخواهد بود.

۲۳ دیماه ۱۳۳۰
نوشتاری از دکتر گریدی سفیر سابق امریکا در ایران
دکترگریدی سفیرکبیر سابق امریکا در تهران که ازنزدیک شاهد مبارزه ملت ایران برای ملی شدن صنایع نفت خود بوده است در مجله ساتردی ایونینگ پست در ۵ ژانویه در مقاله زیر عنوان « امریکا در ایران چه اشتباه هاتی کرده» نوشته است امروز موقع آن رسیده است که بی پرده بدون هیچگونه ملاحظه درباره اوضاع اخیر ایران صحبت کنم. بحران فعلی آن کشور مهم تر از ملی شدن نفت و از کار افتادن بزرگترین پالایشگاه های نفت جهان میباشد زیرا درنتیجه تحول اوضاع موقعیتی پیش آمده است که هر لحظه ممکن است ایران بدست یک حکومت کمونیست بیفتد و یک کره ثانی بوجود آید.

در این مقاله شرح خواهم داد این وضع دراثر مذاکرات و حوادثی در واشنگتن و لندن و تهران و مسکو بوحود آمده و من در اینجا جریان این وقایع را که منجر به وضع بحران آمیز کنونی شده است صاف و پوست کنده شرح میدهم.

بنظر من عقب نشینی و شکست از این جهت نصیب سیاست غرب شده است که گفته میشد توجه به ایران چندان ضروری نیست. انگلستان درموقع حساس خطر آنرا بیان کرد ولی بطور بدی آغاز شد. اگر در ژوئن ۱۹۵۰ که به سمت سفیر کبیر وارد تهران شدم صورتی از اشتباهاتی که ممکن است روی دهد تنظیم میکردم هرگز این همه اشتباهاتی را که در مورد نفت شده نمیتوانستم پیش بینی کنم.

اما نباید فراموش کردکه امریکا هم دراین میان باید مورد سرزنش قرار گیرد زیرا اگر چه سیاست انگلستان در ایران خودپسندانه و غیر عملی بود اما امریکا هم سیاستی کاملا نا مفهوم و غیر قابل درک داشت. اکنون که قلم بدست گرفته و ازنظر کسی که از نزدیک شاهد و مربوط با این جریانات بوده است وقایع را مینویسم. یگانه هدفم اصلاح است و هرگز قصد تهمت و بدگوئی ندارم.

من کاملا احساس میکنم که همکاری امریکا و انگلستان برای بهبود وضع جهان ضروری است ولی این همکاری باید عمیق و صمیمانه باشد و متأسفانه در ایران اینطور نیست. شاید بتوان با دولت چرچیل یک همکاری حقیقی برقرار ساخت تا درصورتی که دراین فکر هستیم که مصیبت و حادثه خطرناک ایران را جبران کنیم و از حوادثی نظیر آن در آینده جلوگیری نمائیم مورد استفاده ما قرار گیرد.

گرچه وقایع ایران موجد یک سلسله مشکلات دیگری برای انگلستان و کشورهای غرب گردید و واقعه مصر پیش آمد ، با وجود این میتوان درس عبرتی برای امریکا و انگلستان باشد و آنها را در آینده روشن سازد. من به یک معمای بزرگ و مشکل جهانی به مراتب زیاد تر از نزاکت سیاسی اهمیت میدهم وازاین جهت اطلاعات خود را در اینجا مینویسم و حقایق را فاش میسازم.

تا زمانی که انگلیسها از ایران خارج نشده بودند ایران بیش از تمام کشور های حوزه خلیج فارس نفت استخراج میکرد. این قسمت از جهان که عراق و عربستان سعودی و نواحی کوچک کویت و بحرین و قطر نیز شامل آن میباشند متجاوز از ۵۰ درصد ذخایر نفتی جهان را در خاک خود مدفون کرده اند و ۱۷ درصد ارمحصولات نفت جهان را میدهد درصورتیکه دولت شوروی فقط ۶ درصد از نفت دنیا را استخراج میکند.

ایران ۱۲۰۰ مایل با روسیه مرز مشترک دارد و مردم آن با آنکه در بد ترین شرایط زندگی می کنند با اینحال از غرور ملی بهره مند هستند. بنابراین معلوم است که چرا دولت روسیه به این بزرگترین همسایه اش که هنوز تحت تسلط او درنیامده توجه دارد و از آن طرف نشان میدهد که ایران کشوری نیست که کشورهای غرب در ایران چنین اشتباهاتی درمورد آن بکنند. حتی اگر صاحب معادن نفت نبود و کشورهای هم جوارش نیزنفت نداشتند بازتوجه روسیه را جلب میکرد تا درهر فرصتی آنرا بدست آورد.

چنانچه روسیه به طرف جنوب سرازیر شود ایران در قدم و مرحله اول مورد تجاوز قرار خواهد گرفت و از لحاظ جغرافیائی چون دهلیز و راهرو ساختمانی است که از آن ستون پنجم و ارتش میتواند به اطاقهای آن یعنی کانال سوئز، شمال افریقا و از طرف دیگر پاکستان و هندوستان وارد گردد. روسیه نمیخواست با اشغال ایران خود را مسؤل حمله و تجاوری قرار دهد که آتش جنگ سوم را روشن نماید. ولی اشتباهات انگلیس و امریکا چنان زمینه مناسب و جای پاهای خوبی برای کمونیست ها درست کرده است که بدون دخالت ارتش روسیه ایران را در پشت پرده آهنین باشد.

متأسفانه خطری که جریانات نفت ایران بوجود آورده بودبقدری آهسته و ملایم بود که توجه لندن و واشنگتن را تا مدتی جلب نکرد. شرکت نفت انگلیس و ایران بدون نظر وزارت خارجه انگلیس وضعی بوجود آورد که اگر روسها میخواستند چنین زمینه ای به نفع خود تهیه کنند به این خوبی نمیتوانستند. دراین مورد دولت امریکا هم کوتاهی کرد که انگلستان را متوجه سیاست خطرناک خود ننمود یا لااقل با کمک های اقتصادی خود سیاست احمقانه انگلستان و فعالیت کمونیست ها را خنثی میکرد. کسی نمیتواند کوچکترین شکی داشته باشد که کمکهای مالی و نظامی امریکا باعث نجات یونان از چنگال کمونیزم گردید. به ترکیه کمکهای فراوان نظامی و اقتصادی شد و در ایتالیا و فرانسه برای مقابله با حزب کمونیست کمک های فراوان گردید و همچنین در تمام کشور های غرب وسایل دفاع فراهم شد و یک فرمول ضد کمونیستی در هرکجا که لازم مینمود انجام گردید و اما در مورد ایران که دالانی به طرف مناطق حیاتی است و بیش از ترکیه و یونان مورد توجه روسیه میباشد حقیقتا غفلت و اهمال شد.

براستی خیلی دشوار است که علت این غفلت و مسامحه را درک کرد و من تاکنون موفق به درک این مطلب نشده ام و به نظر من چنانچه می بایست درهای ایران همینطور باز بماند دلیلی برای تقویت ترکیه و یونان نمیتوان یافت. شما دربازی فوتبال فقط بیک نقطه ضعیف نیازمند میباشید که به آن طرف حمله کنید و در حقیقت این همه تقویت و تسلیح ارتش ترکیه بزرگترین محرک روسیه در تجاوز از طریق ایران میباشد.

من اقرار دارم که امریکا در کمک نظامی به ایران به پایه کمکی که به یونان کرد با مشکلاتی روبرو گردید. ارتش ۱۳۵ هزار نفری ایران نه تنها احتیاج به مهمات داشت بلکه به تمرین نیز نیازمند بود. اکنون هر دو را دارد ولی برای اینکه حتی ارتش کوچکی را آماده کرد وقت لازم است. از همه مهمتر علیرغم وعده ای که به ایران داده ایم درباره کمک اقتصادی غفلت و مسامحه کردیم. درست است که از طریق کمک های اصل چهار برای جلوگیری ازآفت ملخ گرد د- د- ت به ایران دادیم ولی تمام آن از ۲ میلیون دلار تجاوز نکرد درصورتیکه احتیاج ایران به مراتب بیش از این ارقام است.

صرفنظر از این قسمت باید گفت که عدم کمک اساسی به ایران نه تنها اثر منفی داشت بلکه دراثر تبلیغات روسیه و اشتباهات انگلیس زیر بنای بحران فعلی فراهم شد. دولت امریکا هرگز رسما قول نداده است که به ایران کمک اقتصادی کافی بکند. دولت امریکا خسارات زمان جنگ خود را به ایران پرداخت و ازاین راه حسابی نداشت! (دکتر گریدی در این مورد مرتکب اشتباه فاحشی شده است. دولت امریکا نه تنها کمکی از این بابت به ایران ننموده است بلکه در مقابل واگذاری ماشین های فرسوده ای که در هنگام اشغال ایران مورد استفاده ارتشهای اشغالگربودند مبلغ ۱۰ میلیون دلار از دولت ایران دریافت داشته است) ولی از لحاظ اینکه ایران یک نقطه خطرناک و مورد هدف روسیه و تجاوز آن کشور بود دلایل فراوانی وجود داشت که این کمک به ایران بشود ، مخصوصا با توجه به اینکه امریکا به کشورهائی که نه از لحاظ سوق الجیشی ونه موقعیت سیاسی قابل مقایسه با ایران نبودند آنقدرکمک نقدی کرد، این کمک ضروری بود اما همانظور که بارها تکرار کرده ام من از سیاست امریکا درباره ایران چیزی نتوانستم درک کنم.

یکسال ونیم قبل رئیس جمهور امریکا ووزیر امور خارجه ازمن خواستند که به سمت سفیر کبیر وریاست هیأت اقتصادی امریکا به ایران بروم و از سیاست تجاوزکارانه روسیه جلوگیری کنم. قرار بر این بود که امریکا زیر نظر و به وسیله من نظیر همان کمک هائی را که به یونان کرده است به ایران هم بنماید. از آنجا که من سابقا سفیرکبیر امریکا در یونان بودم ایرانیان ورود مرا پیش درآمد یک زندگی راحت تر و روزهای خوشی برای کشور فقیر خود شمردند. دولت امریکا درضمن شرایط موافقت قبول این پست به من اطمینان داد که کمک نظامی را دو برابر خواهد کرد و بانک صادرات و واردات در واشنگتن ۵۰ میلیون دلار به ایران قرض خواهد داد. گرچه من هنوزسوار هواپیما نشده بودم که این مبلغ به نصف تقلیل یافت ولی من امیدوار بودم که این ۲۵ میلیون دلار بمنزله پیش پرداخت اقساط بعدی باشد. من درباره کمک های نظامی حرفی ندارم ولی میگویم چنانچه بدون تعلل و سستی مبلغ کافی به ایران کمک میشد بحران فعلی ایران پیش نمیآمد.

مقدمات و وسایل این قرض به مجرد رسیدن من به تهران در ژوئن سال ۱۹۵۰ آغاز گردید. لازم بود در همان ملاقات اولیه و ملاقات های بعدی من به نخست وزیر بگویم که چنانچه این ۲۵ میلیون درست مصرف شودمقدمه پرداخت های بعدی خواهد بود. لیکن موافقت نامه این قرضه تا ژانویه ۱۹۵۱ برای امضای دولت ایران حاضر نشد و در آن موقع رزم آرا نحست وزیر وقت دیگر مأیوس شده بود و میگفت در نظر مردم ایران فعلا این مبلغ بسیار ناچیز است و دیگر پرداخت آن دیر شده است و برای او غیر ممکن است بتواند مجلس را راضی کند این قرضه را تصویب نماید.

کوشیدم واشنگتن را راضی کنم که اعلام دارد ۲۵ میلیون مزبور پیش پرداخت بوده و برای طرح های مفیدی چون جاده سازی و غیره تا یکصد میلیون دلار پرداخت خواهد شد. لیکن واشنگتن پیشنهاد مرا قبول نکرد زیرا در آن صورت رسما قول یکصد میلیون دلار داده میشد درصورتیکه ایرانی ها روی ۲۵۰ میلیون دلار حساب میکردند و من تاکنون هم نفهمیدم این ۲۵۰ میلیون دلار از کجا بر سر زبان ها افتاده است.

درهرحال این اقدام واشنگتن خیلی برای ما گران تمام شد زیرا قسمت اعظم قدرت رزم آرا را که امیدوار بودیم به وسیله او بتوانیم ایران را با غرب نزدیک کنیم از بین برد. از آن طرف عدم قبول پیشنهادات شرکت نفت انگلیس و سیاست این شرکت ، چنان موقعیت رزم آرا را متزلزل کرد که سقوط او حتمی بود ولی دراین موقع یعنی در مارس ۱۹۵۱ بدست یکی از افراد افراطی کشته شد.

قرضی که امریکا وعده کرده بود تا هم اکنون که مشغول نوشتن این مقاله هستم پرداخت نشده است درصورتی که دکتر مصدق که نفت را ملی کرد و انگلیس ها را ازایران بیرون راند مدتی است موافقت آنرا از مجلس گرفته است. حالا تازه واشنگتن به این فکر افتاده است که معلوم کند ایران قرض را به دلار یا ریال پس خواهد داد! آیا توانائی این کار را دارد یا خیر؟ درحالی که اطمینان های لازم و مطالعات کافی در زمان کابینه رزم آرا و قبل از اکتبر سال ۱۹۵۰ تمام مقدمات آن فراهم گردیده بود.

بعد از این همه تعلل چنین به نظر میرسد که واشنگتن نمیخواهد قدمی بردارد که حمل به پشتیبانی از دولت مصدق بشود زیرا وی در موردنفت خیلی بد رفتار کرده است (این وام در روز ۳۱ مرداد ۱۳۳۲ در اختیار دولت زاهدی گذارده شد).

انگلیس ها فشار اقتصادی را در برکنار کردن دکتر مصدق عامل مهمی میدانند و انتظار دارند امریکا هم با آنها همکاری کند درصورتی که این قرضه ارتباط با موضوع نفت ندارد و تشابهی که میان طرز رفتار و روش انگلیس و امریکا وجود دارد این فکر را درایرانی ها بوجود آورده است که ما هم از سیاست اقتصادی انگلیس پشتیبانی میکنیم.

از ابتدا این فکر غلط که با فشار اقتصادی میتوان مشکل نفت را حل کرد و ایرانیان را به تسلیم واداشت به مغز انگلیس ها راه یافته بود و عاقبت هم برای آنها گران تمام شد. این فکر و عقیده از مغزی تراوش کرده است که هنوز اندیشه های مستعمراتی در آن راه دارد و میخواهد سیاستی را که در زمان ملکه ویکتوریا در مستعمرات مؤثر بود امروز بکار برد و نمیداند که نه تنها اکنون چنین افکار مفید نبوده و اشتباه است بلکه خطرناک نیز میباشد. این سیاستی است که انگلستان با تجربیاتی که در هندوستان، برمه ، سیلان و مصر اندوخته میخواهد درباره ایران هم بکار گیرد.

درمورد ایران میگفتند « بگذار گدا آنقدر محتاج به پول شود که خودش بزانو درآید» ( نقل قول از چرچیل ) من این ضرب المثل بی مزه و خنک را آنقدر شنیده ام که در گوشم چون صفحه گرامافون کار میکند.

این روش سیاسی انگلستان نتوانست امواج نهضت های ملی و احساسات ضد خارجی مستعمرات و کشورهای نیم مستعمراتی از قبیل ایران را فرونشاند وبا عدم موفقیت روبروگردید.انگلیس ها درست مصدق را نشناخته و به اصطلاح کم برآورد کرده بودند و نمیدانستند که نمیتوان مردی را که از مجلسین شورا و سنا به این اندازه رأی اعتماد گرفته و ۹۵ درصد مردم کشور از او پشتیبانی میکنند به این آسانی ازکار انداخت. ازاین گذشته باکناررفتن دکترمصدق هم نمیتوان مطمئن شدکه به جای وی مرد معتدل و موافق تری روی کار بیاید.

تاریخ نشان داده است که دراین قبیل بحران های اقتصادی همیشه افراطیون بیش از اعتدالیون شانس موفقیت دارند. انگلستان برای مدت ۵۰ سال از نفت ایران استفاده برده است ، شرکت نفت انگلیس و ایران که ۵۳ درصد از سهام آن به دولت انگلیس تعلق دارد بزرگترین پالایشگاه نفت جهان را در آبادان بنا کرد و در سال ۱۹۵۰ تقریبا ۱۰۰ میلیون پوند منفعت داشته است.

شرکت نفت در سال ۱۳ تا ۱۵ میلیون پوند به ایران حق امتیاز میپرداخت که در حقیقت ۱۵ در صد از کل منافع بود و ۴۳ درصد از درآمد ایران را تشکیل میداد.

در یک موافقت نامه ای که در سال ۱۹۴۹ بین دولت و شرکت نوشته شد و موکول به تصویب مجلس گردید درآمد ایران از شرکت نفت به ۲۵ تا ۳۰ میلیون ترقی میکرد درحالی که شرکت های نفت امریکا در عربستان سعودی و شرکت بین المللی نفت عراق امروز روی پایه و اساس ۵۰ ، ۵۰ حق الامتیاز میپردازند و به این ترتیب دیده میشود که پرداخت ۲۵ تا ۳۰ درصدی که انگلیس ها پیشنهاد داده بودند آنقدر ها گذشت و فداکاری نبود. مطرح شدن این موافقت نامه جدید در ایران باعث یک سلسله حوادث سیاسی گردید.

جبهه ملی دکتر مصدق که در آن موقع مرکب از ۸ وکیل از ۱۳۶ وکیل مجلس بود چنان خود را خوب برای مقابله آماده ساخته بودند و مخالفت آنها با نفوذ اقتصادی و سیاسی بیگانگان با خواسته های ملت ایران جور درآمد که این عده انگشت شمار سیاست ایران را بدست گرفتند.

عدم موفقیت کابینه علی منصور درتصویب قراردادجدید باعث سقوط دولت شد. رزم آرا که بجای وی به نخست وزیری رسید برای اینکه بتواند موافقت نامه جدید را به تصویب برساند امتیازات زیادتری لازم داشت. آنچه رزم آرا میخواست عبارت از امتیازات غیر پولی بود و به همین جهت فشار زیادی برای اضافه کردن حق الامتیاز به شرکت وارد نمیکرد. ازجمله چیزهائی که رزم آرا میخواست یکی این بود که شرکت عده زیادتری از ایرانیان آشنا به کار را استخدام کند و همچنین تقاضا داشت در قیمت نفتی که در داخل کشور به فروش میرسد تخفیف داده شود.

ایرانیان برای یک گالن بنزینی که از معادن کشورشان استخراج میشد ۶۵ سنت میپرداختند درصورتیکه شهرت دارد نیروی هوائی و دریائی انگلستان نفت و بنزین خود را به یکدهم این مبلغ از شرکت خریداری میکردند و در حقیقت میتوان گفت که مخارج نیروی هوائی و دریائی انگلیس از جیب ایرانیان پرداخت میگردید و شرکت نفت تاکنون حاضر نشده است قیمت حقیقی بنزینی را که به نیروی دریائی و هوائی انگلیس میفروخته است فاش سازد.

با آنکه فروش شرکت نفت در ایران فقط ۵ درصد از کل فرآورده ها بود و این تخفیف مبلغ ناچیزی میشد باز دولت انگلستان حاضر نشد در داخل کشور نفت و بنزین را به همان قیمتی که به نیروی دریائی و هوائی انگلیس میفروشد توزیع نماید ، این امتیازات کوچک ممکن بود از مصائب و گرفتاری های فعلی جلوگیری کرده و از یک ضرر کلی ممانعت نماید، اما سیاست انگلستان در تابستان و پائیز ۱۹۵۰ خیلی خود پسندانه بود.

من دراوایل ورود خود به ایران از انگلیسها خواستم به عوض اینکه مذاکرات را به رؤسا و کارمندان انگلیسی مقیم ایران محول کنند بهتر است یکی ار اعضاء عالیرتبه خود را از لندن برای این کار روانه سازند ، انگلیس ها این کار را کردند ولی یکسال بعد که خیلی دیر شده بود چنین کردند..

من روی تجربیاتی که از ملی شدن شرکت های نفت امریکا در ۱۹۳۸ در مکزیک داشتم مکرر رؤسای شرکت را متوجه این خطر ساختم و حتی قبل از اینکه کمیسیون نفت و دکتر مصدق در این باره اقدام کنند انگلیس ها را متوجه خطرملی شدن نفت کردم ولی این مرتبه هم بگوش آنها فرو نرفت.

شرکت نفت مرتب اعلام میکردکه شرکت مزبوریک مؤسسه اقتصادی است وبا سیاست امریکاوانگلیس بستگی نداردولی ازهمان سیاست های اقتصادی استفاده میشد و تصویب قرار دادهایش را موکول به موقعی میکرد که ایران احتیاج مبرم به پول داشت. با تمام این اعلام های مکرر شرکت نفت وقتی که در سال ۱۹۵۰ موضوع ملی شدن نفت پیش آمد ، دولت انگلستان خودرا به میان انداخت و نشان دادکه تا چه اندازه علاقمند به این شرکت میباشد و وزارت امور خارجه کوشش و فعالیت خود را بکار بست تا از ملی شدن شرکت نفت جلوگیری کرده و نگذارد خسارت هنگفتی به دولت انگلیس وارد گردد.

سه روز بعد ازآن روزی که رزم آرا به جلسه کمیسیون نفت به مجلس رفت تا با ملی شدن نفت مخالفت کند به جرم و اتهام همکاری با انگلستان به قتل رسید. قاتل به دسته دکتر مصدق بستگی نداشت بلکه از افراطیون مذهبی بود که میگفت انگلیس ها باید از ایران خارج شوند. پس از قتل رزم آرا آشوبی درکشور برپا شد که به قتل و خون ریزی منتهی گردید و در۲۲ مارس اعتصابی درشرکت نفت روی داد که تا ۲۴ آوریل ادامه داشت وعاقبت کارگران باضافه حقوق ودستمزد ایام اعتصاب خود رسیدند.

رزم آرا را عامل و آلت دست سیاست انگلستان خواندن غیر منطقی و نا معقول است و باید گفت که او میخواست به کشورش خدمت کند و همان طوری که ایرانیان مطلع و خارجی هائی که ازدورشاهد هستند درک کرده اند ملی شدن نفت را به نفع ایران نمیدانست. ولی دیگر احساسات در این کار داخل شده بود و حسین علاء سفیر کبیر سابق امریکا در ایران که بجای رزم آرا نخست وزیر شده بود پس از ۴۸ روز به علت عدم تجانس و توافق با مجلس استعفا داد و روز بعد مجلس با ۷۹ رأی از شاه درخواست کرد تا دکتر مصدق را به نخست وزیری انتخاب کند.

پیشوای جبهه ملی این پیشنهاد را به شرطی قبول کرد که مجلسین سنا و شورا بدون درنگ نفت را ملی سازند و به عمر شرکت نفت خاتمه دهند. مجلس در همان روز موافقت کرد و سنا هم دو روز بعد موافقت خود را اعلام داشت.

مصدق و اطرافیانش خیلی خوشبین بودند و فکر میکردند که پس از اخراج انگلیس ها خواهند توانست به همان اندازه نفت استخراج کنند و تمام آن را به فروش برسانند و از مشکلاتی از قبیل کارشناس و مهندس خارجی و تهیه کشتی های نفتکش و بدست آوردن خریدار تا اندازه ای غافل بودند.

انگلیس ها چون از خواب غفلت بیدار شدند و خطر را احساس کردند عده ای را از طرف شرکت نفت به تهران فرستادند ولی پیشنهادات آنها مورد موافقت قرار نگرفت و فرستاده دولت انگلیس هم با اینکه هریمن در تهران بود و خیلی کوشید، اما به نتیجه ای نرسید. در دفعه اخیر به نظر من پیشنهاد انگلیس ها تا اندازه ای قابل تحمل بود ولی متأسفانه این پیشنهاد را خیلی دیر تر از موقع به میدان آورده بودند.

انگلیس ها به شورای امنیت شکایت کردند و چون شوری پس از رسیدگی آن را موکول به تأیید صلاحیت دادگاه داوری لاهه نمود شکست تبلیغاتی دیگری نصیب انگلستان گردید و شورای امنیت هم تا اندازه ای از اعتبارش کاسته شد و مذاکرات دکتر مصدق هم در واشنگتن به نتیجه فوری نرسید. همانطور که نوشتم در آخر کار انگلیس ها پیشنهاد معقولانه ای داده بودند که چون خیلی دور بود نتیجه ای از آن نگرفتند ولی خود انگلستان به همان سیاست و روش سابق خود باقی بود و حالا هم با فشار و قدرت سیاسی میخواهد بگوید که اگر این بحران فعلی و فشار اقتصادی به ایران ادامه پیدا کند خواهد توانست شر مصدق را از سرش کوتاه نماید و همه کار ها رو براه شود.

به همین منظور ازتبدیل پوند های ایران به دلار خودداری کردند و از فروش اجناس ضروری به ایران ممانعت نمودند ولی نتوانستند نتیجه ای بدست آورند و یگانه نتیجه ای که گرفتند شهرت و معروفیت فراوان برای دکترمصدق بودکه او را قهرمان خاورمیانه و معروف جهان گردانید.

البته نباید گفت که اشتباهات انگلیس دکتر مصدق را به این قدرت و مقام رسانید. او مرد توانائی است که محبوبیت فراوان دارد و حتی دشمنان او نیز این را قبول دارند. دکتر مصدق را میتوان یک مرد کاملا با هوش و زیرک و تحصیل کرده خواند. او مرا به یاد گاندی پیشوای هند می اندازد و باید بگویم مصدق پیر مرد ضعیفی است که با اراده آهنین و شور و فعالیت فراوان برای انجام آنچه که به نظرش صرفه و صلاح کشورش در آن میباشد اقدام میکند.

اگر اوضاع نامطلوبی پیش آمده و ادامه این بحران به صرفه روسیه شده است نباید گفت که او مایل به اینکار بوده است و باید قبول کرد که مبارزه اصلی و هدف حقیقی او از بین بردن اقدامات تجاورکارانه و سیاست اقتصادی انگلستان میباشد. خوشبختانه در این ماجرا انگلستان تحت فشاردولت امریکا قرار گرفت و به بهانه حفظ اموال و اتباع خود در آبادان نیرو وارد خاک ایران نکرد زیرا بدون شک برخورد هائی بین ارتش های دولتین روی میداد و دولت روسیه هم از فرصت استفاده کرده و براساس قرارداد ۱۹۲۱ به عنوان حفظ اقلیت نواحی مرزی کشورش قسمت شمال ایران را اشغال مینمود و البته معلوم است که وجود ارتش انگلیس وروسیه درایران خیلی زود میتوانست جنگ جهانگیر عمومی را آغاز کند.

آخرین پولی که ایران بابت حق الامتیاز از انگلیسها گرفت در مارس گذشته بود. اکنون وضع اقتصادی کشور وخیم شده و فرصتی برای قیام کمونیست ها فراهم گردیده است. ما نمیخواهم به بینیم که ایران یا هر کشور دیگری جزو پرده آهنین قرار گیرد و یا دست و بال روسیه درآن نواحی بازشود. اگرچه دراین قسمت نظر ما وانگلیس ها یکی است ولی تاکنون برای رسیدن به مقصود تقریبا راههای مختلف اختیار کرده ایم.

انگلستان هرگز ازکمکی که بانک جهانی به نام قرضه میخواست در اختیار ایران بگذارد راضی نبود و همچنین یقین دارم از این ۲۵ میلیون دلار کمک فنی نیز که اخیرا وعده پرداخت آن داده شده خوشنود نیست. انگلیسها توجه زیاد امریکا را به ایران به منزله دخالت و ورود در سرزمینی میدانند که باید جزو قلمرو آنها باشد.

من نمی فهمم که اصلا چرا باید این افکار و نظریات بوجود آید و اگر امریکا همانطورکه کمک نظامی میکند کمک اقتصادی نیزبه کشورهای خاور میانه بنماید چرا باید اینطور تعبیر شود؟

یکی ازمشکلات بزرگ کاردر امریکا و انگلیس حصول توافق و سیاست همکاری نزدیک میباشد تا نظایر آنچه در ایران اتفاق افتاده در آینده روی ندهد. امروز امریکا در میدانهای جنگ سربازان و جوانان خود را به کشتن میدهد وپول اوبرای مقابله با کمونیزم بی دریغ خرج میشود تا صلح در دنیا برقرار گردد و انگلستان باید بداند که قدرت و اقتصادیات امروز بدست امریکا است و انگلیس ها میتوانند به وسیله ما به این امتیازات برسند.

دکتر مصدق اصرار دارد که شرکت ملی نفت ایران باید منابع و پالایشگاه نفت را بکار بیندازد وکارشناسان خارجی نیز که برای این منظور استخدام میشوند تابع شرکت ملی نفت ایران باشند.

۱۰بهمن ۱۳۳۰
جلسه خصوصی مجلس
آقای شوشتری، من میدانستم آقای مصدق اداره کننده مملکت نیست وفقط، هم ایشان صرف نگهداری وجاهت مصنوعی خود است. من از هیچ چیز پروا ندارم و بعد از اختتام مجلس هم روزنامه منتشر میکنم و اسرار هر امری را فاش میکنم. آقایان ۴۴ نفر در جلسه خصوصی تشریف دارید، آیا میدانید که شما چه مسؤلیتی را دارا هستید؟ آخر اگر شما مسلمانید، مسلمان قوی القلب است و باید در موقع انجام وطیفه هراس و جبن به دل راه ندهد و اگربه مملکت علاقه دارید این روشی را که شما پیش گرفته اید انجام وظیفه نیست بلکه قصور و تقصیر است.

هرکسی در مملکت دینی دارد که باید به موقع ادا کند. وکیل بارش سنگین است وشخص متدین باید تحمل احکام را بنماید. مرتبا سکوت کردید و اکنون کار بجائی رسیده که مصاحبه های متناقض میخوانید. آقایان دیروز فرشهای ادارات به فروش رفت و بزودی چیزهائی پیش میآید که همه به تعجب خواهید افتاد. شما که دیگر وکیل نمیشوید و نباید هم وکیل شوید زیرا ۹ ماده قانون نفت را گذراندید و امضا کردید و خواهید دید که بالاخره مجلس عدول از آن خواهد نمود و تجدید نظر درآن خواهند کرد. ما نمیتوانیم از گفته ورأی خود عدول کنیم و سازش های زیر پرده بزودی همه را بیدار خواهد ساخت. من به شما میگویم هنوز وقت نگذشته و میتوانید از حالت رکود و جمود بیرون بیائید و بیدار شوید.

اگر دین برای خود تصور نمیکنید دنیای خود را در نظر بگیرید. من نه از شما ملاحظه میکنم و نه از مقامات خارج و آنچه گفته و میگویم با فکر میگویم و غیر از خداوند مستظهر به هیچکس نبوده و از هیچ مقامی ترس ندارم. این اندازه جبن بس است. مجلس شانزدهم اعمالی کرد که حالا سکوت شما اثر آن اقدامات را دارد زایل میسازد. لایحه اجرای منع استعمال مشروبات الکلی که در مجلس گفتم باید مایع و جامد یعنی هرگونه مسکر اعم از شراب و عرق و غیره و تریاک و چرس و بنگ را شامل باشد به مجلس آورده اند ولی دیشب خواندم بصورتی لایحه آن به سنا داده شده که مادر وهب به صورت کنیز هارون درآمده است.

آیا این است معنی وکالت؟ بدانید که بعد ازظهر امروز دو روز دارید. یک روز بازپرسی در محضر الهی و یک روز هم قضاوت ملت در موقعی که از خواب غفلت بیدار شود. آقایان اگر بیدار نشوید مملکت را به تجزیه میکشانید ، یعنی شمال و جنوب را.

تحریکات در انتخابات

انتخابات لار و فسا به علت اغتشاشات شروع نمیشود
نظر باینکه دولت مایل است انتخابات مجلس شورای ملی در نهایت بی نظری ودخالت عوامل سوء استفاده کننده ازآزادی انتخابات صورت گیرد ، چون در لار و فسا اغتشاشاتی روی داده که جریان انتخابات را مختل کرده است که مردم با آرامش نمیتوانند به حوزه های انتخاباتی رفته وبه نامزد های مورددلخواه خودرأی دهند واین امرتا استقرار کامل امنیت عملا میسر نیست، لذا دستور داده شده تا برقراری آرامش انتخابات آن نقاط شروع نشود و درهرنقطه دیگر هم که موجبات اخلال و بی نظمی فراهم شود و مانع جریان انتخابات بطور عادی و طبیعی گردد دولت انتخابات آن نقاط را شروع نخواهد کرد تا اینکه اطمینان برقراری امنیت حاصل نماید.

۲۰ بهمن ۱۳۳۰
اغتشاش در زابل
دیروزدراثر منازعات انتخاباتی اغتشاشی در زابل روی داد که منجر به قتل فرمانداروبازرس انتخاباتی ویکیاز اعضای انجمن گردید. درساعت ۸ دیشب آقای نخست وزیر تلگرافی را دریافت نمود که در آن واقعه تأسف آوری را برای ایشان فاش ساخت.

«مقدمات انتخابات زابل در کمال آرامش فراهم شد و امروز موقعی که میخواستند شروع به اخذ رأی کنند ناگهان آرامش بهم خورد وعده ای علیه فرماندار و دسته مخالف قیام کردند و در نتیجه زد و خورد و هجوم مهاجمین فرماندار ، بازرس انتخاباتی و رئیس و یکی از اعضای انجمن به قتل رسیدند. فعلا اوضاع آرام نیست ولی مأمورین انتظامی از توسعه آشوب جلوگیری کرده اند»

بلافاصله بنا بپیشنهاد آقای نخست وزیر و هیأت وزیران فی المجلس تصویب کردند که در زابل و زاهدان حکومت نظامی اعلام شود.

محیط وحشت و اضطراب
مخبر روزنامه اطلاعات این گزارش را به اداره روزنامه مخابره نموده است «از چند روز قبل تمام مقدمات شروع انتخابات فراهم شده بود. اعضای انجمن اصلی و علی البدل در محیطی که توأم با آرامش بود انتخاب شدند و بازرس قضائی و مقامات مربوطه نیز درسراسرجریان امرنظارت داشتند و آرامش درتمام این مراحل موجود بود تا اینکه نوبت به اخذ رأی رسید.

طبق تصمیم قبلی انجمن مقرر شد اخذ رأی در روز ۱۹ بهمن شروع شود و موقعی که مقدمات رأی گیری فراهم میشد ناگهان عده ای مسلح دست به اغتشاش زدند و علیه مأمورین اتنظامی و کاندیدای مخالف قیام کردند ومأمورین شهربانی و لشگر ودستجات موردهجوم در مقابل مقاومت نمودند و باالنتیجه شهر دچار آشوب و بلوا و ناامنی گردید. مردم با هراس و وحشت به خانه های خود پناه میبردند و همه جا در اثر این اغتشاش اضطراب و وحشت حکومت میکرد.

مقدمه این آشوب در پشت پرده از چند روز قبل در حال تکوین بود و دستجاتی که از سه نفر طرفداران خود حمایت میکنند درصدد بهم ریختن انجمن و آرامش شهر بودند. عده ای از آنها درحالی که اسلحه گرم و سرد با خود همراه داشتند ناگهان به محل فرمانداری حمله بردند و فرماندار، بازرس انتخاباتی وعده ای از کارمندان را محاصره نمودند. دراثر داد و فریاد عده ای در اطراف فرمانداری جمع شدند و له و علیه دو دسته مشغول تظاهرات شدند ولی هیچ کس خیال نمیکرد که کار این اعتراض به قتل و خونریزی منجر شود.

در همین موقع انجمن نظارت انتخابات تشکیل بود و در آنجا هم نظیر چنین واقعه ای رخ داد و دسته دیگری با اسلحه به طرف اعضای انجمن حمله ور شدند و قصد اسیرکردن آنها را داشتند. در این موقع در شهر شایع گردید که عده ای از اعضای انجمن به قتل رسیده اند بعد این خبر منتشر شد که فرماندار و بازرس انتخاباتی نیز کشته شده اند.

بالاخره در ساعت یک بعد از ظهر مسلم گردید که فرماندار آقای کوثر، بازرس انتخاباتی آقای اسحق اشتریه و آقای سردار نظر رئیس انجمن و آقای احسانی یکی از معتمدین محل به قتل رسیدند. رئیس شهربانی ستوان یکم عباس میناپور نیز دراثر زد و خوردی که بین قوای پلیس و مهاجمین رخ داد به سختی مجروح گردیده و در منزل شخصی خود بستری شده است.

آغاز واقعه چگونه بود ؟
از صبح زود عده ای دربرابر فرمانداری اجتماع کرده و راجع به تشکیل انجمن نظارت و انجام سایر مقدمات کار تظاهرات مخالفت آمیزی مینمودند. نزدیک ساعت ۱۱ بازرس انتخابات و آقای احسانی و چند نفر از معتمدین محل به فرمانداری آمده و قصد داشتند داخل شوند ولی متظاهرین مانع دخول آنها شده علیه آنها دست به تظاهر زدند که با دخالت مأمورین ظاهرا غائله بپایان رسید دقایقی نگذشته بود که متظاهرینی که از صبح درمقابل فرمانداری اجتماع کرده بودند غفلتا وارد فرمانداری شده فرماندار و بازرس انتخاباتی را به قتل رساندند وعده ای از آنها نیز به محل انجمن رفته سردار خان بلوچ و احسانی رئیس و عضو انجمن را به قتل رساندند. بعد ازاعلام حکومت نظامی شهرآرام و مأمورین فرمانداری نظامی مشغول دستگیری عوامل آشوب و اغتشاش هستند.

۲۲ بهمن ۱۳۳۰
شورش در نیشابور
ساعت یازده و نیم امروز حدود هزار نفر از اهالی نیشابور به عنوان طرفداری از دو کاندیدا ها در مسجد جامع شهر اجتماع کردند. آنان به چگونگی جریان انتخابات اعتراض داشتند و پس از مدتی از مسجد جامع بطور دسته جمعی بطرف محل مرکزی انجمن انتخابات حرکت کردند. چون تعداد محافظین صندوق ها زیاد نبودند افراد مزبور توانستند حود را به داخل محل انجمن برسانند و به صندوق آرا دست یابند. آنگاه صندوق محتوی آرا را به محل اولیه خود یعنی مسجد جامع بردند و در آنجا آرا محتوی آنرا در مقابل چشم عموم آتش زدندپس ازانجام این عمل عده ای بسوی صندوق فرعی هجوم بردند و در ضمن راه چون مأمورین انتظامی از اقدامات آنها جلوگیری به عمل میآوردند وضمنا عده ای نیز علیه آنها تظاهرات مینمودند زد و خوردی روی دا و پلیس مجبور به تیراندازی گردید.

در نتیجه سه نفر از تظاهر کنندگان که یکی از آنها زن بوده است مقتول و ۵ نفر مجروح شدند که یکی از آنها پایش قطع گردید و افرادی که جراحات مختصری داشتند توسط وسایل نقلیه به منازل خود منتقل شدند. وضع بعضی از مجروحین که در بیمارستان بسر میبرند خطرناک گزارش شده است.

ساعت یک بعد از ظهر هنگامی که صندوق فرعی توسط مأمورین انتظامی به نقطه دیگری حمل میشد عده ای در صدد ربودن آن برآمدند و مأمورین شهربانی در مسیر خیابان برای جلو گیری از وقوع حوادث جدید محبور به تیراندازی هوائی شدند. تعداد تلفات هنوز بطور مشخص معلوم نمیباشد. اکنون محل های فرمانداری ، شهربانی ، شهرداری و ژاندارمری توسط مأمورین انتظامی مراقبت میشوند.

دزفول، عصر روز ۲۳ بهمن زد و خوردی بین عده ای از افراد منسوب به یکی از احزاب (حزب زحمتکسان بقایی) و مخالفین صورت میگیرد که دامنه آن به کوچه ها و خیابان های دزفول کشیده میشود. سروان آناررئیس پلیس با عده ای پاسبان درصدد متفرق کردن جمعیت میآیند که مانع عملیات خراب کارانه آنها شوند. در این موقع شخصی به نام عبده سقا به جمعیت دستور گرفتن اسلحه رئیس پلیس را میدهد ، رئیس پلیس ناچار تیراندازی میکند که درنتیجه آن شخص مزبور مقتول و یک نفر مجروح میشود. صبح دیروزنیزافراد مزبور مجددا نظام کاظمی و موسی حجازی آموزگاران دبستان پهلوی را که از مخالفین خود میدانستند مض