آبان؛تیرهای سربی و درخت زندگی -گیتی_پورفاضل

۲۶ آبان ۱۴۰۰

در روزهای پایانی آبان هستیم ؛ ماه میانه پاییز ؛ ماهی که چون برگهای خزانی اش ان در برج عاج نشستگان جوانان خواهان آزادی اندیشه گفتارونوشتاررا با تیرهای سربی از درخت زندگی جدا کردند .
۴۳ سال است درخت آزادی باخون مردم آبیاری میشودوتا زمانی که چُرنام (شلاق) و دارودرفش برسرکشورباباددرجنبش وبر مردم دادخواه فرود می ایدوپاسخشان سرب داغ است ؛ این درخت با خون تنه اش گلگون است .
ریشه ها چنان ستُرگ واستوارندکه زور گویان بالانشین باچماق به دستانشان ناتوان ازهماوردی برای خشکانیدن اش
هستند .
این حکومت به گفته خودشان مردمسالار
چنان ازخروش مردم به تنگ آمده که نا گزیرتن به بسیاری از ارزشهای ملی داده که سازگاری با اسلام نابشان ندارد.
این ناگاهان که باسیاست وبینش جهان امروز وانچه در ان می گذرد ذره ای آشنایی ندارند و هوا برشان داشته بود که می توانندامپراتوری خلیفه گری هارون الرشید را پی اندازند درنخستین سالهای روی کار اوردنشان که آن را کار الهی می دانستندنه کارابرکشورها ؛ دراین اندیشه بودندکه بایدمرزهارا از میان کشورهای مسلمان برداشت و پیکره ای یک تن از اسلام ساخت تا بتوان با گسترش فرهنگ آن در برابرفرهنگ پاد اسلامی باختریان ایستاد ؛ انچه درسرداشتند را درحوزه ها باتزسیدجمالدین اسدابادی که بنیانگزارش بودبه طلبه ها درس دادندوباانقلاب هماهنگ کردند غافل از این که ایرانیان با زیرکی درهمان سدهای نخستین اصول
اسلامی را دستکاری کرده دو اصل به سه اصل آن افزودند(عدل وامامت را به توحیدونبوت ومعاد) انقدر احادیث و اخبارنادرست ساختند که تا امروز هم جدا کردن درست از نادرست سخت است پرورش یافتگان حوزه های امروز ایرانی که بایدگفت دنباله همان نظامیه های پی انداخته شده خواجه نظام الملک در زمان پادشاهی سلجوقیان ترک تبارنوکر خلیفه های عباسی انیرانی بود هستندوزبان عربی زبان رسمی نظامیه هاوهمه درس هایشان هم به این زبان تدریس می شد که در دایره احکام اسلامی و باورهای عربی بوده است .
ازاینروی آشنایی با زبان و فرهنگ پارسی
به فراموشی میرفت تا انجا که حافظ به خروش آمده ناخشنودی اش را چنین اشکارا می گوید :
اگرچه عرض هنر پیش یار بی ادبی ست
زبان خموش ولیکن دهان پُراز عربی ست
ویا
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
میخوانددوش درسِ مقامات معنوی
ان دسته ازسرایندگان و نویسندگانی که هنوز دلبسته زبان وفرهنگ خویش بودنداز چنین بی نگاهی رنج می بردند.
امروز هم رنج ما رنج حافظ است و خواسته هایش .
پرورش یافتگان نظامیه های دوران سلجوقی و پس از ان ونیز حوزه های
دوران صفویه به این سوی باسرکردگی مجلسی که علامه اش نیز می خوانند تا دوران پهلوی چون تاریخ ابران را نخوانده وبا فرهنگ نیاکانشان آشنایی وهیچ آگاهی نسبت به جنبشهای سیاسی ایران ندارندتا بداننددلاوران این مرزوبوم کهن چگونه در برابرخلفای عرب ایستادند و مردانه جان دادند ؛ در نخستین سالهای انقلاب که پشتیبانی توده مردم را دیدند هوابرشان داشت و فیلشان یاد هندوستان کردوچون بیشترینشان نیز تبار عربی دارندویااگرندارندبه شیوه ای می خواهند برای خودشان تبار عربی بسازنددراندیشه گسترش مسلمانی با احکام فقهی افتادند
ولی با شگفتی می بینند که مردم ایران که پذیرایشان نیستند می خواهندبه همان روش عربی خود را به زور به مردمی که تنفر از سیمایشان و گفتارشان نسبت به انان می باردتحمیل کنند ؛ اما نمی دانند مردمی که به دیدار بزرگترین دلاورشان بابک می روند و خویشتن را فرزندان کورش می نامند و سه پند زردشت را گرامی و زبان پارسی را پاس ؛ هرگزبه یوغ پروردگان حوزه ها نمی روندوتن به بیگانه نمی فروشند .
ما ایرانیان به بانگ بلند فریاد می زنیم
وبراین باوریم که :
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
اکنون حساب کارتان را بکنیدوپا پس بکشیدکه فردا دیر است
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
#️⃣ #
https://t.me/GitiPourfazelsArticles